راهکارهایی مفید برای حل مشکلات مادر و دختر

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (بدون امتیاز)
Loading...

مطالب مرتبط

21 دیدگاه

  1. Mehman says:
    text for dislike(0) text for like(5)

    من دختری هستم ۲۳ساله و کلا مادری داشتم بی عاطفه دیکتاتور و عصبی و شر باز با هیچکی رابطه سالمی نداره هر لحظه دنبال دعواست منم دیوانه کرده با کاراش به همه چیه من گیر میده و دعوا میگیره از بچگی که اصلا محبتی ازش ندیدم جز کتک(خودشم به قصد کشت میزدا)
    الانم داره زندگیو واسم زندون میکنه حرفایی میپه تهمت هایی به ادم میزنه که فقط نفرینش میکنم… ١کی بهم بگه من چیکار کنم از دستش؟؟؟

  2. leili says:
    text for dislike(2) text for like(2)

    من یه دختر ۱۸ساله و محجبه هستم،تا الان هرآنچه خانوادم گفتن به روی دوتا چشمام پذیرفتم،سرم تو درسو کتابه و در روز شاید کلا ۱ساعت تلویزیون تماشا کنم،مشکلم اینه که مادر پدرم عاشق تفریح و مسافرتتون من عاشق تنهایی و مطالعه.اما تا میشینن یه جا شروع میکنن که دخترم درس زیاد میخونه و اینا،من ناراحت میشم واقعا.مشکل دومم اینه که مادرم مثل بچه ها از حرفام ناراحت میشه و قهر میکنه.مثلا میگه نظرت راجع به این لباس چیه ?میگم خوب نیست.
    قهر میکنه میگه سلیقه نداری.آخه وقتی نظرمو نمیپسنده چرا دیگه میپرسه.عاصی شدم ازشون به خدا تو چشم گفتن کم نذاشتم براشون انتظار دارم مادرم درکم کنه.پدرم که خوب میفهمه منو و کلا همیشه پشتم ولی مادرم……

  3. مریم says:
    text for dislike(1) text for like(4)

    می یام دنبال راه حل مشکل خودم بگردم ، می بینم امثال من زیادن. چه می شه گفت
    یا باید بله بله بگیم ………..یه دعوا بگیریم…
    یا مثه من فکر خودکشی بزنه به سرتون….که اگه در این صورته امیدوارم بهانه ای هنوز واسه زندگی داشته باشین…..ای خدا
    امیدوارم امیدتونو از دست ندید

  4. asal says:
    text for dislike(1) text for like(4)

    سلام من دختری۱۷ساله هستم مشکله من اینه مادرم انتقاد پذیر نیست همیشه فکر میکنه قفقط افکار حرفا خودش درسته هر سری خواستم باهاش دردو دل کنم انتقاد شنیدم وقتی میگم بریم بیرون با هم وقت بگذرونیم میگه نمیتونم حوصله بیرون ندارم و خیلی دلیلای دیگ که فقط از خونه بیرون نره من دختری برونگرام ولی مادرم زنی درونگرا.من پدرم یک ماه کار میکنه و یک هفته خونس و مادرمه که بزرگمون کرده ولی هنوز فکر میکنه من هنوز اون دختر ۶ساله ای هستم که میتونه کنترلم کنه من با نظره شما مخالفم اقای رسول۶۲ شما تا به حال با دخترتون دردو دل کردید یه بار هم شده مشکلاتشو از دیدگاهه اون نگاه کردید برای همینه که دخترا رو میارن به پسر چون اونا حداقل میتونن حسه حمایتیو که دیگ تو خونه با انتقادا با بحثا با مخالفتا با منت گذاشتنا با حسه حسادتا از بین رفته رو بدن.برای همینه دیگ وقتی دختر برید به پسر رو میاره

  5. یه دختر says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    سلام
    من یه دختر ۲۱ ساله ی دو قلو هستم .
    رابطه ی مادرم با خواهرم بهتر از منه . همیشه فکر میکنه من باهاش لج دارم . ولی واقعا مادرم توی رفتاراش با من و خواهرم تبعیض قائل میشه . مثلا بهش میگم توی زندگی مردم دخالت نکن میگه تو بدت میاد که من از فکو فامیل بابات حرف میزنم و با خواهرم ادامه ی حرفاشو میزنه . در عوض بابام ماهه منه

  6. تیارا says:
    text for dislike(2) text for like(1)

    سلام دوستان متاسفانه تو زندگی همه از اینجور مشکلات هست بچه با مادر مادر با پدر پدر با بچه..بالاخر بحث پیش میاد اما در یعضی خانواده ها از حد میگذره دلیلش هم اختلاف سلیقه و رفتار متفاوت است بیشتر والدین درکی اگاهانه از رفتار فرزندان ندارند و بچه ها هم هنگام بحث عاقلانه رفتار نمیکنند اومده بودم از مشکل خودم بگم ولی ظاهرا مثل من کم نیست به هر حال اونا پدر و مادرن هر چی باشن عاشقانه دوسمون دارن تا کنار همین قدر همو بدونین ادمی آه و دمی 🙁

  7. عاطفه says:
    text for dislike(1) text for like(4)

    من مجرد که بودم مامانم خیلی کنترلم میکرد از یه جهتهایی خوب بود ولی از یه جهت هایی بد بود و بیش از اندازه بعد اینکه با داداسم با اینکه خیلی هم دوسش دارم دعوام میشد طرف اونو میگرفت در صورتیکه من دختر بودم و پدرم فوت شده بیشتر به محبت احتیاج داشتم کسی نبود بهم محبت کنه عصبی شده بودم احتیاج به دست نوازش داشتم مامانمم نمیفهمید من اگه با داداشم بحثی میکردم نیازم به یه پشت وپناه بود؛خلاصه زمانی که واسم خواستگار اومد زود ازدواج کردم و راحت شدم با اینکه تو زندگیم خیلی مشکل داشتم هم خودم اخلاقم بد شده بود که درستش کردم الان خیلی ارومم هم شوهرم خانواده اش خیلی بینشون فرق انداخته بودن اونم عصبی شده بود که هنوز من دارم عوارضشو میبینم؛خلاصه اینکه حالا ۲تامون خانوادمون دیر ببینیم دلمون براشون تنگ میشه و دوسشون داریم اونا هم همینطور؛ولی تو رو خدا یاد بگیرید با بچه هاتون چطور رفتار کنید؛الانم که شوهرم رفته ماموریت مجبورم تا ۳ماه خونه مادرم باشم این سد بحثمون شد مثل دوران مجردی و اینکه قلبم شکست نمیدونم چرا درکم نمیکنه الان من ۲۵ سالمه ۵ساله ازدواج کردم فکر میکنه بچه ام همش گیر میده رو مخمه؛ولی دوسش دارم ولی چه فایده که حرصمو دراورده واقعا مستقل بودن بهتره و اینکه دوستانی که مشکل دارید سعی کنید با ازدواج خوب به زندگیتون سر و سامان بدید

    • مهرنوش says:
      text for dislike(0) text for like(1)

      در جواب عاطفه خانم
      که نوشتید با ازدواج خوب به زندگیتون سر و سامان بدهید
      من ۳۴سالمه. هنوز نتونستم ازدواج کنم. من باید چی کار کنم؟؟؟؟ از دست یه مادر دیکتاتور، عصبی، بداخلاق، بد زبون.
      هر برنامه ای غیر از زندگی عادی داشته باشیم، یکهفته جنگ و دعوا داریم. از خرید رفتن تا مهمونی رفتن و مهمون داشتن و مسافرت.
      منم از مامانم کینه به دل دارم. فقط میترسم منو عاق کنه. وگرنه میذاشتم میرفتم.
      هیچ انگیزه ای برای خونه رفتن ندارم. تا جایی که بتونم وقتمو محل کارم میگذرونم.
      روانی شدم از دستش.
      جلوی هرکسی که باشه هرچی بخواد بهم میگه.اصلا برام شخصیت و احترام قائل نیست.

  8. عاطفه says:
    text for dislike(0) text for like(2)

    و نکته ای دیگه با دوست شدن بدتر ضربه میخورید این میشه که از سر کمبود محبت به یک جنس مخالف رو میارید که هم کفو هم نیستید؛و یک شکست دیگه میخورید و بدتر میشه بنظرم بموقع تو سن نه خیلی پایین نه خیلی بالا کسی که با شماهمخونی داره ابتدا آشنا شید توسط خانواده ها بعد ازدواج کنید ،یکی از علت سرکشی و نفهمیدن حرف فرزندان و والدین توسط هم همین احساس نیاز به تشکیل زندگیو آرامشو ایناست؛خدا خودش بهمون ارامش بده و کمک کنه

  9. roya says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    اومدم اینجا واسه مشکل خودم راه کار پیدا کنم دیدم خیلیا مثل منن و تنها نیستم. باز خداروشکر می کنم که هستن پیشمون هرچقد هم دعوا کنن و درکمون نکنن و به اهدافمم اهمیت ندن بازم هستن اگه نبودن پشیمون می شدیم از رفتارمون. به شخصه پیشنهاد می کنم با یاد خدا بودن اعصابمونو آروم کنیم و دعا کنیم خیییلی تاثیر داره … خداروشکر کنیم که هستن.

  10. elahe says:
    text for dislike(1) text for like(0)

    سلام.
    من مادری هستم زیاد عاطفی و مهربان ..تمام کارهای منزل و دخترم را به تنهایی انجام میدهم.و مدام دنبالش هستم.اما …دختری ١٣ ساله دارم که بسیار رفتاری تند با من داره اما با پدرش بسیار مهربان و عالیست.چه باید کنم تا رفتار بهتر و محبت آمیزتری با من نیز داشته باشد.این موضوع بسیار برایم سخت و غیر قابل تحمل شده….

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *