1) حقیقت را بگویید منظور این نیست که فقط دروغ نگویید. گفتن حقیقت حد مشخصی دارد، که با در نظر گرفتن آن هم خودتان احساس آزادی و راحتی خواهید کرد و هم دیگران به سمتتان جلب می شوند. باید سعی کنید حقیقت را از موضع عشق بگویید، نه از موضع قدرت یا ترس. 2) خودتان باشید منطقی باشید. خودتان را به همان صورت که هستید ...
خصوصیات اخلاقی به عنوان یکی از بارزترین موارد تعیینکـننده در شخصیت هر فرد به شمار میروند. ظاهر هر فردمـی تواند بـه وضـوح نـمایـانگـر شخصیت باطنی او باشد.خـصوصـیات اخـلاقی افـراد به 6 گروه مختلف تقسیم میشـود. نـمی تـوان گـفـت کـه هـر فـرد تـنـها دارای یـکی ازخـصوصیات ایـن گروه هـا مــی باشد، بلکه می تواند چندمـورد از ...
مایع موجود در نارگیل نارس را می توان بجای پلاسمای خون استفاده کرد.
تواضع، مرد را برافرازد و تکبر او را خوار کند.
فرستنده : آریکان علی پور سلام به همه شما دوستان خوبم امیدوارم.. امسال دیگه بهار سرخ نداشته باشیم ... دیگه بارون به خاطر... نامردی ماآدم ها قهر نکنه ... سال جدید سالی باشه که دیگه خبری از دروغ نباشه ...خبری از نا مهربانی نباشه ...خبری از جنگ نباشه ...خبری از فقر نباشه ...سال جدید سالی باشه که یاد بگیریم واژه دوستی رو ...یاد بگیریم ...انسان بودن رو .... (( آریکان ))
فرستنده : آریکان علی پور سلام به همه دوستان خوبم به همه ...دوستان عزیز پارسال همین روزا بود تو یه حادثه دست چپم بد جور شکست بد از چند باز عمل یواش یواش خوب شد ...پارسال عید همش حالم بود حتی عروسی خواهرم هم نتونستم شرکت کنم ...هر طور بود گذشت حالا به آخر سال رسیدیم ...می دونید الان فقط یه چیز می خوام وامیدوارم همه شماها سال جدید خوبی داشته باشین و هیچ وقت به خاطر چیزهای که می تونید با تلاش برسین ناراحت نشین ....
فرستنده : یاس * * * بهار من * * * توانم نیست . . . نبودنت به کنار . . . آن که جانم را گرفته ! از این رل بازی کردن ها بریدم . . . ازاین بیهوده خندیدن ها . . . از این سر خوشی ها ! از پچ پچ این مردم ! انگار فریاد است برایم ! ل ع ن ت ی ه ا . . . هی نبودنت را به رخم می کشند ! می گویند : طفلک بیشتر از این نمی ماند ! هه ! بی خبرند . . . از همان شب اول ِرفتنت ، من تمام شدم . همان ها که زن و مرد را جدا کردند . . . لعنت به جنسیت ! شده ام چوپان دروغگوی این خانه . . . نیستی که با داد و فریاد ِبی خود ِمن ، هراسان در آغوشم بگیری ! و من باز غش غش بخندم ، که باز ، گول خوردی پسر ! این روزها فریاد هم که بکشم ، کسی حتی نگاهم نمی کند ! درخت های باغ هم ، دلتنگی ات را نشانم دادند . . . بهار نزدیک است ، اما این جا هنوز خزان به تن دارد ! پیر شدم رفیق . . . پیر ! قرارمان این نبود . . . رفاقتمان را شکستن روا نبود ، به جان من ! چوب های پل آخر این شهر ، عجیب هوای پاهای برهنه مان را کرده . . . برگرد ! یادت هست : تا حرف از با هم ماندن ، می زدم ، به شانه ام می زدی و می گفتی : " کسی چه می داند ؟ ! " بیا . . . اصلاً حرف از ماندن نمی زنم . . . فقط بیا . . . اصلاً بیرونم کن از باغ ! ! ! فقط بیا و دل به برگشتن بده . . . گفتم : نگذار ذهنم آلوده شود . . . نگفتم ؟ ! ؟ قرار سلامتمان بود ! می گفتی : سیگار نکش . . . نمی کشم . . . باور کن به تو قسم لب نمی زنم دیگر ! صبحانه هم می خورم . . . کله پاچه هم ! فقط برگرد رفیق . . . این دل من بیش از تاب ندارد . . . نگذار بشکنم ! نگذار . . . نگذار .
فرستنده : یاس بگذار ، گریه کنم ، برای عاطفه ای که نیست و . . . دنیایی ، که انجمن ِحمایت از حیوانات دارد ، اما انسان ، پا برهنه و عریان می دود . . . برای دنیایی که زیست شناسان ِ رمانتیکش ، سوگوار ِ انقراض ِنسل ِدایناسورند . . . بگذار گریه کنم ، برای انسانی که راه کوره های مریخ را ، شناخته است اما هنوز ! راه خانه خود را نمی داند ! ! ! ( * * * محمد بهاره * * * ؟ ؟ ؟ هیچی . . . فقط سکوت . . . برای تو )
فرستنده : Dokhtare gham mahamad bemoon bemoon be khatere hame oonaee ke dooset daran bemoon be khatere hame bachehay inja k vasashoo azizi bemoon.......negaranetam kament bezar
فرستنده : sahar mojtaba joonam dooset daram koli
فرستنده : عاشق بی عشق سلام به دختر زمستون....خوبی؟؟؟ منم دوست دارم تولدتو تبریک بگم... تولدت مبارک عزیزم...برات آرزوی بهترین هارو دارم خانمی.... یه بوس بزرگگگگگگگگ به اندازه قلب پاکت
فرستنده : محبت شیشه می شکند و زندگی می گذرد نوروز می آید تا به ما بگوید تنها محبت ماندنی است
فرستنده : سحر سلام لطفا اینقدر پیامهای غمانگیز نذارین کمی هم از شادی بگین. کی گفته متن ادبی باید غمناک باشه؟!
فرستنده : دختر زمستون محمد بهاره****** نمیدونم چرا وقتی میخوام واست کامنت بزارم دست و دلم لرزید این چند روزه همش با خودم درگیر بودم که واست چی بنویسم آخه؟ نکنه که تو......... وااا ااااااااای محمد جان این چه عیدیی بود که به دوستات دادی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یعنی نگران کردن دوستات واست مهم نیست؟ هر چی فکر میکنم میبینم که تو خسته بودی ولی ببین منم خسته هستم به اندازه ی تمام سالهایی که این تنهایی تلخ رو تجربه کردم تنها بودم ما به این دنیا اومدیم تا رنج و شادی رو با هم داشته باشیم محمد بهاره ی عزیزم تو که هم اسم بهاری آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟ من میدونم گاهی تحمل بعضی چیزا از قدرت ما بیرونه میدونم که خیلی سخته که عشقت بره و تنهات بزاره میدونم که حسرت یعنی چی؟ اشک ریختن یعنی چی؟ باورت میشه؟ من تمام بهار و تابستون امسال رو گریه کردم؟ حتی هیچکسو نداشتم که دردامو بهش بگم به جز خدا؟ باورت میشه که من خیلی بیشتر از تو به نبودن و مرگ فکر کردم؟ ولی یه روز که چشمای مامانم رو دیدم دیگه با خودم گفتم من نمیتونم نباشم باید بمونم و زندگی کنم حالا تو داری میای میگی من دارم میرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پس من چی؟ پس دختر غم چی؟ گل آفتابگردون چی؟ آسمون کبود؟ مینو؟ یاس؟ دوستات چی؟ دیگه اشکام داره سرازیر میشه نمیتونم بنویسم خسته شدم .................. تو رو خدا برگرد
فرستنده : دمباله یه قصه قلقلی ... بالا رفتیم ماس بود ، پایین اومدیم دوغ بود ، قصه ما دروغ بود ! هرکی که میگه راست بود ، مبصل این کلاس بود ! قصه ما تموم شد ، دلِ پیری جوون شد ! کلاغه میگه غار غار ، قصه و آب دو خّـیار ، دنبال هر عشق نباش، عشقه و آه و خیال ! هر کی که باورش شد ، کلاهی بر سرش شد ! خونه سرش خراب شد ، عاقلی که عاشقش شد ! راهی کوچه ها شد . رسوای خاص و عام شد . بیکار و بی حواس شد . بیخود و آس و پاس شد . طرف کی بود یه آشغال ! یه معجون و یه خود خواه ! دل رو بزن به دریا . بپر به سمت خدا . اون بالا بالا بالا ، جادوی عشق همون جاس . اون کجا این عشق کجا ؟ این همش شر و بلاس ! اون ؟ اوج است و حال و پر شور ! این ؟ یه احمق وِ مرده شور ! اون؟ سکوت و راز مگو، این؟ هر چی که خواستی بگو... قصه اگه که تلخ شد ، تقصیر شیطونک شد ! زبون من چه تلخه ، سیبیل بابام میچرخه !...
فرستنده : بانوی باران سلام دوستای گلم من مدتهاست میام سایت مردمان باهمه شما عزیزان اشنام چیزی که باعث شد کامنت بذارم حرفای یه عده ادم افسرده اییه که خدا رو فراموش کردن اینجا یه محیطیه واسه پیدا کردن راه درست زندگی یه نفر اگه قراره خودکشی کنه نیاز به گفتن نداره میره یه بلایی سر خودش میاره اینکه بیاد و اعلام کنه بعدم یه مدت نیست و نابود شه بعد دوباره برگرده دلیل بر اینه که مشکل روانی داره مثل یه نفر که واسه جلب توجه می ره رو پشت بوم و یه عده رو جمع می کنه بادادو بیداد میگه که می خوام خودکشی کنم اما جرات اینکه به پایین هم نگاه کنه نداره
فرستنده : ستایش سلام دوستان من چن سالی هستش که به این سایت میام ولی الان برای اولین بار پیام گذاشتم
فرستنده : عشق و عاشق لیلی و مجنون من هم عاشق بودم تلاش کن هر که هستی اما از یاد خدا غافل نشو که خدا واقعا عشقه ...راستی زمان به همه نشون میده که ادما چه جورین
فرستنده : مداد 7 رنگ میدانی که دلم تنگه برات اما ارزوی شادی دارم راستی خواه نا خواه خبرای زیادی میشنوی مخصوصا از دوست قدیمت یا جدیدت ....چوپان دروغو نزد کسی عزیز نیست و نخواهد بود چون یادت باشه که تو و من هیچ وقت قدر هم را ندانستیم
فرستنده : ادوارد...سهیل سلام به محمد بهاره من به دلایلی محبورم اسمم را عوض کنم ... راستش من هم عاشق بودم هستم اما چه فایده که طرفم قد و یک دنده بود و فقط میخواست به له شدن من دقت کنه تقصیر نداره راستش امسال اولین عید که نیست امیدوارم سال خوبی براش باشه راستی امسال ساله منه منم سال ببر به دنیا امدم ... یه چیزی اگر خدا چیزی را از شما گرفت مطمئن باشید یه چیز دیگه میده چون من عاشق اون بودم باور داشتمش اما اون نه ... الانم خدا را شکر همه چیز به من داد حتی یه عشق داد راستی ...
فرستنده : تنها من خیلی تنهام دوست دارم ازدواج کنم خواهش می کنم برام دعا کنید.....
فرستنده : یاس * * * ساعت 5 عصر ! ! ! . . . * * * تنها هستم . . . از پا افتاده . . . از روی مهربانی زیاد ، به دیدنم می آید . . . کنارم می نشیند و حرف می زنیم ! ! ! . . . برایش چای می آورم . . . خجالت می کشد ، نخورده برود ! ! ! . . . تا فرصتی پیدا می کند . . . پای گلدان خالی می کند ! ! ! . . . گلدان ِمن به چای عادت کرده ! ! ! . . . آبش که می دهم ، برگ هایش پژمرده می شود ! ! ! . . . تازگی ، عصرها ، چای درست می کنم ، با هم در سکوت می نوشیم . . . ! ! ! ( به یاد ِ sa@te 5 asr ! ! ! پو و و و ف )
فرستنده : یاس * هیچ کس * تصویر آدمیان . . . تنها نشسته بودم که ، اشکی مرا . . . تا انتهای خاطره ، مهمان کرد . . . دوباره باد می آمد و بوی عطر نگاهی که . . . از تمام یاس های صداقت ، گذر کرده بود . . . و دست های آبی و گرمی . . . که در کویر ِبرفی ِدستانم ، به آب ها می رفت . . . او آشنای زمستان بود ، که یک اتفاق . . . قلبش را به خورشید بخشید . . . و آن زمان . . . چشمان او . . . با شکوه ِقله ها ، پیوند خورد . . . و لحظه هایم . . . پر از آتشفشان ِمرگ و خیال . . . سوزان شد . . . عجیب می لرزم . . . مهمانی تمام شد . . . و باز هم من هستم و . . . شعری که تصویریست از تمام آدم ها . . . برای هیچ کسی که . . . هیچ کس ، شبیه او نمی شود . . . ( تقدیم به دوست عزیزم که تا ابد لطف هایش را فراموش نخواهم کرد * پسر بارونی عزیز * دوست گلم )
فرستنده : یاس * neli * سلام عزیز دلم م م م . خوشگلم من کامنت گذاشتم ! اون چند روزی که نبودم به خدا وقت نداشتم و به شدت بهم ریخته بودم با اوضاع * محمد بهاره * . این جا یه طوری هست ! وقتی میام احساس . . . بی خیال . فقط بدون که دوست دارم و به یادتم . * محمد بهاره * عزیزم منتظرتم . امروز یه صحنه ای دیدم در یک بیمارستان که نا خودآگاه یادت افتادم . وقتی به خودم اومدم دیدم کاغذ جلوی دستم پٌر شده از یک نوشته ! و من باید کارام رو دوباره بنویسم ! حالا می خوای بدونی چی نوشتم ؟ امیدوارم بیای و بگی : آره ! _ _ _ * * * تفسیر زندگی . . . * * * زندگی : خط ِ فقر . . . زندگی : گذر گاه ِنامردی ها . . . پل ِهراس ها . . . شروع ِ تمام بدبختی ها . . . آسمانش سیاه . . . شبش تاریک . . . روزش سیاه تر از تاریکی . . . آدم هایش نفرین شده . . . محبتش فراموش شده . . . روحش به زنجیر کشیده شده . . . صدایش بغض . . . نگاهش فریاد . . . نیازش مرگ . . . این واپسین دم ِحیات . . . گودِ اعتیاد ِوصلت ، با شبرنگ . . . پیوند با ایدز . . . تولد کودکان ِفاسد . . . مرگ ِ تـ.ــدریــ.ـــجــ.ــی حیات . . . قلب ِبی حال ِزمان ِفاجعه ی روزهای ِانتظار . . . میراث ِجنگ ِستارگان . . . زندگی هیچ . . . معنایش هیچ . . . آدم هایش پوچ . . . و من ِهیچ در پوچش ، هم هیچ . . . . ( * * * محمد بهاره * * * بیا نظر بده ! ! ! ! بیا و بگو درست می گم . هیچ وقت فراموش نـــ.می شی ، هیچ وقت . )
فرستنده : آسمان کبود راستی بچه ها چند وقته که میخوام یه خبر خوش رو بهتون بدم شاید حال و هوای تریبون عوض شه آخه شماها ینقدر خوب ومهربونید که میدونم از شادی بقیه دلتون شاد میشه...... ولی دیدم حال بعضی از بچه ها چندان خوب نیست نگفتم.... اگه دوست دارین بشنوین، بهم بگین ، منم با تمام وجود دلم میخواد شادیمو باهاتون قسمت کنم.... منتظرم
فرستنده : آسمان کبود سلام به همه دوستای گل و مهربون و بامعرفت تریبون...... به قول دختر زمستون بوی بهارم داره میاد و این زمستونم با همه قشنگیاش داره میره... این سالم با همه خوشیا و ناخوشیاش با همه تلخ و شیرینش با همه روزای خوب و بدش داره تموم میشه... دوستای خوبم باورکنین که همه آدما مشکل دارن... این ماییم که میتونیم یه مشکل رو برا خودمون بزرگ کنیم و شاخ و برگش بدیم یا توکل کنیم به خدا و سعی کنیم بهترین راه حل رو براش پیدا کنیم.... نمیخوام شعار بدم بخدا من خودمم کم مشکل نداشتم وندارم.... بیاین سر سال نو با خودمون قرار بذاریم که مشکلات رو از پادربیاریم نه مشکلات مارو از پا در بیارن.... بخدا هستن کسایی که صدبرابر ما مشکل دارن بیایین برا اونا دعا کنیم.... با تمام وجود همتون رو دوست دارم و براتون آرزوی روزای خوب و شاد تو سال جدید دارم... همتون شاد شاد شاد و پیروز و موفق باشید......
فرستنده : آسمان کبود سلام به همه دوستان..... اول"دختر زمستون عزیز" تولدت مبارک.... منم دختر زمستونم یعنی تولدم همین روزای زمستونی و قشنگی بود که گذشت.... "محمد بهاره" دوست خوب وعزیز بخاطر همه این آدمایی که اینجا دوست دارن و بیصبرانه منتظرن که برگردی و بگی حالت خوبه برگرد... بیا و بگو که تصمیم نادرستی نگرفتی و حالت خوبه... بیا و بجنگ و سرنوشتتو خودت تغییر بده... "یاس عزیز و مهربون و همزبونم" منم خیلی خوشحالم که هم حرفامو میفهمی و هم حرفاتو میفهمم... با تمام وجود تو این روزای آخر سال برات آرزو میکنم که خدا بهترینها رو بهت به و بهترین روزا در انتظارت باشن..... "دختر غم دوست داشتنی" وقتی میگی میدونی که باید روزی فراموشش کنی پس شروع کن و تمرین کن که بتونی فراموشش کنی.... توکل کن به خدا بقیه غماتم تموم میشه .... توروخدا این اسمم از رو خودت وردار.... "پسر بارونی عزیز" چقدر خوبه که مثل شما و دخترزمستون هم تو تریبون هستن که به بقیه امید بدن.... خیلی خوبین شما.... "k.a" عزیزم خیلی خیلی خوشحال شدم که کامنتت رو دیدم باور کن در نبودنت من زیاد نگرانت بودم و برات کامنت گذاشتم که متاسفانه نیومدی...ولی خوشحالترم شدم که با اومدنت اون جمله قشنگ رو نوشتی" توکل به خدا" آفرین....
فرستنده : ستایش سلام من چند سالی کیشه که میام تو این سایت ولی امروز برای الین بار پیام گذاشتم
فرستنده : شیوا سلام حامد جان هنوز نتونستم فراموشت کنم
فروشگاه سفیر فروش لپتاپ فروش موبایل فروش پرینتر فروش کاغذ خردکن فروش اسکنر فروش دوربین دیجتال
با شروع سال جدید، وزنتان را کم کنید، اگر تا به حال با انواع رژیم های مختلف نتوانستید لاغر شوید، به این 6 نکته معجزه آسا توجّه کنید: 1- کاهش وزن با خوردن آب شاید این جمله ...
مواظب آنها باشید، چرا که با زرنگ بازی هایی که حتّی به نظر شما نمی رسد، به راحتی پول بیشتری از شما می گیرند! فضای ورودی: معمولاً جریان هوا در این منطقه آنقدر خنک و مطبوع است که با عبور از آن ...
برای مدّت پنج سال، آرایشگری به نام مریم، و کریم فروشنده لوازم خانگی، عاشق یکدیگر بودند. آنها مخفیانه در خانه ای که کریم با والدینش زندگی می کرد، همدیگر را می دیدند. در جامعه ی ما که متأسفانه دختر و ...
امروزه محققین در پی آزمایشات پی در پی به نتایجی رسیده اند که با رعایت درمان های خاصّ، می توان عقیمی اسپرمهای مردهای عقیم را برطرف ساخت. طی سالها پیش دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که مقدار ...
در مقایسه با حیوانات، متأسفانه بعضی انسانها رفتارهایی دارند که انسان بودن آنها را زیر سوال می برد. ما دروغ می گوییم، سر هم کلاه می گذاریم، دزدی می کنیم، با استرس، اضطراب یا اعمالی مثل، تاتو و … ...
بدن انسان همچون ماشین عظیم، پیچیده و کامل است که با گردش خون، هورمونها و دیگر موادّحیاتی، در نهایت ظرافت و هماهنگی، دستورات مغز را توسط ماهیچه ها و دیگر اعضای بدن اجرا می کند. در اینجا به برخی نکات ...
برخی چیزها در عین اینکه برای بدن مضرّ هستند، اگر در اندازه و مقدار کافی مصرف شود، مفید خواهند بود، مثل شکلات، که خود سبب باز شدن شریانها و مانع از سرطان می شود. یا هر نوع صدایی برای بدن مضرّ نیست، ...
همواره در طول تاریخ، برخی قوانین کاملاً قابل اجرا بوده و رعایت شده، در مقابل بعضی قوانین دیگر، از دید جوامع خیلی مورد استقبال نبوده. این درحالیست که معمولاً در هر جامعه، هر دوی این دسته قوانین، ...