www.mardoman.com

توجه: استفاده از کلیه مقالات و مطالب سایت مردمان در مجلات، روزنامه ها، سایتهای تـجـاری، برنامه های تلویزیونی و غیره مـنـوط به دریـافـت اجـازه کـتـبـی بـوده و هـر گونه کپی برداری غیرمجاز، پیگرد قانونی خواهد داشت. جهت ارتباط با ما اینجا کلیک کنید.

آیا از اعتماد کردن به دیگران واهمه دارید؟

مشکلات اعتماد کردن به آدم ها

دوستی قدیمی دارم که نزدیک من زندگی می کند اما از پنج سال پیش تا به حال او را ندیده ام. دلیلش این نیست که به شهر دیگری رفته باشد، نه، به خاطر این است که تصمیم گرفته دیگر هیچوقت از خیابان رد نشود. او الان سالهاست که در خانه اش زندگی می کند و از آن بیرون نیامده است تا مبادا مجبور نشود از خیابان رد شود.

نمی خواهم فکر کنید که دوستم یک دیوانه است اما دلیل کار او این است که یکی از دوستانش در یک تصادف وحشتناک وقتی مشغول رد شدن از خیابان بود، جان خود را از دست داد. به همین خاطر بود که تصمیم گرفت خودش را در خانه حبس کند تا چنین اتفاقی دیگر برایش نیفتد.

می دانم عجیب به نظر می رسد اما این دقیقاً همان کاری است که مردم وقتی با اعتماد کردن به دیگران مشکل پیدا می کنند، انجام می دهند. وقتی فقط یک خیانت را تجربه می کنند یا می بینند که برای یکی از دوستانشان این اتفاق می افتد، آنوقت تصمیم می گیرند که دیگر به هیچ کس اعتماد نکنند.

چرا بعضی ها با اعتماد کردن به دیگران مشکل دارند؟

اگر کسی در خانواده ای بزرگ شده باشد که پدر و مادر به خاطر مسائل اعتمادی از هم طلاق گرفته باشند، او نیز اتوماتیک وار از اعتماد کردن به دیگران می ترسد. اگر مادرش به پدرش خیانت کرده باشد، پسری که در این خانواده بزرگ می شود دیگر قادر نخواهد بود به هیچ زنی اعتماد کند و البته برعکس این.

همچنین ممکن است بعضی ها وقتی می بینند که دوستشان در این مورد مشکلی دارد، از اعتماد به افراد واهمه پیدا می کند. مهم نیست که به خودش خیانت شده باشد یا عذابی که یکی از خیانت می کشد را دیده باشد، در هر دو مورد، ذهن ناخودآگاه او هنوز اعتماد کردن را به دیگران خطرناک می داند.

بعضی از والدین عادت دارند ذهن بچه ها را با افکار خیلی بدی در مورد اعتماد کردن به دیگران پر کنند، این والدین فقط چیزهایی که برای خودشان اتفاق افتاده را برای آنها تعریف می کنند و فکر میکنند که این اتفاقات برای همه مردم می افتد. و به همین صورت بچه با مشکلاتی در اعتماد کردن به دیگران بزرگ می شود.

وقتی فکر میکنید که آدمها قابل اعتماد نیستند

اگر هر عقیده ای را باور داشته باشید، ذهن ناخودآگاه شما همه دلایلی که نشان می دهد آن فکر صحت دارد را جمع می کند. ذهن ناخودآگاه شما بعضی از اتفاق های مهم را دور ریخته و فقط روی یکی از آنها که ثابت می کند آدمها قابل اعتماد نیستند تمرکز می کند. وقتی دختری فکر کند که نباید هیچوقت به هیچ مردی اعتماد کند، ذهن ناخودآگاهش اجازه می دهد عاشق یک دروغگو که بعدها به او خیانت می کند بشود تا به او ثابت کند به آدم ها نمی شود اعتماد کرد.

به همین دلیل است که خانم ها معمولاً وارد رابطه هایی می شوند که در آن از آنها سوءاستفاده می شود و دلیل آن هم این است که فکر می کنند مردها سوءاستفاده گرند. به همین دلیل ذهن ناخودآگاهشان برای ثابت کردن این مسئله به آنها همیشه مردهای سوءاستفاده گر برایشان پیدا می کند. البته من نمی گویم که آدمها فرشته اند، آدم های بد که نمی توان به آنها اعتماد کرد وجود دارند اما با این وجود آدم های خوب هم هستند. درست است که نمی شود به همه اعتماد کرد اما افرادی هستند که بتوان به آنها اعتماد کرد.

چطور دوباره اعتماد کنیم

در زیر به چند نکته عملی اشاره می کنیم که به شما کمک می کند بتوانید دوباره به دیگران اعتماد کنید.

-        هروقت در اعتماد کردن به دیگران مشکل داشتید از خودتان این سوالها را بپرسید: اگر کسی قابل اعتماد نبوده است به آن معنا است که به همه دنیا نمی توان اعتماد کرد؟ اگر یک روز با ماشین تصادف کردم آیا به آن معنا است که دیگر هیچوقت نباید از خیابان رد شوم؟ اگر یکی از والدینم به دیگری خیانت کرده آیا به آن معنا است که همه دنیا خیانت می کنند؟ هرچه بیشتر از خودتان بپرسید بیشتر با افکار اشتباهتان وارد مبارزه می شوید و بیشتر به دیگران اعتماد خواهید کرد.

-        هرزمان که متوجه شدید درمورد کسی پیش داوری می کنید، به خودتان یادآور شوید که ذهن ناخودآگاهتان می تواند این فکر را به شما ثابت کند حتی اگر حقیقت نداشته باشد. تنها راه پیدا کردن حقیقت درمورد دیگران این است که از هرگونه تعصب خودداری کنید، فقط آنموقع است که خواهید فهمید که چه کسی واقعاً قابل اعتماد است و چه کسی نیست.

-        حتی اگر متوجه شدید که کسی قابل اعتماد نیست بدانید که آن فرد نشاندهنده همه جهان نیست، او فقط یک نفر است.

-        با صداقتتان به دیگران اجازه دهید به شما اعتماد کنند. افرادی که به دیگران خیانت می کنند و آنهایی که مداوم دروغ می گویند معمولاً خودشان هم در اعتماد کردن به دیگران مشکل دارند چون فکر می کنند که بقیه هم مثل خودشان هستند.

لازم نیست به همه اعتماد کنید فقط باید بدانید که افرادی هستند که می توان به آنها اعتماد کرد.

لطفاً با خرید CD مردمان از سایت خود حمایت کنید. در صورت حمایت از ما: شاهد مقالات و مطالبی بسیار متنوع تر و آموزنده تر برای بهبود زندگیتان خواهد بود. به این منـظور اینجا کـلیک کنید. سایت مردمان متعلق به همه مردمان خوب ایران زمین اسـت.




ارسال برای دوستان


آدرس ایمیل گیرنده:
نام شما :

نظرات

مدیسه

به عقیده من اعتماد کردن مثل پل دوطرفه هست. http://sajjadrahimimadiseh.blogfa.com/profile


نسرین

سلام و خسته نباشید* حرف شما درسته ولی گاهی بعضی از آدما در پستی اونقدر پیش میرن که حتبی به دوستشونم رحم نمیکنن و اونوقته که دیگه اعتماد میشه یه چیز دست نیافتنی منم میدونم که تفکر مثبت خیلی سازنده است ولی چطور میشه که بعضی آدما با خیانت و پستی این تفکر رو بوجود میارن که از همه دلسرد بشیم؟


bahar

با سلام و عرض تشکر. با گفته های شما موافقم.


سارا

سلام با نظر شما مواقفم ولی من دوبار توی انتخاب همسر اینده ام مرتکب اشتباه شدم -نفرات که انتخاب کردم از نظر دیگران و خودم بهترین بودن و از هر لحاظ اونها رو کنکاش کردم ولی وسط راه متوجه شدم که اشتباه بزرگی کردم و اونها با دروغگویی خود و خانواده باعث شدن من از ازدواج کردن سر بزنم . اخرین انتخابم بدترین و گند ترین انتخابم بود . که باعث شده شوک بدی بهم وارد کنه . ولی خدا بهم کمک کرد ولی دیگه قصد ازدواج ندارم چون احساس میکنم همه همینن. ممنون میشم از نظریات شما استفاده کنم.


مهناز.ش

من عقیده دارم آدم باید به همه خوش بین باشه ولی هیچوقت اعتماد نکنه ،واقعا گفتن یه سری حرفها لزومی نداره این به این معنی نیست که شما بدبینی ، اعتماد کردن بی دلیل به یکی میتونه عواقب بدی داشته باشه ،حداقل وقتی مطمئن نیستیم چیزی که میخواهیم بگیم درسته یا نه میتونیم سکوت کنیم


نازنین

با سلام و خسته نباشید ببخشید مقاله شما خیلی خوب بود ولی به نظر من اگه بیشتر توضیح میدادین بهتر بود مخصوصا در مورد اینکه چطور اعتماد کنیم ؟ ببینید من اصولا خیلی دیر اعتماد میکنم اونم به خاطر وضعیت بد جامعه ماست نه به دلایلی که شما گفتید ولی اگر امکان داره در مورد اینکه چطور میشه به کسی اعتماد کرد بیشتر بنویسید ممنون میشم. البته منم با نظر آقای مدیسه موافقم به نظرمنم اعتماد مثل جاده دو طرفه هست ولی خب اون اعتماد اولیه رو چطور باید بدست بیاریم ؟


tanha

سلام.موضوع بسیار به جایی بود.من باور داشتم و دارم که باورهایم هر چه باشند عین انها را در دنیای بیرون به خود باز می گردانم.


پریسا

من به همسرم اعتماد ندارم نه به دلایل گفته شده در بالا،چون دروغگو،پنهانکار خود شیرین برای تمام خانمهای اطراف و صد البته < خیانتکار> است. حتی نسبت به خواهر من که بیوه است.


ساوالان

با سلام من از بابت شوهر پریسا خانم متاسفم ولی این پیام را میتونم با اطمینان به خانمها بگم که در روابط با آقایان زیاد به ظاهر مسئله قضاوت نکنند زیرا اکثر اقایون قابل اعتماد نبوذه و هر لحظه دنبال فرصت هستن واگر شرایط اجازه بده حتما سوء استفاده خواهند کرد من در محل کارم بارها با این مسئله روبرو شدم و گوشزد های کافی به کارکنانم دادم ولی افسوس که کو گوش شنوا. و ان اقایانی که با این مورد مخالفند یا واقعا پاکند یا دست پا چلفتی که نتونستند از اعتماد دیگران نفع ببرند . لذا خانمها حتما احتیاط بیشتری به عمل اورند تا بعدا دچار پشیمانی نگردنند .


الهه

سلام در مورد اینکه آدم به هر چی فکر کنه سرش میاد حرفتونو قبول دارم.چون هرکس مثبت فکر کنه یعنی خودش هم داره مثبت زندگی میکنه.پس خدا جلوی پاش آدمی تو تیپ خودش میذاره. در مورد پدر و مادرها هم قبول دارم که تو ذهنیت بچه شون به خاطر تجربیات خودشون تاثیر میذارن.مثلا مامان من از مردها خوشش نمیومد. با اینکه زندگی خوبی داره. ولی از رابطه جنسی بدش میومد. یه مدت منم مثل اون فکر میکردم اما با آشنایی و برخورد با آقا یون الان فکر میکنم هروقت آدم کسی رو دوست دشته باشه حاضره براش هرکاری کنه و مسائل جنسی هم حتی دیگه براش زننده نیست.


tanha

سلام من 14 ماه با آقایی برای ازدواج که از طرف خونواده اش هم پا پیش گذاشته بود صحبت کردم ولی بعد متوجه شدم با دختر دیگه ای هم در ارتباط ، به گفته خودش نه برا ازدواج معتقد شیطنت و اشتباه کرده ، منم دوستش دارم در حدی که بدون اون میمیرم بهتر بگم دیونه وار عاشقشم و نمی تونم بدون اون به زندگی ادامه بدم . این توانایی رو دارم که دوباره بهش اعتماد کنم . ولی می ترسم باز هم ازم سوءاستفاده کنه .شما بگید چی کار کنم .بدون اون زندگی ناممکن برام با اونم می ترسم باز هم یه کاری کنه و من یه جور دیگه نابود بشم.برام دعا کنید راه درست و انتخاب کنم .


tanha

سلام الان 1 ماه از جداییمون گذشته ومن همچنان دارم گریه می کنم هر یکی 2 روز درمیان برام زنگ میزنه و میگه می خوام خودم رو بسازم و بعد زندگی رو شروع کنم .و من هنوز اشک چشام خشک نشدن و همچنان هر شب ساعت ها گریه می کنم . نمی دونم چرا اصلا نمی تونم حد اقل یک کم ازش بدم بیاد که آروم بشم هر روز بیشتر از روز پیش دارم دلتنگش می شم باز هم دعام کنید.


نوشتن يک نظر

    پیغام شما :
نام :
آدرس ايميل :
لينک :
کلمه امنیتی :