روش تشخیص نشانه های عشق حقیقی

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (1 امتیاز, میانگین: 5٫00 از 5)
Loading...

مطالب مرتبط

45 دیدگاه

  1. حس says:
    text for dislike(0) text for like(2)

    مواظب باشید وقتی تنهایت و عا شق می شید گدایی عشق نکنید.مگه نه از اولش بدونید که تموم می شه.

  2. میلاد says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    من زیاد تجربه دوستی با کسی رو نداشتم اما با دختری آشنا شدم حدود ۵ ماه من که فکر نمیکردم به هیچکی وابسته بشم بهش وایسته شدم ما بهم قرار گزاشته بودیم که اگه کسی دیکه بهتر از خودمون پیدا کردیم همو ول کنیم اما نمیدونم جرا وقتی اون اینکارو کرد من الان یه هفتهای هست که نمیتونم با خودم کنار بیام لطفا کمکم کنید؟

  3. هستی says:
    text for dislike(0) text for like(2)

    سلام به همه
    می خوام به همه شما ها که مثل برادر و خواهرام هستین بگم عشق زمینی به اون معنا که معنی کرده ایم و فهمیدیمش نیست همه ما از خاکیم از عَلَق (که در قرآن به بدترین نوع خاک نامیده شدیم) این خاک چطور می تونه احساسی که ما ازش حرف می زنیم و داشته باشه مگر اینکه پرتو حسن خداوند در آن در وجود آدم خاکی تجلی کرده باشه و عشق ایجاد بشه منبع اصلی عشق ذات خداونده و خدا با تجلی خوبی های خودش و صفات خوب خودش در خاک وجود آدمی که خلیفه خدا بر روی زمین نام گرفته می خواد مارو با خودش آشنا کنه ولی ما بخاطر کج بینی خاک بی روح رو می بینیم اما تجلی خدا رو نه. و برای اینکه خدا بهمون نشون بده که خاک هیچ حسی و احساسی به ما نداره و بنده من این منم خدای تو که دارم عاشقانه نگاهت می کنم و صدات می کنم و باهات حرف می زنم چرا متوجه نیستی و برای اینکه متوجهمون کنه یه لحظه تجلی و خوبی های خودش رو از وجود اون آدم دور می کنه و ما یدفعه با یه موجود بی روح و بی احساس و بی وفا روبرو می شیم که هویت واقعی یک انسان خاکی است و ویژگی های کامل خاک سرد را داره و سرگردون می شیم پریشون می شیم که چرا اینطوری شد؟ اینجا خدا می خواد حال خودش و در ما ایجاد کنه آخه مگه نشنیدین که اگه انسان بدونه خدا چقدر بندشو دوست داره تمام بند بند وجودش از هم گسسته می شه ولی ما اینو نمی فهمیم و اصلا یادی از خدا نداریم فقط لق لقه زبانمون خداست ولی عملمون دیدن هامون رفتارمون حجابمون نوع زندگی و سبک زندگیمون همش غیرخدایی شده و خدا هم بین ما و عشق زمینیمون همچین حالتی رو ایجاد می کنه که اونی نباشه که ما دوست داریم تا بلکه بیدار بشیم از این خواب غفلت و زندگیمون و از راه درست رقم بزنیم خدارو پیدا کنیم باورش کنیم . عزیزان نمی دونین همونطور که ما مشتاق عشق زمینی مون هستیم اونم مشتاق ماست و این جدایی ها رو پیش می آره که به حالش پی ببریم و دست از بی وفاییمون برداریم وقتی بهش می گین خدا چرا بین من و عشقم جدایی انداختی اونم می گه دیوونه عشق تو منم نه اون خاکی که می پوسه پیر می شه و حتی نمی تونه جلوی مرگ خودش و بگیره حتی نمی تونه برا خودش کاری کنه چه برسه بخواد تورو خوشبختت کنه تو بیا طرف من من بلدم چطور خوشبختت کنم که همه آرزوی تو رو داشته باشن که در کنار تو خوشبخت بشن نه اینکه تو محتاجانه و وابسته زندگی کنی و وابسته به وابسته ای بشی که به خوشبختی دروغین برسی بیا من بلدم چطور حقیقی خوشبختت کنم فقط باورم کن و هرچی می گم بگو چشم و شک نکن ولی همه ما اطمینانی که سر سفره عقد به یه آدم که معلوم نیست فردا سرش کجا گرم خواهد بود و آیا تا آخر با ما هست یا نه داریم به خدا که قدرت زمین و آسمان و کلید همه دل ها دستش هست نداریم باور نداریم که اگه مثلا با حجاب باشیم تو جامعه ای که همه بی حجاب و بدحجابن خدا نمی تونه دل کسی رو دلبسته ما کنه به قیافه و بر و روی خودمون اعتمادمون بیشتره تا به خدا.باور کنید اگه با عمل و گفتار و رفتار به خدا برسیم خودش ما رو حتی به عشق زمینی مون هم می رسونه و با این کارش نشون می ده که به خدا رسیدیم. دوستای گلم خیلی حرف زدم ولی تجربه شخصیمو گفتم خدا باور کنید باور کنید جز خدا هیچ کس نیست و واقعا غیر از خدا هیچ کس نبود…. [email protected] ایمیل من
    یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست
    عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود
    سجده ای زد بر لب درگاه او پُر ز لیلا شد دل پر آه او
    گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای
    جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای
    نیشتر عشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست آنم می زنی
    خسته ام زین عشق،دل خونم نکن من که مجنونم تو مجنونم نکن
    مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو… من نیستم
    گفت ای دیوانه لیلایت منم در رگ پنهان و پیدایت منم
    سالها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی
    عشق لیلا در دلت انداختم صد قمار عشق یکجا باختم
    کردمت آواره صحرا نشد گفتم عا قل می شوی اما نشد
    سوختم در حسرت یک یا ربت غیر لیلا بر نیامد از لبت
    روز و شب او را صدا کردی ولی دیدم امشب با منی گفتم بلی
    مطمئن بودم به من سر می زنی در حریم خانه ام در می زنی
    حال این لیلا که خوارت کرده بود درس عشقش بی قرارت کرده بود
    مرد راهش باش تا شاهت کنم صد چو لیلا کشته در راهت کنم

  4. حسام says:
    text for dislike(1) text for like(3)

    من الآن حدود ۱۰ساله هست که یکی رو دوست دارم ولی نمیدونم و نمیتونم بهش بگم چون میترسم نتونم خوشبختش کنم و شرایطش رو اصلا ندارم
    عشق حقیقی به نظرم اگه وجود داشته باشه در اون لحظه رو به رو شدن با اونه که وقتی الآن فکر اونو میکنم شاد میشم و از خود بی خودش
    در ضمن من۲۰ سالمه

  5. ایرانی says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    چه مظلب قدیمی آوردم دارم نظرم مینویسم.چه مسخره
    هم زندگی هم کاری که من دارم انجام میدم.
    هرکس میفهمه دوسش داری نابودت میکنه. نابود
    همش یه بازیه. زندگی رو میگم. همش یه دروغه. یه دروغ کوچیک اما در عین حال بزرگ
    چقدر داغونم
    انقدر از اعتمادم سواستفاده شد که.
    چقدر دوست دارم با یکی حرف بزنم

پاسخ دادن به هستی لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *