چرا خیلی ها بعد از خیانت احساس پشیمانی ندارند

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (1 امتیاز, میانگین: 4٫00 از 5)
Loading...

مطالب مرتبط

35 دیدگاه

  1. زهره says:
    text for dislike(1) text for like(2)

    سلام دوستان از مطلبتان بسیار مفید است البته اگر فردی که در حقش خیانت شده خوددار باشد وبه بهره عملی برساند. دوستان من همسرم را میپرستیدم ولی متاسفانه او دچار رفاقت های بیرونی و خیانت شد این تجربه سختی است که بعد از دو سال جدایی و آسیب های روحی و روانی واحتماعی ب خودم و او ودخترم به این نتیجه برسم که باید کمی بیشتر ب رفتار خودم انتقاد میکردم یک سر خیانت من بودم که عشق خودخاهانه داشتم دوربین ها را بطرف خودمان برگردانیم و ب تغییر دادن خودمان بپردازیم حتما زندگی ما عوض میشود عشق حصار نیست من آزادانه دوستش دارم وبرایش طلب خیر میکنم

  2. حسین says:
    text for dislike(0) text for like(2)

    سلام
    در مورد موضو ع تا حدودی قبول دارم ولی بعضی و قتها گستاخانه و بی پروا به کارشان ادامه میدهند در حالی که همه فهمیده اند باز از این شاخه به آن شاخه میپرند . اگر قبول کنند اشتبا کردند چه تضمینی وجود دارد دوباره تکرار نکند(کسی که یک مسیر را رفته دوباره برگرده باز این مسیرو میره و با این مسیر آشنایت پیدا کرده)

  3. raziyeh says:
    text for dislike(0) text for like(4)

    سلام
    ۲.۵ با پسری که همکارم بود دوست بودم، بسیار عاشقانه و قصدمونم ازدواج بود.
    تا اینکه اون محل کارش رو عوض کرد و من رو هم بعد از چند ماه(اوایل امسال) برد همونجا. همیشه رفتارهامو به شدت کنترل می کرد ولی خودش اصلا رعایت نمی کرد و خیلی با دخترای دیگه صمیمی بود. حساسیتم روی یکی از دخترا زیاد بود، هر بار بهش میگفتم ، میگفت تو بیماری و متوهم، انقد گفت و گفت که باورم شد، رفتم سراغ روانپزشک و قرص های اعصاب. تا همین شهریور که رابطمون رو قطع کردیم. ولی ما همکار بودیم و تو یه اتاق!!
    روزهای پر عذاب، گاهی میومد سمتم، غیرتی میشد، شعر میگفت، زنگ میزد. تا همین یک ماه پیش!
    تا هفته پیش که یکی از همکارا گفت پس فردا مجلس خواستگاریش با همون دختریه که من روش حساس بودم.
    شکستم، تمام باورهام و سادگیم … حتی انقد مرد نبود که بهم بگه
    فهمیدم چندین ماهه در ارتباط بودن و داشته بهم خیانت می کرد، تمام حرفاش میگذره از ذهنم و با خودم میگم حتما اینم دروغ بوده، هر روز می بینمشون، باورتون نمیشه ولی انقد وقیحانه و با بی احترامی رفتار می کنن که من معذب میشم!
    واگذارشون کردم بخدا، قصدم ندارم کل عمرمو برای این بی ارزشا نابود کنم، چقد خدا دوسم داشت که با این موجود مریض نرفتم زیر یه سقف، من میگم الان فرصتیه که ایمانمونو محک بزنیم، احترام بذاریم به خواست خدا و صبر کنیم برای روزهای پیش رو.
    خدا حال دلتونو خوب و آروم کنه دوستان.

  4. شادی says:
    text for dislike(1) text for like(1)

    منم این تجربه رو دارم و چیزهایی از همسرم دیدم که باورم نمیشه سر دوراهی گیر کردم نمیدونم جدا شم یا ادامه بدم خواهش میکنم راهنماییم کنید

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *