اضطراب قبل از ازدواج : دلایل و روشهای درمانی

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (بدون امتیاز)
Loading...

مطالب مرتبط

14 دیدگاه

  1. عروس says:
    text for dislike(22) text for like(4)

    من در استانه ازدواج هستم خیلی استرس دارم همش به نامزدم می گم تورو خدا بیا ازدواج نکنیم.خیلی از اینده می ترسم دیگه دارم دیوونه می شم

  2. الهه says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام
    مطلب جالبی بود که همه زوجهای جوان این روزها درگیرش هستند…
    ولی مطلب شما به ما کمک می کنه که آگاهیمونو بالا ببریم و زمانی که حالات روحی ناخوشایندی داریم همدیگر رو بهتر درک کنیم

  3. navid says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام شوخی که نیست ازدواج یکی از مهمترین مراحل زندگی انسانهاست .کلا ۳ رویداد مهم در زندگی هر کسی وجود داره تولد – ازدواج – مرگ پس طبیعیه که اظطراب وجود داشته باشه ولی به نظر من اگر عشق و علاقه واقعی بین دو طرف باشه و اگه فعل خواستن با تموم وجود از سوی هر دوطرف صرف بشه تمامی مشکلات و موانع مثل اب خوردن از پیش روی اونها برداشته میشه و زندگی لذت بخشی رو آغاز میکنن ولی اگه فقط یکی از دو طرف نسبت به خواسته و تمایلش تردید داشته باشه همون تردید میشه افت زندگیش و هم خودش و هم شریک زندگیش رو به ورطه جدایی میکشونه پس پقدر خوبه از همون اول نسبت به خواسته هامون روراست باشیم و با کسی ازدواج کنیم که با تموم وجود بخواهیمش.

  4. omid says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    حقیققی زندگی کردن مشکلاتو کم میکنهو همینطور نگرانیرو

  5. داماد says:
    text for dislike(1) text for like(0)

    من نمیتونم ارتباط صمیمی با نامزدم برقرار کنم،
    من خجالتی ام اون ازمن خجالتی تر!
    چکارکنم؟

  6. bide majnoon says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    به نظر من فقط کافیه خودمون باشیم و در مورد احساسمون با هم حرف بزنیم من تجربه بدی در زندگیم داشتم و فکر میکردم دیگه هیچ کسو نمیتونم دوست داشته باشم ولی الان با کسی آشنا شدم که اونقدر باهم راحتیم که در مورد همه احساساتمون با هم حرف میزنیم و همدیگه رو خیلی درک میکنیم پس ترسی هم ندارم چون ایشون را دارم البته اول خدا

  7. amin says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    من با دختری که ۸سال باهم بودیم میخوام ازدواج کنم ولی بازم میترسم

  8. داماد says:
    text for dislike(1) text for like(2)

    وقتی کنار هم هستیم من سعی میکنم سر حرفو باز کنم ولی اصلا تاثیری نداره او خیلی کم حرف میزنه و به سوالهای من جواب های خیلی مختصری میده واقعا نمیدونم چکار کنم نمیدونم از خجالتی بودنشه یا اینکه خدای نکرده دوستم نداره!!!
    چون او قبل از من یه خواستگار داشت که اصلا به او مایل نبود وقتی من پیشنهادمو مطرح کردم سریع جواب مثبت داد که احتمالا از فشاری که از سمت خانوادش برای جواب به خواستگار قبلی بود دربیاد.(ما از قبل آشنایی نزدیک خانوادگی داشتیم) لطفا راهنماییم کنید چجوری مجذوبش کنم!

  9. زری says:
    text for dislike(24) text for like(1)

    به نظر من ازدواج انقدر هم سخت نیست اگر باهم صادق باشیم این ما هستیم که ان را بزرگ کردیم هر کاری برای اولین بار سخت است

  10. Mity says:
    text for dislike(0) text for like(2)

    من خیلی خواستگار داشتم ولی هر کدومو به بهونه ای رد کردم . اما الان یه موردی پیش اومده که تا الان نتونستم ایرادی ازش بگیرم ولی خیلی میترسم دائم فکر می کنم نکنه ظاهر سازی باشه یا نکاتی هست که من متوجه نشدم. لطفاً من و راهنمائی کنید چه طور می تونه به این حس شک و تردید غلبه کنم و تصمیم درست بگیرم

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *