www.mardoman.com

توجه: استفاده از کلیه مقالات و مطالب سایت مردمان در مجلات، روزنامه ها، سایتهای تـجـاری، برنامه های تلویزیونی و غیره مـنـوط به دریـافـت اجـازه کـتـبـی بـوده و هـر گونه کپی برداری غیرمجاز، پیگرد قانونی خواهد داشت. جهت ارتباط با ما اینجا کلیک کنید.

وقتی می خواهید به یک رابطه پایان دهید!

روابط عاشقانه ما مثل یک سرمایه گذاری بزرگ روی وقت و احساسات است ، به همین دلیل است که برای بیشتر ما پذیرفتن پایان یک رابطه بسیار سنگین است . با خواندن این مقاله با نشانه هایی آشنا می شویدکه زنگ خطری است برای پایان یک رابطه و باید کاملا" به این موضوع واقف باشید که تمام کردن آن ، برای هردوی شما مفید است و هر کدام از شما شانس زندگی بهتر را خواهید داشت .

این مسئله دقیقا" برای یکی ازدوستانم مریم اتفاق افتاد . به مدت چهار سال بود که او و سعید یکدیگر را می شناختند ، مریم همیشه یک دختر زیبا و سرزنده بود . من برای او خیلی خوشحال بودم ، اما این خوشحالی برای من و دوستم مریم خیلی طول نکشید و در شش ماه اول زندگی آنها ، احساس کردم او گیج شده است و شرایط او هرروز بدتر و بدتر می شد. سالها بود که من از زبان او می شنیدم که روابطشان بسیار خوب است ، اما نمی دانم مثل اینکه خود مریم متوجه نمی شد که هر بار در این مورد با من حرف می زد ، کاملا" واضح بود که از احساسات او سوءاستفاده می شود ، بطوری که ، مدل موهایش عوض شده بود ، رنگ های لباسش ، رنگهایی بود که او همیشه از آن متنفربود ! قبلا" خیلی با اشتها غذا می خورد ، در حالی که اکنون تنها غذاهای بخارپز می خورد ! در حقیقت خود او اصلا" متوجه نبود که این تغییرات چگونه ایجاد شده ، تنها کاری را می کرد که باید می کرد! و به نظر می رسید ، مریم تنها این رابطه را به دوش می کشد . با مطالعه بروی صحبتهای او و بررسی آن ، یک سری نشانه های پایان رابطه را دریافتم که در اینجا شما را در دانستن آنها سهیم می کنم :

نشانه هایی که ندا میدهد " باید به این رابطه پایان دهید "

بحث و مشاجره :

وقتی هیچ نقطه مشترکی در یک رابطه نباشد ، نتیجه آن مشاجره های پی در پی است که جلوی به ثمر رساندن این رابطه را  می گیرد. در این جا سوال این است که چگونه دو نفر با عقاید مختلف می توانند با یکدیگر کنار بیایند ؟ آیا هر دوی شما در  مورد اختلاف نظرها با خونسردی و آرامش با هم حرف میزنید ، یا اینکه بحثهای شما همیشه با مشاجره لفظی و بی احترامی، بدون در نظر گرفتن عقاید یکدیگر ادامه می یابد؟ در این صورت شما عدم تفاهم عمیقی با هم دارید . نظرات شما در مسیرهای کاملا" جدا از هم است .

خیانت :

" انسان جایز الخطا است "  من نمی خواهم از خیانت طرفداری کنم چرا که هر یک از طرفین حق دارند که از فریب خوردن پی در پی خود ناراحت باشند و دیگری را نبخشند ، همه ی مردم حتی خود من، اشتباهات را نمی پذیریم ، ولی این حقیقت است که هر آدمی اشتباه می کند ، اگر واقعا" ما برای همسرمان مهم باشیم ، برای بار دوم دیگر تکرار نمی کند ، با خیانت به شما ، اینقدر ناراحت و متأسف هستید که این مسئله را با همسر خود مطرح می کنید ، اگر به شما اهمیت بدهد ، دیگر دست از تکرار خطا و رنج دادن شما می کشد ، اما در صورت تکرار خطاهایش ، آیا فکر می کنید این آدم واقعا" ارزش محبت ، وقت گذاشتن و .. را دارد ؟

سوء استفاده :

اساس یک رابطه ی سالم ، اعتماد است . اگر در رابطه ای یکی از دو طرف به دلیل ارجحیت مقامی یا مالی یک کدام ، از دیگری برای رسیدن به اهدافش سوءاستفاده کند ، این یک رابطه ی یک طرفه می شود چرا که معنای رابطه ، یعنی ارتباط موثر دو طرفه . درست است که هر دو نفر باید در زندگی کمک حال یکدیگر باشند .اما آیا او نیز در مواقع نیاز با شما همراه است ؟ در صورتی که همسر شما تنها وقتی که به شما نیاز دارد ، مهربان می شود ، بهتراست تجدید نظری جدی روی رابطه خود بکنید.

سوء استفاده عاطفی :

بیشتر روابط ، بر روی عشق و احساسات بنا شده اند . وقتی دو نفر عاشقانه یک رابطه را آغاز می کنند، باید نظرات متفاوت یکدیگر را نیز در مورد زندگی ، بپذیرند. اگر طرف مقابل شما اعتراضی در رفتار و یا دیدگاه شما کرد ، برای اصلاح آن حداکثر توان خود را صرف کنید ، ولی در ادامه اگر بطور مکرر با اعتراض های مستمر او و عدم قدردانی بابت اصلاحات قبلی روبرو شدید ، وقت است که متوجه سوء استفاده وی بشوید و این علامتی برای سیر نزولی یک رابطه است .

سوءاستفاده جسمی :

اینکه طرف شما مکررا" بگوید " دوستت دارم " و شما یا بچه هایتان را صدمه بزند و باعث رنجش و درد شما شود ، دیگر منتظر بار دوم نشوید!

قبل از پایان یک رابطه به سوالات زیر پاسخ دهید :

  • آیا هر دوی شما دوست دارید تا زمان بیشتری را با یکدیگر داشته باشید ؟
  • آیا نقاط مشترکی بین شما در اهداف شما و دیدگاه زندگی ، بچه ها ، خانواده، وجود دارد.
  • همین حالا بنشینید و اسامی کسانی را که واقعا" در این لحظه دوست دارید بینید را بنویسید ، آیا اسم همسرتان در آنها است ؟
  • احترام متقابل یک از ویژگیهای یک رابطه سالم است ، آیا هر دوی شما آن را رعایت می کنید ؟

اگر پاسخهای شما برای این  سوالها منفی است ، بهتر است به این رابطه پابان دهید .

البته که یافتن یک همسر ایده آل بسیار سخت است . در هر رابطه ای بحث و سوء تفاهم ها وجود دارد . پس دقیقا" دقت کنید تا نشانه های پایان یک رابطه را درست درک کنید  و آنها را انکار نکنید، فراموش نکنید " هر انسانی خطا می کند "

لطفاً با خرید CD مردمان از سایت خود حمایت کنید. در صورت حمایت از ما: شاهد مقالات و مطالبی بسیار متنوع تر و آموزنده تر برای بهبود زندگیتان خواهد بود. به این منـظور اینجا کـلیک کنید. سایت مردمان متعلق به همه مردمان خوب ایران زمین اسـت.




ارسال برای دوستان


آدرس ایمیل گیرنده:
نام شما :

نظرات

پگاه

ما خیلی همدیگر و دوست داریم فقط تنها مشکل ما دوری از همدیگست، که خیلی اذیتمون می کنه،فعلا هم راهی جز صبر کردن نداریم،این دوری خیلی روی من اثر گذاشته و من رو اذیت میکنه و با بداخلاقیام طرفمم رو هم اذیت می کنم


مهدی

مطلب جالبی بود و استفاده کردم ولی یکسال بعد از طلاق برای زندگی دومم حتما استفاده میکنم


روح انگیز

با تشکر از مقاله تون، می خواستم بگم که جمله ی آخرتون زیبا بود؛ به قول شاعر" دوتن عاقل نگهدارند مویی/ همیدون سرکشی آزرم جویی/ وگر بر هر دو جانب جاهلانند/ اگر زنجیر باشد بگسلانند"؛ روابط دو نفره هم از این قانون مستثنی نیست. نظر من اینه که، همه لحظات بد توی زندگی براشون پیش می آد، همه گاهی دچار بیزاری از دنیا و مردمانش می شن، ولی آیا سزاوار است تمام خوشی ها و لحظات زیبای زندگی را قربانی این لحظات بد کنیم؟! شعار من، تیتر یک کتاب معروفه به اسمِ: "از انسانها طلا ساختن". من سالهاست با همسرم زندگی می کنم و به این نتیجه رسیدم که سر ریشه ی اغلب مشاجره ها اینه که، همه می خوان بگن که "حق با منه! "؛ خب درست؛ همه ی ما نوچه ی خدایانی هستیم و برای خودمون کسی هستیم ؛ ولی واقعیتش اینه که، کم هستند افرادی که در مشاجرات، اشتباهات خود را بپذیرند و تمام تقصیرات را به گردن دیگری نیندازند، و با دیگران عادلانه رفتار کنن؛ در مقاله از مقوله ی "خیانت" صحبت به میان آمده. من فکر می کنم بیشتر مواقع خیانتی اتفاق نمی افته؛ بلکه این ذهن ماست (و به قول یکی از مقاله های قبلی سایت، ضمیر ناخودآگاه ماست) که احتمال وقوع آن را در نظر می گیرد و ما را وادار به واکنش می کند و متاسفانه، گاهی به لج و لجبازی دو طرف منجر می شه و هر کدوم از اونا می خوان به اصطلاح، روی دیگری را کم کنن و حتی به کرّات مقابل به مثل هم می کنند. به نظر من، احساسات را نمی شه از انسان ها گرفت پس هر چه همسرمون با احساس تر باشه، بالطبع مورد محبت افراد بیشتری قرار می گیره و خب احتمال اینکه از جانب ما به خیانت هم متهم بشه بیشتره؛ پس بهتره که زوجین به این امر واقف باشن، و بیهوده زندگی شونو به میدان کارزار تبدیل نکنن. در ضمن برای نیل به یک رابطه ی ایده آل ، بنحوی که اون رابطه موفقیت روزافزون را برای هر دو طرف به ارمغان بیاره، بهتره که هر دو زن و مرد ، روی اعتماد به نفسشون هم کار کنن؛ تا در مقابل هر برداشتی که از رفتار همسرشون می کنن، حرفهای رکیک از دهنشون نپره بیرون و تنبیه های سختی را به مرحله ی اجرا نذارن که با اعمال شریکشون نامتناسخ باشه. در پایان باید بگم که، هر چی سخت بگیریم، سخت تر می گذره؛ همچنان که شاعر هم تصدیق می کنه و می گه: " تواضع کن آنجا که بینی ستیز/ نبرّد قز نرم را تیغ تیز".


تارا

راستش من نمیدونم چطور میشه به کسی حالی کرد که :"دوست عزیز، من که نمیخواستم عاشقم بشی...من از روز اول هم گفتم من و تو مال هم نیستیم و من فقط خواستم حرفت زمین نیفته...و دائم هم متذکر میشدم که این رابطه درست نیست.... منیکه تا حالا هیییچ وقت با جنس مخالف در ارتباط نبودم.... اما این اقا گوشش بدهکار نبود و نیست.خودش تو خیالات خودش عشق و عاشقی ساخته..و این دوستی ساده رو تبدیل کرده به عاشقانه.و الان پول عشقشو ازم میخواد !!و تازه بعد از هر فحش و تهمت و هرزگی که کرده، توقع داره من حتی اون محبتی که مثل برادر بهش داشتم (و خدا شاهده از روی نیت کمک داشتم )رو 2باره داشته باشم. این ضعف یه مرده و هربه ی کثیفیه که تا کم میاری انگ و تهمت بزنی به طرف مقابلت... بعد خودت هرجوووووووووووووور هرزگی و کثافتکاری کنی..........خدا جواب این ادمارو میده..فقط میدونم که حتی وقتی تو خوابم یادش میفتم قلبم درد میگیره و دلم گریه میخواد واسه این کار بچگانه ی دور از منی که کردم.!!خاک بر سر من...خودمو انقدر خفیف کردم. از وقتی این بلاها سرم اومده اگر ببینم کسی کمک لازم داره ،یه تف و مشت و لگد هم نثارش میکنم و رد میشم...دیگه نمیخوام به کسی دل بسوزونم... از هیچ نظر مشکلی ندارم برای بودن این اقا .اما هم از لحاظ اعتقادی نمیشه و هم دیگه دلم ازش طوری چرکینه که تا عمر دارم نمیخوام ببینمش..ظام فکری و برنامه زندگیم به هم ریخته.اعصابم داغونه.از همه چیزم عقبم.کارش شده ردیابیه کسی که دیگه علاقه ای به دیدنش نداره . اونو دادم دست زنخرابایی که میمیره براشون.!!!


shahin

با سلام به روح انگیز عزیز نظر شما رو راجع به مقاله حاضر مردمان خوندم.بنظرم بسیار پخته و عمیق اومد.بهمین دلیل جهت مشاوره با شما درخصوص مشکل خصوصیم ایمیلی به آدرس ایمیلتون ارسال کردم که متاسفانه بازگشت و ارسال نشد.خوشحال می شم در صورت امکان برام ایمیلی بزنید یا به شکلی مناسب امکان مشاوره رو برام مهیا کنید باتشکر از شما شاهین


روح انگیز

ممنون آقا شاهین، به نظرم یکی از بهترین سایت های مشاوره ی غیر مستقیم سایت مردمانه. با تشکر از آقای دشتکیان از زحماتی که برای به روز نگه داشتن این سایت می کشن.


ali

میخوام خدمت دوستان عرض کنم که اگر احساس کردید که بی دلیل دارین وارد رابطه احساسی میشین بدون اینکه منطقی در کار باشه و شناخت کاملی داشته باشین از طرف مقابل - هر چه زودتر این رابطه را قطع کنید. یا اینکه در صورت ظرفیت طرف مقابل تا جایی که منطق اجازه میده به رابطه ادامه بدین و احساسات را کنترل کرده و در مراحل بعدی که تفاهم حاصل شد در تصمیم گیری تون دخالت بدین. و الا خیلی آسیب میبینید و ممکنه تا مدتی خودتون رو سرزنش کنید. و پایان رابطه براتون به یک کابوس تبدیل بشه.


نوشتن يک نظر

    پیغام شما :
نام :
آدرس ايميل :
لينک :
کلمه امنیتی :