۷ درسی که زندگی به شما می آموزد

مطالب مرتبط

3 دیدگاه

  1. دانشجوی دکترای مدیریت says:

    نکته دیگه ای که درباره نظام آموزشی باید گفت (و رابرت کیوساکی هم تا حدی به اون اشاره کرده) اینه که تمام تلاش نظام آموزشی بر اینه که به افراد یاد بده «چطور برای پول کارکنند». تمام رشته ها از مهندسی و پزشکی تا کشاورزی و تاریخ و ادبیات نهایتا به شما کمک می‌کنند تا برای پول درآوردن کار کنید. به عبارتی «نیروی کار» تولید می‌کنند. تنها دو رشته تحصیلی هست که شیوه مخالفی در پیش دارن. یکی مدیریت مالی هست. این رشته به شما می‌گه: «پول چگونه برای شما کار می‌کنه» (نه اینکه شما برای پول کار کنید). رشته دوم مدیریت بازرگانی (و البته بهتره بگیم مدیریت کسب‌وکار) هست که به شما می‌گه : «چگونه پول و «نیروی کار» (همون‌هایی که سایر رشته‌ها رو خوندن) رو به نفع خودتون و برای خلق ثروت به کار بگیرید». به نظرم هر کس می‌خواد از بعد مالی و ثروت در زندگی موفق بشه باید یکی از این دو رشته اخیر رو بخونه. البته نه با این قصد که بعدا با اونها جایی استخدام بشه. بلکه برای اینکه از دانشش برای خلق و افزایش ثروت برای خودش و جامعه‌اش استفاده کنه.

    • سمانه says:

      نظر شما بسیار مفید بود ولی بنظر من ثروت واقعی بیشتر به صورت جمعی آفریده میشه مثلا مردم یه شهر یا یه کشور از تولید کنده های بومی حمایت کنن و از هر کالایی مشابه داخلی اون رو بخرند تا در نهایت نفعش رو همه ببرن

    • دانشجوی دکترای مدیریت says:

      سمانه خانم. حرف شما در مقام نظر درسته. اما در عمل اجرایی نیست. یکی از مزیتهای این دو رشته که گفتم اینه که دید شما رو به روش های واقعی خلق ثروت باز می‌کنه و نشون می‌ده شعارزدگی نه به اقتصاد کشور و نه فرد کمک می‌کنه. خلاصه بگم: رشد و رفاه اقتصادی در یک جامعه نتیجه رقابت بین تولیدکنندگان هست و نه ایجاد انحصار و تضعیف رقابت. انسانها ذاتا منفعت طلب هستند و مسئولین اقتصادی یک کشور به جای مقابله و زشت جلوه دادن این خصوصیت انسانی باید شیوه‌ای رو به کار بکیرند که اون رو در جهت رفاه جامعه استفاده کنند. دوباره تاکید می‌کنم این دو رشته تحصیلی اینچنین چیزی رو به شما آموزش می‌دن.

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *