شوهر من مرد خوبی است اما مطمئن نیستم عاشق او باشم

ارسال به دوستان
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (2 امتیاز, میانگین: 2٫50 از 5)
Loading...

مطالب مرتبط

41 دیدگاه

  1. فرزان می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(10)

    مقاله خیلی خوب و مفیدی بود و اگر تکنیکهای افزایش علاقه مفصل تر بیان شود خیلی بهتر است . ..

  2. فاطیما می‌گه:
    text for dislike(80) text for like(15)

    وای خدای من…منم زندگیم مثل این خانومه.شما گفتید مه تلاش کنید و خب ما هم تلاش میکنیم(البته همسزم نمیدونه که فقط دوسش دارم و عاشقش نیستم) ولی تاثیری نداره.زندگیه ما همش خوبه ولی من هیچ تحریک پذیری ای به همسزم ندارم برام مثل دوسته.خیلی خستم از این وضعیت.چون هم نیاز دارم هم حسشو ولی این حس با شوهرم ارضا نمیشه.فقط اولاش خوب بود.شاید عشق من از روی شهوت و نیاز جنسی بوده.البته اینم بگم من عاشق کسی بودم که میدونستم هیچ وقت به هم نمیرسیم اگه ام برسیم زندگیه خوبی نخواهیم داشت.چه کنم من….

    • امید می‌گه:
      text for dislike(0) text for like(0)

      هوســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــران.

    • مرمم می‌گه:
      text for dislike(0) text for like(0)

      قدر زندگیت را بدان. من آرزو دارم مردی مهربان داشته باشم.که دوستم داشته باشه و دوسلش داشته باشم. کمتر فیلم های مزخرف ترکیه ای نگاه کن. دوستات هم عوض کن. فکر نکن مرغ همسایه غازه

  3. Hooman می‌گه:
    text for dislike(13) text for like(124)

    انسان واقعی حتی از وجود همچین تفکراتی در وجود زنان شرمسار میشه. اصل اول در زندگی وفاداریه . اگر زنی زندگی خوبی داره و فقط بخاطر اینکه رابطه جنسیشون یکنواخت شده و خود زن هم هیچ تلاشی برای از بین بردن یکنواختی نمی کنه و تنها راه بیرون آمدن از این شرایط رو بودن با یک نفر دیگه توسط یک رابطه جدید می بینه ٬ این واقعا این تراژدی فوق العاده شرم آوره حتی برای یک رابطه دوست پسر دوست دختری چه برسه به اینکه ازدواج کرده باشند و بچه هم داشته باشند. بهتره بگم بجای این تفکرات مسموم که برای حل مشکل جنسی دنبال کس دیگری هستید بفکر حل مشکل با همون کسی که دوست پسر یا شوهرتونه بگردید. در غیر این صورت شما یک انسان هوس باز پست کثیف هستید که هیچ چیز از انسانیت سرتون نمیشه

    • امید می‌گه:
      text for dislike(0) text for like(1)

      دوستان لطفا چکشی برخورد نکنید. تمام دوستان می دونن که این جور حسی یک نوع اختلاله. هیچ کدوم از خانم ها هم نمی خوان در چنین ازدواجی که مرد تمام تلاشش رو می کنه خیانت کنن. بحث سر اینه که در حال حاضر یک اختلالی وجود دراه و باید براش راه حلی پیدا کنیم نه اینکه تقبیحش کنیم…
      دوستان در این موارد بنده پیشنهاد می کنم حتما به یک مشاور مطمئن و کاملا معتمد!!! مراجعه کنید. گاهی وقتا این اختلال به خاطر اختلاف سنی زیاد ایجاد می شه … گاهی وقتا راه حال های خیلی راحتی هم داره مثل استفاده بیشتر از نوعی غذاهای خاص با طبع گرم … برای همراه کردن بدن و ایجاد نیاز در اون برای همراهی با احساسات. گاهی وقتا با تغییر نوع پوشش خانم در خانه قابل حله. گاهی وقتا باید در مورد این موضوع اما به طور کاملا هشیارانه و زیرکانه با شوهر صحبت بشه. این مسائل در عین حساسیت و اهمیت می تونن خیلی ساده حل بشن. برای همین مراجعه به مشاور فراموش نشه و بدونید که خیلی راحت این مشکل قابل حله. ضمنا این مشکل خیلی هم نادر نیست…

  4. سحر می‌گه:
    text for dislike(58) text for like(26)

    زندگی من هم مثل این زن هست با این تفاوت که رابطه من و همسرم مثل دو تا دوست شده و رابطه از بین رفته و همسرم یادش رفته که من یک زن هستم و من با احساسات و عشق و نیازهام با اون ازدواج کردم این هوس بازی نیست کثیف هم نیست آقای هومن ؟ شما با زنت می تونی مثل خواهرت زندگی کنی ؟ یادت میره که میگی انسان ( انسان با تمام نیازهاش ) فقط در این میان ما زنها باید صبور باشیم و زبان باز نکنیم که آخر سر کارمان به گناه بکشه نه باید مشکلات را گفت و برای آن چاره جوبی کرد . مردها از اینکه در مقابل پزشک بگویند دچار ناتوانی چنسی شدند خجالت می کشند اما در مقابل خداوند چه خواهند گفت چون ممکن است همسرشان به گناه بیافتد.

    • آرش می‌گه:
      text for dislike(0) text for like(0)

      بنده از طرز تفکر غلط مردم کشورم شرمندم. از نظر من واقعا حق با شماست. متاسفانه مردان کشور ما زیاد به نیاز ها در ازدواج نگاه نمی کنن. البته همه ی تلاششون رو می کنن و از نظر اخلاقیات و رعایت حال همسر از بقیه ی کشورها هیچ کم ندارند ولی متاسفانه زمان رفع نیازها به خصوص نیاز های عاطفی و بعد از اون نیاز های جنسی که می رسه … انگار نه انگار که این همه دین ما روی این موضوع تاکید کرده … نیاز اگه به شیوه ی صحیحش پاسخ داده نشه حتما مشکل ایجاد می کنه هم برای خانم و هم برای آقا

  5. استار می‌گه:
    text for dislike(6) text for like(9)

    واقعا فکر نمی کردم تو ایران همچین نمونه هایی وجود داشته باشه

  6. رضا می‌گه:
    text for dislike(4) text for like(23)

    یکنواختی در رابطه های جنسی برای همه زوج ها اتفاق میوفته.شما اگر از شریک زندگیتون جدا بشید و با شخص جدید رابطه برقرار کنید بعد از یک مدت دوباره این رابطه یکنواخت میشه ودوباره باشخص جدید و این ماجرا همچنان ادامه دارد.بنظر من نباید حوسرانی را با مشکلات زناشوی اشتباه بگیرید و خودتونو گول بزنید.

  7. Hooman می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(24)

    متاسفانه فرهنگ جامعه داره به سمتی پیش میره که زوج ها بجای حل مشکلات دنبال راه های پر هیجان تر و آسان تر که همان پیدا کردن فرد جدید در زندگیشون هست پیش می ره. سحر خانم همه ی ما نیاز هایی داریم که همشون هم محترم هستند و باید براورده شوند ولی اگر همسر شما مشکلی مثل زود انزالی داشته باشه و اوایل بخاطر رودربایستی یا خجالت از رفتن به دکتر امتناع کند شما هم تنها کاری که می کنید فقط تنها گذاشتن او با مشکل جنسی اوست و تنها راه چاره را داشتن رابطه جنسی با شریک جنسی جدید جستجو می کنید! این راه حل شماست ولی من سعی می کنم تا جایی که شده بجنگم و شوهرمو تشویق کنم که به اشکال مختلف مشکل را حل کند. من مطمئنم حل مشکل بسیار قشنگتر از شروع رابطه جدید با یک پارتنر جدیده اونم صرفا بخاطر مشکلات قابل حلی اینچنینی! اصلا را دور نرید اگر خدای نکرده شما مشکل داشته باشید و مثلا بچه دار نشوید آیا درسته که صرفا بخاطر این دلیل شوهر عزیزتون ترکتون کنه؟! مسلما نه. من فقط میگم قدر همو بدونید و این تفکرات را از سر بیرون کنید. قشنگی زندگی به بودن و موندن با هم تو همین شرایط سخته و گرنه هر کسی می تونه آدم را در شرایط بد تنها بذاره و اون وقتکه همسر آدم با دیگران هیچ فرقی نداره و اون روز مرگ ارزشها خواد بود

    • آرش می‌گه:
      text for dislike(0) text for like(0)

      آقا هومن شما برای چی انگیزه خوانی می کنید؟ چه کسی گفت زنان مسلمان ایرانی وقتی با مشکل در رابطه زناشویی برخورد می کنن به فکر تغییر شریک جنسیشون می یفتن؟ اصلا این طور نیست. گاهی در بین زوج ها مسائلی وجود داره و اکثرا این ما مردها هستیم که به جای شنیدن و تلاش برای حلش اکثرا پشت می کنیم و مسئله رو نادیده می گیریم. یا کم توجهی می کنیم. چون نمی خوایم قبول کنیم که انسان کاملی نیستیم و باید برای حل این مشکل تلاش کنیم… گاهی این موضوع باعث می شه تا یک خانم در کل زندگیش به خاطر وابستگی های عاطفی اش، به خاطر خانوادش و خاطر بی ادراک بودن شوهرش تا آخر عمر از یک حلال خدا محروم بشه. این مشکل ما مردهاست. بدون توجه به نیازها و منظور همسرمون سریع محکومشون می کنیم. و حتی گاهی هم حکم ظالمانه اجرا می کنیم.

  8. . می‌گه:
    text for dislike(5) text for like(30)

    این عمل واسه زن زشت و کثیفه.اما اگه همین کارو یه مرد انجام بده واسش عیب نیس و همه میگن لابد زنش واسش کم گذاشته.همه میگن این نیاز مرد هست و باید ارضا بشه.چقدر بین زن و مرد و قضاوت بین زن و مرد تفاوت میذارن.

  9. فرهاد از تهران می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(6)

    با سلام و تشکر
    مقاله خیلی خوبی بود- امیدوارم بتوانیم و بلد باشیم که چگونه عشق بورزیم و چطور فیتیله عشق خاموش شده خود را دوباره با کبریت یاد آوری از خاطرات خوب گذشته روشن کنیم

  10. آوا می‌گه:
    text for dislike(9) text for like(6)

    مگه همه چی سکسه ؟ انسانیت یک نفر را زیر سوال ببریم به خاطر روابط جنسی. حتی اگه رابطه مثل خواهر و برادر باشه ، میشه درستش کرد و با عشق ادامه داد. مگه تا چند سال میتونید رابطه جنسی داشته باشید وبلاخره اونچه میمونه همون رابطه عاطفی و احساسیه.

    • آرمیتا می‌گه:
      text for dislike(0) text for like(0)

      هر چیزی سر جای خودش و به جای خودش لازمه. من دوستای زیادی دارم که ازاین مشکل رنج می برن ولی چون همسرشون نه حاضره گوش کنه و نه با این مسئله منطقی برخورد می کنه و نه حتی حاضره بره مشاوره مشکلشون حل نشده. اصلا سخت نیست. مردا باید بیشتر گوش کنن. بیشتر سعی کنن. گاهی از خود گذشتگی در روابط جنسی داشته باشن و بپذیرن که خانم ها هم مثل اونها نیاز جنسی دارن. هرچند که نیاز جنسی خانم ها بلند مدت و عمیقه اما نیاز آقایان بیشتر کوتاه مدت و سطحی. و در این رابطه به خانم ها خیلی کم توجهی می شه. البته این مشکل رو بیشتر خانم های کارمند با همسرشون دارن تا خانم های خانه دار. جالبه!

  11. آوا از تهران می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(22)

    قدر مرد خوب زندگیتون را بدونید. مرد خوب کم پیدا میشه و اگه از دستش بدید ، یه آکله پیدا میشه که ببرتش و به قول معروف(علی میمونه و حوضش) . دچار توهم نشید، مرد خوب زندگیتون را دو دستی بچسبید.

  12. امید می‌گه:
    text for dislike(23) text for like(3)

    شهــــــــــــــــــــــــــــــــوت پرست.

    • احمد می‌گه:
      text for dislike(0) text for like(0)

      رفیق به جای اتهام زدن یه لحظه منطقی فکر کن. همین رفتار های ماست که باعث می شه زن ها نتونن بهمون اعتماد کنن و حرفی که باید اول خودشون به ما می گفتن و ته کار از زبون یه غریبه بشنویم. به جای برچسب زدن یه خورده درک متقابل رو بالا ببریم.

  13. عاطفه می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(12)

    به نظر من دوست داشتن خیلی مهمتر از عشقه.برای زندگی مشترک ایده ال لازمه هر دو طرف فداکاری کنند

  14. سحر می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(25)

    متاسفم که مردم ندانسته مثل این آقای محترم ( هومن ) فقط تهمت می زنند من بارها به جای همسرم پیش پزشک رفتم اما همسرم حاضر نشد خودش بره و من با وجود مشکلی که داریم خیلی دوستش دارم و هیچ وقت هیچ فردی رو جایگزین اون نخواهم کرد و براش احترام زیادی قائل هستم و فرد دیگری در زندگی من نیست و هزاران زن من مثل هستند که با وجود مشکلات با همسرشان با وفاداری زندگی می کنند ضمناً وفاداری نباید جنسی باشه بلکه باید هم روحی باشه هم جسمی. ای کاش به جای تهمت زدن سعی در این داشته باشیم واقعیت ها را بگیم تا هیچ کس فکر نکنه که مثلاً ناتوانی جنسی تابو هست و نتونه حتی پیش پزشک بره تا وقتی مردم این طور فکر میکنند هیچ زنی یا مردی نمی تونه بره به دکترش بگه من مشکل دارم بعد خیانت و هزاران گناه زیاد میشه. مردم ما زود قضاوت می کنند و بعد تهمت می زنند و بدون محاکمه حکم اجرا می کنند ؟؟؟؟

    • رزیتا می‌گه:
      text for dislike(0) text for like(0)

      چقدر حاج آقا دهنوی در برنامه گلبرگ زندگی گفت در رابطه با طبع گرم و طبع سرد از خواستگارتان سوال کنید.شوهر شما طبعش سرده متاسفانه. خجالت را باید کنار گذاشت در دوران نامزدی حتما بپرسید یا جلسه آخر خواستگاری هر چند از چشم میشه فهمید.من قشنگ متوجه میشم.

  15. محیا می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(7)

    دوستای عزیزم یه ابهام خیلی بزرگ تو زندگیم پیش اومده و داره از پا میندازتم هیچ جوابی براش ندارم .لطفا راهنمائیم کنین:۶-۷ ماهه که یکی از همکارام بهم ابراز علاقه کرده و خیلی هم تابلو شده ینی دورو بریاشم فهمیدن قضیه رو.(نوع کارمون جوریه که برخورد کمی داریم)با وجود ۳۳ سال سن میبینتم مثل پسر بچه ها دستو پاشو گم میکنه هل میشه وخشکش میزنه هر جا هستم به یه بهونه ای پیداش میشه خلاصه انقدر ازش دیدم که برای( اولین بار تو زندگیم منم عاشقش شدم)امارشو در اوردم مذهبی معروف به چشم پاکی خیلی وظیفه شناس خلاصه بچه +.اما…دیروز خبرم کردن که متاهله…میشه همچین چیزی؟؟آقایون متاهل جواب بدن .میشه یه پسر ۳۲-۳ ساله با این ویجگی ها که همه رو چش پاکیش قسم میخورن ,زیارت عاشوراش ترک نمیشه دو دفه عاشق شه؟؟؟یا…کلا چه مرگشه یکی منو راهنمایی کنه بعد ۲۴ سال به خودم اجازه دادم کسی رو دوست داشته باشم اما حالا …

    • آرش کمان گیر می‌گه:
      text for dislike(1) text for like(0)

      میشه یه پسر ۳۲-۳ ساله با این ویژگی ها که همه رو چش پاکیش قسم میخورن ,زیارت عاشوراش ترک نمیشه دو دفه عاشق شه؟؟؟ مگه عاشقی این چیزایی که شما نوشتی میشناسه ؟ سریال میوه ممنوعه یادت نیست ؟

    • رها می‌گه:
      text for dislike(0) text for like(0)

      محیای عزیز، آقایون متأهلی که دنبال تجدید فراش هستند دوحالت دارن: یا اینکه تو زندگیشون مشکلاتی دارن و دنبال جایگزین مناسبتر از همسرشون هستند و یا اینکه تنوع طلبیشون زیاده و نمیتونن و یا سعی نمیکنن که این حس رو تو وجودشون کنترل کنند. حالا این آقای همکار شما هم خدا میدونه شامل کدوم دسته میشه، اما خیلی احتیاط کن. گرچه از من به شما نصیحت داشتن اخلاق با دیانت فرق میکنه یه استاد اخلاق داشتیم که خیلی محترم بودند. در بحث معیارهای ازدواج می گفتند که داشتن اخلاق مهمتر از دیانت فرد هست. چه بسا افرادی هستند که واجبات و مستحباتشون رو به نحو احسن انجام میدند اما در زندگی با اونا به مشکل بر میخوریم. مثل نامزد خواهرم که با وجود سن ۳۲سال و سواد دکترا هیچی از مسائل زناشویی نمیدونست و به جای بالا بردن اطلاعات، به خاطر مسأله کوچک زنانگی( مشکل قارچی که شایعه و با دارو سریع رفع میشه) که برای خواهرم پیش اومده بود تهمت بی اساس رابطه جنسی نامشروع زد که همه افرادی که در نزدیکان فهمیدند لعنتش می کردند.(الهی خدا حقشو کف دستش بذاره…). این شخص نماز صبحش رو هم جماعت میخوند!!! اما خیلی راحت دروغ میگه، تهمت میزنه، غیبت میکنه و… به نظر من واقع بین باش و کاملاً طرفتو بشناس. احساسی به قضیه نگاه نکن. با صحبت واقعا ببین چه مرگشه و شاید مشکلش با همسرش قابل حله اما تلاشی نمیکنه براش.

  16. مهدی می‌گه:
    text for dislike(7) text for like(11)

    یک بار دزدکی با هم رفتیم سینما و من دو ساعت تمام به جای فیلم او را تماشا کردم. دو سال گذشت. جیبهایم خالی بود و من هنوز عاشق فروغ بودم. گرسنگی از یادم رفته بود.
    یک روز فروغ پرسید: «کی ازدواج می کنیم؟» گفتم: «اگر ازدواج کردیم دیگر به جای تو باید به قبض های آب و برق و تلفن و قسط های عقب افتادۀ بانک و تعمیر کولر آبی و بخاری و آبگرمکن و اجاره نامه و اجاره نامه و اجاره نامه و شغل دوم و سوم و دویدن دنبال یک لقمۀ نان از کلۀ سحر تا بوق سگ و گرسنگی و جیبهای خالی و خستگی و کسالت و تکرار و تکرار و تکرار و مرگ فکر کنم،. . . .
    و تو به جای عشق باید دنبال آشپزی و خیاطی و جارو و شستن و خرید و میهمانی و نق و نوق بچه و ماشین لباسشوئی و جارو برقی و اتو و فریزر و فریزر و فریزر باشی.. . .
    هر دومان یخ می زنیم. بیشتر از حالا پیش همیم اما کمتر از حالا همدیگر را می بینیم. نمی توانیم ببینیم. فرصت حرف زدن با هم را نداریم. در سیالۀ زندگی دست و پا می زنیم، غرق می شویم و جز دلسوزی برای یک دیگر کاری از دستمان ساخته نیست. عشق از یادمان می رود و گرسنگی جایش را می گیرد!
    (عشق روی پیاده رو، مصطفی مستور)

  17. مریم می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(12)

    محیا جان محلش نذار . در هر صورت رسم عاشقی نیست با یک دل دو دلبر داشتن. به خاطر زنش خودت را جاش بذار.گناه داره

    • محیا می‌گه:
      text for dislike(0) text for like(0)

      ممنون مریم جان .من کاریش ندارم به خدا از وقتی قضیه رو فهمیدم نگاشم نمیکنم بیشتر از خودم نگران زن و زندگیی طرفم .از یه طرف احساس گناه از یه طرف شکستن خودم

  18. محمد می‌گه:
    text for dislike(8) text for like(3)

    البته من مجردم و نظر شخصی منه.
    به نظر من هرچی کم محلی کنی , طرف بیشتر به سمتت جذب میشه.اون حتما یه مشکلی توی زندگیش داره که نمیتونه به روش درست حلش کنه.به نظر من برای حل مشکل از نقطه (قوت | ضعفش) استفاده کن یعنی اعتقاداتش . بهش بگو اگه مشکلی با زنش داره تو میتونی کمک کنی که حلش کنید (حتی پای همکاراتونم وسط بکش), یه جورایی رفتار خواهرانه باهاش داشته باش یعنی جوری که احساس کنه تو جای خواهرش هستی.وقتی احساس کنه که رابطه شما مثل خواهر برادر هست ( نه دوست ) حس گناهش از بین میره و کم کم خودش هم به این سمت سوق پیدا میکنه .(البته در صورتی که همیشه حرف خانمش رو وسط بکشی طوری که مجبور بشه از خانمش حرف بزنه , قضیه برعکس نشه) بعدش باید یه کاری کنی که قدر زندگی الانشو با خانمش بدونه.
    و کلی کارای دیگه که اگه خودت هم فکر کنی میتونی بهشون برسی .
    اما اگه بخواهید هم میتونید بدون اینکه نشونی بذارید محل کارتون رو عوض کنید.
    گرچه فکر نمیکنم با مدتی که اونجا کار میکنید به راحتی بتونید اونجارو ترک کنید.

    نهایت این تجربه اینه که از لحاظ روحی به شما ضربه وارد میشه.
    با روش اول طرف مشکل کمتری تجربه میکنه ولی به تدریج مشکل طرف حل میشه. ولی روش دوم ممکنه باعث از بین رفتن زندگی طرف بشه.

    همه اینا نظر شخصی من بود و ممکنه اشتباه گفته باشم.

    • یک خانم متاهل می‌گه:
      text for dislike(0) text for like(1)

      شرمنده ولی بدترین پیشنهادو کردین شما. آقایون خواهر برادری یرسون نمی شه. توهین نمی کنم اکثرا اینجورین مخصوصا این بنده خدا که عاشق شده حاضره برای اینکه بیشتر با محیا خانم باشه همش راجع به خاومش حرف بزنه که بهانه باشه برای دیدن و حرف زدن با ایشون. کلا رابطه ای برقرار نکن نه خواهرانه نه چیز دیگری.

  19. یک خانم می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(10)

    انگار این مقاله درمورد زندگی منه با وجود یک بچه دو ساله با شوهرم مثل دوتادوست زندگی می کنیم رابطه جنسی که هیچ حتی باهم حرف هم نمی زنیم به هم احترام می گذاریم اما نه وقت حرف و رابطه داریم نه حسشو با به بچه می رسیم یا تلویزیون می بینیم از دور زندگیمون قشنگه ولی هیچ علاقه و عشقی توش پیدا نمی شه.چندبار به جدایی فکر کردم اما بعدش چی؟ تو ایران یه خانوم بعد از طلاق اوضاعش بدتر میشه پس به همین زندگی ادامه میدیم مگه چندسال قراره عمر کنیم؟؟!!!

  20. شیرین می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(2)

    ناتوانی جنسی آقایان اون قدر شده که ۶۰ درصد طلاق های ایران به همین جهت است یکی از شروط عقد توانایی در برقراری رابطه و عقیم نبودن هر دو طرف است اما خانم ها مجبورند چشم هاشون رو به خاطر بچه ها بعد حرف مردم و جامعه به این نیاز و خواسته انسانی خودشون ببندند . آقایان چشم هاتون رو باز کنید روزی میرسه توی ایران مرد سالمی وجود نداشته باشه با این روشی که شما دنبال کردید. سر مرد ایرانی چه بلایی اومده ؟

  21. امید می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(7)

    همسر عزیزم!
    برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی
    برای همه وقت هایی که به حرف هایم گوش کردی
    برای همه وقت هایی که به من شهامت و جرأت دادی
    برای همه وقت هایی که با من شریک شدی
    برای همه وقت هایی که با من به گردش آمدی
    برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی
    برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی
    برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی
    برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من هستی
    برای همه وقت هایی که گفتی “دوستت دارم”
    برای همه وقت هایی که در فکر من بودی
    برای همه وقت هایی که برایم شادی آوردی
    برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی
    برای همه وقت هایی که دلتنگم بودی
    برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی
    برای همه وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی
    به خاطرهمه این ها از تو ممنونم .

  22. سحر می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(7)

    امروز بعد از کلی مشاوره خودم به مطب متخصص ارولوژی رفتم و ایشان برای همسرم سه جور دارو تجویز کرد و من هم برای راهنمایی بیشتر باید پیش یه مشاور که تخصص در امور سکس و زناشوئی دارد بروم تا حالا نمی دانستم که خودم هم در این مسائل مشکل دارم و تازه فهمیدم که من هم یه طرف قضیه بودم و همش با خجالت به قضیه نگاه میکردم. خیلی از کتابها و مقالات در مورد این مسائل حرفی به میان نیاورده اند. احساس میکنم امیدم به زندگی بیشتر شده و امیدوارم همسرم هم در راه درمان با من همکاری کنه چون دوست ندارم زندگی که با زحمت به دست آوردم و همچنین عشق او را از دست بدهم.

  23. مری می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(2)

    بسمه تعالی
    سلام
    باید در این مواقع فکر کنید اگر طرف مقابلتون هم چنین احساسی داشته باشه چه می کنید
    و اینکه مراحل زندگی اول شناخت که بسیار هیجان انگیزه و باعث استحکام زندگی می شه و در این مرحله مردم سعی می کنن شباهت های بین خودشون رو پیدا کنن
    در مرحله بعد که انسان واردش میشه دوره سکون هستش که باید هر دو نفر به راحتی از آن عبور کنند تقریبا در چند سال اول زندگی است.که انسان در این سالها باید برای زندگی تلاش بیشتری کند و خاطرات گذشته را مرور کند
    یک خاطره در یک عروسی بودیم کنار من یک خانم نشسته بود معلوم بود که مجرد نیست و انگار دو تا بچه هم داشت توجه زیادی به عروس و داماد داشت تا در انتهای مراسم که عروس داماد با هم پای کوبی و فیلم های عاشقانه عروس و داماد وانتهای مراسم رسید خانم گفت :انسان هوس می کنه دوباره ازدواج کنه بعد به شوهرش گفت بیا دوباره ازدواج کنیم منم از این نوع مراسم می خوام
    حالا حرف من این است لازمه اول زندگی شور و هیجان است و لازمه ادامه زندگی سکون و نگه داشتن داشته های زندگی است

  24. مجید می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    جالب بود…

  25. مینا می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام.جالب بود.ناراحت میشم که میبینم زندگیهایی مشابه هم داریم.من عاشق همسرم نبودم.و خیلی ناخاسته این این ازدواج برام پیش اومد.همسرم بی نهایت دوسم داره .حتی راضیه دوس پسر داشته باشم ولی ازش جدا نشم.منم نمیخام جداشم.ولی ب هیچ وجه نمیتونه تحریکم کنه.احساس عشق بهش ندارم.البته ما هنوز دوران عقد هستیم. نمیدونم جیکار کنم.فقط میدونم زندگیمو تباه میکنم. ولی بخاطر موقعیت اجتماعی خانواده هامون مجبورم تظاهر به خوشبختی کنم.
    من کس خای توو زندگیم نبوده که بگم بخاطر اون شخص سردم. فقط از لحاظ ظاهری همسرم ایده ال نیس. دوس داشتم همسرم زمخت و خشن تند و عبوسباشه.ولی این برعکسه. مهربون و نازک نارنجی .چیکااااااااااااااااااااار کنم خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

  26. هلیا می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    منم عقد کردم و از اول ازدواجمون به همسرم میلی نداشتمو چار استرس بودم.من به همسرم علاقه دارم.اونم منو دوست داره یشتر اوقاتکه پیش هم هستیم امابرخلاف زوجای تازه عقد کرده شورو هیجانمون خیلی تو رابطه کمه و خیلی وقتا شده کنار هم.میخواییم.ولی باهم رابطه نداریم.من خیلی میتزسم که بعد از ازدواج.هم وضع به همین منوال باشه نا گفته نمونه همسرم دچار اختلال خواب شده و خیلی تنت فشار کارای راه انداختن عروسیه و همش فکرش درگیره 

  27. t می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    قلبم میگیره. اصن به فکر ازدوا نیستم وقتی این مطالب رو میخونم. الان دیگه زندگی ها کلا مقایسه شده. یا جن…سی. نگاه به زندگی تعریف دیگه ای گرفته. گاهی اون قدر اوایل ازدواج عاشق و معشوق میشیم که بعد ها اگر کمی از اون برداشته باشیم فکر می کنیم دیگه اون شو هیجان اولیه نیست دیگه عاشق نیستیم!.
    نمیدونم؛ انصافا زندگی کردن توو این دوره زمونه ای که مشاوره خیلی خوب شده راه درست ارتباط بهتره شده اما زندگی کردن توش سخت! چقدر میشه تحمل کرد!.

    شاید تصمیم برای ازدواح نداشته باشم برای مدت ها وقتای این طور مسائل رو می بینم. وقتی می بینم علاوه بر تعهد خیلی فاکتورهای دیکگه ای که توو وجودت نیست و نیاز هم نیست که حتما داشته باشیش رو باید!! داشته باشی تا زندگیت خراب نشه! ادم رو به چاه ای می بره که دیگه چه چیزی نیازه برای یه زندکگی ساده!! ولی در عین حال کمی عاشقونه و مهربانانه!. وفاداری؟ حس آرامش دادن؟ تفریح کردن؟ چی؟

    مردم دوست دارن تجربه های جدیدی و احساس کنن و این بزرگ ترین مشکل توو زندگیه. مقایسه یه زندگی با دوستان طلاق گرفته به هیچ وجه درست نیست. شور و هیجان گاذب همیشه وجود داره و بعد حس پشیمونی!

    خداااااا چی میشه آخرش؟

  28. بهاروند می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    از اولین روزی که همسرم رادیدم تاالان که دوسال از ازدواجمان گذشته است هنوز عاشق همسرم نشده ام وهمین مرا آزار میدهد درحالی که شوهرم ویژگی های خوب زیاد دارد.دیوانه شدم بخدا بین ما علاقه نیست ومجبور به ادامه هستیم ومجبورم خودم را عاشق جا بزنم در حالی که خدا میداند نیستم.

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *