چطور کسی که عاشقش بودید را فراموش کنید

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (140 امتیاز, میانگین: 3٫56 از 5)
Loading...

مطالب مرتبط

2,847 دیدگاه

  1. ehsan.1368 says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    عشق نمیدونم جیه ولی هرچی که هست وقتی بهش نمیرسی احساس نابودی و سرخوردگی و پوچی میکنی
    کسی که اولین بار و فقط برای اون بودی یهو میگه تموم بشه بهتره، چیزی که شاید هفته ی قبلش تو میخواستی تموم کنی ولی الان اون اینو میگه ولی هرکاری که میکنی نمیتونی بیخیالش بشی
    هرچی هستم داغونم

  2. دلشکسته says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    باسلام من یک پسرم.راستشو بخواین.بهترین کار اینه که وقتی دختری رو میبینین بهش دقت نکنین.وقتی عاشقش بشین فقط پشیمونی پیش میاد.به خودت که میای رفته و شوهرکرده.وفقط تویی که این وسط نابود شدی.مس توکل کنید بخدا.شما خدارودارید.عاشق خداباشبن نه حس های کشکی.درضمن سعی کنید هیچ وفت علاقتون رو به یک دختر نگین،چون اصلا اهمیت نمیدن،پس از چندمدت ولت میکنن ومیرن بایکی دیگه.بخدا این از روتجربمه،بخدا راست میگم.اینا عاشق شدن نیست،علاقست.پس علاقه پیدا نکنین همین

  3. هادی says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام. من حدودأنه سال با خانومم زندگی کردم و حاصل این زندگی یه دختر هشت ساله هست من خانوممو خیلی دوست دارم اما فکر کنم اون دیگه منو دوست نداره گذاشته رفته الان که دارم این دیدگاه رو مینویسم شده چهار ماه که رفته من فرده پولدار نیستم زندگی معمولی ولی شیرین رو براش ساختم درست در تاریخ ۹۷/۲/۴خونه خریدم نخواستم تو فامیلش کم بیاره یه موتور داشتم دیدم چشماش ابریزش پیدا کرده و حساسیت پیدا میکنه وقتی سوار موتور میشه رفتم خودمو به ابو اتیش زدم یه ماشین خریدم از وقتی اون ماشین اومد خونه همسرم اخلاقش بد شد انگار دوستم نداره ۹۷/۴/۱۴ صبح بیدارم کرد رفتم سر کار یه هفته بود بی حوصله بود از کارخونه بهش پیام دادم عشقم چرا حوصله نداری جواب نداد زنگ زدم گوشیو برداشت دوباره پرسیدم هرچی از دهنش در اومد بهم گفت گوشیو قطع کرد بعد یک ساعت مادرش بهم زنگ زد گفت نگران نباش مهدیه اومد خونه ما گفتم چطور امده گفت با اژانس بعد کار رفتم دنبالش که برگردیم خونه ولی نمیدونستم این رفتن اخرین رفتنشه برگشتی تو کار نبود هرچقدر بهش التماس کردم نیومد من تا جایی پیش رفتم که اگه بگم باورتون نمیشه من خودکشی کردم ده روز رفتم کما ولی حتی نیومد بیمارستان برای دیدنم الان نزدیک به چهار ماهه رفته من هنوزم دوستش دارم چطور میتونم فراموشش کنم ؟نمیدونم .ای کاش برگرده قراره هفته بعد بیان جهیزیه اشو ببرن دوستان برام دعا کنین نظرش عوض بشه برگرده خونه چون هرچقدر بهش التماس کردم نیومد خدا باید دوباره مهر منو تو دلش روشن کنه برام دعا کنین برگرده

  4. یاسین says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    کاش از اول عاشق کسی نمیشدم که اینقدر زجر نمی کشیدم . سه سال دوستش داشم به خاطر به دست آوردنش آرام نداشتم . روزی رسید که باهم ازدواج کردیم بعد از دو ماه ازدیواج ما بورسیه تحصیل خارج از کیشور برایش آمد . اجازه ندام بیرود ولی هر روز طرفش میدیدم حال خوش نداشت . وقت ازش سوال میکردم . چیزی برایم نمی گفت یک روز بسیار اسرار کردم که چرا چیشده که ناراحتی . برایم گفتم اجازه بیدی بیروم درس های مه ادمامه بیتم . مجبور شدم که خوش باشه اجازه دادم رفت از پیش بعدیش خلی خوب بودیم با هم . چهار سال منطزیرش بودم وقت درس تمام شد حال آب هوایش تغیر کرده یعنی او آدم نیست . حال نه زنگ من جواب میته نه پیام من را یعنی جواب این همه خوبی هایم همین بود خلی دلم گرفته از این دنیا خلی

  5. حسین says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    منم مثل شما هستم ولی یه نکته رو یادتون باشه انسان باز هم میتونه عاشق بشه دختر یا پسر دیگه ای هم هست که شما در کنارش همون آسایش و آرامش را داشته باشید

  6. خموش says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    تو رو خداااا اگه شکست عشقی خوردین ازدواج نکنید…توی مسئله عشق زمان هیچی رو تغییر نمیده هیچی رو!!!
    ۱۰ سال پیش عاشق مردی شدم که با یه بار نه شنیدن از طرف خانوادم رفت ازدواج کرد…منم گفتم ازدواج میکنم که فراموشش کنم!! ولی توی جهنمی که توش تنها هستی بسوزی بهتر از اینه که بخوای یه ادم دیگه رو هم تحمل کنی که نمک روی زخمت باشه

  7. Nj says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    دختر فامیلمون بود.ازدواج کرده بود بعد از دوسال با یه بچه از شوهر معتادش جدا شد.طلاق گرفت.من بعد از چند سال دیدمش.خیلی باهام خوش رفتاری میکرد.معلوم بود دنبال یه زندگیه جدیده.مشخص بود دنبال اینه که سر و سامون بگیره. بهش اجازه دادم باهام درد و دل کنه.و کرد.کم کم احساساتمون درگیر هم شد.کم کم عاشق هم شدیم.خانوادم به خاطر اینکه مطعلقه بود مخالفت میکردن.ولی من اصلا واسم اهمیت نداشت. ولی باز مخالفت.از اینور من داشتم خانوادمو متقاعد میکردم،از طرفی دیگه به جای اینکه اون دختر پشت من باشه بعد از سه سال سختی و عشق و رابطه،منو پس زد.و رفت که رفت که رفت.درست موقعی رفت که تمام زحماتم نتیجه داد.من موندمو خانواده که هیچ اعتباری پیششون ندارم.

  8. مهسان says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام
    حالم اصلا خوب نیست، درد شکست عشقی، بد دردی هست، بعد از ۱۰ماه رابطه ، الان بهم میگه که برو دنبال زندگیت، تو نقص نداری، من ایراد دارم، نمیدونم چرا اینجوری شد، خیلی بهش خوبی کردم، بعد از فوت خانمش حالش اصلا خوب نبود، سعی کردم جای خانمش رو پر کنم، هر کاری از دستم برمیومد برا خودش و پسرش انجام دادم…آخه ما دیگه بچه نیستیم که، ی بار تجربه زندگی مشترک داشتیم، بعد از فوت همسرمون، دوباره میخواستیم تشکیل خانواده بدیم..اما احساس میکنم سر کارم گذاشت، حالا که حالش بهتر شده، به من میگه برو….کاش از این کارش پشیمون نشه…من که دلم خون هست،خدایا خودت کمک کن که بتونم درد این فراق رو تحمل کنم و این روزهای سخت رو پشت سر بزارم.یا امام رضا به حق جوادت کمک کنم.

  9. محمد says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    اونی که عشقم بود. یکی دیگه تو دانشگاه گولش زد میخاست باهاش رابطه برقرار کنه (استفاده جنسی)هرطور خاستم بهش بفهمونم باورش نشد اخرشم باهاش رفیق شد و منو کنار زد مطمئنم به همین زودیا خودشو لعنت میکنه. لعنت به دخترایی که عقلشون به چشمشونه با از عاشقی هیچی نمیفهمن

  10. محمدرضا says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    واقعا از نوسینده این مقاله بخاطر این قسمت از جمله صمیمانه متشکرم
    واقعا همین یک جمله نجاتم میده::
    درگیر این ایده نشوید که «شاید کس بهتری را پیدا نکنم». نباید هیچوقت خودتان را اسیر کسی کنید که به دردتان نمی‌خورد. بیرون بروید، به استانداردهای خودتان باور داشته باشید و سعی کنید کسی که می‌خواهید را پیدا کنید.بهتر است مستقل و شاد باشید تا در رابطه با کسی که به فکرتان نیست.

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *