عشق یکطرفه: کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد؟

ارسال به دوستان
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (14 امتیاز, میانگین: 3٫93 از 5)
Loading...

مطالب مرتبط

391 دیدگاه

  1. shok می‌گه:
    text for dislike(6) text for like(11)

    سلام…منم عاشق یکی شدم که اولش اونم منو دوست داشت اما بعد خودم گند زدم با حرفای الکی…حالا من اونو دوس دارم اما اون هیچ احساسی بمن نداره خیلی جلوش کوچیک شدم از بس چرتو پرت واسش فرستادم دیگه روم نمیشه از نزدیک ببینمش فکر کنم مسخرم میکنه..چیکار کنم از کلم بره بیرون؟؟؟اعصابم شدیدا داغونه

  2. elika می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(7)

    منم ازیکی خوشم میومد ک پسر فوق العاده مغروریه.کارمندپست بانک بودم بخاطر روحیم میرفتم سرکار درست کنارپست بانک مغازه داشت.ی پسره فوقالعاده مغروروغدو خوشگلوجذابیه ن فقط ازنظر من بلکه ازنظرهمه؛ک ب ن باهیچ دختری ارتباط برقرارمیکنه ن محل میزاره.ولی ازوقتی ک من وارد پست بانک شدم ب بهونه های مختلف هرروز میومدپست بانک با لبخندنگاه میکردیاهرجامنومیدید فقط زول میزدحتی چندسری هم دنبالم اومد تیکه ام انداخت همینا باعث شد ک من علاقم روز ب روز شدید تربشه تاجاییه ک الان تمامه زندگیمه بخاطرش همه خواستگاراموردکردم ولی اون حتی نمیدونه من دوسش دارم چون شنیدم ازاطرافیان ک اگ ی دختر بهش بگه ک دوسش داره؛از دختره زده میشه….ب من گفتن ک دنباله شمارمه میخوادحالموبگیره چون پشت سرش حرف زدم درصورتی ک من اصلا چیزی راجبش ب کسی نگفتم حتی نگفتم ک بهم توجه میکنه .بعداینکه ب فالمیلشون گفتم این قضیه پیش اومده گفت ناراحت نشو اونقدمغروره ک نمیتونه ب کسی بگه برای چی شمارتومیخواد بخاطرهمین دیده این بهترین بهونس.حالا نمیدونم چیکارکنم دارم داغون میشم پسرعموشم خواستگارمه میترسم اگ جواب مثبت بدم هروقت ک ببینمش باز عذاب بکشم.برام دعاکنید

  3. فاطی می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(7)

    من عاشق یک نفر تو فامیلمونم که اصلا نمیدونه من انقد دوسش دارم،مامانش بعضی وقتا کارایی میکنه که میگم من پسرشو خیلی دوس دارم ولی قبول کردن اون به عنوان مادر شوهر خیلی سخته ولی من حاضرم به خاطر پسرش اونو تحمل کنم.چی کار کنم من عاشقشم ولی حتی نمی تونم اینو بهش بگم .تا حالا رفتاری هم ازش ندیدم که بفهمم دوسم داره یا نه و خیلی با احترام باهام برخورد میکنه.و رفتارش با من تا با بقیه دخترای فامیل فرق می کنه یعنی کلا همه پسرای فامیلمون با من خیلی با احتزام تر از بقیه برخورد می کنن چون من مثل بقیه زیاد باهاشون رفت و امد ندازیم و زیاد راحت نیستم و چون من یه دختر تقریبا ساکت و شر و شیطون نیستم خیلی با احترام با هام برخورد می کنن نه اینکه خیلی ساکت باشما ولی به موقع شوخی میکنم به موقع می خندم ولی خوب دیگه شورشو بالا نمیارم.این پسره ام که تک پسه و خیک خواهر داره الان داره تخصص پزشکی شو میگیره و مامانش کلی روش حساسه و کلی براش دخترای بهتر از منو در نظز داره.ولی خیلی ازش خوشم میاد باید چی کار کنم؟

  4. عشق می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(7)

    کاش عشق الکی نبود

  5. زهرا می‌گه:
    text for dislike(7) text for like(2)

    من به پسری علاقه دارم.سنم زیاد نیست حدود۱۴٫۱۵سال دارم.اون منو نمی خواد من هیچوقت به خودم اجازه ندادم توی ۲سال بهش بگم دوست دارم.خیلی هادرموردش حرف هایی زدنندکه منو قانع کننداساسا دوستام.ازگفته اونا اون ازمن ۲سال بزرگتره.منودوس نداره.سیگاریه. هزارکارهای آزاردهنده دیگه می کنه.من براش خداشاهده ۲سال تموم گریه کردم.دیروزتوی راهپیمایی۲۲بهمن دیدمش.حلم بدشد.خوردم زمین.ولی باز دوسش دارم…برام دعاکنید محمدرو فرامش کنم

  6. saakht می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(11)

    من واسم پیش اومد عشق یکطرفه
    خیلی سخته همینو میتونم بگم
    خیلی سخت

  7. s می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(4)

    خیلی سخته

  8. majid aslanpoor می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(7)

    من الان یه ساله عشق کسی رو تو سینه دارم که هیچ احساسی بهم نداره… خیلی کارا بخاطرش کردم که خودش خبر نداره ولی دیگه خسته شدم.. کم آوردم بریدم.. ولی دیگه تصمیم گرفتم تلاش نکنم چون بیشتر ازم فاصله میگیره.. توکل کردم بخدا.. امیدوارم هیچکس این حس رو تجربه نکنه چون خیلی خیلی خیلییییییی سخت و عذاب آوره…

  9. محدثه می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(3)

    سلام.من سن زیادی ندارم ولی عشق یه پسری مونده تودلم.پسر عموی بابامه و دبیرستانیه .اما چهار سال اختلاف سنی با هم داریم.رفت و امد خانوادم با خانوادش خوبه.نمی دونم اونم منو دوست داره یا نه.هر موقع میاد خونمون یا میریم خونشون واسه شوخی بهم میگه یه دختری تو خیابونمونه و من دوسش دارم.لطفا کمکم کنید که بفهمم اونم منو دوست داره یانه.سخت عاشقشم♥

  10. Ali می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(2)

    سلام . من به یه دختر همسایمون که خیلی وقته یعنی ۵ سالی هست با هم راحتیم ، بهش پیشنهاد دوستی دادم گفتم یه چیزیو خیلی وقته میخوام بهت بگم اما روم نمیشه گفت بگو : منم گفتم میخوام باهات دوست بشم . اونم اولش خندید بعد گفت نه علللیی بعدش رفت . بعد چند روز به دوستش گفتم که بهش بگه من خیلی دوستش دارم میخوام باهاش دوست بشم اونم رفته بود همین حرفو بهش زده بعد به دختره گفته بود به علی بگو دست از سر من برداره ….. حالا یه کمکی از شما دوستان دارم اگه میشه بهم کمک کنید که چجوری و چیکار کنم که این دختره باهام دوست بشه . ممنون میشم از راهنماییتون .
    ایمیل : ali.masumkhani2012@gmail.com

  11. shirin می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(6)

    سلام, من با حرفاتون موافقم,,ولی عمل کردن به این توصیه ها خیلی سخت ودردناک است,,
    من کارشناس ازمایشگاه هستم,,ییه رابطه عاطفی بین من و یکی از همکارام بوجود,امد,,همه چی اول رسمی بود وقصدمون ازدواج تا اینکه این رابطه کم کم صمیمی تر شد,,همکارم تخصص قبول شد,,و الان اون معتقد ما دنیاهای فکری متفاوتی داریم,,فک میکردم به من خیلی علاقه داره ولی الان همه چی عوض شد,,ما ۲۷سال هستیم,,سعی می کنم منطقی فک کنم,,اما جوابی برای سوالاتم ندارم,,

  12. امیر می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(5)

    جمع عاشقای دل شکسته جمه!!!

    ناموسا دست خوش!!

    خدایا می بینی یه سری بنده های مظلوم و احساسیت قربانی یه سری هرزه هوس باز شدن!!!!

    ۱ سال دویدم از جون مایه گذاشتم دیدم نهههه!!!
    انگار بد جوره دلشو زدیم!!!
    خیلی داغونم هم دردا…
    ولی یه روز دیدم مادرم چه عشقیی رو پای من ریخت و من بی توجه بودم!!!از گله و چیزی که اسمشو گذاشتم عشق شرمنده شدم!!!

    داداشیا…ابجیا…
    زمین گرده (;
    یه روزم نوبت ماست…یکمم شما بی رحم باشید
    دلتونو بکنید ببرید آسمون…
    جایی که یه عاشق واقعی خیلی وقته منتظرتونه…

  13. Ayliin می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(5)

    من عاشق یکی شدم که حتی اون نمیدونه من اونو دوست دارم و حتی میترسم که بهش بگم ولی اون دوستم نداشته باشه و راجب من بد فکر کنه
    ولی خب عاشقش شدم و نمیدونم چیکار کنم
    حتی وقتی به اینکه بخوام فراموشش کنم هم فکر میکنم سریع میزنم زیر گریه!!!
    واقعا نمیدونم چیکار کنم

  14. محمد می‌گه:
    text for dislike(4) text for like(4)

    من ۲۱ سالمه .ورزش کارم کشتی گیر ی کشتی گیری ک دوم کشوری دارم .عاشقه ی دختر شدم از خودم ۲سال بزرگ تر هیچکسی حرفمو نمیفهمه .جالب دختره ب من میگه بچه .من ۳ ساله دوسش دارم .هر کی منو از نزدیک ببینه میترسه انقد گندم .اما من با این قدم دارم هر شب براش گریه میکنم

    • eli می‌گه:
      text for dislike(0) text for like(0)

      ربطی به هیکل و‌پسر بودن نداره گریه کردن
      اون از بی احساسی خودش شایدم یه کار کردی دل زدش کردی یا کار بچگانه ای کردی بت میگه بچه

  15. sina 925 می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(2)

    سلام حدود دوسال عاشق شدم البته دختر خالمه.یه مدتی علاقم بهش شدید شده حتی الان به والله نمیدونم چیکار کنم بهش بگم نگم هنوز ۱۷ سالمه خودم میدونم زوده ولی خیلی دلم براش تنگه دیروزم خونش بودم هیی می‌دیدمش و خون میخوردم نمیتونم بهش بگم دوست دارم برادرشم با من خیلیی جوره همه میگن سینا پسره خوبیه حالا بازم نمیدونم جان مادرشون راهنمایی کنید

  16. یه بد بخت می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(0)

    من سال ۹۳ ـــــ البته اینو بگم عاشق نیستما دنبال آشتیم
    یه روز یه نفر داشت تعقیبم میکرد برگشتم دیدم یکی از همکلاسیامه که میخواد باهام دوست شه ولی من آدم حسابش نمیکردم تا این که خودم نفهمیدم چجوری دوست شدیم با این که پسره ۱۳ ساله هست مثل دخترا لوسه من چیزی هم بهش نگفتم الان ۱/۵ قهره فقط ۱ ساله دنبال آشتیم ولی منو نمیبخشه عذاب وجدان دارم هشتم هستیم جفتمون تو مدرسه نمونه دولتی
    اینارو نوشتم که بیاد بخونه

  17. فرهاد می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    حاصل عشق مترسک به پرستو و پرنده
    مرگ یک مزرعه است…

  18. artin07 می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(3)

    من یه پسر ۲۱ساله هستم حدود یه سال پیش با یه دختر آشنا شدم متاسفانه دوماه بیشتر باهم در ارتباط نبودیم ولی تو همین زمان کم بدون توجه به این مسئله مهم که اونم عاشق یکی دیگه اس من عاشقش شدم چون میگفت میخوام اونو فراموش کنم ولی نتونست …
    الان تقریبا ده ماه هست که باهاش رابطه ندارم ولی هنوز دلم باهاشه نمیتونم فراموشش کنم حتی با چندتا دختر دیگه دوس شدم که فراموشش کنم ولی نشد
    بااینکه حالم زیاد خوش نیس ولی این حالمو دوس دارم ..ازش ناراحت نیستم.. همیشه براش آرزوی خوشحالی و خوشبختی دارم..
    من تا آخرش هستم حتی اگه تا آخر عمرم تنها بمونم ولی اینو مطمئنم که بهش میرسم حتی اگه تو اون دنیا باشه ..
    خدای زلیخا خدای منم هست..

  19. محمد علی می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(3)

    یک روز که دختره به من گفت عاشقتم من قبول نکردم و من بعد از ۲سال یواش یواش عاشقی شدم و دوباره او قبول نکرد حدود ۲ ماه که بهش می گویم ولی بی فایده است

    حالا دوستان چی کار کنم ۱۹ سالمه

  20. ميتى می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(2)

    من هم عاشق كسى هستم كه الان باهاش در ارتباطم ولى اصلا احساس نميكنم دوستم داره بااينكه تا حالا چندبار بهش گفتم كه دوستش دارم و چقد برام مهمه اما اون انگار دوستم نداره، شما پسرا بگيد واسه چى همچين پسرى كه خودش بهم پيشنهاد دوستى داد و خودش اول شروع كرد اصلا نميگه دوستم داره؟ اخلاقش خوبه محترمانه ست ولى عاشقانه نه

  21. یه قربانی می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    هی… کل راهو ندیده رفتم… چوبشو خوردم به خدا پنج سال عشق یکطرفه درد کمی نی هر شبش گریه …اونوقت میفهمم با پسره طلا فروش… قبلا دوسم داشت اما الان دور و ورش خوشگل زیاده… فقط خواستم یه چی بگم هیچوقت الکی دل نبندید … قربونه همتون برم دردتونو حس میکنم… عشق مانند زنجیره تو اونو دوس داری اون اونو هه… قربونه دلاتون

  22. آرش می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    اولش اون اومد سراغم به بهونه کمک خواستن واسه حل مشکلاتش بعد شروع کرد به ابراز علاقه کردن به من و من هم کم کم به او علاقه مند شدم اما … حدود یک ماه پیش دیدم سرد شد و هر چه بیش تر سعی کردم رابطه رو درست کنم مرتب بدتر شد و جلوی چشام با پسرای دیگه رابطه بر قرار می کرد جواب هر کسی رو می داد جز من …
    دوستان وقتی کسی رو دوست دارین بهش نگین والا مثل من اونو از دست میدین من ۲۰ کیلو وزن کم کردم و الان فاطی با چند تا پسر رابطه داره و داره قربون صدقه شون میره ….

  23. ميتى می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    منم اشتباهم اين بود كه گفتم ترسيدم ازينكه يه روز ببينم دير شده و بهش نگفتم كه دوستش دارم :-( حالا موندم چكار كنم ! ديگه خيلى كم محلى ميكنه بهم بگيد چكار كنم لطفا ممنون

  24. محمد می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    اینی که شما میگید فقط حرفه بگیم دوسم نداره پس منم دوسش ندارم من ۹ ماهه که دارم اینو به خودم میگم اما نمیتونم بازم فراموشش کنم

    • ميتى می‌گه:
      text for dislike(2) text for like(0)

      خب موضوع اين نيست كه من دوسش ندارم موضوع اينه كه بايد تو رابطه بمونم يا نه ؟! يعنى بمونم و بدستش بيارم يا برم و با اين غصه بسازم ؟!

  25. محمد علی می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(4)

    دوستان عشقم گفته برو کلاس موسیقی من دیماه رفتم بعد با کسی دیگه آشنا شد هر روز برام حرص میده اسمش نازلی هست

  26. محمد علی می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(4)

    دوستان من نابود شدم می آیید سر مزارم

    • ترانه می‌گه:
      text for dislike(0) text for like(1)

      ا دوست عزیز این حرفا چیه خیلی ناراحت شدم این حرفا رو نزن …
      ایمانتو قوی کن همه اینا امتحان الیه … عشق که نباید آدمو ذلیل کنه دور از جونت …. قوی باش … تا حالا هیچ کس از عشق نمرده … ا دیگه نزنی ازین حرفا

  27. بی نام می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(2)

    منم عاشقشم. اونم میگفت عاشقمه. اما رفت…
    چطور میتونم اون همه احساس رو بریزم دور و بگم زمان حل میکنه؟
    باهاش حرف نمیزنم و نمی بینمش اما دلم براش تنگ میشه . دلم میخواد برگرده پیشم . اما اشتباهه چون من متاهلم

  28. Amin می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    حماقت محض است دوست داشتن کسی که دلش با تو نیست….خودتان را محدود به کسی نکنید چون در این صورت خود را برده او کرده اید…دوست نداشتن شما دلیل بر کمبود شما نیست خودت را باور کن به موفقیتها وتوانایی هایت و داشته هایت توجه کن….و در اخر…….احساست را مفت مفروش که به وقتش به قیمت میخرند….

  29. محمد علی می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(2)

    ترانه مرسی که راهنمایی کردی یاد گرفتم رسمن کافرشده بودم از عشق

    مرسی☺☺☺☺☺

    • ترانه می‌گه:
      text for dislike(1) text for like(0)

      خواهش می کنم من که کاری نکردم … یه جا خوندم نوشته بود عشق نشانه ی قدرت آدمهاست که درست به کار گرفته نشده و داره اینجوری خودشو نشون میده …. . حالا من دقاقا برعکس شما که می فرمایید از عشق کافر شدی ، من دختری بودم که چیزی نبود تجربه نکرده باشم … هر کاری بگی و هر جایی بگی دیگه خودت حسابشو بکن …. یه روز دیدم من چرا اینقدر دارم بد میارم ؟ چرا روز به روز دارم مفلوک تر میشم ؟ خدا بهم قدرت داد و توبه کردم …تازه انگار یه پرده از جلوی چشام افتاد …. و یه چیزی می گم که شاید درست نباشه و به نظرت بد بینی بیاد ، اما به این نتیجه رسیدم عشق واقعی وجود نداره … همش هوس و مریضی هم خانم ها هم آقایان … دردی که به دل ما جوونا افتاده عشق نیست ، ضعف ایمان و اعتقاده … هر جا هستی موفق و شاد باشی

  30. نوید می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(0)

    من عاشق یه دختری شدم که ازم دوسال میال بزرگه خیلی خاطر خاش شدم نمی دونم چیکار کنم لطفا راهنمایی کنین

    • Parisa می‌گه:
      text for dislike(0) text for like(0)

      سن مهم نیست.یجوری ببین اگه اونم تورو دوس داره باخانوادت صحبت کن رسمیش کنی

    • eli می‌گه:
      text for dislike(1) text for like(0)

      سلام‌دوست عزیز باید اول بش میگفتی اول رفتی رویاهاتو‌ساختی بعد رفتی پیشنهاد دادی بش -شاید کسی دوست داره یا شاید قیافت براش جذاب نیست
      اگه خیلی میخوایش سماجت کن دخترا عاشق این کارن و به طرف علاقه پیدا میکنن هرچقدر طرف سخت باشه زودتر رام میشه
      و اگه میخوای فراموشش کنی یا باکسی دوست بشو یا تصویرش تو‌ذهنت بکش بعد خط خطیش کن و‌پاکش کن فراموش میشه

  31. Parisa می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    تومرداد۹۴یه اشتباهی کردم ب حرف دوستام گوش دادم رفتم بیتالک اونجاباهاش اشناشدم.اولش ازش خوشم میومد اما فقط همین فقط ازش خوشم اومد‌امااون ب قول خودش عاشقم شد ولی من دوسش ندارم‌.بهش ابراز علاقه نکردم همش میگه بهم یه بار بگو منودوس داری حتی الکی ازهمون وقتی ک اشناشدیم خودش بریدو دوخت ک میام خاستگاریتو ازدواج میکنیم.بدبختی اینجاس جدوابادمومیشناسه خداشاهده من دوسش ندارم ازهمون اولم دوسش نداشتم بخدا من خودم یکی دیگه رو دوس دارم ک یه شهردیگس دوساله موندم پشت کنکور ک اون شهری ک هست قبول بشم برم دنبالش ۴ساله دوسش دارم.اینم همش گیرداده سال دیگه میام اگه میتونستم باهاش بزنم دریغ نمیکردم ولی بدبختیش اینجاس شره میترسم ابرومو ببره شهرماهم یه شهرکوچیکه هم ظاهرنگرن هرچندخودش گفته ابرو تو ابرومنه ولی تایه چیزی میشه میگه میدونم چیکارت کنم همش بهم دستور میده اونجور نرو بیرون بااونا نرین بیرون عید یه مسافرت رفتیم کوفتم کرد همش خودشو شوهرمن میدونه هرچقدم بهش میگم هنوز ک خبری نیس من خودم مامان بابا دارم میتونن برام تصمیم بگیرن دعوا درست میکنه سریع میگه من اینهمه قربون صدقت میرم اینه جوابم خوب اخه بگو مگه من ازتخاستم ک منتشو سرم میذاری خداشاهده روز ب روز دارم ازش متنفرترمیشم هرچند همون موقعم دوسش نداشتم همونم ک ازش خوشم میومد داره بدم میادخسته شدم ازش نه تیپ و قیافه درست و حسابی داره نه اخلاق خوبی.هرچی بهش میگم من الان نمیخام ازدواج کنم میخام درس بخونم برم سرکار حرف خودشو میزنه بخدا انقده تپل بودم تویه ماه ۱۵کیلو کم کردم شدم نصف‌.توروخدا کمکم کنین راهنمایی کنین چجوری ولش کنم بدون دردسر

  32. Omid می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام، من بیست سالمه تو خدمت سربازی هستم برام سخته از طرفی خدمت بهم فشار میاره از طرفی دیگه که  شکست عشقی خوردم حدودا چهار سالیه عاشق دختری شدم که همسایمون بود سنش کم بود.صبر کردم بزرگ بشه بهش ابراز علاقه کنم تو این چهار سال برا خودم با اون رویا ساختم چه خواب ها که براش ندیدم هر لحظه به فکرش بودم حالا که بهش پیشنهاد دادم بهم جواب رد داده میخوام بدونم من که چهار سال باهاش تو رویا بودم یک لحظه هم فراموشش نکردم الان چطوری میتونم فراموشش کنم دوریش عذابم میده تو پادگان از یادم نمیره همیشه حالم گرفته هست بهم فشار میاد که خودمو خلاص کنم اما از خدا میترسم الان موندم چکار کنم؟

    • eli می‌گه:
      text for dislike(0) text for like(0)

      سلام‌دوست عزیز باید اول بش میگفتی اول رفتی رویاهاتو‌ساختی بعد رفتی پیشنهاد دادی بش -شاید کسی دوست داره یا شاید قیافت براش جذاب نیست
      اگه خیلی میخوایش سماجت کن دخترا عاشق این کارن و به طرف علاقه پیدا میکنن هرچقدر طرف سخت باشه زودتر رام میشه
      و اگه میخوای فراموشش کنی یا باکسی دوست بشو یا تصویرش تو‌ذهنت بکش بعد خط خطیش کن و‌پاکش کن فراموش میشه

  33. مرده متحرک می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    یه چیزو بگم ..عشق یعنی کشک،کشک یعنی عشق! بعله کشک خوشمزه ست اصن عشقه.خخخ
    خودم عشق یه طرفه داشتم عاشق یه دختر بیشعوری شدم که یه ذره هم درک نداشت..همه کار واسش میکردم اما اون بازم عاشق یه سگ دیگه شده بود..حالا دیگه هیچکی برام مهم نی ..عشق الکیه..این دوره زمونه خودتونو با عشق سر کار نزارین..همه چی مسخر هست..

  34. eli می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام بچه ها
    من تو شبکه اجتماعی با یه پسر دوست شدم ولی اول خواهر برادری بود چون داخل یه استان بودیم همدیگر را دیدیم کم کم تبدیل به عشق شد جونمون واسه همدیگه میدادیم من دو سال از پسره بزرگ ترم خیلی می خواستمش تا رفت سربازی بعد سربازی عوض شد و دیگه به زور منو فراموش کرد نتونستم فراموشش کنم بارها کوچیک‌شدم یک سال تمام بد رفتاری و‌همه چیشا تحمل کردم بش گفتم فقط کنارم بمون چون شاگرد ممتاز دانشگام به درسم لطمه نخوره قبول کرد .
    کم کم عشقش برگشت و‌گفت چرا رفتارش اینجور کرد و باهام اینجور کرد طلب حلالیت کرد گفتم نمیتونم خیلی دلمو شکستی با یه دختر دوست بود و می دونستم ولی بازم دوسش داشتم‌چون جز من به کسی نگفت عشقم با توکل بخدا با دست به دعا دختره از زندگیش رفت فهمید کسی قدر من دوسش نداره و برگشت سمت خودم و گفت دوسم داری خیلی اینقدر کع اندازه نداره علت کاراشا گفت حالا قراره باهم ازدواج کنیم بعد سربازی
    گاهی کم محلی به بهانه رفتن تو نیست شاید می خواد امتحانت کنه ببینه چقدر دوسش داری

  35. eli می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    تازه بهش‌گفتم حلالش کردم ولی دیگه خودش موند باهام

دیدگاه خود را بنویسید:

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *