آگهی
www.mardoman.net

توجه: استفاده از کلیه مقالات و مطالب سایت مردمان در مجلات، روزنامه ها، سایتهای تـجـاری، برنامه های تلویزیونی و غیره مـنـوط به دریـافـت اجـازه کـتـبـی بـوده و هـر گونه کپی برداری غیرمجاز، پیگرد قانونی خواهد داشت. جهت ارتباط با ما اینجا کلیک کنید.

فلسفه عشق در روابط زناشویی

 

همانطور که همه ما می دانیم، نمی توانیم بدون اینکه اول خودمان را دوست داشته باشیم، کس دیگری را دوست بداریم. آیا می دانستید که عشق، یک انتخاب است؟ ما انتخاب می کنیم که دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم. به همین سادگی. اما من فکر میکنم که انتخاب "دوست نداشتن"، خودِ واقعی ما نیست. این خودِ دوست نداشتن در عصبانیت، قضاوت، خشم، کینه و همه آن چیزهایی که اجازه می دهیم در دوست داشتن ما دخالت کنند، غرق شده است. آسیب ها و زخم هایی که قبلاً خورده ایم را فراموش نمی کنیم. این زخم ها هستند که تعیین می کنند که باشیم و نسبت به افراد پیرامونمان چطور واکنش نشان دهیم. اختیار یک الکلی دست مشروب است و اختیار فرد زخم خورده دستِ کینه.

 

همسرم همیشه به من می گفت، "من تو رو دوست دارم ولی آن بیماری را دوست ندارم." منظور او این بود که من را به خاطر آنچه که هستم دوست دارد نه آن فرد الکلی درونم. فرد الکلی درون من هم نمی توانست کسی را دوست داشته باشد. من آدمی خودخواه و سرد بودم. آنقدر غرق در اعتیاد درون خود بود که نمی توانستم هیچ محبتی به همسرم نشان دهم. افکارم تاحدی خراب بود که فکر می کردم این اوست که باید خودش را بیشتر وقف من کند.

 

اینگونه است که اجازه می دهیم احساسات و افکارمان، دوستداشتن ها و عشقمان را کنترل کنند. کسی که احساساتش او را کنترل می کند نمی تواند کس دیگری را دوست داشته باشد. متاسفانه، خیلی از ما نمی توانیم به خاطر احساسات منفیمان، کسی را به درستی دوست داشته باشیم. به خاطر همین است که می گویم کنترل اینکه چه چیز وارد  قلبمان و مغزمان می شود خیلی مهم است.

 

در ازدواج هم خیلی از ما نمی توانیم به طرفمان عشق بدهیم تا زمانیکه می فهمیم این راهی که انتخاب کرده ایم تنها راه ممکن و بهترین راه نیست. احساسات باعث می شود چیزهایی در همسرمان ببینیم که موجب می شود به موشکافی او بپردازیم. اما موشکافی کردن احساسات و تجربه های همسر هیچ کمکی به این فرایند عشق ورزی نمی کند. اکثر زوج ها وقتی ادعا می کنند که همدیگر را دوست دارند، این دوست داشتن آن چیزی است که تصور می کنند، نه واقعیت. اینها عشق های دروغی و خودِ دروغی آنهاست. واقعی نیست.

 

اگر بخواهید کس دیگری را واقعاً دوست داشته باشیم، باید اول خودمان را دوست بداریم. دوست داشتن همسرمان یعنی چیزی از خودمان را به او بدهیم، درست است؟ عشق دادن است، بخشیدن است. واقعاً به همین سادگی. من فکر می کنم این دادن و بخشیدن را به همسرمان باید زمانی انجام دهیم که اصلاً میلی به آن نداریم.

 

روی دیگر سکه هم این است که نباید هیچوقت خودمان را تغییر داده و همانی شویم که همسرمان می خواهد. اگر اینکار را انجام دهیم، دیگر بیشتر به دلقکی شبیه و بسیار خسته کننده خواهیم شد.

 

باید طوری تغییر کنیم که همانی بشویم که واقعاً هستیم. قدرت ما برای عشق وزیدن بیشتر از آن چیزی است که به خودمان اجازه می دهیم. ما از اینکه خودمان باشیم آنقدر می ترسیم که سعی می کنیم همانی شویم که همسرمان می خواهد، حتی اگر اصلاً آن شخصیت را دوست نداشته باشیم.

 

دلیل اینکه خود واقعی شما با احساسات واقعیتان بیرون نمی آید، آن کوله بار احساسی یعنی خشم است. اگر به آن اجازه دهید، خشم و کینه سالهای سال در قلب شما می ماند، چون شما قادر نیستید ببخشید و فراموش کنید.

 

و وقتی که نمی بخشیم، چه اتفاقی می افتد؟ موجب خجالت، شرمندگی، احساس گناه، و عصبانیت می شود و ظرفیت عشق ورزیدنمان پایین می آید. واقعیت این است که نمی توان به طور کل فراموش کرد، اما می توان بخشید.

 

من شدیداً اعتقاد دارم که چیزی که در قلبمان تولید می شود به عمل می رسد. ظرفیت ما برای عشق ورزیدن برابر با صداقتی است که با خودمان داریم. شاید وقتی نمی توانیم همسرمان را ببخشیم، خیلی با خودمان یا با خدای خود روراست نباشیم. وقتی به طور کامل همسرمان را بخشیدیم، آنوقت دیگر زخم ها و صدمه های گذشته را احساس نمی کنیم. آزاد می شویم و کنترل احساساتمان دست خودمان می آید. رشد معنوی و احساسی ما آغاز شده و می توانیم عشق را با وسعت زیاد تجربه کنیم.

 

می بینید، واقعاً مهم نیست که دیگران چه فکری در مورد ما می کنند، آنچه مهم است این است که خودمان چه فکری درباره خودمان می کنیم. بخشش باعث می شود بفهمیم این قدرت را داریم که با کمک خداوند با احساساتمان کنار بیاییم. وقتی از ته قلب کسی را می بخشیم، آنوقت می فهمیم که خدا می خواسته ما چگونه باشیم و خودمان را دوست خواهیم داشت.

 

می توانیم انتخاب کنیم که ببخشیم و بخشش عشق است. از بخشیدن همسرتان نترسید. او را ببخشید و دوست داشته باشید. عشق واقعی با بخشش و پذیرش ایجاد می شود. و وقتی همه آنهایی را که باید ببخشید، می بخشید، آنوقت می توانید آزادانه خودتان و آنها را دوست داشته باشید.

لطفاً با خرید CD مردمان از سایت خود حمایت کنید. در صورت حمایت از ما: شاهد مقالات و مطالبی بسیار متنوع تر و آموزنده تر برای بهبود زندگیتان خواهد بود. به این منـظور اینجا کـلیک کنید. سایت مردمان متعلق به همه مردمان خوب ایران زمین اسـت.




مقالات مرتبط

• چگونه عشق خود را ابدی کنید؟ • 5 مرحله تکامل عشق • مفاهیم عشق

ارسال برای دوستان


آدرس ایمیل گیرنده:
نام شما :

نظرات

سجاد رحیمی مدیسه

خیلی از ما یه فرد نامناسب رو انتخاب می کنیم و بعد فکر می کنیم که چرا ازدواجون شکست خورد.باید روش مهرورزیدن به فردی رو که به عنوان همسر انتخاب کردیم هم انتخاب کنیم.خیلی آدما دچار افسانه های عشقی می شن.مثلاً این که:عشق حقیقی به همه چیز غلبه می کنه،تنها یه عشق واقعی در این دنیا براشون وجود داره،همسر خوب اونا رو از هر لحاظ ارضا می کنه و یا این که شهوت همون عشقه.رابطه به تفاهم و تعهد نیاز داره.برای دلباختگی یه لحظه کافیه،اما عشق حقیقی به وقت نیاز داره.انسان های زیادی وجود دارن که می تونیم با اونا عشق حقیقی رو تجربه کنیم و خوشبخت بشیم.یه همسر خوب بسیاری از نیازهای ما رو ارضا می کنه،اما نه همه اونا رو.روابط خالی از احساس،هیچ مناسبتی با عشق حقیقی نداره. خیلی انسانها به دلایل نادرستی عاشق می شن:فشار سن،خونواده،دوستان و... .همچنین تنهایی و استیصال،فشار غرائز طبیعی،بی توجهی به زندگی خود،اجتناب از بزرگ شدن،احساس گناه و پر کردن خلأهای احساس و درونی. نباید اشتباه کرد.باید سوالات کافی پرسید و نشونه های هشدار رو در نظر گرفت.سازش زودهنگام خطرناکه.نباید گول مادیات رو خورد و تعهد رو به تفاهم مقدم دونست.روابط یه زن و شوهر یه شبه از هم نمی پاشه.ماه ها و سال ها تیرگی و وخامت انباشته می شه تا نهایتاً عشق بمیره.وقتی یاد بگیریم که دیگران رو با قلبمون ببینیم،فردی رو جذب می کنیم که باهاش تفاهم داریم.تکیه بر مادیات صرف،حماقت محضه.بعضی رابطه ها سرانجامی ندارن:رابطه ای که عشق ورزی طرفین به همدیگه یکسان نباشه،رابطه ای که در اون انسان عاشق توانایی های بالقوه(نه بالفعل)همسرش باشه،رابطه ای که در اون انسان مأمور نجات همسرش باشه و یا این که به طرف مقابلش به چشم آموزگار نگاه کنه،رابطه ای که در اون فردی به دلایل بیرونی شیفته همسرش می شه و یا تفاهم جزئی داشته باشن،رابطه ای که همسر رو به عنوان عکس العملی در برابر یه نفر دیگه انتخاب کنه و... .نباید ترحم رو با عشق اشتباه گرفت. نقطه ضعف هایی مثل اعتیاد،اخلاق بد،روحیه کنترل گری،اختلالات روحی و جنسی و...خیلی خطرناکن.همسر انسان باید از لحاظ روحی قابل دسترس باشه و نباید روحیه خرابی از دوران کودکیش داشته باشه.عوامل دیگه ای هم هستن که خطرناکن:تفاوت سنی فاحش،تفاوت دینی و مذهبی و اختلاف اجتماعی و تحصیلی.شش ویژگی مهم برای انتخاب همسر تعهد به رشد شخصی،باز بودن روحی و احساسی،صداقت،پختگی و مسئولیت پذیری،اعتماد به نفس بالا و نگرش مثبت به زندگی هست.وقتی همسر انسان نتونه احساساتش رو به زبون بیاره،آمادگی یه رابطه گرم و صمیمی رو هم نداره.همسر انسان باید همیشه صادق باشه.اونچه که موجب شکست ازدواج می شه کمبود دوستیه نه عشق و علتش هم اینه که جاذبه،تفاهم و تعهد در نظر گرفته نمی شه.


shahab_meteor

be nazare man in emkan vojod dare ke eshgh dar yek sadome sanie be vojod biad vali ashegh shodan va eshgh varzidan be zaman ehtiaj dare. dar sanie aval ensan asheghe zahere tarafe moghabelesh mishe vali dar toole zaman adam asheghe akhlagh, raftar, kerdar, va adathaye tarafe moghabelesh mishe. va age adam betone chizhai ke dar tarafe moghabelesh on ro azab mide ro nadide begire, eshtebahat va noghate zafe hamsaresho bebine va betoone onaro bebakhshe, mishe goft ke adam asheghe hamsaresh hastesh. dar haghighat hame chi az in bakhsheshi ke bahsesh hastesh shoro mishe. be nazare man age adam kasi ro bebakhshe dar haghighat yek lotfe bozorgi ham be khodesh karde. chonke ba in hesab adam na enregie khodesho, na vaghte khodesho sarfe on matlab mikone. mitone in energio sarfe kari kone ke azash lezat mibare. pas dar haghighat bakhshidane tarafe moghabel ya hamsar va ya harkase dige khodesh yek khoddost dashtan hastesh.


لیلای

شاید من خودم رو خیلی دوست نداشته باشم ولی همسرم رو خیلی دوست دارم . این حرف رو زیاد قبول ندارم . اون موقع هم که می خواستم ازدواج کنم شاید ملاک های مورد نظرم رو بصورت تمام و کمال نداشت ولی بدلم نشست . اوایل ازدواج هم خیلی زود ازش دلگیر می شدم و دو تایی حرف حرف خودمون بود . الان دیگه اونجوریی ها نیست . دعوامون هم که میشه می بینم بازم دوسش دارم . خیلی وقتا که خوابه میشینم نگاش میکنم می بینم یه حسی تو وجودمه که ماورای احساسات هست . دوست داشتن رو با هیچ چیز نمیشه خرید الا با محبت با عشق . به همسرم میگم وقتی که از در می یای تو وقتی با یک لبخند نگاه من میکنی همین برای من بسه تا انرژی بیشتری بگیرم و پرتوان بشم و با نیروی بیشتری ادامه حیات بدم . بقول سجاد تکیه کردن بر مادیات حماقت محضه . درسته مادیات پوشاننده خیلی از مسایل هست . شاید 80 درصد حل کننده باشه ولی بالاتر از مادیات مسایلی هست که با هیچ پولی اونا رو نمیشه جور و جفت کرد .


بهمن

چرا نباید تغییر کرد اگر کسی راه زندگی شو اشتباه بره برای اینکه تغییر نکنه باید راه اشتباهشو ادامه بده تا خود واقعیش باشه من با این نظر مخالفم


رضا 598

به نظر من هم دوست داشتن خود خیلی مهمه و عشق واقعی هیچگاه حتی با مرور زمان کم نمیشه و فقط عیارش بالاتر می‌ره اگه واقعی و از ته قلب باشه.


مجرد علاقمند

من خودم همه ی اینهارو سالهاست که از برم و وقتی به ازدواج و رابطه با فردی به عنوان همسرم فکر می کنم واقعاً نمی توانم مطمئن باشم که اگر به طور واقعی در موقعیت شوهر قرار گیرم در مواقع گوناگون ضمیر نا خودآگاهم چه شخصیتی از من می سازد.


afshin

be nazare man che dokhtar va che pesar ba yad dar ravabeteshan eshgh be yek dighar ra ebraz bokonand chon baesse garmi ravabete khanevadeghi mishavad


عسل

من به این فکر می کنم که هیچوقت نباید اونی بشیم که همسرمون میخواد . من قبل از ازدواج آدم معتقدی بودم . به خدا و دین و پیغمبر. و تا حدی هم خرافاتی بودم در حالیکه همسرم فقط به خدا اعتقاد داره و بس . من بخاطر اینکه می خواستم رضایتش رو جلب کنم سعی کردم مثل اون بشم . اما الان که چند سال گذشته گاهی اوقات احساس گناه می کنم و فکر می کنم از اصل خودم خیلی دور شدم و مقصر هم خودم هستم نه اون :(


بابک

برای فهمیدن درستی یا نادرستی یک مسیر علاو بر خود مسیر نتیجه حاصله نیز کمک میکنه که بفهمیم که آیا واقعا این مسیر درست بوده یانه ؟ اینکه مسیر رو ادامه بدیم یا بایدتغییر مسیر دهیم ؟ کار اشتباهی است اگر فرض برآن بگیریم که این تغییر دیگر دیر است یا اینکه نباید بازخورد عملکردهای خود را بررسی کنیم صرف نظر از اینکه هر عشقی چگون بوجود می آید به نظر من رسیدن به آرامش درونی آن چیزی است که ما در عشق بدنبال آنیم این نشانه خوبی است که شکست یا پیروزی خود را در هر مرحله اززندگی مشترک محک بزنیم پاسخ پرسسش این سوال نتیجه را برای ما روشن خواهد کرد این سوال که آیا ما به آرامش بیشتری رسیده ایم یا نه؟


ka-41

man ham ba nazare reza 598 movafegam.chon adam vagtee betoneh khodesho dost dashteh basheh yany khoda ro dosetdareh va vagty khodro dost dashte basheh be mojodatesh eshgbevarzeh.vahatman in dost dashtan ba dosd dashtanhay mamoly tafavot khahad dasht.va rfte rafteh beshtar o beshtar khahad shod.va eshgee vagee ba nadedan va ba gozashteh zaman kam ke nemesheh balke gostrdeh tar va afzontar vojodeh adamro dar bar dashteh bashe


davood

che khoobe ke adam ba eshghesh zendegi kone ta akhare omresh . man ye eshgh daram ke omidam ine ke be khodam berese


یه خوشحال

عشق واقعی خیلی قشنگ !!! و من همیشه خدا رو شکر میکنم که به من یه عشق و معشوق واقعی داده. و یه همچین عشقی رو واسه همه آرزو میکنم. و کاملا موافقم که آدم برای عاشق کسی بودن باید هر کینه ای رو کنار بزاره و همینطور تمرکز کنه روی خوبی های طرف مقابلش و اینجوریه که زندگی رو واسه خودشو اطرافیانش خوشگل ترمیکنه ... و ای کاش که همه ی عالم متوجه میشدن که کینه و نفرت جز اینکه ضرر برسونه به خود شخص و یا حتی اونو نابود کنه به هیچ دردی نمی خوره . با امید به روزی که هیچ کینه ای وجود نداشته باشه و همه دلها رو عشق فرا بگیره . ممنون از مردمان عزیز.


مرصاد

سلام ایا کسی میتونه به من کمک کنه و پاسخ این سوالمو بده؟ مدتی هست در یک رابطه گیر گرده ام و تقاضای کمک دارم. چطور میشه فهمید که آیا کسی را بخاطر خودش دوست داریم یا شهوت؟


setare

سلام هر طوری که میتوانی از همه لحاظ امتحانش کن تا مطمئن بشی بهش پیشنهادهای جور واجئر بده


نوشتن يک نظر

    پیغام شما :
نام :
آدرس ايميل :
لينک :
کلمه امنیتی :