توجه: استفاده از کلیه مقالات و مطالب سایت مردمان در مجلات، روزنامه ها، سایتهای تـجـاری، برنامه های تلویزیونی و غیره مـنـوط به دریـافـت اجـازه کـتـبـی بـوده و هـر گونه کپی برداری غیرمجاز، پیگرد قانونی خواهد داشت. جهت ارتباط با ما اینجا کلیک کنید.
پیدا کردن عشق در مکان مناسب
آیا آماده هستید که تجربه خود از عشق واقعی را گسترش دهید؟
تعریف "عشق حقیقی" : عشق مطلق به خویشتن که بی اختیار و به صورت خودجوش در فضای خارجی منتشر شده و به سوی افراد دیگر جاری می شود و مجدداً به سمت خودتان باز می گردد.
عشق واقعی چگونه ابراز می شود؟ عشق واقعی تنها به واسطه ی عشقی می تواند منتشر شود که هیچ گونه فیلتری در آن وجود نداشته باشد و در ازای خود چیزی را از دیگران طلب نکند. اگر عشق همراه با ترس، حسد، کمبود و یا سایر نیازها باشد، ماهیت اصلی عشق حقیقی در آن گنجانده نشده است و تنها سایه ای محو از آنچه که باید باشد را به تصویر کشیده. عشق حقیقی را تنها می توان از راه یک کانال روشن انتقال داد.
چگونه مسیری روشن برای ابراز عشق باشم؟
آن زمان را به خاطر می آورید که تلویزیون ها آنتن های مناسب نداشتند و تصاویر را به صورت برفکی نشان می دادند. افراد بعد از یک مدت خسته می شدند و حتی اگر برنامه مورد علاقه شان هم در حال پخش بود باز هم تلویزیون را خاموش می کردند. هر چیزی جز عشق حقیقی هم یک چنین احساسی را در وجود افراد ایجاد می کند. اگر عشق خالص نباشد مثل این است که می خواهد پیام خود را از طریق یک شبکه برفکی به طرف مقابل انتقال دهد. زمانی می توانید عشق حقیقی را بروز دهید که از یک دریچه ی ارتباطی شفاف استفاده کنید. زمانیکه با ایجاد فیلترهای مختلف بخواهید عشق خود را فیلتر کنید عشق خود به خود از بین می رود و تکه های آن از هم پاشیده می شوند. عشق حقیقی از همه نظر کامل است. اگر تکه تکه شده باشد و در ابراز آن مضایقه وجود داشته باشد، دیگر عشق حقیقی نخواهد بود و تنها ظاهر عشق را به خود می گیرد.
زمانیکه در مقابل عشقی که به دیگران می دهیم از آنها انتظار داریم که کاری در قبال ما انجام دهند در حقیقت با این عمل خود عشق را محدود و تکه تکه می کنیم. مثلاً انتظار داریم که چون کسی را دوست داریم و به او عشق می ورزیم او هم در مقابل ما را دوست بدارد. که آنوقت با این توقع خود عشق را خدشه دارد می کنیم. این هم یکی دیگر از دلایلی است که چرا برخی روابط شروع گرمی دارند اما پس از مدتی شعله های عشق افراد فروکش می کند. در ابتدا هر دو نفر عشق زیادی را نثار هم می کنند، اما به محض اینکه از دیگری این توقع را پیدا می کنند که در قبال این عشقی که به طرف مقابل می دهند او هم خواسته های آنها را برآورده سازد آنوقت است که عشق شرطی می شود و دیگر قدرت آن را از دست می دهد که بال و پر بگیرد. هنگامیکه یکی از طرفین به دیگری اینطور نکاه می کند که او موظف است نیازهایش را برآورده سازد، یک قرار داد غیر کلامی بین آنها بسته می شود. به عبارت دیگر:
من تو را دوست دارم به شرطی که تو از من حمایت کنی و نیازهای مرا برآورده سازی و اگر این کار را نکنی معلوم می شود که تو واقعاً مرا دوست نداری. اگر من بدانم که تو واقعاً من را دوست نداری آنوقت مجبور می شوم که عشقم را نسبت به تو دریغ کنم تا به این وسیله از خودم محافظت نمایم. در حقیقت اگر تو آنطور که من می خواهم عمل نکنی، می فهمم که دوستم نداری بنابراین چرا من باید به دوست داشتن تو ادامه دهم؟
به راحتی می توان مشاهده نمود که وقتی کسی متوجه می شود که طرف مقابل برایش اهمیت قائل نیست و نیازهایش را برآورده نمی کند، او هم عشق خود نسبت به طرف مقابل را مسدود می کند و هر کس با خودش و طرف مقابل می جنگد؛ و این به هیچ وجه شمایل عشق خالص را ندارد.
اگر احساس می کنید که عشق میان شما رشد نمی کند، مطمئن باشید که خودتان مانعی را بر سر راه آن ایجاد کرده اید و همین موانع هستند که به عناوین مختلف سد راه عشق شما می شوند. یکی از اصلیترین این موانع می تواند خود شما باشد.
تنها در صورت فراموش کردن و بخشیدن است که عشق رشد می کند.
چگونه می توانم به طرف مقابل عشق بدهم؟
شما عشق را به کسی نمی دهید. این خود یکی از تصورات غلط است که از رشد و پرورش عشق جلوگیری بعمل می آورد. حقیقت اینجاست که باید ابتدا خودتان را بدون هیچ گونه قید و شرطی دوست بدارید. اگر خودتان را از هر لحاظ و بدون هیچ تعلل، بهانه، و وقفه ای دوست بدارید آنوقت حتی ترس های وجودیتان هم تبدیل به عشق می شوند؛ در یک چنین حالتی است که ماهیت اصلیتان عشق می شود و آنوقت به راحتی می توانید به دیگران عشق هدیه دهید.
خودتان تبدیل به همان معشوقه ای می شوید که مدت ها به دنبال او می گشتید. زمانیکه ماهیت وجودی شما تبدیل به عشق می شود آنوقت هر کجا که می روید و هر کاری که انجام می دهید ناخودآگاه و به صورت طبیعی عشق را در فضا منتشر می کند. وقتی عشق بدون هیچ تلاشی و بدون مضایقه از جانب شما در فضا متساعد گردد دیگران هم می توانند بدون هیچ گونه تلاشی آنرا دریافت کرده، و عمیقاً درک و احساس نمایند و حتی اگر دیگران بخواهند حالت بسته ای نسبت به عشق شما بگیرند باز هم عشقتان به صورت ناخودآگاه وارد جسم و روحشان می شود و آنها را از خواب بیدار می کند. می توان اظهار داشت که در سطوح عمیق تر کسانیکه به این عشق خالصانه دسترسی پیدا می کنند قادر می شوند تا خود حقیقی شان را کشف کنند. زمانیکه این ماهیت درونی بیدار شود، نیرویی عظیم آنها را به سمت مسیری سوق می دهد که بتوانند عشق را کاملتر تجربه کنند و با این تجربه موفق به شناسایی هر چه بهتر خودشان می شوند. شما تنها به واسطه عشق است که می توانید خودتان را به طور کامل بشناسید. بدون وجود عشق واقعی به خودتان تنها گیج و گنگ می شوید و هیچ مسیر درستی را نمی توانید تشخیص دهید.
زمانی که خودتان را بدون وجود هیچ گونه قید و شرطی دوست بدارید و به قدرت خود با اتکا به شناختی که از خودتان پیدا می کنید، برسید عشق حقیقی احساس می شود. زمانیکه شما خودتان را نپذیرید (حتی اگر یک قسمت کوک باشد) آنوقت خودتان را به طور کامل نپذیرفته اید و اگر هم عشقی را احساس کنید این تنها نمای خارجی عشق است که می بینید. هر چقدر بیشتر خودتان را انکار کنید همان قدر عشق را حاشا کرده اید. هر چقدر بیشتر خودتان را دوست بدارید و خودتان را به خاطر شخص حقیقی که هستید و همانگونه که هستید در آغوش بگیرید، عشق بیشتری احساس می شود و تجربه شده و ابراز می گردد.
زمانیکه عشق حقیقی بی قید و شرطی نسبت به خودتان پیدا می کنید، هر موجودی در جهان می تواند آنرا احساس کند و عشق را در سطوح عمیق تر از شما دریافت نماید. زمانیکه به طور اخص به کسی عشق می دهید عشق شما به طرز باور نکردنی زیاد می شود و زمانیکه که گیرنده آن عشق شما را با قلبی باز و بدون هیچ گونه فیلتری می پذیرد چه بسا همان عشق چند برابر شده و به سوی شما باز می گردد و عشق وجودی خودتان هم بزرگ می شود و همیشه در همه راهی می توانید آنرا بیش از پیش احساس کنید.
و این هم نمونه هایی از مشخصات عشق مطلق
- عشق حقیقی محبت خود را نثار هر کس و هر چیز می کند و در همه حال قدردان و سپاسگزار است.
- عشق حقیقی به راحتی قادر به دیدن و لمس احساسات حقیقی و عمیق دیگران است و میداند که همه ما بخشی از یک بدنه بزرگتر هستیم.
- عشق حقیقی می داند که تنها یک کل وجود دارد و هر گونه کثرتی هم نهایتاً به وحدت ختم خواهد شد.
- عشق حقیقی شک و تردید و پرسش و یا تعللی در دوست داشتن به خود راه نمی دهد.
- عشق حقیقی رو راست است و هیچ چیزی برای پنهان کردن ندارد و خودش هم از چیزی پنهان نمی شود.
- عشق حقیقی شفاف است
- عشق حقیقی می داند که تنها چشم هایی که شما می توانید به آن نگاه کنید چشم های خودتان است.
- عشق حقیقی تا بی نهایت افزایش می یابد هیچ پایانی برای آن نیست.
چگونه می توان عشق حقیقی را تشخیص داد؟
اگر عشقی را مشاهده کردید که در مسیر خود متوقف شد باید بدانید که این واقعاً عشقی نبوده که بتوانید با آن به جایی برسید و یا اینکه چیزی را شروع کنید. بلکه فقط ترسی بوده که خود را در نقاب عشق نمایش داده، زمانیکه مهمانی تمام شود و نقاب ها از چهره ها برداشته شود عشق دروغین نیز از بین می رود. عشق مطلق تا بیکران ها ادامه دارد، هیچ گونه تردید و دودلی در خود جای نمی دهد ندارد، توقف و دودلی هم در آن معنایی ندارد، همان چیزی است که می بینید و از طریق شما بدون هیچ واپس زنی و سرکوب شدنی منتشر می شود.
آیا دهندگی نشانگر آن است که دارای عشق حقیقی هستیم؟
آیا این بخشش ها رابه نیت چشم داشت انجام می دهید؟ و پس از آن ناامید می شوید. اگر پاسخ شما به این پرسش مثبت باشد باید بگوییم که شما عشق حقیقی را تجربه نکرده اید. شاید بزرگترین قلب دنیا را داشته باشید و فرد بخشنده ای باشید، اما اگر از عشق فردی لبریز نباشید نمی توان گفت که عشق شما حقیقی است. بسیاری از افراد دیگران تنها به این دلیل به خود ارجعیت می دهند که در درون وجود خود احساس خلاً می کنند و می خواهند با این کار خلا درونی خود را پر کنند.
عشق مطلق خودخواهی نیست – تکامل است
زمانیکه خودتان به تکامل رسیده باشید آنوقت است که می توانید در قبال دیگران بخشنده باشید، در غیر اینصورت توقعات و انتظاراتی نسبت به سایرین پیدا می کنید که شاید به زبان نیاورید اما در ذهن خود آنها را می پرورانید، و از طرف مقابل توقع دارید که نیازهای شما را برآورده سازد. به خاطر داشته باشید زمانیکه شما چیزی را از کسی طلب می کنید به عنوان مثال حتی اگر به او عشق می دهید تا در مقابل بتوانید از او عشق دریافت کنید، باز هم اسم این امر را نمی توان عشق گذاشت. عشق خالص آن است که شما هیچ انتظاری از طرف مقابل نداشته باشید. ابتدا باید قادر شوید که خودتان را بدون وجود هیچ گونه قید و شرطی بپذیرید و بدون در نظر گرفتن هیچ گونه محدودیتی دوست بدارید.
فقط تنها زمانیکه خودتان را بی قید و شرط دوست بدارید دیگران هم می توانند شما را دوست بدارند. در غیر اینصورت آنها به طور ناخودآگاه متوجه نیازمندی و تهی بودن شما می شوند و این بخشش شما را به عنوان قرارداد غیر کلامی برای برآورده کردن نیازهایتان تلقی می کنند. به عبارت دیگر آنها تصور می کنند که اگر عشق شما را بپذیرند شما از آنها توقع پیدا می کنید. به همین دلیل است که دیگران گاهی اوقات درها را به روی برخی افراد بخشنده می بندند. آنها با این کار تنها می خواهند خودشان را در مقابل خفاش های احساسی و کسانیکه نقاب بالماسکه به چهره زده اند در امان بدارند. سنگدلی است؟ شاید، اما حقیقت دارد.
زمانیکه سراسر وجودتان مملو از عشق شود شما خود به خود عشق زیادی را نیز از دیگران دریافت خواهید کرد. زمانیکه کمبود عشق دارید شاید به آن خاطر باشد که به دلیل نیازها فردی دیگران را مجبور می کنید که عشق فیلتر شده به شما بدهند. زمانیکه از عشق برای پر کردن نیازهای خود بهره می گیرید، هیچ گاه قادر به تجربه عشق حقیقی نخواهید شد. تنها زمانی می توانید عشق را به طور کامل جذب کنید که کلیه خلاهای درونیتان را پر کرده باشید؛ چراکه عشق تنها از طریق عشق جذب شود. زمانیکه عشق به بیهودگی و خلا برخورد کند خودش هم خالی می شود. زمانیکه عشق به عشق برخورد می کند آنوقت است که عشق بیشتری بوجود می آید.
چگونه می توانم خودم را بدون هیچ گونه قید و شرطی دوست بدارم؟
عشق حقیقی فی نفسه می داند که به هر کجا که ما می نگریم فقط خودمان را می بینیم و اگر نتوانیم آنچه را که می بینیم دوست بداریم به این دلیل است که شاید واقعاً خودمان را دوست نداریم. تا زمانیکه خودتان را به طور کامل دوست نداشته باشید، نمی توانید دیگران را خالصانه دوست بدارید. اگر هر گونه شرطی برای دوست داشتن فردی خود بگذارید، آنوقت عشق توانایی رشد و گسترش خود را از دست می دهد. تا زمانیکه با خود بگویید تا وقتی او مرا نبخشد، وزنم کم نشود، پول بیشتری کسب نکنم و یا صحبت های از این قبیل مطمئن باشید که عشق فردی شما شرطی است. و این عشق شرطی هیچ وجه تشابهی به عشق خالص ندارد. عشق مطلق یعنی هیچ چیز (و دقیقاً هیچ چیز) نمی تواند مانع عشق ورزیدن شما به خودتان شود. شما الان بدون توجه به شرایطی که در آن قرار دارید، قابل دوست داشتن هستید، فرد جذاب و محبوبی هستید. گاهی اوقات که برخی خواسته هایتان نمی رسید ممکن است خودتان را کمتر دوست بدارید و برای خودتان شرایط سخت تری را قائل شوید اما کار درستی نمی کنید. سعی کنید خودتان را همانگونه که هستید بپذیرید؛ با تمام حسن ها و با تمام نقص ها.
این مسائل شما را از مسیر اصلی منحرف می کنند و نشات گرفته از سیستم عقیدتی هستند که بر اساس ترس های فردی بنا نهاده شده اند. فکر می کنید با دوست داشتن خودتان دچار چه دردسری می شوید؟ از این می ترسید که بیش از اندازه در نظر خود و دیگران قدرتمند جلوه کنید؟! خوب شاید درست باشد چرا که با این عشق محدودی که در حال حاضر نسبت به خودتان دارید قادر نخواهید بود قدرت بی دریغی که از عشق واقعی عایدتان می شود را هضم و کنترل نمایید. به محض اینکه عشق حقیقی به خویشتن را روز به روز و ساعت به ساعت برای خودتان انتخاب کنید، آنوقت تبدیل به فردی می شوید که قابلیت کنترل و ابراز نیروهای غریزی خود را دارد و این تنها راز خلق یک زندگی غنی، مطبوع، مهیج، و کامل است. این زندگی انتظار شما را می کشد، بنابراین به آن پاسخ مثبت دهید.
عشق خالص نسبت به دیگران نیازمند سوختی است که هر لحظه آنها را تغذیه کند. منبع تامین این سوخت از اینجا حاصل می شود که شما خودتان را به خوبی بشناسید. این قدرت بدون وجود عشق هیچ است و عشق بدون وجود این قدرت هیچ می شود. تنها زمانیکه عشق و قدرت با یکدلی و اتحاد در کنار یکدیگر به شکوفایی برسند عشق می تواند به طور چشمگیری رشد پیدا کند و شما هدیه ی شگرف آن را تجربه نمایید.
آرزوی من برای شما توانای پذیرش این هدیه با آغوشی باز است.
برایتان آرزویی جز عشق و آرامش ندارم.
لطفاً با خرید CD مردمان از سایت خود حمایت کنید. در صورت حمایت از ما: شاهد مقالات و مطالبی بسیار متنوع تر و آموزنده تر برای بهبود زندگیتان خواهد بود. به این منـظور اینجا کـلیک کنید. سایت مردمان متعلق به همه مردمان خوب ایران زمین اسـت.
نظرات
کدوم عشق شما هم دلتون خوشه... نامزد من بعد دو سال دوستی منو ول کرد رفت سراغ یه پسر دیگه که باهاش تو مهمونی آشنا شد فقط به خاطر اینکه پسره از من قد بلندتر, خوش قیافه تر, خوش تیپ تر, پولدارتر, با تحصیلات بیشتر, از خوانواده حسابی تر واز خارج هم برگشته بود ایران که زن اصیل ایرانی بگیره ببره با خودش. نامزد من گفت تو 100 سال دیگه هم به پای این نمیرسی. این به نظر شما عشقه؟ گناه کردم کار ندارم, تحصیلات ندارم, پول ندارم, قدم کوتاهه, خوشم نمیاد تیپ بزنم, بدم میاد برم خارج, دوست ندارم درس بخونم, کار حمالی هم نمیخوام بکنم. اینا که ملاک عشق نیست.
سلام دوستان مطلب قشنگی بود اگه همه ما آدما یک رو بتوانیم این عشق حقیقی رو تجربه کنیم واقعا" خوش بختیم.ولی افسوس که ما خانوما زود عاشق میشیم و آقایون سوء استفاده می کنن
با سلام.مطالب خوبی بود.ولی یادمون باشه تحت هیچ شرایطی مغرور نشیم لطفا راجب pms (سندروم های زمان قاعدگی) مطالب بنویسید مخصوصا دلدرد ممنون
خیلی مقاله جالبیه .ممنون
.باسلام.. مطلب شما خیلی عالی بود ..مرسی
با سلام به بهنام توکلی : آقا بهنام ، به نظر من ، شما اگر واقعا عاشق اون دختر بودید ، پس حتما به خواست و احساسات اون احترام می گذاشتید .... مگه شما خوشبختیه اونو نمی خواستید ؟ اگر بله ، پس به مقصودتون رسیدید ... مهم این بوده که اون دختر احساس خوشبختی کنه -حالا چه با شما چه با یه نفر دیگه .... و اگر هدفی جز خوشبختی اون داشتید ، پس همون بهتر که شما رو کنار گذاشت ...چون دیر یا زود باید این کار رو می کرد !
چگونه میتوان متوجه شد که یک مرد مرا دوست دارد و نظری نسبت به من دارد مخصو صا در محیط کار وچه رفتاری باید از خود نشان دهیم
به نام خدا به عقیده من باید ابتدا مفهوم عشق را بدانیم و بعد از آن به دنبال مکان پیدا کردن آن باشیم.آیا عشق یک پسر 20ساله با عشق یک پیرمرد 60ساله یکسان هست؟ http://sajjadrahimimadiseh.blogfa.com/profile
کاملا باهاتون موافقم مثل عشق بدون توقع و بی حد و مرز خداوند به بندگان
salllllllllllllam, vaghean merci az matalabe jalebetoon, az in maghaleh'ha age bazam bezarid mamnoonetoon misham, kheyli estefade kardam.
درک کردن این عشق اونقدر ظرفیت می خواد که فکر کنم توی این دنیایی که هر کس فقط صورت طرف مبینه خیلی سخته. پیدا کردن این عشق سخت نیست درک کردنش یکمی زمان می بره. پس اگر پیداش کردی بهش شک نکن !!!
من معنی همه ی حرفای هین مقاله یا بهتر بگم عشق حقیقی رو در 1نفر دیدم....اولش هم فکر نمیکردم هنوز هم چین ادمی هم روی زمین باشه ولی بود (وخدا رو شکر میکنم که باهاش اشنا شدم )منم میخوام بهش بگم.......عباس جون دووووست دارم وتولدت مبارک
مطلب بسیار زیبایی بود به جرات میتونم بگم که با کار کردن روی افکار خودم به مرحله رسیدم و واقعا تجربه اش کردم
how can i thank you, because of your intersting and impotant subjects.
بخشهای جالبی در این مقاله بود اما نباید به این شکل کلی گویی کرد . این یک واقعیت که (در سایت شما هم مقالاتی در این باره وجود داره )همیشه باید مواظب سواستفاده افراد ناسالم بود دنیای واقعی به این قشنگی نیست . یا مثلا دوست داشتن خود و عشق به خود که چیز خیلی خوبی هم هست مستلزم اینکه برای خودت و برآورده کردن خواسته های خودت وقت بیشتری بگذاری که در این حالت شاید کمتر بتونی به دیگران عشق رو هدیه کنی که مثالهایی از این قبیل زیاده.مقاله شما تا حدودی شعار زده است و شاید همین شعار زده گی ها و دوری از واقعیت در بیان بعضی مسایل باعث شده که خیلی ها کلیت خوب یک مسأله رو مسخره بدونن و نسبت به اون بی اهمیت باشند
آره درسته همسر منم به قول خودش عاشق من شده بود از روز اول خواستگاری عشقی که باهاش معامله میکرد همش میگفت من که تو رو اینهمه دوست دارم تو برای من چی کار کردی تاحالا...هر کاری برای جلب رضایتش انجام دادم خدا میدونه ولی چی شد؟؟!!آخرش خیلی راحت طلاق نامه رو امضا کرد و همسری رو که به اصطلاح خودش یه لحظه هم نمیتونست بدون اون بمونه، ترک کرد...دیگه به کدوم مرد و عشقش میشه واقعا اطمینان کرد؟؟؟؟!!!
salam. eshgh ebraz kardani nist ya intor nist ke donbalesh begardim!mitoni begim khob man alan tasmim migiram ke ashegh basham? na kamelan ghalate! eshgh besyar balatar az in ast ke bekhaym donbalesh begardim jalebe baziha dost dashtano ba eshgh eshtebah migiran! be ghole molana : eshgh man nistam faghat toei
سلام مقاله جالبی بود خیلی به دردم خورد ممنون
بخشی از این مقاله رو قبول ندارم. چطور میشه عاشق یک نفر شد که اون خودشو ملزم به جواب به این عشق ندونه. عشق ارتباطی دوسویهست که یک طرفه بودن اون هیچ ارزشی نداره. همچنین من با شهاب و دوست دیگمون به نام یه نفر کاملا مخالفم. اولا کسی که با دیدن یکی دیگه به همین راحتی جا بزنه و شریک زندگیشو ترک کنه، نه تنها لیاقت اینو نداره که به خوشبختیش راضی باشی بلکه باید برای همیشه عشقت و توجهتو از اون دریغ بکنی. و ثانیا اگر قرار بر عاشق شدن باشه که دختر، پسرای امروزی ماهی یه بار دارن عاشق میشن. این به خاطر اینه که ما متاسفانه عشق رو با هوس اشتباه گرفتیم(مثل مورد بهنام). پس به نظر من راه حل اینه که بعد از اینکه فرد مناسب خودت رو پیدا کردی(کسی که لیاقت عشق تورو داشته باشه)، اون موقع تصمیم بگیری که عشقتو نثارش بکنی.
سلام عش یک مسیر دوطرفه است.اگر از یک طرف سیگنالی نیاید اصرار در ارسال پیام از طرف مقابل کاملا بیهوده بوده وبایستی ارتبط را قطع کرد .کد ودی کدر بایستی بیکدیگر مرتب معرفی شوند وسازگار.
دوست عزیزم ملیحه جان از رو نگاه و توجهی که بهت نشون میده میتونی پی به علاقه یا نیت یه مرد نسبت به خودت بشی.موفق باشی
سلام. کسی هست که منو راهنمایی کنه؟ چه جوری میشه فهمید یه پسر بعد 2 سال دوستی و رفاقت و صداقت آدمو دوست داره در صورتی که هیچی نمیگه و رفتارش خیلی معمولیه. چه جوری میشه از زیره زبونش کشید که چه احساسی داره
آتوسا جان سلام بر فرض که این پسرِی رو که شما میگی، بگه که مثلا خیلی شما رو دوست داره یا یه چیزی تو همین مایهها. خب که چی؟ چه تضمینی وجود داره که اون راست میگه و همیشه به شما وفادار میمونه. اون خیلی راحت میتونه شما رو ترک کنه بدون اینکه خودشو ملزم به پایبندی به این دوستی، بدونه. خب اونوقت چی میشه؟ شما میمونی با یه دنیا سرخوردگی و احساس شکست. و از همه مهمتر ظلمیه که شما به همسر آینده و همراه واقعیتون کردین. شما وجود و احساستون رو که متعلق به اون بوده و حق اون بوده، صرف یه آدمی کردید که هیچ ارزشی برای احساستون قائل نبوده و در واقع شما تو این دو سال تنهایی و وقتتون رو با یه نامحرم و غریبه قسمت کردین. پس به نظر من این نوع رابطه نه تنها هیچ ارزشی نداره بلکه در آینده میتونه به زندگی زناشویی شما هم لطمات غیر قابل جبرانی بزنه.
اگه فقط یه لحظه به این فکر کنیم که اگه تو این دنیای خاکی تنهای تنها بودیم،اونوقت شاید یه جور دیگه به آدمهای اطرافمون نگاه میکردیم.
بخش پاسخولوژی واسه چی فیلتر شده؟
سلام.به نظر من که تو این زمونه عشق واقعی وجود نداره!!عشق رو فقط میشه تو دیوان مولانا و حافظ احساس کرد.ولی کاش دلا اونقد پاک بودن که لیاقت عشق پاک و خالص رو پیدا میکردن.خیلی وقتا دلم بد جور عشق میخواد..اما به حرف دل هیشکی نمیشه اعتماد کرد.باورم شده که نباید از کس دیگه ای انتظار عشق داشته باشم.فقط خداست که عشق واسش معنی میشه .یه بار تو 17 سالگی حرفای الکیه یکی رو تو دلم راه دادم و واسه اینکه فکر میکردم عشق وقتی پاک میمونه که به مرحله ازدواج برسه به پیشنهادش جواب مثبت دادم.اما چی شد؟؟!! بعد 2 سال دیگه واسش تکراری شدم..زنجیر دست و پاش شدم..با خنده و بی رحمی تمام وقتی که مهریه ام رو بخشیدم رهام کرد .بدون اینکه حتی به گذشته هامون..به خاطراتمون..به مشکلاتی که به خاطر ازدواج باهاش تو اون سن واسم بوجود اومدفکر کنه!این بود معنی عشق پاکش!!!حالا شما بگین.اصلا عشق واقی چیه؟؟
salam. matalebe shoma harf nadare va be darde khiliya mikhore vali be darde man nemikhore chon ta hala asheghe hich dokhtari nashodam.
سلام به همه من خودم شخصا تا به حال این حس(عشق) رو تجربه نکردم و نمیدونم چطور پیش میاد ولی وقتی به دوستانم نگاه میکنم که به نوعی تجربه کردن و الان چه حال و روزی دارن به این نتیجه می رسم که این دنیا خیلی وارونه هست کم پیش میاد عشق دو طرفه باشه و عشق یکطرفه هم خیلی سخته همون بهتر که پیش نیاد...موفق باشید










این صفحه را چاپ کنید
آرشیو مقالات ازدواج و خانواده
ارسال برای دوستان