چطور یک فرد خاص را مجذوب خود کنید؟

ارسال به دوستان
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (6 امتیاز, میانگین: 3٫50 از 5)
Loading...

مطالب مرتبط

100 دیدگاه

  1. نسرین می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(11)

    الی جون عزیزم قربونت برم خیلی بهم امید دادی خدا رو شکر که بهم رسیدین یه خواهش دارم ازت لطفا از ته دلت واسه من دعا کن همونطور که خدا تو رو به اون رسونده واسه منم این معجزه رو بکنه لطفا از ته دلت دعا کن چون منم معتقدم این یه معجزه اس واقعا . متشکرم ازت عزیزم

    • الی می‌گه:
      text for dislike(0) text for like(4)

      نسرین جون شما نگفته من دعارو واست کرده بودم! دقیق دقیق دقیقا حستو حس میکنم ولی ۱چیز دیگه ام باید خوب بدونی ها صبر میبایدت!صبر! اونم از نوع پراز امید/پرازانرژی/پرازحس خوب! چیزی که سهم ۱نفر توزندگی باشه چیزی که مال ۱نفرتو زندگی باشه بی هیچ تغییری به اون ۱نفر داده خواهد شد چه بخواد چه نخواد!پس از همین الان ۱لبخند بزنو پرانرژی بودنو شروع کن!

  2. امید می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(0)

    ممنونم ازت الی.امیدوارم اینطوری باشه که تومیگی.

  3. مهدی می‌گه:
    text for dislike(9) text for like(5)

    ااین فقط در دنیای خیالات است ما بی بینیم یک نفر کشته مرده یک نفر است کنه میشه اما به او نمی رسد اخرم یا خودش را می کشد تا به طرف صدمه می زند ایا انها در دنیای خیالات انرزی مثبت نمی فرستند؟ رسیدن به معشوق به فاکتورهای زیادی از جمله اطرافیان خانواده شخصیت پول موقعیت این موارد بستگی دارد پس سعی کنید از فرصت هایی که زندگی در اختیار شما قرار می دهد استفاده کنید به فکر نه فکر خیال و انرزی از ایم مزخرفات اسگن کن نباشید و.

  4. یونس می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(4)

    سلام به نظر من احترام گذاشتن به احساس جنس مخالف یه قانون زندگی است حتی اگر از طرف مقابل بدت بیاد نبایستی با غرور و تکبر . به قول دوستان اعتماد بنفس احساس طرفو خدشه دارش کرد.

  5. نرگس می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(1)

    سلام منم عاشق یکیم که اونم دوستم داره ولی خونوادش مخالفند.راست میگی مهدی جان .من فکر میکنم چیزای دیگه هم مهمه.البته من خودکشی نمیکنم اما خیلی برام سخته که براش آرزوکنم که یه همدم خوب پیداکنه.اما این تنهاکاریه که میتونم براش بکنم.مابه هم قول دادیم که حتی اگه به هم نرسیدیم به هدیگه کمک کنیم به خوشبختی برسیم.واقعابرام سخته.به نظرتون بایدچیکارکنم؟

  6. علی خ می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(3)

    سارا لازم نیست بری خواستگاریش. خودتو جذاب کن، اونوقت برو جلوش رژه برو. باهاش محترمانه صحبت کن، جذبت می شه. مواظب باش مهربونانه برخورد نکنی که حال پسره ازت بهم نخوره

  7. علی می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    ایول خوشم اومد دمدتون گرم

  8. lela می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    salam mamnonam az en maqhalaton wa yak sohal daram kase metona mara rahanomahe koneh ke bayad che konam ta shoharam dost am dashte bashea chand sale mesha ke azdewaj kardam ama shoharam dostam nadare wa baman kheale khoba az ar nega faqhad dost nadare mano wa man kheale dostash daram namedonam bayad che kard ?

  9. مهسا می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(7)

    من به نیروی جذب اعتقاد دارم و معتقدم ما خودمون با افکارات خدمون زندگمونو میسازیم اگر خوب بشه زندگی باب میلمونه اگر افکارات منفی باشه زنگی تبدیل به جهنم میشه به هر حال کسایم که به این نیرو اعتقاد ندارن اجازهی بی احترامی رو ندارن مثل مهسا خانم به هر حال از مطالب خوبتون ممنونم

  10. میثم می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    همش هم فک و خیال ، تصور که نمیشه و با کمک اینها میتونیم قدرت اجرائی وعمل خودمون رو قویتر بکنیم و دست به عمل بزنیم

  11. صبا می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(6)

    فوق العاده است!
    من بدون اینکه این مقاله رو بخونم مرحله ی اول رو انجام دادم واقعا هم نتیجه گرفتم بقیه مراحل رو هم انجام میدم حتما نتیجه میده
    ممنونم

  12. فروهر می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    میشود

  13. محسن رهایی می‌گه:
    text for dislike(4) text for like(3)

    پول پول و پول همین بقیه اش همه حاشیه است

  14. شکوه می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(14)

    شاید باور نکنید ولی این مطلب کاملا درسته …. من تجربه کردم ….

  15. مری می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(4)

    واقعا عالی بود لحظهای که خوندمش پر از نا امیدی بودم ولی وقتی انجامش دادم واقعا حالم بهتتر شد حس می کنم دنیا بهم لبخند زده ممنونم از مطلب عالیتون

  16. elnaz می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(8)

    من واقعا به قانون جاذبه اییییمان دارم.به هر چیزی فکر کنی اتفاق میافته.من خودم امتحان کردم… بخدا درسته شک نکن.

  17. ati می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(2)

    خیلی مطالب انرژی دهنده ای هست.به نظرتون جواب میده؟

  18. مهرسا می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(1)

    من ۴ماهه یکی از همکلاسیامو دوست دارم اما اون نمی دونم در مورد من چه فکری میکنه مثلا ۱بار بهم گفت تو خوابم میبینی ۱ ماهه دیگه کلاس تموم می شه خیلی ناراحتم لطفا کمکم کنید

  19. سحر می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(9)

    من عشق عشقم هستم و بهش میرسم منتظر اون روزم من تسلیم نور معنویم هستم

  20. شقایق می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(0)

    بنظرم این روش فقط دید مثبت ایجاد میکنه و راه مقابله با نا امیدی هست البته بیشتر عشق یک طرفه بوجود میاره برای روابط باز امروزی مصداق نیست شما اگه بخاید با قوانین جذب کسی و مجبور به عشق ورزی کنید بهتره با قوانین ماورا و ری-کی کار کنید

  21. معین می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(6)

    یه سوال دارم از دوستای گلم
    کسی هست که عشقش رو جذب کرده باشه و نهایتا با هم ازدواج هم کرده باشند؟!
    ممنون میشم کسی که تجربه کرده جواب بده…

  22. فائزه می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(2)

    نا امید شدن از زندگی و احساس پیری کردن

  23. مهسا می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(1)

    با سلام من دختری هستم که هر کی میاد سمتم میزاره میره خیلیا منو میخوان ولی نمیان جلو دلم همیشه میشکنه باید چکار کنم؟؟اخه با این همه بار ها و بارها دلم شکسته دیگه امیدی نمونده که امید داشته باشم

  24. مهسا می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    ایا به کسی یا چیزی که میخواستی رسیدی؟؟

  25. ali kh می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(0)

    توی عید همین امسال انقدر بهم خوش گذشته بود و آرامش داشتم که پیش خودم همش فک میکردم که چرا بعضی از دوستام حالشونو به خاطر عشق و عاشقی های الکی و دخترایی که میخوان بهشون برسن خراب کردن و شبانه روز ذهنشونو مشغول کردن و دل به زندگی نمیدن و همش دپرسن و سیگار و مشروب و آهنگای غمگین و ….. ……………. تا اینکه …….. روزگار روی دیگشو به منم نشون داد تا جوابشو از کسی نخوام و خودم به شخصه به جوابش برسم…….
    دقیقا یادمه صبح یکشنبه ۲۴ فروردین قیل از کلاس نمیدونم بگم خوشبختانه یا متاسفانه!! برا اولین بار دیدمش و زندگیم از اون روز تا حالا به کل ریخته به هم……۱ساعت نتونستم با آرامش بخوابم,یه لقمه غذا به راحتی از گلوم پایین نرفته…..ساعتی نشده که به فکر اون نباشم…..باهاش هفته ای یکی دو بار صحبت میکردم البته در حد صحبت کلاس و دانشگاه و…
    بالاخره بعد از ۲ ماه آشفتگی دلمو زدم به دریا رفتم بهش گفتم……ولی اون مودبانه گفت شرمنده…هرچی دلیلشو پرسیدم میگفت دلیل خاصی نداره و دوست نداره با پسری اینطور رابطه داشته باشه هرچی گفتم سو تفاهم نشه به گوشش بدهکار نبود… با توجه به اینکه اون توی دانشگاه کار دانشجویی میکنه و هرروز با خیلیا برخورد داره گفتم شاید با کسی باشه ولی پیگیر شدم دیدم واقعا با کسی نیست…هرچی فک میکنم به نتیجه ای نمیرسم که دلیلش چی بوده؟؟!!!
    فرداش رفتم گفت شرمنده جوابم منفیه, پسفرداش رفتم گفت شرمنده ۳-۴بار دیگه رفتم باز حرفش یه کلمه بود , منو تو برزخ قرار داده بود یه بار بهم امید میداد با حرفاش یه بار ناامیدم میکرد تا اینکه دفعه ی آخرم که باهاش صحبت کردم گفت شرمنده…….
    حالا من موندم و دنیایی که تو خیالم با اون ساختم ولی اون هیچی از احساس منو نفهمید و منو تو این حال و روز گذاشت….
    راستش خانواده هامون از لحاظ فرهنگی خیلی با هم تفاوت دارن ,گاهی اوقات فک میکنم شاید خدا خیری تو این کار دونسته که نشده…..
    حالا من هرکاری میکنم دلم نمیاد فراموشش کنم ینی اصلا بخوامم نمیتونم فراموشش کنم هرکاری کردم نتونستم…
    دوستان شما که حال منو بهتر ازبقیه میفهمین میگین چیکار کنم؟؟ بقرآن دیگه خسته شدم بریدممممممممم

    • مریم می‌گه:
      text for dislike(1) text for like(1)

      علی بی نوای ما.تازه رسیدی به نقطه ای که من ۸ سال پیش رسیدم: از دست دادن عشق.البته مال من دردناکتر بود چون اونم منو می خواست و خانواده هامون نذاشتن.۳ سال بعد شنیدم با کس دیگه ای ازدواج کرده.این یعنی اونم خیلی عاشق نبود.فقط دوسم داشت اما من همه زندگیش نبودم.اینطوری شاید بهتر هم باشه. بی خود تقلا نکن پسر خوب چون آدم نمی تونه عشقشو فراموش کنه.اما کم کم آروم می شی.۲ سال بعد به عذابهایی که کشیدی فکر می کنی و لبخند تلخ می زنی.بعد به حکمت این تجربه تلخ فکر می کنی.شاید هیچوقت حکمتش رو نفهمی.می گن خدا فقط عده خاصی رو برای عاشق شدن های واقعی و عمیق انتخاب می کنه.شاید می خواد فولاد آبدیده بشی برای یه کار مهمی که قراره در آینده به دوشت بذاره. نمی گم فراموشش کن چون نمی تونی اما به زندگی برگرد.خودتو سرگرم درس کن.منم اون موقعها دانشجو بودم. یه خبر خوب هم برات دارم: دیگه هیچوقت عاشق نمی شی.دیگه ضربه نمی خوری.فقط کم کم دوباره می تونی دوس داشته باشی،اما نه زیاد و عمیق که نرسیدن بهش اذیتت کنه.خودت رو به خدا بسپار، مهربونتر از این حرفاس که تنهات بذاره.مواظب دل غمگینت باش.آرومش کن.الآن بهت احتیاج داره.مطمئنم خوشبخت می شی.

  26. احمد می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(3)

    به نظر من آدم باید تلاشش رو بکنه و تا آخرین لحظه هم ناامید نشه ،این قانون جاذبه هم خوبه اما نه اون قدر که اگه نرسیدی داغون بشی.

  27. مریم می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(3)

    اسما جان زنگ زدنت رو کمتر کن. به اون هم فرصت بده دلتنگت بشه.همه مشکلات ما دخترها از قلب کوچیکمونه که زود دلتنگ و بی تاب می شه و مردها رو به این فکر می ندازه که می خوایم آویزونشون بشیم.مردها می ترسن که بهشون وابسته بشی.پس تمام سعیتو بکن که تماس از طرف تو خیلی کمتر از اون باشه.می دونم خیلی سخته اما اگه می خوای از دستش ندی چاره دیگه ای نداری.برات از خدا بهترین تقدیر رو میخوام.

  28. شیوا می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(0)

    اینا که شما گفتید فقط گول زدن خودمونه با این کار اونو جذب نمیکنیم اون اصن روحشم خبر دار نمیشه فقط باعث میشه ماهم خیلی در قید و بند اون نباشیم

  29. شیوا می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(3)

    قبلنا یه پسر منو دوست داشت اون موقع من علاقه خاصی بهش نداشتم زیاد برام فرقی نمیکرد ولی نمیدونم چی شد یه روز متوجه علاقه شدید خودم نسبت بهش شدم باهم هیچ تماسی نداشتیم ولی متاسفانه بعد از اینکه خودم احساس علاقه کردم یه مدت کم باهم در ارتباط بودیم در حد چت که من اون موقع بسیار ناشی بودم از احساس کامل خودم بهش گفتم اون رفتارش با من خیلی عادی بود از همون اول یعنی لینجپری نبود که یهو سرد شه از همون اول سرد بود اوایلش همش خودم سراغشو میگرفتم اگه من به زور خودمو تحمل میکردم سراغی ازش نمیگرفتم بعد یه هفته یه پی ام میداد که من از این رفتارش داغون میشدم که بعدشم ول شد رابطه کوچلویی که داشتیم الانم حدود ۴ سال میگذره برنگشته این شما واقعا امیدی داشتید دیگه؟؟!!! اصلا معلوم نبود این همون ادمی بود که خودش به من علاقه داشت

  30. دوست لی می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(0)

    آقا ali kh برو دنبالش اون میدونم دوست داره به خاطر تو به خواستگارهاش ج بله رو نداده . نمیدونم تو همونی که تو ذهنم دارم با خاطرات هم دانشگاهی لیلا بود اسم دختره اگه اشتباهی نشه .از من گفتن برو دنبالش و من دوباره به این جا سر میزنم باید این دوتا دل به هم برسه والله.

  31. سمانه می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(1)

    من با یه پسری حدود یک ماه دوست شدم که از فامیلامونه و میشناختمش و دوسش دارم اوایل خیلی بهم زنگ میزد اما الان حدود دو هفتس خیلی کم زنگ میزنه یا پیام میده گاهی اوقات اصلا یادش نیستم تو این دوهفته منم همش میگم عوض شدی و فلان و فلان
    آیا اگه از الان کم محلی کنم درست میشه میشه به خودم وابستش کنم؟ منظورتون از کم محلی چیه ؟ یعنی زنگ میزنه جوابشو ندم ؟ توروخدا کمک کنید بهم بگین چیکار کنم

  32. sahar می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(3)

    be nazare man kassaye k be eshqeshon naresidan tqsire khodeshone ne az qanone jazb

  33. نفیس می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(4)

    سلام ….من باورش دارم و مطمنم ک با خواست خدا و این انرژی مثبت تا چهارشنبه مصادف با تولدم عشقم برمیگرده ومیاد دنبالم,

  34. ساناز می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(6)

    سلام دوستان من با این تکنیک و با کمک حضرت استاذ شاهین فرهنگ به عشقم رسیدم . به امید روزهایپر از امید و موفقیت :)

  35. elisa می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(2)

    سلام ۸سالپیش دردوران دانشجویی بیرون ازدانشگاه با یه پسراشنا شدم خیلی روزای خوبی باهم داشتیم روزها گذاشت وما همیشه همه جا باهم بودیم حتی وقتی درسم تموم شدیااومی امدشهرما دیدنم یامن می رفتم به دیدنش بلاخره لیسانس هم امتحان دادم قبول شدم توی شهرخودشون خیلی خوشحال بودیم چون خیلی بهم نزدیک شده بودیم وبدون هم نمی توانستیم روزها گذشت دانشگاه من تمام شد ومن برگشتم شهرخودمان ماکه هرروزباهم تماس تلفنی داشتیم بعدمدتیه تلفن هاش هفته ای یک بارشد کمتربه من زتگ می زدتا اینکه یک روزبهم گفت خانوادم رفتن خواستگاری دخترعموم اما من زیر بارنرفتم خلاصه من خیلی گریه کردم یه هفته بعدبهم زنگ زدوگفت من عقدکردم کلی باهم حرف زدیم ومن گریه کردم گفت من محبورشدم ازدواج کنم من تاحدودی بااین قضیه کناراومدم اما تا چندوقت پیش زنگ زدگفت داره کاراش اتحام می ده بره خارج خیلی گریه کردم اما اون هفته زنگ زدگفت من نمی توانم دیگرببینمت اگرمامانم یا زنم بفهمند بدبخت میشوندبهش گفتم دیگرنمی خواهم باهات باشم گفت سه هفته یک بارزنگ می زنم من که طاقت دوری اورا ندارم چگونه باورکنم کسی که روزی عزیزترینش بودم حالا بخواهد اینگونه بامن رفتارکند توروخدا کمکم کنیدالان دوروزه کارم گریه اس وازاتاقن بیرون نمی روم

  36. هستی می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    من تا حالا از این تکنیک استفاده نکردم،ولی تو موقعیت احساسی هستم که فکر می کنم بهم کمک میکنه، فقط اونایی که واقعاً از این تکنیک استفاده کردن جدی به نتیجه رسیدن و اینکه تنها سوال که برام هست اینه که نور عشق الهی و معنوی رو چطوری میشه احاطه کرد؟؟

  37. kazem68 می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    سلام،
    من به قانون جزب ایمان۱۰۰% دارم
    اگر قانون جزب رو درست تو زندگی مان پیاده کنیم به چیزی که بخواهیم میرسیم هر چیزی میتونه باشه محدودیت نداره البته اگه به قانون جزب ایمان داسته باشیم…

  38. حدیث می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    من ارزمه عشقم برگرده و عاشقم بشه

  39. مینا می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(0)

    عالیه من خیلی امیدوار شدم و مطمعنم ک ب هدفم میرسم

  40. baran می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    برا منکه نشد.۶ سال باهم بودیم.از هم دور بودیم.اون یه کشور دیگه بود.هم من جنگیدم برا این رابطه هم اون.البته حالا که فکرشو میکنم میبینم من بیشتر تلاش کردم.اخه خونواده من بودن که مخالف بودن.میدونین اگه دو نفر واقعا همدیگه رو بخان از هیچی نمی ترسنو جا نمیزنن.ولی اون جا زد.بجای تلاش بیشتر و محکم ایستادن بم پیشنهاد داد که خونوادمو ترک کنم .گفت میام فرودگاه دنبالت.توی این جریانات خواستگاری بود که هی بیشتر و بیشتر هم اونو شناختم هم عشقو.من خونوادم برام مهم بود.نمی تونستم مثل یه دختر فراری بزارم برم.همون موقع هم از پیشنهادش ناراحت شدم.ولی خب اونم از سر ناچاری اینو گفت.شایدم می دونست من قبول نمیکنم.خلاصه بعد که دید من اهل ترک خونوادم نیستم رفت و نامزد کرد.میخاست باهم دوست بمونیم اما من نمی تونستم ادامه بدم.دیگه هم خبری ازش ندارم.به اینکه ادم اگه به چیزای مثبت و خوب فک کنه براش پیش میان اعتقاد دارم ولی اینکه بتونه سرنوشت ساز باشه بطر صددرصد،معتقدنیستم.تو عشق خیلی چیزا هست که مهم و با اهمیتن.یکیش همین خوانواده ها

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *