خانمها: چطور با شوهر بیکار خود کنار بیاییم؟

ارسال به دوستان
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (1 امتیاز, میانگین: 5٫00 از 5)
Loading...

مطالب مرتبط

81 دیدگاه

  1. مونا می‌گه:
    text for dislike(4) text for like(14)

    سلام شوهر منم روز خواستگاری از اینکه خوشبختت می کنم و سر کارمی رم و کتاب فروشی میزنم حرف زد اما بعد ازدواج الان ۱۱ ماهه عروسی کردیم.تو خونه با موبایل تو واتس آپ گروه می سازه و فکر زندگی نیست من می رم سر کار اون تو خونه ،خسته شدم ،تازه بعداز کار باید بیام کارهای خونه و کثیف کاری های خونه توسط آقا را تمیز کنم.

  2. حامد می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(4)

    من ۶ ماهه که بیکارم . به هر دری میزنم کاری پیدا نمیکنم . الانم که آخر ساله و … . صبحها وقتی همسرم میره سر کار مثل این میمونه که دارن دارم میزنن ، خیلی صحنه فاجعه باریه واسم آدم از داخل خورد میشه . وقتی که کار داشتم دستم صاف بود ولی الان …

  3. خاطره می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    شوهر من قبلا طلا فروش بود.پدرش همسر دوم گرفت و با ولخرجی باعث برشکست شدن شد.الان یک سال هست مغازه رو بستن وچون سرقفلی داشتن صاحب ملک بی وجدان اجازه اجاره هم نمیده.یکسال هست بیکار شده شوهرم هیچ در آمدی هم نداریم به یه بچه.هیچ کاری هم نمیکنه دارم دق میکنم

  4. زهره می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(3)

    سلام؛ماه ۶ عقدمون کارخونه پدرشوهرم تعطیل شدوشوهرم بیکار؛الان ۳ساله که بیکاره؛۱دخترداریم؛همیشه دعوا داریم؛چندماهه دیگه هم بایدخونه دو طبقه که با خانواده همسرم داریم بفروشیم برای بدهکاریاشون؛اونوقت من چه جوری حرص نخورم با این همه جهیزیه و پرده گرون قیمت درست کردم؛تو رو خدا راهنماییم کنید دیگه خسته شدم از این وضعیت فقط بخاطر دخترم ساکت شدم

    • Shona می‌گه:
      text for dislike(2) text for like(1)

      عزیزم شما توی این شرایط نگران پرده گرون قیمتت هستی؟؟؟؟ شما یک زنی میتونی همه چیز رو با فکر مثبتت عوض کنی. با همسرت حرف بزن اگر ماشین دارین باید بره حتی شده مسافر کشی تا خرجی در بیاره اگر میتونی تو هم برو سرکار توکلت به خدا باشه و با انرژی مثبت جلو برو شاید بتونی دوباره پرده گرون قیمتتو توی خونه بزرگ نصب کنی اما با این رفتار و انرژی منفی اگر زندگیتو از دست بدی ساختن یه زندگی دوباره خیلی سخت تره

  5. Azar می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(1)

    مدت هفت سال از عروسی ام گذشته تا حال تمام مصارف و نفقه دو پسر پنج و سه ساله ام را میدهم ، شوهر اولا بیکار میباشه بعداً یک کار بسیار ساده گه پیدا میکنه همه درامدش را میدهد به مامانش در مقابل دو پسر و خودم هیچ کدام مسولیت احساس نمیکند. واقعاً خسته شدم ما همدیگر را از روی عشق و علاقه به همدیگر گرفتیم الان واقعاً پشیمانم واقعاً .. لطفاً رهنمایی ام کنید

  6. آرزو می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(2)

    سلام خانومای گل
    منم شیش ساله ازدواج کردم شوهرممی دو سال سرباز بود بعدشم بیکار.الانم با یه بچه پنج ساله و مخارج زندگی و اجاره خونه و ماهی پونصد قسط وام کمرم داره میشکه.تا نه شب سر کارم از روزم هیچی نمیفهمم از بودن کنار پسرم هیچی نمیفهمم اقاهم تا یک ظهر خوابه عصرام با پسرم میره خونه فامیلاش خجالتم نمیکشه وقتی ام اعتراض میکنم میگه من مریضم سر کار نمیتونم برم.فقط بلده پشت سر هم سیگار بکشه.همه خونوادشم میدونن که من خرج خونه رو میدم ولی یه کلمه بهش اعتراض نمیکنن.تازه من کرمان غریبم و هیچکسو ندارم.بخدا دیگه بریدم.به نظر شما چکار کنم؟خسسسسسته شدم…

  7. Hani می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(2)

    خدایا کمکون کن مردهم مردهای قدیم الان انتظار دارن بری سر کار و اونها بخورن بخوابن وبا دوستاشون برن تفریح من سرکار نمیرم اگر بمیرم از گرسنگی هم بها نمیدم به همچین مردهایی خدا لعنتشون کنه

  8. عاطفه می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام.شوهرم سر کار نمیره‌. میگه بدم میاد واسه کسی کار کنم.یه سرمایه اندک داشته داده به کسی سودشو میگیره. از صبح تا شب مشغول بازیه کلشه.دعا کنید برام. دارم از حرص سکته میکنم.خانوادمم مدام بهم کنایه میزنن.

  9. mika می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(3)

    سلام متن های شما عزیزان رو خوندم متن بالا رو هم خوندم.
    در ارتباط و برخورد صحیح با همچین اشخاصی گفته های کارشناس عزیز رو قبول دارم درسته که ما زنها باید رفتار صحیحی داشته باشیم تا همسر گرامی بهش فشار روحی نیاد اما باید عرض کنم مگه میشه نتونی سه سال کار پیدا کنی؟ اصلا این یعنی چی؟مگه میشه؟ مگه داریم ؟
    خدا به ما زنها صبر بده.تو کار خدا موندم خیلی به این موضوع فکر میکنم که چرا همه چی قاطی پاتی شده.چرا هیچ چیز جای اصلی خودش نیست.چرا همه چیز بهم ریخته.زنها تا بوق سگ دارن کار میکنن. مردها تو خونه نشتن زیر باد کولر هوا میخورن. اون آقایی که میگفت عذاب وجدان دارم وقتی میبینم همسرم داره میره سر کار .بخدا این طور نیست اصلا هم بهتون فشار نمیاد. شوهر من که ریلکسه عین خیالش هم نیست.من بر حسب موقعیت شغلی که دارم.خودم چندین بار براش کار پیدا کردم خودش بی غیرته دوست نداره بره سر کار واله بخدا.وگرنه کار همه جا هست.طرف تو خیابون سیگار فروشی میکنه خرج خودشو در میاره که یه بار شرمنده زن و بچه خودش نشه دستشو جلوی زنش و دیگران دراز نکنه بعد بهانه اینکه کار پیدا نیست درسته؟اینا همش بهانه است.دلیل آوردن و توجیه کرده اشتباهه.لاپوشونیه بخدا.
    مرد باید غیرت داشته باشه.جربوزه داشته باشه.مسئولیت سرش بشه.خانواده حالیش بشه.من دوست دارم با همسرم با مهربانی رفتار کنم اما مگه میشه.من سه ساله که ازدواج کردم.دوست دارم بچه دار بشم اما مگه میشه؟خرج خونه و بچه و بقیه چیزا چی؟کی به فکره ؟مردی که تو خونه بشینه؟با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین میشه؟
    خیلی وقتا به فکر جدایی هستم اما باز میگم خدا بزرگه. اما خدا فقط واسه این مردها بزرگه بشینن تو خونه یه وقت هوای آلوده بیرون به پوستشون آسیب نرسونه.زن گرفتی واسه چی؟ دندش نرم میره برات کار میکنه پول میاره تو بشین تو خونه خسته میشی.خدا زنها را آفرید تا مردها خسته نشن.خدا زنها را آفرید که جایگزین مردها شوند.واسه چی تعداد زنها تو جامعه بیشتر از تعداد مردها است؟ چون مردها دارن جاشون رو میدن به زنها.مردانگیشون رو دارن از دست میدن.لا نسلشون داره منقرض میشه.
    حالا شما بگید دارم حرف بی حساب میزنم.واله بخدا.

  10. نگار می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    سلام دوستان عزیز
    منم دوسال ازدواج کردم پدر شوهرم برای جشن ۱ریال خرج نکرد و همه چیز انداخت گردن ما ؛اونم با وام گرفتن.با سود۲۸ درصد شوهرم مغازه یدکی داشت که به هزار و یک دلیل جمعش کرد الان یکسال بیکاره توی خونه با پس انداز زندگی میکنیم قسط ها رو هم باید برسونیم پدر تنهاس هم حقوق بازنشستگی میگیره و بر بر نگاه میکنه،این رسمشه؟
    توی یکی از خونه بابای من زندگی میکنیم جهیزیه هم کامل اوردم .واقعا اینا انسان هستن؟

  11. پانیذ می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(1)

    سلام عزیزانم,من هم ۳ ساله ازدواج کردم خودم و شوهرم بیکار هستیم,شوهرم اصلا دنبال کار نمیگرده فقط صبح تا شب میگیره میخوابه,بهشم چیزی بگم شروع میکنه به چرت و پرت گفتن بهمخودم هر جا میرم کار برام نیست از همه جا بریدم,اینقد سرکوفت اطرافیان و میشنوم خسته شدم,فقط دوست دارم بمیرم,برای امثال من مرگ تنها راه حله

  12. Sara می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    با سلام . متن هاتون رو خوندم . واقعا سخته نمیدونم چی بگم . منم دو ساله ازدواج کردم تو این دو سال شوهرم یه قرون پول نیاورد خونه . تمام قسط ها مخارج زندگی پای من بود . واقعا خسته شدم . من ۵ صبح میرم بیرون کار غروب برمیگردم اقا همش سرش تو گوشیه . خیلی تنبله . هی میره سرکار یه هفته کار میکنه بعد خونه میشینه . بهش میگم چته میگه صبحها که میخوام پاشم برم سرکار انگار یکی جلوی منو میگیره میگه نرو خیلی با خودم کلنجار میرم ولی نمیشه . موندم چیکار کنم خانوادمم نمیدونن که این دو ساله بیکاره . به یکی گفتم گفت برو پیش یه دعا نویس شاید مشکلی هست ولی ….. خانوادم نمیدونن یعنی جرات ندارم بگم این بیکاره وگرنه خون به پا میکنن . میگه دوست دارم پیش تو باشم دوریت برام سخته . منم میگم مگه میشه چرا چرتو پرت میگی . از قدیم گفتن هر چی بالا بالا بپری همچین با کله بخوری زمین .حالا شده قضیه ما مجرد بودیم میگفتیم یه شوهری کنیم که نگو ولی الان ببخشید… . تف به این زندگی . واقعا حالم از همه چی بهم میخوره تا کی باید بدبختی بکشیم

  13. عاطفه می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(2)

    سلام.نزدیک به شش ساله از ازدواجم میگذره. اوایل عقد شوهرم بیکار بود تا ۷_۸ ماه. اما کوتاه اومدم. الان نزدیک ۵ ماه هست که مغازشو جمع کرده و مدام داره با گوشی بازی میکنه. میگه دوست ندارم برم زیر منت کسی و براش کار کنم. داریم پولای پس اندازمونو میخوریم. میگه دوست ندارم الان بچه بیاریم. اینقدر هم ادم عصبی هست که تو خانوادش معروفه به عصبی بودم. دارم دیوونه میشم. یکی بهم کمک کنه

  14. فریماه می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام منم مشکلاتم مثه همه شماست من ک هر چی دعا میکنم جایی نمیره و حل نمیشه شوهرم بیکاره کلی قسط داریم به هر دری میزنیم بسته میشه تازه خونه خریدیم کلی قسط داریم خودم فوق لیسانسم خودم و شوهرم با هم دنبال کار میگردیم اما بازار اینقد خرابه هیجا کارگر نمیخاد دیگه هیچ سرمایه ای هم نداریم کبه قول شما بتونیم حتی یه سیگار فروشی بزنیم هنوز خونه خودمون نرفتیم از شماها عاجزانه خواهش میکنم واسم دعا کنید من دارم پیش خانوادم سر شکسته میشم

  15. roya می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    سلام همه نظرات رو خوندم و خیلی ناامیدتر شدم ازتون خواهش میکنم به منم دعا کنید نامزدم بیکاره پدر نداره پشتوانه مالیم نداره،پدر خودم وضعش بد نیست یعنی خوبه و من اولین فرزندشم که عقد کرده ولی دوست نداره بهم جهیزیه بده میگه فرستادمت دانشگاه خودت کار کن بخر رو پای خودت باش از طرفیم نامزدم نمیزاره خودم برم سرکار بااین وضع بد اقتصادی ما جوونا جوون مرگ داریم میشیم هرکس به نحوی ساقط میشه خیلی خسته ام خیلی زیاد براتون دعا میکنم شما هم دعام کنید

  16. ارغوان می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام.من ۱٫۵ که ازدواج کردم .اوایل عقد شوهرم کار خیلی خوبی داشت و درامدشم خوب بود چونکه تا جایی که می تونست اضافه کاری میموند.تا اینکه یه دفعه کارشون تعطیل شد.سه ماه بیکار بود. البته بگم خودمم شاغلم.وقتی همسرم بیکار شد تازه فهمیدم کلی قسط و وام داره .تو مدت بیکاریش کلی بهش کمک مالی کردم چونکه نمی خواستم خانواده ام بویی ببرن که شوهرم بیکار شده.به هر بدبختی بود از طریق سایت های کاریابی براش کار پیدا کردم البته حقوقش یک سوم حقوق کار قبلیش بود ولی از هیچی بهتر بود.خانوادشم وضع مالی خوبی ندارن تو خرج خودشون موندن چه برسه به ما کمک کنن.الانم ۲ ماهه که عروسی کردیم و با بدبختی قسطامونو میدیم.بازم خداروشکر که همسر من آدم تنبلی نیست و از سرکار که میرسه تا جایی که بتونه مسافرکشی میکنه.الان که متنهای شمارو می خوندم تمام اون روزهای سخت یادم اومد خدا کمکتون کنه که مشکل همتون حل بشه واقعا میدونم که چه شرایط سختی دارین.تو اون سه ماه بیکاری همسرم انقدر ما از زندگی عقب افتادیم که بعد از گذشت ۸ ماه هنوز نتونستیم خودمونو جمع و جور کنیم واقعا خیلی شرایط زندگی سخت شده.خدا خودش به داد جوونا برسه.

  17. نسرین می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(0)

    من با هزار امید و ارزو اومدم زن یه آقای اروپایی شدم از طریق اینترنت اشنا شدیم اولش چقد امید و ارزو داشتم ال میکنیم بل می کنیم الان نزدیک دو سال و نیمه بیکاری و بی پولی و بدبختی و سرخونگی ، یعنی اگه شما خیری ازین شوهر کردن دیدین منم دیدم . جغد بدبختی نشسته رو شونه ام انگار . خودمم که اصلا اینجا کارپیدا نکردم . بدبخت شدم ازینجا رونده و ازونجا مونده

  18. ثریا می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    منم مثله همه ی شما. با این تفاوت که یک هفته بعد از عقد فهمیدم چه کلاه گشادی سرم رفته. همسرم قبل ار عقد کار بسیار خوبی داشت و همه جوره خرج میکرد و بریز بپاش داشت تا اینکه عقد کردیم و به مناسبت عقدمون چند روزی سر کار نرفت. و همون شد که بیکار موند تو خونه اونم تو خونه ی ما نه خونه خودشون. پیش مشاور رفتیم به هزار زور و خواهش. مشاور گفت باید هرجور شده بری سر کار گفت چشم. بعد از گذشت چند مدت که ازش پرسیدم واسه کار چیکار کردی فک میکنید چه جوابی داد؟ میگه به یکی از دوستام سپردم قراره برام کار پیدا کنه. حتی خودش حاضر نیس بره دنبال کار و اکثرا تا ظهر میخوابه و بقیه روز هم پای تلویزیون. نه غر میزنم نه بی احترامی میکنم . نیازامم ازش میخوام ولی هر بار به یه بهونه رد میکنه. حتی نمیدونه من از این شرایط چه حالی دارم. و تا دلتون بخواد وعده سر خرمن میده که تا دو هفته دیگه پول دستم میرسه و برات فلان کار میکنم اله میکنم بله میکنم. و از این دو هفته ها هم تا الان صد بار اومده و رفته. نمیدونم چیکار کنم ؟ لطفا راهنماییم کنید.

    • Sara می‌گه:
      text for dislike(2) text for like(0)

      نمیدونم واقعا . مردهای الان مرد نیستن . اگه میتونی جدا شو . البته یکی میخواد به خودم بگه . اگه بره تو شرکت بادران گستران خوبه . شوهر منم تنبله ولی یه مدتیه میره اینجا . وقت خاصی نداره . بفروش هست پورسانت خوب میده بعد دو سال هم بازنشست میشی

  19. نوشین می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    منم یازده ساله ازدواج کردم شوهرم ده سال تو یه شرکتی کار میکرد الان یه ساله اخراج شده میگه دیگه برا کسی کار نمیکنم میخوابه تا ظهر بعداظهرا هم بیکار تو خونه هر چی بهش میگم برو یه شرکت دیگه میگه حقوقش اداره کاریه از همه طرف دارم حرف میشنوم با یه بچه هفت ساله بخدا دیگه خسته شدم واقعا کم آوردم حرفی هم نمی تونم بزنم شوهرم زود ناراحت میشه نمی دونم مدیر عامل اون شرکت وجدان نداشت بعد از ده سال نون ما رو برید لطفا راهنمایی کنید

  20. فاطمه می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    باسلام
    دواززده سال ازدواج کردم همسرم کار ثابت نداشت بعد ازدواج کارقراردادی رو هم از دست دادخونه مادرشوهرم تویه اتاق مینشستیم که باوجود اینکه پسرش بیکاربود ومن تویه شهر دیگه دانشجوبودم اگر دوهفته یه بارهم می اومدم خونه مادرشوهر بهم خیلی بدی میکرد جوری که دوست نداشتم بیام خونه تا اینکه درسم تموم شد وشاغل شدم وتونستم خونه مستقل اجاره کنم تواین مدت هم شوهرم چن تا کار قراردادی که فقط پول توجیبی خودشو تامین کنه درامد داشت ودارد الان که دوازه سال گذشته با پول خودم خونه ماشین مایحتاج زندگی فراهم کردم با خودم گفتم با خدا معامله میکنم به یه بنده خدایی که شوهرم باشه کمک میکنم الان یه سال میشه شرکتشون حقوق یک تومتی روهم نمیده من خیلی خیلی ناراحتم چون هزینه دوتابچه وکل زندگی بامنه اگه طلاق توجامعه بدنبود طلاق میگرفتم گناه زنان ایرانی چیه که باید مردای بیکارومادر پرتوقعشونو تحمل کنن هم بچه بیارن هم خرجی بیارن هم درس بخونن ازشما دوستان میخوام که خانواده شوهر منو نفرین کنید که منو اینقدربه سختی انداختن

  21. حمید می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    با ایشا الله وماشاالله کاردرست نمیشه باید برای حفظ زندگی خودت رو به آب و آتیش بزنی مگه میشه آدم یک شبانه روز که بیست وچهارساعته راه حلی برای پیدا کردن کار نکنه اگه اون کاری که میخوای اما نیست خوب برو دنبال کاردیگه حتما باید باقلم وکاغذ کارکنی (مرد) یعنی مردانگی چشمش دنبال کسی نباشه که کار براش پیدا کنه توانای یک مرد خیلی بیشتر از این هاست مرد باید از زیر سنگ هم شده ازدهن شیر باید پول دربیار ه (منم از تبار کورش ) غیرت داشته باشید برخیزید چرا توخونه بنشینیدبرخیز یه حرکتی کنید

  22. بدبخت ترین تک دختر دنیا می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    سلام دوستان من فک میکردم من تنها این مشکلو دارم .شوهر من یکی از شوهرای بیغیرته ا.بخدا دیگه خسته شدم همش پای گوشی نشسته تو پی ویای دخترای مردمه .اصلا تو دنیای مجازی زندگی میکنه .کلا پرته از واقعیت .یه دختر ۶ ساله دارم الهی قربونش برم هر وقت نگاش میکنم اشکم سرازیز میشه.یه تو راهی هم دارم .تو رو خدا فقط برام دعا کنین .بخدا دلی برام نمونده .الان بغض گلمو گرفته .فقط میخوام بمیرم بمییییییییرم

  23. زهرا می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    سلام .من ۶ ماهه ازدواج کردم شوهرم بیکاره اون واسه من هیچ هدیه ای جز یه حلقه نامزدی نگرفته حتی واسه عقدمون چیزی بهم نداد ماه عسلمم کوفتم کرد همشم تو خونه فقط کلش بازی میکنه منم باید هرباری اقا میخواد خواهرو مادرشو دعوت کنه یه تیکه از طلاهایی که خودم داشتم رو بفروشم دیگه خسته شدم چیکار کنم

  24. یاس می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(1)

    دوستان برام دعا کنید خیلی گرفتارم

  25. یاس می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(1)

    سلام، ۱۳ ساله ازدواج کردم و الان ی پسر ۱۱ ساله دارم،از اول زندگیم تا الان مشکل بیکاری و کم کاری شوهرمو داشتم خیلی بی غیرته نصبت به زندگیش، همیشه خدا باید تو روی پسرم شرمنده باشم خدا منو بکشه که مدرسه میره با کیف و کفش پاره، هیچ نداشتم براش کاپشن نو بخرم باید کهنه های بچه های دیگه رو بپوشه، به هر دری زدم خودم کار کنم گیرم نمیاد یا باید سرمایه داشته باشی یا ضامن، منم که هیچ، خدایا دیگه بریدم، پسرم هر روز شاهد گریه های منه و پابه پام گریه میکنه، بیشتر وقتا من و پسرم نون خالی میخوریم ولی اون اصلا تو فکر نیست یا میره خونه دوستاش خودشو سیر میکنه، هرکاری بوده تا حالا انجام دادیم ولی دست به طلا میزنیم خاکستر میشه، دیگه نمی دونم چکار کنم خدا
    به خاطر پدر و مادر مریضم هم نمی تونم طلاق بگیرم،
    خدایا نظری کن، دوستان عزیز واسم دعا کنید شاید خدا منو دوست نداره ولی دعای شما برام بگيره ايشالا..

  26. پری می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(1)

    سلام منم ۴ساله ازدواج کردم شوهرم هیچ وقت کار درست حسابی نداشته هر چه تلاش کردم براش کار جور کردم ۲روز میره بعد با یه بهونه رها میکنه. خودم کار میکردم گفت کارتو رها کن خودم یه کار جور میکنم الان ۴ماهه مثلا داره کار جور میکنه پای گوشی و تلویزیون. آبروم جلو خانواده ام رفته.اصلا نمیگه پول داری چیزی لازم داری؟دعام کنید این چه سرنوشتی که من دارم.

  27. tarane می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    سلام .من سه سالو نیمه که ازدواج کزدم . سه سال تو عقد بودم والان خونه خودمم . خونه رو هم پدرم بهمون دادن. با جهیزیه ای کامل. اما شوهرم تو این سه سال همیشه مسافر کشی میکرد. در هفته سه روز کار میکرد. بقیشو تو خونه میخابید. کار کردنش تو سرش بخوره . بخدا خسته شدم . هرجا هم میره برا کار به یه هفته نمیکشه یهو میبینم میاد تو خونه با اخم میگه کارش برام خوب نیس. یا یه چیزی بش میگن ناراحت میشه . من نفرینش میکنم . بخدااا حالم بده . این اون زندگی نبود که فکرشو میکزدم. کار هروزم شده گریه . الان شش ماهه که بیکاره . دیگه نمیزارم ماشین بخره اخه کار نمیکنه یه رو دوروزه . یا هم ماشینو میندازه زیر پای خونوادش برا اینورو اونور رفتنشون. حالم داره از خودم بهم میخوره . ابروم جلو خونوادم رفته
    . خالم ی روز منو دید گفت شوهرت عرضه کار نداره . منم دفاع کردم . ولی تا کی میتونی قابم کنی . همشم بهم میگه تو با من پیر میی به هیچا نمیرسی . برو از زندگیم بیرون تا خوشبخت بشی. من از طلاق بیزارم. شما بگید چیکار کنم. اینم شد مرد؟ میگه ده میلون بده تا سرمایه کار کنم. همش از من پول میخاد . اینقدم مامانیه که نگو . تا ی چیزی بش میگم سریع نیزاره کف دست ننش . اونم بدتر فوضول. خدایا خسته شددددددددددددددم. تورووووووو قران برام دعااا کنین. الان شش ماهه دیگه کلا کار نمیکنه تا دوازده ظهر خابه . . حالم از قیافش دیکه بهم میخوره .

دیدگاه خود را بنویسید:

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *