فاکتورهای ریسک در پیدایش مشکلات زناشویی

ارسال به دوستان
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (بدون امتیاز)
Loading...

مطالب مرتبط

9 دیدگاه

  1. مدیسه می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    هر چه قدر صداقت و روراستی در زندگی کمترباشه به همان میزان ریسک بالاتر می ره.امروزه خیلی از پسرها و دخترها حرف صداقت را می زنند اما در عمل صادق نیستند.
    http://sajjadrahimimadiseh.blogfa.com/Profile

  2. سارای می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    ممنون از مقاله خوبتون
    صحبت کردن در مورد هر مطلبی بهترین راه حل اختلاف هاست .

  3. امید می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    مشکلات جنسی هم دخیلن مدیسه

  4. علی می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    علیرغم اینکه مشکلات جنسی مهمترین علت طلاق در چند سال اخیر اعلام گردیده ولی در این مقاله اصلا” به آن توجهی نشده است. به نظر بنده تجربه کردن مشکلات اقتصادی گاهی نیز مفید است و باعث میشود انسان قدر شرایط خوب اقتصادی را بداند.

  5. کتی می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام عزیزان من چند سال پیش بایکی که ۲سال ازم کوچکتر بود اشنا شدم وخیلی زود باهم ازدواج کردیم اونموقع بیکار بود و من با نفوذ اقوام سرکارش بردم حالا هم که دیگه وضع خوبی داریم مشکل اینه که اگه همه چیز بر وقف مرادش باشه خوبه اما اگه ۱بار بگی چرا با فلان شخص میگردی از کوره درمیره وهرچی دلش میخواد بارت میکنه انقدر غرورم را شکسته که حاضرم بمیره فقط بخاطر دخترم تحملش میکنم و بخاطر حرف فامیل. واقعا دیگه بریدم دیگه دوستش ندارم….. من قیافه بدی ندارم اما نمیدونم چرا اسرار داره به من بقبولونه که زشتم من قدم کمی کوتاهه واون توی هر دعواش مرتب با این حرف منو ازار میده بنظر شما باهاش چکار کنم ….بخدا دیگه بریدم

  6. محمد می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    به کتی جان میتونم نصیحتی بکنم و اونم اینه که بیشتر به وفق و مرادش عمل کن، بیشتر بهش برس، و در هر سایتی هم دلتو خالی نکن چون همه که نمیتونن مشوره بدن،

  7. bahar می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    زندگی کبوتر با باز ، یک فرایند تهاجم و تدافع همیشگی است. این نوع زندگی به تعقیب و گریزی دامنه دار منجر می شود.گرگ با گرگ ، گوسفند با گوسفند، جفت می شود پس قطعا در باره انسان این مساله با حساسیت بیشتری روبروست.باید با روح و روانی که با او سنخیت داریم ازدواج کنیم.با وجود سنخیت روحی، همجنسی روانی و هم خوانی با هم، حرکتی به سوی خدا خواهیم داشت. این همان جنبه تقدس، عظمت و تکریم ازدواج است. روح های هم سنخ یکدیگر را جذب می کنند، اما نه از روی هوس و تمایلات نفسانی.در حضور یکدیگر راحت تر و روانترند و نیازی به نقش بازی کردن ندارند، آنها یکدیگر را می خواهند حتی اگر به ظاهر اظهار علاقه نکننددر چنین رابطه ای قلب و ذهن به صورت هماهنگ و متعالی ، پویا می شود. نوعی حرکت در حضور خدا در اندیشه و احساس رخ می دهد. اما به شدت باید احتیاط کردزیرا در رواط نامشروع بین دو جنس مخالف ، یا همان عشق های موهوم و بازی های رنگی ، ممکن است به ظاهر این کشش، این فهم متقابل، پذیرفتن حضور یکدیگر و آمیختگی آگاهی رخ دهد. اما عمیقا و بدون هیچ احساس و هیجانی باید بدون تعصب نگاه کنیم و ببینیم که آیا “آنچه هست” همان چیزی است که ما می خواهیم؟ با آرزوی اینکه هر جوانی راتتر هم سنخ روحی خود را بیابد.

  8. کتی می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام برادر عزیزم محمد جان متشکر از راهنمایی خوبتون همین کاری که فرمودید انجام دادم لیشتر بهش رسیدم اونم بهتر شد مرسی امیدوارم همیشه موفق باشی

  9. kati می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام با تشکر از مطالب خوبتان .اینا همه درست اما با غرورمان چکار کنیم؟من هربار که با همسرم قهر میکنم هرکاری میکنم غرورم اجازه نمیده پا پیش بذارم

دیدگاه خود را بنویسید:

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *