- مردمان - http://www.mardoman.net -

آزار جنسی – بخش سوم

[1]

وقتی شوهرتان به آزار جنسی فرزندان تان دست می زند

پیش از اتمام مبحث آزار جنسی، می خواهم با ذکر مثالی به مبحث فوق اشاره کنیم،

شیدا گریه کنان به مشاوری مراجعه کرده و چنین عنوان می کند:

” من اخیراً فهمیدم که شوهرم هر دو دخترمان را مورد آزار جنسی قرار داده. یکی از اونا الآن شانزده ساله و آن یکی هجده ساله است . ظاهراً این جریا ن سال ها پیش اتفاق افتاده ، امّا من تا یک ماه پیش نمی دانستم. دختر بزرگم بالاخره در دانشگاهش پیش یک مشاور رفت. آن جا بود که همه چیز معلوم شد . بعد او با دختر کوچکم حرف زد و معلوم شد که همان اتفاق برای او هم افتاده . من به محض این که خبر را شنیدم دست دختر کوچکم را گرفتم و برای زندگی پیش مادرم رفتم . حالا از شوهرم متنفرم و هرگز نمی خواهم دوباره ببینمش”

مشاور متوجه شد که او از زمان ترک خانه فقط یک بار با شوهرش حرف زده است. شوهر به او گفته بود که می داند خطا کرده و متأسف است و صادقانه اظهار پشیمانی کرده بود و قول داده بود که اگر او به خانه برگردد، هرگز دوباره این اتفاق نخواهد افتاد. شیدا می گفت که اینقدر گیج است که نمی داند باید چه کار کند.

مشاور با جدّیت تمام گفت:” همچنان پیش مادرتان بمانید، تا موقعی که شوهرتان یک دوره ی کامل مشاوره برای حل این مشکل را بگذراند. تنها وقتی از حل مشکل وی مطمئن شدید، می توانید زندگی خود را مجدداً آغاز کنید. این دوره مشاوره حدّاقل شش تا نه ماه زمان می برد. بازگشت به خانه بدون حل این معضل یعنی اینکه دوباره این اتفاق می افتد. اگر شوهرتان صادقانه بخواهد معالجه شود، ضمن تأمین مالی شما در این مدّت باید حتماً دوره های روان درمانی را سپری کند. اگر او به این کار تن ندهد و بخواهد تقصیر را گردن شما بیاندازد یا با پول ندادن وادارتان کند تا برگردید، می فهمید که تا زمان تغییر فکر و رفتار وی هیچ راه سازشی با او نیست.”

در این حالت این نوع پدران در ابتدا با اظهار تأسف، اندوه و حتّی گریه، صرفاً به خاطر اینکه مچش باز نشود، با وعده و وعید دادن، تنها نقش بازی می کنند، در حالی که اعمال وی مهمّند نه ظاهر و رفتارش. اگر او نزد مشاور رود، امید بهبود و سازش هست، در غیر اینصورت هیچ راهی دیگر نیست.

[1]

بیشترین کاری که شیدا برای شوهرش می توانست انجام دهد، اعمال عشق خشن است (در نزد بچّه ها اظهار کند که از شوهرش متنفّر است)، و بیشترین کاری که برای دخترانش می تواند بکند این است که آنها این تنفّر را از جانب او ببینند، هر یک از این دختران باید نزد مشاور برود و در جلسات مشاوره باید مادر نیز باشد، زیرا دخترها احتمالاً از مادرشان به خاطر اهمال کاری وی و از اینکه مادرشان اجازه داده این اتفاق بیفتد بیزارند. شاید در این حالت این مادر واقعاً مقصر نبوده، ولی آنها در ذهن خود چنین برداشت کرده اند. به این ترتیب احتمال شفا و بهبود دختران وجود دارد و به تدریج می تواند توسط مشاور زخم های روحی ناشی از این آزار جنسی را التیام داده و با حل کامل این مسئله این امید می رود که در زندگی آینده آنها دیگر اثری از این وقایع نباشد. تا زمانی که شفای کامل صورت نگرفته، آزار جنسی قطعاً تأثیر زیان باری بر روابط آینده آنها خواهد داشت.

با بررسی نتایج این روانکاوی ها در مورد افراد مختلف، زوج های زیادی بودند که گذراندن مراحل فوق، توانسته اند بهبود یابند و با اتّحاد بین مادر و فرزندان، سرعت بهبود آنها بیشتر می شود. باز هم تأیید می کنیم که در صورت عدم تمایل آزارگر به برخورد علنی و صادقانه با مسئله و تلاش همه جانبه جهت حل و فصل آن، هیچ امیدی به بهبود نیست.

بعد معنوی در مراحل درمان بسیار مهم است. تشخیص و تصدیق مرزهای اخلاقی و پذیرش مسئولیت برای زیر پا گذاشتن این مرزها بخش مهمی از روند بهبود را تشکیل می دهد. تصدیق خطا، بخشیدن و بخشوده شدن و کسب آرامش در محضر خدا نیز در شفای چنین روابطی موثرند. اما هرگز نباید از تعالیم مذهبی برای اعمال فشار بر قربانی استفاده کرد تا پیش از موقع و به طور سطحی آزارگر را ببخشد. همانطور که هرگز نباید از ایمان مذهبی به عنوان یک راه حل سریع برای مشکل آزارگر استفاده کرد. ایمان و اعتقاد باعث آغاز تغییرات مثبت می شود امّا نباید روند را تنها با اتّکا به این عامل کوتاه کنیم و فکر کنیم مذهبی شدن فرد فوراً همه مشکلات را حل می کند. اعتقادات مذهبی می تواند سرعت سیر روند بهبود را بیشتر کند، امّا تنها نقش مکمّل را دارد.

برای کسانی که آزار جنسی را تجربه کرده اند و برای آنهایی که با همسری زندگی کرده اند که به آزار جنسی دست زده، صادقانه آرزو داریم که خواندن این مقالات، همچون جرقّه ای باشد که شروع به بهبود خود و زندگی خود کنند. امّا مطمئن باشید در هر موقعیتی که در این مقالات ذکر شد باشید، بدانید که تنها گذشت زمان این مشکلات را به خودی خود حل نخواهد کرد و این حالات ادامه دارد. باز هم تأکید می کنیم، اولین گام، درخواست کمک خود شخص آزار دهنده است تا به بهبود درونی بپردازد و شاهد بهبود مثبت در زندگی خود و در ادامه، دیگر اعضای خانواده ی خود باشد.

[1]