مواظب آنها باشید، چرا که با زرنگ بازی هایی که حتّی به نظر شما نمی رسد، به راحتی پول بیشتری از شما می گیرند! فضای ورودی: معمولاً جریان هوا در این منطقه آنقدر خنک و مطبوع است که با عبور از آن ناخودآگاه حسّ تفریح و خوبی به شما دست می دهد، بنابراین اوّلین چیزهایی که جلوی دید شماست: انبوهی از اجناسی است که برای ...
برای مدّت پنج سال، آرایشگری به نام مریم، و کریم فروشنده لوازم خانگی، عاشق یکدیگر بودند. آنها مخفیانه در خانه ای که کریم با والدینش زندگی می کرد، همدیگر را می دیدند. در جامعه ی ما که متأسفانه دختر و پسر بدون اطلاع والدین خود و هیچ محرمیتی با یکدیگر در ارتباط هستند، آنها قانوناً زن و شوهر بودند، بله، ازدواج موقت.
مایع موجود در نارگیل نارس را می توان بجای پلاسمای خون استفاده کرد.
تواضع، مرد را برافرازد و تکبر او را خوار کند.
فرستنده : دختر زمستون زمستون داری میری؟ داری کوله بارتو جمع میکنی؟ انگاری تو هم بوی بهارو شنفتی؟ آره دیگه زندگی همینه یکی میاد یکی میره نباید غصه بخوری چون که تو هم خوب و قشنگ بودی وقتی که با برفای قشنگت همه جارو سفید پوش میکردی وقتی که آدما به هم گلوله برفی پرتاب میکردن و شاد میشدن اون وقتا که بارون میومد و من صداشو گوش میکردم و اشکم در میومد تو این همه چیزای قشنگ داشتی وقتایی که مینشستم کنار پنجره ی رو به حیاط و شعر میگفتم زمستون عزیز سفرت به خیر و خوشی حداقل من یکی که خیلی دوستت دارم خیلی زیاد چون هر چی نباشه من دختر زمستونم
فرستنده : دختر زمستون یه سلام رنگارنگ مثل رنگین کمون قشنگ * سلام دوستان چه جدیدا و چه قدیمیا دیگه کم کمک داره بوی بهار میاد همون بهاری که هممون دوستش داریم ما هم میتونیم مثل بهار باشیم و دوباره شروع کنیم و سبز بشیم وگرنه همون چوب خشکیده ای هستیم که فقط به درد سوزوندن میخوره بچه ها فکر نکنید این حرفا رو میزنم از سر دلخوشی نه باور کنید من هم مثل همه ی شما غم داشتم مشکل داشتم لحظه های سخت داشتم و هنوزم دارم من از برزخ عبور کردم منم مثل شماها گریه میکنم منم غصه دارم ولی باور کنید که با گذشته زندگی کردن فایده ای نداره بیایید با هم دیگه بهاری بشیم مثل اون شکوفه های قشنگ و رنگارنگ مثل گنجشکا که همش جیک جیک میکنن بیایید ما هم از خدا تشکر کنیم به خاطر همه چیز همه چیز همه چیز آرزوی من سلامتی و شادکامی همه ی شماهاست
فرستنده : دختر زمستون سلام نلی جووووووووووون دوست خوبم* آره عزیزم تولدم بود ممنونم ازت که این همه با احساسی بالاخره یه نفر پیدا شد که بفهمه چرا من اسممو گذاشتم دختر زمستون(چشمک) خیلی خوشحالم کردی خیلی زیااااااااااااااااد منم برات آرزو میکنم که هیچوقت امیدت رو از دست ندی و سال جدید یه سال خوب و پر از لحظه های خوش و همراه با سلامتی برات باشه بووووووووووس
فرستنده : توحید امیدوارم همه عزیزان موفق باشین من از رنج بزرگی در زندگی در عذابم ولی راستش را بخواهید خودم هم نمی دانم چیست
فرستنده : Neli salam YAS e azizam omidvaram halet khob bashe golam. chand roozi mishe ke miyam va aa to khabari nist omidvaram har ja hasti halet khob bashe va hame chi khob va moratab bashe . age toonesti ye khabari azat bede azizam be fekretam golam va dooset daram khaili ziyad
فرستنده : عاشق بی عشق محمد بهاره!!!!!! عزیزم من نمیشناسمت اما حداقل اینقدر بهم گذشته که تا حدی حلتو بفهمم...من نمیگم چکار بکن یا نکن!!! اما یه چیزو بدون اگر تو از این دنیا بری چند روزی برات مراسم میگیرن بعدشم فراموش میشی(این یه قانونه بیرحمانست) فکر کردی نبودنت کسیرو آذار میده نههههههههههه!!!!!!! فقط جارو برا یکی دیگه باز کردی همین و بس... فکر کردی برا طرفت اهمیت داره؟؟؟ بخدا خوشحال میشه که از شرت خلاص شده.... پس بمون بمون بمون... و با بودنت . با پیشرفت هایی که میکنی بهش ثابت کن و کاری کن یه عمر حسرت زندگی با تو و داشتن تورو بخوره... با مرگت چیرو و به کی میخوای ثابت کنی؟؟؟
فرستنده : یاس * neli * دوست عزیزم ، زندگی با خاطره ها . . . هیچی ندارم بگم . . . جز . . . دوست دارم و خوشحالم درکت می کنم و خوشحالم درکم می کنی و خوشحالم با تو دوستم ، یه حس گرمی می دن ، دوستان این مکان و مخصوصاً تو گل ترینم . * عاشق بی عشق * دوست دارم فریاد بزنم و بگم : راست می گی . . . فقط تاییدت کنم . همین . ! . ! . * گل آفتابگردان * عزیز دلم * محمد بهاره * بهمم ریخته تو و اشکات عذابم می دید . چی شده گلم ؟ یه جوری اگه سبک می شی ، درد و دل کن یا بنویس . من می خونم نوشته های فوق العاده ی اون دلت رو که منم بهش می نازم ! که دوست عزیزی مثه تو دارم و افتخار می کنم که باهات آشنا شدم ، از ته دلم بود تمام حرفا . * دختر زمستون * عزیزم منم دوست دارم منم سکوت می کنم ، خیلی خسته ام ، خیلی . . . فقط . . . شرمنده ات ، به بدترین نحو ممکن ، من تسلیم خدا و زمان شدم ! بدترین شکل ممکن ! بدترین ! دعا کردی من جا نمونم ! فدای تو .مرسی عزیزم . * آسمان کبود * می دونی چقدر خوشحالم ؟ انقد لذت بخش ِ که همیشه به تو نمی گم و می فهمی ! و من راحت و آسوده و مطمئن از درک شدن از سمت ِ تو ، میام و می گم : درست فهمیدی . و لذت بخش تر این که ، تو هم کامل نمی گی اما می فهمم که کامل فهمیدی . دعام کن منم دعات می کنم . ممنونم منو می فهمی و ممنونم از خدا که تو و خیلی های دیگه رو با من آشنا کرده . دوست دارم مهربونم ، آسمونم .
فرستنده : یاس * پسر بارونی * عزیزترینم ، مگه من رفتم که این طور و با این لحن کامنت گذاشتی ؟ ! مگه من خداحافظی کردم ؟ ! چرا گفتی برگرد ! راستش قسم می خورم که 4 یا 5 روز هست که بد جور بهم ریختم ! کارا و مشکلات دنیای حقیقی یه طرف ، اومدن این جا و کامنتایی که همه و همه سراغ * محمد بهاره * رو می گیرن و به اون ختم می شن ، یه طرف . . . ممنونم از شعر قشنگت . تشکر به مثل همیشه منو شرمنده ی مهر و محبت بی پایانت کردی . سعی می کنم رو به راه شم تا کامنت با انرژی تری برات بذارم . شرمنده که گاهی از توانم خارج می شه ، بازی کردن و به قول سیاوش قمیشی عزیز : نقاب چهره ام رو گم می کنم ! * AYHAY * چی شد ؟ یه مرد قول نمی ده اگه قول بده ، جوون مردی می کنه و زیر قولش نمی زنه مگر این که کسی که باهاش عهد کرده ، از قول صرف ِ نظر کنه . حالا سلام م م م ! من هستم ! این بار یاس . با همون معنای نزدیک به ذهن همه ی آدما نه Y ... A ... S . ترک کردن این جا ربطی به ازدواج داره ! ؟ ؟ ؟ ؟ هه . . . من ازدواج کنم ! ! ! ( ( ( عاشق شدنم ، آروزست . . . ) ) )
فرستنده : گل آفتابگردان خوش به حال دل من... که چنین محتبی را به تو در خود جا داده...خوش به حال دل من که آیین وفاداری را به اوج رسانده... چه با محبت است دل من..چقدر عشق را می فهمد...دل معصوم و ساده من...که در این قحطی مهر و وفا...گوهر عشق درخود دارد...و اما تو...دلم به حال دلت می سوزد که هرجا سودی باشد هر جا بوی پول بیاید...هر جا جاه و مقام و شهرت باشد... دل تو آنجا لانه می کند...تا وقتی جای بهتری برای این چیزها بیابی واز آنجا هم کوچ کنی... خوش به حال دل پاک من... هرگز به اندازه این روزها که می سوزد و می گدازد ولی خم به ابرو نمی آورد ، مخلصش نبوده ام...امروز در میان گریه و سوز و گدازی که داشتم به آسمان نگاه می کردم یک لحظه لرزیدم اگر خدا سوختن و آب شدن مراببیند و به تو خشم بگیرد ...خدایا دیگر این گونه گریه نمی کنم او را گر چه نتوانسته ام تا حالا ببخشم ... ولی تو بخاطر من به او خشم مگیر .. من و دلم به این غم دیگر داریم عادت می کنیم ... گریه هم دارد عادت می شود...همین درد یادگاری از او برای من بس است. دیگر به او کاری ندارم...(گریه...گریه ... گریه)
فرستنده : ye bad shans baba man delam TORO mikhad ino be ki begam akhe
فرستنده : Neli salam YAS e azizam neveshtam ghabele toro ndasht golam , azizam khaili khoshhalam ke khoshet oomad. salam dokhtare zemestune mehraboonam fek mikonam in chan vaghte tavalodet boode nemidoonam daram hats mizanam age dorost hats zadam TAVALODET MOBARAK azizam azizam azizam
فرستنده : Neli salam be hameye bachehaye tribun omidvaram hame khob bashin / oomadam faghat begam hichvaght az doost dashtan enseraf nadin hata age kasi behetoon dorogh goft baz behesh forsat bedin .. eshgh ro tajrobe konin hata age toosh shekast bokhorin ino bedoonin ke age kasi varede zendegitoon shod va gozasht raft alave bar in ke khatere be ja mizare mitoone ye tajrobe ham be ja bezare bacheha manam daram ba hamin khatereha zendegi mikonam
فرستنده : K.A فقط توکل به خدا
فرستنده : عاشق بی عشق دتر غم چطور فراموشش کنم .. مگه گذری بهش رسیدم؟؟؟؟ خیلی راحت نیست کسی رو که با فکرش روزو شب میکنی .. کسی که تنها انگیزه کار پیدا کردنت بوده...از یاد ببری من نمیدمنم چی به سرم میاد اگر با شوهرش ببینمش.... نمیتونم قبول کنم یکی دیگه بغلش کنه خانمی!!!! تو یه برزخ گیر کردم واقعا.. هرچی تلاش میکنم که فراموشش کنم مثل باتلاق میمونه بیشتر عاشقش میشم و به طبع حساستر
فرستنده : Me I do not love you anymore and that is a great feeling
فرستنده : AYHAN سلامی به بوی بهار به بر و بچ با حال اگه یادتون باشم البته قدیمیا جویای احوالتون دورادور بودم اما تعجب من از نبودن y..a..s ... دختر خانم یعنی خانم دکتر قهر کردن یا شوهر کردن (چشمک)اگه بخونی به قول خودت ...دختر غم تو باید بدونی ...منتظرم ...در ضمن عید بر همه مبارک
فرستنده : سکوت فریاد //محمد بهاره//عزیزم قربون اون چشمای زیبا با اون لب های قشنگت تورو خدا جواب ایمیلهامو بده تو به من قول داده بودی.یادته؟؟ چی شدی دوباره؟؟؟چی شنیدی؟؟مگه قرار نبود به اون دیگه فکر نکنی؟؟من منتظرتم بخدا به ایمیها و درد دلهات عادت کردم.الان مثل مرغ پر کنده شدم.تورو به روح مادرت جوابمو بده.تورو به روح پدر بزرکت که اونقدر براش دل تنگ شده بودی جوابمو بده بخدا دارم دق میکنم
فرستنده : تو بی من بی تو سلام به همه.سال نو مبارک.امیدوارم مثل ببر توو جنگل زندگی فقط شکارچی باشید
فرستنده : هیوا من اتفاقی مطالب رو دیدم، اما خود من هم یکی از شماهام که تجربه سختی رو داشتم الانم حال خوبی ندارم،اما تنخا چیزی که من رو دل خوش میکنه اینکه جایگزینش خدایی رو بدست آوردم که حتی تنهاش بذارم تنهام نمیزاره و اینکه به تنها چیزی که شک ندارم عدالت خداست پس به خدایی که عادل امید داشته باشید،خدا خدا خدا و اون وقت ببین چقدر این عشق ظاهر بی ارزشه خیلی خیلی .... هیچ چیزی سخت نیست،هیچ چیزی ،توکل کن،خدایی هست.
فرستنده : یاس تنها محمد بهاره کجایی؟ مرگ من اگه پیامها رو میبینی خبری بده؟ نگرانتیم؟؟؟؟؟؟
فرستنده : یاس تنها دوستان گل تربون همتون رو دوست دارم و آرزومند آرزوهاتونم، غمی تو دلم لونه کرده که سه سال و نیمه شده مهمون ناخونده، با همه این احوال فقط به یه چیز که همه چیز و همه کسمه " امید به خدا" من رو زنده و رو پا نگهداشته، شما شاهدین که هر از چن گاهی براتون از دردها و غمها و غصه هام و از فراق دویار سبکبال زندگیم مینویسم و مینالم و میبارم ولی با اینحال به این نکته ای که میگم دقت کنین : روزهای اول از اینکه هردوشونو از دست داده بودم خیلیییییییییییییی خیلییییییییییی(کلمه ای برا این حس پیدا نکردم)غمگین و ناراحت بودم و دوست داشتم حداقل پسرم میموند و منهم یه بهانه ای برا زندگی و روز و شبم داشتم ولییییییییییی گذر زمان و چیزایی که سرم اومد سجده کردم و خدا رو شکر کردم و تازه فهمیدم که بچه بی بابا بزرگ کردن مصیبتی فراتر از مرگ فرزنده، اونم با خانواده ای که سر مال دنیا بلا بسرم آوردند و...و...و... که اگه بگم شاهنامه ای میشه در چندین جلد، دوستان عزیزم بگذارید زمان بگذره و فقط امید و توکلتون به خدا باشه.زمان همه چیز رو بهمون ثابت میکنه، خدا ما رو خلق کرده و خودش برنامه زندگیمونو چیده و حتما یه فکرایی هم برا ما کرده، خدا رو شکار باشیم و برا همدیگه دعا و دعا و دعای خیر بکنیم. الهی به دلشکسته مادران فرزند از دست داده به حرف دل این بچه ها گوش کن و آرزوشونو به خیر تبدیل و برآورده کن. "آمین"
فرستنده : عاشق بی عشق وقتی تو بچگی بابام مرد گفتن صبر کن.. بدبخت شدیم گفتن صبر کن..مامانم مریض شد گفتن صبر کن..حسرت کوچیکترین چیزایه هم سن و سالهامو میخوردم (خوب بچه بودم) گفتن صبر کن..همه جا چون پدر نداشتم یا حرفای کلفت بارم میکردن یا به چشم ترحم نگاهم میکردن گفتن صبر کن.. بعد چندین سال عشقمو واسه یه عمر زندگی پیدا کردم "احساسم . وقتم . انژیم . پولم . قلبم . جسمم . روحم . اعتبارم . آبروم " رفتن زیر سوال بازم صبرررررررررررررر؟؟؟ خدا مگه قربونش برم بیکار نشسته فقط منو و امثال منو امتحان کنه؟؟ چرا خودمونو گول میزنیم... همه مخصوصا دخترا منو دوست دارن اما وقتی نوبط من میشه که عاشق بشم و دوست داشته باشم کسی منو نمیخواد همه دوست پسر و نامزد پیدا میکنن!!! چرااااااا؟ من هیچ وقت عشقو به بازی نگرفته بودم که حالا تاوانشو بدم.. خدارو شکر اما قبول دارین انسان یه حدی داره نه؟؟؟؟ از حد که گذشت شیر اطمینانت باز میشه و مثل من سرریز میشی
فرستنده : دختر غم *اسمان کبود*عزیزم!تو راست می گی منم همه اینا رو قبول دارم می دونم اشتباه خودم بود این روزا نتیجه دل رحمی هام هستش!نتیجه درک یه احساس، فهمیدن قلب یه نفر! ارزش گذاشتن واسه حرفاش برای احساسش برای اشکاش!*عاشق بی عشق*منم یه روزی خواستم برم اما اشک ریخت و نذاشت با اشکاش راه رفتنم رو بست و من باز حسشو درک کردم و نشکوندم دلشو!! اما حالا ببین حال روز خودمو!حالا کی دلش به حال دل من می سوزه؟کی منو درک می کنه؟خود اون آدم هم.... بگذریم! تو هم ازش بگذر چون اون بهترین کار و کرد و درست ترین تصمیم را گرفت و مطمئن باش برای تو هم بهتره! ای کاش منم اون روز می رفتم و........ حالا این روزگارم نبود!*آسمون جونم*می دونم آخرش باید فراموش کنم!اما اووووووون قدددر بهای سنگین و گرونی به خاطرش دادم که فراموش کردن برام آسون نیست! من تمام زندگیمو باختم و حالا از همه طرف هم خانواده هم دانشگاه و درس هم آینده ام همش رو هواست و نابوده.... سخته!!!!!!!!!
فرستنده : دختر غم *محمدبهاره* نرو!! به خاطر همه اونایی که این جا دوست دارند و منتظرت هستن! نرو به خاطر ما........ نرو! مرگ چاره کار نیست! منم آرزوی یاس را می کنم. این که تو این تصمیم کم بیاری! من تا حالا چند بار کم اوردم! نشد نبینم اون خدایی را که بالای سرمه!همون خدایی که این همه ازش گلایه دارم! همون خدا نذاشت کم اوردم و حالا هستم! ای کاش تو هم بمونی...... ای کاش!!! دارم دق می کنم چون منم یه روزی به جایی که تو رسیدی ،رسیدم به همون نقطه ای که ازش نوشتی دارم میمیرم!نذار جای خالیت اینجا قلب هممون را بسوزونه!!!بمون.............
فرستنده : ? حرفاتون جالب بود..... چرا ادما همیشه مثل علامت سوال به خودشون می پیچند...
فرستنده : حسین ب سلام به همه اونایی که تو تریبون آزادن . فقط اومدم یه پیام برا همه نا امید ها بفرستم . من کسی هستم که در اوج نا امیدی بودم هم داشتم عشقم رو از دست می دادم هم داشتم کار و زندگی که برا به دست اوردنش کلی تلاش کرده بودم از دست می دادم همش به خدا گله کردم تا اینکه روزی داشتم پیام های سابق عشقم رو مرور می کردم واز فراقش می نالیدم به پیامی رسیدم که اصلا یادم نبود . پیام این بود ( همیشه و در همه حال خدا رو بابت همه چیز شکر کن و به مشکلت بخند اخه اون موقه خدا به صبوریت افتخار می کنه و حاجت اصلی دلت رو برآورده می کنه ) وقتی بهش خوب فکر کردم اشکام رو پاک کردم و از اون به بعد شروع بهشکر خدا کردم این شد کاره هر روز من تا اینکه بلا اخره در اوج نا امیدی دلم به زندگی گرم شد. آره ثابت شد من بی گناهم وعشقم به من رو آورد و حالا با هم نامزدیم . کسب و کارم که یه شرکت هست و با کلی قرض و قوله به راهش انداخته بودم حالا خوب می چرخه . طلبام رو پاس کردم اونم از سود شرکتم . فقط یه توصیه هیچ وقت برای اینکه کسب و کارتون رو شروع کنید یا رونق بدین از پول نزول استفاده نکنین که خیلی کثیفه . حالا احساس امید و پیروزی می کنم . و طبق همون کاره همیشگیم در برابر هر مشکلی می خندم و خدا رو شکر می کنم و بی برو برگرد در برابر اون مشکل پیروز می شم . نا امید نشین که اون بالایی کارش درسته / بای
فرستنده : پسر بارونی سلام به همه نمی دونم چرا و چگونه همه حال و هوای پریدن و ترک سنگر زندگی شون بهشون دست داده . اما از کامنت های فوق العاده ......... میشه فهمید کم آوردن و تاب تحمل ندارن. شعر "" سنگر نگاهدار"" رو برای همه این عزیزان اللخصوص دو عزیز جمعمون یعنی محمد بهاره و Y...A...S تقدیم می کنم تا بلکه برگردن به سنگر و با جونشون مراقبش باشن. سپاسگزارم
فرستنده : پسر بارونی ""سنگر نگاهدار"" پلها شکسته است!... راهی به بازگشت نمی یابی... گر از خیال روزنه میسازی... آن نیز بسته است!!.....نجوا گر فریب ... در گوشت این فسانه همی خواند... تا چند در تلاش؟... لختی فراغ باید !؟... پس زندگی چه شد؟... آسودنی بباید و امنی و راحتی!!.... تســــلیم !...؟ // هرچند-- ننگ است ننگ ذلت تسلیم!!... سرتا قدم خروش... بی باک و سخت کوش... یا مرگ یا حیات!... یا غرق یا نجات!... اینت شعار باد؟ ... از پیش دشمن آیدو از پی... دریای نکبت است... مرگ است! ذلت است !.... از پیش دشمن آید و از پس... پلها شکسته است... گر از خیال روزنه می سازی... آن نیز بسته است... بـــــــــــــرگرد هم نبرد... گامی به پیش... گامی!...گامی!.... آغوش گرم سنگر همسنگـــــــران تو... بازست... بازگرد... گامی به پیش... گامی... ستوار گام بردار!... سنگر نگاهدار!... سنگر نگاهدار!..........
فرستنده : عاشق باعشق سلام به عاشق بی عشق.میتونم درک کنم که شما چی می گید می تونم این وبگم که وضعیت من خیلی بدتر از شماست چون من یه دخترم همیشه تو یه رابطه این دخترا هستن که بیشتر از پسرا از نظر احساسی آسیب می بینن.خوب اگه اون دختر میگه برو دنبال زندگیت شاید می دونه که ممکن نیست شما به هم برسید میتونه دلیلش خانوادش باشه یاشاید قبل شما کسی بوده که نتونسته فراموشش کنه فکر میکرده با شما شاید بتونه فراموشش کنه ولی نشده ،حالا که فهمیده میگه برو دنبال زندگیت.شاید اونم خیلی ناراحت از این قضیه.من از خدا خیلی خواستم که به عشقم برسم از ته دلم واقعا خواستم وقتی میبینم که این اتفاق هنوز نیوفتاده، لابد صلاح نیست خدا خودش بیشتر می دونه.ولی یه چیزی ومطمئنم با این همه سختی که دارم میکشم خدایه روزی تلافی میکنه وبهترش وبه من میده.این وبدون تنها کسی که از همه چی،از این دل تو واینکه الان داری چی میکشی خبر داره فقط خداست که کاملا درکت میکنه، امیدت فقط به خدا باشه مطمئن باش جوابتو میده،چون همه چیز دست خداست.من تواین چند وقت سعی کردم با کارام دل خدا رو خوشحال کنم وقتی خدا ازم راضی باشه این طوری دعاهام زودتر مستجاب میشه 2حالت بیشتر نداره یا عشقم به من میده(اگه لیاقتمو داشته باشه)یا یکی بهتر از اونو به من میده...تو تنها نیستی خدا باهات به قول ما آدما دلشو بدست بیار ،میبینی چطوری از در ودیوار برات خوبی میفرسته.اگه من با این وضعیتم آرامش دارم فقط به خاطر اینکه میدونم یکی حواسش به من هست اونم خداست.:-)
فرستنده : انوشا با سلام من به کمک فکری یا مشاور احتیاج دارم میتونین جایی رو بمن معرفی کنین؟ و 27سالمه
فرستنده : feriyal salam bachehe manam yenafaram mesle shomaha chera inghadr minalid !!!aya fekr nemikonid khodeton bishtarin sahmo dar bevojod omadane nimi az moshkelate zendegi ro darid! yekam imanetono ghavi konin ,akhe mage az zendegi chi mikhain ke bedast avordanesh inghadr sakhto gheire momken shode!!!???adama hame mesle hamdigan faghat tipa ghiafeha v tarze zendegia motfavete,khoda har kasio bishtar dost dashte bashe bishtar moshkel mide ke bege man ba toam didhatono kami avaz konin. man 20 sal sen daram v bishtar az aksariateton moshkel to zendegi daram ama fekr nemikonin nalidan dige kafie kami shokr gozari konim ta khoda be ma bishtar tavajo kone!!!
فرستنده : یاس {یک بار اینو گذاشتم اما نمایش ندادن،نمی خواستم تکرارش کنم اما به خاطر ِ " محمد بهاره " که شاید بیاد و بخونه ، برای تو } . . . *4روز ِ گـَندتر از هم دیگه...!*روز ِگند اول:دارم کنار میام با روزهای ِنبودت.دارم سعی میکنم میلاد ِتن ِ تو و یارت را جشن بگیرم اما در اتاق خودم!نخواه که در جشن شما شرکت کنم!فکر نکنیا،ناراحتما ! نه،مدیونی.اما دارم دق میکنم با اجازتون!؟ روزِ گند دوم:به خاطر نداشتن من.به خاطره خلاصی از من.به خاطره تموم شدن این رابطه اتفاقی به خاطره من!حاضره هر کاری بکنه تا از چشم ِمن بیوفته! اما نمیدونه که یاس منفی نمیبینه و همه نگاش روی ِ اون من ِدیگه اش،ثابت مونده..روزِ گند سوم:برایِ داشتنش.برای ِاز دست ندادنش باید با سکوت بدرقش کنم! با مواد ِ اضافه که شامل:بغضی که داره خفم میکنه !و چشمانی که داره دلمو رسوا میکنه...!پس آروم به اتاق خواب میرم روی ِ آینه میز آرایش با رژ سرخ رنگی مینویسم:گل ِ من باغچه نو مبارک...!باید سکوت کنم اونم از نوع تلخش..!نمک لطفا برای ِ پاشیدن روی ِ زخمه تازه ام...! و روز ِ ....چهارم! : کوچتر از آنم که بتونم تویه بزرگ رو در خودم جا دهم.اما الان دارم کم میارم دارم به ۴سال باهم نبودن!!!و یک عمر باهم ماندنتان حسودی میکنم!!!میدونم احمقانه اس و کمی کودکانه اما بذار خودم باهاش کنار بیام..نه با رفتت درست نمیشه وایسا ! نذار برگردم به ۳سال پیش،نذار دوباره اطرافم سفید پوش بشه!من اتاق ِ بدون ِ پنچره و درو دیواره ابری نمیخوام!من لباس با بندهای ِ بلند که دورم پیچیده بشه نمیخوام.. ! لطفا . . . بازم دیر شد! ؟ داره بدو بدو میاد !میگه : بخورشون ! ! ! میپرسم : پرستار امروز چندمه ؟ با خنده از نوعه تلخش میگه : رفته . . . ببین . . . اون ۴ساله که رفته . . . تو قرص بخوری ، اونم میاد . قول میدم!!!!! قول میدم !!!! قول . . . ق و ل . . . ق و ل ( دلم خوش نیست ، می فهمم تو رو ، اینو خیلی وقت پیش نوشتم ، پس . . . بی خیال . شاید تو هم رفتی و یکی باید قول بده که برگردی ! ! ! هه . . . هه )
فرستنده : یاس " " " محمد بهاره " " " اگه می دونستی من چه راهی رو انتخاب کردم ،" به خدا " حاضرم قسم بخورم و شرط ببندم که التماس کنی با تو " یکباره " خودکشی کنم و این طوری نباشم . . . باور کن . می تونی بفهمی چی می گم ؟ ! اگه کامنت رو دیدی کامنت بذار کار واجب دارم باهات . شاید منم با تو هم صدا شدم ! ! ! یک تلنگر می خوام ! که منم خودکشی کنم به جای خودکشی که الان دارم . . . . . منتظرتم . می دونی که انتظار یعنی چی ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ * neli * نلی عزیزم ممنونم از شعر نازت ، تا به حال ، نخونده بودمش ، خیلی قشنگ بود و در عین خلاصه بودن پٌر معنی . تشکر به فکرمی . خیلی اوضاع درستی داشتم با حرف های دوستمون محمد بدجور بهم ریختم . معذرت کامنت برات خیلی خلاصه نوشتم . ببخشید دوست عزیزم .
فرستنده : دختر زمستون یه سلام با عطر شکوفه های سفید و صورتی* محمد بهاره** دوست خوبم اینایی که نوشتی یعنی چی؟ دلم گرفت! چرا همش میای مارو میترسونی؟؟؟؟؟؟ نکنه واقعا کار بچه گانه ای بکنی؟ عزیز من مگه من مشکلات ندارم؟ آسمون سوراخ شده تو افتادی پایین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بابا ما همه مشکل داریم ولی یه خدایی هم داریم که خیلی مهربونه من به حرف دیگران کاری ندارم که خدا جواب نمیده و از این حرفااااااااااااا مگه میشه؟ حتما اگه خدا جواب نمیده عیب از خود مونه حتما نتونستیم تا حالا درک کنیم که اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست دوست خوبم منو ببخش ولی خیلی ناراحتم کردی و خیلی هم غصه دار شدم اگه فقط یه ذره دوستانت رو دوست داری بیا و بگو که حالت خوبه منو بگو فکر میکردم داری واسه عید آماده میشی! (گریه) یاس جونم دوست خوشگلم** بیشتر از همه چیز میخوام بدونی که اگه دوستت نداشتم هیچی نمیگفتم و بیتفاوت میشدم ولی باور کن که هر چی مینویسم فقط برای اینه که میخوام کمکی کرده باشم عزیزم تسلیم شدن اگه با رضایت قلبی نباشه تقریبا فرقی با مقاومت نداره! دیگه هیچی نمیگم فقط این که دوستت دارم* یه عاشق بی عشق ** همه ی ما تقریبا از این تجربیات داشتیم پس یه کم تحمل کن باور کن که ( این نیز بگذرد) نلی عزیزم* ممنون از شعرت اونورا چه خبر؟؟؟؟؟؟؟ هوا خوبه؟ خوش میگذره؟ امیدوارم که همیشه شاد باشی* مینو جون* ماه که چه عرض کنم تو خیلی ماهی!!( چشمک) بچه هاااااااااااااا همتونو دوست دارم
فرستنده : آسمان کبود "یاس عزیزم" دوست خوب و صبور و فهیم من.... زبونم امروز بند اومده.... تازه فهمیدم منظور حرف چندروز پیشت چی بوده..... خیلی سخته که نتونی به دوستت کمک کنی و حتی تو حرف زدنم کم بیاری..... من اعتراف میکنم که نمیتونم جز سکوت جلوت حرفی بزنم....!!!!! میدونم کوه دردی ولی به قول چاوشی عزیز : طاقت بیار و مرد باش!!!! توکل کن توکل کن توکل کن عزیزم... بذار خدا خودش اونچه که به صلاحته رو سر راهت بذاره... بذار خودش هرجور که صلاحته یزات رقم بزنه... مقاومت مقابل خدا و خواستش به صلاح هیچ کدوممون نیست گلم......
فرستنده : آسمان کبود " دختر غم عزیزم" چرا شرمنده؟؟؟؟ دوست خوبم به نظرمن خیلی از بدی ها و سختی هارو خودمون برا خودمون به وجود میاریم بعدم به راحتی میندازیم گردن خدا!!!! منم مثل تو ، فرق نمیکنه،منم 3سال هرچی خدا زد پس کله م دست وردار نبودم که نبودم... میگفتم نه... همچی رو هم مینداختم گردن خدا!!!!! الانم هنوز خدارو بی تقصیر نمیدونم... حداقل هنوز نفهمیدم چرا اون .... رو سر راهم گذاشت و منو دیوونش کرد؟؟؟؟؟؟ ولی تا خودم نخواستم هیچ کدوم از بدبختیا و غصه هام تموم نشد...... نمیدونم بین شما چی گذشته ولی منتظرم بمون بدون هیچ نشانی از عشق و دوست داشتن دلیل بر انتظارت نمیشه عزیزم...... صبر کن بذار خدا خودش همچی رو برات بخواد بذار خودش بهترین راه رو بهت نشون بده...... تسلیم دلت نشو عزیزم....... به خدا توکل کن
فرستنده : آسمان کبود سلام به همه.... اینجا چه خبره؟؟؟؟؟؟ "یاس جونم" اون روز که گفتی مثل "محمد بهاره" ... منظورتو نفهمیدم..... حالا پشتم لرزیید کامنتارو خوندم!!!! "محمد بهاره" دوست عزیزم با تمام وجود آرزو میکنم از تصمیمی که گرفتی صرفه نظر کرده باشی و از فکرایی که تو سرت بودن پشیمون شده باشی و برگردی اینجا کامنت بذاری....... خدایا به بزرگی و کرمت قسمت میدم اگه به یکی سختی و غم میدی صبر و تحملشم بده...... خدای بزرگ به بزرگیت قسم که مشکلای این بچه ها رو حل کن و همشون رو کمک کن...........
فرستنده : ali_tabiat baba eyval kheyli sayteton bahale
فرستنده : گل آفتابگردان "محمد بهاره" عزیز ... مطمئن باش تو تنها نیستی که مشکل و غم و اندوه داری افراد زیادی مشکلات بدتر و سخت تر از تو دارند ... ولی می جنگند ارزش آدم ها به همین نحوه برخورد با مشکلات دنیاست... امیدوار هستم بیایی و از پیروزی هایت بر غلبه بر مشکلات خود به ما بگویی ... من همیشه از مشکلاتی که خودم تجربه کرده ام ... دردهایی که شاید به هیچ کس نمیشود گفت... اگر یک دلیل برای تحمل این مشکل داشته باشم این است که اگر فردا روزی برای فرزندم یا افراد جوان تر این مشکل پیش بیاید بتوانم مقاومتی را که خودم تجربه کردم به آنها منتقل کنم... مقاومت کن و سعی کن بهترین راه را انتخاب کنی...بهترین راهی که در توان داری... نمیخوام نصیحت کنم ... فقط نگرانتم ... ما بچه های تریبون برایت دعا می کنیم ...
فرستنده : گل آفتابگردان دوست من !!! هر جا کبوتری دیدی بال و پر شکسته ...دیدی دلش برای پرواز تنگ شده ... خود را به در و دیوار می کوبد ولی پر پروازش را شکسته اند... معصومانه و دردمندانه تو را نگاه می کند بلکه مرهمی بر زخمش بیابی....مرا به خاطر آور
فرستنده : دختر غم **محمد بهاره*** چی می گی؟؟؟دوباره چی شد؟؟ کامنتت را که خوندم یه حال عجیبی شدم! منم خسته شدم از این دنیا از این آدما، از این تقدیر شوم!از این روزای سخت! منم ته خط رسیدم! اما مجبورم بمونم و تحمل کنم تا روزی که خدا خودش منو برد بتونم تو چشمای خدا نگاه کنم و بگم که ازش شاکیم،ناراحتم،بتونم بپرسم که چرا این قدر زجرم داد! اما اگه خودم،خودمو ببرم اون دنیا دیگه نمی تونم تو چشمای خدا نگاه کنم بتونمم خدا دیگه به حرفام گوش نمی ده نمی خوام اون دنیا هم زجر بکشم! می خوام بتونم از خدا گلایه کنم! منم خستم منم بی پناهم! منم دلمو ادمای خدا شکستن بدجوری هم شکستن!بعد حتی آتیش زدن به قلب پاره پارم و بازم حتی به خاکسترش هم رحم نکردن! اما چاره ای جز صبر نیست! تو رو خدا دووم بیار! حالا نه، بازم صبر کن!!!! محممممممممممد!
فرستنده : دختر غم سلام به همه!*آسمون کبود*جونم به خدا شرمنده!گفتم گرفتار غرببتم!از شهر و دیار دل بریدم اومدم این ور اسمونمون!کمتر می تونم بیام اما واقعا سعی می کنم زیاد سر بزنم!از کامنت هات فقط یکی رو دیدم!! *آسمون کبود*حالم خرابه!نمی دونم چرا خدا داره با من این کارو می کنه!حتی خدا هم داره بازیم می ده! نمی دونم اون آدم چرا با اینکه همه چیز خراب شده بازم ادعای احساس داره!نمی دونم چرا می گه منتظرم بمون و نرو !!!! *آسمون حالم خرابه! (*یاس*عزیزم منتنات فوق العاده اند)
فرستنده : Neli dar bahare zendegi ehsase piri mikonam ba hame azadegi fekre asiri mikonam bas ke bad didam ze yarane be zaher khobe khod bad az in bar KODAKE del sakht giri mikonam............taghdim be hameye bachehaye gole tribun makhsoosan YASE azizam va dokhtare zemestoone mehraboonam
فرستنده : عاشق بی عشق سلامی گرم اول واسه خواهر گلم (عاشق با عشق) که جوابمو داد بعدشم خدمت همه ی نازنین های تریبون....عاشق با عشق به من بگو حالا که قطعا به تنها انگیزه زندگیم نمیرسم..حالا که منو نمیخواد...حالا که رودرو با اینکه اشک تو ی چشامو دید و گفت برم دنبال زندگیم.....چطور فراموشش کنم؟؟؟ شانسی پیداش نکردم.. نخواستم عروسک بازی کنم.. من چه کنم وقتی حتی تو خوابم جلوی چشمامه؟؟ تا حالا شده وقتی راهی نداری حتی خدا هم صداتو نشنوه؟؟؟ خیلی تنهام خواهری ..خیلی
فرستنده : یاس { محمدبهاره } بگم سلام ؟ ؟ ! ! الان داره نفسم بند میاد ! به خدا اگه 2 هفته پیش این کامنتتو می خوندم این حسی که الان دارم رو نداشتم ! اما الان وضع و شرایط فرق داره ! نمی دونم چی بگم ! ؟ اصلاً نمی دونم می خونی یا نه ! ؟ حتی نمی دونم . . . بگذریم . من برات همیشه کامنت می ذارم . گاهی اوقات نباید امیدهای یه نا امیدی رو ازش گرفت ، شاید با همون امیدهای کوچولو داره زندگی می کنه ! پس حتماً برات کامنت می ذارم ، چون حکم ِامیدهای همون نا امیدی که گفتمو دارم ! این حس خیلی بد ِ که دستت از همه جا کوتاه باشه ، حتی الان نمی شه خواهش کرد و التماس کرد ! مطمئن باش اگه 1% می دونستم میای حتماً این کار رو انجام می دادم ! ! ! اگه اومدی و روزی روزگاری این جا رو دیدی ، فقط اسم زیبای * * * محمد * * * رو هم که ببینم برات یکم از دردا میگم که این قدر راحت حرف ِ . . . . گناه داره * بهاره ات محمد * * * به خدا گناه داره ، این مجازات ِ بزرگی هست برای کسی که " حداقل " ( گفتم حداقل ) روزی تو رو دوس داشته . من لحظه ی آخر کم آوردم ، امیدوارم تو هم کم بیاری ، این اولین بار هست که از ته دل میگم : امیدوارم یکی کم بیاره . مرگ خوبه اما اگه می دونی 1% ناراحتش می کنی ، نکن . عاشقی که من می شناسم ، عشقی که ناشناخته در وجود ِ تو که ناشناس هستیم برای هم ، دیدم ، بعید می دونم دوس داشته باشی اذیت شه . تو از . . . کمتر نیستی ، اذیتم نکرد ، اذیتش نکن . . . . . به امید دیدار . آخر کامنتمو مطمئنم که نباید بگم : خداحافظ یا بدرود یا از این مزخرفات ، هر چند در اول ، برای سلام شک داشتم ! ! ! منتظرتم . تو رو خدا دیدی کامنتو ، 1 کلمه بنویس . 1 کلمه . خواهش . " دختر زمستون " حالم اصلاً خوب نیست . اما به خاطر احترام به حرفات و کلامت ، باید بگم : مقاومت ! ؟ ! من ؟ ! دختر زمستون تو دیگه چرا شوخی می کنی با من ؟ ! ! ! این مرگ تدریجی هست . . . . . . این خود کشی بدتر از هر مرگیست و این " تسلیم " هست نه " مقاومت " . . . دعام کن .
فرستنده : مینو سلاااااااااااااااااااام...احوال شما:) اخی دختر زمستون عزیز من مگه ماهم که رویت بشم..(چشمک) ..من همیشه پیامای تریبون رو میخونم البته یه مدت کوتاه نشد...خوبی عزیزجان ؟چه خبرا؟ امیدوارم بهار که میاد شما و بقیه بچه های گل تریبون بهاری بشید....یاس جان از لطف شما هم ممنون...امیدوارم هر جا که هستی اسمونش برات پر ستاره باشه(هاهاهاها چه جمله ای گفتم!!!!!) و اما محمد بهاره !!!ببخشید منظورتو نفهمیدم ولی امیدوارم راه درست رو انتخاب کرده باشی..... اینم یه بوس برا تمام بچه های گل و ترگل تریبون:) >>>>>>
فرستنده : forlano donyaye gharibis .chupane dorugh gu nazde hame aziz shode.
فرستنده : یاس تنها محمدبهاره، چی شده داری آدرمو میترسونی مرگ من واضح تر بگو بینم چی شده؟
فرستنده : محمدبهاره اینبار واقعا از همتون خداحافظی میکنم. بهترین راه را انتخاب کردم که دیگه برگشت نداره حتی اگر تمام دکترهای بیمارستان لقمان جمع بشن من پیروز خواهم شد خداحافظ تمام شماها که عاشقیدیا بودید من که رفتم و همه چی رو اینبار خودم انتخاب کردم وای که چه لذتی داره سراغم میاد
فرستنده : princess khodaya komakam kon, be on ham begoo ke rk o rast bashe :(nemikham sare kar basham nemnem
فرستنده : دختر زمستون بچه ها اگه تو کامنتام غلط املایی دارم شرمنده چون وقت نداشتم و تند تند نوشتم ببخشیددددددددد( آیکون خجالت و شرمندگی و از این چیزا)
فرستنده : دختر زمستون یه سلام با بوی لحظه های بهاری که از همین الان دارم حسشوم میکنم* مینو جون چه عجب!!!!!!!! شما رویت شدید!!!!!!! چشم ما روشن بانو یاس عزیزم* من که برات دعا میکنم فقط یه چیز بهت میگم خلاصه و مفید ( از سر راه خدا خیلی آروم برو کنار و بزار خدا همونجوری که به صلاحته کارشو انجام بده تا وقتی که در برابر خواستهای خدا مقاومت کنیم راهی وجود نخواهد داشت ) آریکان عزیز دوست خوبم* متنایی که میذاری حرف ندارن میشه باهاشون ارتباط برقرار کرد اینی هم که از خودت بود معرکه بود* یاس تنها دوست نازنینم* تو خیلی خیلی خوب و مهربونی و من میدونم که با امید به هر چیزی که میخوای میرسی *آسمون کبود گل عزیزم خبرت رو بده شاید اینجام یه جورایی با شادی تو شادتر بشه* دختر غم عزیزم معلومه من هر چی برات کامنت میذارم نمیخونی چون جواب نمیدی!!!!!!!؟* گل آفتابگردون عزیز* یه چیزی بهت میگم باور کن که خودم با تمام وجود باورش کردم وقتی یه چیزی رو به زور از خدا بخواهیم اون چیز ازمون دور و دورتر میشه و اگه حس تنفر توی وجودمون باشه بیشتر خودمون آسیب می بینیم* نلی عزیزم* منم دوستت دارم و همیشه برای تو و همهی دوستام دعا میکنم شاد و سلامت باشی مهربونی از خودته دوست من* هلیا جون یه مدته نیستیااااااااااا دلم تنگ شده برات* جزیزه جون* برات دعا میکنم تو هم منو فراموش نکن پسر بارونی دوست خوبم* بازم اومدی با یه شعر قشنگ ممنون* sasannnnnn* دوست عزیز خبری لزتون نیست!!!!!!!! نکنه قهر کردید با تریبون!!!!!!!!!!!!* ................. دیگه حضور ذهن ندارم از کسانی که اسمشون رو یادم رفته معذرت میخوام همتونو دوست دارم
فرستنده : دختر زمستون سلام به همه ی گلای خوشگل و نازنین* BAHAR JOJO دوست جیک جیکوی خودم* خودم دیگه از این حرفا نزنیاااااااااااااااااا من که برات کامنت گذاشتم نوشتم کجایی؟ دلم برای جیک جیکات تنگ شده ولی تو دیر کردی دیگه ! خودت گفتی یه مدت کوتاه نیستی ولی رفتی تا خود خود الان! بهار جون من که میدونم اینجا همه دوستت دارن پس دیگه ناراحت نشووووووووووووو منم بوست میکنم تا خوش به حالت بشه( چشمک) و اما محمد بهاره دوست خوبم * معلوم هست کجایی؟ دلم تنگ شده برات لطف کن بیا و از حال خودت باخبرمون کن خیلی خیلی دلم تنگ شده برات نکنه تو هم داری خونه تکونی میکنی؟ هه هه آفرین پسر خوب
فرستنده : ازعاشق باعشق به عاشق بی عشق منم یه دخترم ،وقتی داشتم نوشته هاتو میخوندم اشک تو چشام جمع شد یاد خودم افتادم...یکی مثل شما ...یکی مثل من که با تمام وجودم طرفم ودوست دارم یه عشق واقعی (نه در حد شعار که خیلی ها تواین دوره زمونه ادعای عشق ومی کنن) ولی طرفم اون جور که باید وشاید قدر این عشق و قدر این نعمتی که خدا بهش داده ونمی دونه از بس که خودشو مشغول کار کرده یا شایدم به روی خودش نمی یاره.ولی باید این احساس عاشق شدنمو از دیگران پنهون کنم...ای کاش و ای کاش ما آدما قدر نعمت هایی که خدا بهمون می ده وبدونیم تا قبل از اینکه ازمون بگیره.ای کاش یکی مثل شما پیدا می شد که بهش بگه قدر این نعمت وبدون شاید دیگه پیش نیاد...در آخر این ومی گم به دل شما، به دل خودم وامثال ماها که ((خدا بزرگهههه))
فرستنده : امرداد دوستان عزیزم سلام امیدوارم همیشه خوب باشین. اینجا تو جنوب هوا کاملا خاکیه فکر کنم خدا هم دیگه دوستمون نداره
فرستنده : یاس * بینایی به روشن فکری است عزیز ! ! * _ نابینا : مگر شرط نکردیم ، از گیلاس های این سبد ، یکی یکی بخوریم ؟ ؟ + بینا : آره . _ نابینا : پس تو با چه عذری ، سه تا سه تا ، می خوری ؟ ؟ ؟ + بینا : تو حقیقتاً نابینایی ؟ ! _ نابینا : مادرزاد . + بینا : چگونه دریافتی من سه تا سه تا می خورم ؟ ؟ ؟ ! _ نابینا : آن گونه که من ، دو تا دو تا می خورم و تو هیچ معترض نمی شوی ! ! ! ! ( تقدیم به پسر بارونی جون و bahar jojo تازه برگشته ، همراه با موفقیت های بسیار )
فرستنده : یاس " پسر بارونی " عزیزم م م م ؟ ؟ ؟ کجا بودی ؟ نگرانت بودم م م م . به شدت ت ت ت ! ! بازم که شرمنده کردی ؟ ؟ ؟ مرسی گلم . امیدوارم موفق باشی و همیشه از این شعرای خوگشِـــــلِت لذت ببریم . پس نخوندی نوشته ای که برای تو بود ! ! باور کن جات این جا سبز هست ، همیشه . شعرت که فوق العاده بود ! کشف ِ جدیدی نیست ! ها ها ها ( چشمک ) { زنده بود و زندگی بخشید . . . . . زنده ، اگر از زندگی دور است ، زنده ، در گور است . . . } خیلی هنرمندانه بود د د د د د د د د د د ، آفرین ، تو باید پرفسور ادبیات بشی ! ! ! خلبان و مهندس و آقای پلیس نه ها ا ا ا ا ! ! ! ( چشمک ) یه دنیا ممنونم مهربونم .
فرستنده : یاس * neli * الهی قربون ِ دوست گل و نازم بشم . قابل تو رو نداشت . گلم به خدا این همه تعریف و تمجیدت رو نمی دونم چه طور جواب بدم . خیلی لطف داری اما معذرت که چشمات رو اذیت می کنم . ممنونم نظر دادی . دوست دارم گل نازم . " آریکان علی پور " استاد جان ممنونم به یادم هستید و متن زیباتون رو اجازه دادید بخونم . خیلی فلسفه ای بود . عالی بود و پر معنا . ممنون . " یاس تنها " گاهی اوقات به آسمونی که گفتید شک می کنم ! اون گاهی اوقات زمانی هست که از شدت ِ تنهاییم ، با خودم آواز کار می کنم ! تا مطمئن باشم که هنوز می شنوم ! ! ! خیلی وقت ِ دیگه دعا نمی کنم ! بی خیال آسمون و ابرا و عرش خداوندی که بنده اش فقط برای زجر کشیدن به وجود امده و بس . خیلی حرفا دارم اما سکوت می کنم .
امروزه محققین در پی آزمایشات پی در پی به نتایجی رسیده اند که با رعایت درمان های خاصّ، می توان عقیمی اسپرمهای مردهای عقیم را برطرف ساخت. طی سالها پیش دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که مقدار ...
در مقایسه با حیوانات، متأسفانه بعضی انسانها رفتارهایی دارند که انسان بودن آنها را زیر سوال می برد. ما دروغ می گوییم، سر هم کلاه می گذاریم، دزدی می کنیم، با استرس، اضطراب یا اعمالی مثل، تاتو و … ...
بدن انسان همچون ماشین عظیم، پیچیده و کامل است که با گردش خون، هورمونها و دیگر موادّحیاتی، در نهایت ظرافت و هماهنگی، دستورات مغز را توسط ماهیچه ها و دیگر اعضای بدن اجرا می کند. در اینجا به برخی نکات ...
برخی چیزها در عین اینکه برای بدن مضرّ هستند، اگر در اندازه و مقدار کافی مصرف شود، مفید خواهند بود، مثل شکلات، که خود سبب باز شدن شریانها و مانع از سرطان می شود. یا هر نوع صدایی برای بدن مضرّ نیست، ...
همواره در طول تاریخ، برخی قوانین کاملاً قابل اجرا بوده و رعایت شده، در مقابل بعضی قوانین دیگر، از دید جوامع خیلی مورد استقبال نبوده. این درحالیست که معمولاً در هر جامعه، هر دوی این دسته قوانین، ...
همه انسانها در وجودشان کم و بیش، به خیالپردازی جنسی فکر می کنند که در واقع همان بروز احساسات و شهوت طبیعی نهفته در وجود هر انسان است. درجه ی آن بستگی به سن، جنیس، قدرت تخیّل و سابقه ی رابطه ی جنسی هر ...
رالف والدو چنین می گوید: "توصیه من به جوانان این است که برای موفقیت، به آنچه که صحیح است امّا از رسیدن به آن می ترسید یا ناامید هستید، عمل کنید"، سوزان جفرز نیز معتقد است:"باید از مانع ترس عبور کنید، ...
سکس گاهی اوقات قدرتمند، ضعیف، پر حرارت، غیر صمیمانه، بخشش آمیز و یا حتی غیر قابل بخشش است. زمانی که احساسات شما به اوج خود می رسد ممکن است غیر قابل کنترل شوند و برقراری رابطه جنسی در نظرتان مانند ...