چطور کسی که عاشقش بودید را فراموش کنید

مطالب مرتبط

2,799 دیدگاه

  1. محمد says:

    دوسش داشتمـــــــــــ
    ولی نمیدونم چی شد که یهو همه چی تموم شد
    شْٰٰٓــــٰاهٰٓـزاڋه عٰاشٍْٓـقْـــ شهر قصه‌هامون یخ کرده از سردی نگاشـــــــــــ

  2. Me says:

    لعنت ب عشقای دوروزه

  3. شب یلدا says:

    لطفا بخونید
    سلام تموم شد بعد ۴ سال با سنگدلی و تهدید گفت برو ..توو شب یلدا سال گرد اشناییمون ۴ سال کامل..از سال اول فهمیدم دو دل شده ..حرف رفتن می زد با شوخی..حرفو عوض می کردم من عاشقش بودم…انگار داره جونم و بالا میارم نفسم تنگه ارام ندارم..شب فقط ۲ ساعت از خستگی خوابم می بره….دوسم داشت عاشق نبود که رفت..خیلی اذیت کرد خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلیییییییی.تحقیر فحش اعتماد به نفسی نمانده توو جانم…..مادرش به من می گه به درک که حالت بده بی چشم و رو …رفتم با ماشین دم خونشون پارک کردم که فقط ببینمش پدرش منو دیدو مادرش داشت میومد که فش بده که رفتم….کارگردان همه این کارا خودش بود…زنگ زد به مادرم گفت نمی خواد پسرم خئا شاهئه که خودش تحریکش کرده بود ..سجاد یه سست عنصر بود..تا هفته قبل می خواست ببینه منو …یکی از حرفاش قبل این که جدی بشه این بود من باید مراقب تو باشم..عکسشو نقاشی کردم…۲برگ نامه نوشتم دادم دوستش…ارزومه فقط اون رو ببینه ندیده پاره نکنه..ازم متنفره….رفته… امشب شد یه هفته…۲۷ سالم شده و ترس دارم از همه عالم …ارزومه فراموشش کنم و دوباره عاشق بشم..از خدا ارامش می کنم…

  4. Sohrab says:

    نه خیانت کرد‌.نه‌ متنفر بود از من.عاشقش بودم و عاشقم بود.تف تو روح کسی که نزاشت برسم بهش.برادرش مانع شد.منم چیزی نگفتم.۶ ساله گذشته همچنان تو فکرشم‌و همچنان رابطه جدیدی رو شروع نکردم.هر سال یه بار هم میبینمش.هنوز فراموشش نکردم.تورو خدا کمک کنید

  5. علی says:

    عشق به جنس مخالف ازتیرهای شیطان وبادعاوذکروخوندن قرآن به اذن الله ازبین میره

  6. ali says:

    خسته ام از زمانه و این مردمان بی وفا و دروغگو و سنگدل و….

  7. امیرعلی says:

    سلام
    یه روز به خانومی اومد تو زندگیم هیچ وقت فکر نمیکردم عاشقش بشم اما به هر حال شدم.
    بهترین تایم و انرژیمو میذاشتم براش از گردش تو شهر تا مسافرت اما اون ساعت کوتاه که من نبودم یا یه وقتایی فرصت نمیشد ببینمش میرفت پیش یکی دیگه منم فکر میکردم خونس خوب بلد بود دروغ بگه بلاخره یه روز مچشو گرفتم از بچگی احساس که میکردم بلاخره احساسم الکی نبود اینم یه استعداد خداوندی بود دیگه با احساسم مچشو گرفتم
    اما دوباره برگشت دوباره بهم رو آورد منم قبول کردم ولی دیگه هیچ وقت اون آدم قبلی نشدم و نمیشم هنوزم هستیم و باهمیم شب و روز زنگ میزنه از منزل و عکس میفرسته تو تلگرام که بهم بفهمونه کجاست و داره چیکاره میکنه ولی من نمیتونم باورش کنم اصلا نسبت به همه آمادما بد بین شدم چون اون موقع که اعتماد کردم جواب اعتمادمو شد خیانت الان دنیا بیاد خدا بیاد من ذهنم مریض شده چه حرفایی رو باور کردم اما بعدا گندش در اومد که دروغ بوده دیگه حتی به چشمای خودمم اعتماد ندارم.
    خیلی خلاصه وار براتون گفتم ولی یه کوچولو معرفت داشته باشید فکر نکنید بچه زرنگ با قلب و احساسات طرف مقابلتون بازی نکنید چون ممکنه به قیمت خراب زندگیشون و جونیشون تموم بشه

  8. Emili says:

    انسان میتوونه با دیگران خود را سرگرم کنه ولی کسی میتونه اونو دلگرم کنه که بهش عشق و علاقه داشته باشه اون یک نفر میتونه جای همه سرگرمی ها رو بگیره ، خاصیت عشق گرمی دله که به زندگی کیفیت میده ، ولی برخی کیفیت و با کمیت زندگی قاطی میکنند ، و از عشف شون انتظار کمیت دارند و اینقدر عشقشون و برای رسیدن به کمیت و خواسته هاشون آزار میدن که عشق شون و نابود میکنند .
    باید به نیروی عشق یقین داشت بعد اثرات شگفت اونو می یابی و خصلت های خوب شروع به بروز میکند

  9. عسل says:

    مرسی مرسی خیلی خوب بود…منتها من دوستی ندارم که بخوام در موردش صبت کنم و کسی از این موضوع خبر نداشت ..اما میدونم بالاخره فراموشش میکنم..

  10. مهي says:

    حالم بده اي كاش هيچ وقت نمي ديدمش الان من موندم يك قلب خورد شده و يك ادم افسرده اي كاش مي تونستم خودم رو خالي كنم فراموش كنم چهار سال حماقتم رو اي كاش ادم حقيري چون اون رو اين قدر براي خودم بزرگ نمي كردم اي كاش مي خوابيدم و بيدار نمي شدم دلم گرفته از خودم از اين همه علاقه كه هدر يه بي سر و پا دادمش كاشي منم بد بودم عين اون كاشكي منم عوضي بودم عين اون كاش مي مرد همه شون بميرن اين قدر بدبخت شدم كه براي ادم هاي غريبه مي نويسم

    • Emili says:

      سلام ، از نوشتنت مشخصه خیلی آشفته و پریشونی ، این قضیه واسه همه اتفاق میافته مثل دندون شیری که میافته و جاش دندون اصلی در میاد ، واسه یک کودک چقدر درد داره و زجر آوره واسه بزرگترها همین اتفاق شبیه به همینه ، دیدگاهتو تغییر بده ، سعی کن خودت و نعمت ها و فرصت ها تو بهتر بشناسی ، در همه اینا کلی حکمت نهفته است و شناخت هریک بابی را باز میکنه تا دنیای بهتری رو درک کنی ، از حالا سعی کن به کسانی و یا چیزهایی و یا افکاری که میخواهن انگیزه را در وجودت از بین ببرن دوری کنی راهش اینه که کارهای خودتو لحظه به لحظه مانیتور کنی و ببینی که داری طبق چه برنامه ای رفتار میکنی ، اهدافی خوب و اصولی را برای خودت در نظر بگیر و سعی کن در رسیدن به اونا تلاش کنی ، اگر اینکار را نکنی از پا در میای و هیچکس کوچکترین اهمیتی به این موضوع نمیده جز اینکه عزیزانت غصه میخورن ، تمایل انسان به تعالی است که دوست داره دنیاش تغییر کنه و بهتر و بهتر بشه ، اگه در انتخابت اشتباه کردی ، اولین نفر و آخرین نیستی ، سعی کن خودت پیدا کنی و از خدا بخواهی ( خالصانه و متواضعانه ) کمکت کنه ، اون ترتیب کارها را بدرستی میده ، اونی که قدر عشق و علاقه رو نمیدونه ، تقصیر تو نیست ! ببخشید طولانی شد . از سر وظیفه انسانی دخالت کردم . موفق باشی

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *