ازدواج با عشق چه اشکالی دارد؟

ارسال به دوستان
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (بدون امتیاز)
Loading...

مطالب مرتبط

22 دیدگاه

  1. velgard says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    با سلام و عرض خسته نباشید، خیلی مفید بود و فکر میکنم موارد بیشتری هم وجود داشته باشه

  2. hamid says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    سلام. ترخدا این حرفارو یکم توی تلویزیون اعلام کنید. ترخدا به بعضی از خانواده ها بگید که قبل از ازداواج بذارند چند وقت دختر و پسر با هم رابطه داشته باشند و همدیگرو بیشتر بشناسند. ترخدا به کسا ییکه اینقدر سنتی فکر میکنند بگید اون پسری که به قصد ازدواج میاد خودشو به شما معرفی میکنه قصد بدی از ایجاد رابطه با دخترتون نداره. چرا اینقدر خانواده ها بد میدونند که حتی پسر و دختر چند بار قبل از اینکه همه چیز مشخص شه با هم برند بیرون. چنین رفتار سنتی حتی اجازه نمیده که آدم کوچکترین برخوردهای اجتماعی ، کسیکه میخواد در آینده همسرش باشه رو ببینه.حتی در این مواقع نمیتونی راه رفتن همسر آینده خودتو ببینی. چرا بعضی خانواده ها علاقه دارند برای دخترشون تصمیم بگیرند که چه کسی برای تو خوبه و بخواند حتماً ، حتی در صورت اشتباه بودن نظرشون ، نظر خودشونو به دختر تحمیل کنند.به نظر من تا وقتی افکار خانواده های ما سنتی و نسنجیده باشه باید منتظر شکستهای زوجهای ایرانی در زندگی مشترکشون باشیم.برای من و اون که دوستش دارم دعا کنید. مرسی از مقالتون

  3. بهار says:
    text for dislike(1) text for like(0)

    ممنون.مقاله خوبی بود.ولی لطفا مطالب خودتون با ذکر منبع معتبر که استفاده می کنید، همراه باشه.چون هر جا یه چیزی می نویسه:یکی میگه عشق لازمه واسه ازدواج یکی میگه اصلا لازم که نیست حتی مانع تصمیم گیری درست میشه.پس تکلیف مارو درست و حسابی روشن کنید

  4. hesams says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    thanks.

  5. مریم says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    خیلی خوب بود همش به کار آدم میاد ولی من با قانون دوم بیشتر از همه موافقم
    منتظر مطالب بهتر و زیباتر هر چند که مطالب شما همیشه عالی و خوبه

  6. مصطفی says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    واقعا من یکی از این مطالب نهایت استفاده را بردم تا جایی که یک مجموعه از این مطالب را بصورت کتابچه در آورده و به خانمم هدیه کردم.خیلی ممنونم

  7. مهران says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام
    تمام مقالات شما خوبه.فقط یه اشکال بزرگ داره و اونم اینه که نمیشه همزمان برای چند نفر که توی اد لیستت هستند فرستاد.کاش اینجوری میشد.راستی امکانش هست؟؟؟

  8. لیلا says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    ممنون مقاله جالب بود – اما اینهایی که نوشته بودید برای یک زندگی کافی نیست – زندگی درک متقابل احتیاج داره که متاسفانه آدمها با وجود عاشق بودن هم بعضی وقتها یادشون میره که درک کردن همسرشون در شرایط متفاوت خودش بالاترین عشقه – شاید خود منهم که اینو میگم نتونم همیشه اجرا کنم اما زندگی موفق درک متقابل احتیاج داره + خانواده های خوب و فهمیده که دخالت خواسته و ناخواسته نداشته باشن

  9. hasty says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    آقای حمید! نمیدونم شما با khanevaadehi که این فکرو داشته باشن برخورد کردین یا نه! ولی‌ به نظر من الان تو این دورو زمان که تو ایران هست،این نسل به تاریخ پیوستند یا نسلشون خدارو شکر رو به انقراض هست!!! ولی‌ از من به شما نصیحت اگر با این دست برخورد دارین سریع صرف نظر کنید چون در آینده حتما دچار مشکل میشید. دیگه خدا رو شکر دورهٔ این فکرهی مریض گونه سر اومده، تو همین کشور خودمونم کسایی‌ که دچار فقره فرهنگی‌ هستند به اشتباه خودشون پی بردند. موفق باشید

  10. یونس says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    ممنون از ارسال مقاله هاتون

  11. باقر says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    خانم hasty می خواین هفتاد درصد خانواده های پایتخت نشینی که دارای طرز تفکری که حمید اشاره کرد رو بهتون نشون بدم ؟ روستاها و شهرستانها به کنار . من نیز از این مشکلات بی پایه و اساسی که خانواده ها برای بچه های خود به وجود میاورند بسیار متاسفم . ولی متاسفانه چنین فرهنگهایی هنوز خیلی پررنگند .

  12. بهار محمد says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    از اینکه تا حدودی ازاد صحبت کردید س‍‍‍باسږاما لازم به یاداوری است که بکویم متا سفانه نمی دانم چرا در دنیای کنونی به مقوله ازدواج مانند یک خرید و فروش نګاه میکنن!با کفته شما موافقم باید مدت اشنایی قبل از ازدواج بیشتر باشد اما بعضی ها انقدر زرګند که اکر سالها هم با انها رفت و امد کنید ذات خود را نشان نمی دهند!بهتر است اګر موردی برای ازدواج بیش میاید هم با مشاور هم با یک وکیل حقوقی مشورت کنید تا از شکستهای احتمالی جلو ګیری شود

  13. ثریا says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    ممنون از شما ولی به نظر من مطلبتون خیلی پایه ی علمی ندارد

  14. صابر says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام خسته نباشید. مطالب جالب و آموزنده ایی بود. امیدورام همه ی زوج های جوان و آنهایی که در شرف زندگی هستند خوب در مورد آینده ی خود تصمیم بگیرند تا ازدواجی موفق و شاد داشته باشند. به امید روزی که دلی نشکند و دو کبوتر عاشق به هم برسند.

  15. سعید says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    از مطالبه مفیدی که ارائه کردید متشکرم

  16. simorgh says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    خوب انسان وقتی به اصطلاح عاشق می شود در واقع نیازمند محبت است نیاز دارد تا کسی او را دوست داشته باشد اینجاست که باید با زمان رفیق شود و صبوری کند مبادا خطا رود…

  17. امیر says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    hasti خانوم شما مثل اینکه زیاد با واقعیتاسرو کار ندارید ! منم با حمید وباقر موافقم هنوز خیلی مونده تا به اونجا که شما گفتید برسیم

  18. شیلا says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    ازدواچ با عشق هیچ اشکالی نداره ولی
    اینو باید بدونیم که ظرفیت آدما فرق می کنه!
    مرسی”

  19. sarvanaz says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    jaleb nabod behtere kami taghir kone

  20. با هوش says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    هستی جان فقط در جوابت میتونم بگم”اینجا ایران است”

  21. آرمین says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    اینا همش ترجمه هست بدرد جامعه ی ما نمی خوره . وقتی با دوست دخترت بیرون راحت نیستی !! چه فایده ؟؟!!

  22. یاشار says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    سلام
    من خودم به مدت ۱۸ ماه درگیر یک عشق افلاطونی بودم . زندگی بدون معشوق رو برای خودم زندان و جهنم می دیدم.خودمو عشق ترین انسان روی زمین می دونستم.موقعیت من طوری بود که در طول این ۱۸ ماه ۴ بار معشوقمو دیدم اونهم به مدت ۵ یا ۶ ساعت ولی هر زمان که ملاقات می کردمش فاصله بین من و اونو حس می کردم .با اس ام اس و ایمیل راهت می تونستم خودمو برای رسیدن زنگی کردن با اون توجیح کنم ولی در ملاقات حضوری واقعیتهای برام آشکار می شد
    جدایی از معشوقم برام دردناک بود اما واقعیت هارو قبول کردم . قبول کردم که از روز اول اشتباه کرد قبول کردم که بین من و معشوقم فاصله زیادی هست و حتی به مدت ۱ روز هم نمی تونم زیر یک سقف با اون زندگی کنم
    قبول اشتباه در انتخاب معشوق یکی از اصلی ترین عاملهای بود که منو از گرداب عشق نافرجام نجات داد

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *