احساس تنهایی در زنان متاهل

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (بدون امتیاز)
Loading...

مطالب مرتبط

50 دیدگاه

  1. نگار says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    ای کاش هیچ وقت خیانتی اتفاق نیفته ای کاش هیچ کسی ازکس دیگری مجبوربه فرارنشه خیلی سخته من این تجربه را نداشتم اما دربین همسالان خودم دیدم که بعدش اون خانم چه ضربه ها خورده که تاچند سال بعدش مغز هنوزتو هنگ کردن بوده خیلی دردناکه ادم اززندگی میفته ازشادابی میفته

  2. یکی says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    سلام
    مطلب خوبی بود
    من با این احساس تنهایی اومدم اینترنت که به این مقاله رسیدم
    نمیدونم چرا همه حرف از خیانت میزنن
    من فقط یک سال عقدم به خاطر مسیر طولانی و مشغله کاری کمتر همدیگه را میبینیم من احساس خوبی ندارم چون شوهرم حتی از طریق تلفنم تمایل چندانی نشون نمیده یکم نگرانم اخه من بیشتر دارم برا گرمی رابطه تلاش میکنم چکار کنم که اونم بخود بیاد؟

  3. شیما says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    خانم یکی . اگه مرد سرد باشه هرچی بیشتر سعی کنی به سمت خودت بکشیش ازت دور تر میشه . مرد ها مثل کش تنبان هستند که اگه زیاد بکشی اصلا یهو به کلی در میرن. من خودم این تجربه رو که میگی تو زندگی خودم داشتم و دارم . اگه میخوای تکلیفت باهاش معلوم بشه مثل خودش رفتار کن . اگه در حال خیانت باشه از خداش میشه که تو هم بی نوجه شدی و اونوقت دیگه اصلا رابطه تون به هم میخوره و تکلیفت یه سره میشه اگر هم در حال خیانت نباشه وقتی رفتار خودش رو باخودش داشته باشی کم کم احساس تنهائی میکنه و اونوقته که تو باید وارد کار بشی و بهش بفهمونی که اون موقع هم که اون با تو این رفتار رو داشت تو چنین حسی داشتی و به این ترتیب به امید خدا تنبیه میشه.

  4. مرضیه says:
    text for dislike(0) text for like(4)

    مرگ بر مردان نا آگاه و بی اطلاع ولی زورگوی متکبر

  5. عروس آینده says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام
    منم دوست پسر دارم یا بهتر بگو نامزد
    قصدمون ازدواجه خانوداشم می دونن
    راستی من دختر ۲۴ ساله
    ۴ ساله با همیم
    دوریش برایم عذاب دهندس
    بازم باید یک کم صبر کنیم برا کار و پول و …
    منم ی وقتایی احساس تنهایی میکنم
    دوست دارم کنارم باشه ولی نیست توی خونشونه
    همش پول تلفن و….ولی واقعا عاطفی بهش نیاز دارم
    خیلی سعی میکنه همراهیم کنه ولی هزینه های تلفن برامون آزار دهندس
    هوووووم… راه حل
    اشالله ازد.اج کنیم تا کنارش آروم بگیرم

  6. بربادرفته says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    متاسفم که اشخاصی مثل شیما خانم که راهکاراشتباه میدن وشایدیک زندگی خراب بشه من۴۵سالمه خودم وخانمم ازنگاه مردم بسیارخوشبختیم چون ظاهراهمه چیزداریم(زیبایی تیپ پول و..)همدیگه راهم خیلی دوست داریم اماهردومون واقعابدبختیم چون ازنظرفرهنگی اختلاف داریم توماشین من دوس دارم کورش یغمایی گوش کنم اون رادیوفرهنگ توی خونه من از سیاست حرف میزنم اون ازعوض کردن پرده ها من اخباربایدگوش کنم امااون نمیدونه ۱۱سپتامبرچه روزیه…..خلاصه این اختلافات باعث شده که۲ساله من شبها جلوی تلوزیون خوابم میبره ولی اون اینقدرکارخونه کرده که ساعت ۹خوابیده هردومون همدیگه راتحمل میکنیم امادیگران بماحسودیشون میشه منم یک کارگردارم که به اون حسودیم میشه چون ساعت ۱۰صبح خانمش صبحانه میاره کارگاه باهم میخورندومیخندندحقوقشم۲۵۰تومنه امامثل دوتاکبوترباهم حال میکنن من اهل خیانت نیستم (به خاطرشخصیت خودم)اماالآن۳ماهه که پسرم ….آرزوم اینه که یکروز زنگ بزنه بگه امروز کمی زودتربیاحوصله ام سررفته یامثلا بهم بگه عزیزم دوستت دارم نمیگه اما میدونم دوستم داره خلاصه مردهابیشتراحتیاج به جنبه مادرانه خانوماشون دارندتاجنبه مانکنی خیلی بیشترمیشه صحبت کردمشکل زنان ایرانی اینه که مادرانشون به اونهارابطه باشوهررانیاموختندواونها هم به دخترانشون واین تسلسل ادامه داره
    [email protected]

  7. sadegh says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    آره موافقم برای همین با زنم رابطه دوستانه دارم

  8. زهرا says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    به نظر من این مشکلی هست که خیلی از زنان چه در جمع و چه درتنهایی دچارش هستن و سخت ترینش اینه که شریک زندگیت هیچ وقت نفهمه و زن هم نتونه به خودش کمک کنه

  9. زهرا says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    باتشکر ولی چیجوری باید این رابطه رو بیرون خونه ایجاد کنیم با توجه به اینکه اینقدر دلمشغولی زیاده تو خونه که وقت این کارا نمیشه ؟

  10. منصوره says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    من ده ماه با پسري براي ازدواج رابطه داشتم تو اين ده ماه عاشقونه دوسش داشتم و به ولله قسم كه سه تا خواستگارمو فقط بخاطر اينكه اينو دوسش داشتم رد كردم و اصلا نرفتم خواستگارامو ببينم .انقدر ملاحظشو ميكردم محبت و خلاصه ديگه برام مسجل بود كه با هم ازدواج ميكنيم كه يه مدت سرد شد و بعدشم گفت با هم اختلاف داريم و به درد هم نميخوريم
    من فقط يك چيز ميدونم كه مرد جماعتو نبايد از عشق سيراب كرد لياقت ندارن و با بي محلي فقط بايد كاري كرد كه هميشه دنبال ادم بيان

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *