وقتی مردی شما را بخواهد…

ارسال به دوستان
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (76 امتیاز, میانگین: 3٫74 از 5)
Loading...

مطالب مرتبط

1,002 دیدگاه

  1. sahar می‌گه:
    text for dislike(17) text for like(14)

    باسلام دختری هستم ۲۱ساله بمدت۳ با۴ماه است ب شخصی علاقه مند هستم و اونم منو دوست داره حتی ب خونوادشم گفته مثله خاله داداش مادربزرگ و …و قصدمون ازدواجه ولی ازمن درخواست رابطه میکنه البته نه کامل در حد بغل و وبوسه ولی نه کامل منم خودم مخالفم واون میگه من دوستت دارم و …نمیدونم چکار کنم

    • هیوا می‌گه:
      text for dislike(13) text for like(63)

      قبول نکن حرفشو آدم حسابی این درخواست رو ازت نمیکنه

    • سینا می‌گه:
      text for dislike(35) text for like(19)

      استرسها و مشکلات و مسائل روزانه موجب میشه که بدن مرد گرم بشه و نیاز به رابطه احساسی داره ( توجه و صحبت کردن و نوازش و بوسه و بغل ) اگر شما بتونین به مردتون ارامش رو بدین اطمینان داشته باشین که نه به شما خیانت میکنه و نه بدون دلیل از شما رابطه جنسی میخواد.

  2. رویا می‌گه:
    text for dislike(5) text for like(11)

    سعی میکنم عزیزم اما براحتی ممکن نیست چون هرلحظه خاطراتمون جلوی چشمم هرلحظه باینکه چقد نامرد بوداینهمه زجرم دادفکر میکنم میگم یعنی میشه۱روزپشیمون بشه برگرد ولی تلاشمومیکنم مرسی دوست خوبم واقعا ممنونم از راهنماییت عزیزم

  3. رویا می‌گه:
    text for dislike(4) text for like(7)

    ترمه جان شما ازدواج کردید یادوست بودید ؟

  4. َبهار می‌گه:
    text for dislike(7) text for like(33)

    خانمای عزیز هیچ وقت تو رابطه قبل از ازدواج به رابطه جنسی تن ندید. فک کنین ازتون بخوان تریاک بکشین، می کشین؟!…….کاش منم کسی رو داشتم که راهنماییم کنه. من به درخواست پسره جواب مثبت دادم اما اگه پدرم آدم سخت گیری نبود با تهدیدای پسره که به بابات می گم نمی ترسیدم……..همه تقصیرام افتاد گردن خودم…..ولی خدای من بزرگه یه روزی میرسه که دوز و کلک آدما یا کتک زدنا و فحاشی های بعضیا به خودشون بر می گرده یه روزی میرسه ….

  5. رویا می‌گه:
    text for dislike(6) text for like(4)

    ترمه جون شما کجای ایرانی ؟؟؟

  6. رویا می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(4)

    اسم دوس پسرت چیه نکنه همین ادم؟

    • ترمه می‌گه:
      text for dislike(3) text for like(5)

      عزیزم چون گفتم یاد شما میفتم ک دلیل نمیشه تازه طرف من خیلی فرق داره و آدم فوق العاده موفق و خوبیه ولی ما هم مثل همه یه مشکلاتی داریم چون من نمیدونم چیکار میکنه و اون کاملا منو کنترل میکنه

  7. مهسا می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(8)

    خواهش میکنم عزیزم وظیفمه
    ولی از من بهت نصیحت این هستش که به فکر این نباش که برگرده باید خودت بخوای که اون برنگرده یه اشتباه رو چند بار تکرار نکن باید فراموشش کنی وگرنه این افکار عزیزم باعث نابودی میشه اگه احیانا اومد هم بدون دوباره یه افکاری تو کلش هست وگرنه ولت نمیکرد اگه اومد هم تو بهش محل نذار

    در پناه خالق منان

  8. مهسا می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(9)

    ترمه خانوم شمابهتر نیست عاقلانه تر به قضیه نگاه کنین و به دوستی که عاقبتی نداره خاتمه بدین منطقی تر باش عزیزم

  9. رویا می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(5)

    مهساجون چندروزاین پسر زنگ میزن اس میده میگ دلم برات تنگ شده میگ خیانت نکردم بعد۳ماه اومدانگار ن انگار بهش گفتم نابودم کردی جواب درستوحسابی نداددوباره داقونم کرد حالم مثل روزای اول بد شده مهسا دوسش دارم نمیتونم ببینم مال کس دیگس نمیخوام ازدستش بدم ازطرفیم اصلاچیزی راجب اون موضوع نمیگ ازخودش دفاع نمیکن انگاراتفاقی نیفتاده نمیتونم باهاش باشم چیکارکنم مهسا بچه ها کمکم کنید راهنماییم

    • سینا می‌گه:
      text for dislike(7) text for like(2)

      اگر اسناد محکم داری که طرف خیانت کرده بیخیالش شو . ولی اگر از روی فرضیه هاس ( رابطه های زیادی از روی فرضیه ها و سوء تفاهمها از دست میره ) روی یک کاغذ همه فرضیه ها رو بنویس تا همه چیز جلوی چشمت باشه و سوئ تفاهمها رو پیدا کنی و بعد از اون چند جلسه با هم صحبت کنین و هر بار این کاغذ رو تغییر بده ( یا منطقی کات میکنین و یا متوجه میشی که همه چیز سوء تفاهم بوده )

  10. رویا می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(5)

    مهساجون میگه کاری نکردم میگه خیانت نکردم میگ باکسی نبودم اماهرچقد راجب اونامیپرسم هیچی نمیگ جوابی نداربد میگم ثابت کن شمارشوبد بمن میگ ندارم شمارشو۳ماهونیم پیش ک عکسارودیدم شماره زنرو خواستم ازگوشیش بردارم گوشیشوکشید ازدستم بهش گفتم مگ نمیگی نیستى پس باهاش حرف بزن زنگ نزد اصلاراجبشون هیچی نمیگ ازطرفی خیلی دوسش دارم ازطرفی یاداین چیزامیفتم امااون جوری رفتارمیکن ک اصلااتفاقی نیفتاده تمام اون عکساجلوچشمه نمیتونم بهش اعتمادکنم میگم این۳ماه کجابودک الان یادمن افتاد اصلانمیدونم بهش چی بگم باهاش چطور رفتار کنم خیلی مغروره طوری رفتار میکن که انگاربودو نبودمن اصلا براش فرق ندار بچه ها توروخدا کمکم کنید

    • ترمه می‌گه:
      text for dislike(1) text for like(1)

      رویا جان طرف منم خیلی مغروره ینی همه کار خودش میکنه ولی دریغ از یه عذرخواهی تازه بدتر رفتار میکنه خسته میشم از این رفتاراش ولی خدانکنه من یه اشتباه کوچیک بکنم ب هیچ عنوان گذشت نمیکنه از این نارحتم ک پنج سال عشقمون رو سر هر چیزی بهم میزنه گاهی وقتا واقعن تحملم تموم میشه بعد اینک کارش یجوری ک خانومای زیادی دوربرشن خیلی هم مغروره و هرکاری دلش میخواد میکنه باعث میشه بهش شک کنم گاهی وقتا مثل حالا دیگ کم میارم خیلی خسته شدم ولی نمیتونم تمومش کنم

  11. محمدی می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(8)

    من دارم میمیرم من یه ساله نامزد کردم ولی شوهرم یه بارم برام زنگ نزده حالم ازش به هم میخوره اون یه کودنه ممن نمیتونم نامزدی مونو به هم بزنم چون پسر دایی هستش اصلا از بابام جرعت نمیکنم کاش اگه رفتیم آزمایش جواب آزمایش مون به هم نخوره

  12. ترمه می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(5)

    جالبه رویا بهش میگم مرد باید وفادار باشه وگرنه خیلی پست و بی شخصیته جوابش چی باشه خوبه میگ الان کی وفاداره بی پولش وفادار نیس چه برسه ب من بعد میگ شوخی کردم امثال این حرفا رو زیاد میزنه رویا واقعن منم دیگ نمیدونم باید چیکار کنم سفر خارج زیاد میره میترسم اونجاها رابطه داشته باشه همه زندگیم بهم ریخته ب خاطر این آدم ولی اگرم نباشه من نمیتونم زندگی کنم خیلی دوسش دارم من از همه زندگیم ب خاطرش گذشتم اونو انتخاب کردم حالا نمیدونم جواب خونوادمو چی بدم

  13. فاطمه می‌گه:
    text for dislike(4) text for like(4)

    سلام من ۲۳سالم هست و یه خواستگار داشتم که اشناهم بودن و خونواده ها خیلی خوب همدیگرو میشناختن ولی ما هنوز همو ندیده بودیم..دفعه اول که اومدن خواستگاری از هم خوشمون اومد و شمارمو گرفت که همدیگرو یه مدت بشناسیم ولی توی این مدت خیلی صمیمی شد و دلیلشم این بود که میگفت من واقعا عاشقت شدم و همون شب اول ازت خوشم اومد..بعد از دوروز که بدون اطلاع خونواده ها قرار گذاشتیم همدیگرو بیرون ببینیم مثلا برا شناخت..ولی ایشون خیلی زود باهام راحت شد و حتی دستمم زد و بوسم کرد..ولی من که باهاش مخالفت میکردم که الان محرم نیسیم و نباید اینطوری باشه اون میکفت که من به عنوان همسر بهت نگاهومیکنم و میگف تو دوستم نداری که مخالفت میکنی…بعد از یه مدت هم به همین دلیل خواستگاری رو بهم زدم و گفتم نمیخوامش..به نظرتون اون اقا واقعا قصدش چی بوده که انقدر زود صمیمی شد و وقتی هم که بهش میگفتم این کار اشتباهه به شدت عصبانی میشد ولی بعد ی روز دوباره فدات بشم و اینا میگفت و عذر خواهی میکرد

    • علی می‌گه:
      text for dislike(2) text for like(31)

      کسی که به کس دیگه ای به چشم همسر آیندش نگاه میکنه ، صبر میکنه… نه اینکه این رفتار موجی رو از خودش نشون بده

      • فاطمه می‌گه:
        text for dislike(5) text for like(1)

        ینی شما به عنوان یه پسر به نظرتون رفتارش عادی نیس ..درسته؟؟از یه طرف همه تاییدش میکنن و میگن چقدر باشخصیته از طرف دیگه این رفتاراشو نمیفهمم

  14. مهسا می‌گه:
    text for dislike(4) text for like(2)

    عزیزم سلام مجدد خدمتت رویا
    نگاه کن وقتی خودت میگی حرفی نداره بهت بگه یعنی چی یعنی باز خیالاتی تو کله پوکش هست ببین تو هم باید مثل دخترایی باشی ک اصلا بود و نبودش برات مهم نیست بذار بفهمه ک همه چی بینتون تموم شده عزیزم قبلا بهت گفتم ک باید سیمکارتتو بندازیش دور پس عجله کن باید قبول کنی ک اون لایق تو نیست تو لایق بهترینها هستی بعدشم قبلا بهت گفتم اتو دست اون پاپتی نده اگه نخوای ب حرفم گوش کنی منم نمیتونم برات کاری کنم پس توکلت به بالاسریت باشه و رهاش کن بذار برای همیشه از این رفتارش پشیمون شه باهاش حرف نزن میدونی قطعا کار دوس دختراشو ساخته پس نذار با تو اینکار رو بکنه هر چی شد جوابشو نده

  15. فاطمه می‌گه:
    text for dislike(11) text for like(12)

    سلام دوستان خوب از من به شما وصیت گول پسرا نخورید من خودم کارمند بودم طرف واقعا با کامل ودغل بازی امد جلو با خانوادم رابطه برقرار کرد خودم از همان اول فهمیدم من وبخاطر کارمند بودنم وپولم میخواد امتحان کردم حتی دوستان خودم بودن به پسران پیشنهاد دادن پول میدیم خونم بهتون میدیم جلو نیامدن فقط اینا میخوان از طرف مسائل جنسی بگیرن ارضاء بکنند حودشان برن خواهران گول چاپلوسی پسرا نخورید نجستر از مردا وجود نداره حقشون که این دخترای ما تو عقد مهریه میزارن اجرا حقشون بخدا دست این دخترا میبوسم

  16. ترمه می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(3)

    مهسا جان آخه چطوری میتونی آدمی ک چندین و چند ساله کنارشی و قید خیلی چیزا رو ب اون خاطر اون زدی از طرفی همه دنیا میدونن ک ما چند سال با هم بودیم و مخصوصا خونوادم ک منتظر ازدواجمونن من باید چیکار کنم آخه

  17. فاطمه می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(6)

    سلام من ۲۳سالم هست و یه خواستگار داشتم که اشناهم بودن و خونواده ها خیلی خوب همدیگرو میشناختن ولی ما هنوز همو ندیده بودیم..دفعه اول که اومدن خواستگاری از هم خوشمون اومد و شمارمو گرفت که همدیگرو یه مدت بشناسیم ولی توی این مدت خیلی صمیمی شد و دلیلشم این بود که میگفت من واقعا عاشقت شدم و همون شب اول ازت خوشم اومد..بعد از دوروز که بدون اطلاع خونواده ها قرار گذاشتیم همدیگرو بیرون ببینیم مثلا برا شناخت..ولی ایشون خیلی زود باهام راحت شد و حتی دستمم زد و بوسم کرد..ولی من که باهاش مخالفت میکردم که الان محرم نیسیم و نباید اینطوری باشه اون میکفت که من به عنوان همسر بهت نگاهومیکنم و میگف تو دوستم نداری که مخالفت میکنی…بعد از یه مدت هم به همین دلیل خواستگاری رو بهم زدم و گفتم نمیخوامش..به نظرتون اون اقا واقعا قصدش چی بوده که انقدر زود صمیمی شد و وقتی هم که بهش میگفتم این کار اشتباهه به شدت عصبانی میشد ولی بعد ی روز دوباره فدات بشم و اینا میگفت و عذر خواهی میکرد

  18. سارا می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(6)

    دوستان، آقایون در دوران عقد حلقه رو تو کدوم انگشت میندازند؟؟؟

  19. مهسا می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(5)

    خب عزیزم ترمه خانم شما منطقی فکر کن بذار عالم و آدم بفهمن ک چند سال باهم بودین مگه به دیگران ارتباطی داره ؟به خودت فکر کن همون پیشنهادی که به رویا دادم برو بخون تو هم همون کار رو بکن

  20. N می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(2)

    سلام من یه دختر۱۸ ساله و پسری رو دوست دارم که یک سال از خودم کوچیک تر هست
    من خیلی اون رو دوست دارم و این من بودم که اول اون رو دوست داشتم اما الان اون میگه که به من علاقه داره و دوستم داره
    اون قبل از من با یه دختر دیگه بود و من همش فکر میکنم و میترسم که اون ممکنه به من خیانت کنه و یا برگرده پیش اون دختر
    و همیشه ما سر این دعوا داریم
    اون میگه که من با کسی غیر از تو رابطه ای ندارم
    اما من نمیتونم باور کنم
    نمیدونم لطفا کمکم کنید
    همش ترسال از دست دادنش رو دارم
    و میترسم با این رفتارام از دستش بدم

  21. ترمه می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(6)

    مهسا آخه اینک میگم همه میدونن ینی همه مدام ازم میپرسن از دوستام تا فامیل آشنا همه میگن چی شد پس کی ازدواج میکنید چن سال دیگ باید بگذره آخه ما خیلی رفت امد داشتیم دوتایی همه دیگ فک میکردن با بین خودمون نامزد کردیم تا رسمیش کنیم اما حالا همه زندگیم بهم ریخته درسته اشتباهه خودم بود ک تا الان ادامه دادم شد پنج سال طرفم آدم خیلی موفق موقعیت اجتماعی فوق العاده از نظر تحصیل وضعیت مالی و و درکل همه چی آرزوی هر دختریه ک اونو داشته باشه ولی وقتی فهمیدم ذاتا چجور آدمیه و چقد هرزگی کرده و میکنه خب ناامید شدم بعدشم همیشه از ازدواج بدش میومد چون ب سبک اروپایی بزرگ شده اصلا از ازدواج خوشش نمیومد از طرفی منو خیلی دوس داره جوری ک بدون اجازه اون نمیتونم هیچکاری مدام کنترلم میکنه اما اصلا درمورد ازدواج هیچی نمیگه دیگ خسته شدم هرکی یه چیزی بهم میگ واقعا خسته شدم تقریبا رابطمون تموم شده ولی ب خاطرش همه چیمو از دست دادم نابود شدم دیگ امید ب زندگی ندارم

  22. رویا می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    بخدا خیلی سخته مهسا جان من واقعا عاشقش بودم این چندوقت اس میدادبهش گفتم بگوحقیقتومیگه خیانت نکردم اما دوس دارم زن دوم بگیرم توام زن اولمی مگ چ مشکلی دجر دوست دارم بهش گفتم هوسباز گفت هوسبازنیستم امادوس دارم زن دوم بگیرم به کسیم ربطی نداره بتوام ربط ندارمیگیرم دنبالش میگردم بهش گفتم اینهمه بخاطرت عذاب بکشم چندسال منتظرت بمونم ک فردابری زن دوم بگیری بخدا خسته شدم بهش میگم اگ خیانت نکردی چراثابت نکردی میگ خودم بهت نشون دادم خودمم دوس نداشتم ثابت کنم میگ تو پرو شدی نبایدهمیشه حرف تو باشه اصلاهیچ حرفی راجب اونا نمیزن فقط میگ دوستام دادن من بتوخیانت نکردم بهش میگم منم میرم باکس دیگ میگ توبیخودمیکنی میکشمت مادرتوبه عزات میشونم اگ بری باکسی بخدادارم دیونه میشم شباخواب ندارم ازطرفی دوسش دارم ازطرفی نمیتونم بهش اعتمادکنم قانع نمیشم ک خیانت نکرده نمیتونم باورش کنم حرفاش آزارم میدانگار اصلادوسم ندار بودنبودم براش مهم نیست زنگ میزنم جواب نمیدانگارنانگار چندماه نبودم حس میکنم هرلحظه پیش اوناس دیروز هرچی زنگ میزدم جواب نمیدادبعدشب اس دادمیگ کسی باشماره ناشناس بهت زنگ نزد گفتم چطورگفت آخه گوشیم خونه بودگفتم نکنه کسی زنگ بزن بهش گفتم نکنه دوست دخترات شمارمودیدن ترسیدی زنگ بزنن نترس نمیگم باتوام گفت متاسفم واسه این طرزفکرت بچه هاتوروخدا کمکم کنید من باکسیک عاشقشم وباهام اینکارارو میکنه چیکارکنم

  23. مرتضا می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(10)

    لطفا این چرندیات رو به هم نگویید و توصیه نکنید…
    چشم و گوش و ذهن و دلتون رو خوب بازکنید و فرد مناسب خودتون رو از همه جهات پیدا کنید… البته که همه کامل و ایده آل نیستند…. در این دنیا همه چیز بده بستونه… اگر خوب باشی و خوبی کنی خوبی خواهی دید واگر بدی دیدی بدون یه جای کار خودت میلنگه یا طرف مقابل مناسب نبوده و باید به فراموشی سپرده بشه… از همون اول باید سنگها واکنده بشه بین دوطرف… واگرهم کوتاه اومدی و فرصت دادی باید تا آخر همینجوری رفتار کنی تا رابطه پایدار بمونه و از هرجایی که بخوای اصلاحش کنی فقط با از بین رفتن رابطه این کار اتجام خواهد شد… و باز مقصر خودتی که دققت نکرده و از همون اول روراست و غیر منافقانه عمل نکردی…

  24. Sahari می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(3)

    سلام من ۳۵سالمه تازه نامزد کردم ،صیغه کردیم که همو بیشتر بشناسیم ،رابطه جنسی هم که خیلی محدود و دوستانه قرارمون بود ،چون میترسیدم علاقه ایجاد شه ،۲ماه رفت و آمد و کار و مشغله و بعد از دوماه که صیغه تموم شد رفتیم برای خرید زیر لفظی سر عقد گفت من پول عروسی گرفتنم ندارم ،سوختم که چرا تا الان باهاش کنار اومدم و درکش کردم ،گفتم میرم خونمون سرویستم نمیخوام ،گفت بیا بریم برات میخرم ،گفتم بزار برم میخوام با پدرم صحبت کنم ،تو چرا با احساس من بازی کردی ،چرا ۲ماه تمام نگفتی چیزی نداری ،واسه خرید هر چیزی خاطره تلخی برام گذاشتی ،نذاشت برم گفت قول میدم تکرار نشه ،تازه شم من دروغ نگفتم ،فقط یسری چیزا رو نگفتم ،گفت بیا بریم میخرم بلاخره ،میگفت حالا چی میشه لباسای ارزون بپوشی چی میشه مثل خونه بابات نگردی ،گفتم من نمیتونم مثل خواهرت باشم که هر لباسی رو ۱۰سال بپوشم ،نمیتونم مهمونی نرم ،نمیتونم مهمونی ندم ،آخه اینا با فامیلاشون رفت و آمدم ندارن ،فقط ۲تا دایی مونده و زناشون که عیدا میان،خلاصه رفتیم ولی اون حلقه و اون سرویس آینه دق منه از ذهنم نمیره که اون روز چی به سرم اومد ،الان ۲ماهه عقد کردیم ولی هنوز یادمه، ولی میترسم این خاطره تلخ تو ذهنم بمونه ،تو زندگیم تاثیر بذاره ،بدبختی اینجاس خیلی دوستم داره میدونه که من چقدر مغرور و خودساخته ام ،ولی براش مهم نیس که دوسش دارم یا نه
    همیشه میگه خیلی دوست دارم خیلی عاشقتم تو چی

    تا میام دهن وا کنم میگه مهم نیس

  25. رویا می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(3)

    خدا خیلی سخته مهسا جان من واقعا عاشقش بودم این چندوقت اس میدادبهش گفتم بگوحقیقتومیگه خیانت نکردم اما دوس دارم زن دوم بگیرم توام زن اولمی مگ چ مشکلی دجر دوست دارم بهش گفتم هوسباز گفت هوسبازنیستم امادوس دارم زن دوم بگیرم به کسیم ربطی نداره بتوام ربط ندارمیگیرم دنبالش میگردم بهش گفتم اینهمه بخاطرت عذاب بکشم چندسال منتظرت بمونم ک فردابری زن دوم بگیری بخدا خسته شدم بهش میگم اگ خیانت نکردی چراثابت نکردی میگ خودم بهت نشون دادم خودمم دوس نداشتم ثابت کنم میگ تو پرو شدی نبایدهمیشه حرف تو باشه اصلاهیچ حرفی راجب اونا نمیزن فقط میگ دوستام دادن من بتوخیانت نکردم بهش میگم منم میرم باکس دیگ میگ توبیخودمیکنی میکشمت مادرتوبه عزات میشونم اگ بری باکسی بخدادارم دیونه میشم شباخواب ندارم ازطرفی دوسش دارم ازطرفی نمیتونم بهش اعتمادکنم قانع نمیشم ک خیانت نکرده نمیتونم باورش کنم حرفاش آزارم میدانگار اصلادوسم ندار بودنبودم براش مهم نیست زنگ میزنم جواب نمیدانگارنانگار چندماه نبودم حس میکنم هرلحظه پیش اوناس دیروز هرچی زنگ میزدم جواب نمیدادبعدشب اس دادمیگ کسی باشماره ناشناس بهت زنگ نزد گفتم چطورگفت آخه گوشیم خونه بودگفتم نکنه کسی زنگ بزن بهش گفتم نکنه دوست دخترات شمارمودیدن ترسیدی زنگ بزنن نترس نمیگم باتوام گفت متاسفم واسه این طرزفکرت بچه هاتوروخدا کمکم کنید من باکسیک عاشقشم وباهام اینکارارو میکنه چیکارکنم

  26. Sa می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(7)

    رویا جان این ادم اصلا ارزش دوست داشتن رو نداره چه برسه باهاش زندگی کنی خیلی ببخشیید ها خیلی پدر سوختس تو حالت خوبه داره میگه زن دوم میخام بگیرم به خودت بیااااااا

  27. Sa می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(14)

    حیف که اینجارو دیر پیدا کردم ….بنظرم اقایون که دستشونم درد نکنه خیلی عاقل تر از خانم ها هستن عین یه واقعیته دختر احساسی هستن کمتر از عقلشون استفاده میکنن اونی خوشبخت میشه که اول خودشو درست کنه و خوشودوست داشته باشه و عاقلانه فکر کنه مسلما یه مرد خوب اینطور دختریو انتخاب میکنه اگه غیر این باشع و حتی به ازدواجم بکشه تو بایع مرد که در حد وشان خودت نیست ازدواج کردی…رویا جون این همه پیام که گذاشتن من واقعا استفاده کردم خوبه از تجربیات دیگران استفاده کنی و پیشنهادم اینه که بری پیش یه مشاور اگه نتونستی از حرفای دوستان نتیجه بگیری حتما برو پیش یه مشاور خوب تو وابستگی داری عزیزم ایشالله که خدا نگه دار همه باشه …عاقلانه فکر کن عاشقانه زندگی کن

  28. Sa می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(2)

    مرسی عزیزم

  29. محمد می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    واقعا متاسفم ازین دیدگاهدهای بی ربط زن و مرد برابرند در هرچیز و هر مورد،این موارد دیدگاه کلی نداره لطفا شما هم طبق دیدگاه خودتون تحیل و تعلیم نکنید،این ها قضاوت یک جانبست

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *