۱۰ نکته تضمینی جهت متعهد کردن مردان برای ازدواج

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (2 امتیاز, میانگین: 2٫50 از 5)
Loading...

مطالب مرتبط

40 دیدگاه

  1. الناز says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    عالی بود مطالب بیشتری دراین باره بزارید

  2. پریسا says:
    text for dislike(1) text for like(4)

    من همه این کارا رو در قبال کسیکه نیمه گمشدم بود انجام دادم حتی به خانوادشم معرفیم کرد اما بعد۲ماه رفتو با کمال نامردی گفت عاشق یکی دیگس اما من هنوزم با دنیا عوضش نمیکنمو ارزو میکنم برگرده پیشم

  3. silver says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    perfect

  4. مینو says:
    text for dislike(2) text for like(0)

    با سلام ممنون از مطلب مفیدتون

    من حدودا یکسالی میشه که با آقایی آشنا شدم ، در این یکسال در ابتدا میدونستیم که قصدمون ازدواج نیست اما رفته رفته علاقمون بیشتر شد و در کنار هم بودن برایمان لذت بخش

    ما هیچوقت رابطه جنسی نداشتیم یا فرصت نشد که با هم بیرون بریم و در واقع به خاطر آشنایی های قبلی بود که ارتباط تلفنی داشتیم

    تا اینکه قرارمون به ازدواج شد و برنامه ریزی میکردیم برای هرلحظه اش..از نوع تربیت بچه گرفته تا توافق بر سر مسائل جنسی

    اینکه کجا زندگی کنیم و چطوری باشه رابطمون..در مورد حریم ها و …در مورد همه چی حرف میزدیم

    و اینو هم بگم که این حرف ها بدون اصرار من و با تمایل کامل خود این آقا بود و خودشون مطمئن بودن که من همون کیس موردنظرشون هستم و قرار بود به زودی به خانواده های هم معرفی بشیم

    تا یک وقفه کوتاه…بعد این وقفه این آقا گفتن که از ازدواج و مسئولیت میترسند..از اینکه متعهد بشن وحشت دارن چون باعث تکراری شدن رابطه میشه و اونوقت فقط به اجبار هست که زندگی ادامه خواهد داشت نه از سر عشق و هیجان

    وقتی این حرف ها رو ازش شنیدم به شدت جا خوردم…اصلا باورم نمیشد که خودش باشه

    چون من هیچوقت اصراری به ازدواج نداشتم و همیشه خودشون در این باره حرف میزدن

    وقتی ایشون گفتن بدون ازدواج باهم باشیم من خواستم که رابطمون تموم بشه و همین کارو هم کردم

    اما ایشون اصلا دست بردار نیستن میگن من هیچوقت قصد ازدواج ندارم اما اگر بخوام ازدواج کنم تنها و بهترین گزینه ام تو هستی و به این راحتی از دستت نمیدم

    حاضر شده هر روز روزی ده بار ازم خواهش کنه اما من توی رابطش بمونم

    میگه نمیخواد دچار تکرار بشه از تکرار میترسه

    از اینکه این تعهد روزمرگی رو براش به ارمغان بیاره وحشت داره

    ایشون ۲۳ ساله و من هم ۲۴ سالمه..البته تفاوت سنیمون هم فقط چن ماه هست حدود شش ماه

    حالا من میخوام بدونم آیا راهی هست که بشه رابطمون رو نجات بدم؟؟؟ چون از شور و هیجان اولیه ایشون هم خبر دارم فک میکنم امیدی باشه و گرنه من نمیتونم اینجوری ادامه بدم و دیدن اینهمه اصرار و خواهشش شرمندم میکنه…

    درسته که ۲۳ سالشه اما همیشه روی پای خودش بوده و هیچوقت دستش جلوی پدرش یا کس دیگه دراز نشده

    من با تمام وجودم دوسش دارم و میدونم که اون هم منو دوسم داره…اما من واقعا نمیتونم اینطور ادامه بدم و از طرفی رابطمون با وجود قهر و آشتی های که داشتیم انقد شیرین هست که نتونم راحت ازش چشم بپوشم و اینکه خودش هم واقعا پسر خوبیه

    فقط نمیدونم این ترس و وحشت چطور به یکباره وارد شد

    کمکم کنید رابطمو نجات بدم تا دیر نشده چون خانواده من اصلا اجازه نمیدن که همینجوری با کسی باشم و ایشون هم نمیذارن که من برم چون به شدت دلبسته من هستن…اینو هم بگم که دخترای زیادی رو در کارش داره که حاضرن همه جوره باهاش باشن و حتی مستقیم بهش پیشنهاد دادن اما نمیخواد با هر کسی باشه و فقط میخواد با من باشه..میگن حاضر هرچی من گفتم همون باشه اما بدون ازدواج کنارشون باشم..این خیلی برای من سخته
    نقل قول ایشون اینه که حاضر بمیرم اما روزی نباشه که حوصلتو نداشته باشم یا برام تکراری شده باشی..یعنی هیچ دلیلی دیگه ندارن جز همین وحشت از تکرار و روزمرگی…

    واقعا راهی هست؟؟ امیدی هست؟؟

    خواهش میکنم کمکم کنید

    • فاطمه says:
      text for dislike(0) text for like(1)

      بنظرم حتمن برو پیش یه مشاور.اگر خیلی آدم صادقی باشه و واقعن راست گفته باشه خوشبینانه اش اینه که شاید یه مشکلی تو گذشته اش وجود داره که این ترس درش بوجود اومده. و خوب در اینصورت تا حد زیادی قابل حل شدنه
      انشاءالله بهترین راه رو انتخاب کنی

  5. یکی says:
    text for dislike(1) text for like(0)

    سلام
    به نظر من هرچه زودتر همه چی رو تموم کن و ازش جدا شو
    مطمین باش اگر اینجور ادامه پیدا کنه کسی که ضررر میکنه فقط و فقط شما هستید
    اگر چندوقت دیگه اومد چیز دیگه ای مثل این که من هم می خوام با تو باشم هم با یکی دیگه اونوقت چکارمیکنید
    واقعا اگر دوست داشت به خانواده ش میگفت
    بهش بگید که بره هروقت شرایط ازدواج پیدا کرد بیاد
    در ضمن الان اگر همه چی رو تموم کنید نهایتش دو سه روز ناراحت میشید
    اما اگر همینجور ادامه بدین پشیمانی بزرگی در آینده گریبان شمارا خواهد گرفت
    فکر کنید به این موضوع که شما همینجور ادامه بدین و فرصتهای بعدی ازدواج براتون پیش بیاد اون وقت می خواین چکار کنید؟؟!!
    اصلا چطور میخواین به همسر آینده تون در این باره توضیح بدین
    اصلا چطور می خواین جواب خودتون رو بدین که من با مردی رابطه دارم که منو برای ازدواج نمی خواد!!!!!
    چطور راضی شدم به این رابطه!!!
    چطور ایشون اینقد راحت میتونه به شما بگه شما رو برای ازدواج نمی خواد بعد شما نمیتونی یه تصمیم درست بگیری
    از این رابطه بیا بیرون اگر میخوای در اینده خودتو لعنت نکنی…

  6. لیلی says:
    text for dislike(2) text for like(0)

    سلام من مدتی هست با یک آقای خیلی،با شخصیت آشنا شدم اما این آقا دچار افسردگیه ‘ من خیلی دوسش دارم و میخام کاری کنم تا به زندگی برگرده من دلم میخواد باهاش زندگی کنم اونم دلش میخواد اما دو دل هست و دمدمی که نشانه افسردگیه ‘ تورو خدا بگید من چکار کنم

  7. الی says:
    text for dislike(2) text for like(0)

    سلام. مینو جان هر چه سریع تر از این رابطه بیا بیرون . درسته خیلی سخته خود من هم یکسالی میشه که با افایی اشنا شدم همه جور از لحاظ تحصیلات و اخلاق بهم میومدیم اما الان دو هفته که جواب تلفن نمیده ازش برسیم میگه دارم ازدواج می کنم . الان این منم که لطمه خوردم . چون قرار ما ازدواج بود اما الان من موندم تنها. هر چه سریع تر ازش جدا شده و موقیت های دیگه زندگیتو به خاطر کسی که تو رو به خاطر ر طرف شدن نیازش خواسته دوری کن .

  8. fatemeh says:
    text for dislike(2) text for like(1)

    من با عشق بچگیام هستم از نوجوانی همدیگر دوست داشتیم اما اون رفت با کسی که هفت سال بزرگتر از خودش بود ازدواج کرد وبعد از مدت طولانی همدیگر را دیدم و میگه به شدت از خانومم متنفر هستم و میخوام با تو ازدواج کنم اما تو باید بشی همسر دوم من من هم خودم خیلی دوستشون دارم نمیدونم چیکار کنم درویش برام عذاب آور

    • ستاره says:
      text for dislike(2) text for like(2)

      این شگرد خیلی از مردهاست که هم خدا رو میخوان هم خرما،به دروغ میگن با خانمم تفاهم ندارم،ازش متنفرم،با هم مشکل داریم،قراره جدا شیم و….. اگر متنفر بود جدا میشد بعد می اومد سراغ شما . به نظرم شک نکن که بازنده در این رابطه خودتی. یه سوال ،چطور میتونی به مردی اعتماد کنی که به همسرش وفادار نیست؟ اگه ۱۰سال دیگه رفت عاشق فرد دیگه ای شد و خواست با اون ازدواج کنه چیکار میکنی؟ این فرد متعهد و وفادار نیست

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *