www.mardoman.com

توجه: استفاده از کلیه مقالات و مطالب سایت مردمان در مجلات، روزنامه ها، سایتهای تـجـاری، برنامه های تلویزیونی و غیره مـنـوط به دریـافـت اجـازه کـتـبـی بـوده و هـر گونه کپی برداری غیرمجاز، پیگرد قانونی خواهد داشت. جهت ارتباط با ما اینجا کلیک کنید.

محکم بغلم کن!

عشق نیازمند اطمینان بخشی حاصل از نوازش است. اکثر دعواها اعتراض به عدم ارتباط احساسی است. در ناراحتی و سختی، زوج ها دوست دارند بدانند که طرفشان برای کمک کنارشان است.

من در رستوران والدینم بزرگ شدم که همیشه داستان های زیادی در آن اتفاق می افتاد. و همه این داستان هادعواها،اشک ها، ناراحتی هاهمه حول عشق می چرخیدند. حتی پدر و مادر خودم را هم می دیدم که عشقشان را به خاطر همدیگر نابود می کنند. از آن زمان به دنبال این بودم که ببینم عشق واقعاً چیست. مادرم آن را "5 دقیقه مضحک" تعریف می کرد. خیلی ها هم آنرا ادغام مرموز احساس و سکس تعریف می کردند، یا ترکیبی از شیفتگی و همراهی. اما مطمئناً خیلی بیشتر از این چیزهاست.

بینش شخصی من از تحقیق ها و مشاوره های گوناگون با بیش از هزار زوج طی 33 سال جمع آوری و اکنون با تحقیقات علمی ادغام شده است تا جایی که با جرات می توانم بگویم الان می دانم عشق چیست. پدیده ای کاملاً شهودی است اما چندان آشکار نیست: عشق، جستجویی مداوم برای یافتن ارتباطی بنیادی و مطمئن با کسی دیگر است. با این پیوند، زوج های عاشق از نظر احساسی به هم وابسته شده و نیازمند مراقبت، توجه و آرامش گرفتن از همدیگر هستند.

همه ما نیازمند برقراری ارتباط احساسی و پاسخدهی آن از طرف مقابل هستیم. این واکنش برای بقاء است درست مثل آن پیوند اطمینانی که کودک با مادر خود جستجو می کند. این مشاهده به نظریه وابستگی برمی گردد. شواهد زیادی نشان میدهد که نیاز به وابستگی مطمئن هیچوقت در انسان از بین نمی رود. این وابستگی در بزرگسالان به نیاز به برقراری ارتباط احساسی با همسر تبدیل می شود. مادر را تصور کنید که چطور با عشق به فرزند خود نگاه می کند، درست مثل دو عاشق که به چشمان هم خیره می شوند.

گرچه در فرهنگ ما وابستگی نوعی ضعف به شمار می رود اما واقعاً اینطور نیست. وابسته و دلبسته شدن به کسی بالاترین حس اطمینان و امنیت را به ما می دهد. این وابسته شدن یعنی هر زمان که بخواهید طرفتان با شما حرف بزند، بدانید که برای او اهمیت دارید، که مورد احترام او هستید و او به همه نیازهای احساسی شما پاسخ می دهد.

بزرگترین اصل در نظریه وابستگی این است که جدایینه فقط جدایی فیزیکی بلکه جدایی احساسیبرای انسانها وحشت آور است. مغز آن را یک خطر می شمارد.

داستان های عشقی که در بچگی هرشب می دیدم در رستوران اتفاق می افتد، همه درمورد ولع انسان به ارتباط احساسی بود. وقتی ما موفق شدیم با طرفمان ارتباط مطمئن بگیریم، آنوقت همه آزارها و ناراحتی هایی که به ما وارد می کند را می توانیم تحمل کنیم.

ارتباطات از هم گسیخته

در شروع هر رابطه، ارتباط بسیار شدید است اما با گذر زمان این شدت کاهش پیدا می کند. بعد زمان هایی می رسد که احساس می کنیم ارتباطمان گسسته شده است، و خیلی وقت ها دیگر نیازهایمان به وضوح ابراز نمی شوند. مرد ناراحت است و واقعاً می خواهد که به آرامش برسد اما زن او را تنها میگذارد به تصور اینکه او دنبال تنهایی است. در هیچ رابطه ای نمی توان از این لحظات فرار کرد. اگر می خواهید با کسی برقصید، مطمئناً یک جاهایی از رقص پیش می آید که پایتان روی پای هم برود.

اما از دست رفتن ارتباط با کسی که دوستش داریم، حس امنیت ما را هم به خطر می اندازد. حس عمیقی از ترس ما را فرامی گیرد. زنگ خطری در مرکز ترس مغز به صدا در می آید. وقتی این زنگ خطر فرستاده می شود، دیگر فکر نمی کنیم، عمل می کنیم. این تهدید ممکن است از دنیای بیرون باشد یا از دنیای درون خودمان. این درک و احساس خودمان است که به حساب می آید نه واقعیت موجود. اگر در موقع نیاز احساس طردشدگی کنیم، در شُرُف وحشت قرار می گیریم.

آنچه که بعد از آن لحظات از هم کسیختگی ارتباط انجام می دهیم تاثیری عمیق بر شکل رابطه ما خواهد داشت. آیا می توانید برگردید و ارتباط را دوباره برقرار کنید؟ اگر نمی توانید، از این به بعد دعواها و مشاجره ها شروع خواهد شد و حس بسیار بدی از تنهایی احساسی به سراغتان خواهد آمد. رابطه تان دیگر محیطی امن برای شما نخواهد بود. دیگر تردید خواهید داشت که طرفتان همیشه کنارتان است و برایتان ارزش قائل است.

زوجی را تصور کنید که اولین فرزندشان به دنیا می آید. بچه دار شدن تجربه ای بسیار استرس زا است اما دقیقاً در زمانی اتفاق می افتد که احساس ترس از وابستگی و نیاز افراد بسیار قوی است. مرد ممکن است پیش خود تصور کند، "بااینکه می دانم غلط است اما احساس می کنم که زنم را از دست داده و جای آن این بچه نصیبم شده است." و زن هم ممکن است تصور کند، "وقتی باردار بودم  احساس شکنندگی شدید داشتم، از این بچه کوچک مراقبت می کردم و فقط به استراحت و آرامش بیشتری نیاز داشتم اما همسرم همیشه سرش به کار گرم بود." قصد و نیت آنها خوب استزن از بچه مراقبت می کند و مرد هم سخت تلاش می کند تا بتواند پشتوانه خوبی برای خانواده جدید خود باشد-- اما نتوانستند آنچه که واقعاً نیاز داشتند را به همدیگر بدهند.

یا مردی را تصور کنید که در کارش متوسط جلومی رود اما همسرش به سرعت در حال پیشرفت در کار خود می باشد. زن ساعت ها طولانی را روی پروژه های جالب می گذراند درحالیکه مرد هیچ محبت، مراقبت، توجه و حتی سکسی دریافت نمی کند. هر شب مجوبر است تنها در تحتخواب دراز کشیده منتظر او بماند، از اینکه اینقدر به او نیاز دارد احساس حماقت و همچنین عصبانیت کند و زن هیچوقت نبیند که چقدر غیابش بر مرد تاثیر منفی دارد.

اما ما هیچوقت درمورد این تعارض ها به عنوان نیازهای عمیق وابستگی یاد نمی کنیم. همیشه درمورد احساسات ظاهری، عصبانیت یا بی تفاوتی حرف می زنیم و دیگری را متهم می کنیم. هرکدام از طرفین به گوشه ای می خزد و ابراز احساسات، نیازها و گرفتن اطمینان دوباره از هم، برای هر دو طرف سخت تر و سخت تر می شود.

خانم ها معمولاً نسبت به آقایون در تشخیص اولین علائم گسستگی ارتباط حساس تر هستند و واکنش آنها شروع آن چیزی است که من آن را رقص قطع ارتباط می نامم. آنها سعی می کنند که همسرانشان را وادار به واکنشی آرامش بخش کنند اما آنرا به طریقی انجام می دهند که نیاز اصلیشان هیچوقت برآورده نمی شودهمسرانشان را متهم می کنند که در یک زمینه خاص خوب عمل نکرده است.

از طرف دیگر مردها آموخته اند که واکنش ها و نیازهای احساسی خود را سرکوب کنند و این باعث می شود که از مشاجره فرار کنند. اما عصبانیت زن و عقب کشیدن مرد بر آنچه که در درون آنها است سرپوش می گذاردنیاز به ارتباط که اکنون با ناراحتی، خجالت و از همه اینها بیشتر، ترس عجین شده است.

خیلی اوقات آنچه اکثر زوج ها نمی بینند این است که اکثر مشاجرات اعتراض به عدم ارتباط است. پشت همه آن ناراحتی ها، زوج ها عمیقاً دوست دارند بدانند که همسرشان در کنار آنها است، به آنها نیاز دارد یا نه و آیا می تواند به آنها اتکاء کند؟

ترمیم پیوندها

سالها روانشناسان و مشاوران سعی بر این داشتند که مشاجرات و دعواهای زوج ها را با آموزش مهارت های حل مشکل به آنها برطرف کنند. اما این درست مثل دادن کلینکس برای سرماخوردگی است. این راهکار مسائل مربوط به وابستگی را نادیده می گیرد. مشکل از دیدگاه وابستگی، فاصله احساسی است.

آنچه برای افراد خسته کننده  و زجرآور است این است که نمی دانند که چطور فاصله احساسی را از بین ببرند. گاهی اوقات در محل کار، مردها به من می گویند، "من هر کاری که باعث شود همسرم مطمئن شود که برایم اهمیت دارد را انجام می دهم. درآمد خوبی خانه می آورم، در کارهای خانه به او کمک می کنم، مشکلات را حل می کنم و شیطنت هم نمی کنم. اما چرا هیچکدام از این کارها به چشم همسرم نمی آید و همه آنچه که برای او مهم است که است که درمورد مسائل احساسی با هم حرف بزنیم و عشق بازی کنیم؟" جواب من به آنها این است، "چون ما زن ها اینطور ساخته شده ایم. ما به کسی نیاز داریم که توجه واقعی به ما نشان دهد و محکم در آغوشمان بگیرد. فراموش کرده ای که تو هم به آن نیاز داری؟"

ناامید شدن همیشه بخشی از زندگی زناشویی است. اما همیشه این خودتان هستید که انتخاب می کنید، چطور با آن برخورد کنید. آیا حالت تدافعی می گیرید، با ترس رفتار می کنید یا با درک و فهم؟ تصور کنید همسرتان می گوید، "امشب حس سکس ندارم" شما می توانید یک نفس عمیق بکشید و به این فکر کنید که چقدر دوستتان دارد و بگویید، "اِ، این خیلی بده چون من واقعاً می خواستم." یااینکه با طعنه بگویید، "باشه! پس دیگه هیچوقت سکس نخواهیم داشت، درسته؟"

البته وقتی آن وحشت به دلتان می افتد و احساساتتان قَلَیان می کند، شاید احساس کنید که چاره دیگری ندارد. اما می توانید با خودتان فکر کنید، "اینجا چه اتفاقی می افتد؟ من دارم داد می زنم. اما از درون واقعاً احساس حقارت می کنم." بعد می توانید به همسرتان بگویید، "من واقعاً ترسیدم، احساس ناراحتی می کنم".

اگر با این روش پاسخ دهید و دنبال برقراری دوباره ارتباط باشید، می توانید امیدوار باشید که همسرتان هم در پی همین است. این همان بخش رابطه است که به کمی ذکاوت نیاز دارد: اینکه رقص را تغییر دهید. هر دو طرف باید قدم هایشان را تغییر دهند.

اولین قدم بزرگ این است که خیلی ساده نیاز خود به وابستگی را قبول کنید و از آن خجالت نکشید. این مسئله درمورد افراد مجرد هم صدق می کند. افراد مجرد ممکن است بگویند، "من افسرده ام چون تنهام و میدانم که نباید تنها باشم. می دانم که باید مستقل باشم." البته اگر احساس تنهایی می کنید باید هم افسرده باشید و آنوقت است که به دنیال راه چاره می گردید. اما وقتی از این حس خجالت بکشید، سعی می کنید آنرا از بقیه پنهان کنید و کم کم تصور خواهید کرد که هیچکس نمی تواند نیاز شما به ارتباط را برآورده کند.

نوازش های التیام بخش

مردها معمولاً به من می گویند، "بااینکه می دانم همسرم واقعاً به من نیاز دارد یا احساس ترس می کند، اما نمی دانم چه باید بکنم. " به خاطر همین تنها فکری که به نظرشان می رسد این است که یک فنجان چای برای همسرشان می ریزند و بااینکه کار بسیار قشنگی است اما آن کاری نیست که باید انجام می دادند. اگر دستش را دور گردن او می انداخت و او را به سمت خودش می کشید مطمئناً بهتر می توانست به نیاز او برای برقراری ارتباط پاسخ دهد.

مردها می گویند که نمی دانند در چنین موقعیت هایی چه بایدب کنند درحالیکه تسکین دادن را بلد هستنداینکار را با فرزندانشان انجام می دهند وقتی که شب ها به آرامی آنها را در آغوش گرفته و در گوششان لالایی زمزمه می کنند. تفاوت آن در این است که آنها آسیب پذیری فرزندانشان را می بینند و به آن واکنش می دهند اما وقتی به همسرانشان نگاه می کنند فقط شخصی را می بینند که درمورد آنها قضاوت میکند. اما او هم آسیب پذیر است.

لمس کردن یکی از راه های اصلی برقراری ارتباط با انسانی دیگر است. گرفتن دست همسرتان وقتی نگران است یا نوازش کردن شانه های او در وسط مشاجره می تواند فوراً اضطراب و ناراحتی او را از بین ببرد.

دنیای مشاوره و روانشناسی در سالهای اخیر شدیداً به دنبال حفظ حریم ها بوده است. اما نظر من این است که یکی از مشکلات اصلی دقیقاً مخالف این استهمه ما از هم جدا شده ایم.

وقتی دو عاشق را نگاه می کنید، همیشه در حال لمس کردنو نوازش کردن همدیگر هستند. دو نفر دیگر که می خواهند بعد از مشاجره دوباره به رابطه عاشقانه خود برگردند را هم اگر نگاه کنید، آنها هم مدام همدیگر را نوازش می کنند. این علامت ملموس از میل به برقراری رابطه است.

سکس بی خطر

یک باور نادرست درمورد عشق این است که اغلب تصور می کنند عشق یک تب سوزاننده است که باید فروکش کند. این واقعاً احمقانه است. من واقعاً هیچ دلیل علمی یا انسانی نمی بینم که چرا افراد نمی توانند در طولانی مدت از روابط خود لذت ببرند.

افرادی که سکس بیرون از رابطه دارند، به این دلیل اینکار انجام می شود که زندگی جنسیشان با همسرانشان بسیار کسالت بار شده است. اینکار را می کنند چون تنها هستند، چون نمی توانند از نظر احساسی با طرف مقابلشان ارتباط بگیرند. بعد وقتی کس دیگری به آنها لبخند می زند و باعث می شود که احساس خاص بودن کنند و فکر کنند که برای کسی ارزش دارند، آنوقت خودشان را در موقعیت عجیبی می یابند که به یک نفر متعهد هستند اما به فرد دیگری پاسخ می دهند.

عشق مثل همه چیزهای دیگر است: جزر و مد دارد. اما سکس اگر یک بعدی باشد و با احساسات مرتباط نشود همیشه کسالت بار خواهد شد. از طرف دیگر، اگر از نظر احساسی درگیر باشید، آنوقت سکس صدها بعد پیدا می کند و مثل عشق بسیار لذت بخش خواهد بود.

من این نوع سکس ایمن و بی خطر را "سکس متقارن" می نامم که در آن آزادی احساسی و پاسخدهی، نوازشهای عاشقانه، و شهوت همه در کنار هم می آیند. وقتی طوج یک ارتباط احساسی مطمئن با هم داشته باشند، صمیمیت جسمی هم در پی آن به وجود خواهد آمد. این زوج ها می توانند با آزادی بیشتری نیازها و اولویت های خود را ابراز کنند و میل بیشتری هم به تجربه جنسی با هم خواهند داشت.

عشق ماندگار

وقتی توانسید دوباره با همسرتان ارتباط برقرار کنید و نیاز هر دو شما به وابستگی تامین شود، باید سعی کنید همیشه از نظر احساسی به هم پاسخ دهی داشته باشید. می توانید با کمک به همدیگر برای شناخت مسائل مربوط به وابستگی که در مشاجرات شما پدید می آید، اینکار را انجام دهید.

مثلاً اگر همیشه از کوه نوردی های خطرناک دوست دخترتان عصبانی می شوید، با او صحبت کنید و بکویید که این عصبانیتتان به خاطر ترس از دست دادن اوست و ببینید که چطور او می تواند احتیاط های بیشتری انجام دهد. یا اگر با کوهی از کارها و مسئولیت های بچه داری تنها گذاشته می شوید، برنامه ریزی کنید که چطور شما و شوهرتان می توانید در کنار هم والدین بهتری باشید تا دیگر فکر نکنید که او شما را با مشکلات بچه ها تنها گذاشته است.

همچنین باید لحظات خوب را در کنار هم جشن بگیرید. همیشه و همه جا، وقتی از خوب بیدار می شوید، وقتی خانه راترک می کنید، وقتی برمی گردید، یا وقتی می خواهید بخوابید، همدیگر را در آغوش بگیرید و ببوسید.

این داستان ها هستند که زندگی های ما را شکل می دهند و داستان هایی که ما از زندگیمان می گوییم خودِ ما را شکل می دهند. یک داستان عشقی برای خودتان و همسرتان بسازید که بیانگر آینده رابطه شما مثلاً در 5 یا 10 سال آینده باشد. اینکار باعث می شود همیشه پیوند بینتان را مستحکم نگه دارید.

آغوشتان را باز کنید

چون وابستکی یک نیاز عمومی است، نگاه کردن به عشق از دیدگاه وابستگی می تواند به والدین برای شناخت مشکلات با فرزندانشان کمک کند. حالا که فهمیدید عشق چیست، دیگر باید بدانید که آنرا چطور حفظ کنید. این به خود ما بستگی دارد که از این دانش استفاده کرده و به مراقبت از همسر و خانواده مان بپردازیم. و با همدلی و شجاعتی که به ما یاد می دهد، می توانیم به دنبال راهی برای منتقل کردن آن به دنیا و انجام کاری مفید باشیم.

لطفاً با خرید CD مردمان از سایت خود حمایت کنید. در صورت حمایت از ما: شاهد مقالات و مطالبی بسیار متنوع تر و آموزنده تر برای بهبود زندگیتان خواهد بود. به این منـظور اینجا کـلیک کنید. سایت مردمان متعلق به همه مردمان خوب ایران زمین اسـت.




ارسال برای دوستان


آدرس ایمیل گیرنده:
نام شما :

نظرات

کلوچه

ممنون از مقالاتتون


ye dokhtar

من در شرایط جدا شدن از کسی که دوستش دارم هستم با اینکه واقعا از ته دلم دوستش دارم خیلی زیاد که قابل گفتن نیست ،از جدا یی خیلی ناراحت نیستم بر خلاف دفعه های پیش که می خواستیم جدا بشیم خیلی ناراحت میشدم برام واقعا سخت بود نمی تونستم ...ولی الان این طوری نیستم به نظرم ظاهرا ازش جدا میشم ولی اون تو قلب من می مونه از قلب من نمیره که بخوام ناراحت بشم ،اون خوب وخوش باشه من راضیم و از خوشحالیش خوشحال یه یادش می مونم ،هیچ احساس وابستگی هم نمیکنم ،بعد از اون احساس تنهایی هم نمی کنم که برم با یکی دیگه مثل خیلی های دیگه یا احساس نیاز با بودن باکس دیگه هم نمی کنم برام سئوال پیش اومده به نظرتون دوست داشتن من چه جوری بود که حالااین احساسارو دارم برام سخت نیست... !برعکس بقیه که موقع جدایی براشون سخت وحتی ممکن از کسی که دوستش داشتن متنفر بشن یعنی دوست داشتن اونا خیلی بیشتر از من هست که از جدایی بشدت ناراحت می شن چرا من اینطوری شدم؟


roz

متاسفانه در ایران به اکثر مردان ابراز و بیان احساسات در خانوادهایشان در دوران کودکی و بعد از آن آموخته نشده و این بزرگترین عامل عدم ایجاد رابطه های احساسی با همسرانشان است که باعث بوجود آمدن انواع مشکلات در خانواده هاست . مردان فکر می کنند با بیان احساسات و پاسخ دادن به احساسات همسرشان یا ضعف خود را نشان می دهند یا اصطلاحات همسرانشان را لوس می کنند . در حالیکه دقیقا این موضوع برعکس است . با بیان احساسات میتوان هر چه بیشتر به یکدیگر نزدیک شد.


الهه

سلام به همگی.مطالب جالبی بود.راستش من 1بار 1پسری برای خواستگاری اومد جلو.هی گفت من خیلی عاشقم.تو چشات 1چیزی دیدم که دلم ریخت.نمیتونم ولت کنم.من گفتم آقا من همچین حسی پیدا نکردم.تو چشاتونم چیزی نبود.من که ندیدم. مگه ول کرد. هی قسم آیه که من استخاره کردم و خوب اومده.گفتم من جوابم منفیه.استخاره که 1طرفه نمیشه. حالا این و گفتم که بگم به نظر شما چرا بعضی آقایون قبول ندارن که عشق و دوست داشتن دوطرفه باید باشه و چرا خودشونو کوچیک میکنن.؟ من ناراحت میشم بهش توهین کنم. به نظرتون به این تیپ مردها چی باید جواب داد که دست برداره؟


vooroojak

مطلب جالبی بود یه جورای آموزنده. شاید اگه خود خواهی و غرور رو کنار بزاریم مشکل حل شه!


secret

فقط میتونم بگم من عشقو یه احساس فوق العاده ای مبینم که بی پایان .برای ابراز احساسات کافیه با طرف مقابلمون صادق باشیم و از هیچ احساس خوبی اونو محروم نکنیم.


گل نیلوفر

من یک سوال داشتم .شوهر من مدت 2 سال با یک دختر دوست بود .9ماه پیش رابطه هش را بدلیل فهمیدن من گذاشت کنار اما چند روز پیش فهمیدمرابطشون بیشتر از اون چیزی بوده که من فکر می کردم.و الان اصلا نمیتونم فراموش کنم.من یک بچه 6 ساله هم دارم و بخاطر اون نمیتونم کنار بکشم .چکار کنم.


Arash

مقاله آموزنده و بسیار جالبی بود،همه مرد ها و همه زنها یجور نیستند،متاسفانه بدلیل نبود آموزش در روابط عاطفی و جنسی هم مردها و هم زنها در روابط با همدیگر احساسات و عشق خودشون رو از هم دریغ میکنند، همونجور که توی مقاله هم اومده روابط و ابراز احساسات باید دو طرفه باشه تا زیبا و جذاب و موندنی بشه، یک طرفه و بدون همکاری حتما کاری سخت و عذاب آوره، به نظرم با ابراز محبت و احساسات چیزی از آدم کم نمیشه بلکه آدم بدلیل احساس خوبی که بهش دست میده بزرگ و باارزش هم میشه، عشق و محبت منبع بزرگ و بینهایتی در وجود انسانهاست که با بذل و بخشش از اون چیزی از ازش کم نمیشه


shahab

mersi az mataleb. mikham be in khanome ROZ begam ke gahi oghat ham daghighan bar akse!! marda kheili ba ehsas barkhord mikonan ama dokhtare kamelan mast tashrif dare!! be in dalil ham bay bay mikonan !!


shahab

dar avabe 1 DOKHTAR Salam Man shahab hastam, matlabetono too mardoman khondam In vhe harfiye shoma dkhtara mizanin?!!! Az 1taraf migid kheili dostesh dri ama az tarafe dig migi asln ehsase vabastegi behesh nadari!!! Mage mishe?! In ke shoma be khodeton rohiy midin va migin aslant ehsase tanhaei nemikonam khobe, Chon in sisteme defaeiy rohiy shomast, ama vaghean ehsase tanhaei nemikoni? Hamin ke dar in mored sohbat kardi yani inke chera ehsase tanhaei mikoni, hamey adam too tanhaeiy khodeshon gharibo tanha hastan. Dar javabe soaleton mikham begam chera etefaghan shoma hamsaretono ziad dost darin! Nemidonam dalile jodaeiy shoma chiy, ama b har hal dokhtaraei mesle shoma trjih midan ke moghey jodaei ba labkhand va arezoy salamati kardan baray hamsareshon joda shan, va gerye kardano Fagat negah midaran too tanhaeishon, dost dari besozi va atrafet roshan she, Ama khodet chi? Chera nabayad talash koni aramesheto hefz koni, nemidonam shayadam be khatere hamin aramesh dari joda mishi!! Arezoy shadabi mikonam barat va movafaghiyat, 1zendegi rahat bedast nemiad ke...hamin, mersi


ye dokhtar

salam dar javabe aghaye shahab mamnon ke nazaretono goftin eishon hamsare man nist ma ba ham ezdevaj nakardim man khodam to haminesh mondam ke chera tazegiha intori shodam.doroste to tanhaei gerye mikonam ke shayad dige nabinamesh vali behesh nemigam chon narahat mishe mohem nist ' mohemtar inke on khoshbakht beshe manam khoshhalam vali baram hich chiz azab avartar az in nist ke khodaye nakarde on varede zendegi beshe ke tarafesh layeghesh nabashe o baes azyat shodanesh beshe baram gheyre ghabele tahamole be khatere hamin hamash 2a mikonam ke khoshbakht beshe be nazaram chon yadesh to ghalbame ehsase tanhaei nemikonam ke beram ba kase dige chon kase dige joz on layegh nemidonam ke varede zendegim beshe be in tanhaei ke yadesh to ghalbame eftekhar mikonam' be jaye inke ba kasii ke layegh nist basham kheyli ha hastan ke ba kasi hastan vali az daron ehsase tanhaei mikonan bazam azaton mamnon ke vaght gozashtin baram


shahab

salame 2bare be ye dokhtar :adrese emaileton eshtebah bod ke majbor shodam inja pm bedam! agar maghdor bod be emailam name bedin ta bahso baraton bishtar baz konam, mersi


مرد تنها

باسلام خدمت تمام دوستان نظر من باید عشق دوطرفه باشد اگر یکی ازطرفین ازاین عشق ناراضی باشد هرتلاشی دراین زمینه بی فایده وبی اثا است


saeed

man ke hamsaramo kheyli dost daram


پژمان

هر کسی به من علاقمند شد من نتونستم جواب عشقشو بدم یعنی ایده الم نبود. تا اینکه از یه خانمی خوشم اومد باهاش دوست شدم و خواستم که برای همیشه ماله هم باشیم ولی به راحتی ول کردو رفت! تصمیم گرفتم دیگه تنها باشم دیگه به صورت هیچ خانمی نگاه هم نمیکنم. تا ببینیم خدا چی میخواد!!!


fariba

سلام اگه توی اجتماع خوب بگردیم و مطالعه کنیم ما زنهای ایرانی تنها سلاح دفاعیمون در برابر مردا به خاطر این که توی زندگی به اهدافمون برسیم محروم کردنه مردا از رابطه احساسیه اما اینو بدونید دودش به چشم خودتون میره اینو چندین بار دیدم


نازنین

سلام خسته نباشید منکه خودم هیچ وقت عشق رو تجربه نکردم و هیچ وقت هم دلم نمیخواد اونو تجربه کنم چون به نظرم یه رابطه ماندگاری نیست و آدم عاشق هیچی رو نمیبینه در حالی که به نظرم اگر کسی یه نفر رو واقعا از صمیم قلب دوست داشته باشه این ارزش داره و میشه تا ابد در کنارش با آرامش زندگی کرد من این رابطه رو خیلی بیشتر از یه رابطه عاشقانه میپسندم ممنون از زحمات و مقاله اتون .


ستاره

من عاشق شوهرم هستم و حتی در بدترین شرایط تنها آغوش او به من آرامش و اطمینان داده .اما فکر میکردم این احساسم غیر طبیعیه و یه جور وابستگیه بیش ازحده که باید جلوشو بگیرم.ممنونم از مقالتون. امیدوارم هیچوقت زوجها آغوش و نوازشهاشونو از همدیگه دریغ نکنند.


shahab

be PEJMAN pejman jan in fekro nakon, hame ke 1jor nistan, va mamolan be kesi ke kheili dostesh darim nemiresim!! ama in tor masaelo jozve tajrobe bedon ke toro kameltar mikone mersi


anna:ansherly

فقط یک نفر به من بگه چرا عاشقا جدا میشن؟


ansherly

سلام برای من دعا می کنید؟من و عشقم مجبور شدیم تا دو سال دیگه از هم جدا باشیم ه دیدنی نه زنگی خدایااااااااااا..............دوریش داغونم کرده...من خیلی آدم شادی بودم ولی الان دوری اون.............خدایا....ما به هم قول دادیم ...برای من دعا می کنید؟ گفتی به روزگاری مهری نشسته گفتم....بیرون نمی توان کرد حتی به روز گاران


mohamad reza

merci. kheyli jaleb bood.


دوست شما

پاسخ به "ye dokhtar" اطلاعاتی که شما در مورد عشقتون دادید ناچیزتر از اون بود که بشود پاسخ دقیقی به سوالتون داد . ولی بطور اجمال میشه به این دریافت رسید که شما قبلا احساسی عاشقانه به فرد مورد نظرتون داشتید اما بدلیل ایبنکه مدام در حالت کنش و واکنش با او قرار گرفته بودید و حتی بیش از یک بار هم او را از دست داده بودید این باعث شده که دیگر به این باور در ضمیر ناخوداگاهتان رسیده اید که به او دست نخواهید یافت و برای اینکه بتوانید با این مشکل کنار بیایید و به تعادل برسید احساس عاشقانه شما بدل به احساس دوست داشتن شده و در این محیط عاطفی است که شما قادرید او را از دست بدهید بی آنکه دچار درمامندگی هایی که یک عاشق میشود بشوید . این راهکاری است که ضمیر ناخوداگاه بعد از دو سه باز مواجهه با غم سنگین از دست دادن کسی که عاشق او هستیم برای ما ایجاد میکند . تا از نظر روحی به تعادل برسیم . مثال دیگر غم از دادن بدلیل فوت یکی از نزدیکانمان هست که میبینید چگونه بعد از حدود 4 الی 6 ما بشکل باورنکردنی آنرا میپذیریم . موفق باشید . دوست شما 88.2.27


jaber

mamnun az maghalat e mofidetun.


tahereh

it waz exellent.


parvane

ممنون از مقالتون جالب بود در پاسخ به yedokhtarباید بگم منم با نظر (دوست شما)موافقم از نظر روانشناسی کاملا درسته.به نظر من عاشق نشید اگر شدید عاقبت کارتونو به خدا واگذار کنید.و مطمهن باشید حتی برگی بدون اذن خدا از درختی نمی ریزه.اگر قرار باشه دو نفر به هم برسن نسلی به وجود بیارن و دنیای بسازن حتما می سازن به خواست خدا.پس همیشه بگید توکل به خدا.شاد باشید


قاسم

با سلام من قبلا این مقالات را کامل میخوندم ولی مدتی که فکر میکنم فقط وقت تلف کردنه تا ادم نخواد کاری بکن اینها همش الکی خدا کنه کسی از اعماق وجودش بخواد کاری بکنه


ابوالفضل

خیلی مهمه که عاشق کسی بشید که درست هم باشه! عاشق یک خواننده اروپایی یا یک بازیگر واقعی نیست! یا مثل من عاشق کسی نشید که اصلا بهتون توجه نداره و تازه با خوشحالی از اینکه بتونه شمارو اذیت کنه اظهار خرسندی کنه.


مانی

این مطلب خیلی جالب بود دوستان نظرات متفاوتی داشتند حالا من یک سوال از اقایون خواننده دارم من می خوام دوباره رابطمو شروع کنم رابطه ما به خاطر یک اشتباه بهم خورد که از طرف من بود من هر چقدر سعی کردم تلاش کردم کمتر نتیجه گرفتم بعد از یکماه جدایی رابطه ما دوباره شروع شد ولی بعد از 6 ماه این رابطه بهم خورد و تلاشها و اصرار من بیفایده با اینکه من از اشتباهی که انجام داده بودم پشیمون بودم و همه سعی خودم رو کردم تا طرف مقابلم متوجه بشه ولی انکار که نمی خواست انگار که خواب بود حالا می خوام بعد از 9 ماه می خوام دوباره پیشقدم شم چون واقعا دوسش دارم با اینکه ادم کینه ای و یک دنده و احساساتی و مغروریه> حالا من از آقایون خواننده این سوال رو دارم آیا می شه امیدی داشت آیا می شه دل این آدم رو به دست آورد چطوری؟ لطفا پیغامهای خودتون رو برم بفرستید. ممنون


باران

سلام به همه و تشکر از مردمان که این امکان و ایجاد میمنه تا تبادل نظر کنیم. مانی جان با این که این سوال و فقط از آقایون کردی ولی میخواستم بهت بگم من کاملا حال اون خاتوم رو میفهمم و میتونم بهت بگم چرا قبولت نمیکنه.. رابطه ی من به خاطر اشتباه کسی که با هم دوست بودیم به هم خورد با این که برای جبرانش هر کاری کرد و میکنه اما نتونستم باهاش ادامه بدم و اون هنوز با این مساله کنار نیومده و همچنان پافشاری میکنه ولی بی فایده است!


فوزیه

ای بابا اینها همه حرفه وقتی که به یکی خیلی محبت می کنی و یا خیلی خیلی از ته دل دوستش داری و عاشقش هستی و خودتو وقف اون می کنی و تمام احساستو صرف اون می کنی و به حد پرستش دوستش داری چونان بی وفایی می کنه و میره دنبال کار خودش و حتی به جرأت می تونم بگم که احساستو لگد مال می کنه و انگار که تمام وجود واحساسات تو را خرد کرده و با بی ا عتنایی تمام میگذاره ومیره چطور می توان عاشق شد با کدام اطمینان


مانی

سلام باران خانوم من هم مثل شما یک دختر هستم و برام این مشکل پیش امده بازم می خوام سعیم رو بکنم خدا رو چه دیدیم یک دفعه این دفعه همه چیز درست می شه برام دعا کنید.


مهدی

متاسفانه علت این که خیلی از آقایون و همین طور خانم ها نمی توانند یک ارتباط احساسی قوی برقرار کنند ، محافظه کارانه عمل کردن در امر آموزش است . فضای متعصب برخی خانواده ها اجازه ی یادگیری طرز ابراز عشق و احساسات را به فرزندان نمی دهد . چرا که هستند کسانی که حتی بوسیدن همسر خود را گناه می دانند !! اما با کمی تحقیق می تواند فهمید که نزدیک تر از پدر و مادر به انسان ، همسر آدم است .


مهدی

من با فوزیه موافقم ، من عاشق یک دختر بودم ، 2 سال با هم رابطه داشتیم . حتی خانوادم رو فرستادم خواستگاری اما ... بعضی از دخترها از پسرها هم بی وفاترند . من به خاطرش هر کاری کردم . اما خودش نخواست . سوالی که من دارم اینه که اگه منو نمی خواست پس چرا 2 سال این دوستی رو ادامه داد ؟ چرا همون روز اول تمومش نکرد ؟ اصلا" چرا شروع کرد ؟ دختر 25 ساله ای که برای آب خوردن از خانوادش اجازه میگیره و خواهر کوچیکش حتی براش تکلیف تعیین میکنه ، چرا بدون اطلاع اونها یک رابطه رو شروع میکنه که حالا بعد از 2 سال به خاطر ضعف و بی عرضگیش نتونه برای آینده ی خودش تصمیم بگیره و با سرنوشت یک نفر دیگه هم بازی کنه ؟


parvane

در جواب یه دختر باید بگم شما وقتی داری از کسی جدا می شی کار درستی نمی کنی که می خوای با خاطره اون زندگی کنی زندگی ما ادما هدفدارتر از این حرفهاست و نباید با رویا و خیال سپری بشه.شما اگه ادعا داری دوستش داری نباید ازش جدا بشی اگه داری جدا می شی یعنی اینکه تنهاییتو نتونسته پر کنه نتونسته برات ارامش بیاره.پس وقتی داری ازش جدامیشی سعی کن همه چی رو فراموش کنی و دنبال یه زندگی جدید با امیدهای بهتر و افکار بهتر باشی.ما ادمها وقتی احساساتی می شیم دنیا رو واسهخودمون سخت می گیریم فکر می کنیم کق تو این دنیا فقط یه نفر برامون ساخته شده.در حالی که اگه به اطرافت نگاه کنی می بینی خیلی ها هستند دست یاری و دوست داشتن به طرفت دراز کردن اما شما ندیدی یا نخواستی ببینی.ما ادمها وقتی در حق کسی دعا می کنیم که بره با کس دیگه خوشبخت بشه باید در حق خودمون اول دعا کنیم که خوشبخت بشیم .و البته این برای شما یا هرکس دیگه که طمع جدایی رو چشیده حتما درس بزرگی بوده و خدا خواسته به شما چیزی رو بفهمونه در راستای کشف اون حقیقت باشید و اگه می تونید از کسی که دوست دارید به هیچ قیمتی جدانشید البته اگه فکر می کنید لایق شماست.موفق باشید


معصوم

سلام ممنون خیلی جالب بود و استفاده کردم. فقط میتونم بگم عشق کلمه بزرگیه! اینقدر مقدسه که واقعیش نصیبه هر کی بشه دیگه آرامش ازش دور نمیشه. دعا میکنم همه آدمها عشق را تجربه کنند و دعا میکنم جدایی از زندگی عاشقها دور بشه. تشکر


سجاد

مثل همیشه عالی بود. این همه مقاله در اینترنت و در کتاب ها و خیلی جاهای دیگه در مورد روابط زناشویی و روابط عشقی وجود داره ولی متاسفانه خیلی از مردم ایران راجع این موضوع تحقیق نمیکنن و به نظر من اگه فقط یک بار این مقاله ها رو بخونن آمار طلاق و آمار اختلافات دو طرفه کاهش پیدا میکنه.ممنون از مطالب خوبتون


lili

man az zendegi ba hamsaram khaste shodam va mikham ke azash joda besham vali joratesho nadarm chi kar bayad bokonam?


سارا 26ساله

سلام خیلی جالب بود من شاید اگر اقرار نباشه اینو به عینه تجربه کردم با مردی متاهل و خودم 1 دختر مجرد اون با اینکه خیلی وابسته من شده با این حال اونقدر مغروره که حاضره تنهایی و تحمل کنه ولی به من نگه که چقدر باهم خوبیم اینا به خاطر اینه که متاهله برای من سخته بعد از 5 سال اینهمه کنار اومدم حالا اگه 1 چیز کوچیک بخوادو من نتونم اون لحظه براش انجام بدم خودشو میکشه کنار به غول خودمون قاط میزنه نمیدونم چیکارش کنم


somaye

من عاشق شوهرمم، وقتی منو بغل میکنه و من سرمو رو سینش می زارم دنیا مال من میشه و از هیچی نمی ترسم. مقالتون عالی بود ممنونم


سهیل

سلام من از شریک جنسیم خسته شدم چون با رودر بایسی زندگیو شروع کردم اما میشه جیکار کرد؟


رویا

سلام ازمطلبتون خیلی خوشم اومد با اینکه هنوز عاشق نشدم خیلی دلم میخواد تجربش کنم به نظر من هم مشکل آدمهای جامعه ما اینه که آموزش ندیدند ودر رابطه با هم خجالتی هستند.


گل نیلوفر

میخواستم به سمیه بگم فکر نمیکنی وقتی خودت ازدواج کردی یک نفر دیگه زندگی تورو بهم بریزه و با شوهر تو دوست بشه؟از زندگی اون مرد برو بیرون


گل نیلوفر

ببخشید من اسمو اشتباه کردم به سارا باید بگم.سمیه جان عشقت پایدار باد


محمد

عشق قبل از ازدواج بی فایده است بعد از ازدواج خاموش میشه چون وصال مرگ عشقه زن و شوهر عاشق کسانی هستند که به خاطر با هم بودن گذشت و صبر زیادی داشته باشن واینو دائما تمرین کنند و هنر ابراز محبت را بیاموزند و بکار ببندند


محمد 17 ساله از بوشهر(آبپخش)

سلام،‌ من با اینکه آدم خیلی مذهبی و خشکی نیستم ولی وقتی این نظرات رو خوندم اشکم در اومد واقعا شما به این میگید عشق؟ این عشق ظاهریه میدونید عشق واقعی چیه؟ عشقی که فوق تخصصان خرجی هک کشفش نکردن؟!؟!؟! عاشق اصلی اون پسرجونیه که تو 8سال دفاع مقدس با اینکه تازه ازدواج کرده بود ومثل خیلی از شما عاشق زن و والدینش بود یک هفته به تولد اولین فرزندش به خاطر تو.... ای ایرانی....... تو یه عملیات داوطلبانه شرکت میکنه بعد از سالها الان فرزندش 22 سالش شده پدرش رو که ندیده حتی هنوز نمیدونه قبرش کجاست میدونی چرا؟؟؟؟ چون پدرش مفقود الاثر شده اون عاشق بود نه پسر جونی که اول نامزدی حاضره برا همسرش تمام زندگیشو بده(میدنم از تمام زندگی پولهاشه نه جونش!!!) ولی پس از 1سال از ازدواج یه همسرش حامله نمیشه و یا تو یه تصادف چهره اش خراب میشه پسره هم میره طلاقش میده این شد عشق؟!؟!؟!( دختر پسرای ایرانی خودشون قضاوت کنند)


نفس

سلام من با نظره پروانه موافقم .چون منم دقیقا شرایط یه دختر داشتم اولاش چرا احساس دلتنگی میکردم ولی خوب که فکر کردم دیدم اصلا شخصه ایده اله من نبود با این که دوسش داشتم و خیلی ام دوسم داشت خیلی ام واسم خرج میکرد ولی خیلی با هم فرق داشتیم البته من اینارو بعد از اشنایی فهمیدم یعنی یک سری از کاراش واقعا ارامش من و بهم میزد. من که خیلی منطقی فکر کردم و دیدم واقعا به درده هم نمیخوریم و اصلانم از کارم پشیمون نیستم


نفس

من فکر میکنم اگه زوجها اگاهی داشته باشن از اینکه در اغوش گرفتن و بوسیدن و حتی نگاه های عمیق و عاشقانه چقدر در زندگیشون اثراته مثبت میزاره هیچ وقت از کنارش راحت نمیگذرن ولی متاسفانه یک عده اصلا اگاهی ندارن و یه عده هم که میدونن وقتشو ندارن


سارا

چقدر سخته کسیو خیلی دوست داشته بباشی ولی حس کنی رابط داره کم کم به پاییزش می رسه ،من خیلی دوستش دارم می دونم بعد اون هم حالم خیلی خیلی بد میشه نمی دونم چیکار کنم؟


المیرا

سارا جان با اینکه 26 سالته ولی خیلی بچه ای . بچه ؟؟حیف از کلمه ی بچه . خیلی .... این عشق نیست عزیز من مطمئن هم باش اگه اون تورو دوست داشت زنشو با هر بدبختی بود طلاق میداد و برای همیشه مال تو میشد. بعد از جدایی ضربه ی خیلی سختی می خوری نمی گم به خاطر اون زن به خاطر خودت بزار کنار. به خاطر هوس های آلوده ارزش های بزرگ انسانیتو لگدمال نکن اسم این کثیف کاریا رو عشق نذار لططططططططططفاً......عشق خیلی مقدس تر از این حرفاست بفهمییییییییییییییییید


سوسو

سلام سارا جون من کسی رو میشناختم که این بلا رو سر زندگی یه نفر آورد و بعدها فهمید که هر چی اون مرده در مورد رفتار(به اصطلاح بد) زنش سر هم کرده دروغ بوده و بس و فقط دوست بینوای من بود که خواستگاراش رو یکی یکی از دست داد و دوستان هم بعد از فهمیدن این ماجرا طردش کردن.چندوقت پیش دیدمش کلا افسرده. خدا میدونه چه عذابی میکشه...


مهسا

سلام دوستان تروخدا واسم دعا کنین عشقی که یه سال بود آرامشو تو بغلش پیدا کردم تنهام گذاشته.


لطفا عشق رو گدایی نکنیم!

یادمان باد که گر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم!!!! دوستان تو رابطه عشقی درست هر2نفر باید انرژی بذارن...!!


نوشتن يک نظر

    پیغام شما :
نام :
آدرس ايميل :
لينک :
کلمه امنیتی :