مادرانی که به دخترانشان حسادت می‌کنند

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (بدون امتیاز)
Loading...

مطالب مرتبط

25 دیدگاه

  1. باران says:
    text for dislike(0) text for like(4)

    وای خدای من. من موندم توودین ما این همه گفتن احترام به پدر و مادر و محبت به پدر و مادر،چرا یه بار نمیان راجع به رفتار بد والدین با بچه ها بگن؟؟؟واقعا پدر و مادرایی داریم که نیاز به آگاهی دارن. بچه واقعا گمراه میشه و همیشه احساس گناه داره. چرا؟چون پدر یا مادرش دوسش ندلرن فقط بخاطر حسادت!واقعا باورش برای بچه تلخ و غم انگیز و سخته. خدا خودش کمک کنه

  2. text for dislike(1) text for like(1)

    سلام
    آفرین به زمان..چه مهارتی
    ی زمانی خیلی اتفاقی این سایت رو پیدا کردم
    نوشته بود..مادرم به من حسادت میکنه!!!..
    اون لحظه با خودم گفتم عجب آدمایی پیدا میشه مگه میشه مادر آدم به آدم حسادت کنه؟؟؟
    اینجاس که میگن به هر چی تعجب کنی سرت میاد
    من الان ۱۸ سالمه و به طور وحشناکی تحت تاثیر حسادت های بی جا و مسخرهی مادرم هستم..
    و ماسفانه به بیشترین چیزی که حساسم حسادت هستش
    البته من مادر خودشیفته ای ندارم ولی حس میکنم عقده های دوران نوجوانیشو خالی میکنه
    حتی بدتر از ی دشمن خونیه چون دائم کنارمه و بالا تر از اون مادرمه با کوچیک ترین پیشرفت من ناراحت میشه
    و خودشیفته اصلی پدر بنده هستش
    وضعیت طوریه که کاملا در حسار این دو عزیز قرار گرفتم
    کاش حداقل ی راه حل میدادید/:
    زندگی اینطور که نمیشع…

  3. jknds says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    مادر من هم حسوده ولی زیر زیرکی و موذیانه. هر کاری بکنم میکنه. مدام خودش رو با من مقایسه میکنه. میگه تو که برتری. اصلا مقایسه چه لزومی داره؟ توی مهمونی ها کاملا با من غریبه میشه. نمیذاره من حرف بزنم. اگه حرف بزنم یا با خشم یا با چشم و ابرو حالیم میکنه که خفه شو. با حالت هول شدن مدام جلوی دیگران بهم اشاره میکنه که بینی ت اومده یا موهات رو درست کن. تمام امکانات خونه باید مال اون باشه. حتی کنترل تلویزیون هم اگر دستم باشه و کانالی رو ببینم که دوست دارم زهرمارم میکنه. غذاهایی رو که دوست دارم از عمد خراب درست می کنه. تا حالا برای یه عروسی آرایشگاه نرفتم. همه خواستگارام رو پرونده. حالا هم ۳۰ سالمه. برام دعا کنید بتونم از این خونه جهنمی فرار کنم برم.

  4. donya says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    نمونه هایی که گفتین تازه خوبن. من مادری دارم که از پدرم متنفر بود و به هیچ وجه اجازه حرف زدن با او را به ما نمیداد. وقتی پدرم در خانه شروع به صحبت کردن میکرد با انواع مسخره کردن و دلقک بازی سعی میکرد حواس ما را از او پرت کند. جالب اینجاست که اگر پدرم به من محبت میکرد هم باز حسادت میکرد .حالا هم که پدرم فوت کرده اند و حسرت ارتباط با او به دلمان ماند. واقعا برایم این حجم از حسادت قابل هضم نیست. مادرم به خواهر های خودش هم به شدت حسادت میکند و زندگی آنها را بهتر از خودش میبیند در حالی که این طور نیست. گاهی به کسانی که مادر های نرمال دارند غبطه میخورم

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *