www.mardoman.net

توجه: استفاده از کلیه مقالات و مطالب سایت مردمان در مجلات، روزنامه ها، سایتها و برنامه های تلویزیونی با ذکر منبع آزاد است.

چطور یک رابطه شکست‌ خورده را ترمیم کنید

خیلی وقت‌ها روابطمان با شکست مواجه می‌شوند. اگر بخاطر کاری که یکی از شما انجام داده یا حرفی که زده، سوءتفاهمی اتفاق بیفتد، می‌تواند رابطه را با شکست روبه‌رو کند.

خوشبختانه چیزهای شکسته شده قابل ترمیم هستند. البته گاهی‌اوقات. وقتی رابطه‌ای خاتمه می‌یابد، باید اول از خودتان سوال کنید آیا این رابطه ارزش نجات دادن را دارد؟ آیا واقعا می‌خواهید آن رابطه را ادامه دهید؟ آیا طرفتان همان کسی است که بخواهید با او بمانید؟ اگر اینطور نیست، پیشنهاد می‌کنیم برای ترمیم رابطه‌تان با او، وقت نگذارید.

از طرف دیگر، اگر برای دوستی و رابطه با آن فرد ارزش قائل هستید و آن رابطه برایتان اهمیت دارد، پس باید به هر طریق ممکن تلاش لازم برای ترمیم آن رابطه را صرف کنید.

سوال اینجاست که چطور باید این کار را انجام دهید؟ اولین کاری که باید بکنید این است که با آن فرد تماس بگیرید و بگویید که برای دوستی با او ارزش قائل هستید و دوست دارید که در این رابطه با او حرف بزنید. برای او توضیح دهید که می‌خواهید سوءتفاهمات را از بین ببرید، حال تقصیر هر کدام از شما بوده باشد. وقت مشخص کردن مقصر نیست، وقت آن است که درکتان را بالا ببرید و به هر راهی که شده برای برقراری یک گفتگو و ارتباط عمیق‌تر زمان بگذارید.

اول اجازه دهید طرف‌مقابلتان نظراتش را مطرح کند. کاری کنید که بفهمد نظراتش برای شما اهمیت دارد. این را خیلی واضح با گفتن، "واقعاً دوست دارم دوباره نظرت را در مورد این موضوع بدانم و قول می‌دهم که حرفت را قطع نکنم چون فکر کنم دفعه قبل وقت کافی برای اینکه همه حرفت را بزنی در اختیارت قرار ندادم" نشان دهید. با این روش، باعث می‌شوید طرف مقابلتان بفهمد که حرف‌هایش برای شما مهم است. وقتی حرف‌های او تمام شد، نوبت شماست که پاسخ دهید.

اولین پاسخ شما باید این باشد که حرف‌هایش را کاملاً فهمیده‌اید و به هیچ‌وجه بعد از آن نباید از کلمه "اما" استفاده کنید. زیرا آوردن این واژه، بخش اول جلمه‌تان را منفی خواهد کرد. استفاده از کلمه "اما" نشان می‌دهد که واقعاً به حرف‌های او گوش نمی‌کرده‌اید و فقط منتظر بوده‌اید که نوبت حرف زدن خودتان شود. می‌توانید جمله اولتان را با چنین جمله‌ای دنبال کنید: "چیزی که درمورد حرفهایت خیلی جالب است یا مهم است یا ..." یا "حرفهایت کاملاً درست هستند و دوست دارم اضافه کنم که..."

از به کار بردن کلمات یا جملات منفی‌کننده مثل "چطور می‌توانستی چنین کاری کنی؟" خودداری کنید.

یک روش خوب دیگر این است که سوال بپرسید: "نظرت درمورد اینکه فردا همدیگر را ملاقات کنیم و درمورد آینده رابطه‌مان حرف بزنیم، چیست؟"، "آیا می‌توانی جزئیات بیشتری درمورد این موضوع مطرح کنی؟" و ... سوالاتی که به باز کردن و روشن کردن هر چه بیشتر این سوءتفاهم کمک کند.

سعی کنید حرف‌هایتان را به طور کامل در این گفتگو مطرح کنید. گاهی اوقات وقتی هر دو طرف فرصت بیان همه حرف‌هایشان را به دست می‌آورند، خودبه‌خود مشکلات و سوءتفاهمات رابطه از بین رفته و رابطه ترمیم می‌شود. حداقل می‌تواند شروع خوبی برای ترمیم رابطه باشد.

وقتی همه اطلاعات لازم را در دسترس داشته باشید، راحت‌تر می‌توانید یک راه‌حل برای داشتن رابطه‌ای بهتر در آینده پیدا کنید.

 توجه: نظرات ارائه شده توسط کاربران صرفاً دیدگاه شخصی آنها بوده و سایت مردمان هیچگونه مسئولیتی در قبال این نظرات ندارد. لطفاً اگر نظری حاوی مطالب توهین آمیز و سایر موارد ناشایست است برای گزارش آن روی لینک مقابل کلیک کنید: گزارش

  • ارسال مقاله
  • چاپ
  • آرشیو مقالات ازدواج و خانواده
  • امتیاز
  • افزودن به علاقه‌مندی‌هاعلاقه مندی


Bookmark and Share

ارسال برای دوستان


آدرس ایمیل گیرنده:
نام شما :

نظرات

nazanin eu ۰۵:۵۴ - ۹۱/۰۳/۱۹
76
113

یه خواهش که از همه دوستان دارم اینه که اگه طرفتون بعد از اتمام یک رابطه دوباره بهتون زنگ زد بهش فرصت حرف زدن رو بدید حتی اگه نمیخواین دوباره به اون رابطه برگردید

پاسخ ها

آرمان ir ۱۲:۲۶ - ۹۲/۰۴/۲۳

پس دل شکسته چی میشه؟

reza ir ۰۷:۲۰ - ۹۱/۰۳/۱۹
35
16

وقتی زبون دو مثقالی هست چرا این همه کدورت باید بین دوتا زوجی باشه که هزاران خاطره باهم داشتند...به قول خود بعضیا کمی به جزئیات زندگی توجه بشه خیلیا قدر حالشون رو می فهمند. قطعا توی هر تصادفی دونفر مقصرن و کافیه یکم کوتاه بیان مهم باور قلبی ماست

kami ir ۱۲:۱۶ - ۹۱/۰۳/۲۰
7
13

oooh khodaie man....hamishe az in sabk maghalateton halam gerefte mishe....

ناهید ir ۱۲:۳۶ - ۹۱/۰۳/۲۰
7
66

چراعاقل کندکاری که بازآردپشیمانی...متشکرازمقاله خوبتون .من اینقدرعاقل هستم که نذارم این مسائل پیش بیادواگرهم پیش اومدبه خوبی مدیریتش میکنم.

پاسخ ها

سیب خان ir ۰۸:۲۹ - ۹۱/۰۳/۲۵

باریکلا به تو .

سیامک ir ۰۵:۲۷ - ۹۳/۰۱/۲۳

آره آره تو مهندسی !!!! تو بهترینی آفرین آفرین!! برنده شدی!

آرش شیرازی ir ۱۲:۳۷ - ۹۱/۰۳/۲۰
32
6

باسلام به همه مردمی ها بعضی وقتا یه سو تفاهم کوچیک مثلا تو یه کلمه باعث کدورت میشه که باید دقت کرد

مرجان ir ۰۱:۵۰ - ۹۱/۰۳/۲۰
7
14

نازنین خانوم این سایت عکس نشون نمیده.شمایه عکس کیفیت بالابگیربعدواسه فیس بوک بزارنه سایت مردمان.

پاسخ ها

به مرجان جون ir ۰۲:۵۸ - ۹۱/۰۳/۲۱

منظورتون رو میشه واضح بگید متوجه نشدیم مردمان چه ربطی به فیس داره

Love us ۰۱:۳۶ - ۹۱/۰۳/۲۰
40
3

اعتمادسازی در یک رابطه بسیار اهمیت داره.اگر اعتمادی از بین رفت بازگشتن به نقطه قبل بسیار دشوار میشه.کاش در همه حال فرصت برطرف کردن سوء تفاهمات رو به هم بدیم و فرصت حرف زدن رو از طرف مقابل نگیریم.اگه بتونیم خودمون رو جای طرف مقابل تصور کنیم و گوش شنوا باشیم،مشکلات مرتفع میشه.اگه فرصت حرف زدن رو ندیم ممکنه واسه همیشه از دستش بدیم و افسوس بخوریم.

مدیسه ir ۰۳:۳۸ - ۹۱/۰۳/۲۰
8
12

ممنون از مردمان بابت درج این مقاله. به اعتقاد من گفتگو و ارتباط حسی توام با صداقت 100% خیلی عالیه. چیزی که این دوره زمونه واقعا کم شده. با تشکر http://sajjadrahimimadiseh.blogfa.com/post-180.aspx دوستی با حضور همیشه نهان...

زهرا ir ۱۰:۴۷ - ۹۱/۰۳/۲۰
33
7

آره درسته حرفاى زده شده تو این مقاله رو قبول دارم فقط یه خواهش از همتون دارم لطفاً وقتى دارین به ترمیم رابطه ى شکست خوردتون مى پردازین اونقدر خودتونو کوچیک نکنین که طرف مقابل حسن نیت شما رو فراموش کنه و خودشو دست بالا بگیره چون به همون نسبت ارزش شما پیشش کم میشه و فکر میکنه هر رفتارى بکنه شما حرفى نخواهید زد حرف بزنید ولى التماس نکنید اگر هم کردید ارزش خودتان را حفظ کنید نمیدونم مقصودم رو رسوندم یا نه!

ناشناس ir ۰۸:۰۹ - ۹۱/۰۳/۲۱
65
4

بعضی وقتها اینجوری نیست حتی خودت هم نمیدونیبرای چی رابطه بهم خورده وقتی هم باهاش صحبت میکنی میبینی کل دلایلی که میاورد فقط یک بهونه است در حقیقت دنبال بهونه بوده چون دیگه دوستت نداره و اینو دراخر تلویحامیگه وبعد میگه من دیگه اون ادم سابق نیستم و نمیتونم به کسی دل بببندم من به درد تو نمیخورم تو هیچ ایرادی نداری خواهش میکنم از من متنفر نشو اونوقت چیکار میکنید؟ فکر میکنید همیشه همه چیز باگفتگو دوستانه حل میشه ؟ وقتی نهایت سعی خودتو میکنی ولی نتیجه نمیده چیکارمیتونی بکنی؟ چقدرمیتونی التماس کنی؟ وقتی نخواد نمیخواد واین روشها همش بیفایده هست...

پاسخ ها

mari a1 ۰۹:۰۸ - ۹۱/۱۲/۰۷

راست می گی کسی که میخواد بره دیگه می ره حتی اگه عاشقش باشی اون می ره چون نمی خواد با تو باشه.... من تو این رابطه ی این چنینی بودم رفت همین و منو با کی خاطره گذاشت

shahrokhi ir ۰۹:۴۹ - ۹۱/۰۳/۲۱
6
10

ممنون از سایت خوبتون....

رنگی ir ۰۷:۳۵ - ۹۱/۰۳/۲۲
26
9

یه رابطه وقتی دیگه شکست خورد دیگه خورده.مخصوصا برخی دخترای مخ پلاستیکی که دیگه گوششون هم کر میشه دیگه هیچی نمیشنون.هر کی که مخالف باشه عقلش تابع احساساتشه و همون بهتر که شکست بخوره.هه

علی gb ۰۲:۲۵ - ۹۱/۰۳/۲۳
33
9

تلاش برای زنده کردنِ یک رابطهِ از دست رفته مثل اینه که بخوای یه چای سردشده رو با ریختن آب جوش گرم کنی نه رنگش مثل اول میشه نه طعمش.....

نغمه ir ۱۲:۳۳ - ۹۱/۰۳/۲۴
6
6

دربه درمثال زدنتم!مقایسه یامثال بایدسنخیت هایی هم داشته باشه انسان اشرف مخلوقات بااین همه پیچیدگی عاطفی روحی روانی و...چه ربطی به چای داره.درضمن اگه توانایی یه سری چیزهایی رونداریدچرااساس یه مسئله رومیبریدزیرسوال وسفسطه میکنید.ناشناس شماهم که کلا معلوم نیست خوبی نیستی .اینطوررفتارهادورازاخلاقه.

مهسا ir ۰۱:۲۳ - ۹۱/۰۳/۲۴
16
8

از یه جایی به بعد ، آدم دیگه دوست نداره همه چی درست شه .. دوست داره همه چی تموم شه ...

به رنگی ir ۰۲:۰۱ - ۹۱/۰۳/۲۴
2
4

ranginak aziz kar del dost dshtane va aghl hesangar .in masaale tabiee k gahi ba ham dar jang bashand va dar moghabel ham gharar brgirand...dar zemn dost aziz dorst harf bezanid bacheha taze vared va javontar az shoma az in sabk harf zadaneton olgo migirand.shaiad hame mesle shoma dar masael atefi natonand inghadr aghlgera amal konand pas tohin be jensiat zan k ehsasesh mamolan bar aghlesh ghalabe dare nakon.

آرش شیرازی ir ۰۳:۱۰ - ۹۱/۰۳/۲۴
21
11

با سلام به همه بعضی وقتا آدما یه دروغ میگن که همون یه دروغ رابطه رو بهم میزنه واقعا چرا آدما دروغ میگن مگه راست بگن بیشتر ضرر میکنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به آرش eu ۰۱:۰۲ - ۹۱/۰۳/۲۴
12
15

چون بعضیا جنبه راست شنیدن رو ندارن

سامان ir ۱۲:۵۶ - ۹۱/۰۳/۲۵
7
5

کسی می تونه به من کمک کنه؟ منم همچین مشکلی دارم ولی نمی دونم چکار باید بکنم.

پاسخ ها

ساراااا ir ۱۱:۴۷ - ۹۱/۰۴/۰۷

منم مثل شما . ما خیلی همو دوست داشتیم ی ک سال و نیم حتی بگم اون بیشتر به یادم بود . اما دفه آخری که رفت پیش خانوادش دیگه نخواست ادامه بدیم و منو بایه دنیا سوال تنها گذاشت .اصلا جواب نمیده . حتی اینم نمیگه بهم بزنیم . دیگه بهم زنگ یا اس نمیده اونی که اونقدر دوسم داشت

به شما ir ۰۲:۲۴ - ۹۱/۰۳/۲۵
8
4

اشتپ میکنید انسان اگه راست بگه نتیجه بهتری میگیره تا دروغ مطمین باشید دروغ آخرش رو میشه و طرف ضایع تر میشه اگه دروغ نتیجه اولیه خوبی داشته باشه آخرش خراب میشه و بر عکس راست گویی هست

A.P ir ۰۴:۴۱ - ۹۱/۰۳/۲۶
9
5

فقط و فقط اگر سوءتفاهم در میون باشه با چنین شیوه ای قابل حل هستش وگرنه برای دروغ , خیانت , حرمت شکنی و ... اصلا جای برگشتی وجود نداره برگشتن به رابطه هایی که به خاطر دلایل بالا از هم پاشیده یعنی آماده باش برای دروغ و خیانت و حرمت شکنی بزرگتر خیلی وقت ها عادت هستش که آدم ها رو به ادامه دادن وادار میکنه نه علاقه , اگر کمی واقع بین باشیم با ادامه ندادن روابط حرمت و اعصاب خودمون و طرفمون رو گرامی داشتیم

به شما ir ۰۸:۰۸ - ۹۱/۰۳/۲۶
4
7

شما که نمیخاین به رابطه برگردی به نظرم کار اشتباهیه که بخاین بزرگواری کنی و جوابی بدی همون ندی بهتره.جهت اطلاع

محمد ir ۰۸:۲۷ - ۹۱/۰۳/۲۷
2
11

سلام من 4ماهه ازدواج کردم ولی بخاطر یه اعتراف همسرم که قبلا یکی دیگه رو دوست داشته و 3 سال با هم رابطه داشتن که بقول خودش فقط در حد رابطه چشمی بوده رابطه مون داره بهم میخوره ولی الان میگه فقط منو دوست داره و خیلی پشیمونه منم دوستش دارم ولی بعضی وقتا خیلی حالم میگیره حتی گریم میگیره لطفا کمکم کنید.

پاسخ ها

nazanin ch ۰۲:۱۵ - ۹۱/۰۳/۲۸

محمد جون بدون که زنت بهت اعتماد داشته و تو رو محرم خودش میدونه که اومده بهت گفته.پس زیاد خودتو اذیت نکن.زندگیتم سر هیچی به هم نزن

مهدی fr ۰۵:۳۴ - ۹۱/۰۴/۱۳

اگر همسرت اومده پیشت و خودش حقیقت رو گقته تو باید با روی خوش ازش استقبال کنی و اتفاقا از این قضیه نتیجه بگیری که اون اولا چقد دوست داره که نتونسته این رو تو دلش نگه داره و ارزش تو براش زیاد بوده که میخواسته هیچی رو ازت پنهان نکنه بعدشم نشون دهنده اینه که حرفش راسته و رابطه سالمی داشته وگرنه خودش نمیومد بهت بگه اونم به این شکل مهم اینه که الان تو رو دوست داره و بهت پایبنده بخاطر هیچی که آدم نباید زندگیشو خراب کنه منم با خانمی قصد ازدواج دارم که دوسال با یکی از اقوام ارتباط تلفنی و بیرون رفتن و هدیه و... داشته ولی فقط در همین حد بوده و ماجرا رو کامل برام تعریف کرد و منم چون میدونم که دختر پاکیه و حرفاش راسته و الانم منو دوست داره و بهم پایبنده برا مشکلی نیست یه نکته ای هم که باید در نظر بگیری و خیلی مهمه اینه که اون زمانی که با اون شخص ارتباط داشته خوب مسلما تو توی زندگیش نبودی و بهت تعهدی نداشته، تنها بوده و اینطوری تصمیم گرفته که به هر دلیل به سرانجام نرسیده و قسمت تو شده مهم اینه که الان با تو و دوست داره و بهت متعهد و پایبنده قدرشو بدون و با این ماجرا منطقی و عادی و بدور از تعصب برخورد کن بابا یه نفر رو دوست داشته، دست خود آدم که نیست مهم اینه که الان دیگه اونو دوست نداره، الان تو رو دوست داره (از دست ما مردا)

lili ir ۰۳:۴۹ - ۹۱/۰۷/۰۹

محمد جان این یادت باشه ما زنا اگه توی رابطه باشیم و کس دیگه ای رو دوست داشته باشیم مطمئن باش اصلا به زبون نمیاریم... پس وقتی زنت انقدر خانومه که صادقانه اومده رابطه قبلیشو بهت گفته مطمئن باش تورو خیلی دوست داره و فقط تورو میخواد وگرنه اصلا این موضوع رو بهت نمیگفت

ashegh us ۱۲:۲۲ - ۹۱/۰۳/۲۷
22
2

خیلی خوبه خانم شما که این قدر صداقت داره.احساس شما هم طبیعیه.چون زندگی و همسرتون رو دوست دارید.دلیلی نداره که زندگیتون رو خراب کنید.اگه دوستش دارید بازم دوستش داشته باشید!چون اونقدر اعتماد داشته به علاقه شما به خودش که این ها رو واستون تعریف کرده.هیچ چیز جای عشق اول رو توی زندگی نمیگیره.(چه واسه خانم چه واسه آقا).چه تقدیر رضایت بده به ازدواجشون و چه نده.

به محمد ir ۰۵:۲۶ - ۹۱/۰۳/۲۷
7
1

آقامحمد واسه یه همچین مسعله ای زندگی خودتو خراب نکن همه تو دوران مجردیشون یه همچین مساعلی دارن از طرفی خانومت انقد باهات صادق بوده و شما واسش مهم بوددی که اومده واست توضیح داده.خودشم ک گفته در حد یه دوستی معمولی بوده و رابطه جدی نداشتن مطمعنا هم تا کالا متوجه شدی ک داره راست میگه یادروغ.پس جای نگرانی نیست.یه. پیشنهادی میکنم ک این موضوع رو اصلا دیگه ب روی خانومت نیار اصلا دلیل نداره این موضوع روپیش بکشی مهم اینه ک اون دوست داره,تو هم همینطور.یه چیز دیگه من چون خودم دخترم اینوبهت بگم ک خانوما وقتی باکسی ک دوست دارن ازدواج میکننحتی اگه قبلش باکسای دیگه ای هم دوست بوده باشن اگه ب همسرشون علاقه داشته باشن هیچ مرد دیگه ای غیر ازهمسرشون واسشون مهم نیست.درنتیجه زندگی قشنگتو واسه یه همچین چیزکوچیکی خراب نکن و سفت بچسب!انقدرم این موضوع رو ب یاد همسرت نیار به دو دلیل:١:خانومت ب این نتیجه میرسه بهش اعتماد نداری٢:انقد اونو یاد دوستی قبلش میندازی ک طرف خودش میفته تو شک که نکنه اشتباه کرده و واقعا عاشق اون,بودهو خودش خبرنداشته.یه پیشنهاد هم ب خانوما:من خودم پزشکی میخونم ازیه روانشناس شنیدم ک میگفت وقتی ک ازدواج کردی همه جوره باهمسرت صادق باش ولی دلیل نداره ک راجع ب روابطی ک قبلا داشتی واسش توضیح بدی مخصوصا. وقتی همسرت روخیلی دوست داری و اتفاق خاصی هم در روابط قبلیت نیفتاده هیچ دلیلی نداره باگفتن اینکه قبلا عاشق کسی بودی همسرت رو ناراحت کنی و باعث بشی بهت شک کنه مخصوصاوقتی همه جوره بهش وفاداری پس هرگز دروغ نگو ولی نیاز نیست همه ی راست هارو هم بگی میتونی حرفی راجع بهش نزنی

آرش شیرازیarashghafarpor@yahoo.com ir ۰۷:۴۳ - ۹۱/۰۳/۲۷
7
2

با سلام به همه چه راه کارهایی میشه داد که رابطه به بن بست نخوره؟؟؟؟؟؟؟اگه خورد چه مهارتهایی داشته باشیم که از این موضوع در بیاییم؟؟/

پاسخ ها

به آرش ch ۰۸:۱۵ - ۹۱/۰۳/۲۸

وقتی کسی کسیو نخواد هیچ کاریش نمیشه کرد.هیچ راهکاری جواب نمیده

بدبخت ir ۰۸:۲۸ - ۹۱/۰۳/۲۷
1
4

1ساله باخانومم اشنا شدم 6ماه نامزد بودیم 2ماهه از عقدمون گذشته یک هفته مونده به عروسیمون زدن زیر همه چیز گفتن طلاق.بدون مشورت با من حرف زدن درخواست طلاق داده هیچ تلاشی واسه حفظ رابطمون نداشت هرچی مادرش گفت گوش کرد تن به اینکار داد.حتی نگت بهم توی خونه مشکل داره خونوادش اذیت میکنن .بنظرم اینا بهونه بود دوسم نداشت فقط داشت بهم عادت میکرد

پفک ir ۰۹:۲۸ - ۹۱/۰۳/۲۷
0
3

در کل خوب بود.ممنون.

lklk ir ۰۲:۴۶ - ۹۱/۰۳/۲۸
1
4

شما دوستش داشتی؟؟؟ کاربدی کردند اگه بدون گفتن دلیل این کار رو کرده باشن.در هر صورت ناراحت نباش با اینکه میدونم خیلی سخته.انشاالله یکی دیگه .

ونوس ir ۰۴:۱۲ - ۹۱/۰۳/۲۸
7
4

راهکار این مقاله بیشتر به درد دلخوری تو رابطه می‌خورد تا شکست. رابطه ای که شکست خورده دیگه ترمیم شدن نداره ادامه دادنش می‌شه تازه نگه داشتن زخم قدیمی.

صبا ir ۰۲:۰۰ - ۹۱/۰۳/۲۹
2
1

من با یه پسری دوست شدم که متاسفانه از هم دوریم. همو دوست داریم. الان هم یه سال ونیم میگذره. مشکلی نبود تا سه ماه پیش. من ناخود آگاه به سمت بی اعتمادی کشیده شدم. نمیتونم اعتماد کنم. همیشه نگرانم. مثل خوره به جونم افتاده. کمکم کنین. چی کار کنم؟؟

آرش شیرازی ir ۱۱:۵۷ - ۹۱/۰۳/۲۹
9
2

دوری همین مشکلاتم داره تازه دو نفر کنار هم هستن بازم بی اعتماد میشن چه رسد به دوری با اس و نت و تلفن نگه داشتن دوستی مشکله

به شما ir ۱۲:۰۰ - ۹۱/۰۳/۲۹
0
1

دقیقا همینطوره وهر لحظه ممکنه این زخمه سر باز کنه

آرام ir ۱۲:۰۹ - ۹۱/۰۳/۲۹
0
1

واقعا که .....................................................................؟

رضا ir ۰۱:۳۵ - ۹۱/۰۳/۲۹
3
1

من حدود دو ماه با یه خانمی ارتباط داشتم. رابطه ی ما در حد رفتن به کافی شاپ، رستوران، سینما و تئاتر بود که قرار بود تور های یکی دو روزه هم با همدیگه بریم. زمان می برد که صمیمانه تر بشه اون رابطه. ولی خب من اون موقع انتظار داشتم که سریع این رابطه جوش بخوره. انتظار داشتم زیاد ببینمش. حساب اینو نمی کردم که شاید یه روز حوصله نداشته باشه حالش خوب نباشه. زیاد اصرار می کردم که ببینمش. همین اصرار ها هم باعث شد اون ناراحت بشه و قطع کنه. الان اشتباهم رو پذیرفتم و دیگه تکرارش نمی کنم. چهار ماهی از قطع رابطه می گذره ولی یه روز هم نبوده که من بهش فکر نکنم. به نظر شما میشه این رابطه رو ترمیمش کرد؟ الان بهتره باهاش حرف بزنم یا دو ماه دیگه که تولدشه؟

پاسخ ها

به رضا ch ۰۵:۱۰ - ۹۱/۰۳/۲۹

اقا رضا به نظرمن همین الان بهش زنگ بزن نذار بیشتر فاصله بیفته.اگه جواب نداد روز تولدشم دوباره زنگ بزن

علی ir ۱۰:۲۳ - ۹۱/۰۳/۲۹

رضا جان منم دقیقا همین اتفاقات تو رو داشتم من بهش چندباری زنگ زدم تا بالاخره بعد 6 بار تماس گرفتن برداشت من عذرخواهی کردم و خواستم یه فرصت دیگه بهم بده ولی اینکارو نکرد و منو خورد کرد به نظر من خودتو کوچیک نکن زنها سر و ته یک کرباسن

به رضا و علی ch ۱۱:۳۸ - ۹۱/۰۳/۳۰

نه علی جون.زنها همه سروته یه کرباس نیستن.من خودم یه دخترم و ارزو دارم اونی که دوسش داشتم و باهاش بودم دوباره بهم زنگ بزنه و مجددا باهاش باشم.به نظر من اگه یه دختر یه پسرو بخواد تلفن اون پسرو جواب میده و دوباره باهاش دوست میشه.البته شاید اولش ناز کنه ولی اگه اون پسرو بخواد دوباره برمیگرده به اون رابطه.بعضی وقتا هم طرف اعتمادش به شما رو ازدست داده و زمان میبره تا دوباره این اعتماد برگرده.پس توقع نداشته باشید که تا زنگ زدید اونم قبول کنه.بهش فرصت بدید تا بتونه دوباره به شما اعتماد کنه.به هر حال رضا جون هرجور خودت میدونی.ولی به نظر من اگه زنگ بزنی خورد نمیشی.دخترایی هم هستن که قصد خوردکردن پسرا رو نداشته باشن.همه دخترا مثل هم نیستن.اونم اگه هنوز دلش پیشت باشه اگه زنگ بزنی دیر یا زود به این دابطه برمیگرده

ترنم ir ۱۱:۰۷ - ۹۲/۰۹/۲۸

سلام آقا رضا.دخترا از پافشاری برای آشتی خوششون میاد اگه بار اول که زنگیدی ج نداد نا امید نشو و دوباره بزنگ.روز تولدش بهتره بزنگی

majjjid ir ۱۰:۲۳ - ۹۱/۰۳/۲۹
1
2

قطع رابطه تا اون زمانی که بیاد خواستگاریت البته اگر قصدتون ازدواج باشه، هر چه زودتر این رابطه را محدود کنی به نفع 2تاتونه متاسفنه عشق تبدیل میشه به وابستگی که خیلی با هم متفاوت هستند

رضا ir ۱۲:۱۵ - ۹۱/۰۳/۳۰
2
1

مسئله ای که هست اینه که چطوری می تونم توی تماسم از این بابت مطمئنش کنم که دیگه مسائل گذشته تکرار نمیشه. مسائلی مثل اصرار کردن های زیاد من و همچنین ابراز علاقه ی شدید، در صورتی که اون موقع هنوز رابطه اونقدر جا نیفتاده بود که بشه این حرفا رو زد. به هر حال ارتباط از دوستی ساده شروع میشه و اشتباه من این بود که اون موقع به دوستی ساده قانع نبودم. چطوری الان میتونم بهش بفهمونم که دیگه نه اصرار های من تکرار میشه و دیگه اینکه به دوستی ساده هم قانعم.

پاسخ ها

مینا ir ۰۲:۱۱ - ۹۱/۰۳/۳۱

به نظر من اگه واقعا میخوای که باهاش باشی تا حدی که اذیت نشه باید از خودت سماجت نشون بدی اگه تماستو جواب داد که هیچی اگرم نه با اس بهش بگو:یِ فرصت دیگه بهم بده و رضایِ جدیدو بشناس!راجع به کلمه ی دوستیِ معمولیم منظورتو نمیفهمم ینی نمیخواست رابطتتون جدی بشه؟

مینا ir ۰۱:۵۶ - ۹۱/۰۳/۳۱
4
2

نظرتون راجع به دوستی که از تو خیابون و با شماره بازی شروع میشه چیه؟به نظرتون وقتی یِ پسر تو خیابون دیدت (!) بعد میاد جلو و درخواست آشنایی بیشتر داره رفتار درست از طرف دختره چی میتونه باشه؟!!من که میگم کلا حرکت چیپیه!!و اینکه اکثرا همچین رابطه ای با شکست روبرو میشه!

صبا ir ۰۵:۱۲ - ۹۱/۰۴/۰۱
2
2

من نگرانم. منو دوست داره. منم همینطور. مشکل من اون موقع شروع شد که قبض موبایلشو گرفتم. هر ماه 40 تومن داخل شهری... من توی اون شهر نیستم. نمیدونم با کی حرف میزنه. مگه یه پسر چه قدر میتونه حرف بزنه؟ بخدا براش میمیرم. من هیچی کم ندارم. هیچی... فقط دوری...شما آقایون حدودا چه قدر پول تلفن میدید؟

پاسخ ها

رضا ir ۰۱:۵۹ - ۹۱/۰۴/۰۲

40 تومن عادیه. بد بین نشو بهش.

رضا ir ۰۲:۰۵ - ۹۱/۰۴/۰۲
1
1

اون دختر توهم داره. دیروز با دکترش حرف زدم. می گفت که تو ذهنش یکی هست که براش خیلی جدیه اما اون شخص در دنیای واقعی وجود نداره. اون تحت هیچ شرایطی نمی خواد خیانت کنه به عشق خیالیش و همون چند ماه پیشم منو فقط به عنوان یه دوست معمولی می خواسته، کاملا بدون احساس. مثل دوستی با همجنس خودش. می گفت آخر عاقبت چنین بیمارایی خودکشیه. با همه ی این صحبت ها من دوستش دارم و می خوام باهاش ارتباط داشته باشم.

پاسخ ها

به رضا ir ۰۸:۵۳ - ۹۱/۰۴/۰۸

رضا فک کنم حالت خوب نیستا!!این چرندیات چیه بار ماها میکنی!!

به رضا ch ۱۰:۴۵ - ۹۱/۰۴/۰۲
1
1

اگه واقعا اینجوریه و میدونی تشخیص دکتر درسته ولش کن.فایده نداره

به رضا ir ۰۱:۱۶ - ۹۱/۰۴/۰۳
3
1

واااقعاچه دکترهایی پیدامیشن معمولابعدچندین چندجلسه یه دکتربایدچنین تشخیصی بده .بنظرم شمابااون خانوم دونفری میرفتیدپیش روانشناس تاازصحبتاتوناتشخیص بده که مشکل چیه وکمکتون کنه.پیشنهادمیکنم اینکاروانجام بدی تاانشا...مشکلت حل بشه.

kharazm be reza ir ۰۱:۳۶ - ۹۱/۰۴/۰۳
1
1

ie janami az khodet neshon bede ta dokhtarak jedi begirat hatman doset dashte k 4mah pa be pat miomade.

غلامعباس ca ۱۱:۱۸ - ۹۱/۰۴/۰۴
1
2

زشته، به خدا زشته. چرا عاقل کند کارى که از دست برود زنش.

پانیذ ir ۰۵:۲۸ - ۹۱/۰۴/۰۵
2
1

سلام من بایکی ازهمکلاسام دوسال دوست بودم خیلی هم ب من علاقه داشت طوری که قصد ازدواج. داشت اما خانوادش خیلی خخیلیمذهبی بودن وقتی حرف ازدواج شد من حس کردم ک. نمیتونم تحمل کنم چون عقایدواخلاقو خلاصه همه چیم باخانوادش فرق داشت ولی خودش مثل من بود. کلا هم باپدرش همیشه درجنگ بود وقتی حرف ازدواج شدوپدرش فهمید ک ب کسی علاقه داره باهاش دعوای شدیدی گرفت چون دلش میخواست ک پسرش بابرادرزادش ک. شبیه خودشونه)چادری و..(ازدواج کنه منم ک ایناروشنیدم بهش گفتم نه و گفتم ک ازهم جدا بشیم و دیگه باهم ارتباط نداشته. باشیم.اونم باکلی گریه وزاری قبول کرد اما. ماهمکلاسیم همش همو میبینیم موضوع اینه که هردومون هم تو اوج علاقه ب هم ازهم جداشدیم ولی. الان ک تقریبا٥ماهه کاملا ارتباطم باهاش قطعه ولی سرکلاس میبینمش خیلی دارم اذیت میشم همش کارایی. میکنه که توجهمو جلب کنه کارایی میکنه که حرصم بده وقتی محلش نمیذارم با منت بهو نگاه میکنه تا چشمام میفته بهش اخم میکنه مشکلم اینه ک اصلا معلوم نیست چی میخواد چراازمن. عصبانیه؟!انگار ازم انتظار داشته ک بهش بگم بخاطرش میمونم تابتونه. مستقل بشهازخانوادش جدابشه یااینکه بگم که باخانوادش راه میام.نمیدونم باید چه رفتاری کنم موضوع اینه که. ماتاچندسال باهم تویه کلاسیم تحمل این وضع واسم خیلی سخته چون ازطرفی دوسش دارم میدونم اونم همینطوره ولی نمیفهمم این رفتاراش واسه چیه چرامیخواد غصم بده؟اصلا هدفش اینه ک دوباره برگرده یامیخوادفقط توجهمو جلب کنه.؟اخه من اصلا نگاهش هم نمیکنم دلمواسش خیلی تنگه گاهی میگم شاید اشتباه کردم پسش زدم ولی ازطرفی میدونم که مادوتااینجوری ب جایی نمیرسیم.میشه نظرتونو بگین؟

پاسخ ها

نوشین eu ۰۱:۵۳ - ۹۱/۰۴/۰۵

کار درستى کردى. محاله بتونى با کسى که عقاید مذهبى متفاوت داره کنار بیایى. اون هیچ وقت خانواده اش رو به خاطر تو کنار نمیذاره، اگر چه ممکنه تظاهر کنه که باهاشون مخالفه.

پانیذ ir ۰۷:۵۵ - ۹۱/۰۴/۰۵
0
2

آره قبول دارم ولی موضوع اینه که الان چطورباهاش رفتارکنم الان مشکلم رفتاراشه

سعید ir ۱۰:۵۱ - ۹۱/۰۴/۰۶
1
1

من یه دختری رو دوست دارم ولی سر یه مساعا کوچیک رابطه امون بهم خورد یه بارم بهش زنگ زدم که همیه چی رو درست کنم ولی نشد حالا نمیدونم چیکار کنم بعدشم دلم نمی خواد این بار من بهش زنگ بزنم به نظر شما دوستان چیکار کنم

نوشین eu ۱۲:۴۳ - ۹۱/۰۴/۰۶
1
3

بى تفاوتى مطلق. اصلأ نگاهش نکن. انگار که غریبه هستش. خودش خسته میشه میره پى کارش. اگر میتونى ساعت کلاس هاتو عوض کن. اگر این کارا جواب نداد برو بهش بگو ؛ با این کارا همون یه ذره احترامى هم که واست داشتم از بین رفت. خودتو کوچک تر از این نکن.؛

پانیذ به سعید ir ۱۰:۲۷ - ۹۱/۰۴/۰۶
1
2

بهش زنگ بزن منتظر زنگ اون نباش غرور تو عشق جایی نداره ولی سعی کن باحرفات اوضاع رو خراب نکنی

پانیذ ir ۱۱:۰۴ - ۹۱/۰۴/۰۶
1
1

من بی محلی میکنم ولی موضوع اینه که ماهمو هنوز دوست داریم مجبورشدیم جدابشیم ولی دلیل عصبانیتش چیه نمیدونم !!!یجوررفتار میکنه انگار تقصیر منه!!!وقتی چشمش میفته به چشمم یجور اخم میکنه انگار من بهش خیانت کردم بعد رفتارایی میکنه که حرصم دربیاد کلاسامم نمیتونم عوض کنم اگه همو نمیذیذیم فکرکنم مشکلمون حل میشد همو فراموش میکردیم اما الان خیلی دارم اذیت میشم

رضا ca ۰۶:۳۵ - ۹۱/۰۴/۰۸
0
1

تا تولدش صبر می کنم تبریکمو میگم بعدش دیگه نمی دونم چی میشه. من با همه ی مشکلاتی که اون داره دوستش دارم حتی اگه فکرش پیش اون مرد خیالی باشه. نمی دونم اگه تولدش جوابمو نداد چی به سرم میاد...

لیدا ir ۰۶:۴۸ - ۹۱/۰۴/۰۸
7
1

اگه یکیو دوست دارین و شما تموم کردین بهش برگردین.تجربه ثابت کرده اگه هم یکی با شما تموم کرد که مقصر نبودین مطمئن باشین برمیگرده... فقط یه چیزی هست! تو رابطه صبر داشته باشین. گیر دادن الکی همه چی رو خراب میکنه. بذارین طرف خودش دوستون داشته باشه. مخصوصا تو خانوما! خودتون باشین تا بعدا تو دعوا گیر نیفتین!

پاسخ ها

به لیدا ch ۰۸:۴۵ - ۹۱/۰۴/۱۰

لیدا جون اگه بهش زنگ بزنی و بخوای برگردی ولی اون بهت بگه من ازدواج کردم چی؟حالا راست یا دروغشو نمیدونم.فقط اینجوری بهت بگه.بازم راه برگشت هست؟

لیدا ir ۱۰:۰۶ - ۹۱/۰۴/۱۰
0
0

بستگی داره کی تموم کرده باشی و من نمیدونم شما پسر هستی یا دختر. اگه پسر باشی خوب باید بگم بعضی دخترا از این حرفا میزنن حتی اگه واقعیت نداشته باشه .اما اگه دختر باشی پیشنهاد میکنم ته و توشو در بیاری ببینی واقعیت داره یا نه. البته این هم مهمه که چه قدر از قطع ارتباطتون گذشته. چون امکان داره طرفتون درگیر یه رابطه جدید شده باشه و خودشو به حفظ اون رابطه ملزم می دونه حالا به هر دلیلی. پیشنهاد می کنم اگه مدت زیادی نگذشته پی گیر شو ببین ازدواج کرده یا نه البته نه از خودش. محل کار یا مثلا بگو یکی از یه شماره ناشناس زنگ بزنه و بگه من دوست همسرتون هستم. خوب مسلما اگه باشه یا نباشه مشخص می شه. نتیجه کارتو بعدا اعلام کن

پاسخ ها

به لیدا ch ۱۱:۵۷ - ۹۱/۰۴/۱۱

لیدا جون من دخترم.اون موقع که زنگ زدم و خواستم برگردم خیلی از جداییمون نگذشته بود ولی الان دیگه مدت زیادیه که دوستیمون تموم شده.ولی همون موقع هم که بهم گفت زن دارم بهم اصرار کرد که بمونم.ولی من گفتم اگه تو زن داری رابطه منو تو بی فایده است.ولی اون میگفت تو اصلا مزاحم زندگی من نیستی و زنمم اصلا ناراحت نمیشه.ولی من قبول نکردم.ولی هنوز دلم پیششه.نمیدونم چکار کنم؟

لیدا ir ۰۹:۱۸ - ۹۱/۰۴/۱۱
0
0

من نظرم اینه که شما از این که زن داره مطمئن شی. ولی اینکه گفته میتونیم رابطه رو ادامه بدیم تا حدودی صحت این قضیه رو نشون میده. به هر حال اگه مطمئن شدی که زن داره زندگی خودتو خراب نکن. درسته که ما دخترا اگه اراده کنیم بیشتر مردا رو میتونیم به سمت خودمون جذب کنیم و امکان برگشتن وجود داشته باشه ولی خوب دیگه میدونی اون دیگه کاملا مال تو نیست. خودتو درگیر نکن. به نظرم باید یه کم صبر میکرد تا یه مدت از قطع ارتباطتون بگذره بعد دوباره یه رابطه دیگه رو شروع می کرد.

به لیدا ch ۰۳:۳۶ - ۹۱/۰۴/۱۲
0
0

مرسی از راهنماییت لیدا جون.اون خیلی صبر کرد.یعنی وقتی تموم کردیم (کات کردن از جانب من بود) چند بار بهم زنگ زد که من گفتم من میخوام ازدواج کنم و نمیتونم با تو باشم.تا اینکه خودم چهار ماه بعدش بهش زنگ زدم و گفت ازدواج کردم.شاید میخواسته تلافی کنه.به هر حال ممنون از راهنماییت.

bahar ir ۰۴:۱۲ - ۹۱/۰۴/۱۳
0
0

من 15 ماه با پسری رابطه داشتم ولی از هم دور بودیم.تو این مدت فقط چندبار تونستیم همدیگه رو ببینیم.ما خیلی همدیگه رو دوست داریم.حتی اون بیشتر دوسم داره.ولی به خاطر همین دوری جدا شدیم.اون می گفت که نمی تونه این دوری رو تحمل کنه و این همه فاصله جوابگوی این دوست داشتن نیست. البته تا چند ماه دیگه احتمالا شرایط عوض شه و ما بتونیم تو یه شهر باشیم.اگه شرایط عوض شه هر دو به این رابطه برمی گردیم.اما مشکل من اینه که می ترسم تا اون زمان اون نظرش عوض بشه و دیگه نخواد باهم باشیم که البته بعیده.ولی به هر حال من نگرانم از این بابت. الان هم مدت زیادی از جدایی نمیگذره تقریبا 2 هفته. به نظر شما چکار کنم که راضی بشه تا چند ماه آینده باهم باشیم تا شرایط بهتر بشه و به هم نزدیک بشیم؟

پاسخ ها

محسن ir ۰۹:۱۶ - ۹۱/۰۴/۱۳

جواب شما: سفر کردم که از یادم بری دیدم نمیشه / آخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه اگر "طرفین" هم رو بخوان هیچ چیزی دلیل جداییشون نمیشه. اون چیزی که سبب جدایی داخل موضوع شما میشه عادته که اگر هم به هم برسین بعد از یمدت از هم زده میشید.

مه لقا ir ۱۲:۲۰ - ۹۱/۰۴/۱۴
1
0

دووورى.... آه.... کسى رو دوست دارم که خیلى از هم دوریم و خیلییییییییییى کم همدیگرو میبینیم ولى با این حال همدیگرو دوست داریم، مشکل این که یه بار خیلى بد دلشو شکوندم.... البته بعدا معذرت خواهى کردم اونم منو بخشید اما الآن احساس میکنم نسبت بهم سرد شده.... چى کار کنم؟ تو رو خداااا کمکم کنید خیلییییییییییى دوستش دارم.... خواهش میکنم زود جوابمو بدین...

bahar ir ۱۱:۲۷ - ۹۱/۰۴/۱۴
0
2

چیزی که بین ما وجود نداشته عادت بوده.من اگه به عشق اون به خودم شک داشتم بیخیال می شدم.ولی مشکل اینجاست که ما این عشق رو باور داریم.پسر معقولی هم هست و من خوب می شناسمش.می دونم دورغ نمیگه.

پسر با تجربه ir ۰۴:۲۲ - ۹۱/۰۴/۱۴
13
5

به همه پسر دخترا میگم،خصوصا خصوصا هم جنسان عزیز خودم،پسرها....وقتی یه رابطه ای از یه طرف قطع شد،دیگه دنبال ارتباط مجدد نباشید،دیگه زنگ نزنید به طرف بگید برگرد...به نظر من در %90 مواقع با عرض تاسف بدونید که پای یکی دیگه به رابطه باز شده یا حد اقلش اینه طرف شما داره به کسی دیگه فکر میکنه ...در ضمن اینو بگم بی ارزش ترین چیز الان تو رابطه ها انتظار وفادار بودن به هم دیگست.....هرگز ازطرفتون انتظار اینکه به شما وفادار باشه نداشته باشین....متاسفم که باید بگم تو دوره ای که منو شما هستیم اگه سر کله یک خوشتیپ تر یا خوشگلتر از شما پیدا بشه کم کم،ریزه ریزه، رابطه قبلی و با شما میشکنن و فرد جدید و میکنن جایگزین شما....اون قصه های عشق و عاشقیم که با هم داشتین همش میشه کشک...این رسم بد این روزگاره.........پس دیگه دنبالش نرو....بهش زنگ نزن....خودتو کوچیک نکن....ضمنا هیچ وقت برای بقای یه رابطه گریه زاری نکنین...... این کار اصلاً جواب نمیده....اصلاً....فقط خودتو خوا رو ذلیل میکنی...فقط

پاسخ ها

علی ir ۱۰:۲۶ - ۹۱/۰۴/۱۵

تا چند ماه پیش این حرفارو قبول نداشتم ولی الان میگم که باید این صحبتها رو با آب طلا بنویسند تقصیر خودمه که چندبار بهش زنگ زدم و خواستم برگرده ولی اون انگار نه انگار که منو میشناسه

ج ج ir ۰۳:۵۰ - ۹۱/۰۴/۱۵
0
0

بدون که اگه بهت نمیگفت شاید تا اخر عمرتم نمی فهمیدی! مثبت به قضیه نگاه کن,سعی هم نکن که ازش بپرسی چیکار میکدی چجوری بوده رابطتت و و و ...... ,چون اینجوری خودت بیشتر درگیرش میشی و فکرایی میکنی که شاید اصن اتفاق نیوفتاده و اینجوری شاید زندگیتو و زنتو از دست بدی

راژان ch ۰۴:۵۶ - ۹۱/۰۴/۱۶
2
0

مطلب خوب و مفیدی بود. من تمام کامنت ها و دیدگاە دوستانو خواندم اما در باب این مطلب بە این نوشتە بسندە میکم اگر رابطەای مرد هر پنج دقیقە یک بار نبض آن را نگیرید تا از مردنش مطمن شوید راه خودتان را بگیرید و بروید

مهشیــــــد ir ۱۰:۰۴ - ۹۱/۰۴/۱۶
3
1

خدایـــــــــــــــــــاکی بشه ماعاشقابه عشقمون برسیم ومعنی خوشبختی رودرک کنیم؟نمیدونید چقدر دلم واسش تنگه ودلم میخادببینمش.

به پسرباتجربه ir ۱۰:۰۸ - ۹۱/۰۴/۱۶
0
0

آفرین به شمابااین همه تجربه.

رضا eu ۱۰:۰۶ - ۹۱/۰۴/۱۷
0
0

امروز پیش دکتر بودم. قرار شد تماس بگیرم با اون خانم. من باید کسی که تو ذهنش به شکل خیال هست رو بپذیرم. رابطم با اون باید دوستی اجتماعی باشه. انگار که اون زن شوهر داره. تشویقش میکنم دارو هاشو بخوره به خاطر اون پسر خیالی. تمام سعیمو می کنم که کمکش کنم. دکتر می گفت اون توهم براش از واقعیت ها هم واقعی تره. نباید حسمو بهش نشون بدم تا درمان بشه. کمکش می کنم...

سیاوش ir ۱۱:۵۹ - ۹۱/۰۴/۱۸
6
2

یه ضرب المثل شیرازى هست که میگه: چرا عاقل کند کارى؟!!! اصلأ چرا آدم عاقل باید رابطه ایى تشکیل دهد که بعد به مشکل بخوره که بعد بخواد بهم بزنه که بعد دوباره بخواد ترمیم کنه!!!

سارا ir ۰۴:۳۴ - ۹۱/۰۴/۲۱
0
1

سلام . لیدا جون منم تقریبا همین مشکل رو دارم که طرفم بدون اینکه بحثی پیش اومده باشه گذاشت رفت.یهو اصلا جوابمو نداد اونی که اینقدر خاطرمو میخواست.الان 40 روزه . بهش پیام میدم اگه نامزد کردی یا از من بدت اومده رک و راست بهم بگو تا دیگه بهت فکر نکنم و معذب نباشم اما همینم جواب نمیده . خیلی معذبم الانا . 15 ماه دوستی صمیمی و خوبی داشتیم . الان همش فکرم پیش اونه . سختمه . اون بیشتر دوستم داشت که الان اینقد سخت شده

لیدا ir ۱۰:۴۴ - ۹۱/۰۴/۲۶
0
0

تو این مواقع بیشتر پای شخص سومی وسطه! خوب شما رابطتون در چه حدی بوده و چقدر همو میدیدین؟ قبل از این ناراحتی بروز نمیداد؟ یا رفتارش تغییر نکرده بود یا همه چی یکدفعه اتفاق افتاد؟ تاحالا بهش شک کرده بودی و بحثی سر این موضوع بینتون پیش اومده؟ و اینکه شما و دوستتون چند سالتونه؟

پاسخ ها

سارا ir ۱۲:۱۲ - ۹۱/۰۴/۲۹

منو اون همکلاسی بودیم وقتی درسم تموم شد دیر به دیر همو میدیدیم . ماهی یه بار یا سه ماهی یه بار اما با این حالشم هر روز بهم زنگ میزد . خیلی صمیمی بودیم . هردومون ارشد خوندیم 30 ساله هستیم . تا حالا شک نداشتم بهش چون واقعا منطقی بود . اگه حتی کسی مزاحمش میشد بهم میگفت . قبلنا چون نمیخواستم وابسته بشم میخواستم بهم بزنم اما اون نمیذاشت . الان این برام خیلی عجیبه که اون بهم زد . به نظرت درسته یه روز ببینمش ؟؟؟ واقعا برام یه سواله . 15 ماه اونقد بهم علاقه داشتیم . آخرین بار بعد اینکه رفت خونشون دیگه جواب نداد . چون پسر منطقی و عاقلی بود و این رفتار ازش بعید بود اینقد تو فکرشم . لطف کن راهنماییم کن . ممنونم

به سارا ir ۱۰:۳۱ - ۹۱/۰۴/۳۱
2
0

شاید مرده سارا. سکته زده یا رفته زیر کامیون یا دق کرده از تنهایى. شاید هم زن گرفته و رفته سر خونه زندگى خودش.

پاسخ ها

سارا ir ۰۱:۵۰ - ۹۱/۰۵/۰۳

سلام . ببینید من زنگ زدم و بهش اس دادم که فکرم چقد مشغوله فقط بهم بگو زن گرفتی تا منم بتونم فراموشت کنم اما همینم نمیگه . خودتونو جای من بذارید که 1 سال و نیم یه رابطه فوق العاده صمیمی داشتم و اون بیشتر این رابطه رو کش میداد اما الان یهو همه چی عوض شد . نمیدونم چرا نمیگه زن گرفته یا بدش اومده تا بتونم راحت فراموشش کنم .

سحر ir ۰۳:۱۲ - ۹۱/۰۵/۰۲
4
0

سلام.1ماه مونده بود به عروسیم که فهمیدم همسرم با یکی ارتباط داره.داره بهم خیانت میکنه.تمام تدارکات واسه یه عروسی که همه آرزوشو داشتن دیده شده بود.شکست خیلی سختی بود برام.ولی نمیدونم چرا بخشیدمش؟عروسی کردیم اومدیم سرخونه زندگیمون.ولی درست1ماه بعد عروسی فهمیدم خیانتش خیلی بزرگ بوده و شکست منم خیلی خیلی سنگینتر.میخواستم جدا بشم ولی بازم همه چی دست به دست دادنو شرایط طوری شد که بازم نشد جدا بشم.ولی غرور همسرم نذاشت یه عذرخواهی ساده هم بکنه با اینکه میدونست اشتباه کرده.الان باهاش زندگی میکنم.در ظاهر همه چی عادیه ولی دلی که شکست دیگه شکست...مخصوصا اینکه گفت بیشتر ازهمه چی و همه کس و هروقت دیگه ای دوستت دام.اما چه فایده؟همیشه حرف ها و اس ام اس هایی که به این واون زده توی ذهنم خود به خود مرور میشه و داره آبم میکنه...

بهرام pl ۱۱:۱۸ - ۹۱/۰۵/۰۳
7
0

مادرش برات بمیره سحر. ببخشید رک میگم ولی حماقت محض بود که با یه خیانتکار ازدواج کردی.

سحر ir ۰۷:۰۰ - ۹۱/۰۵/۰۳
1
0

آره بهرام راس میگی حماقت کردم که برگشتم.الان با اینکه در ظاهر همه چی آرومه ولی دلم خونه آتیشه.اونایی که میگن میشه یه رابطه شکست خورده رو ترمیم کردو ادامه داد به همه جوانب دقت نکردن.الان منی که با یه همچین شکست بزرگی روبه رو هستم هرچقد هم بخوام تلاش کنم بازم یه شکست خورده ام...بازم همه فکرم داغونه.با اینکه خودم مددکاری خوندم ولی به خاطر بزرگی مسئله خودمم عاجزم.نمیتونم کمک خاصی به خودم بکنم.

پاسخ ها

لیدا ir ۰۷:۳۵ - ۹۱/۰۵/۰۴

سحر جون الان شوهرت خوبه؟ از لحاظ خیانت میگم.

بهرام ir ۱۱:۵۹ - ۹۱/۰۵/۰۴
5
0

جدایى تنها راه حله. هر چقدر هم سخت باشه باز راحت تر از زندگى با یه آدم خیانتکاًره. کسى که یه ماه قبل از عروسى خیانت کنه معلومه کوچکترین علاقه ای به زنش نداره.

سحر ir ۰۱:۲۵ - ۹۱/۰۵/۰۵
2
0

آره لیداجون الان خوبه.البته همون موقع که من فهمیدم کلا رابطه اش رو قطع کرده بود.چون دیگه یک ماه به عروسی مونده بود.خودش میگفت یه اشتباه محض بوده و پشیمونه

سحر ir ۰۱:۴۶ - ۹۱/۰۵/۰۵
0
0

میدونی چیه بهرام من با خودش کامل حرف زدم که حتما مشکل از من بوده که این کارو کردی خب حتما هیچ علاقه ای بهم نداشتی.و باید جدا شیم زندگی زوری نیست.ولی اون قبول نکرد.گفت بیشتر از هرکسی بهت علاقه دارم.حتی الان علاقه ام از اولین باری که دیدمت خیلی بیشتره.گف که جبران میکنم.و داره جبران میکنه.داره تلاشش رو میکنه.اما بحث من اینه که هرکاری میکنم دلم آروم نمیشه.قبلن هم گفتم دلی که اینجوری بشکنه ترمیمش خیلییییییییی سخته.دردآوره.شاید من در ظاهر آروم باشم شاید بتونم سالهای سال و تا آخر عمر باهاش زندگی کنم و دیگه هیچ مشکلی پیش نیاد ولی مطمئنم که این دل دیگه نه واسه خودم و نه واسه شوهرم دل بشو نیست.شاید گاهی تو خوشترین لحظه های زندگیم یه نیش هایی بزنه که البته هم خواهد زد.

پاسخ ها

بهرام fr ۰۱:۰۸ - ۹۱/۰۵/۰۶

منم همینو میگم. هیچوقت با این شخص شاد نخواهی بود. در بهترین لحظات هم یاد خیانتش خواهی بود. خیانت قبل از عروسی!!! این چه جور علاقه ای بوده که بهت داشته؟ خیانت رو با چی میخواد جبران کنه؟

شهنواز fr ۰۱:۰۰ - ۹۱/۰۵/۰۶
3
0

بله بله تا بوده همین بوده. اولش عشق و اخرش مرگ.

سحر ir ۱۱:۲۱ - ۹۱/۰۵/۰۷
0
0

میدونم بهرام.راس میگی.ولی چاره چیه؟؟؟؟نمیتونم کاری بکنم.الان دارم باهاش زندگی میکنم.من توی دعواهامونم نذاشتم خونواده ام جریان رو بفهمن.اگه بدونن نمیذارن باهاش زندگی کنم.ولی هرکاری کردم نتونستم بهشون بگم.من تک دختر خونواده ام هستم.فرض کن اگه بفهمن چه حالی میشن؟ولی به خونواده خودش گفتم.اونام طرف منو گرفتن اما باز چه فایده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ ها

به سحر eu ۱۱:۲۴ - ۹۱/۰۵/۰۹

اشتباهت همینه که به خانوادت نگفتی.اول و اخرش که میفهمن.پس واسه چی پنهون میکنی؟اونا رو در جریان بذار شاید بتونن واست کاری کنن.این چیزی که من بهت میگم از روی تجربست سحر جون.پنهون کردن فقط اوضاع رو بدتر میکنه

رها ca ۰۱:۵۲ - ۹۱/۰۵/۰۸
2
4

من یه مدتی با یکی بودم که در تمام طول رابطمون فکر و ذکرم پیش کس دیگه ای بود اما بعد اینکه از هم جدا شدیم فهمیدم واقعا دوسش داشتم با اینکه از نظر قیافه تیپ هیکل و وضعیت مالی ازش خیییییلی ام سرم ولی اون دیگه مث سابق دوسم نداره با اینکه پسرا عقلشون به چشمشونه اما اون دیگه منو نمیبینه فردای بهم زدنمون با کسی دوست شدم اما بیشتر منو علاقمندتر کرد بس که بچه بود.از بعد اون به هرکی که طرفم میاد بی اعتنام با اینکه میدونم احمقانه اس و بعد 4 ماه اینقد به خودم رسیدم و ادا اومدم که باز برگشت اما میدونم برگشتنش به خاطر پسر بودنشه نه به خاطر خودم.کلا پسرا وقتی بفهمن دختری دوسشون داره فراری میشن.خیلی سخته برام پا رو احساسم بذارم اما مجبورم پسش بزتم :(

پاسخ ها

فرامرز ro ۰۴:۵۹ - ۹۱/۰۵/۰۹

رها خود درگیری داری؟‌ اول ازش جدا شدی چون فکرت پیش کس دیگه ای بود بعد اینقد ادا اومدی که طرف برگشته, حالا دوباره پسش می زنی؟!!! بدبخت چیکار کته بالاخره؟

بهرام ru ۰۴:۴۱ - ۹۱/۰۵/۰۹
6
1

چه فایده ای داره این زندگی؟ چه لذتی می بری از بودن باهاش. فکر خیانتش مثل یه غده سرطانی می مونه که هر روز مغز و روحت رو می خوره.معلومه که خانواده ات ناراحت می شن ولی ناراحتی تو خیلی بیشتر و حاد تره, چون تو این واقعه رو تجربه کردی نه اونا. از حرف هایی که زدی بعید می دونم که بتونی جریان رو فراموش کنی.

لیدا ir ۱۰:۰۶ - ۹۱/۰۵/۱۰
4
1

بهرام جون من فکر می کنم شما یه مقدار تند رفتی. حالا شاید به خاطر اینه که مورد مشابهی براتون پیش اومده. ولی سحر جان ببین عزیزم ، من میگم کار همسرتون اشتباه بوده قبل ازدواج. خیلی هم اشتباه بوده. ولی شما هم باید کمتر احساس نارضایتی تونو بروز بدید.چون همونطور که میگید پشیمونه و دیگه تکرار نکرده. من نظرم اینه که اگه مطمئنید دیگه مثل قبل از ازدواج نیست یه کم دلتون رو صاف کنید. مطمئن باشید خدا کمکتون می کنه. این رو هم بگم کسی که از بیرون به این قضیه نگاه می کنه امکان داره خوب خیانت قبل از ازدواج بدترینش هست. ولی روابط ادم ها پیچیده تر از یک قانونه و هیچ کس نمیتونه مثل خودتون برای زندگیتون تصمیم بگیره. به جنبه های مثبت هم نگاه کنید و کمتر به موضوع فکر کنید . از لحاظ عاطفی و روحی و جنسی بیشتر به شوهرتون نزدیک بشید و سعی کنید فراموش کنید . اگه تلاش کردیدو نتیجه نگرفتید اونوقت به فکر جدا شدن و مسائل دیگه باشید. من یک سوال هم داشتم اینکه خیانت ایشون در چه حد بوده؟

آناناز nl ۱۱:۰۱ - ۹۱/۰۵/۱۱
4
0

رابطه مثل ظرف کریستال می مونه, وقتی شکست دیگه ترمیمش فایده نداره. ممکنه بشه با چسب قطره ای چسبوند ولی با کوچکترین ضربه ای دوباره می شکنه.

سحر ir ۱۲:۱۲ - ۹۱/۰۵/۱۲
2
0

قبل از عروسی که فهمیدم فقط رابطه اش رو با همکلاسیه دوران دانشجوییش فهمیدم.که البته اس ام اس هاشو خوندم که رفته بود رو دور اس ام اس های سکسی.که فقط با اس نبود یعنی بعد چن تا اس گفته بود الان میزنگم میحرفیم.بقیه ی حرفاشون تلفنی بوده.ولی بعد عروسی که فهمیدم خیانتش خیلی بزرگتر بوده سیم کارت دیگه ای دیدم که توش پر از شماره دختر بود.اس هاشونم مونده بود.که همش حالت سکسی داشت.اما میدونی بیشتر از همه اینا این کاراش یه مسئله ای خیلی بیشتر عذابم داد اونم اینکه شماره دوستای منم از گوشیم برداشته بود که متاسفانه بعضی هاش شماره فامیلامون بود.حتی با یکی از دخترا هم قرار گذاشته.آدرسش هم مونده بود...درد من خیلی بزرگتر از اونیه که شما میدونید...خیلی...........

محمد ir ۰۲:۳۰ - ۹۱/۰۵/۱۲
2
3

من عاشق دختری شدم که منو دوست داره اما نه به اندازه ای که من عاشقشم.به خاطر مشکل مالی نمیتونم خوشبختش کنم واسه همسن رهاش کردم اما هرشب با بغض میخوابم

پاسخ ها

به محمد eu ۰۶:۱۰ - ۹۱/۰۵/۱۲

اگه جسارت نباشه میشه یه سوال کنم؟میتونم بپرسم الان چند وقته که رهاش کردی؟و به چه بهانه ای با ایشون کات کردی؟

تلاونگ se ۰۱:۴۶ - ۹۱/۰۵/۱۳

بی لیاقت. نابرده رنج گنج میسر نمی شود. یه کم خودت رو تکون بده, زحمت کش پول در بیار. بقیه چی کار می کنن؟ همه که بچه پولدار نیستن.

بهرام ch ۰۳:۱۰ - ۹۱/۰۵/۱۲
11
0

چه جوری تحمل می کنی؟ این بابا از بیخ مشکل داره. اعتیاد به سکس و روابط جنسی بی احساس. هنوز هم فکر می کنم جدایی تنها راه رسیدن به آرامش و فراموش کردن این قضیه است.

شاهین eu ۱۱:۵۸ - ۹۱/۰۵/۱۴
15
1

این همه دختر و پسر مجرد تو این کشور پهناور زندگی میکنن، وقتی رابطه ای شکست می خوره چه اصراری دارین که ترمیمش کنید؟ خوب برید با یکی دیگه دوست شوید و رابطه جدید تشکیل بدید. عمر کوتاه تر از اینه که بخواهیم با غصه و ناراحتی به یه رابطه شکست خورده فکر کنیم و وقت و انرژی روی ترمیمش بگذاریم.

ترانه de ۱۱:۵۶ - ۹۱/۰۵/۲۰
8
0

کاش میشد اصلا رابطه ای شکل نمی گرفت.

لیدا ir ۰۱:۴۸ - ۹۱/۰۵/۲۴
3
0

آره سحر جون اگه اینجوریه فقط طلاق

سحر ir ۰۲:۵۱ - ۹۱/۰۵/۲۴
2
0

الان دارم باهاش زندگی میکنم.ولی دنبال یه بهونه ام که برم.حالم خیلی بده...........لیدا جون.دارم دیوونه میشم.خیلی سخت دارم تحمل میکنم بهرام.خیلی................اصلا راحت نیستم.خیلی دلم گرفته........ممنون که کامنت هامو میخونین و نظر میدین.مرسی

پاسخ ها

بهرام ch ۰۷:۲۰ - ۹۱/۰۵/۲۶

متاسفم. امیدوارم مشکلت حل شه و به خوشی برسی.

لیدا ir ۰۷:۱۸ - ۹۱/۰۶/۰۱

ایشالله عزیزم حل میشه هیچ کس ارزش غصه خوردن نداره

mehdi ir ۰۷:۳۶ - ۹۱/۰۵/۲۸
0
0

تو هنوز از مردمان نکشدی بیرون؟!!!

پیمان ca ۰۹:۵۴ - ۹۱/۰۵/۳۰
9
0

کى نکشیده بیرون؟ مگه گیر کرده که بکشه بیرون؟ عضو واقعى اونه که نکشه بیرون. در غم و شادى می مونه تو مردمان.

هومن ir ۰۷:۵۴ - ۹۱/۰۶/۲۰
1
0

من یک دختر رو دوست دارم و مبخوام با اون یک رابطه ی کاملا سالم و خوب داشته باشم.چند باری هم بهش نظرمو گفتم ولی اصلا قبول نمی کنه و میگه متاسفم نمی تونم.من نمی تونم فراموشش کنم.به نظر شما من باید چی کنم؟

bahar a1 ۰۵:۲۸ - ۹۱/۰۶/۲۶
3
2

وقتی یکی کسی رو نخواد به هیچ طریقی برنمیگرده حالا هر چقدر التماسش کنی.فقط یه حرف میزنه که من دیگه اون ادم سابق نیستم حال و حوصله ندارم حوصله رابطه رو ندارم.حالا من موندم با این ناباوری با اتاقی که هر شب توی تنهایی خودم راحت گریه کنم و اروم بخوابم .من که نمیخواستم دوسش داشتهباشم حالا........کم مونده به پاش بیفتم .لعنت به دوس داشتن

اشنای غزیب ir ۰۱:۱۷ - ۹۱/۰۶/۲۸
13
0

اقا هومن ....شاید زن داری که حاضر نیست باهات باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چون خیلی از اقایون متاهل وقتی از یک دختر مجرد خوششون میاد خیلی خیلی اصرار به دوستی با اون دختر دارند.......ولی یک دختر با شخصیت هیچ وقت هویت خودشو با این دوستیها از بین نمیبر.

لیدا ir ۰۴:۳۲ - ۹۱/۰۶/۳۱
3
0

آره من بانظر آشنای غریب موافقم کاملا. انسانیت داره به یه سمته دیگه کشده میشه متاسفااانه. آخر الزمان که میگن همینه! دیگه نمیشه به کسی اعتماد کرد...

ناشناس ir ۰۱:۱۰ - ۹۱/۰۷/۰۳
1
0

من هم با شما دوست عزیز موافقم.میدونی چرا کلی دلایل میاره چون از اول همش بازی بوده و فقط واسه خوشگذرونی بوده.باید کلا بیخیال شد و به فکر ترمیم نباشیم.

ساغر ir ۰۹:۵۹ - ۹۱/۰۷/۰۶
1
1

5ماه بایه پسردوس بودم ک خیلی دوسم داشت وبعد3ماه پیشنهاد ازدواج بهم دادولی یهویی سرد شدوازم فاصله گرفت وهرچی هم باهاش حرف زدم مثل سابق باهام خوب نشد 2ماهه ک هیچ رابطه ای با هم نداریم ولی من خیلی دوسش دارم بنظرتون چکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آناهیتا ir ۰۴:۱۴ - ۹۱/۰۷/۰۹
2
0

سلام بچه ها ... من با یه آقایی 6-7 ماهی هست که آشنا شدم... اوایل آشناییمون خیلی برام وقت میذاشت...خیلی.... تا اینکه منم ازش خوشم اومد.. از همون اوایل فهمیدم که خیلی دوست داره در مورد خودش اغراق کنه... یعنی یه جورایی خودشو در هر مسئله بهترین نشون بده و همه دخترای دورو برشم عاشق همین کاراش بودن... بعد از چند وقت که متوجه شد منم وابستش شدم... سر هر موضوعی ناراحت میشد و منم چون دوسش داشتم از دلش در می آردم تا اینکه یه روز واقعا خستم کرد منم دیگه ولش کرد م بعد از دوماه دوباره برگشت و منم چون دوسش داشتم بخشیدمش ... رابطه دوباره شکل گرفت ولی ایشون 2 هفته بود یه هفته نبود وقتی ام ازش میپرسیدم که چرا ازت خبری نیست میگفت من گرفتارم... تو همین دوران حرف از مسائل جنسی ام خیلی میزد و خیلی دوست داشت منو لمس کنه ولی من نمی ذاشتم... اینم بگم که میگفت تا حالا هیچ دختری تو زندگیش نبوده و به همه دخترای دورو برشم میگفت خواهر ولی به من میگفت تو برای من با بقیه فرق داری... خلاصه دوباره این آقا سر یه موضوعی ناراحت شد رفت 1 ماه پیداش نشد اینبار من رفتم سراغش و گفت نبود من به خاطر مشکلات کاریه که برام پیش اومده وگرنه من تورو دوست دارم... دوباره یه 1 ماهی رابطمون خوب بود تا این بار آخری که همدیگرو دیدیم ... از اون روز دوباره خبری ازش نیست من دیگه واقعا نمیدونم چی کار کردم که دوباره نیستش ... دیگه خسته شدم از بس رفتم سمتش ... چی کار کنم ... پسرا نظر شما چیه... دوست دارم کلا دیگه بذارمش کنار ... اصلا اگه یه پسر یه دختری رو دوست داشته باشه حتی با وجود یک عالمه مشکلات کاری چطوری رفتار میکنه ؟ بچه ها تورو خدا کمکم کنید ..:(((((((((

پویان ir ۰۶:۲۱ - ۹۱/۰۷/۲۰
0
0

سلام به همه دوستان همیشه جدایی سخته و دردناک واقعا هیچ درمانی نداره یادمه دورانه دبستان معلممون به خطه فاصله میگفت خطه تیره ما بچه بودیم معنی کلماتو نمی فهمیدیم ولی الان.......

ناشناس ir ۰۱:۳۷ - ۹۱/۰۷/۲۱
0
0

خواهش میکنم منوراهنمایی کنیدمن حدود3سال با یه بسرصحبت میکردم که اصلا ندیده بودمش اما بعدازچندمدت که قطع رابطه کردم زنگ زدم حالشو ببرسم و واسه اولین بار باهم قرارگذاشتیم وازم خیلی خوشش اومدوتصمیم گرفتیم باهم باشیم اما یکماه بعد یهورفتارش سردشدو رابطه رو بهم زدالانم یک هفته ازقطع رابطمون میگذره امامن واقعا دوسش دارمودوس دارم برگرده باید چیکارکنم

لیدا ir ۰۷:۰۶ - ۹۱/۰۸/۰۷
1
0

من نظرم اینه که یه مدت بی خیال بشید. بی اعتنایی بهترین راه حله. بخواد میاد.

پاسخ ها

محسن ir ۱۰:۰۵ - ۹۱/۰۹/۲۷

سلام فرد اجتماعی است و جامعه پر از اینها است و نمی توان خود را متمایز کرد

zahra ir ۰۶:۳۹ - ۹۱/۰۸/۱۲
0
0

4ماه پیش بایکی دوست شدم،اول خیلی سرد بودم اون خیلی پافشاری میکرد و میگفت دوسم داره منم کم کم بهش علاقه مند شدم.چندتااشتباه ازم سرزد ولی فکرنمیکنم درحدی بودکه بخوادتموم بشه. خیلی بهش اصرار کردم برگرده،تواین وضع دوست دخترقبلیشم اومده پاپیچ شده،نمیدونم چیکارکنم؟

پاسخ ها

حمید عشقی ir ۱۰:۱۱ - ۹۱/۰۹/۲۷

سلام تنها چیزی که زیاده پسر خوبه . اون پسر لیاقت تو را ندارد و ارزشی برات قایل نیست و فقط برای چیزای دیگه تو را میخواد نه عشق کشک...

ندا ir ۰۱:۴۶ - ۹۱/۰۸/۲۷
0
0

بهش اعتماد نکن . اگه دوستت داشت میموند کنارت .

ندا ir ۰۱:۵۰ - ۹۱/۰۸/۲۷
0
0

من با یک آفقایی دوست شدم . از این دوستیهای تلفنی . به هم خیلی نزدیک شدیم . عادت کردم بهش . روزی چند بار باید باهاش حرف بزنم . اما اون از حرف زدن زیاد فراریه . بهش یه مدت گیر دادم . ازم ناراحت شده و میگه منو از کارو زندگی انداختی . سرد شده . اما هر بار که تهدیدش میکنم که میخوای کات کنیم ؟ اعتراض میکنه که تو حد وسط نداری . دوست دارم بهم بگه که براش مهمم . براش ارزش دارم . نمیگه . یه راهنمایی میخوام

سمانه ir ۰۸:۲۶ - ۹۱/۰۹/۰۲
1
0

ندا جون.خب از اول نباید خیلی بهش تل میکردی اونم طولانی.الان طرف جوگیر شده و خب اغلب ایرانیها عقده توجه ودوست داشته شدن دارن! اون الان به حسی که میخواسته رسیده.از طرفی بدش نمیاد باشی و با بودنت شخصیت متزلزلش رو موقتا درمان کنی.بندازش دور عزیزم. ارزشت بالاتر از ایناس.

غزل ir ۰۲:۰۲ - ۹۱/۰۹/۰۶
2
0

من بعداز6 سال زندگی با شوهرم به مشکلی خوردم که ازش متنفرم و بخاط آبرو و مملکتی که داریم نمی تونم ازش جداشم اما به زور دارم یک ساله زندگی می کنم نمی دونم تا کی می تونم به این زندگی ادامه بدم مثل دوتا همخونه زندگی می کنیم و یکساله که فقط جلوی دیگران باهم حرف می زنیم

رهگذر ir ۰۹:۳۷ - ۹۱/۰۹/۱۱
3
0

به نظر من روابط دوستی دختر وپسر همش کشکه......با این دوستیها فقط با روان و اعصاب خودمون بازی میکنیم......روابط باید حد و مرز داشته باشه ....چونکه عشق فقط خواب و خیاله.......

شهریار ir ۱۱:۳۴ - ۹۱/۰۹/۱۳
0
0

نظرات دوستان واقعا واقعا عالی بود مخصوصا نظر ( پسر با تجربه ) که جوهر کلام بود و به اندازه تمام نظرات ارزشمند , صحیح

سحر ir ۱۱:۳۸ - ۹۱/۰۹/۲۰
0
0

سلام غزل جون.میشه بگی چرا از شوهرت متنفر شدی؟دلیلش چیه؟

؟؟؟؟ ir ۱۰:۲۲ - ۹۱/۰۹/۲۷
0
0

سلام از بیکاری خودتون نمیدونید چیکار کنید

ویدا ir ۰۵:۴۶ - ۹۱/۱۰/۱۵
1
0

بچه ها من خیلی ناراحتو عصیی و بهم ریختم.نمیدونم کی و چجوری تموم اعقاید و افکارو باورامو زیر با گذاشتمو خودم تو اغوشش دیدم.با بچه بازیامون گند به همه چیز زدیم.حالا هم با حرفای که در شانم نیست بیشتر ازارم میده.بچه ها من بکارتمو قریونی کردم چیکار کنم؟

حمید ir ۱۱:۵۶ - ۹۱/۱۱/۱۱
0
0

وای ویدا خیلی کار اشتباهی کردی. خودت رو قربونیه احساساتت کردی ولی اشکالی نداره عزیز توبه کن از همه مهمتر خدای ماست که تمومه گناهامون رو میبخشه. بعدشم باید بکارت جدید بزاری ولی دیگه این برای همیشه باید یه راز باشه برات به کسی م نگی. ولی این شکستت باید برات درسی بشه که دیگه از این کارا نکنی اکثر پسرا تو فکر سو استفاده ان

*** us ۰۵:۳۱ - ۹۱/۱۱/۱۱
0
0

چه دنیای عجیبه اینکه دلم تورو میخواد/دلتو بایکی دیگه اس دوست نداره منو زیاد

لیلا ir ۱۲:۰۲ - ۹۱/۱۱/۱۲
0
0

مردی رو دوست داشتم ، یه رابطه چشمی،بعد مدتی فهمیدم زن داره بیخیالش شدم،چند ماه بعد با پسری آشنا شدم که هنوز دوسش دارم با هم خیلی صمیمی بودیم از دختری که بهش خیانت کرده بود گفت منم گفتم زمانی کسی رو دوس داشتم که بعد فهمیدم متاهله بعد چند ماه گفت دختری رو عقد کرده و لی ما میتونیم دوست باشیم زیر بار نرفتم ، به نظر شما راست گفته یا به خاظر بی اعتمادی این حرفو زده لطفا آقایون جواب بدن.

پاسخ ها

حامد ir ۰۷:۳۴ - ۹۱/۱۱/۱۸

به نظرم دوغ گفته.حالا شمافرض کن راست گفته کسی که یکی دیگه رو واسه ازدواج انتخاب میکنه بنظرتون برای شماارزشی قائل هست؟؟؟؟توروخدایکم واقع بین باش.این ادما انسان نیسن.من یه پسرم و جنس خودمون رو خوب میشناسم.

رزیتا ir ۱۲:۳۳ - ۹۱/۱۱/۱۶
3
0

سلام منم یه رابطه خیلی عالی داشتم تا اینکه رو کردن گذشتم با دیدن یه فلش تو کیفم باعث شد اعتمادش سلب شه حالا با هم راطه داریم خیلیم دوسش دارم موندم چکار کنم بی نهایت بد دل و حساس شده کمکم کنید پسرا بهتر جنس خودشونو میشناسن پس شما کمکم کنید.

حامد ir ۰۷:۳۱ - ۹۱/۱۱/۱۸
2
0

سلام من هم دقیقا همین مورد رو با دختری که قصد ازدواج باهاش داشتم پیداکردم البته متوجه شدم هنوز باپسری که قبلا باهاش دوست بوده ارتباط داره .رابطه قطع شد.رزیتا خانوم بنظرم میاد رابطه شما دیگه پانمیگیره.پسرانمیتونن این موضوعاتو فراموش کنن

حامد ir ۰۷:۳۶ - ۹۱/۱۱/۱۸
0
0

بکارت جدید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟متاسفم برای هتون.

بهرام ir ۱۱:۲۵ - ۹۱/۱۱/۲۰
0
0

به نظر من راه زندگیتو تغییر بده،ذهنیت پسره بده نسبت به تو بد شده درستم نمیشه به محض اینکه یکی دیگه بیاد تو زندگیش تو رو میذاره کنار خود دانی.

حسین اهوازی eu ۰۲:۴۷ - ۹۱/۱۱/۲۱
2
0

خستم از دخترایی که تا یه پسر از خودت خشکلتر میبینن همه چی رو زیر پا میزارن کاش دخترا یکم معرفت داشتن

پاسخ ها

لیدا ir ۰۱:۱۷ - ۹۱/۱۱/۲۲

اقای محترم لطف کن حرمت خودتو حفظ کن و توهین نکن شماها دیگه از معرفت حرف نزنید حالمونو بهم زدین.

لیدا ir ۰۱:۱۵ - ۹۱/۱۱/۲۲
2
3

سلام دوست عزیز نظر من اینه که دوست داره و درست میشه به شرط اینکه تکرار نشه بهش وفادار باش تا بهت اعتماد کنه اگه از اولش دوست داشته حالا هم میتونه برگرده زمان لازمه تا با خودش کنار بیاد تحمل کن.موفق باشین.

سپیده ir ۱۲:۰۸ - ۹۱/۱۱/۲۶
0
0

سلام منم یه نامزدی چند ماهه داشتم که اطرافیان خیلی اصرار به قبولش داشتن واسه همینم منم مدام احساس میکردم بهم تحمیل شده نمی تونستم هیچ احساسی بهش داشته باشم اون خیلی سعی می کرد من یه جورایی لج کرده بودم آخرشم تموم کردیم از طرف ما بود اما من وقت احساس کردم دیگه نیست فهمیدم دوستش داشتم حتی همون ساعت بهش گفتم اونم گفت دیکه احساسی نداره بعد تو حرفاش میگفت واسه خودت میگم نمی خواست برگرده می گفت من دیگه احساسی ندارم و آدم سابق نیستم حاضر نبود باهام حرف بزنه الان 9ماهی میشه که تموم کردیم اما من فراموشش نکردم پیام بهش دادم که بحث رو شروع کنم می دونه دوستش دارم شما میگید چیکار کنم؟

پشیمان ir ۰۳:۳۹ - ۹۱/۱۲/۱۵
2
0

سلام منم به شوهرم خیانت کردم با هم مشکل داشتیم و اون همش ازم ایراد میگرفت منم بابرنامه ریزی قهر کردم و رفتم و مهریه ام و گذاشتم اجرا و حسابشو مسدود کروم ولی بعدش پشیمون شدم و به پیشنهاد شوهرم برگشتم و بیخیال مهریه ام شدم ولی اون دیگه بمن اعتماد نداره .همش گذشته هارو به روخم میاره .البته بگم ابن وسط من ازطرف خانواده خودم هم خیلی لطمه دیدم ووقتی من اشتی کردم حسابی پشتمو خالی کردن .کمک کنید چطوری اعتماد شوهرمو بدست بیارم خیلی دوسش دارم

mahsa ir ۰۵:۵۰ - ۹۱/۱۲/۱۶
0
0

سلام من اخیرا با عشقم دعوای بدی کردم طوری که اون دوستش رو در مقابل من قرار داد که دیگه تمام کنیم اما من نمیخوام اینطور بشه هرچند خیلی اشتباه کردم تو رو خدا راهنماییم کنید ممنون میشم که بگید چطور برگردونمش؟من انقدر ایمان دارم که برگرده اما من باید یک رفتاری داشته باشم که اون هم تمایل پیدا کنه چیکار کنم؟

سارا ir ۱۱:۳۷ - ۹۱/۱۲/۲۰
0
0

همه بهم میگن چرا باکسی دوست نمیشی وازدواج نمیکنی اما اخرش همشون برمیگردن میگن اصلا ازدواج نکنیا به درد نمیخوره بنظرمن نباید زود وباعجله تصمیم گرفت تاکمتر باعث شکست بشه

عسل ir ۰۳:۰۹ - ۹۱/۱۲/۲۰
2
0

با سلام به همه دوستان، چطور باید به یک آقا اعتماد کرد که چند بار یک رابطه رو خراب می کنه و دوباره برمیگرده و ادعا می کند هنوز عاشق است؛ درصورتی که قصد ازدواج هم با من دارد، آیا به این فرد باید اعتماد کرد، ما از اول عاشق هم بودیم اما قطع و وصل این رابطه رو نمیفهمم، بخاطر همین تصمیم گرفتم که الان برگشته دیگه قبولش نکنم چون باورش ندارم. اگرچه الانم بهم خیلی اصرار میکنه برگردم. دیگه اعتمادی بهش ندارم و میدونم با کسی غیر از من هم نیست.

soheil ir ۱۱:۵۲ - ۹۱/۱۲/۲۸
0
0

salam be hamegi.dustan ye soaal age harfaye shoma baraye kasi ke dustesh darin hes konid ke tekrari shode baraye ok shodan dobare che rahe haliro pishnahad midin???

نگار us ۰۷:۳۱ - ۹۱/۱۲/۳۰
4
0

آدمی که رفت دیگه برنمیگرده اگه هم برگرده دیگه مناسب تو نیست. آدمی که یک بار رفت باز هم هر وقت عشقش کشید دوباره با دلایل واهی میذاره و میره و رفتنش رو تف میکنه روی صورت خواستن تو واسه موندنش. وقتی یک نفر آدم رو دیگه نمی‌خواد نباید زور الکی زد. تو قلبش جا نمیشی فقط له و لورده میشی. این بلا سر خودم اومده که میگم.

سمین ir ۰۱:۱۱ - ۹۲/۰۱/۱۱
0
0

سلام یه سالی هست که عقدکردم وشوهرموخیلی دوست دارم ولی یه اختلاف باعث شدکه رابطمون خراب بشه وهرچی به شوهرم التماس کردم که بهم فرصت بده راضی نشدالان یه ماهی هست که باشوهرم قطع رابطه کردم واقعانمیدونم دارم کاردرستی میکنم یانه کمکم کنیدممنون

سحر ir ۰۷:۵۷ - ۹۲/۰۱/۱۸
0
0

سلام بهرام و لیدای عزیزم اگه بازم هستین کامنت بذارین دلم براتون تنگ شده.حالمم اصلا خوب نیس

الی ir ۰۳:۲۵ - ۹۲/۰۱/۲۸
0
0

پدر عشق بسوزد که درآمد پدرم...

حامد ir ۰۱:۳۱ - ۹۲/۰۱/۲۹
0
0

سلام میشه منم کمک کنید ممنون میشم .من با دختری 8 ساله دوستم همدیگرم خیلی خوب میشناختیم قول و قرار ازدواجم گزاشته بودیم باباش منو دید خوانوادش منو دیدن باباش گفته همینه که پسر سالمه شکر ولی یهوهیی ورق برگشت حالا باباش میگه باید خونه داشته باشی اخه مگه همه اول زندگیشون خونه دارن دختررو ازم دور کردن هم من عذاب میکشم هم اون میدونم ما همدیگرو میخواییم باید به کی بگیم ممنون میشم کمکم کنید بعد 8 سال قطع رابطه سخته

ابتین ir ۱۱:۲۹ - ۹۲/۰۲/۰۹
5
0

سلام سحر ما همه اشتباه میکنیم گناه میکنیم ببخشش نه به خاطر اون بلکه به خاطر ه زندگیت با یه بار بخشیدن تو بزرگی قلبت و نشون میدی و برای اینکه خودت بفهمی که تمام تلاشت و کردی برای نجات زندگیت وبعد ها پشیون نشی جون هیج تضمینی نیست که مرد بعدی که بیاد تو زندگیت بهت خیانت نکنه.! پس بهتره واسه یه بار هم که شده این شانس و به زندگیت بدی . چون اون گفته جبران میکنه بهش فرصت بده.

زیبا ir ۰۱:۲۰ - ۹۲/۰۲/۱۶
0
1

با یکی نامزد بودم سر آزمایش نداده بهم خورد من خیلی دوسش دارم اما اون فکر کنم دوسم نداشت که حتی یه بار سراغمو نگرفت مادرش همسایمونه و هنوز میاد و میره خیلی دوس دارم برگرده اما غرورم اجازه نمی ده

مریلا ir ۰۸:۳۹ - ۹۲/۰۲/۲۱
2
0

با یه نفر 5سال دوست بودم و از همون اول برای ازدواج با هم بودیم همدیگرو هم خیلی دوست داشتیم حالا بعد 5سال میگه میخواد بره استرالیا میگه دیگه هیچ حسی بهم نداره منم دارم دیونه میشم آخه مگه میشه؟ به این راحتی چطور از کنار این 5سال بی تفاوت میتونه رد بشه یا من چطور فراموش کنم اصلا حالم خوب نیست الان که 1ماهه ازش دورم احساس میکنم من خیلی بیشتر از اونی که فکرشو میکردم دوسش دارم نمی تونم کنار بذارمش،میخوام که برگرده، تورو خدا کمکم کنید بگید چیکار کنم

بیتا ir ۱۱:۴۰ - ۹۲/۰۲/۳۱
0
0

وای دوستان منم الان تو رابطم شکست خوردم اما دلم نمیخواد اینجوری باشه . اول اون دوستم داشت بحثمون جدی برا ازدواج بود اما یکدفعه یهاس ام اس دیدم ازش و گفت چیزی نیست گذشت کردم اشتی شدیم اما بعده اون جوابمونمیداد و بعدمگفت همه چی تموم تونمیتونی شرایط و نگه داری . اما من جز محبت زیادی وتحمل وگذشت کاری نکردمواقعا. همش حصرت دو هفته پیشومیخورم و میگم ای کاش به روش نمیوردم اس ام اس و یا کاش اینجورین میشد. به نظرتون هیچ راهی هست برای اشتی ؟ اینقدجدی بود که همه تصمیمات ایندمونم گرفته بودیم. دوستان کمکم کنید.

بیتا ir ۱۲:۰۶ - ۹۲/۰۲/۳۱
0
0

وای دوستان منم الان تو رابطم شکست خوردم اما دلم نمیخواد اینجوری باشه . اول اون دوستم داشت بحثمون جدی برا ازدواج بود اما یکدفعه یهاس ام اس دیدم ازش و گفت چیزی نیست گذشت کردم اشتی شدیم اما بعده اون جوابمونمیداد و بعدمگفت همه چی تموم تونمیتونی شرایط و نگه داری . اما من جز محبت زیادی وتحمل وگذشت کاری نکردمواقعا. همش حصرت دو هفته پیشومیخورم و میگم ای کاش به روش نمیوردم اس ام اس و یا کاش اینجورین میشد. به نظرتون هیچ راهی هست برای اشتی ؟ اینقدجدی بود که همه تصمیمات ایندمونم گرفته بودیم. دوستان کمکم کنید.

|فرشته ir ۰۹:۲۳ - ۹۲/۰۳/۰۵
0
0

وای ناشناس که باهات 100 درصد موافقم..سارا جونم قصه نخور که منم مثل خودتم.اصلا نمیتونم باور کنم؟یعنی 2سال این همه بهم محبت کرد همه ریا بود.یهو فرداش گفت نمیخوام باهات باشم هنوز نتونستم برگردم به حالت عادی.ممنون از سایت خوبتون مونده بودم با کی درد دل کنم

فرشته ir ۰۹:۲۹ - ۹۲/۰۳/۰۵
0
0

نه بیتا جون واقعیت تلخه منم مثل تو دوست ندارم قبول کنم اما حقیقت اینه که با احساسات ما بازی شد و ج تمتم محبتامون رو با نامردی دادن.اون الان با کس دیگه ای هست پس بهتره فقط بسپریم همه چیو به خدا چون اون از حق بندش نمیگذره

به محمد ir ۱۰:۳۱ - ۹۲/۰۳/۰۵
0
0

آقا محمد میشم بهم بگی شما که ولش کردی الان حالش چطوره؟

نگار ir ۱۱:۵۰ - ۹۲/۰۳/۱۱
1
0

سلام من نزدیک6ماه تو رابطه ای هستم که فقط2-3 ماه اولش خوب بود نمیدونم یک دفعه چیشد که انقدر سرد شد هربارم که خواستم باهاشجدی حرف بزنم با شوخی و جواب سر بالا بهم داد نمدونم داره انقدر ور میشه که من خسته بشم وبگم دیگه نمخام و همهچی تموم بشه یا اونم منتظر حرکتی از سمت منه یه کاری که مثل اول بشیم جفتمون واقعا نمیدونم چی کار کنم خسته شدم از این ک دائم من فقط دنبلش دویدم من چی کار میتونم بکنمالان ب عنوان یک زن

eli fr ۱۱:۴۰ - ۹۲/۰۳/۱۱
1
0

salam majara ma kheyli pich dar piche avalesh gharar bood dooste mamooli bashim on komakam kone dar mored ye mozoee bara hamin haroz 2saat baham harf mizadim shayad bishtar be mooroor besh alaghe mand shodam ama bem gofte bood age befahmam alaghe mand shodi rahat mikonam manam nagofatam ta ba ekipe doostamoon raftim biroon onja maloom shod besh alaghe daram ro rabetamoon chand bar bem fahmoond doostam darte mikhad rabetamoon behtar beshe ama man khar nafahmidam akhe fekr nemikardam pesar be on asi ke hezarta daro daff doreshan az man ke.. khoshesh biad ta inke hesadatamo tahrik karda va bad dava bad bad ha shenidam ke gofte bood eli hata bem yebaram nagoft doosam dare harkari kardam bege am anagoft man mikham bargarde in kari ke goftido man baraxe kardam yani nazashtam on beharfe vaze badtar shod hala che konammmmmmmmmmmm bayad bargarde

فرزانه eu ۰۹:۴۰ - ۹۲/۰۳/۱۳
4
2

سلام من هم از شما یه راهنمایی میخوام من یکسال و نه ماه با یه نفر دوست بودم همه چی خوب بود همه چی آروم بود همدیگرو دوستداشتیم ولی قصد ازدواج باهم را نداشتیم چون اون نمیخواست الان یکماه هستش که به من میگه زنگ نزن اس نده هر وفت وقت داشته باشم بتونم خودم بهت زنگ میزنم میگه تو زیاد زنگ میزنی در صورتی که همه چی خوب بود یدفعه ای این تصمیم را گرفت و من را غافل گیر کرد نمیدونم چیکار باید بکنم یه دفعه زنگ میزنه خوبه یدفعه زنگ میزنه میگه دیگه این رابطه رو نمیخوام باید جدا بشیم ما بعد از یکماه همدیگرو دیدیم خیلی خوب بود دلتنگیش از من هم بیشتر بود فکر کردم همه چی درست شده دوباره مثل اول شده ولی بعد یه هفته زنگ زد دیگه به من زنگ نزن باید جدا شیم معنی کاراشو نمیفهمم نمیدونم باید چیکار کنم نمیدونم چرا بامن اینطوری میکنه بنظر شما باید چیکار کنم توروخدا راهنماییم کنید من نمیخوام ازش جدا شم دوستش دارم نمیخوام از دستش بدم لطفا راهنمایی کنیم .

پاسخ ها

mari ir ۱۰:۴۷ - ۹۲/۰۳/۲۷

سلام فرزانه جان.. کاملا درکت میکنم...نمیدونم چرا ذات پسرا اینجوره!!! بنظرم یه جورای بهت عاقه داره ولی نمیخواد قبولش کنه، چون روز اول هم کفتی که به خاطر فقط دوستی نه چیز بیشتری باهم بودید... شاید تو زندگیش مشکلی داره که دوست داشتنتو انکار میکنه!!! بنظرم بهش یه مقدار زمان بده.. دوباره مث قبل با محبت کنارش باش..از علاقت کم نکن...انشالله که درست میشه

متینا ir ۰۴:۲۴ - ۹۲/۰۳/۱۵
3
0

از وبلاگم دیدن کن جوابتو میگیری عزیزم

بهزاد ir ۰۱:۰۴ - ۹۲/۰۳/۱۵
3
0

سلام من با ی دختری یک سالی هس دوستم منواون خیلی خیلی باهم خوب وصمیمی بودیموواقعا عاشق هم تا دوهفته پیش که خودش گف نمیدونم چرا سرد شدم ازون موقع هرکاری ک میکنیم رابطمون مث سابق نمیشه بااینکه خودش هزار بار جلوچشم قسم خورده ک دوسم داره ولی..........دوستای خوبم لطفا راهنماییمون کنین

مهدی a1 ۰۱:۴۸ - ۹۲/۰۳/۱۷
3
0

سلام .من واقعا به کمک شما نیاز دارم من الان دو ماه میشه یه دختری رو واقعا دوسش دارم هر کاری کردم این راضی به برقراری ارتباط نشد واضح گفت دوست ندارم بشناسمت اگه منو کمک کنید که بتونم راضیش کنم ممنون میشم

پاسخ ها

سحر ir ۰۵:۳۱ - ۹۲/۰۳/۳۱

سلام نمیدونم حرفام ناراحتتون میکنه یا نه من نمیگم حرفای من راجب اون خانم 100٪درسته اما یچیزی بهت میگم خوب گوش کن من خودم همچین تجربه ای داشتم اینقدر با طرفم صمیمی بودم که همه فکر میکردن زن و شوهریم تا این حد اما یدفعه در اوج علاقمون سرد شد از من اونم قسم میخورد که دوستم داره و پای کسی دیگه ای وسط نیستو...........هزار و یک دلیل اما واقعیت این بود که یکی دیگه وارد زندگیش شده بود که واسش تازگی داشت و از این جهت دوست نداشت منو از دست بده و یجور عذاب وجدان داشت که ناراحت بشم ازش و خدا خواست یروز دستش رو شد...امیدوارم ک راجب شما اینطوری نباشه

فرزانه eu ۰۹:۲۲ - ۹۲/۰۳/۱۸
1
0

سلام متینا جان امیدوارم که حالت خوب باشد ، با عرض معذرت من وبلاگ شما را پیدا نمیکنم اگه میشه جوابم را همینجا بدی .ممنون منتظرتم

علی ir ۰۴:۱۵ - ۹۲/۰۳/۲۰
0
1

سلام دوستان من با یه خانومی توی اینترنت دوست شدم ایشون خارج از کشور هست و تا وقتی که من سربازی برم و تموم شه یعنی 3 ماه دیگه که تازه شروع میشه بیاد صبر کنیم تا همو ببینیم خیلی همو دوست داشتیم تا اینکه یه روز من یه عکس برهنه از خودم بهش دادم و خیلی ناراحت شد و گفت با هام کات میکنه الآنم دوباره برش گردوندم یه سری کارایه دیگه هم که تو رابطه کرده بودم اینکه تحت فشارش گذاشته بودم که زود ج اس مو بده و اینارو گفت که درست کنم خودمو منم گفتم عوض میشم امروزم روزه اولیه که برش گردوندم میخواد بیاد یاهو سرد نیست با هام ولی اونجوریکه مثله قدیم موقع خدافظی میگفتم دوست دارم و اون میگفت منم دیگه نمیگه و میخنده .. نمیدونم شاید باید بهش زمان بدم نمیدونم لطفا بگید یکار کنم تا دوباره دوسم داشته باشه اصلا را منو اونی که قصد ازدواج داشتیم اون با دیدنه اون عکسم ناراحت شد از دستم آیا این علت باز کردنه زخمهایه دیگه نبوده ؟

mari ir ۱۰:۳۹ - ۹۲/۰۳/۲۷
0
2

سلام آقا علی.... کار شما واقعا زشت بوده واقعا چه دلیلی داشته که چنین عکسی رو فرستادید..!!! شاید یکی به این مسائل علاقه ای نداشته باشه..و این کارتون باعث شده که اعتمادشو نسبت بهتون از دست بده که شما واقا دوسش نداری و حرفاتون از سر یه حسه دیگست نه دوست داشتن....بنظ من وقتی اعتمادتو نسبت به یه نفر از دست بدی دیگه بدست آوردن اعتماد دوباره خیلی سخته.......

سحر ir ۰۵:۱۴ - ۹۲/۰۳/۳۱
0
0

با سلام حرف های شما صحیح اما متاسفانه باید اضافه کنم که این راهکارا دیگه بدرد نمیخوره شما میگید وقتی طرفتون برگشت به حرفاش گوش بدبد و اگر اون مقصر بود بازم ببخشیم ولی من دیدم که بعد از این حرکت تا به کوچکترین مشکل که برمیخوریم طرف میگه خودت از خدا خواسته بودی تا من برگشتم قبول کردی از خداته که با من باشی..........خیلی عامیانه بگم ادمو خر فرض میکنن یه رابطه یبار که تموم بشه اگر بازم به هم برگردن بازم به مشکل میخوره و جدایی داره

پاسخ ها

مهرنوش ir ۱۰:۲۷ - ۹۲/۰۵/۰۹

سحرجان چطوری فهمیدی پای کسی درمیون بوده؟ قبل اینکه بهت ثابت بشه قاطعانه این موضوع رو رد می کرد؟ چی شد که تو اوج رابطه عاشقانه یکی دیگه براش تازگی پپیدا کرد ؟میشه بهم بگی؟خیلی نیاز دارم بدونم.مرسی

بهناز ir ۱۲:۵۷ - ۹۲/۰۴/۰۳
0
0

نمیدونم چرا خدا دعاهامو نمیشنوه یه ساله رفته اما برا من هر روزش یه ساله بخدا برام دعا کنید

فرزانه eu ۱۰:۳۷ - ۹۲/۰۴/۰۵
0
0

سلام، از همه به خاطر حرفاشون ممنونم. روزهای سختی داره میگذره، اما تو این مدت فقط امیدم به خدا بوده. خداروشکر این روزها هر روز با هم کوتاه حرف میزنیم . اما هنوز به من سرد. هنوز رابطه ما خوب نشده. الان 35 روز ندیدمش و هنوزم میگه معلوم نیست شاید هیچ وقت همدیگرو نبینیم. فردا تولدم و هیچی مثل دیدنش خوشحالم نمی کنه حتی اگر به اندازه 1 دقیقه اونم از دور باشه من راضیم. دعا کنید همه چی درست نباشه. وقتی صداش رو میشنوم این همه غم تو صداش داره اما هیچی بهم نمیگه داغون میشم. اما ازش ممنونم که باعث شده من همچین حسی پیدا کردم احساس خوبی دارم به خاطر این همه عاشق شدن و داشتن این حس و حال از خدا ممنونم، اما دلم خیلی تنگه براش.خدا کنه یه بار دیگه صدای خنده هاش رو بشنوم، یک بار دیگه همه چی خوب بشه، یک بار دیگه خوشحالی به ما برگرده و رابطه ی ما دوباره خوب بشه. از همه ممنونم.

N ir ۰۴:۲۹ - ۹۲/۰۴/۰۸
0
0

سلام من اولین باره که اومدم اینجا،انقدر با خودم فکر کردم که دیگه دارم دیونه میشم.لطفا راهنماییم کنید. چند وقت قبل از طریق دوستم با یکی از فامیلهاش آشنا شدم،می خواستیم همدیگه رو بشناسیم تا اگه شد خانواده ها رو در جریان بذاریم هر چند خانواده اون به جز باباش در جریان بودن. همه چی خوب بود اما یه دفه اون گفت از ادامه رابطه می ترسه و میخاد که تموم کنیم اما من نذاشتم.تو این مدت یه بار دیگه هم قهر کردیم اما بازم سر یه اتفاق دوباره آشتی کردیم. متاسفانه اون باز گفت که می ترسه که ادامه بدیم و خواست که تموم کنیم.بعد از چند روز من هم قبول کردم و رابطمون تموم شد.الن حدودا 2 ماه میشه. یادم رفت بگم حدودا یک سال قبل مادرش فوت کرده و ضربه خیلی شدیدی بهش خورده.طبق گفته خودش از اون موقع به بعد اصلا زندگی براش معنا نداره و دلیل اینکه هم می گفت من می ترسم همین بود و مثلا نمی خواست من رو بذاره سر کار.دفه اخر بهم گفت تو این یک سال سیگار می کشم. اما من دوستش دارم با این حال غرورم هم اجازه نمیده که دوباره بهش زنگ بزنم یا اس بدم.خیلی نگران سیگار کشیدنش هستم اما نمیدونم باید چکار کنم،می خواستم با خواهرش صحبت کنم ولی ترسیدم دروغ گفته باشه چون می دونست چقد از سیگار بدم میاد. تو رو خدا بهم بگید چکار کنم؟ هم دوستش دارم و هم نگرانش هستم و از طرفی فوق العاده مغرور

N ir ۰۹:۳۵ - ۹۲/۰۴/۰۹
3
0

سلام بچه ها من منتظر راهنمایی شما هستم،اما انگار از شانس من کسی به اینجا سر نمیزنه. لطفا کمکم کنید. ممنون

یه دوست ir ۰۳:۱۶ - ۹۲/۰۴/۲۳
1
0

سلام دوست عزیز شرایط تو مثه منه اما با این تفاوت ک مادرش نمرده و سیگارم نمیکشه دیشب بخاطر من با مامانش دعواش شد چون با اون دعوا کرد گفت تموم کنیم اما من هیچوقت نمیخام بذارم توام بهش ز بزن اگر ارزششو داره و مطمئنی پای کسی وسط نیس واسه اون ولی اگر دوست داشته باشه برمیگرده ولی من چیکاکنم ک همکلاسیمم تو دانشگاس و هرروزم میبینمش ها؟

ناشناس ir ۱۱:۰۷ - ۹۲/۰۴/۲۵
1
0

سلام من یکی از همکلاسیهامو خیلی دوست داشتم ولی از ترس اینکه ردم کنه هیج وقت نتونستم بهش بگم تا اینکک ترم اخر دیدم عقد کرده من انقد حالم گرفته شد که دوستام فهمیدن و یه طوری شد که خود دختره هم فهمید و خیلی ناراحت شد که چرا بهش نگفتم ولی به خدا برام خیلی سخت بود اگه رد میکرد . بعد اتمام درسم اخرهای ترم بود که فهمیدم با نامزدش مشکل داره تا جایی که با هم دوست شدیم و اختلاف اون منجر به طلاق شد . 6 ماه باهم بودیم بعد من رفتم سربازی 3 یا 4 ماه بعد دیگه ج تلفن منو یه دفعه نداد . الان 3 سال تمام فکر و ذکرم شده اون . دارم دیوانه میشم . دوبار تونستم باهاش حرف بزنم تو این مدت دلیلشم برا این کار اینکه اون اذدواج کرده طلاق گرفته ولی من مجردم . . هر جی میگم من دوست دارم برام مهم نیست قبول نمیکنه الان چیکار کنم لطفا کمکم کنید .

N ir ۰۱:۰۳ - ۹۲/۰۴/۲۵
1
0

سلام اتفاقا خوب که همدیگرو می بینید چون دیدن باعث میشه که فراموشت نکنه. بهش اس دادم اونم زنگ زد،الان حدودا یک هفته میشه اما توی این مدت یه روز 2ساعت باهم صحبت می کنیم اما یه روز نه من زنگ می زنم نه اون. به نظرتون با این شرایط ادامه بدم؟؟؟؟؟؟

پاسخ ها

یه دوست ir ۰۴:۳۷ - ۹۲/۰۴/۲۶

منو دوستم باهم تموم کردیم فقط بخاطر اینکه مامان و باباش گفتن صلاح نیست اما بمن میگه کمکی ازم براومد بهم بگو این چیزا ولی فکر ب اینکه با یکی دیگه باشه آزارمم میده اما امروز ازش متنفر شدم... ما ارزشمون خیلی بالاس قدر خودمونو بدونیم هرچی ک دوری کنی بهت بیشتر نزدیک میشه و قسمتت باشه برمیگرده منکه دیگه دور این چیزا رو میخام خط بکشم بااینکه دفه اولم بود حالم گرفته شده چ فایده ی سال دیگه فارغ التحصیل میشه میره من ی ساال اضافه تر از اون دارم. مرسی ج دادی یکم آروم شدم دوس دارم با یک دوستی حرفی بزنم اما پیدا نمیکنم مجبور میشم گوشه اتاق یواشکی گریه کنم. شمام ناشناس اگر دوسش داری تنهاش نذار.....

بهنام ir ۱۰:۲۲ - ۹۲/۰۴/۳۱
1
0

سلام امید وارم حالتون خوب باشه.الان نزدیک به 20 روزه که رابطه من تمام شده ولی نمیدونم چرا 2 سال مثل یه کوه پشتش بودم ولی الن به چه دلیل کنار گذاشته شدم نمی دونم؟از بودن با من لذت می برد.یه مدت هی رابط رو قطع می کرد خودش زوباره بر می گشت منم هچ وقت بهش نه نمی گفتم.الان 20 روزه که رفته.حس میکنم دیگه هی چوقت بر نمی گرده.نمی دونم چکار باید بکنم؟اوضاع خیلی بدی دارم.ایا میشه این مدل جدایی رو هم درست کرد؟

یه دوست ir ۰۹:۵۹ - ۹۲/۰۵/۰۱
2
0

شک نکن که یکی داشته رفته وگرنه هرگز اینطوری نمیشه همشون همینطورین فقط تنهاییشو واسمون میزارن و میرن ک چی بشه ؟ از این جداییا چ لذتی میبرن ؟ مگه واسشون چی کم گذاشتیم که میرن؟ هم عاطفی هم احساسی هم عشقمونو واسشون گذاشتیم ولی چی شد؟ وای ناراحت میشم این چیزا رو میشنوم...

N ir ۰۳:۵۲ - ۹۲/۰۵/۰۲
2
0

به یه دوست سلام نمیدونم الان باید چی بگم فقط امیدوارم هر چی که بهترین هست برات رقم بخوره و روزهای خیلی خوبی در انتظارت باشه.

N ir ۰۳:۵۷ - ۹۲/۰۵/۰۲
1
0

بازم کمک می خواهم یکی منو آروم کنه. الان ما با هم هستیم.اونم خیلی خوب شده اما من حساس تر از قبل شدم.با وجود اینکه خیلی از رفتارهاش رو کنار گذاشته اما من هنوز می ترسم. خیلی بهتر از قبل صحبت می کنه،یا اگه بهش بزنگم نتونه جواب بده در اولین فرصت خودش زنگ می زنه و ... اما هنوز کارش اولویت اولش هست،کاهی وقتا که میگه کار دارم احساس می کنم داره دروغ میگه. چکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تو این مدت فقط یه بار دیدمش.هر وقت میگم تو بیا دنبالم میگه معلوم نیست کارم کی تموم میشه. خواهش می کنم راهنماییم کنید. ممنون

نرگس ir ۰۷:۰۷ - ۹۲/۰۵/۰۳
0
0

بابا اصلا طرف گوش نمیده.وطوری برخورد میکنه آدم احساس می کنه زیر دست و پا افتاده.به نظر من اگر رابطه عمیق باشه و این اولین بارشون باشه که مشکل دارن آره یکی از طرفین باید پا پیش بذاره ولی اگر چندمین بارشون باشه به نظرم دخترا اصلا نباید پسرا رو تحویل بگیرن تا طرف دوباره برگرده.این توصیه ی منه البته خودم انقدر غرقش شدم که اصلا این توصیه رو انجام نمیدم .یعنی دلم طاقت نمیاره.به هر حال بی محلی بهترین گزینه ست از طرف دختر

تنها us ۰۱:۲۳ - ۹۲/۰۵/۰۴
0
0

با دوست پسرم خیلی خوش بودیم تا وقتی با اینکه میدونستم نمیتونه براش مهلت ازدواج تعین کردم و چو نتونست بهم گفت من کیم تا بخوام تو رو دنبال خودم بکشونم و رابطمون کات شد. دارم دق میکنم بهم بگید چه کنم که برگرده ؟

خیلی تنها ir ۰۳:۵۵ - ۹۲/۰۵/۱۱
0
0

سلام به همگی.من به عشقم ی دروغ گفتم ولی بعدش اعتراف کردم البته اینو هم بگم در مورد چیز مهمی نبود الان میخام از دلش در بیارم ولی نمیدونم چجوری اینکارو بکنم هر چی واسش توضیح میدم قانع نمیشه

عشق ir ۰۷:۴۵ - ۹۲/۰۵/۱۳
1
0

ما خیلی همو دوس داریم. اما زود دلخور میشم. زود لجبازی میکنم. تعریف نباشه اما دلمم زود به رحم میاد. اما دوستم منو با لجبازیام یه لولو کرده واسه خودش. امروز تولدشه. 3 سال با هم بودیم. مثل همه رابطه ها دعواهای بد و خوشی های خیلی خوب داشتیم. 3 ماه بیشتره که تموم شده. اما من هر لحظه اش چشم انتظارم. تو این دعوای آخری پای خواهرشم اومد وسط و جریان بدتر شد. من الان هر لحظه آرزو دارم کاش اون روزامون بود. خیلی به رابطمون فکر کردم اما اصلا نمیفهمم چرا اینجوری شد. تو این 3 ماه، 1ماهشو حرف زدیم اما هر دو در حین علاقه لجبازی میکردیم. فقط همدیگه رو متهم میکنیم. من واقعا داغونم.امروز اینجوری شدم.چون تو مهم ترین روز زندگیش پیشش نیستم. الان شاید بگین که اس بده دیگه؟ اما اون تو این مدت هر موقع با گوشیش کار داشته باشه روشن میکنه و امروز با اینکه تولدشه اما آفه. از ته دلم براش آرزوی موفقیت میکنم. یادت باشه که همیشه تو قلبمی. تولدت مبارک عشقم.

سمانه ir ۰۲:۰۱ - ۹۲/۰۵/۱۶
0
0

سلام بچه ها من یه مشکل دارم بهم کمک می کنید منم یکیو دوست داشتم اونم خیلی دوسم داشت ما فقط یک ماه با هم رابطه داشتیم بعد یه روز ازم خواست برم خونه ش منم نرفتم گفت اعتماد نداری و سر این قضیه دعوامون شد و اون رفت...فقط به این خاطر که باهاش نرفتم خونه...بعد بچه ها یه چیز دیگه اینکه من بهش گفته بودم قبلا یکیو دوست داشتم و اونم بهم گفته بود که قبلا یکیو دوست دشاته یعین هر دومون از عشق قبلیمون به هم گفتیم ولی من بهش گفتم الان زا اون متنفرم چون لیاقت نداشته... به نظر شما اون به این خاطر تنهام گذاشت چون میدونست من قبلا یکیو دوست داشتم به نظظظظظظظظظظظظظظر شما دنبال بهونه بود تا رابطه مون رو قطع کنه...روز اخرم که رفت بهم گفت خیل دوسم داره و عاشقمه ولی الان بهتره با هم نباشیم ... به نظرتون دیگه بر میگرده؟

پاسخ ها

یه دوست ir ۰۲:۲۰ - ۹۲/۰۵/۱۶

چون نرفتی خونشون بات تموم کرده چون فک میکنه به سختی میتونه بهت نفوذ کنه ولی مواطب خودت باش منم 3 هفته با دوستم تموم کردیم ینی خودش تموم کرد که بعد خودش برگشت گفت ی فرصت دیگه بهش بدم ولی موقعیکه نبود دوس داشتم باشه حالا حسی ندارم ولی چندتا اعتراف کرد ک چرا رفته بخاطر صداقتش فقط یدفه دیگه بخشیدم میگف چندتا دروغ بمن گفته ولی چون من باش صادق بودم عذاب وجدان داشته حالا اعتراف کرد و تصمیم و بمن داد منم قبول کردم ولی الآن مثه قبل نیستم اونموقه هرروز همو میدیدیم روزی 10هزار تومن شارژ میخریدیم اگر ماموریت میرفت دل تو دل نبودم ولی الآن تو این یک هفته و نیم دو دفه به زور همو دیدیم تنها تماسمون سلام صب بخیر و شب بخیر یوخ اون بپرسه ک کجایی و اینا ک بعد دیگه هیچی الآنم رفته ماموریت اصن مهم نیست واسم بنظرتون این رابطه الآن خوبه که ادامش بدیم؟

N ir ۱۱:۰۲ - ۹۲/۰۵/۱۶
1
0

سلام سمانه جون به نظرم من اینکه باهاش نرفتی بهترین کار ممکن رو کردی.فکر نمی کنم با یک ماه بشه طرف مقابل رو کامل شناخت و بهش اعتماد کرد.امیدوارم که برگرده اما اگه برهم نگشت تو چیزی رو از دست ندادی.شاید اگه با اون رفته بودی بازم می رفت و اون وقت بود که خیلی چیزها رو از دست داده بودی. امیدوارم خیلی زود بیای و بگی که برگشته.

سمانه ir ۱۱:۵۶ - ۹۲/۰۵/۱۶
1
0

بچه ها جوابمو بدین من خیلی ناراحتم به نظر شما اون دیگه بر میگرده؟؟؟ هر شب کابوس می بینم...برام دعا کنید

سمانه ir ۰۹:۴۱ - ۹۲/۰۵/۱۶
1
0

سلام مرسی بچه ها از جواباتون خوب ما آشناییت قبلی داشتیم ولی یک ماه گذشته بود که با هم بودیم و میخواستیم همو بشناسیم... همین بعد که گفت بیا خونه و نرفتم گفت اعتماد نداری و من فقط میخواستم با هم حرف بزنیم و این حرفا...بعد من چون ازش ناراحت بودم ازش خدافظی کردم اونم انگاری از خدا خواسته خدافظی کرد و رفت ولی گفت خیلی دوسم داره و عاشقمه... حس میکنم حرفاش تناقص داشت خوب اگه دوسم داشت چرا رفت؟من که کار بدی نکردم فقط باهاش نرفتم خونه... من از یه چیز ناراحتم همش میگم شاید میدونسته من قبلا یکیو دوست داشتم میخواسته بره دنبال بهونه بوده...وگرنه آخه باورم نمیشه پس چرا رفت؟ بچه ها برام دعا کنید ...نظراتونم بگید من خیلی ناراحتم

پاسخ ها

یه دوست ir ۱۰:۵۰ - ۹۲/۰۵/۱۹

ناراحت نباش عزیزم انقد از این موردا هست عین خیالتم نباشه خودش برمیگرده اگرم برنگشت هیچی مهم نباشه واست اون داره آمپاس میذارتت ک حرفشو گوش کنی بری خونشون الکیم بهونه دستش نده هیچیم نیست هدف پسرا از دوستی بجز دوستی چیز دیگه ایم هست که نباید بهش برسن ولش کن بابا هه :-)) این نشد یکی دیگه نشد هیچکس با خونوادت باشی بهترین لذت دنیا رو میبری من تجربش کردم.

نرگس gb ۱۲:۵۰ - ۹۲/۰۵/۱۹
0
0

سلام بچه ها خواهش میکنم کمکم کنین...من یکیو دوس دارم ک الان یک ساله با همیم و من هیچ دروغی بهش نگفتم....یک پسری هست ک منو اذیت میکنه و ب شماره مامانم زنگ میزد و مزاحم میشد و منو مجبور ب برقراری رابطه با خودش از طریق چت میکرد و میگف ب مامانت میگم ک ی پسر توی زندگیته و این ماجرا از بعد از عید شروع شد و من نمیدونستم چیکار کنم و برای از دست ندتدن عشقم مجبور شدم باهاش در ارتباط باشم چون مامانمم اگه میفهمید منو میکشت...اون منو مجبور کرد ک باهاش برم بیرون و ازم سو استفاده کرد و عکس گرفت و داد ب کسی ک عاشقشم و اونم دیگه حرف منو باور نمبکنه درسته ک الان برگشته ولی میگه منو نمیخواد ولی من عاشقشم و دارم سعی میکنم جبران کنم و وون میگه دلش واسه اشکام سوخته....بمن دو هفته فرصت داده ک هرکاری میتونم بکنم...ولی نمیدونم توی این دو هفتهچ جورکاری باید بکنم....من نمیخوام از دستش بدم ...من مجبور بودم تا بحال بهش خیانت نکردم و اینو مجبور بودم چون منو زور کرد و تهدیدم میکرد..خواهش میکنم کمکم کنید

سمانه ir ۰۱:۱۹ - ۹۲/۰۵/۲۰
0
0

سلام یه دوست مرسی از راهنماییت خوب به نظر تو چون میدونست قبلا یکیو دوست داشتم تنهام نذاشت؟؟

پاسخ ها

یه دوست ir ۰۸:۱۲ - ۹۲/۰۵/۲۱

نه اصلا اینطور نیست عزیزم سمانه جون هرچی بری دنبالشون بدتره!ازش دوری کن خودش میاد نیومد باخودم دوست شو:-) نرگس جون این برنامه از طرف خود عشقت بوده من اولشو خوندم فهمیدم کاش همون اول با مامانت صحبت میکردی چون اون نقطه ضعفتو می دونست این اجازه رو به خودش داده که اینکارو کنه وای از اینکه آدم مجبور شه کاری کنه الان اون با این مدارکی که گفتی ازت داره هر سوء استفاده دیگه ای می تونه ازت بکنه که مثلا یا باج بدی از ترس اینکه به مامانت بگه تو اینترنت پخش کنه اگر باش رابطه نزدیک نداشته باشی و هزار کار دیگه که خدا کنه اینطور نشه نترس جرات نداره اگر کاری بخواد کنه قانون جلوشو میگیره خودش بیشتر می ترسه فقط از این صلاح واسه ترسوندن تو استفاده می کنه ببین دوستی دخترا با پسرا فرق می کنه تو میگی عاشقشی ولی اون اینطوری حس نمیکنه و تورو به چشم باقی میبینه و هرکاری میکنه تا به خواستش برسه بدترین پدر و مادر دنیا بهترن تا این آدمای کثیف اگر مامانت تو رو میکشت بهتر بود تا اینطوری بشه حالا زیاد دور نیست بهتره رابطتو باش قطع کنی چون خیلی خطرناک شده نه اون مثه قدیمشه . نه اینکه برگرده اونطوریه که تو عاشقشی. رابطتو باش کمرنگ کن ازش دوری کن خودش میاد سراغت یا تهدید میکنه یا عاشقانه وارد میشه که معلوم نیست چی میشه بهتره تمومش کنی از نظرمن ! اگر تهدید کرد نترس ازش سر قرارا باش نرو تا کار دیگه ای نکنه تماساشو ج نده این اتفاقا ممکنه واسه هرکی پیش بیاد نترس ولی آبجیه من این پسره بدردت نمیخوره بهت گفته باشم بهرحال صلاح خویش خسروان دانند و بس تمومش کن نرگس دلم میسوزه واست منم مثه خواهرت اگر بعدشم با کسی دیگه دوس شدی اصن اعتماد نکن آینه با اونهمه یکرنگیش دست چپ و راست رو اشتباه بهت نشن میده چه برسه به اینا که آیینه ام نیستن. اگر تونستی واسه ی مدت خطتو عوض کن اگر ازش یادگاری داری بریز دور رابطتو با خونوادتو دوستای صمیمیت نزدیک کن تا زودتر و راحت تر فراموشش کنی میدونم سخته ولی توروخدا تحمل کن ایشاا... خدا کمکت میکنه واسه خودت دعا کن منم واست دعا میکنم مشکلی پیش نمیاد اما نرگس جون خدا خیلی خوبه بهش نزدیک شو ازش بخواه مشکلی پیش نیاد حتما کمکت میکنه چون هیچکس بهتر از خودش نمیتونه!!!

سمانه ir ۱۱:۴۸ - ۹۲/۰۵/۲۱
2
1

سلام یه دوست خیلی مهربونی ممنون هم چنین ممنون بابت راهنماییت واسه نرگس واقعا خوب راهنماییش کردی برام دعا کن برگرده خیلی زود بچه هایی که میاین اینجا برام دعا کنید برگرده ممنون از همه...

پاسخ ها

یه دوست ir ۱۱:۲۸ - ۹۲/۰۵/۲۵

خواهش میکنم خوبی از خودتونه عزیزم هرراهنمایی دیگه باشه من درخدمتتونم دوستان گلم

شقایق ir ۰۶:۱۰ - ۹۲/۰۵/۲۷
0
0

من تا حالا تو زندگیم شکست نخوردم ولی دردی که دارم میکشم خیلی بدتر از شکست خوردن منو اون دیوونه وار همدیگه رو دوست داریم الان 7یا8 ماهه که باهمیم ولی مامانم این موضوع رو فهمیده و نمیزاره که منو اون باهم باشیم دارم دیوونه میشم نمیتونم ازش دست بکشم و فراموشش کنم واقعا واسم سخته واقعا گیج شدم چرا مامانم من باید اینقدر خودخواه باشه چرا درکم نمیکنه نمیدونه که با این کارش منو داغون میکنه افسرده میکنه به نظر شما من باید چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

sargol gb ۱۰:۴۰ - ۹۲/۰۶/۰۲
0
0

هرکی هرجور میتونه کمکم کنه.رابطم تا حد قرار آشنایی خونواده ها پیش رفت من خودم هی گیر دادم هی غر زدم تو دو روز یهو طرفم گفت نمیخواد ادامه بده و اصلا آینده ای برای این رابطه نمیبینه. تو رو خدا بگید چیکار کنم تموم نشه

نسترن ir ۱۱:۵۵ - ۹۲/۰۶/۰۴
0
0

سلام دوستان عزیز من 7 ماه با یکی دوست بودم ولی اون خیلی مشکلات داره من خیلی دوستش دارم یه چند روزیه از هم جدا شدیم و دیگه صحبت نمیکنیم هر چیم من اس میدم یا زنگ میزنم جواب نمیده حالا چیکار کنم که دوباره برگرده سمتم خیلی دوستش دارم

سارگل gb ۰۱:۴۳ - ۹۲/۰۶/۰۶
0
0

چرا اینجا پس هیچکس جواب نمیده؟؟؟ دارم دق میکنم

N ir ۱۰:۱۲ - ۹۲/۰۶/۰۶
0
0

سارگل جان هیچ کس جواب نمیده چون هیچ کس هیچ راهکاری نداره،اگه دقت کنی همه کسایی که اینجاییم تقریبا مشکلمون مشابه هست.نمی دونم بگم چکار کن.در واقع بهتر بگم اگه راه حلی پیدا کردی به من هم بگو.

یه دوست ir ۱۲:۱۰ - ۹۲/۰۶/۰۶
3
0

یه نصیحت خواهرانه محبت زیادی همیشه آدم ها رو خراب میکنه ! گاهی آدمها می روند نه برای اینکه دلیلی برای ماندن ندارند بلکه آنقدر کوچکند که تحمل حجم محبت را ندارن...... پسرام همینطورین نباید وقتی میرن دنبالشون رفت ولی اینو نمیفهمن بخاطر هوس خودشون چه ضربه ای به ی دختر میزنن ولشون کنین بابا اونا به ما نیاز دارن نه ما به اونا اصن واستون مهم نباشه پسرا رو فقط باید واسه سرگرمی بخاین نه دوست داشتن و عاشق شدن اونا لیاقت عشق یه دخترو ندارن آخه چطور باید بهشون فهموند دختری که ی پسرو میخاد فاحشه نیست؟؟

یه دوست ir ۱۲:۱۵ - ۹۲/۰۶/۰۶
2
0

منم بهش فرصت دوباره دادم و گول خوردم حالا روزها و ساعت هاس که میترسم دوباره بره و از دستش بدم این خودخواهیه که پسرا میخاین میان عاشق میکنن و هروقت بخان میرن پس تکلیف دخترا چی میشه یعنی انقد ما حقیر شدیم؟

یه دوست ir ۱۲:۱۷ - ۹۲/۰۶/۰۶
3
0

این خودخواهیه که پسرا میخاین میان عاشق میکنن و هروقت بخان میرن پس تکلیف دخترا چی میشه یعنی انقد ما حقیر شدیم؟

سارگل gb ۰۳:۵۷ - ۹۲/۰۶/۰۸
1
0

ولی رابطه مت هنوز تموم نشده. مشکل من خونوادشه.در ظاهر موافقن ولی در باطن میخوان تموم شه چون طرفم میخواد بیاد خواستگاری و اونا میگن زوده.حتی زنگ زدبا خونوادم صحبت کرد.مامانش همش از جانب منو اون به طرف مقابل دروغ میگه.مارو از هم دور نگه میداره با هر ترفندی.اگه پیشش باشم مشکلم حل میشه.خونواده منم زندونیم کردن.دارم میمیرم

پاسخ ها

یه دوست ir ۱۲:۰۴ - ۹۲/۰۶/۰۹

الهی بگردم واست سارگل جون . پسره اگر دهن بین نباشه خوبه وگرنه با این خونواده بعدن عذاب سختی میکشی چون این مادر شوهره سیاست داره و الآن میتونه ازهم دور نگهتون داشته باشه بعدا خدایی نکرده با یه بچه جداتون نکنه؟

سارگل gb ۱۲:۵۸ - ۹۲/۰۶/۱۰
0
0

من اگه پیشش باشم هیچکاری نمیتونه بکنه. فقط نمیدونم چیکار کنم که عشقم مثل قبل دوسم داشته باشه؟

nazi ir ۰۲:۵۸ - ۹۲/۰۶/۱۱
0
0

4 سال پیش با آقایی آشنا شدم ک اظهار کرد مطلقه است و داره مهریه میده توی همون دیدار اول ابراز علاقه کرد و از من خواستگاری کرد من تمایلی نداشتم از هیچ حیثی جذب نشدم و چون استقلال داشتم لزومی ب ازدواج نمی دیدم مگر ازدواجی ک ارزش از دست دادن موقعیت هام رو داشته باشه. با گذشت زمان و دیدن علاقه ش نظرم کم کم تغییر کرد پا پیش گذاشت و با پدرم صحبت کرد برام حلقه آورد و منو از خانوادم خواستگاری کرد. اما خانواده اش برای خواستگاری رسمی نمی اومدن تا این که بعد از هشت ماه ک من حسابی درگیر عشقش شده بود گفت ک هنوز طلاق نگرفته و پرونده اش داره روند دادگاهیش رو طی می کنه و ب خاطر دوست داشتن من مجبور بوده ک دروغ بگه من با خانواده ام صحبت کردم و با کلی سعی و زمینه چینی و دلیل اش رو منطقی جلوه دادم و چون خیلی خسته از دادگاه و ماجرای طلاقش بود سعی در احیای اون کردم اون عامل اصلی طلاقش رو دخالت خانواده همسرش اعلام می کرد و دور بودنش از خانمش ب همین دلیل از من خواست تا برم ب شهری ک محل کارش اونجا بود و در اونجا مشغول کار بشم منم پذیرفتم و بعد از قبولی در مصاحبه ها در شرکتش ب عنوان نامزد اون مشغول ب کار شدم بعد از گذشت 3 سال الان میفهمم ک خیلی عصبی و بد خلقه اصلا تعریف هامون از دوست داشتن متفاوته من کاما با دلم معامله کردم من چون از ابتدا گفتم ک ب مهریه اعتقادی ندارم زیر بار مهریه نمی ره و دست بزن داره هیچ مال و دارایی هم نداره فقط یه ماشین داره ک مدام در اختیار برادرشه و مدام ب من می گه ک من هیچ اولویتی ب هیچکدوم از اعضای خانوادش ندارم من یک نفرم ک ب این جمع اضافه شدم و حق دخالت و تغییر در امور زندگی اونو ندارم زندگی اون تو دست مادرشه و برای کوچکترین کار باید مادرش نظر بده تمام حسابهای حقوقی اش ب نام مادرشه و من هیچ نقشی در زندگی اون ندارم مدام منو در دیار غربت می رنجونه با این ک استقلال و فرهنگ و نوع لباس و آرایش منو از روز اول دیده بود و همه رو مطابق میلش اعلام کرده بود الان از همه چیز ایراد می گیره و سر کوچکترین مساله منو مورد آزار و اذیت و بد دهنی و ... قرار می ده دیگه خسته ام بعد از 4 سال دیگه الان ک کارای دادگاهش تازه داره ب سرانجام می رسه دیگه نمی خوامش من نامردی نکردم و تو این راه تنهاش نگذاشتم اما اون مردونگی رو درحقم تموم کرد و با تمام قدرت و مردونگیش بارها و بارها منو به حد مرگ کتک زد و رنجوند و مورد توهین قرار داد با احترام برای هموطنان لر اما ایشون از اقوام لر هستن و فرهنگشون خیلی متفاوت هست

سارا ir ۰۳:۴۴ - ۹۲/۰۶/۱۶
0
0

سلام اقای محترم من برای اولین بار اومدم تو این سایت و دلم خواست نطر شما رو بدونم زن 25 ساله ای هستم ک تا دو هفنه پیش شوهرم واقعا دوسم داشت ولی اینبار دعوای سختی کردیم و قسم خوردیم ازهم جدا بشیم اس داد ک منو منصرف کنه ولی من لج کردم و اومدم خونه مادرم ایا اینکه اینبار براحتی دوری منو تجمل میکنه و تو این ی هفته کوچکترین سراغی نگرفته دیگه سرد شده و دوسم نداره؟ ایا اگه بخاطر بچمون بیاد و دوباره زندگی کنیم میتونم دوباره دل شکسته شو بدست بیارم یا دیگه از چشمش افتادم؟!! لطفا راهنمایی کنید

پاسخ ها

ff ir ۰۷:۴۴ - ۹۲/۰۶/۱۹

لج بازی نکنید... اگه به روشه خودش بهش بفهمونی که دوستش داریو برات مهمه 100 % ترمیم میشه

سارا ir ۰۲:۰۲ - ۹۲/۰۶/۲۰
0
0

ممنون ff خیلی دلگرم شدم ولی الان 11روز گذشته و هیچ خبری ازش نیست مطمئنم دیگه بحدی دلش شکسته ک منو نمیخواد حتی بچه ام علاقه ای نشون نمیده ک بیاد پیشم چکار کنم خودم میدونم هردو مقصر بودیم ولی من بیشتر چون غرور اونو تو خانواده هامون شکستم اگر برگردم دیگه مثل قبل عاشقم نیست و دوسم نداره. و این برام زجرآور میشه آیا واقعا ترمیم میشه ؟ شما خودتون مرد هستید ؟

nazi ir ۱۲:۰۵ - ۹۲/۰۶/۲۳
0
0

هیچ کس هیچ پیشنهادی واسه من نداره؟؟؟؟....

گندم ir ۰۲:۲۵ - ۹۲/۰۶/۲۶
0
0

سلام بچه ها کمک :( طرفم خیلی دوسم داشت 8 ماه هرکاری کرد واسم اما هرکار خواست نکردم و میگه تو دوسم نداری الانم سرم داد زد منم تلمو اف کردم اما چرا نمیاد دنبالم؟ هربار اون اومد البته یکی دوبارم من رفتم ولی هر هفته میگفتم رابطمون تموم.تو مشکوکیوبهت اعتماد ندارم و خلاصه بچه بازی ..ذیگه طاقتش طاق شدو گفت خستش کردم سیم کارتمو شکوندم اما چرا نمیاد سمتم کمکککک :(

گندم ir ۰۲:۲۸ - ۹۲/۰۶/۲۶
0
0

نازی جاااان اون ادمه؟ چذا میزنت؟ این ادم دیگه فک کردن نداره تو فقط عادت کردی جذا شی تازه نفس میکشی یعنی چی که همه چیش دست همست جز تو؟ چرا به خونوادش احترام بزاره اما به تو بی احترامی ک نکنه گلم

nazi ir ۰۲:۲۳ - ۹۲/۰۶/۲۶
0
0

گندم جونم یعنی تمام دار و ندارش رو ریخته ب پای خانوادش باغ باباش خونه باباش خواهراش برادرش فامیلشون 10 ساله کار می کنه و حقوق چند میلیونی می گیره اما نه خونه داره و نه حساب بانکی یه ماشین مستهلک داره و بس خسته ام دارم سعی می کنم بزارمش کنار واسم دعا کن حیف عمرم ک ب پاش ریختم حیف صداقت و صبوری و مهربونی ام دعام کن خیلی شکسته ام

گندم ir ۱۰:۱۸ - ۹۲/۰۶/۲۶
1
0

نازی جان هیچی نشد نداره تو بری تازه میفهمه کیو از دست داده اما اون موقع دیره..هیچی جز ارامش ادم مهم نیس مگه چندبار ب دنیا میای ک اینجوری ب ذلت کشیدی زندگیتو عذر میخوام اما بره گمشه حسرت محبتایی ک خرجش کردیو نخور صیقل خوردی مورد ازمایش قرار گرفتی ک ایشالله یکی میاد تو زندگیت بدونی چطور رفتار کنی..اون الان فک کرده چ خبره ک همه جوره باش داری کنار میای اراده کنی میزاری همچین ادمیو کنار مشکل ما اینه ک نمیخوایم اراده کنیم..

حسن ro ۱۰:۳۰ - ۹۲/۰۶/۲۷
0
0

من دوست دوخترم من ول کرده رفته با بهترین دوستم دوست شده یه جوایی نمیدونن که من نمیدونم هر کاری کردم که برگرده نشوده نیش دوست از نیش عقرب بترست پس بزن عقرب که دردت کم ترست

گندم ir ۰۳:۱۹ - ۹۲/۰۶/۲۸
0
0

حسین جان هزار بار شکر کن الان شناختیش خیلی عذر میخوام اما کارش وقیحانه بوده و توهین ب غرورت اون با هرکی میشد جای بخشش داشت اما با دوستت نه! بزارش کنار فقط اراده میخواد ایشالله یه خانوم نجیب گیرت بیاد

ستاره eu ۰۹:۵۵ - ۹۲/۰۷/۰۲
0
0

سلام من دوسالی هست که با یکی از همکارانم دوست هستم البته خیلی وقته که دیگه باهم همکار نیستیم. خیلی باهم خوب بودیم اما بعضی اوقات با هم دعوا هم می کردیم. 10سال از من بزرگتره. اما من بیشتر از اون بهش علاقه مندم و همیشه و هر لحظه ابراز می کنم تا اینکه مرداد بعد از یک دعوای سخت بهم گفت دیگه می خواد با من رابطه اش رو قطع کنه، خلاصه بعد از کلی اصرار من قرار شد تا دو ماه پیشم بمونه که از قطع رابطه کمتر ضربه بخورم و به نبود هم عادت کنیم . الان یک ماهی گذشته و ما باهم خیلی خوب هستیم همش بهم زنگ میزنه باهام خیلی خوبه اما میگه تا ماه دیگه یعنی تا پایان مهر ازهم جدا میشیم میگه می خواد منو برای همیشه ترک کنه منم با اینکه غصه تمام وجودم رو گرفته اما اصلا به روی خودم نمیارم، وبهش ابراز نمی کنم و مثل خودش باهاش مهربونم و مثل قبل کلی قربون و صدقش میرم . اما دارم داغون میشم ، مثل کابوسی میمونه که انگار تا چند روز دیگه دکتر وعده داده که میمیری. دارم داغون میشم دارم دق می کنم من بدون اون اصلا دوام نمیارم . به نظر شما یعنی واقعا اون منو ترک می کنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تروخدا کمکم کنید.

گندم ir ۰۸:۴۶ - ۹۲/۰۷/۰۲
0
0

سلام ستاره جان اول ک بدون اون دووم میاری نباید انقد ضعیف باشی.. اما ب نظرم خواسته تنبیهت کنه..تو لا بلای حرفات بهش بگو ک بدون اون نمیتونی و بنظر من خودت کم محلی کن تا بیاد سمتت از قدیم گفتن اویزونی گریزونی..تو محل نده مرد جماعت واقعا فک کنن بدون اونا میمیری دیگه واس همیشه از دست میدیشوون..پس باش چند روز فوقولاده باش لا بلای حرفات بگو سخته جدایی اگه رو حرفش بود هنوز تو فاصله بگیر ازش کم کم سرد شو :)

aaasal ir ۱۲:۱۱ - ۹۲/۰۷/۰۴
0
0

سلام.بچه ها من با اقایی 4سال هستم.خیلی همو دوس داریم وتا الان همه کاری برای هم کریم.فقط یه مشکل هس که ایشون از روابط گذشته من اطلاع دارند و تاالان چند بار خواسته تمومکنه ولی نزاشتم.بهم شک داره چرا همون اول بش نگفتمو قسم خوردم که دست پسری رو نگرفتم.در صورتی که توی رابطه ی قبلم اون پسر یبار منو بوسیده.چیکار کنم بنظرتون.واقعا سخته جدایی خیلی با هم خاطره داریم.حاضرم هرکار کنم تا خوب شه.ایا باهاش ازدواج کنم؟خیلی شک داره بهم.وقتی دعوامون میشه به روم میاره این موضوع رو.ولی وقتی دعوانداریم اصن چیزی نمیگه و واقعا برام کم نمیزاره.چیکار کنم؟؟؟؟؟

سارا ir ۰۲:۳۵ - ۹۲/۰۷/۰۵
0
0

سلام.من حدود یک سالو نیمه که با آقایی دوست شدم..اون از همون اول گفت که هیچ قولی در مورده اینده نمیده..نه اینکه دوستیه اجتماعیا..نه ..دوستی ورابطه سالم مثه خیلیا..اما میگفت هیچی از ایندم معتوم نیست وخیلی سودای رفتن از ایرانو داره همیشه..اما یه چیزی رو که من فهمیدم اینه که حرفاش که میخواد بره از ایران بیشتر هارتو پورته ورویا پردازیه...اما به هرحال من خیلی دوسش دارم..اون آدم خشک وجدی ایه اما مطمعنم خیلی دوسم داره..اما یه مشکلی تو رابطمون به وجود اومده تازگی..من یک ماه پیش یه طوری حرف ازدواجو کشیدم اما اون گفت ما نقطه مشترک واسه ازدواج نداریم بهم گفت خیلی احساساتی هستی درکم نمیکنی و بچه ای هنوز..منم چون خیلی هارتو پورتیم وسریع قاطی میکنم گفتم که باشه پس تموم کنیم چون من اهل رابطه های بیخود نیستم ..اونم چون خیلی آدم مغروریه با اینکه میدونم قلبا جدایی نمیخوادو واسش با خیلی از دخترا فرق ذارم گفت باشه جدا شیم..اما من باز گفتم نه تموم نکنیم..ادامه بدیم تهش هرچی خدا خواست..اونم قبول کرد..حالا من میخوام خود جدیدمو بهش نشون بدم رفتارامو عوض کنم بچه بازیا وگیر دادنمو بزارم کنار بهشم زیاد بها ندم..خیلی دوسش دارم آخه اما نمیخوام دیگه بفهمه..میخوام خودش کاملا حس کنه که عوض شدم.نمیخوام دیگه اینم از دست بدم..اگه بره هیچی ازم نمیمونه..میشکنم..راهنماییم کنین

گندم ir ۱۲:۰۱ - ۹۲/۰۷/۰۶
1
0

سارا جان فقط خواهرانه بهت میگم هرچی بیشتر فهمن بدون اونا نمیتونی بد تر میکنن..1 ماه کاملا مثه یه خانم با شخصیت رفتار کن بدش هم دیدی همین مدلیه بزارش برو بد اونه ک میاد سمتت اگه نیومد واقعا فایده نداره و تویی ک ضرر میکنی خودتو ک نمیخوای گول بزنی

ستاره ir ۰۳:۲۵ - ۹۲/۰۷/۰۶
0
0

سلام مخصوصا گندم عزیز، حال و روزم اصلا خوب نیست ترس تمام وجودم رو گرفته ، این روزها فقط با دعا و نذر و نیاز آروم میشم، همه چشم و امیدم به خداست . من واقعا به امیر علی علاقه دارم انقدر دوسش دارم که تمام فکر شب و روزم شده، من می خوام فرداهامو با امیر علی رقم بزنم نمیدونم چه روزهای در پیش دارم اما وافعا فکر می کنید تو 25 روز باقی مونده باید فقط سنگین باهاش برخورد کنم و کم محلی کنم ؟

ستاره ir ۰۳:۳۰ - ۹۲/۰۷/۰۶
0
0

گندو جونم یک سوال تو چیکار کردی ؟ به کجا رسیدی ؟

aaasal ir ۰۵:۲۳ - ۹۲/۰۷/۰۶
0
0

یکی جواب منو بده پس

پاسخ ها

ستاره ir ۱۰:۰۴ - ۹۲/۰۷/۰۹

عزیزم به نظرم یک مدت برو تو قیافه بهش بگو باشه حالا که تو بهم شک داری من میرم و ترکت می کنم . هر موقع بهم ایمان داشتی برگرد. میدونی چون 4سال وقت زیادیه پس خیالت راحت اون نمی تونه تورو ترک کنه عزیزم. از خودت ضعف نشون نده که حتی یک درصدم بهت شک کنه یا بخواد از این حرفا بزنه بهش بفهمون اون تو گذشته تو بوده و اون نباید این حرفارو به تو بگه...

گندم ir ۰۶:۰۴ - ۹۲/۰۷/۰۷
0
0

ستاره جان غرور نداشته باشی میبازی واقعا اویزونی گریزونی هرچی بیشتر بچسبی بدتر..من طرفم انقد رو اعصابش بودم گفت تموووووم واقعا برید ازم منم گفتم اوکی و گوشیمو خاموش کردم خودش اومد..اما الان واقعا سعی میکنم دیگه رو اعصابش نباشم(البته سعی میکنم) اره ستاره برو بش بگو واقعا میخوای تموم کنی اگه گفت اره بگو پس بهتره الان تموم شه بهترینارو واست میخوام خداحافظ همینو بگو ستاره جان بش نچسب ک بد فک میکنن کی هستن نبرش بالا ک دست خودتم بهش نرسه گلم!

ستاره ir ۰۴:۱۷ - ۹۲/۰۷/۰۸
0
0

سلام گندم جونم، گندم من بهش کلی اصرار کردم ، حتی پیشنهاد ازدواج دادم اما دیگه خسته شدم ، کم آوردم من هنوز تا اول آبان وقت داشتم که باهاش خیلی محدود در ارتباط باشم اما گفت اول آبان دیگه تمومه ، گندم من امروز باهاش خداحافظی کردم، گفتم تو آزادی تو رابطه با من ،اگر میلی به ادامه نداری صبر کردن بی جهته. خداحافظی کردیم ازهم. نمیدونم برمیگرده یا نه اما گندم اون تورو دوست داشته تو براش ناز کردی اما اون گفت از اولم به من زیاد میل نداشته ، واقعا هم دو سال من دنبالش بودم ، نمیدونم برمی گرده یا نه ؟ نمیدونم ؟ فقط امیدوارم. گندم اون چند وقت برگشت ؟

گندم ir ۱۱:۴۶ - ۹۲/۰۷/۰۸
0
0

عزیزم اشتبات همین جاست ک تو همش دنبالش بودی واقعا باید میزاشتی میرفتی الان تو تموم کردی اما ابان اون تموم میکرد و داغون میشدی..کسی ک رفتنیه بزا بره..من گوشیمم خاموش کردم واسم میل زد بد از یه هفته دوباره شروع کردیم..اما دییش بام تموم کرد گفت خیلی رو اعصابشم(من واقعا اخلاقای بد زیاد دارم واقعا ارامشو ازش گرفتم میدونم) اما منم گفتم باشه مزاحمت نمیشم بای..ستاره جان نزار غرورت بشکنه تو یه رابطه..بهش محبت کن احترام بزار اما هیچ وقت ب زور رابطه رو نگه ندار واقعا رابطه زورکی یه روز تموم میشه منم ک فعلا داغونش کردم..اما کار خوبی کردی حالا ببینیم ازش خبری میشه اگه نشد باز یه فکر دیگه میریزیم واش :)

ستاره ir ۰۹:۵۳ - ۹۲/۰۷/۰۹
0
0

گندم وقتی خداحافظی کردم هیچی نگفت ، فقط من تند تند براش حرف زدم، گفتم : من این مدت مزاحمت شدم آزارت دادم من دیگه نمی خوام تو اذیت بشی ، تو حق انتخاب داری ، من بهت حق میدم اگر نخوای دیگه با من حرف بزنی ، گندم تمام مدت سکوت کرده بود و به حرفام گوش می کرد بعد در آخر بهش گفتم به خاطر همه ی این دوسال فقط می تونم بگم متاسفم ، بعد از اینم همه چی دست خودت و من هیچ اعتراضی ندارم . فقط گفت باشه خداحافظ .... گندم اصلا اعتراضم نکرد، یا یه حرفی در این رابطه نگفت. همش به این فکر می کنم یعنی این مدت انقدر از من متنفر بوده و داشته تحملم می کرده ؟یعنی منتظر همچین حرفی بوده ؟ گندم جونم چرا خب باز باهم دعوا کردید ؟ پسر خوب تو این روزها کم پیدا میشه . به نظرم شروع کن به خوندن چند تا کتاب خوب مثل راز ، قدرت و 4 اثر از فلورانس .... نمیدونم بین شما چی گذشته اما یکم رو خودت کار کن که آروم باشی و بهش آرامش بدی ، میدونم بعضی وقتها خیلی سخته اما تو وضعیتت با من فرق می کنه اون تورو دوست داره اما من نمی دونم دوسم داره یا نه ؟ گندم برام دعا کن بتونم طاقت بیارم که بهش زنگ نزنم و اون خودش پیش قدم بشه ... یعنی خداکنه که بشه ... به نظر تو میاد ؟

گندم ir ۰۱:۰۴ - ۹۲/۰۷/۰۹
1
0

عزیز دلم داری میگی طرفم دوسم داره اما منم تا نزاشتم نرفتم اون میگفت من قول نمیدم یه روز گندم تموم میشه ها. اخلاقامون فرق داره بهم نمیرسیم ها همش ترس از دس دادنشو داشتم اما من مغرورم گفتم نمیزارم خوردم کنه..گفتم اوکی اگه بهم نمیرسیم من دختری نیستم ک وقتمو ب بطالت بگذرونم(واقعا هم نیستم من فقط رابطه پاک میخوام و اولین مرد زندگیمه) گفتم انقدی ک مطمئنی نمیرسیم پس امیدوارم ب هرکی دوس داری برسی خداحافظ 2 روز هرچی زنگ زد ج ندادم بدش ج دادم ک فهمیدم دوسم داره..منم مثه تو واقعا نمیفهمیدم دوسم داره تو خودت باید یه طرفه کنی شاید طرف منم میرفت اما من واقعا خواستم تکلیفم روشن شه نخواستم خودمو گول بزنم اما ما از لحاظ اخلاقی تفاهم نداریم..ستاره جان اون اگه نیاد والا بهتر از اینه ک بی تعهد باشید حالا همه تعهد ها هم ب سرانجام نمیرسه اما بازم تلاش رسیدن هست تو رابطه اما رابطه شما انگار یه طرفست و زورکی و تو باید تموم میکردی اگه تموم نمیکردی زورکی و مصنوعی بود دوس داری اینجوری باشه؟ حالا ک تموم کردی یا میاد و مطمئن میشی میخوادت یا نمیادو ازین سردر گمی راحت شدی..اگه این مدتی ک ازش فرصت خواستی ک فقط تا ابان باشید و اونم بهت زنگ میزده احتمال برگشتش هست..ولی اگه فقط تو زنگ میزدی زورکی بوده..ستاره جان قفس نساز واسه عشق فرصت بده فرصت دلتنگی بزار جای خالیتو حس کنه گاهی ادما باید برن ک طرف بفهمه کیو از دس داده همیشه بودن این فرصتو میگیره بزار دلش تنگ شه..

aaasal ir ۱۰:۵۱ - ۹۲/۰۷/۰۹
0
0

کسی واسه من پیشنهاد نداره؟

ستاره ir ۱۱:۲۸ - ۹۲/۰۷/۱۰
0
0

سلام عسل من که برات پاسخ گذاشتم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ستاره ir ۱۲:۵۲ - ۹۲/۰۷/۱۰
0
0

آره عزیزم تا همین هفته پیش نمیدونی چقدر زنگ میزد همش با من در تماس بود، من پیش خودم میگفتم وای چقدر رفتاراش خوب شده ، حتی پیش خودم گفتم حتما دیگه منصرف شده اما دقیقا از اول مهر همه اخلاقش عوض شد اصلا متحیر شدم ، میگم در حدی که به من گفت اصلا از اول موافق این رابطه نبوده.... الانم دو روز گذشته اما در آخرین پیامی که بهش دادم و گفتم تو آزادی برای موندن پیشم یا رفتن ، دیگه حتی یک پیام هم نفرستاده برای خداحافظی ، این سکوتش بدتر داره منو دیوونه می کنه. نمیدونم شاید انقدر ازم خسته شده که حتی نخواسته خداحافظی کنه.......... گندم خوشحالم که دوست خوبی مثل تو پیدا کردم . فقط از خودتم بگو ؟ چه خبر؟

گندم ir ۱۱:۲۸ - ۹۲/۰۷/۱۰
0
0

سلام عزیزم ما فعلا دعوامون شد من خیلی دوسش دارم اما حرف همو نمیفهمیم این بده.... ما فقط همو دوس داریم دیگه نقطه اشتراکی نداریم....................

aaasal ir ۱۲:۰۷ - ۹۲/۰۷/۱۱
1
0

مرسی ستاره جون ولی اون میگه چون 4سال بم دروغ گفتی نمیتونم بگذرم از اشتبات.از خداشه جداشیم بخاطر دروغم

گندم ir ۰۱:۲۹ - ۹۲/۰۷/۱۱
0
0

سلام عسل جان..اول اینکه تو دعوا حلوا پخش نمیکنن اونقد روت غیرت داره و دوستت داره هر دقیقه تو روت میزنه ک تو ارومش کنی..اما عسل تو رابطه با خودش بهش نزدیک نشو(نزدیک جسمی) چون ادمای بد دل فک میکنن رابطه قبلت هم همینطوری بوده (حالا هرچقدم پاک باشی پسرا نمیفهمن)یک روز کلا بشین باهاش صحبت کن با منطق و خیلیییی اروم بدون کوچیک کردنو التماس..محکم و با تن صدای مهربون بگو عزیز من الان تو هستی تو زندگیم و با تو شادو ارومم و همه نیازامو میدی و هیچ دلیلی نیس ک بخوام سمت کسی کشیده شم بهش بگو من قبلا از کجا میدونستم یک فرشته مث تو میاد تو زندگیم بگو اگه میدونستم و از اینده خبر داشتم صد سال انتظارتو میکشیدم و ب احدی حتی نگاه نمیکردم بگو بچه بودم الان با منطق انتخابت کردم و حالا میفهمم عشق یعنی چی اون رابطه ها اصلا در برابر عشق تو ابسیلون هم ارزش نداره بگو مهم اینکه پاکم حالا باید تقاص اشتباهات نفهمیمو(البته ببخشید عسل جان ها! ) الان با نبود تو بدم؟؟ بگو این حقم نیس چون ب تو خیانت نکردم چون تویی نبود توی زندگیم و در نهایت بگو من تورو با عشق و منطق انتخاب کردم و بگو شاید رابطه اولم نیستس اما ب جرات میتونم بگم اولین و اخررررین عشقمی و بداز تو حتی نگام سمت کسی نمیره چه برسه بخوام خدای نکرده ب کسی فک کنم..و بگو من نمیتونم اجبارت کنم و چوب رو سرت بزارم با من بمون انتخاب با توست اگه نخوای و عشقمو ب خاطر گذشته یی ک تو نبودی زیر سوال ببری و تنهام بزاری اوکی حرفی ندارم چون ادمارو نمیشه مجبور ب کاری کرد اما اگه اونقد بزرگواریو پاکیو عشق منو درک میکنی و باهام میمونی تو رابطه دنیارو واست ب ارمغان میارم و مطمئن باش تنها مرد زندگیم خواهی بود..دیگه تصمیم با تو (عسل جان عین این جمله هارو بهش بگو یادت نره جمله اخری ک گفتم جابجا نکنی چون حرف اخر تو ذهن طرف حک میشه موفق باشی گلم)

aaasal ir ۰۹:۵۵ - ۹۲/۰۷/۱۱
0
0

سلام گندم جان.مرسی عزیزم از راهنماییت.ولی فک میکنی اگه باش بخام زندگی کنم اذیت نمیشم؟

گندم ir ۱۲:۵۴ - ۹۲/۰۷/۱۲
0
0

نمیدونم عسل جان این حرفارو بگو یه مدت هرچی میگه گوش کن حتی با ادمایی ک دوس نداره نگرد حتی بیرون میری ازش اجازه بگیر ببین تغییر میکنه اگه دیدی مرغش یه پا داره ک هیچی دیگه تو زندگی هم یه سره میزنه تو سرت و حستو ازت میگیره..یا بادی گذشتتو فراموش کنه یا خود تورو دیگه انتخابو ب خودش واگذار کن

aaasal ir ۰۴:۰۵ - ۹۲/۰۷/۱۲
0
0

مرسی گلم.ولی واقعا اگه قبول نکنه جدایی خیلی سخته.اونم جدایی ما که واقعا باهم این 4سالو زندگی کردیم

گندم ir ۰۲:۱۲ - ۹۲/۰۷/۱۳
0
0

ایشالله درست میشه خبرشو بده..حرفارو ک زدی بگو چی شد بازم در توان من باشه کمکت میکنم گلم..در ضمن هیچی سخت نیست تو قوی هستی یادت باشه..ب جدایی نمیرسه ایشالله

ستاره ir ۰۳:۰۴ - ۹۲/۰۷/۱۳
0
1

سلام ، عزیزم تماس گرفت ، حتی دیشب ساعت ها باهام حرف زد، اصلا به روی خودش نیاورد ولی بازم لابه لای حرفاش گفت که اول آبان رابطه ما تموم میشه ، اما تا اون موقع می خواد با من در ارتباط باشه .... الان 3 روز با هم حرف میزنیم وقتی می خواد خداحافظی کنه در انتها حرفش میگه فعلا خداحافظ دوباره باهم حرف میزنیم، رفتارش برام عجیبه !!!! از اینکه تاکید می کنه می خواد بره ، از اینکه میگه دوباره باهم حرف بزنیم ، از اینکه رفتنش مهلت داره ....!!!!!! نمیدونم !!!!!

ستاره ir ۰۳:۱۶ - ۹۲/۰۷/۱۳
0
0

عسل جونم اگر برای تو سخت باشه برای اونم ترک کردن تو سخت میشه........... حرفم رو باور کن . به حرف های گندم گوش کن بعد اگر جواب نگرفتی یک مدت کوتاه تنهاش بذار بذار با خودش دو تا دو تا چهارتا کنه، میدونم خیلی سخته ، اما این مدت با دعا کردن روحت رو آروم کن و ترجیحاَ بهت میگم بذار یکی و دو ماه مونده به تولدش مدتی تنهاش بذار ، چون برای برگشتت یک دلیلی داشته باشی .... یا مثلا سالگرد آشنایی ، ساگرد یک روز خاطر انگیز ، تولد خودت ، سالگرد یک موفقیتش .... میدونی گلم آدم ها تا وقتی بیرون گود هستن بهتر میتونن مسائل رو ببینن ، درسته من درکت می کنم چون من هم در مرز یک جدایی هستم اما منم به حرف گندم ، به حرف مادرم و یا دوستان صمیمیم دارم گوش می کنم با اینکه لحظه های سختی رو دارم میگذرونم ، بااینکه در طول شبانه روز بیشتر از سه چهار ساعت خواب ندارم اما بدجوری امیدوارم همه چی خوب بشه حتی بهتر از دوسال گذشته ، توهم بشین تصمیم خوب بگیر و درست عمل کن .... منم برات کلی دعا می کنم.

aaasal ir ۰۹:۴۵ - ۹۲/۰۷/۱۳
0
0

مرسی بچه ها واقعا خیلی ارومم کردین با حرفاتون.حتما به حرفاتون عمل میکنم.امیدوارم شمام موفق شین,راستی شما بچه کجایین؟

گندم ir ۱۲:۵۰ - ۹۲/۰۷/۱۴
1
0

ستاره جان اون ازت نمیگذره..اما اشتباه میکنی داری باهاش صحبت میکنی و میزاری هر رفتاری باهات بکنه..خیلی محکم بگو اگه لایق فرصت دادنم یه فرصت دیگه بده رو رفتارام تجدید نظر کنم..اما اگه میخوای آبان جداشی همین الان برو ازین بیشترم اذیییت نکن..کسخره بازیا چیه..مرده حسابی باهات تموم کردن یعنی چی خودت زنگ میزنیو خودت باز میگی تموم..تکلیفتو روشن کن..اما ترکت نمیکنه میخواد تنبیهت کنه..

ستاره eu ۰۹:۵۲ - ۹۲/۰۷/۱۴
1
0

سلام ، وای گندم مرسی که این جوری به فکرمی ، عصبی نشو گلم ، خداکنه همینی که میگی بشه... گندم حالم خیلی بد ، اصلا دیگه نرمال نیستم ، همش دارم شبانه روز دعا می کنم، باور می کنی کارم شده فقط گریه تروخدا برام دعا کن... من بچه تهرانم. 23 سالمه

ستاره eu ۰۲:۳۷ - ۹۲/۰۷/۱۴
0
0

سلام ، نمیدونم سارگل هنوز به این سایت سر میزنی یا نه اما لطفا یه خبر از خودت بده ، پیغامی که گذاشته بودی رو خواندم و خیلی نگرانت شدم ، تونستی باهاش حرف بزنی ؟ فقط خدا خدا می کنم که اگر سرنزنی به این سایت به این دلیل باشه که سرگرم بساط عروسی هستی .

aaasal ir ۰۲:۴۰ - ۹۲/۰۷/۱۴
0
0

منم بچه اصفهانم.20 سالمه.ستاره جون با خودت اینجور نکن من مطمئنم درست میشه.هیچوقتم ازت جدا نمیشه.خیالت راحت باشه عزیزم.وقتی اون عین خیالش نیست توام مثه خودش شو.

aaasal ir ۰۵:۳۱ - ۹۲/۰۷/۱۴
0
0

حرفای گندم جونو بش گفتم بچه ها واقعا حرفمو نمیفهمه.همش میگه چرا دروغ گفتی.واقعا نمیدونم چیکار کنم.از جداییم میترسم.از خداشه جدا شه فقط بخاطر گذشتم

aaasal ir ۰۹:۵۲ - ۹۲/۰۷/۱۴
0
0

وای بچه ها ما از هم خدافظی کردیم.گفت میخاد جدا شه منم قبول کردم.دارم میمیرم

ستاره eu ۰۹:۳۴ - ۹۲/۰۷/۱۵
1
0

سلام عسل جونم من با پسری دوست بودم که 10 سال از من بزرگتر و تمام تلاشش این بود که منم مثل خودش فکر کنم و تجربه کسب کنم منو با دنیای 10 ، 15 سال از خودم بزرگتر آشنا کرد به خاطر همین تجربه ی که از امیر علی دیدم بهت میگم خوب کاری کردی، ببین عزیزم بعضی وقتها مردها احتیاج به تنهایی دارن ، احتیاج به فکر کردن دارن ، احتیاج دارن با خودشون خلوت کنن یا شایدم دلشون بخواد با فرد جدیدی تجربه جدید کن برای یک مدت کوتاه و اما تو عزیز دلم خیالت راحت باشه اون با تو 4 سال بوده و از تو خیلی خاطره داره قطعا اونم چند صباحی دیگه از نبودت عذاب میکشه ، اگر وا بدی اون بهت بیشتر شک می کنه و فکر می کنه خیلی چیزهای دیگه هم بوده که تو نگفتی پس اشتباه نکن اون وقتی اعتماد به نفس تو و جدیت رو ببینه و ببینه از پاکیت دفاع می کنی خودش آتیشش خاموش میشه و برمی گرده . من به تو قول میدم .... گلم منم تا 15 روز دیگه زندگیم به پایان میرسه ،مردی از پیشم میره که من همه ی دنیای منه .... برام دعا کن ، منم برات دعا می کنم ، برات دعا می کنم چون حالتو میفهمم ، درکت می کنم .... گندم جونم کجایی ؟

احسان eu ۱۰:۳۶ - ۹۲/۰۷/۱۵
1
0

بچه ها سلام کمکم کنید مخصوصا شما دخترخانم ها من دوسال با یه دختر خانمی بودم که اهل نماز و روزه بود عاشقم بود همیشه میگفت بهترینی واسم هدیه میخرید چند باری ناخواسته اذیتش کردم که وابستگیش به دلبستگی تبدیل بشه چند بار گفت بیا خواستگاریم ولی نرفتم به خاطر شرایط مالیم خلاصه .. یک ماه پیش بود که باهام دیدم سرد شده رفتم باهاش صحبت کردم گفت منو دیگه نمیتونه دوست داشته باشه رفتم خواستگاریش باباش هم منو پذیرفت خواهرم باهاش صحبت کرد ولی منو گفت نمیخواد تحقیق کردم دیدم با یه استاد دانشگاه که عمران میخونه تو یه مراسم بهم معرفی شدن و رابطه داره .خیلی دوستش دارم با وجودی که خیانت کرده ولی چون یه کم خودم را مقصر میدونم دوست دارم برگرده .اخه هنوز گوشی که واسه تولدش خریدم دستشه و استاغد دانشگاهه هم یه کم بهش سرد شده یک ماهه که هیچ رابطه ای با هم نداریم فقط دوهفته پیش ایمیل ها خونده که اونم فکر کنم از رو کنجکاوی بوده چه کنم که برگرده ؟ اخرین باری که بهش اس دادم به باباش گفت نمیخوام دیگه بهش اس بدم میخوام سه ماه صبر کنم روز دانشجو بهش اس بدم نظرتون چیه ؟ ولی دوست دارم خودش برگرده احتمال زیاد داره که رابطش با اون استاد به هم بخوره البته خواستگار هم خیلی داره و نمیدونه که من میدونم با اون استاده در ارتباطه به باباش گفته بود فعلا نمیخواد ازدواج کنه نه با من نه با هیچ کس دیگ خواهشا بگین چه جوری برش گردونم

aaasal ir ۱۱:۱۴ - ۹۲/۰۷/۱۵
1
0

مرسی ستاره ی عزیزم.اره عزیزم من دیگه هیچوقت طرفش نمیرم تا خودش بیاد.اومد که اومد نیومدم خداروشکر میکنم که قبل از این که باش ازدواج کنمو بعد جداشم الان جدا شدم.یا حتی فهمیدم که دوستنش اونجور نبوده که من فک میکردم.باید به فکر خودم باشم نه اون که همیشه باید راضی نگه میداشتم که مبادا گذشتمو تو سرم بزنه و با همه چیش کنار بیام.عزیزم توام به فکر خودت باش اگم ترکت کردخدارو هم شکر کن که کسی که لیاقت دوست داشتنتو نداشته ازت جدا کرده.هیشکی ارزششو نداره بخای خودتو بخاطرش عذاب بدی.سعی کن اروم باشی و نقطه ضعف دستش ندی که نمیتونی جداشی مثه من که همیشه بش میگفتم نمیتونم جداشمو هر رفتاری میخاس با من میکرد ولی این دفه زدم به سیم اخر با خودم گفتم چطور برا اون راحته از ا ین 4سال بگذره و برامن نه.مثه خودش شدم.امروزم راحترم چون بیشتر به بدیاش فک کردم تا خوبیاش و فهمیدم نباید خودمو بخاطرش نابود کنم.توام همینجور باش.دنیا 2روزه ارزشم نداره بخام بشینیم برای کسی غصه بخوریم.

aaasal ir ۱۲:۳۰ - ۹۲/۰۷/۱۵
1
0

سلام اقا احسان.من واقعا نمیدونم شما پسرا چرا اینجورین تا وقتی ادم بتون احتیاج داره و میخاد باش باشین دست رد به سینه ادم میزنین ولی وقتی ترکتون میکنن تازه میفهمین کیو از دست دادین.اینم باید بگم که شما هم خدارو میخاین هم خرمارو.اون دختر خانم الان میخاد که شما برین طرفش و ازش درخاست ازدواج کنین و نازشو بکشین.هیچ دختری دوست نداره وقتی ازدواج کرد شوهرش مدام بزنه تو سرشو بگه تو بودی که منو واسه ازدواج انتخاب کردی یا اینکه بگه این توبودی که منو میخاسی و از این حرفا.به نظرمن تا دیر نشده برو سراغش بزار مطمئن شه براش ارزش قائلی و از نبودش عذاب میکشی.برو حرفاتو بش بزنو دلشو دوباره بدست بیار.همین امروزم بش زنگ بزن.همین که موقعیتهای خوب ازدواج براش پیش میاد باعث میشه به اونام فک کنه و یکم احساسش نسبت به شما عوض شه و اونارو با شما مقایسه کنه و تصمیم بگیره.پس اگه واقعا دوسش داریو میتونی خوشبختش کنی برو سراغش.نزار پشیمون شی.موفق باشی.خبر بده چی شد

گندم fi ۰۳:۰۵ - ۹۲/۰۷/۱۵
0
0

سلام بچه ها یکم گرفته بودم نیومدم عسل من حال اون پسرو درک میکنم..من واس طرفم میمیرم اما انقد گذشتش ازارم میده ک حد نداره..واقعا گذشتش عصبیم میکنه.دیگه اونم انقد توضیح داده ک گذشترو بیخیال شم خودشم خسته شده..میگه بگو فقط یه تاریخ مشخص کن کی گذشتم از ذهنت پاااااک میشه.. اصلا موندم چیکار کنم واقعا وقتی چند روز پیش گلا جعبه کادوهای گذشتشو تو کمدش دیدم باز داغون شدم اخه اگه دوسم داره چرا اونارو نگه داشته..خودمم خسته شدم از بس گیر دادم دیگه اینبار ب روش نیاوردم ..واقعا درموندم خیلی داغونم:(

ستاره eu ۰۳:۰۹ - ۹۲/۰۷/۱۵
0
0

ممنونم فقط عسل جونم از خودت حتما بهم خبر بده ، چقدر خوشحالم که آرامش داری و خوشحالم که انقدر مقاومی .... ولی یادت نره هر اتفاقی افتاد به من خبر بده . و اما احسان جان یکم برو تو قیافه شاید خیلی طول بکشه اما بهت توصیه می کنم برو تو قیافه ، قطعا اون می خواسته تورو بکشه طرف خودش یه ذره برو تو قیافه اما بعد که برگشت باهاش خوب باش ... اما یادت باشه ویتامین زیاد ضرر داره اعتدال رو حفظ کن .... اما در حال حاضر فقط ایست کن صبر کن خودش میاد پیشت . صبر کن صبر کن

گندم fi ۰۳:۱۱ - ۹۲/۰۷/۱۵
1
0

احسان جان فقط تحویل نگیر..خودم دخترم نباید این حرفو بگم اما میگم..دختر جماعتو هرچی ناز بکشی بیشتر ناز میکنه..همین خود تو گفته بیا خواسگاریم نرفتی(ب دلیلت کار ندارم ادم بخواد میتونه هرکار کنه) اما تا دیدی سرد شده سریع رفتی جلو..ببین ذات ما ادما همینه هرچی واسه عشق بدویی کمتر میرسی..فقط بهت بگم الان هی پیله شی شاید واسه همیشه از دستش بدی..بگو یه روز قدرمو میدونی اما امیدوارم اون روز دیر نشده باشه همینو بدم بای..هرچی ب اینا بیشتر محل بزاریم بدتره..

aaasal ir ۰۳:۵۷ - ۹۲/۰۷/۱۵
0
0

سلام گندم جون خوبی؟اخه گلم رابطه ی قبل من یه بچه بازی بوده.یه رابطه 3ماهه اول نوجوونیم.من اصن رابطه با اون پسرو هیچی نمیدونم حتی الان یه در صدم بش حس ندارم حتی همون موقعم عاشقش نبودم ولی نمیدونم چرا الان اون رابطه کوچیک انقد تو زندگیم تاثیر گذاشته.میدونم طرفم برنمیگرده چون خیلی قده ومیگه مشکل از تو بوده چرا من بیام جلو ولی با این حال بازم نمیدونم چی میشه.دوس ندارم چند ماه بلاتکلیف باشم بلکه طرفم برگرده.یارومیه رومی یا زنگیه زنگی.بنظرت چی میشه؟براهمیشه تموم کنم؟

aaasal ir ۰۴:۱۳ - ۹۲/۰۷/۱۵
0
0

گندم به نظرمن فراموش کن گذشتشو.اگه رابطتتون خوبه وهمودوس دارین نزار گذشته ای که تو توش نبودی عذابت بده وخوشیتو ازت بگیره وببخش تا بخشیده شی.منم خودم از گذشته ی طرفم از همون اول خبردار شدم ولی هیچوقت نشد که بخام اذیتش کنمو هی بزنم توسرش.همیشه دوس داشتم تو رابطمون دعوا نداشته باشیمو سره کسایی که ارزش ندارن بحث پیش نیاد.هرچند من با اون این رفتارو داشتم ولی اون الان 7ماهه از وقتی فهمیده همش جنگ داریم شاید خیلی دووم میاورد 1هفته دعوا درست نمیکرد و منم این 7ماهو بزور نگه داشتم.پس عزیزم بخششو دیگه ب گذشتش فک نکن میدونم نمیتونی فراموش کنی ولی فک نکن بش.بزار خوش باشین باهم.من این حرفارو به طرفم زدم ولی قبول نکرد و گفت اینا چرتوپرته و مال تو کتاباس ولی تو عزیزم بحرفم گوش کن.خودتو بزار جای اونو فک کن برعکس بود این مشکل

aaasal ir ۰۴:۲۲ - ۹۲/۰۷/۱۵
0
0

اقا احسان شاید چون من خودم دختر مغروری نیستم و ساده به همچیز نگا میکنم این نظرو دادم.شاید حق با ستاره جونو گندم عزیز باشه

aaasal ir ۰۴:۳۱ - ۹۲/۰۷/۱۵
0
0

راستی بچه ها وقتی خدافظی کردیمو من دیگه اس ندادم اون ای اسارو برام فرستاد.روزی حسرت خاهی خورد،روزی که در اغوش دیگری با فکرمن ارام میشوی.یکی دیگشم اینه؛یوقتایی باید رفت اونم باپای خودت باید جاتو تو زندگیه بعضی ها خالی کنی درسته تو شلوغیاشون متوجه نمیشن ولی بدون یروزی یجایی بدجوری یادت میوفتن که دیگه خیلی دیر شده خیلی.بنظرتون برمیگرده؟

گندم fi ۰۶:۵۵ - ۹۲/۰۷/۱۵
0
0

خب اره اما چرا هنو گلا و کادوهارو نگه داشته :( عسل جان طرفت برمیگرده فقط زیادی لی لی ب لالاش گذاشتی داره خودشو هی لوس میکنه واقعا با اینجور ادما باید برخورد شه..الان مسج هایی ک داده با زبون غرور ازت خواسته باز واسش توضیح بدی اما اصلا بزارش برو همچین برگرده ک خودت تعجب کنی..الان من طرفم هرچی بیشتر توضیح میده هی میگه هیچکس اندازه تو مهم نیس همه گذشته بودن همه بی هدف بودن اما من واقعا هی خودمو ببخشیا خر میکنم..واقعا خودم همین اخلاقو دارم هی ک طرف کوچیک میکنه هی توضیح میده هی ادم لوس میشه و کفری یه جا باید جلو این ادما وایستادو بهشون گفت بروووو بابا نمیخوای ک نخواااااه واقعا باید اینجوری بگی تا یه جا کات شه دیگه..اصلا و ابدا تحویل نگیر..ستاره هم داره اشتباه محض میکنه ک با ساز اون میرقصه اگه بزاره بره یارو خودش میفهمه..واقعا بعضی هارو باید تحویل نگیری جنبه ندارن دیگه.......

aaasal ir ۰۸:۲۶ - ۹۲/۰۷/۱۵
0
0

خب نگه داشته باشه عزیزم منم یه حلقه و یه شال از دوس پسرم قبلم دارم ولی نگاشو نمیکنم.جم کردم گذاشتم تو کمدم.حساس نشو.بش اروم بگو من اذیت میشم وقتی میبینم تو هنوز کادوهایی که مال گذشتته رو هنوز نگه داشتی لطفا بریزشون دور.مطمئن باش جمشون میکنه.اعصاب خودتو خورد نکن جیگر.منم بحرفای شما گوش میکنم.دیشب تالام اصن بش اس ندادم وقتی گفت برو نمیخامت اونم اون اسارو دادو دیگه چیزی نفرستاد.ولی یه مدت تنهاش میزارم بلکه عقلش بیاد سرجاش.چون من همیشه و همه جا باش بودم برای اونم سخته.ولی باید انتخاب کنه و اخلاقشو درست کنه.وای چقد خوبه میتونم راحت باشما بدون اینکه سرزنش شم حرفامو بزنمو راهنمایی شم.مرسی

aaasal ir ۱۲:۰۲ - ۹۲/۰۷/۱۶
0
1

گندم جون تو اگه بطرفت بگی برو نمیخامت بخاطر گذشتت و اون بره ایا میری سراغش و دوباره شروع کنی؟

احسان eu ۰۷:۴۶ - ۹۲/۰۷/۱۶
0
1

سلام بچه ها ممنونم ازهمه تون مخصوصا عسل و ستاره .ستاره جون اون به من قول داد د5 سال منتظرم بمونه تازه دو سال نشده بود رفتم خواستگاریش قبول نکرد همون اوایل تیرگی روابطمون را میگم گفت فعلا نه با من نه با هیچ کس دیگه نمیخواد ازدواج کنه اون داره مقایسه میکنه .خیلی عصبی بود نمیتونم بهش زنگ بزنم یا پیام بدم اخرین بار خود ش گفت اس نده تا دلم برات تنگ شه خیلی منو دوست داشت نمیدونم یهو چش شد ولی هنوز موبایلی که واسه تولدش خریدم نگه داشته .هر چه اصرار کردم نتیجه عکس داد گفت نباید با بابام صحبت میکردی .رفتم پیش مشاور بهش زنگ زد گفت من خیلی خوبم ولی نمیتونه با من ازدواج کنه گفت اگه من به اصرارام ادامه بدم مجبوره با کسی ازدواج کنه که دوستش نداره منم مجبورم صبر کنم تا خودش بیاد ولی واقعا منو دوست داشت شغلم هم موقعیت اجتماعی خوبی داره اون 23 سالشه من 28 به نظرتون بر میگرده؟ بازم واسم بگین چه کار کنم ولی نگید من زنگ بزنم اخه عصبی میشه

احسان eu ۰۸:۰۸ - ۹۲/۰۷/۱۶
0
0

بچه ها جون اون عصبی شده بود میگفت اگه منو دوست داشتی بهم اس نمیدادی و اصرار نمیکردی در حالی که اون روزا با استاد دانشگاه در ارتباط بوده کلا بهانه تراشی می کرد اصرار من نتیجه عکس داد یه زمانی ارزوش بود با من حرف بزنه ولی محیط دانشگاه و دوریش از من عوضس کرد من واقعا دوستش دارم چون به لحاظ منطقی و احساسی ما با هم خوشبخت میشدیم نمیدونم چش شده؟ اگه اون استاد دانشگاه میخواد چرا بهش نمیگه بیاد خواستگاریش به من میگفت میدونی چرا خواستگارام رد میکنم چون نمیخوام با زندگی لج کنم نه اینکه به شما علاقه ای دارم ولی دروغ میگه منو دوست داره بگین چه کار کنم ؟ یک ماهه دارم میمیرم خاله دایی باباش دوستاش همه ازش خواستند با من ازدواج کنه قبول نکرد در حالی که یک ماه قبل از کدورت ها خودش ازم خواست برم خواستگاریش نمیدونم چش شده؟ شما بگین

aaasal ir ۱۰:۱۶ - ۹۲/۰۷/۱۶
0
0

سلام.خب احسان جان صبر کن حالا که وقت میخاد.اگه قسمت تو باشه مطمئن باش بش میرسی.من خودم الان 3روزه ازطرفم خبر ندارم ولی امروز احساس دلتنگی شدید میکنم اونم اگه شمارو دوست داشته باشه حتما همین روزا برمیگرده زیاد نگران نباش ایشالا درست میشه.چن روز واقعا طرفش نرو.فشار بش نیار بزار هرکیو دوس داره انتخاب کنه نه اینکه بازور شمارو انتخاب کنه بعدشم باهم نسازین..فرصت فک کردن بش بده حدود 2 یا 3هفته.مام براتون دعا میکنیم شمام براما دعا کنین

aaasal ir ۱۰:۲۱ - ۹۲/۰۷/۱۶
0
0

بچه ها کجایین کمکم کنین؟؟؟؟ستاره جون؟؟؟گندم عزیزه؟

احسان eu ۱۱:۱۵ - ۹۲/۰۷/۱۶
0
0

بچه ها کجایین چرا خبری ازتون نیست منتظر راهنماییتون هستم .مرسییییییییییییییییییی

aaasal ir ۱۱:۳۲ - ۹۲/۰۷/۱۶
0
0

اقا احسان پس شمام مارو راهنمایی کنین.دوس دارم از زبون یه مردم بشنوم. واقعا با این وضع من شما فک میکنین چی میشه؟اگه شما بودین برمیگشتین؟

گندم ir ۰۳:۴۵ - ۹۲/۰۷/۱۶
0
0

سلام منکه فاتحه رابطمو خوندم :) من خیلی خرم اما اونم خرتر ک کادوهارو نگه داشت جه دعوایی کردیم گفت همه گذشتش به یه پول سیاه نمی ارزیده وقتی تو اومدی همه چیم با تو بود:( اما سر کادوها بد جور دعوامون شد و گفت من مشکل روانی دارم ک ب گلو جعبه کادو گیر میدم..عسل جان کاش کامنتتو زودتر میخوندم ایجوری خانوم بودن خودمو ثابت میکردم اما گند زدم..اره گند زدم..یعنی دوسم داشت؟؟ اگه داشت چرا یادگاریارو نگه داشت واااای من خیلی حساسم ..

گندم ir ۰۴:۵۲ - ۹۲/۰۷/۱۶
0
0

احسان جان منکه گفتم محل نزار.. لطفا این اسو واسش سند کن: انقد واسم عزیزی ک ب خاطر خودت میزارم میرم اما یه روز قدرمو میدونی و اون روز دیره..لطفا منت نکش..لطفا خوتو کوچیک نکن..عسل جان قول میدم طرفت بر میگرده..اقا احسان شما بگو اگه کسی گل و جعبه کادوهای یارای قدیمشو نگه داشته باشه ینی الان منو دوس نداره؟؟ البته همه وقتش با منه و واسم کم نزاشته اما من فوقولاده حساسمو شکاک دوس دارم فقط مال من باشه یعنی منو دوس نداره منو و من مهم نیستم ک اونارو نگه داشته..هرچند ک الان دیگه ا دستم روانی شد و باهم تموم کردیم اما میخوام بدونم تقصیر از منه؟ یعنی نباید بهش گیر بدم؟؟ اصلا این خانومی ک شما انقد دوسش داری چطوری رفتار کرده ک شیفتش شدی؟؟من طرفم واسم میمرد اما انقد گیر دادم داره سرد میشه امروزم ک تموم کردیم دیگه بچه ها مفتی مفتی تموم شد..اخه چرا نگه داش کادوهاروووووو گلاروووووو..انقد داد زدم ک همرو شکستو پاره کرد :) اما منم گذاشت کنار :) :(

aaasal ir ۰۵:۴۶ - ۹۲/۰۷/۱۶
0
0

چیزی احسان جان اون زیر سرش بلند شده داره شمارو با اینو اون مقایسه میکنه.محلش نزار که فک کنه جایی خبریه.کسی که با یه دانشگاه رفتنو دیدن ادمای جدید انقد زود عوض شه بخاد عشقشو فراموش کنه بدرد نمیخوره.اگه پیامای منو خونده باشی میفهمی طرف من با من چه رفتارایی داشته ولی بازم کوتاه اومدم.منم دانشگا میرم و تاحالا چن تا پیشنهاد عالیم بم شده برا ازدواج ولی چون علی رو دوس داشتم قبول نکردم شاید اشتباه کرده باشم ولی من اونو دوس داشتم ن کس دیگه رو.بیخیال غصه نخور اون فعلا دوروبرش شلوغه شمارو نمیبینه دوس داره امتحان کنه ولی وقتی فهمید هیچیکدوم اونا مثه تو نمیشه پشیمون میشه.این حال دختراس.دیگه ن کسیو واسطه کن ن خودت ازش بخوا برگرده به زودی پشیمون میشه و برمیگرده فقط امیدوارم گول نخوره.و وقتیم پشیمون برگشت نظر تو عوض نشده باشه.طرفش دیگه نرو.

aaasal ir ۰۷:۴۱ - ۹۲/۰۷/۱۶
0
0

وای چه اشتباه بزرگی کردی گندم,توام دقیقا اخلاقای علی دوس پسرمو داری,حالا میگیم اون پسره و غیرتش زیاده ولی تو چرا؟پسرا دوس داشتنشو وفاداریشون بهتر از دختراس,وقتی یکیو دوس دارن همه جوره باشنو با حرفشون ثابت میکنن و گذشتشونو فراموش میکنن مطمئن باش,طرف توام خیلی دوست داشته که همه ی گیراتو تحمل کرده و میخاسته همچیو درست کنه ولی با این کارات سردش کردی,سعی کن درستش کنی,منطقی فک کن عزیزم بزار حس کنه باش رفیقی نه اینکه هی با این رفتارات بترسونیش ازخودت.بنظر من بشین فکراتو بکنو خودتو تغییر بده اگه برای طرفتو رابطتتون ارزش قایلی و برو سراغش و از حرفاتونو بزنین از نو شروع کنین.به همین سادگی چون اون تقصیری نداره

ستاره ir ۱۰:۱۶ - ۹۲/۰۷/۱۷
0
0

وای بچه ها چه خبرای شده این دو روز ! چه اتفاقاتی... 20 دقیقه است دارم کامنتاتون رو می خوانم ، وای بچه ها همه ی ما شاید ازم خیلی فاصله داشته باشیم اما یه مشکل مشترک داریم ، همه ی ما گرفتار عشق پاکی شدیم که قلبهامون هر لحظه به یادشون میتپه ، بچه ها خیلی روزهای سختیه اما یک لحظه به خودتون نگاه کنید ببینید چقدر صادقانه و پاک از شخصی که دوست دارید یاد می کنید ، ببینید که چقدر قشنگ از خوبی هاشون میگید و اصلا کوچک ترین بدی از طرفای مقابلتون نمیبیند ، خیلی خوشحالم که احسانم به جمع ما اضافه شده ، خیلی خوشحالم که یک پسر هم با ما همنوا شده و با ما حرف میزنه ، خیلی خوشحالم که با هم دوست شدیم و با هم حرف میزنیم و با هم مشورت می کنیم و به فکر چاره برای مشکل مشترک هستیم ، ولی بچه ها من یک نظر دارم ...........

ستاره ir ۱۱:۱۳ - ۹۲/۰۷/۱۷
0
0

بچه ها من میگم همه ی ما ها یک درد مشترک داریم ، بچه ها همه ی ما تمام تلاش خودمون رو این مدت کردیم به هر حال هر کس به طریقی و حالا همه ی ما به یک نتیجه مشترک رسیدیم که باید مدتی از طرف مقالبون و اصرار هامون دست بکشیم ، همه ی باید یک مدت اون هارو تنها بذاریم ، من به این مطلب اعتقاد پیدا کردم بچه ها اگر اون ها قسمت ما باشن بر می گردن ولی میدونم قطعا شماهام مثل من روحتون عذاب میکشه و بی قرار هستید ، بچه ها من به دعا کردن و اینکه با خدا درد و دل کنیم و از خدا بخوایم به نتیجه میرسیم و به این اعتقاد دارم دعای دست جمعی نیرو و تاثیر بیشتر داره ، بچه ها بیاید برای هم دعا کنیم مثلا از شنبه تا یک مدت مشخص ، سر یک ساعت مشخص یک دعای خاص بخوانیم باور کنید هم آروم میشیم و هم به نتیجه میرسیم ، با من موافقید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

aaasal ir ۱۱:۴۲ - ۹۲/۰۷/۱۷
0
0

بچه ها پس کجایین؟ستاره جون چرا خبری ازت نیست؟اقا احسان چرا یه خبر نمیدین؟گندم خانم شما چرا؟

ستاره ir ۱۱:۴۳ - ۹۲/۰۷/۱۷
0
0

گندم و عسل گلم و احسان عزیز من دلم می خواد همه ی ما به نتیجه برسیم ، بچه ها این روزهاهیچ دعایی بی نتیجه نمیونه ، میدونم همه یه جوری دلامون شکسته و خیلی روزها توی تنهایی به یاد اونها غصه میخوریم و گاهی گریه میکنیم ، میدونم این روزها شماها هم مثل من تمام فکرتون سمت اون هاست چه تو دانشگاه ، چه محل کار و چه خونه کنار عزیزامون ، همش نبودنشون رو احساس می کنیم ، بچه ها این بهترین زمانه که دست به دعا بشیم و منتظر معجزه خدا. بچه بیاد از شنبه ساعت 11 شب که همه ی ما معمولا تو خونه هامون هستیم و در حال استراحت . همه با هم یک دعای مشترک بخوانیم مثل دعای توسل. من از شنبه تا 10 محرم یعنی شب عاشوری می خوانم ، شماهم بیاید بامن تو این نذر شریک بشید و باهم یک نذر دسته جمعی داشته باشیم. نمیدونم شما حاضرید یا نه ولی بهم خبر بدید که از شنبه 20 مهر ماه شروع می کنید و دعای توسل می خوانید یا نه ؟ منتظرم حتما خبر بدید ....... من از خدا می خوام که برای همه ما معجزه بشه و من مطمئنم که میشه.... از اینکه باهاتون حرف میزنم و درکم می کنید خیلی خوشحالم و خدارو شکر می کنم به خاطر بودنتون و میدونم یک روزی همه ی ما از اتفاق های خوب برای هم میگیم بچه ها ناراحت نباشید ، غصه نخورید یه روزی فکر می کردید ما باهم این جوری دوست بشیم و همدیگرو درک کنیم و بهم کمک کنیم پس مطمئن باشید خیلی زود اتفاق های خوب هم نزدیکه و ما به خواسته ی قلبیمون میرسیم و آرامش پیدا می کنیم.

aaasal ir ۰۴:۴۶ - ۹۲/۰۷/۱۷
0
0

چرا پیاممو نمیزارین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گندم ir ۱۱:۴۵ - ۹۲/۰۷/۱۷
0
0

مدیرمحترم چرا دیگه نظراتمونو ثبت نمیکنی؟ قربونت برم ما که حرف بدی نمیزنیم فقط داریم اینجا بهم کمک میکنیم..شاید زیادی پاتوق کردیم اما شما ببخش دیگه :)

احسان eu ۰۷:۲۱ - ۹۲/۰۷/۱۸
0
0

سلام بچه ها مرسی از راهنماییتون عسل جون من با وجودی که بهم خیانت کرده دوست دارم برگرده اگه من بودم بر میگشتم پسرا اگه کسی را واسه ازدواج بخواند و عاشقش باشند محاله کسی بتونه نظرش عوض کنه ولی فکر کنم اکثر خانم اگه موقعیت بهتر گیرشون بیاد میرند یه چیز دیگه پسرا خیلی وقت ها به دروغ میگند واسه ازدواج طرفشون را یمخواند اگه طرف را ذوست داشته باشند محاله بیشتر از ده روز بتونند بهش زنگ نزنند .بچه ها من گفتم الان یک ماهه در ارتباط نیستیم به نظرتون دیگه به من فکر میکنه؟ اخه 30 روزه 16 روزه هم که حتی دیگه ایمیلها نخونده اخه اگه من را دوست داشت نباید لااقل ایمیل ها میخوند؟ یعنی دوسال واسه من نقش بازی میکرد ؟ در هر صورت شما به عنوان یه دختر اگه از دست پسری واقعا عصبی بشید و بدونهید دوستتون داره تا چند روز میتونید بهش زنگ نزینید؟ ممنونم .گندم جون پسرا از گیر بدشون میاد سعی کن باهاش دوست باشی و اگه واقعا دوست داشته باشه بر میگرده توهم اگه دوستش داری دیگه اذیتش نکن

کوثر ir ۰۴:۵۲ - ۹۲/۰۷/۱۸
1
0

سلام میشه پسرا جوابمو بدن؟ من یکسال با پسری دوس بودم،دوسم داشت منم عاشقش بودم و براش هرکاری کردم اما نمیدونم چرا یک دفعه فقط بخاطر هوسش گفت میخوام برم و رفت ،خیلی اصرار کردم اما نموند و رفت با یکی دیگه، که مطمئنم برای رابطه جنسی بود وگرنه علاقه ای بهش نداره. منم کشیدم کنار. به نظرتون اونم یاد خاطراتمون می افته؟عذاب وجدان میگیره که دلمو شکسته؟پشیمون میشه؟ به نظرتون برمیگرده؟

سامان ir ۰۲:۰۱ - ۹۲/۰۷/۱۹
0
0

من خودم با ی دختردوس بودم که خیلی باهم خوب نبودیم یعنی خیلی باهم صمیمی نشده بودیم کم کم رابطمون داشت خوب میشد ولی یه روز که بش زنگیدم گوشیش خاموش بود یه هفته گذشت ولی هیچی منم به خونشون زنگ زدم به محض اینکه ورداشت بهش بدوبیرا گفتم کلا کاری کردم که ازم متنفر بشه بدتر ازاین یادگاری هایی که بش داده بودم ازش گرفتم ولی الان خیلی خیلی پشیمونم خیلی ازخودم بدم میادکه چرا این کارو کردم به فکراینم که بازبش پیشنهاد بدم ولی انقد مغروره اصلا فک نکنم باهام حرفم بزنه نمیدونم چیکا کنم?الان بایکی هستم که واسم جونشم میده ولی حسی بش ندارم همش میگم کاش اون بودبجا این.

گندم ir ۰۲:۰۴ - ۹۲/۰۷/۱۹
0
0

ستاره جان کار من از دعا گذشته طرفم واقعا کفریه و میگه با این اخلاقت نمیتونیم واسه اینده میگه دلم ازت سیاهه ..منم دلخورم ازش فقط از خدا میخوام مهرشو از دلم بر داره همین

aaasal ir ۰۷:۵۴ - ۹۲/۰۷/۱۹
0
0

سلام بچه های عزیز خوبین چه خبر؟ستاره جون چه خبر؟گندم جون بش زنگ بزنو ببخشش واسه همیشه,ستاره جون شمام صبرکن عزیزم ببین چی میشه,اره گلم بات موافقم واسه دعا,اقا احسان شمام بیخیال اوندختر شین به جرات میگم که اون یا بایکی بهتر از شماست یا داره بش فک میکنه.

aaasal ir ۱۲:۴۵ - ۹۲/۰۷/۲۰
0
0

راستی بچه ها روز جداییمون بش گفته بودم بیا وسیله ها خواهرتو که پیشمه ببر گفت باشه بعد پریروز زنگ زدم گفت میام میبرم الان .خلاصه بحث باز شدو باهم حرف زدیم گفت خیلی غصه خوردم این چن روز ولی خیالم از هرچی فکر کردن بود راحت بود دیگه فکر نداشتم ,خلاصه اشتی کردیمو گفت تو اگه بزاری من هیچوقت اذیتت نمیکنم{چون موقع دعوا که میشه خیلی زبون میریزمو دادو بیداد میکنم}قبول کردیم 2تاییمون تغییر کنیم.با خودمم گفته این فرصت اخرو بهم میدیم اگه دیدم بازم حرف از گذشته میزنه ومیزنه تو سرم برای همیشه قیدشو میزنم چون ایندم واسم مهمه اگه خوب شد که باش ادامه میدم.بچه ها بنظرتون خوب میشه؟یا دارم خودمو گول میزنم؟امشبم خیلی تحویلم گرفت.منم میخام زبونمو کوتا کنم تا بهتر شیم.خلاصه میخام خودمو کنترل کنم کمتر عصبی شم.خیلی از اینده میترسم.اون متولد بهمنه خیلیم مغرورهه حتی اگه از درد جداییم نابود شه و مشکل از من باشه محاله زنگ بزنه. این دفه اگه تموم شد دیگه واقعا تموم میشه.برام دعا کنین میترسم.ولی وقت باش حرف میزدم خیلی سرد بودم که فک نکنه خبریه.اصنم حرف از اشتی نزدم ولی خود به خود بحث باز شدو حرفامونو زدیم.بم گفت میبینی وقتی ارومیو زبون درازی بم نمیکنی برات کم نمیزارمو اذیتت نمیکنم ولی وقتی بد میشی منم طاقت نمیارمو اینجور میکنم.مشکل از منه که باش نمیسازم یا کلا اون همیشه میزنه توسرم چه بخام چه نخام؟

احسان eu ۰۷:۵۴ - ۹۲/۰۷/۲۰
0
0

سلام بچه ها باشه ستاره جون دعا میکنیم منم مثل بچه ها باهات مواتفقم گندم جون تو هم اگه دوستش داری بهش زنگ بزن و ببخشش .عسل خانم من دوستش دارم هر کار میکنم نمیتونم فراموشش کنم واقعا موندم چه کنم؟ دلم واسش یه ذره شده حیف که نمیفهمه وئ نمیخواد بفهمه روزی که بفهمه دیگه خیلی دیر شده

ستاره eu ۱۲:۱۷ - ۹۲/۰۷/۲۰
0
0

سلام دوستای خوبم ، عسل جونم ، گندم جونم و احسان عزیز بیاید امشب از 11شب شروع کنیم یک دعای دست جمعی دیگه .... بیاید امشب دعای توسل بخوانیم . عسل که گفت موافقم اما تو گندم جونم بیا هم فال هم تماشا ... بیا دیگه عزیزم قرار ما امشب، ساعت 11شب تا شب عاشورا.... بچه ها من حالم خیلی بد شده ، بچه ها من کارم به دکتر و قرص کشیده ، دستام میلرزه ، بچه ها من دیگه پناهی ندارم همه امیدم به این دعای دسته جمعی، احسان ، گندم ، عسل بیاید دیگه ... امتحانش که ضرر نداره.... خواهش می کنم.

ستاره eu ۱۲:۳۴ - ۹۲/۰۷/۲۰
0
0

بچه ها دلم خیلی گرفته ، هیچ خبری ازش نیست، بچه ها آخرین بار که باهاش صحبت کردم گفتم دلم گرفته گفت به من چه ربطی داره، گفتم کنار تو آروم میشم گفت برام مهم نیست، بچه ها میدونید بهم چی گفت : گفت که من از اولش میدونستم این ارتباط اشتباهه اما می خواستم اشتباه کنی که بفهمی آدما چقدر بی رحمن و دنیای واقعی چه شکلیه ، بچه ها احساس کردم رسیدم آخر دنیا یعنی دو سال بازی خوردم بهش گفتم همیشه میگفتی آخرش بهم میگی دوسم داشتی یا نه و بهم چه حسی داری الان آخرش رسیده ولی بازم بهم نگفتی ، بچه ها سکوت کرد ، من گریه می کردم انقدر زجه میزدم که داشتم از حال میرفتم پشت تلفن اما اون خونسرد گفت اشکالی نداره من میدو.نستم یک روز ترکت کنم این شکلی میشی، بچه ها دلم خیلی شکسته ، بچه ها امیر علی 33سالش بود ، خیلی بزرگ بود اصلا نمیفهمم چرا این کارو با من کرد. فقط یک چیزی بعد از گفتن این حرفا دو روز بعد یعنی پنجشنبه بهم اس ام اس داد که پیام دادم حالتو بپرسم امیدوارم حالت بهتر شده باشه ، قصد صحبت باتو را ندارم امیدوارم همیشه موفق باشی، جوابش رو ندادم 5، 6 ساعت بعد به گوشیم زنگ زد و خواهرم جوابش رو داد اما حرف نزد قطع کرد،1ساعت بعد تماس گرفت بازم خواهرم جواب داد بازم حرف نزد قطع کرد. بچه ها نمیدونم چرا اصلا دلم نمی خواست باهاش حرف بزنم از اون موقع دیگه خبری ازش ندارم ، اصلا نمیدونم برای چی زنگ زد؟ برای چی دیگه زنگ نزد؟ یا اصلا از ته دلش اون حرفارو به من زد؟ بچه ها نمیدونم چیکار کنم؟ احسان تو هم نظر بده .... بگو منظورش از این حرفا و کارها چیه..........

ستاره eu ۱۲:۴۸ - ۹۲/۰۷/۲۰
0
0

عسل چند وقته ازش خبری نداری ؟ گندم آخرین مکالمت باهاش کی بود و کی زنگ زد ، آخرین خبرت ازش کیه ؟

ستاره eu ۱۲:۵۱ - ۹۲/۰۷/۲۰
0
0

بچه ها بیاید یک راه دیگه پیدا کنیم برای پیدا کردن همدیگه، این جوری داریم اذیت میشیم و خیلی پیغام هامون دیر بهم میرسه..........

کوثر ir ۰۱:۳۱ - ۹۲/۰۷/۲۰
0
0

یعنی اونم با اینکه بخاطر روابط جنسی با کس دیگست، به یاد اون یه سال میفته و دلتنگ میشه؟پشیمون میشه بچه ها؟

aaasal ir ۱۲:۳۱ - ۹۲/۰۷/۲۱
0
0

وای ستاره جونم چرا باخودت اینجور میکنی عزیزم؟گلم بفکر خودت باش به اینکه چقد بدبات تا کرده چقد دلتو شکونده.بشین فکر کنو تصمیم بگیر محکم باشی و دیگه واسش اشک نریزی.میبینی یوقتایی تو فیلما یا واقعیت بعضیا از یچیز شکست خوردنو مدام غصه میخورن بعد یدفه به خودشون میانو همه چیزو تغییر میدن و زندگیشون خوب میشه؟توام همینجور باش عزیزم مگه چند سال جوونی که غصه بخوری همش؟به خودت همش بگو من میتونم من میتونم همش بخودت اینو بگو تلقین کن بخودت تا اروم شی میدونم خیلی سخته ولی اون سر هیچی تورو شکست.باخودت اینجور نکن فداتشم. پشیمون میشی یروز

aaasal ir ۱۲:۵۵ - ۹۲/۰۷/۲۱
0
0

من نمیدونم احسان جان دیگه چجور راهنماییت کنم که راضی شی.اگه با این چیزایی که گفته شد میتونی راحت کنار بیای برو سراغش

ستاره eu ۰۹:۳۷ - ۹۲/۰۷/۲۱
0
0

عسل چقدر خوب، خوش به حالت. چقدر خوشحال شدم. عسل همین جوری خوب بمونه ، حیف این روزهارو از دست نده، فقط دعا یادت نره حالا که به نتیجه رسیدی تا آخرش برو. بچه ها امیر علی دیشبم زنگ ، یعنی شنبه ساعت 10شب. اما بازم من صحبت نکردم و خواهرم جواب دادو اونم حرف نزده قطع کرد ، نیم ساعت بعد اس ام اس داد که من تماس گرفتم برای خداحافظی آخر که جواب ندادید ، نوشته بود امیدوارم روزهای خوشی داشته باشی و رابطه های بهتر رو تجربه کنی، نوشته بود من این روزهای تلخ رو فراموش می کنم توهم فراموش کن ، نوشته بود موفق باشی و برای همیشه خداحافظ. منم اصلا جواب اس ام اسش رو ندادم . فقط تا صبح می خواندم و گریه می کردم. بچه ها تروخدا بگید یعنی برای همیشه رفت ؟ من جوابش رو ندادم که بهش بفهمونم دلم ازش شکسته اما اون نه تنها معذرت خواهی نکرد ، بلکه گفت تماس گرفته بودم برای خداحافظی آخر چون اخلاقی نبود بعد از دو سال بدون خداحافظی برم. بچه ها چرا انقدر با من خداحافظی می کنه ؟ چرا انقدر نمک به زخمم میپاشه ؟ من که یک بار گریه کردم گفتم باشه لیاقت تورو ندارم خداحافظ ، باید بازم بگم خداحافظ؟ اون از تماس پنج شنبه و اینم از تماس دیشب... اصلا معنی کارهاش رو نمیفهمم!!!! احسان تروخدا تو بگو معنی این کارها یعنی چی ؟ احسان منم مثل تو نمی تونم فراموش کنم ، شب تا صبح ، صبح تا شب همش اونو احساس می کنم، دلم می خواد همه کاری بکنم تا برگرده و خوب کنار هم باشیم. عسل بگو چیکار کنم؟ گندم جونم کجایی ؟ دیگه نمیگی باید چیکار کنم بچه ها اگر من همین جوری بدم از سرکار اخراج میشم ، دیگه دانشگاه نمی تونم برم... بچه ها من خیلی حال و روزم بد شده ، تروخدا کمکم کنید تا این کابوس هر شبم تموم بشه.....

ستاره eu ۰۹:۵۶ - ۹۲/۰۷/۲۱
0
0

احسان من به غیر از صبر و کم محلی هیچی نمی تونم بگم ... برای دخترها زمان میبره... البته به نظرم قبلش یک تماس بگیر بهش بگو این برای آخرین بار که دارم باهات حرف میزنم و بهت زنگ میزنم ، بهش بگو همه ی دنیارو بسیج می کنم که به حرفم گوش بدی فقط این آخرین خواسته ی منه ، بگو تا حرفمو نزنم بی خیال نمیشم حتی اگر کارم به کلانتری و دادگاه بکشه، محکم حرف بزن، جوری که اصلا تو صدات ناله و غصه رو حس نکنه ، میدونم سخته اما باید فیلم بازی کنی، بعد بهش بگو ، هر چی تو قلبت میگذره ، واقعیت احساست رو بهش بگو، واینکه چرا ازش خوشت آمده و تصمیم گرفتی به عنوان همسر آینده خودت انتخاب کنی، بعد بهش بگو که با همه ی این حرفا اما من خیلی تلاش کردم برای برگشتت اما مثل اینکه قسمت نیست و تو دیگه علاقه ای به من نداری، منم به نظر تو احترام میذارم و تو رو رها می کنم که به اون کسی که دلخواهته برسی منم میرم دنبال قسمت خودم، یه کاری کن که قشنگ احساس کنه داری میری ، فقط یه چیزی لحن صحبتت با همیشه فرق کنه ، خیلی با کلاس ، محکم و سنگین باهاش حرف بزن، بعد بگو این هارو گفتم چون دیگه آخرش شده و شاید دیگه هیچ وقت فرصت پیدا نمیشد برای گفتن ، بذار بره تو فکر که برای تو قرار چه اتفاقی بیافته، بعد بگو اگر دلت خواست می تونی اگر حرفی تو دلت مونده رو بگی اگرم نه که برای همیشه میسپارمت به خدا.... بعد از اون صبر کن ، توکل به خدا داشته باش که جواب میده.... من مطمئنم. فقط دیگه باید ایست کنی چون کوچک ترین حرکت اونو دوباره برمیگردونه خونه اول....

ستاره eu ۱۲:۳۱ - ۹۲/۰۷/۲۱
0
0

عسل آخه نمیدونی من حتی زمانی که با هم خوب بودیمدبعضی وقتها میرفتم از دور نگاهش می کردم تا آروم بشم ، بعضی وقتها میرفتم تو خیابان های که با اون قدم زدم راه میرفتم تا آروم بشم ، میرفتم تو پارک رو نیمکتی که با اون نشسته بودم میشستم تا حسش کنم، عسل من جدی جدی عاشقش شدم... عسل آخه امیر علی یک مرد بود از مردستان نمیدونی چقدر خوب بود، نمیدونی چقدر ماه بود، وقتی نگاهش می کردم گریه ام می گرفت، اصلا نمی تونم حالمو برات توصیف کنم اما من دو سال باهاش همکار بودم ، دو سال هم باهاش دوست بودم ، یعنی من 4 سال میشناسمش و هر بارم میرفتم به دیدنش مثل اولین باری بود که رفتم باهاش بیرون، قلبم شروع میکرد به زدن، همیشه قبل از دیدنش میرفتم لباس می خریدم ، میرفتم آرایشگاه خلاصه کلی به خودم میرسیدم، بهش میگفتم بذار ببینمت حالا هر جای تهران می خواد باشه ، باورت میشه بعضی وقتها دو ساعت طول میکشید بهش برسم فقط برای یک ربع دیدنش... اما به خاطر همه ی اون کارها راضیم ، خیلی ماه بود، خیلی مهربونه با اینکه دلم ازش شکسته اما تو مهربونیش شک ندارم.... این اولین بار که به تلفن هاش جواب ندادم اونم یکیش به خاطر اینه که دلم ازش شکسته نمی خوام شاهد گریه هام باشه ، یکیشم به خاطر اینه که دیگه نمی خوام کلمه خداحافظی ازش بشنوم می خوام اگر خدای نکرده اگر این حرفش جدی باشه و دیگه برگشتی نداشته باشه ،من ازش خداحافظی نکنم تا همیشه منتظرش باشم ... من فقط به این امید سر می کنم، شاید بهم بخندی اما من با اینکه ازش دلگیرم اما به خاطر این عاشقی ، به خاطر این پاکی و زلالی که پیدا کردم ، به خاطر اینکه به خدا نزدیک شدم و دعا می کنم ازش ممنونم ، به خاطر این تجربه به خاطر اینکه گذاشت تا دوسش داشته باشم ازش سپاسگزارم..... عسل من فقط به این امید هر روز از خواب بیدار میشم.

گندم ir ۰۴:۲۶ - ۹۲/۰۷/۲۱
0
0

سلام بچه ها اینجا چه خبر شده؟؟ اول واسه عسل واقعا خوشحالم امیدوارم توام زبون نریزی البته گاهی خوبه زن هیچوقت نباید زبون کوتاه باشه..عسل منم متولد بهمنم :) البته طرفمم بهمنیه..بهمنیا سرشون میره غرورشون نمیره ..در هر صورت واست خوشحالم طرفت دوستت داره مطمئن باش..احسان جان تو فقط باید بزاریش بری ببین کی ب تو گفتم!! یه جوری ک بفهمه واسه همیشست ای کاش گوش کنی..کوثر جان ک ب جمع ما پیوستی خوش اومدی گلم تو ک قهره قهر کن با طرفت تا ازت طلب بخشش و فرصت دوباره نکرده یه ذره هم محل نزار...و اما اما اما تو ستاره!! من ب تو نگفتم تموم کردی دیگه جواب نده؟ نه بگو گفتم یا نه؟؟ اون نبودتو هیچوقت حس نکرد ینی نزاشتی ک حس کنه انقد ک تا بوده بودی حتی واست زماااااان تعیین کرده من فلان ماه میرم اما تو انقد موندی تا فهمید زارشی..الان بیخود کرد زنگ زد غلط میکنه میخواد خداحافظی کنه..تو انقد بردیش بالا حالا دست خودتم بهش نمیرسه! تو با چه حقی گریه زاری کردی ؟؟؟ ب خدا قسم هرچی میفهمن بدون اونا زارو خفیف میشین بدتر میکنن این دست اونا نیس ذات ادماس الان چرا ما اینجاییم؟ چون اونان ک طاقچه بالا گذاشتن اگه ما بودیم ک قیافه میگرفتیم جای اونا اینجا بود..ستاره بهش زنگ میزنی با تمام محکم بودن خانوم بودن بهش میگی عذر میخوام این مدت ناخوش بودم دور از ادب بود منم بدون خداحافظی میزاشتم میرفتم فقط زنگ زدم ازت خداحافظی کنم و یه تشکر بگو جناب امیرعلی شما بزرگترین درس زندگیو بهم دادی درسته خیلی خوبیها هم داشتی و ازت ممنونم اما بم درس دادی ک اشتباه کردم ب یک غریبه اعتماد و تکیه کردم یه غریبه همیشه غریبست و خداحافظ محکمممممممممم اینارو بهش میگی نه اینکه الان فک کنه اااای ستاره از دوری من زیر سرومه حتما بخدا بدتره باید نشون بدی محکمی..امیرعلی مث طرف منه فک میکنن اینا نابن بهترینن نمونه ان و همه باید مثه اونا باشن اگه ما یکم باهاشون فرق داریم ما بدیم از زندگی عقیبیم هیچی نیستیم اما اینجوری نیس اگه قراره عاشق و معشوق کپی هم باشن ک چرا دوتا باشن؟یکی کافیه دیگه!!بگو شاید وقتی رفتی کمرم شکست اما مطمئن باااااش زمین گیر نمیشم و دوباره محکم تر از قبل بلند میشم...ستاره عین حرفامو بهش میگی مرد اونه ک یه بار میگه بای بره دیگه نه اینکه بای روز بعد های این فقط میخواد ابراز وجود کنه..حالا اگه این گذاشت رفت؟ من اسممو عوض میکنم..تو تو تو تو تو اگه همونجا ک بهت گفتم گوش میدادی این نمیشد.....منم ک فاتحه خوندم تو رابطم هرچی فحش تو دنیا بود بهش دادم اونم گفت حیف وقتی ک پات گذاشتم ک اخر اینجوری جوابمو بدی! منم گفتم فقط شمارتو نبینم همین..رو اعصاب همیم باید فعلا تنها باشیم ..ستاره یادت نره

احسان eu ۱۲:۱۹ - ۹۲/۰۷/۲۲
1
0

سلام بچه ها مرسی از همتون واقعا همتون ماهید دلم شکسته بچه ها بعد از یک ماه بهش زنگ زدم مثل غریبه ها جواب داد مثل اینکه رابطش با اون استاد دانشگاه هم تموم شده بود گفتم اونو به خاطر تو رد کردم ولی پشیمونم منظورش قبل ها بود خیلی سرد بود گفت دیگه حریم بین ما شکسته شده دیگه نمیخوام بهت فکر کنم میخوام از طریق سنتی ازدواج کنم اگرم دیگه اس بدی به بابام میگم حالم بده بچه ها ترا خدا عشقتون را به پای کسی بریزید که ارزشش داره .دلبسته هیچ کس تو این دنیای نامرد نشین اگه صداقت داشته باشی میبازی باید نقش بازی کنی که من بلد نیستم بهش گفتم بزار یه ساعت ببینمت قبول نکرد گفتم روز ازدواجت همه چی رابهت میگم بعد از شنیدن اون حرف ها تا اخر عمر گریه میکنی دیگه واسش غریبه شدم واسه خودم متاسفم ستاره جون اگه لیاقتش داره عشقت را به پاش بریز اگه نداره ولش کن ..دوستان عزیز اول خودتون را دوست داشته باشین بعد بقیه را .میدونم سخته دلتون میلرزه پاهاتون میسوزه نمیتونید رو پا وایسید افکارتون شناور میشه ولی به خدا توکل کنید از اون ارامش بخوایید اگه کسی ترکتون کرد بزارین خودش برگرده مثل من خودتون را کوچیک نکنید ..بچه ها خیلی دلم شکسته خیلی دوستش دارم حتی با وجودی که خیانت کرد ولی دیگه بهش اس نمیدم زنگ نمیزنم دیگه خسته شدم ازتون ممنونم که اینقدر واسم مرام گذاشتین

ستاره ir ۱۲:۵۰ - ۹۲/۰۷/۲۲
0
0

ممنون گندم جونم ، باشه حتما همین کارو می کنم، امشب قرار گذاشتم که باهاش حسابی و محکم حرف بزنم... نمیدونم چی پیش میاد ، اما دیگه حرف آخر که دارم بهش میزنم احساس می کنم حالم خیلی رو به راه تر شده، احساس می کنم می تونم یکم آروم باشم ... فکر کنم خدا داره کمکم می کنه احساس می کنم دعاهام داره جواب میده احساس می کنم دلم یکم آروم شده.... عسل جونم فکر کنم خیل