۱۴ رفتاری که نشان می‌دهد مردی به شما علاقه ندارد

ارسال به دوستان
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (57 امتیاز, میانگین: 2٫81 از 5)
Loading...

مطالب مرتبط

241 دیدگاه

  1. پیمان می‌گه:
    text for dislike(5) text for like(16)

    اینم بگم این دوره تو رنجه زمانی ۱۵ تا ۲۸ .۲۹ سالگی هست برای دسته لش و چاپلوس رو میگم بعد خوب میشن یا حسشون با دسته چهارم ترکیب میشه زیاد نترسین یه چی نوشتم خودم از خودم ترسیدم چه برسه شما ها

  2. حسین می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(11)

    اقا من یه پسرم و میگم دختره خودش گفت لطفا دیگه به من پی ام نده که دوماهه سراغش نمیرم. والا این نی با یکی دیگه باشم. قبلترم چند بار بم گفته بود ولم کن ولی اسرار میکردم که قبول کنه بام باشه. میدونم اشتباه بود چون یه احتمالایی هست که با یکی دیگه باشه یا شکست عاطفی خورده باشه… اما خیلی دوسش دارم هنوزم فکرشم…نمیدونم این طرفش نرفتن من رو بزاره رو حسابه چی یا اصن کوچکترین فکری بم میکنه یا نه که بعید میدونم ولی به قول تتل بخدا کم بهاشو ندادم

  3. مریم پائیزی می‌گه:
    text for dislike(6) text for like(6)

    آقا بهزاد به نظر من دوست داشتن بیش از اندازه بدتر منجر به جدایی میشه.تو رابطه باید تعادل باشه.
    و یه چیز دیگه،عشق شما یا به شما دروغ میگه.دلیل یت مشکل حاد روانی داره که باعث شده آدم نرمالی نباش و باید درمان بشه وگرنه حتی آگه باختش ازدواج کردی تو زندگیتون دچار مشکل میشید

    • بهزاد می‌گه:
      text for dislike(5) text for like(8)

      ممنون از پاسخ دهيتون.راستش من چون اولين رابطم بود و هيچ ذهنيت قبليي نداشتم از اين موضوع ، در نتيجه به حرف شما نرسيدم.همش بهش محبت ميكردم.اونم تا يه جاهايي خوب جواب محبتام رو ميداد.اما با كوچكترين حس بد از طرف من به بدترين نحو عمل ميكرد.لحنش تند ميشد.قهر ميكرد و … .راستش يه مشكلاتي رو داشت از جهت روحي رواني.شايد دليله اين ماراش همين وضعيت روحيش بود.خدا شاهده كه مهمترين دليلم واسه اين رابطه اين بود كه حالش خوب شه.ايشالا كه همه جوونا عاقبتشون خير شه.ما ١ ماهه جدا شديم.روزاي اول ديوانه كننده بود برام جدايي.هيچ وقت نفهميدم چرا رفت.هيچوقت جواب درست درموني بابت اين كارش نداد.اما اتفاقيه كه افتاده.من خودم رو جمع كردم.اما نميدونم اون چي كار كرد و ميكنه… .هر روز دعا ميكنم همه از جمله “اون”حالشون خوب باشه. بازم ممنون كه وقت گذاشتيد برام

  4. نادیا می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(3)

    کاش کسایی که نظر دادن راجب عشق مجازی یه ذره تجربه کرده بودن کسی که شل مغزه شمایی چون بازی کردی بامردم فکر می کنی همه مثل خودتن منم خیلی شده بازی کردم تو مجازی اما بازی از اول مشخصه و هردوطرف می دونن منم از طریق تلگرام با پسری اشنا شدم که بعد یه مدت بهم وابسته شد ومنم وابسته کرد باهم تلفنی زیاد حرف می زنیم وقراره همو ببینیم اما چون شهر دیگه اس خانواده اش نمی زارن بیاد شهر ما کاش خدا مو اینجوری امتحان نمی کرد… هر روز بیشتر از دیروز عذاب می کشم که احتمال جداییمون زیاده وکسی نه اونو درک می کنه نه منو

    • بهزاد می‌گه:
      text for dislike(1) text for like(7)

      چي بگم كه هر چي بگم كمه :)).ناديا خانوم ما كه جدا شديم،رفت و پشت سرشم نگاه نكرد.نميدونم چرا.اما ديگه گذشته.فقط يه چيزي ميخواستم بگم بهت.ايشالا كه هر چي خيره براتون پيش بياد.اگه به هم رسيديد ،كه خدارو شكر،تو سختي به چيزي رسيدن خيلي لذت داره.حالا فرض كن اون چيز “عشق” باشه.ولي بايد خودتو اماده كني واسه ي هر اتفاقي.هر اتفاقي.نه سخت بگير.نه خودتو اذيت كن.جفتتون از با هم بودن لذت ببريد،كه هيچوقت تكرار نميشه اين لذتي كه الان داريد ميبينيد :).اينم بدون سرنوشت هركي “فقط”دست خودشه.اگه بخوايد و عاشق هم باشيد كه ايشالا هستيد همه چي خوب پيش ميره .توكل كنيد به خدا.موفق باشيد

    • نیایش می‌گه:
      text for dislike(3) text for like(1)

      نادیا جون چقدر مشکلت شبیه مشکل منه،آنقدر دلم گرفته که نگو!البته ما همو دیدیم و بارها و بارها با هم قرار گذاشتیم علیرغم شرایط سخت ولی چون شهر هامون از هم دوره من همش نگرانم که رابطمون تموم بشه،خیلی حالم بده فکر کنم تنها کسی که متوجه حالم میشه تو باشی…

  5. نفس می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(8)

    واقعا این ۱۴ مورد درسته واقعا من دیدم این رفتاراروووو……………….

  6. یکی می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(4)

    خودمونیم چرت وپرت خیلی نوشتی ها
    یعنی میگی من بیام تو جمع زنمو لمس کنم (جلو پدرم یا پدر زنم)
    توف بندازند تو جسدم ؟

  7. بهزاد می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(4)

    چي بگم كه هر چي بگم كمه :)).ناديا خانوم ما كه جدا شديم،رفت و پشت سرشم نگاه نكرد.نميدونم چرا.اما ديگه گذشته.فقط يه چيزي ميخواستم بگم بهت.ايشالا كه هر چي خيره براتون پيش بياد.اگه به هم رسيديد ،كه خدارو شكر،تو سختي به چيزي رسيدن خيلي لذت داره.حالا فرض كن اون چيز “عشق” باشه.ولي بايد خودتو اماده كني واسه ي هر اتفاقي.هر اتفاقي.نه سخت بگير.نه خودتو اذيت كن.جفتتون از با هم بودن لذت ببريد،كه هيچوقت تكرار نميشه اين لذتي كه الان داريد ميبينيد :).اينم بدون سرنوشت هركي “فقط”دست خودشه.اگه بخوايد و عاشق هم باشيد كه ايشالا هستيد همه چي خوب پيش ميره .توكل كنيد به خدا.موفق باشيد

  8. Fatima می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    من ميخوام با پسري كه اشنا شدم باهاش ازدواج كنم، اولا جوگير بود فقط به ازدواج فكر ميكرد، من كه يخورده كشش دادم، الان فقط بين حرفاش شنيدم ميگه با تو آرومم فعلا! نميدونم چيكار كنم ترغيب شه به ازدواج واقعا

  9. Nina می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(3)

    میشه بفرمایید علت اینکه کسی سعی میکنه به ما محبت کنه اما ما جذبش نمیشیم چیه؟
    پسری به من علاقه نشان داده ۱٫۵ ساله میشناسمش وارد رابطه شدم اوایل برای جذب من خیلی احترام میگذاشت و محبت میکرد .اما الان رفتاراش برام آزار دهنده است عقاید و علایق منو مسخره میکنه و فکر میکنه خودش بهترینه … من از اول هم به سختی بهش علاقه مند شدم .نمیتونم به یک رابطه صمیمانه با این فرد فکر کنم …میخوام بدونم مشکله منه که به ندرت کسی جذبم میکنه یا جاذبه فرد مقابل اصلا مهم نیست؟

  10. رها می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    سلام داداش بهزاد کاملا درکت میکنم چی میگی تو یکماه وقت گذاشتی اونم مجازی اما من سیزده سال رابطه ی حقیقی با کسی داشتم که منو رها کرد و رفت و هیچوقت متوجه شدت دوست داشتنم نشد و گذاشت منو رفت. کاش آدما چه زن و چه مرد بفهمن که با بد بودنشون چی به سر خوبی آدما میارن…توکلت به خدا باشه مطمئن باش بهترینها نصیبت میشه لیاقتش رو داری و همیشه مراقب خوبیهات باش هرچند که بدی ببینی

  11. تنها می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(4)

    ۱۷سالمه با یه پسری هستم که خیلی دوسش دارم اول ها اون خیلی بهم محبت میکرد و منو دنیام صدا میزد ولی من شما صداش میکردم چندان احساسی بهش نداشتم تا اینکه عاشقش شدم بهم میگف که خیلی دوستم داره عاشقمه هر شب برام پیام میفرستادو میگف که دوسم داره منم رفته رفته بهش عاشقتر میشدم تا اینکه یه هفته هس خیلی باهام سرد رفتار میکنه کم محلی میکنه وسط چت هامون بدون خبر دادن میره خب چن بار اتفاق افتاده بود که خوابش برده بود اینبارم احتمال میدم که شاید بازم خوابش برده موقع حرف زدن تلفنی بهم میگه که حرفی ندارم واسه گفتن جیزی پیدا نمیکنم تو حرف بزن من گوش کنم منم دیگه خسته شدم از این رفتاراش خیلی ناراحت میشم،قصدمونم از اول ازدواجه.
    بنظرتون بهش چی بگم؟ازش بپرسم که احساسش بهم عوض شده یا نه؟ازش قهر کنم؟

    • ز ه ر ا می‌گه:
      text for dislike(1) text for like(3)

      بنظر من بهش بگو که دلیل این رفتارات چیه و اگه مشکلی هست و نمیخای ادامه بدی بگو تا رابطمون بیشتر از این عمیق نشده تموم کنیم! اینجوری که بگی اونم جرات پیدا میکنه و حرف دلشو میزنه. اگه بهت سردِ تمومش کن تو سنی نداری و خیلی موقعیتهای دیگه خدا پیش پات میذاره. اونم اگه الان سردِ پس ببین بعد ازدواج چی میشه. ذهنتو پاک کن از این رابطه های این مدلی. بذار مث یه خانووم بیان دنبالت

    • لیلا می‌گه:
      text for dislike(0) text for like(5)

      عزیز دلم خواهر گلم شما فقط ۱۷سالته بنظرم به ایندت فکر کن روی درس و دانشگاهت تمرکز کن اون اقا اگه بخوادت این اداهارو درنمیاره هنوز سنی نداری فقط به اینده فک کن

  12. راحی می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(5)

    سلام من با یکی یه سال دوست بودم از اینستا و دوست صمیمی استادمم هست من اول بهش پی ام دادم اونم بی میل نبود خیلی دوسش دارم الان یه ماهه که پی ام نمیده آخرین بار قرار بود بریم بیرون بعد چند ماه بحثمون شد قبل رفتن من حاضر بودم گف ول کن من حوصله ندارم هفته ی دیگه میریم همیشه باید اون ساعتی که میگفت میرفتیم دقیقا منم گفتم هر طور راحتی دیگه هیچ کدوممون برنگشتیم باید چیکار کنم

  13. امین می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(15)

    من ده سال عاشق یک دختری بودم که یتیم بود خودکشی میکرد خودزنی میکرد از هفده سالگی بردمش مدرسه دیپلم پیش کنکور دانشگاه وقتی پزشکی قبول شد بپاش وایسادم درسش تموم بشه سه بار رفتم خواستگاری عموش مخالف بود خودش هم میگفت بزار درسم تموم بشه شاید باورتون نشه ولی تو این ده سال با هرکی خواسته رابطه داشته و فقط نمیخواسته منو از دست بده من براش تایم بین قهراش تا دوستی جدیدو پر میکردم!! خیلیم موجه بود و تابلو نمی کرد اگه به خدا روی نیاورده بودم تا حالا صدبار خودمو نابود کرده بودم میخوام بگم عشق واقعی خداست ولی اگه بکسی علاقه پیدا کردید اعتماد نکنید کاملا منطقی و علمی با ادما رفتار کنید اگه نخواستت خداحافظ اگه قهرت بیشتر از یک هفته طول کشید خداحافظ اگه مقصر بود خودش بابد بیاد معذرت بخواد خیانتو نبخشید تو هیچ حالتی خیانتو نبخشید بیشتر از شش ماه با کسی دوستی نکنید به خماریش نمی ارزه ازدواج رسمی از دوستی قبل از ازدواج بهتره چون نیت پاکه و حرمت نشکسته دخترا بدونن بدنشون برای با چند نفر بودن طراحی نشده اگه اینکارو بکنن تو زندگی تو سختیها و ناراحتیها میرن سمت عادت تنوع ودر نهایت پسرا راحت متوجه نبود بکارت ذهن دخترا میشن در نهایت هیچ پسری تو رابطه لطمه نمیخوره ضرر اصلیو خانوما میکنن که جنس لیطیفو ظریف و پاکن و برای تنوع ،خشونت، تنهایی و هوس طراحی نشدن اینو تو سن بالای۳۰متوجه میشید خانوما شیطان رو لعنت کنید که هوسهای لحظه ای رو زینت میده و کل ارامش زندگیو با طمع از بین میبره

    • بهزاد می‌گه:
      text for dislike(1) text for like(7)

      سلام داداش امين.فكر ميكنم حجتو تموم كردي با نظرت.بي نقص بود اين كامنت .چون به خدا رو اوردي ميدونم تو بردي نه اون خانوم.واسه جفتتون ارزوي سعادت و خوش بختي ميكنم.تو بعده اين سختي كشيدنا خدارو شكر پخته شدي.پس برنده تويي.مواظب خودت باش و اين درسايي كه گرقتي اين چند سال به هر كي ميتوني انتقال بده كه خدا عاشقه كساييه كه زكات علمشونو ميدن.خدا به همرات ❤️

  14. مریم می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(2)

    سلام من دختر ۲۷ ساله ای هستم که دقیقا ده ساله بایه آقاپسری هستم تو این ده سال هر روز بهم زنگ زده هر شب بهم پیام داده همیشه بهم محبت کرده موقعی که من باهاش دوست شدم کارمند بود ماشین داشت از منم چهار سال بزرگتره ولی بعدش همه چیشو از دست داد کارشو ماشینشو زمینشو یکی از دوستاش اونوکشید سمت مواد نمیگم خودش مقصر نبوده که غیر ممکنه دوست تاثیر میذاره ولی باز همه چی دست خودش بوده خلاصه اولش به من نمیگفت ولی کم کم از رفتارش فهمیدم قسمش دادم به قرآن که بهم بگه چشه اونم گفت که گرفتار اعتیاد شده تو بدترین وضعیت ممکن بود کسی که صدتومن واسش پول خورد بود حالا پول یه شارژ هزاری رو هم نداش شباهم نمیرف خونشون میموند خونه دوستش ارتباطمو باهاش قطع نکردم واسش شارژمیفرستادم خیلی دوسش داشتم دوست نداشتم این روزشو ببینم هرچی بابام بهم پول تو جیبی میداد همه رو میفرستادم واسش حتی کارت بانکیمو داده بودم دسش یه روزی رفتم دیدنش باهام درد دل کرد شروع کرد به گریه کردن گفت دیدی چه جوری بدبخت شدم دیدم باز پول نداره گردنبند طلامو دادم بهش گفتم ببر بفروش اومدم تو خونه به مامان و بابام گفتم گم کردم خلاصه خیلی روزای سختی بود تا اینکه با حمایت خونوادش باباش و داداشش رفت کمپ و ترک کرد تو اون مدت من ازش خبر نداشتم خواهرش که هم دانشگاهیم بود غرورمو زیر پا گذاشتمو رفتم ازش سراغ داداششو گرفتم خواهرش منو میشناخت میدونس دوس دختر داداششم ازم پنهون کرد گفت خودش بهت زنگ میزنه خلاصه یه ماهی گذشت و یه روز یه شماره بهم زنگ زد وقتی صداشو شنیدم نمیدونستم از خوشحالی چیکار کنم بهم گفت همه چیزو گفت که یه ماهخ دیگه میخواد بیاد خواستگاریم و از این به بعدم میخواد مغازه باباش کار کنه من خیلی خوشحال شدم ولی یک ماه بعد نمیدونم چرا نظرش راجع به ازدواج عوض شد بهم گفت حالا تو درستو بخون تا من یه کم پول جمع کنم گفتم باشه اون سال تازه ارشد قبول شدم تهران رفتم تهران واسه ادامه تحصیل بعد اون وضعیت مالیش روز به روز بهتر شد ماشین خرید جبران اون دورانم واسم کرد واسم هرچقد که بخوام پول میفرستاد کادو میخرید همه کار میکرد موند تا اینکه من درسمو تموم کردم الانم داره واسه خودش خونه بزرگ میسازه ولی خیلی عوض شده هر وقت حرف از ازدواج میندازم میگه ازدواج چیه دوتامونم تا آخر عمر مجرد بمونیم بهش میگم مگه اینجا اروپاس میگه چی میشه من مطمعنم تو منو ول نمیکنی اصلا درک نمیکنه من تحت فشارم دخترم همش استرس اینو دارم سنم داره میگذره همه خواستگارامو به خاطرش رد کردم گفتم درس میشه دوسش داشتم ولی حالا که همه مشکلاتش رفع شده نمیدونم چرا اینجوری میکنه هنوزم که هنوزه میگه دوسم داره تولدم میشه یه تومن یه تومن واسم پول میفرسته زنگ میزنه محبت میکنه ولی نمیدونم چرا دیگه نمیخواد ازدواج کنه واقعا دیونه شدم من دخترم هیچ کاری از دسم برنمیاد هرچقدم به درگاه خدا دعا کردم نمیشه که نمیشه از یه طرفم همه فامیل وقتی بهم میرسن میگن انقد وسواس نباش یکی رو انتخاب کن ازدواج کن نه میتونم ولش کنم نه میتونم باهاش بمونم خواهرش میگه ما از خدامونه ازدواج کنه بهش بگو اگه دوسم داری بیا خواستگاریم منم دوس ندارم مستقیما این حرفو بهش بزنم چون دخترم غرور دارم میخوام خودش پاپیش بذاره من دچار سردر گمی شدم الانم بهم میگه باید دکتری قبول شی بهم پول داده گفته همه کتاباتو بخر من واقعا موندم مگه میشه آدم یکیو دوس داشته باشه ولی نخواد بگیرتش نخواد بهش برسه باور میکنید بعد ده سال رابطه الان این تناقض منو دیونه کرده اگه دوسم نداره چرا اینهمه محبت میکنه بهم چرا انقد به آینده من حساسه چرا انقد حساسه حتی عکسمو بذارم پروفایل تلگرامم حتی نمیذاره تنهایی برم بیرون میگه هیچجا نرو دوس ندارم کسی ببینتت ، اگرهم دوسم داره چرا حاضر نیست بهم تعهد بده ازدواج کنه من نه قیافه بدی دارم نه ظاهر بدی نه خونواده بدی نمیدونم مشکلش چیه این تناقض داره منو دیونه میکنه الانم هرشب زنگ میزنه میگه امروز چندساعت خوندی واسه کنکور دکتری اعصابم خورد میشه میگم من خسته شدم دوس دارم تشکیل زندگی بدم خودشو میزنه به اون را میره رواعصاب من روانی شدم از یه طرف میترسم سنم بره بالا نمیتونم نیش و کنایه فامیلو تحمل کنم از یه طرفم خیلی دوسش دارم نمیتونم ازش دل بکنم شما بگید چه گلی به سرم بریزم؟؟؟

    • مرضیه می‌گه:
      text for dislike(1) text for like(3)

      مریم خانم گل.نذار جوونیت حیف بشه اگه طرفت فس فس میکنه و پا پیش نمیذاره خودتو اسیرش نکن.به بهترین خواستگارت جواب مثبت بده قبل از اینکه سنت بره بالا چون تو باید تا جوونی ازدواج کنی و مادر شی!!!

    • ز ه ر ا می‌گه:
      text for dislike(0) text for like(3)

      عزیزم اون آقا اگه واقعن دوستت داشته باشه عطشِ رسیدن بهت رو داره. وقت و عمرتو پای کسی که واسه رسیدن بهت لَه لَه نمیزنه نذار. حتی اگه میلیون میلیون خرجت کنه! این پول خرج کردن نشونه عشق نیست. شاید یجور حس جبران داره نسبت به کمکایی که بهش کردی و میخاد از زیر دِینت در بیاد. باهاش تموم کن به خدا توکل کن و شک نکن بهترین رو سر راهت قرار میده

    • لیلا می‌گه:
      text for dislike(0) text for like(4)

      خیلی گلی دختر افرین به وفاداریت.ازیه مشاور کمک بگیر

    • الناز می‌گه:
      text for dislike(1) text for like(2)

      اصلا ازدواج نکن همیشه حسرتش به دلت میمونه .منم کار تورو کردم الان داغونم داغون شوهرمو اصلا دوست ندارم .همش میگم کاش مجرد مونده بودم

  15. نفس می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(2)

    مریم جون عزیزم اون الان وضعش خوبه اما میخواد آزاد باشه تعهد نداشته باشه…. ب نظرم زمان مشخص کن بگو اگه اومدی مثلا تا دو هفته دیگه واسه ازدواج که هیچی وگرنه تمااااااام…..
    در ضمن اون خیالش راحته تو همیشه هستی که اصلا درست نیس تو باید مثه ماهی تو دستش لیز بخوری که احتمال داره از دستت بده… دختر اون باید بیاد دنبالت وگرنه نیااااازی نداری ب کسی …. توکلت الی الله

  16. sara می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(2)

    سلام من نمیدونم دررابطع با دوستم چه کنم هرچند دوسم داره ولی به علت کاراش پیام نمیده میگه کار دارم هرچند یکسره انلاینه

  17. فهیمه می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(2)

    سلام من به یکی از پسرهای فامیلمون دو سه ساله علاقه مندم نمیدونم چکار کنم.پسرهای خیل زیادی دنبال بامن بودنن اما به هیچکدوم علاقه و عشقی ندارم و رابطه نمیزنم و افکارم اکثرا تو فکر کسیه که دوسش دارم.گاهی میخوام برم تو تلگرامش و بهش بگم ک بهش علاقه دارم اما از استرس و خجالتش میترسم و اینکه میترسم نکنه بلاکم کنه و … دارم دیوونه میشم.کمکم کنید :(

  18. معصومه می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(4)

    سلام من ۱سال با پسری دوس بودم که زندگیم شده بود اون اما ازدواج که کردیم کلا عوض شد فقط لحظه های ….منو میخواد حتی شبا موقع خواب بغلمم نمیکنه و هر وقت سره کوچکترین مسئله دعوامون میشه زنگ میزنه به خانوادم که بیایین ببرین دخترتونو من نمیخوامش من طلاق میخوام
    خلاصه الانم ول کرده منو رفته بازم میگه طلاق
    همتون بدونین ازدواج یعنی کشتن عشق ..عشق خوبیش به هم نرسیدنه چون بعد از ازدواج عشق کلا از بین میره و فقط میشه هوس
    به خدا دوران مجردی یعنی بهشت

    • مرضیه می‌گه:
      text for dislike(1) text for like(4)

      سلام.مردا تا زمانیکه دست و بالشون خالی باشه تنها عشق و امیدشون زنشونه که با نداریشون کنار میان.امان و صد امان از یه عده مرد بی وفا! خدا نیاره اون روزو که کمی خودشونو جمع و جور کنن اونوقته که بهت میگن اگه میخوای نگهت دارم باید مهرتو حلال کنی چون هوس کردم بازم زن بگیرم.تف به این روزگار بخاطر وجود همچین نامردایی!!!

  19. آرمان می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    سلام.
    فقط باید واقعیاتو به هم گفت . پوشیده موندن واقعیات مرگ تدریجی رابطس. هیچکس بی دلیل کسیو ول نمیکنه همونطور که بی دلیل طرف کسی نمیره. ولی ماها دوسداریم دروغ بشنویم . ازدواج به دودلیله درواقع
    ۱ تشکیل احساسی برای درامان بودن از تنهایی زمان پیری
    ۲ تناسل به طریق معقول و موردپسند جامعه
    درک بیشتر مسائل اجازه ورود به مغز مارو نداره!!!

  20. Hashem می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(0)

    هاشم
    سلام من همراي يه دختر هشت ماه ميشه دوست شديم بعد چند ماه از هم جدا شديم برأي يه ماه دوباره يه جاشديم هميش ميگفت تو منو دوست نداري و نمي ذات از خاطر چي برأي چي نميدانم

  21. نرگس می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    سلام بچه ها
    من یه پسری تو فیس بوک باهاش آشناشدم و بحث کردیم درمورد یه موضوعی که عاطفی،نبود وبدون هیچ علاقه ای قرار شد ک هم روببینیم
    درآخردیدار اون خیلی ازمن خوشش،اومدالبته طبق گفته خودش حالا تقریبا یک هفته ازاون قضیه میگذره خیلی احساسی صحبت میکنه من خیلی جلوی احساسات خودمومیگیرم چون اطمینانی وشناختی ندارم ازش اما الان یکی دوروز هست پیام ک میده بعداز ۸ساعت جواب منومیده نمیدونم چکارکنم بهش بگم برو
    .موندم دوست ندارم کسی بذارم سرکار توروخداراهنمایی کنید توروخدااااا

  22. علي می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(7)

    من كسي رو از دست دادم كه برام يه دنيا بود

  23. علي می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    اوايل خيلي بهم توجه داشت ،جفتمون رفتاري داشتيم كه بدون هم واقعا نميتونيتيم،تا اينكه،من كم كم احساس كردم ازم دور ميشه ،اينقد دوستش داشتم وترس از ازدست دادنش باعث ميشد كه چيزي نگم وگله نكنم،يه روز اومد و بهم گفت يه اشتباه كرده و از طريق اينستاگرام با يكي اشنا شده و اوايل بهش ميگفت ابجي و بعد از اينكه وارد پيجش شده عكساي شخصيشو كپي كرده و اونو تهديد كرده بوده كه اگه باهاش نباشه عكساشو ميزاره فضاي مجازي،منم از اون به بعد يه حس ديگه اي دارم و ديگه مثل قبلا نميتونم اون حس دوست داشتن قبلم رو ايفا كنم ،و كم كم از هم هر روز دورتر ميشيم،هيچكي هم ميدونم نميتونه كمكي بهم كنه ،فقط معجزه ميتونه كارساز باشه

  24. فاطمه می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(9)

    وای سرم سوت کشید اینهمه مشکلات ملتوخودندم خخخ
    چی بگم والاع خدا آخر وعاقبت همه رو ختم به خیر کنه…

  25. زینب می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    ۱۰ ماهه ازدواج کردم تو دوران عقد خیلی مشکل داشتیم باهم
    اما یکم الان بهتر شده رابدمون بحث نداریم ب اون حد
    شوهرم تک پسره ،با اینـکه ابراز دوس داشتنـ میکنه اصلا نظر نمیده واسم مثلا میریم خرید دوس دارم لباسمو خودش انتخاب کنه اما میگه هر کدوم خودت دوس داری
    یا اصلا رو ارایش و رنگ مو و هیچ چیز دیگه ای نظر بهم نمیده
    اینوخیلی ازارم میده ،یا اینکه یهو جلو بقیه کوچیکمـ میکنه اما بعد کلی قربون صدقم میره اما وقتی بهشـ میگم ناراحت شدم از دستت میزدنشـ به بحث و دعوا ک اصلا چرا باید ناراحت بشی منـکـه حرفی نزدم اصلا درکـ نمیکنه ک زن چطوریه و زود با کوچیک شدن ناراحتـ میشه غرورشـ میشکنه ،با اینـکه خیلی احترامشو دارم و هیچموقع پیش کسی خوردشـ نمیکنم خوانوادش خیلی حمایتش میکنن یجوراییـ تیکه بارمـ میکنن مثلا مادرشـ میگه پسرمو اذیت نکنیـ به یه چشمی نگاهم میکنن

  26. نیایش می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    ای خدا بچه ها دوستای ناشناس مجازیم من خیلی خستم یه وقت میگم تموم شه بره، یه وقت میبینم تا کجا پیش رفتیم،باورتون میشه انقد تلاش کردم تا موفق شدم پدرمو راضی به خریدن خونه توی تهران بکنم تا نزدیک اون باشم،خدا میدونه اون چقدر التماس میکرد و تلاش میکرد که ما با هم باشیم چقدر سختی کشیده بود واسه دیدن من و نن هم چند بار با استرس و نگرانی و دلهره از اصفهان رفتم تهران!با هم بودنامون واقعا برامون خاطره انگیز بود ولی الان بیتابم!از وقتی از سرکار برگشته با من تماس نگرفته دلم آشوبه گوشیش خرابه هر چی تماس میگیرم ناموفقم،اون همیشه این موقع با تلفن خونه زنگ میزد به نن ولی جرات ندارم زنگ بزنم به خونشون ای خدا

  27. Nazi می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(1)

    سلام من حدود یک ساله با یه اقایی دوستم وضع مالی پدرم خوبه ولی وضع مالی اون اقا و خانوادش خوب نیست تا جایی ک دوستام مسخرم میکنن بهم میگن خیلی خری ک وقتتو برای همچین ادمی گذاشتی ک حتی نمیتونه روز تولدت سوپرایزت کنه یا یه کادوی دهن پر کن بخره واست ولی تو این کارا رو میکنی موندم چیکار کنم باهاش بهم بزنم یا اینکه ادامه بدم میترسم اون اقا هدفش از ازدواج با من پول پدرم باشه

  28. Sadaf می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(2)

    خانوم ها ببخشید ولی بعضیاتون خیلی کوته فکر و احمق هستین عشق یه رابطه ی دو طرفه است اگه میگین عاشق هستین ولی طرف دوستون نداره بدونین عاشق نیستین، من اصلا نمیفهمم چه طور میشه عاشق کسی شد که اصلا به شما توجه ای نداره یکم عاقلانه فک کنید باید یاد بگیرید که اگه یکی واقعا شما رو دوست داشت شما به او ابراز علاقه کنید و اگه یه درصد بهتون بی محلی کرد و نمیخواست عقب بکشید هزاران مرد و زن تو دنیا وجود دارن که میتونن عاشقشون بشی و عاشقت باشن پس وقت خودتونو الکی با این اراجیف تلف نکنید

  29. omid می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(4)

    خدایا خیلی سخته . اما از من بشما نصیحت توهرکاری تعادل داشته باشین اعتدال داشته باشین تو عشق دوست داشتن محبت بیررون رفتن …. زن زندگی واس مرد زندگیه . هرکسی لباقت زن زندگی بودن نیست بخدا . هیچوقتم بخاطر خوشکلی و زیبایی کسیو انتخاب نکنین ملاتونو بگرین رو عقل و شعورو مرام و معرفت

  30. تارا می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(4)

    چقدر بیکارین شماهاچه حرفایی میزنیداخه اگه کسی دوستتون داشته باشه خودشو برای شمابه اب و اتیش میزنه

  31. فب می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(1)

    من ١ سالو خورديه با پسري دوس بودم ! براش خيلي كارا كردم اما منو بخاطر گذشتم كه دوس پسر داشتم بازخواست مي كرد و همش دعوا بوديم ته همه ي دعوا ها هم بهم مي گفت مي دوني كه هيچوقت از هم جدا نميشيمو اين حرفا.. خيلي دوسش داشتم … الانم كه باهام سرد شده … مي خوام برم … هر بلايي سرم در اورد هر خرفيو بهم زد به اعتماد اينكه هميشه باهاشم … ولي اين دفه ديگه واقعا ميرم بر خلاف تمام قولايي كه دادم

  32. فافا می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(0)

    منم الان ۶ماهه ازدواج کردم باکسی که دوسش دارم ولی از بعد عروسی مشکلات پشت مشکلات.خانواده شوهر بد.اصلا خانواده شوهرم درطول عقد بامن کاری نداشتن هرعیدی میشداصلا به روی خودشون نمی آوردن.شوهرمم که بعد عروسی کل طلاهام و پولامو برداشت وخورد.هه خیلی بد دهنه عربده میکشه.تحملش سخته برام .هیچ کاری برام نمیکنه نه بیرون نه مسافرت نه خرید ای کاش می مردم

  33. Sahari می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(1)

    سلام ،من چیکار کنم بنظرتون ،سه ماهه عروس خانواده ای شدم که با هیچ کسی رفت و آمد ندارند ،اعتماد به نفس شون پایینه ،از لحاظ ظاهری هم خیلی ….،حالا این آقا پسر بخاطر این منو گرفته که مادرشینا منو پسندیدن و از لحاظ زیبایی واسشون اعتماد بنفس شدم ولی چون دختر شادی هستم دارم میپوکیم با این خانواده بس که افسرده ان ،بس که بی ذوقن ،نامزدمم متوجه شدم که فقط عاشق روابط اجتماعی و ظاهرمه وگرنه اونم بخاطر رضایت مادرش از من با من ازدواج کرده ،نامزدم و خانواده اش روابط اجتماعی ندارن برعکس ما ،رفت و امد فامیلی و …ندارن برعکس ما ،دورهمی خانوادگی ندارن برعکس ما ،اس ام اس هامو نامزدم جواب نمیده میگه بلد نیستم ،موقع غذا خوردن خجالت میکشم کنارشم ،مثل حیوون غذا میخوره دهنش صداهای بد میده ،چند بار به ظاهرش تذکر دادم که اینجوری بپوشی یا موهات رو مرتب کنی ،دلمو بیشتر میبری ،ولی انگار ن انگار ،هر روز بهم زنگ میزنه ولی آخر ابراز علاقه اش کلمه دوستت دارمه ،اصلا حرف زدن بلد نیستن ،نمیدونن چجوری باید رفتار کنن ،ارتباطات نمیدونن با اینکه ۶۰ ساله تو شهر زندگی میکنن

  34. بهار می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(3)

    اون خانمی که گفت دوست پسرش معتاد بود بعد ترک کرد و پولدار و اینا شده ولی نمیاد خواستگاریش فکر کنم مرضیه بود اسمشون.میخوام بگم من از نزدیک چند مورد ترک کرده هارو دیدم اینو متوجه شدم که کسایی که اعتیاد دارند وقتی تو کمپها ترک میدن ازونجایی که اعتیاد یه نوع وابستگیه خط اصلی درمان معتادا اینه که یه کار میکنن که دیگه به هیچ چیز وابسته نمیشن و از هر نوع وابستگی در باطن متنفر میشن.شاید بنظرت عجیب بیاد ولی من چند مورد اینطوری دیدم ک طرف بعد ترک انقدر خونسرد و بی تفاوت میشه و هیچ چیز دیگه آزارش نمیده به هیچ چیز دیگه وابسته نمیشه حتی قید ازدواجم کلا میزنن چون دیگه تحمل هیچ نوع وابستگی رو ندارن چون خاطره بدی از وابسته شدن به یک چیز مثل مواد رو دارن و نمیدونم چطوری تو این مراکز رو مغز اینا کار میکنن که کلا برای طرف همه موضوعاتی که برای ما عجیب و غریبه و درست نیست یا فکر میکنیم اون قضیه مشکل روانی یا شرعی یا عرفی داره هم برای این افراد کاملا عادیه و پذیرفتنیه دیگه.احتمال ازدواج کردنشون خیلی کمه اما در عوض وجدانو انسانیت و کمک کردن به بقیه و یه جور حس همدلی و نوعدوستی و پذیرش آدما و کمک کردن به بقیه رو تو ذهنشون نهادینه میکنن یه جور خط فکریشون اینجوری میشه ک مثلا هر کاری برای کسی کنی درواقع به خودت لطف کردی و یه مفاهیم اینطوری تو ذهنشون گنجونده میشه این محبت کردنشون جنبه عشق و عاشقی نداره اگه دقت کنی میبینی که برای بقیه هم همینطور شدن مثلا قبلا اصلا خانواده دوست نبوده مشکل داشته بحثو دعوا داشته اصلا یکی از دلایل اعتیادش بخاطر همین تحقیرا و سرکوفتای خانوادش بوده مثلا حتی ترکشون کرده رفته کارتن خواب شده بر فرض مثال بعد الان میبینی نه تنها سعی میکنه با خانوادش خوب باشه بقیه رو هم نصیحت میکنه که با هم خوب باشن عجیبه اما واقعا اینطوره خودم چند مورد نزدیک با چشم خودم دیدم که دقیقا این حرفارو از دیدن اونا دارم میگم

  35. علی می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(4)

    مواری که گفتید عکسش هم برقرار هست. من زنی داشتم که جواب پیامک هامو نمیداد. هیچ صحبتی با من نداشت. مرتب برنامه های منو کنسل می کرد. وقتی حرف می زدم تا مدت ها حرف های من رو نقد می کرد. مرتب از بچه دار شدن تفره می رفت و همیشه منو دنبال نخودسیاه میفرستاد بعدش هم گفت طلاق

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *