زنانی که در خانه خود نیز امنیت ندارند!

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (بدون امتیاز)
Loading...

مطالب مرتبط

10 دیدگاه

  1. مدیسه says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    مشکل خیلی از مردهای ایرانی این هست که علی رغم همه ادعا داشتن ها همسر خودشون رو درک نمی کنند.یک زن به محبت و عاطفه نیاز داره اما به نظر شما حتی در بین پسرهای امروزی چنددرصد این نکته رو رعایت می کنند؟

  2. مدیسه says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    آقاپسر ما دوتا فیلم یا کلیپ س.ک.س.ی روی کامپیوتر یا گوشی می بینه و فکر می کنه زندگی واقعی یعنی همین!ولی زهی خیال باطل.
    امنیت یک زن قبل از همه به احساسات و عواطفش برمی گرده.اگر یک زن از لحاظ روحی و احساسی احساس امنیت و آرامش بکنه یک ارتباط رو به رشد می شه و این همون هدف اصلی ازدواج هست یعنی تعالی.
    http://madisehco.blogfa.com/Profile

  3. ستاره says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    سلام.من پدری دارم که بخاطر عصبانیتها و اینکه فقط نظر خودشو درست میدونه باعث شده که همه اعضای خانواده حتی نوه ها در کنارش احساس راحتی نکنن و همه ازش فاصله بگیرن.مادرم قربانی اصلیه و همیشه ارام بخش می خوره.پدر و مادر من آدمای قدیمن و طبیعیه که مادر من بخاطر خیلی از دلایلی که توی مقاله گفته شده اصلا فکر جداییم نکنه اما زمونه عوض شده و با آگاهی خیلی کارا میشه کرد.و از همه مهمتر اینه که قبل از هر رابطه ای طرفتون رو خوب بشناسین

  4. افشین says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام . باتشکر از مطالب خوبتون !!!

  5. علی says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    متاسفانه وقتی چنین مقالاتی ارائه میشود اظهار نظرها بگونه ای است که گویا همواره مردان در این میان مقصرند. وضعیت زنان را در جامعه شهری امروز ببینید. انتظارات بیجا از مردان , چشم و هم چشمی ها, عدم پایبندی به وظایف زناشویی , عدم اجرای وظایف زناشویی و…. از جمله مواردی است که مردان را به انجام واکنش تحریک میکند. در خانواده هایی که زن خانه دار است طبیعتا” کارهای بیرون و کسب درامد بعهده مرد و کارهای منزل بعهده زنان است. ولی امروزه اکثر زنان این موضوع را رعایت نمی کنند و جالب است عده ای اعلام می کنند که زنان برای کار منزل و حتی شیر دادن بچه مسئولیت ندارند و میتوانند از شوهراشان دستمزد درخواست کنند. اگر چنین باشد کدام دیوانه ای تن به ازدواج میدهد. در مورد صحبتهای مدیسه که مردان دو تا کلیپ سکسی میبینند و فکر میکنند زندگی واقعی است باید گفت که سکس نیز بخشی از زندگی زناشویی است و اگر کسی بخواهد هر روز هم سکس داشته باشد اینکار حتی یک درصد وقت انسان را در روز نمی گیرد. اگر آقایان با مشاهده فیلمی هوس سکس داشته باشند متاسفانه خانمها با مشاهده هر فیلمی هوس داشتن مبل , سرویس خواب و لباس و گردشهای آنچنانی و … دارند. متاسفانه زنهای شرقی امروزه خواهان وضعیتی مشابه زنان غربی هستند ولی انتظار دارند مردان مشابه مردان غربی نباشند و همچون گذشته نان آور و پایبند باشند. این غیر ممکن است

  6. الهه says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام.منهم دقیقا مشکل ستاره رو دارم
    از وقتی یادم میاد ازبابام میترسیدم نه فقط من بلکه همه خواهرا وبرادرم ومادر بیچارم که الان دیگه ناراحتی عصبی گرفته و جالب اینکه پدرم اصلا قبول نداره که باعث این همه استرس توی خونه و ناراحتی های عصبی هستش .من الان تازه ازدواج کردم.نمی دونم چیکار کنم مثل پدرم باهاش رفتارمیکنم همش ازش معذرت خواهی میکنم با این که اون خیلی مهربونه ولی گاهی ازش میترسم که رفتارهاش مثل پدرم باشه همیشه استرس دارم

  7. شهروز says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    با تشکر از ارسال مطالب فوق العاده تان.
    همیشه موفق و موید باشید

  8. هما says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام.وضعیت من هم مشابه الهه و ستاره عزیزه.اما تفاوت مشکل من با بقیه در اینه که کل خانواده پدریم عصبی و بداخلاقندوانگار که ژن شون این خصوصیت رو به همشون رسونده.متاسفانه من هم تو دوره تجردم چون در جمع و جو همین آدمها بودم بهشون شبیه بودم و ندونسته و ناخواسته رفتارشون رو تکرار میکردم اما بعداز ازدواج با کمک همسرم کاملا از اون فضا دور شدم و تونستم افکار و رفتارم رو تحت کنترل بگیرم در حدی که کسی باور نمیکنه که من هم از چیزی عصبی و خشمگین بشم.همسرم کمکم کرد تا بفهمم که میشه حتی ژن رو هم تحت کنترل درآورد.من نخواستم که بچه هام تو فضایی مشابه اون چیزی که من توش رشد کردم ،تربیت بشن و بدونن که مادرشون یه روزی تند و عصبی بوده.

  9. تنها says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام. تمام حرفهای این مقاله واقعیت داره، من خودم شخصا همچین زندگی رو تجربه کردم با این تفاوت که من خانوم جسوری هستم و از دادگاه درخواست جدایی کردم اما چون بچه داشتیم و همسرم هم نمی خواست طلاقم بده ، ۵ سال طول کشید تا از هم جدا بشیم و بعد از جدایی تازه مشکلات من شروع شد. من هرگز تصور نمی کردم زندگی اینقدر بیرحم باشه بر عکس خیلی نسبت به زندگی خوشبین بودم، پیش خودم فکر می کردم حالا این مرد اخلاقش غیر قابل تحمله، من که مجبور نیستم باهاش زندگی کنم، چیزی که فراوونه مرد خوب، بعد از خدایی خدا یکی شو سر راهم قرار میده و ازدواج می کنیم و با هم خوشبخت میشیم. اما زهی خیال باطل! کو مرد خوب، ما که ندیدیم.. بیشتر مردها یا فکر سوء استفاده هستند یا همسر دارند و امپال من رو برای زاپاس میخوان یا میخوان صیغه کنن. هیچ کدوم قصد ازدواج دائم ندارن. نمی دونم یامرد خوب وجود نداره یا من لیاقت ندارم.
    ۴ سالی میشه جدا شدم اما تنها موندم. از همه ی مردمانی های عزیز می خوام برام دعا کنید، به خدا از تنهایی و مشکلات خسته شدم. خدا شاهده مشکلات من و امثال من توی جامعه بیشتر از دختر هاست.
    با آرزوی شادی و خوشبختی برای همه

  10. فاطمه says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام. منم این مشکلو دارم.. همسرم آدم عصبانیه من ازش میترسم اگه بیاد شام حاضر نباشه.. اگه بیاد و من خونه نباشم اگه با دوستام برم بیرون.. اگه هر حرفی بزنم که اون خوشش نیاد.. الان یه سال و نیمه تو عقدیم و من بالای پانزده بار ازش کتک خوردم .. من هرگز از پدرم نترسیدم اما حالا.. میخوام طلاق بگیرم اما نمیدونم چه جوری

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *