خانمها: برقراری روابط عاشقانه با مرد متاهل

مطالب مرتبط

481 دیدگاه

  1. نگار ص says:

    خواهش میکنم کمکم کنید من خیلی گیج شدم قضیه از ۵ سال پیش شروع شد که من ۱۸ سالم بود و برای کلاس کنکور پیش یه آقایی رفتم که بعدا به شدت عاشق این مرد که اون موقع ۲۸ سالش بود شدم ولی بعد که کنکور دادم شنیدم ازدواج کرده خیلی ناراحت شدم و هیچوقت برای تشکر پیشش نرفتم دانشگاه رفتم چن تا کیس مناسب برام پیدا شد ولی هیچ کدومشون اون حسی که معلمم بهم میداد اون نگاه های جدی بهم ندادن تا تسلیم شدم و برگشتم تبریز ازش خبر گرفتم و فهمیدم ۶ ماه پیش طلاق گرفته و یه دختر ۲ ساله داره و مثله اینکه از لحاظ روحی خرابه دوستام میگن کلی از کلاساش رو کنسل کرده من نمیدونم باید بهش بگم بهش حس دارم یا کاری نکنم واقعا نمیخام ناراحتش کنم چون خیلی تو وضعیت بدیه لطفا کمکم کنید راستی کسی از حس من نسبت بهش خبر نداره

    • مریم says:

      بهش بگو دوستش داشتی من به استادم گفتم ولی متاسفانه متاهل بود و فقط یه داغ شد بر دلم حالی ازم میپرسه ولی داشتن اون حسرتی هس واسم

  2. Zahra23 says:

    خواهش ميكنم كمك كيند
    من با استادم چند ماهي ارتباط داشتم و اون زن و بچه داشت
    ميدونستم كه گناهه ولي خيلي دوسش داشتم
    الان چند ماهي هست كه جدا شديم
    و من واقعا دارم عذاب ميكشم ى ميخوام برگرده
    واقعا نميدونم بايد چيكار كنم
    نميدونم درسته بهش بكم برگرده يا نه

  3. sara says:

    مرد هیچوقت زن اولشو ول نمیکنه بخاطر دوست دخترش..پس فقط این دختر که اسیب میبینه…)))….به نظر من اگه هیشه حواست به شوهر وزندگیت باشه یعنی مراقب باشی از هیچ چیزی براش کم نزاری.این اتفاق ها پیش نمیاد..بیشتر مقصر خود زنها هستند که هم باعث میشن زندگی خودشو و شوهرش خراب شه هم یک دختر بیچاره دیگه…..

  4. فری says:

    تمام حرفها درست است که نباید بامردزن دار دوست شد ولی زنان خصوصا مطلقه ها حق انتخاب ندارن هیچ زنی حق انتخاب نداره وباید انتخاب بشه وبیشتر مردان زن دار خواهان دوستی هستند وبالاخره ماهم زن هستبم ودل داریم واز تنهایی بیزار …چه باید کرد

  5. fs says:

    سلام منم تجربه خودمو مینویسم.منم همش قبل این کسایی ک با متاهل دوس میشنو سرزنش میکردم ولی خب یجوری شد خودم جاشون قرار گرفتم و سرمم اومد وحشتناک.اتفاقی با یه مرد ۵۳ساله دوست شدم.من ۲۰ سالمه.راستش اون خیلی دوسم داره و هوامو داره و بهم کار داد تفریح داد عشق و احترام داد و من بخاطر این همه کمبودای وجودم این کار مسخره رو کردم…البته اون خیلی ام عاشق زنشه هر شبم پیشش میخوابه.بعد چن بار خواستم جدا شم نه به خاطر زن بدبختش بلکه ب خاطر خودم ولی مانع شد تهدید کرد ترسوند امتیاز داد بالاخره هر جوری شده نگه داش.من بهش خیانت کردم دو بار بازم هی میگه ولش کن بیا با من.راستش شاید خوشش اومده یکی مث من ک تعریف نباشه خوشگلم قدم بلنده بامزم باهاش دوسته و میخواد پز بده یا ب خاطر سک س.چرت میگف عاشقمه باور کنید همش ازم سک س میخواد.من ی چی میگم گوش کنید.با متاهل دوس نشیییید ب خاطر خودتون اونا هیچوقت شمارو ب زن اول ترجیح نمیدن خودتون اسیب میبینید مردا رو هوسباز باررر نیاریم.واقعا خاک بر سرش من هنوز ارامش روانی ندارم حالم بهم میخوره منم مقصرم باهاش دوس شدم ولی این التماسا و تهدیدا روانمو بهم ریخته.خدا همه مونو به راه راست هدایت کنه
    مردا خ کثیفنزن بدبختش تو همه سختیا باهاش بود حالا واسه یکم عشق و حال روان اون زن و روان منو بهم میریزه.واقعا اگه مام پیر شدیم شوهرمون بره ی دختر جوون تور کنه کیف کنه؟؟؟
    منم واقعا اشتباه کردم شما خوب باشید
    ی چیزم بگم لطفا ترسو نباشید اگه همسرتون مشکلی داره درستش کنید اگه بعد سال ها درست نشد این لطف رو به خودتون و اون بکنید و طلاق بگیرید.خیانت وحشتناکه

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *