آیا ماندن در یک ازدواج ناسالم بخاطر بچه ها صحیح است؟

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (1 امتیاز, میانگین: 1٫00 از 5)
Loading...

مطالب مرتبط

16 دیدگاه

  1. desertnight says:
    text for dislike(3) text for like(2)

    کاملا با نویسنده موافق هستم،موندن در رابطه ای که بده و روز به روز بدتر میشه نشان ی بدبختی،ناتوانی،نیازمندی،نگرانی،نادانی فرد رو میرسونه،ادم نباید به خاطر مذهب،فرهنگ جامعه(مردسالاری و ….)،فرزندان،نیازمندی …. در رابطه ی که بده بمونه البته اگه زندگی کردن براش مهمه به جای فقط زنده موندن،ضمنا طلاق نشانه سلامت روان رو نشون میده/// و از نظر تحقیقات روانشناسی طلاق عاطفی تاثیر بدی روی زن و شوهر و فرزندان خواهد داشت.

    نکته دوم: بیرون امدن از ازدواج بد فقط بخاطر اینکه شاید فکر کنیم که بیرون میتونیم با ازدواج دوم خوشبخت بشیم یک تصور غلطه،بیرون هیچ خبری نیست، و افراد در ازدواج دوم نارضایتی بیشتری دارند.

    نکته سوم : بهتره بعد از ازدواج ۲-۳ سالی صبر کنیم تا هم شناخت و هم اعتماد شکل بگیره و مطمن شیم که فرد مناسب را برای ازدواج و بچه دار شدن انتخاب کنیم سپس به فکر فرزندار شدن بیوفتیم،و خودمونو برای مسولیت اماده کنیم،

  2. رهگذر says:
    text for dislike(6) text for like(0)

    همه ی این مشکلات به خاطر بی غیرتی بعضی اقایون و بی شرم وحیایی بعضی خانوماست……..تا بی غیرتی و بی حیایی باشه ازدواجهای ناسالم و طلاق های بی شمار هم همیشه هست….

  3. The JHR says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    با سلام،
    من ٢٩ سالمه و یه دختر ١/٥ ساله دارم، اولا فکر میکردم که بمونم و با مامانش زندگی رو ادامه بدم و اخلاقشو تحمل کنم به نفع بچه س، ولی با خوندن این مقاله نظرم عوض شد. تجربه ٣ بار بحث و جدال که به مرز طلاق هم رفتیم رو دارم … ولی بازهم دلم واسه دخترم سوخت که بدون بابا بزرگ شه، ولی این همش به ضررشه. تا حر و بحث میکنیمى صدامون بالا میره دخترم با دو مساد طرفم و پاخام رو تو بغل میگیره و داد میزنه … خیلی میترسم بخاطر روحیه دخترم، ولی مامانش عین خیالش هم نیست … اگه میتونین تورو خدا کمکم کنین 🙁

  4. farin says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    البته به نظر من هم این عواملی که گفتید در جهنم کردن زندگی و حتی طلاق خیلی خیلی تاثیرگذاره اما عوامل دیگری هم در آن دخیل هستند مثل بی احترامی و مشکلات اقتصادی، سرکوفت زدن و توقعات بیجا و دخالت های بی مورد خانواده های یکدیگر. ولی نظر شخصی من اینه که بعد از عامل خیانت زوجین، بی احترامی و قدرنشناسی نسبت به زحمات یکدیگر خیلی خیلی مهم است.

  5. ناشناس says:
    text for dislike(1) text for like(1)

    هرگز پسری ندیدی که دلت بخواد همسرت بود! ولی من یک بار یک پسری رو دیدم که دلم می خواست همسرم باشه. بعد همسرم شد. ولی بعد پشیمون شدم چون خیلی خیلی نمک نشناسه… جمله اینطور درست تره: هرگز پسری پیدا نمیشه که دلت بخواد همسرت بشه و همسرت بشه و بعد پشیمون نشی!…

  6. یک دختر says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    من یک دختر ۱۹ ساله پشت کنکوری هستم. پدر و مادرم به خاطر من و برادر کوچکترم تصمیم گرفتن طلاق نگیرن و بسوزن و بسازن! تمام این ۸ سال احساس میکردم من مقصر بدبختی پدرو مادرم هستم. اول ها که همش دعوا داشتن باهم، جوری که من از ترس چاقو های خونه رو قایم میکردم. با گذشت زمان دعوا هاشون باهم کم شد ولی سردی روابطشون ادامه داشت. یک روز آشتی ده روز قهر، خنده های مصنوعی، بیرون رفتن های زورکی و… پدرم که همیشه سرش توی موبایلشه و مادرم همیشه افسوس می‌خوره از انتخاب اشتباهش، حرفا هاشون باهم درعرض ۵ دقیقه تموم میشه، توی خونمون هیچ صدایی نمیاد مگر اینکه من و برادرم حرف بزنیم، این زندگی منو افسرده کرده، میخندم ولی خندم واقعی نیست، سر هر مسئله ای عصبی میشم و حرص میخورم، خیلی زود گریم میگیره، بعضی وقتا تو تنهایی الکی گریه میکنم و…
    این نتیجه تصمیم پدرو مادرم شد، یک دختر عصبی و افسرده…
    پدر و مادرم هیچ وقت اینو نفهمیدن که من چقدر دارم اذیت میشم و همیشه بهم میگن دختر گنداخلاق…
    راستی ما مثلا از قشر تحصیل کرده اجتماع هستیم… پدرم پزشکه و مادرم مدرس!!! هه…

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *