روش برخورد با افرادی که خود را عقل کل میدانند

ارسال به دوستان
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (9 امتیاز, میانگین: 2٫78 از 5)
Loading...

مطالب مرتبط

105 دیدگاه

  1. حنان می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(5)

    خیلی جالب بود .هتما این کار رو انجام میدم

  2. روشنا می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(6)

    من یک دوست داشتم که خیلی دوستش داشتم و دارم اما متاسفانه اینقدر که مغروره حاضر نیست با من حتی حرف بزنه

  3. سیروس می‌گه:
    text for dislike(11) text for like(4)

    دوستان منم یه داداش دارم همین جوری هست
    کتکش میزنم ساکت میشه هر وقت کتک میخوره ساکت میشه عامل اصلی این بیماری
    و عقل کل بازی نیاز جنسی و کمبود عاطفی و کمبود توجه در دوران بچه گی هست

  4. گرفتار می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(5)

    من فقط آشپزی بلد نیستم.هم فارغ التحصیلم هم تمیزکارم هم هنردستی بلدم.هروقت یک خاستگاری سر و کله اش پیدا میشه مامانم شروع میکنه این آشپزی رو بکوبه تو سرم! آخه اصلا استعدادشو ندارم و میترسم غذا رو بسوزونم وتوی خونه جنگ راه بندازه.نمیدونید چی تو سینه مینه!

    • Соноз می‌گه:
      text for dislike(0) text for like(1)

      همه ی پدر مادر ها اینطورند و تعداد کمیشون الکی از بچه هاشون تعریف می کنن در حالیکه بچشون هیچ استعدادی نداره ما بچه ها چون به پدر مادرمون وابسته ایم و دوستشون داریم از این کارشون دلمون میشکنه

  5. nazanin می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(3)

    من یه دوست دارم که توی کلاس بغل دستیمه و متاسفانه به جز اون توی کلاس دوستی ندارم و بچه های کلاس همشون باهمن و نیازی به من ندارن , بغل دستیه من اعصابمو خورد میکنه , همیشه داره از زیبایی صورتشو اندامش حرف میزنه در حالی که هیچ زیبایی نداره , منم فقط به حرفاش گوش میدم و لبخند میزنم , وقتی از خودش حرف میزنه میمیره واس اینکه حرفشو ثابت کنه , چیکار کنم بچه ها؟

  6. قادر می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(5)

    امان از درد بی درمان . من یک رئیس دارم مهندس عمران است ؛ قاری قران است ؛ قران تدریس می کند ؛ تهمت می زند ؛ افترا می گوید ؛ غیبت می کند ؛ خودش را از همه برتر می داند (عقل کل) و غیره .متاسفانه هزار چهره و خودبین به پست بنده خورده که امکان دوری از او ندارم متاسفانه بنده هم رئیس دفتر ایشان هستم و هر لحظه راضیم که در پست دیگری کار کنم و از این آقا دور باشم که فعلا بعلت تسمیم آین آقای چنین امکانی وجود نداردمجبورم بعضی وقتها به حرفهایش لبخند بزنم و گاهی غیبت یا افترا و یا تهمتی که به دیگری می زند گوش کنم ولی هیچ وقت کارهای ایشان را تائید نمی کنم چون اگر تانید کنم در حقی دیگری ظلم کردم فقط وقی سرکارم می رسم دعای آیت الکرسی می خوانم که تا از هیله گری و فریب این آقا را نخورم و خداوند متعال بنده و سایر همکارانم را از شرر این حفظ فرمایند

  7. فاطمه می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(10)

    واقعا به کمک نیاز دارم من شوهرم همچنین اخلاقی داره خیلی خسته شدم یه جورایی بریدم اعتماد به نفسم به صفر رسیده حوصله ندارم دچار پیری زود رس شدم حتا دیگه برای خریدن لباس خودم هم اعتماد به نفس ندارم وقتی توی یه جمعی هستم وحق با منه دیگه نمیتونم از خودم دفاع کنم به پته پته میفتم تو ۱۰ سال زندگیم حق انتخاب هیچی نداشتم چون از نظ شوهرم هیچ نمیفهمم احساس زشتی میکنم مثل مرده متحرک شدم از بس برام تصمیم گرفته ومیگه تو نمیدونی خسته شدم ….حتا فک میکنه منو بهتر از خودم میشناسه …خیلی باهاش زجر میکشم

  8. بهار می‌گه:
    text for dislike(4) text for like(9)

    بچه ها ی پیشنهاد براتون دارم ی کتابی هست به نام (بیشعوری)اب دستونه بزارین زمین برین بخونین زیاد حجیم نیست که وقتتونو بگیره من با این کتاب تمام دغدغه های ذهنمو از بین بردم.pdfشو توی گوگل سرچ کنید راحت میتونین دانلودش بکنید.نویسندشم:خاویر کرمنت ترجمه محمود فرجامی.بخونید وتا اخر عمر از دست این افراد راحت باشین.یجور اصلاحیه رو رفتار خودمونم میشه…..

  9. مهسا می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(4)

    سلام، شما باید اینقدر پیشرفت کنی تا مثل خار بری تو چشمشون بذار این حرفا شمارو بسازه، به منم گفتن این حرفارو ولی همه ی اینا از سر فکر کوتاهشونه، این حرفا نه منو از هدفم نگه داشت، بلکه باعث شد محمکم تر و جدی تر به راهم ادامه بدم تا با موفقیتم دلمو اروم کنم.

  10. علی می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(6)

    سلام . این جور آدم ها برا اثبات حرفشون ممکنه به هر دلیل غیر منطقی متوسل بشن و در کل یک سری قواعد مسخره ره سر لوحه خودشون میکنن که ارزش یه ارزن هم نداره . برا مقابله با اینجور افراد باید تمام استعداد خودت و بکار ببری و هر روز یه چشمه از توانایی های خود تو بهشون نشون بدی حتما بعد از مدتی یه از کوره در میرن و همه از باطن خرابش با خبر میشن ولی باید خودتم کاملا مراقب کارهای خودت باشی چون یه اشتباه از طرف تو مساوی است با فاجعه و دادن برگ برنده به اینجور اافراد

  11. ..... می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(5)

    من یک خواهری دارم عجیب الخلقه … غرور که از سرتاپاش میریزه… من که به عنوان برادرش پیشش میرم باهاش حرف بزنم انقدر مغرور و با اعتماد به نفس حرف میزنه که من جلوی خواهر خودم دست و پامو گم میکنم … هر حرفی که میزنی یه جوابی بت میده که دوروز میمونی چی جوابشو بدی … یه کاری که میخوای انجام بدی فقط نگات کنه گند میزنی به خودت … نمیدونم چیکار میکنه ولی همه ازش حساب میبرن وقتی کنارته یه حس مزخرفی بت دست میده که ازت بالا تره هیچکسم به ادم حساب نمیکنه و خیلی محترمانه میشوره میزارت کنار …. با این اخلاق گندش انقدرم طرفدار داره چون طرف هرکی باشه با اون زبونش دیگه خوش به حالش … وقتی یه کاریو بلد نیست یه جوری انجامش میده که انگار متخصصا باید ازش یاد بگیرن…
    باهاش که حرف میزنی انقد مغزتو پر میکنه که کاملا قانع میشی با اینکه میدونی داره اشتباه میکنه!!!!!!همیشه هم هرکاری میخوادو میتونه انجام بده…
    شما فرض کنین من با این موجود خود خواه دارم شبانه روز زندگی میکنم تو یه خونه… اتاقارو که تسخیر کرده هیشکیم حق نداره پاشو از مرزش بزاره اونور تر … کامپیوترو که برده تو اتاق خودش هیشکیم جرات نداره بره اونجا … بابامم که گرفته تو مشتش هرچی بخواد تمومه… مامانمم که دلش نمیاد هیچی بگه…احساس خفقان میکنم … من نه ادم کم روییم نه بی دست و پا ولی جلوم که در میاد ناخوداگاه براش توضیح میدم… مسافرت که جایی نمیریم چون خانوم حوصله ی ماشینو نداره هیشکیم خونه نمیاد چون اسایش خانوم بهم میریزه… میخوای بری تو انباری چیز برداری باید در بزنی ازش اجازه بگیری تا اجازه صادر شه بعد میتونی نفس بکشی… فکر نکنین خانواده ما عرضه نداره تربیت کنه این همه رو خر میکنه…یکی بگه من با این چیکار کنم نا سلامتی بزرگترم … تنها کاری که نمیتونه انجام بده خودشیرینی برا معلماست خداروشکر وگرنه مدرسه رو هم میگرفت برا خودش اونم از غرور زیادیشه که انجام نمیده… کوچیکتر که بود هی مامانم میرفت مدرسه چون از مدیرشون معذرت نمیخواست… کم کم دارم حس میکنم اون که دختره منم نه اون…

  12. سارا می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(4)

    سلام. اسمتونو ننوشتین
    ولی باید بگم دخترا قلق های خاص خودشونو دارن
    اولا اینکه خواهرتون هر رفتاری که میکنه شما به خودتون نگیرید و سعی کنید اعتماد به نفس خودتونو حفظ کنید
    چیز کلی که شما از خواهرتون گفتید حس اعتماد به نفس ایشون رو بهم منتقل کرد
    راستش شاید یه مقداری غرور هم توش باشه
    اما بیشترش اعتماد به نفس هستش
    در قدم اول شما سعی کنید با خواهرتون دوست باشید
    تا اعتماد خواهرتون رو جلب کنید
    رفتار مهربان برادرانه داشته باشید
    اگر بتونید یک رابطه صمیمانه با خواهرتون داشته باشید
    اون زمان شما برنده هستید و میتونید نفوذ کلام داشته باشید
    اگر جذبه داره, شما هم جذبه داشته باشید اما همراه با آرامش
    منطقی رفتار کنید و جرات به خرج بدید
    اگر میترسید که کاری رو در مقابلش انجام بدید, اونقدرررررر جلوش تمرین کنید تا ترستون بریزه و قوی بشید
    به هیچ عنوان کنار نکشید و عقب نشینی نکنید
    کم نیارید اصلا
    در عین حال مهربون و خونسرد و صبورانه رفتار کنید
    نه با ترس و دلهره و نگرانی
    موفق باشید

  13. سیدابوالفضل حسینی می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(4)

    باسلام ممنونم ازسایت خوبتون وحرفهای زیباتون منم متاسفانه یک عموی خود را کامل دانسته دارم که مداح است واگر یکبار پدرم خطایی ازش سرزند درجمع فامیل، پدرم رامسخره میکند و ما خجالت میکشیم. چرا؟چون میخواهد خودرا درمیان جمع محبوب کند.باتشکر از مردمان خوب ایران

  14. من می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(6)

    من بابام اینجوریه نمیشه اصلا ازش انتقاد کرد اینقدر وضعش وخیمه که حتی میگه منو تایید کنید، به خدا اعصاب نداریم از دستش، اگه غریبه بود نگاهش هم نمیکردم، فقط حرفا خودشو درست میدونه حتی باهاش حرف میزنیم گوش نمیکنه و بعد از مدتی میبینی همون حرف مارو میزنه ولی قبول نداره که ما هم همین رو گفتیم
    از همه مارو دور کرده، الکی بهونه میگیره، بنده خدا مادرم فقط سکوت میکنه
    خدا به داد امثال ماها برسه که با این جور ادما سرور کار داریم

  15. fanid می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(1)

    سلام،بچه ها نمیدونید وقتی این مطالبو خوندم به خودم و موارد مشابه که واسم پیش اومد فک کردم،من توی یه رابطه بودم که اسمش عاشقانه بود،البته تا وقتی که بحث و اختلاف نظری پیش نمیومد!!به همه راه ها متوسل شدم،مقابله به مثل،پرخاش،کم محلی،بی تفاوتی و حتی قهر های چند روزه،آخرشم به من مارکه بی منطقی،بیماری پارانویا،یا یه جمله مسخره که باید خودتو عوض کنی وگرنه کسی باهات کنار نمیاد… خلاصه بعد۲/۵ سال. یه بار که مشاجره پیش اومد بهش اجازه تحقیر بیشترمو ندادم،گفتم نه میخام خودتو نه شمارتو ونه هیچ چیز دیگه ای ببینم ازت،تموم.مقصودم ازین خاطره این بود که بگم زندگی بدونه ای افراد هم جاریه و اینکه حتی بعد از گذشت مدت زمانی میتونید اعتماد به نفس قبلیتونو به دست بیارید.فقط باید شهامتشو داشت و پای تصمیمم گرفته شده ایستاد.

  16. elnaz می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    Man ba kasi ashna shodam 1 sale ke ahmaghane tarin karharo azam khaste manam anjam dadam ama man k ye kare kocjhik azash mikham mige nemitoonam va enghad harf mizane ta ghane besham modati bood etemad be nafsamo az das dade boodam hata too lebas pooshidanam gir mideo dekhalat mkkone fk mikone man ye robot am k oon mano hedayat mikone kheyliam doosesh darm ama dge tahamolam dare tamoom mishe komak konin… Vaghtiam behesh migam iradesho ba inke motaghede enteghad pazire mige haminke hastam mikhay bekhah nemikhay rah bax jade deraz…

  17. فرشاد می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(4)

    من هم یه همکار خودخواه خو بین از خود متشکر و عقده ایی دارم به خدا قسم کلکسیون روشها و سیاستهای متقابلو انجام دادم ولی اثر بخش نبود علی ایحال به این نتیجه رسیدم : با خلق این زمانه سلامی و والسلام به عبارت دیگر دوری و دوستی با همه حتی با پدر و مادر و اولاد امتحان کنید و حالشو ببرید چون من دارم میبرم

  18. مهری می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(2)

    سلام ؛ منم یه دوست دارم ک از قضا هم کلاسی دانشگاهم و هم اتاقیم ! این آدم خیلی از خود راضی و از خودش تعریف میکنه ؛ در حالی ک منم موفقیتای علمی داشتم ولی خب گذشته و الان دوره جدیدی توی زندگیم شروع شده … من هیچ وقت ازشون حرف نمیزنم ؛ این دوست من ، همش فکر میکنه ک باید امر و نهی کنه با عصبانیت حرف میزنه و حالت توهین داره ، یهو جلوی همه صداشو میبره بالا مسخره میکنه و احساس میکنه ک الان توی جایگاهی ک حقش بوده نیست … اما من میگم آدم باید ببینه جایگاهش در برابر خالقش چجوریه اونه ک مهمه چون اگ تو در برابر خدا متواضع باشی و بهش ایمان داشته باشی طبیعتا توی زندگیتم آدم خوبی خواهی شد اما اون این چیزا رو حالیش نمیشه و من مجبورم ک باهاش سر کنم … واقعا تحملشو ندارم و دوسال دیگه مونده تا درسم تمام بشه وباید این دوسال عذاب بکشم … به نظرتون چیکار کنم ؟؟؟

  19. بتول می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(5)

    یه روش خوب هم سراخ دارم. اونم اینه که یه چوب محکم بدست بگیری و بیفتی روش و هی بزنی که لت و پار بشه و له بشه . ذلیل بشه بره ازت شکایت کنه تو هم بری زندان ههههههههههههه و یا ازش فرار کنی . خوب بود؟!!! دم همه یاران داغ

  20. سارا می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(0)

    بتول خانم سراخ نه سراغ

  21. مهسا می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(2)

    این فرد پدرمه ک واقعا باعث آزارم میشه و تمام آادیامو میگیره ….. دوری ک نمیشه کرد واقعا به بن بست رسیدم
    !!!

  22. سارا می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(2)

    من یه خواهری دارم.خیلی آدمو حرص میده.اما خوشبختانه من دارم خودمو باشرایطش وفق میدم.اون از صبح سرکاره تا شب مثلا ده یازده شب.البته بعضی وقتا هم عصرمیاد خونه ساعت هفت ازخونه باز میزنه بیرون به قصد کارش.من خیلی سعی کردم بهش نزدیک شم اما موفق نشدم و تاجایی که باهاش صحبت کردم که “آجی ما دوتاخواهریم.تو از صبح تاشب سرکاری و هیچ باهم حرف نمیزنیم.من احساس میکنم ماخیلی از هم دوریم دلم میخواد مثه دو خواهر خیلی به هم نزدیک باشیم و مشکلاتمونو فقط به هم بگیم کلا میخوام عدالت باشه”تا جواب داد(مثلا باخونسردی که حرفاش کاملا منطقیه)”تو کوچکتر از منی و مشکلات من به تو ربطی نداره تو باید مشکلی داری بگی که من نصیحتت کنم امامن وظیفه ندارم مشکلاتمو به تو بگم”با این حرفش سکوت کردم و چیزی نگفتم.یا مثلا یه روز من خیلی به پول نیاز داشتم بهش گفتم اگه میشه بعنوان قرض بهم پول روبده که آخرماه بهت پس میدم شدیدا واکنش داد و جوری که بهش برخورده باشه نه من اصلا یه ریال هم پول ندارم(خواهرم خیلی ولخرجه)فرداش واسه خودش میره خرید اونم صبح جمعه بهش میگم تو که گفتی پول ندارم پس اایناچی ان؟جواب داد به توچه؟گفتم حق باتو به من ربطی نداره که چی خریدی یا پول داری یا نداری من منظوری نداشتم فقط میگم نباید بهم دروغ میگفتی باز گفت به تو چه؟دوست داشتم دروغ بگم گفتم هرچی باشه بهتر بود بهم میگفتی آجی من پولمو خیلی لازم دارم اینجوری بهتر میشد باز جواب داد به توچه؟ بازهم مثه قضیه قبلی سکوت کردم و نخواستم باهاش بحث کنم.اونوقت بعد از این اتفاقات اومده بهم گفته دوستت بهت نزدیک تره که ازش قرض بگیری یا خواهرت؟گفتم دوستم.گفت نه آجی دوست زشته ازش پول گرفت و از این حرفا …حالم ازش بهم خورد و هیچی بهش نگفتم اونوقت خودش از این و اونور از دوستاش پول قرض میگیره اینه دیگه!!!!!به منم کاراش که ربطی نداره بعد این چقدر فضوله و دخالت میکنه،بخاطر رفتاراش نمیبخشمش.فردا که غم خوار شو از دست داد اونوقت شاید فهمید چه اشتباه بزرگی کردهههههه چون من دارم تموم تلاشمو میکنم که ارشد قبول شم و یه جورایی واسه خودم یه برنامه هایی ریختم که مستقل شم.

  23. پری می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(6)

    دوستان همسر من هم چنین آدمیه.احساس می کنه خاص ترین آدمه روی زمینه که به من لطف کرده و با من ازدواج کرده. (به قول خودش یونیکه). فکر میکنه اگه اون نبود من ترشیده بودم. بسیار خوش صحبت و سرو زبون داره.به خودش لقب ارباب، صاحب الامر،مالک الملک داده.
    البته منم به تمسخر بهش میگم ملک الموت… .آخه بعضی وقتا واقعا طاقتم طاق میشه.
    از آرزو هاش اینه که بره اجلاس داووس سوییس به بزرگان ومغز های متفکراقتصاد دنیا از جمله بیل گیتس فخر بفروشه.خیلی ناراحت شد که استیو جابز مرد و نتونست بره به اون پز تفکرات و راهبرد های اقتصادیشو بده.
    من خدارو شکر شاغلم و زیبایی وتحصیلات خوبی دارم.
    از نظر کل کل کردن زبانی باهاش کم نمیارم. وقتی میخاست شخصیت منو بکوبه منم با ناراحتی می کوبیدمش.ازش متنفر میشدم.دوس نداشتم ریختشو ببینم.به علت اینکه همش پز خودساخته بودن خودش ،خواهراش،ماشینش،خونه ش،جالبه حتی قرصای پلاویکس مادرشو میداد عصبی میشدم و میخاستم پاشنه ی پامو فرو کنم تو حلقش تا کم برام کلاس بزاره.
    اماخیلی وقتا هم کلافه میشدم وهم عذاب وجدان میگرفتم.چون اعتماد به نفس زیاد و نبود عزت نفس دو سر یک طیف هستن میترسیدم انقد ترور شخصیتیش کنم که کلا اعتماد به نفسشو از دست بده.
    اما جدیدا به این نتیجه رسیدم باید سکوت کرد و با آرامش و زیرکانه و توام با مهربانی به جنبه هایی ازشخصیتش اشاره کرد که هنوز نقص داره تا بفهمه که کامل نیس.
    اما همون طور که میدونید تغییر سخته و نیاز به صبر ایوب داره.پس به خانم ها و آقایون دم بخت توصیه میکنم موقع ازدواج چشماتونو خوب باز کنید.چون همسرتونو نمیتونید از تراس خونه پرت کنید تو کوچه.

  24. فرشید می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(3)

    من یه همچین دوستی دارم و ازش متنفرم بابا صد رحمت به مامانم
    هرکار میکنم این آقا یه دستوری میده میگه این غلطه و این درسته
    خسته شدم ازش بدبختی اینه که بدلایلی مجبورم تحملش کنم امیدوارم دست ازنصیحت برداره
    بامن حرف میزنه تکه کلامش اینه که٬یه توصیه بهت میکنم…٬ حالا جالب اینه که احمق هم هست خخخخخخ

  25. Arezo می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(3)

    شوهر دخترخاله من به قول خودش آدم همه چیزدانیه. انقد با آدم بحث میکنه که بگه من میدونم و من کتاب میخونم که دیگه تو فامیل همه مسخره ش میکنن و پشت سرش بهش میخندن.
    تازگی فهمیدم دست بزن هم داره..به زور دختر خاله مو مجبور کرده کار کنه بعد حقوقشو میگیره هرماه ده هزار تومن از حقوق خانمشو میندازه جلوش میگه تو که پول لازم نداری هر چی میخوای با خودم بریم بخر. یه بارم زنش گفته بود نمیخوام حقوقمو بت بدم جلوی دو نفر دیگه بهش سیلی زده بود.
    دخترخاله من خیلی خوشگل و بانشاط بود هنوزم با اینکه یه دختر دبیرستانی داره خوشگله ولی الان دیگه خیلی عصبی و بی حوصله س.. حقم داره با اون شوهر عتیقه ش!!

  26. علیرضا می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام . من یه دوست دارم که حالا نمیخوام غیبت کنم ولی اون خودشو بالاتر از همه میدونه و اسن یه اعتماد به سقفی داره که نگو . این دوست ما خیلی ضایع صحبت میکنه ولی خر خوانه . اسن یه جوری درس میخوانه که انگار این داداش ادیسون بوده . اسن اقا همیشه مایع خنده ما رو فراهم میکنه ولی دوس دارم یه روزی بکشمش جون به هر کسی میرسه مسخرش میکنه . به نظرتون چه بلایی سرش بیام ؟؟؟

  27. مینا می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    استاد راهنمای پایان نامه ی منم همین طوریه. انقدر ازش بدم می یاد که.وقتی نمی بینمش خیلی راحت تر کارم رو انجام می دم. ولی وقتی یادم می افته که قراره دوبلره کارم رو با نظرات احمقانش به هم بریزه و منو ناامید کنه ترس تمام وجودم رو می گیره. لعنتی.

  28. مینا می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(3)

    راستی من یه دوست پسرم داشتم که این طوری بود. پدرمو درآورده بود. انقدر با اعتماد به سقف مسخرش تحقیرم می کرد که هنوزم که باهاش قطع رابطه کردم نتونستم اعتماد به نفس قبلیمو به دست بیارم. خیلی دوسش داشتم ولی الان که نیست آرامش بیستری دارم والا. انقدر بهم استرس می داد. انقدر تحقیرم می کرد. دعوام می کرد. الانم که ازش می گم می ترسم. اه

  29. محمدرضاسامیان می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(1)

    توی عصر انفجار اطلاعات ممکنه هرکدوم از ما چنین شخصیتی پیدا کنیم
    آدمیزاد کشته مرده ی جلب توجه کردنه
    دست خودش نیست

  30. احمد می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(1)

    سلام ممنون از سایتتون براتون دعای خیر میکنم

  31. یه بیچاره می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    خواهر شوهر من اونحوریه.فکر میکنه پرفسوره.وقتی پچم مریض میشه دکتره.وقتی خیاط میرم لباس میدوزم در جا ابراد خیاط رو میگیره.پی خیاط هم هست.کلفت خوبی هم هست.چون میگه فقط من کار بلدم و خونه من فقط تمیزه.خلاصه از رانندگی گرفته.خرید کردن.آشپزی.هر چیزی که فکرشو کنید..گاهی از دستش خسته میشم.راستشو بخوایید شاید اصلا خوب نیست که اینک بگم .ولی ازش متنفرم.جون هم پرفسوره.هم پروعه.هم حاضر جوابه.هم تیکه اندازه.هم حسوده.از من ده سال بزرگتره.فکر میکنه هم سنمه.خودشو با من مقایسه میکنه.هم پرتوقعه.بیشتر وقتا به خودم میگم آخه خدایا به چیش دلمو خوش کنم باهاش خوب باشم.این آدم چیش خوبه خدایا.والا بخدا در عجبم از دسته این دختر.

  32. melika می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    هر حرفی که زد بگید اره تو خوبی ….تو راست میگی… !
    دیگه ادامش ندین همین یه جمله کافیه که اعصابشو بترکونین

    موفق باشین ((((:

  33. ارش می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    نیازی نیست اصلا بهشون چیزی بگید ۱ میتونید یه لبخند کج بشون بزنید و سکوت کنید.۲ اگرم خواستن راهنمایتون کنن به طرز مسخره ای مثلا این لباس داغون چیه پوشیدی اون یکیرو میپوشیدی اه با این تیپت شما یه کلمه میگین خودت نیازمندتر از منی ها اینارو به خود بگو ۳ بعضی اوقاتم باید فقط نگاشون کنید وقتی یه حرفی رو میزنن انقد نگاشون کنید که خودش روشو کنه یه ور دیگه ۴-و یا شماهم میتونید مسخرشون کنید مثلا ی دو سه روز وقتی میرید پیشش هی بش بگید اه چه بوی بدی میاد ایجا چند روز بعد بش بگید بابا برو حموم بو گوهت کشتمون میتونید اسم بو گندو رو بزارید روش اینجور. یا وقتی داره حرف میزنه بگید دهنتو ببند………خوردی دهنت بو دسشویی مارو میده.

  34. ارسلان می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    پی بردن به شخصیت درونی چنین آدم هایی خیلی سخت می باشد،اینها آدم های ازخود راضی و جنگ طلب هستند و معمولا با آدم های ساده سازگار نیستند و تا بتوانند آنها را با حرفهایشان مورد آزار و اذیت قرار می دهند،پیش چنین آدم هایی نباید زیاد حرف زد و با احتیاط عمل کرد

  35. ایدا می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(0)

    مادر شوهر من همیشه ازاشپزیش هوشش چهرهش تعریف میکنه من همیشه عذاب میکشیدم و به خودم میگفتم اینارو میگه تا من احساس حقارت کنم کم کم ازش متنفر شدم جوری که نه دوست داشتم نه ببینمش نه صداشو بشنوم اما یه روز با خودم فکر کردم کارش تحلیل کردم و دقیقا به این نتیجه رسیدم آدمی که احساس میکنه کسی باورش نداره به هر دری میزنه که خودش ثابت کنه و اینجوری اعتماد بنفسشو ببره بالا از اون روز به بعد دیگه اروم شدم چون میدونم اون خودش کم میبینه با این حرفا فقط میخواد خودش ثابت کنه شمام اگه اینجوری فکر کنین اروم میشین

  36. آلمان می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    من یه آشنایی دارم یک سال از خودم بزرگتره
    چون پول داره
    چون سفر خارج رفته و…
    همش بهم تیکه میندازه
    اسم روم میزاره
    فک میکمه همه چی بلد هست ولی من هیچی بارم نیست
    آگه رفیق جدید پیدا کنه تا یک ماه مارو یادش میره
    یجوریم نمیتونم رفیقش نباشم چون از لحاظ خوانوادگی و… به هم متصل هستیم یعنی ارتباط داریم و…

    یه روشی بهم بگید
    تورو خدا
    بهم ایمیل بزنید

  37. اصفهان می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    منم با یکی از فامیلهای نزدیک شوهرم این مشکل رو دارم اصلا و به هیچ وجه دوست ندارم باهاش روبرو بشم ولی متاسفانه به خاطر ارتباطات خانوادگی مجبورم تحملش کنم. اون حتی سعی میکنه با حرفاش بغل دستیهاشو تحقیر کنه و کارهای خودشو مهم جلوه بده یعنی در واقع حسادت هم در وجودش هست. موندم که موقعی که پیشش هستم چه جوری باهاش رفتار کنم. توروخدا کمکم کنین

  38. محمد امین /حسین می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(2)

    سلام من هم خیلی اذیت میشدم ولی با آرامش تونستم ساکتشون کنم دوست من هم خیلی مغرور هست اما من دوستش دارم و بهش احترام میزارم ولی بعضی وقتا حرف های چرتی میزنه یعنی خود خواهیش گل میکنه میخواستم بگم حرفمان را با آرامش و لبخند ثابت کنیم نه با عصبانی شدن .کمی سیاست به خرج بدیم بهتره

  39. محمد امین می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(2)

    سلام اگر یک فرد عقل کل حرفش را زد و به ما توصیه هایی کرد که اصلا خوشمان نمی آید بهتره بگوییم ممنونم بخاطر توصیهاتون بهتره توصیهاتونو برای خودتون نگهدارید ویا بگویید از توصیه هاتون سپاس گزارم اما من نیازی به توصیه های شما ندارم.

  40. najmeh می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    از این نمونه افراد اطراف ما فراوان هست.اما درست هم نیست بخاطر رفتار اونا خودمون رو زجر بدیم.بهرحال باید قبول کنیم هر آدمی اخلاق های خاص خودش رو داره و وقتی با همچین آدم هایی روبرو هستیم صبور باشیم و اعتماد به نفس خودمون رو پایین نیاریم.

  41. من می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(1)

    اگر همچین کسی پدر آدم باشه چی؟! من دختر خانمی هستم که پدرم به شدت پسر دوستن و کلا از یک دختر انتظار داره که آشپزی و خونه داری و… رو خوب بلد باشه. توقع دارن جواب من به خواسته های حتی نادرستشون چشم باشه و چشم. هزینه ی کلاس های تابستونی برادرم به میلیون میرسه و برای من نهایتا ۲۰۰ هزار تومن، با این حال طوری سرم منت میزاره که تا به الان مثلش رو درمورد برادرم ندیدم. اگر فاکتورهایی رو که شما اشاره کردید رو عملی کنم هم احتمالا کتک می خورم. باید چی کار کنم؟ ازم انتظار داره مثل پروانه دورش بچرخم باباجون باباجون کنم ولی یه ساله که ازش می خوام یه آیینه برام به دیوار میخ کنه انجام نمیده، آیینه هه آمادست افتاده گوشه اتاق. مشکلم اینه که میدونه داره اذیتم میکنه غرورش نمیزاره از موضعش کوتاه بیاد، من انتظار ندارم معذرت خواهی کنه اما فقط رفتارش رو درست کنه. این کارم نمیکمه چون در اون صورت یعنی رفتار قبلیش اشتباه بوده و این رو نمی خواد. می خواد بگه من هیچ وقت کار غلطی نکردم.

  42. میلاد ....رشت می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(2)

    اقا من یه رفیق دارم مثه داداشم دوسش دارم ولی در هر بحث و گفتو گویی که چه با من و چه با سایر دوستان انجام میده سعی به قانع کردن طرف از هر طریقی میشه مثلا هنگام بحث در مورد چیزی با شما نفر سومی رو از جمع پیدا میکنه و اونو مخاطب خودش قرار میده و با جملاتی مثل تو که میدونی من چی میگم تو که خودت این کاره ای سعی به اثبات حرفش میکنه از جملاتی که شاید تو دوران زندگیش شنیده هرچند اشتباه استفاده میکنه کاریشم نمیشه کرد و اغلب این بحث ها هم به نتیجه نمیرسه و از اونجا که خیلی حق به جانب و ادم با ادب و خونسرد خودشو نشون میده باعث عصبانیت من به شخصه میشه من ادمی نیستم که بخوام زیاد بحث کنم ولی از اونجا که همش با همیم گوش کردن به بحثش با یکی دیگه ازارم میده انگا دارن جلو روم ناخن به دیوار میکشن …..

  43. ملیکا می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(3)

    این متنو که می خوندم، همش چهره مامانم می اومد جلو چشمم!
    انگار نویسنده اساسا از توضیح المسائل رفتارای مامان منو نوشته!
    متسفانه راه پیش و پس ندارم و فعلا باید سوخت و ساخت.

  44. هیچ چیز قابل پیش بینی نیست می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(2)

    با سلام خدمت دوستان عزیزم.اینگونه افراد دارای اعتماد به نفس پایین و بسیار ترسو هستند.این افراد گذشته های سختی داشته اند یا بهتر است بگویم که عقده ای شده اند و میخواهند حرفشان را به کرسی بنشانند.درباره زندگی آنها تحقیق کنید حتما نقاط ضعفی از آنها پیدا میکنید.من دانشجوی رشته مهندسی عمران بودم و اوقات فراقتم را در کارگاه کوچکی کار میکردم.کارگاه بغلی ما پدر و پسری بودندکه هر دو بیسواد،عقل کل،کچل،دارای بیماری هایی از جمله میگرن،دیسک کمر،پادرد وبسیار پول دوست بودند و جالبتر از همه اینکه نه سربازی رفته بودند نه جایی رو بلد بودند نه مسافرتی رفته بودند و نه ماشینی داشتند و نه خونه ای و همش اطرافیان رو مسخره میکردند،در صورتی که من ماشین داشتم،خونه داشتم،دانشجو بودم،یک ماه دبی بودم و چند مدتی هم ترکیه و بیشتر شهرهای ایران رو رفته ام.ولی هیچوقت با آنها وارد بحث و جدال نشدم و همیشه به آنها احترام میگذاشتم.دوستان عزیز بهترین راه حل اینه که با اینگونه افراد با مهربانی برخورد کنید و حرف های آنها را تحسین کنید تا در آرامش زندگی کنید و اعتماد به نفستان را روز به روز قوی تر کنید و به سوی هدفتان پیش بروید.دنیا فانی است و هیچ چیز قابل پیش بینی نیست.با آرزوی سلامتی و موفقیت برای همه شما عزیزان.دوستتان دارم.

  45. رعنا می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام ما هم تو فامیلمون دو نفر مادر و دختر داریم کل فامیل از دستشون به ستوه اومدن فقط طرززپوشیدن خودشون رو عالی میدونن طرز آشپزی خودشون رو طرز سلیقه خودشون طرز فکر خودشون در مورد همه کس هم نظر میدن مادر سواد ندازه دختر فوق دیپلم هنوز نگرفت نصفه موند بحث روانشانسی میشه بخث میکنن من خودم لیسانش روانشناسی هستم سعی میکنن همش حرفهای از من در اورده بزنن یا بحثهای پزشکی میکنن بدیش هم اینه اصلا کوتاه ننیان و همه رو هم پیش همهوخراب میکنن یا مسخره میکنن یا هم پشت سر غیبت مجبورا هم باهاش باید در ارتباط باشیم اما دیگه کفر همه در اومده من یکی دیگه کم کنوجوابشون رو میدم واقعا هسته کنتده و بی ادب هستن

  46. hosein می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام متاسفانه رئیسم چنین اخلاقی داره که باز متاسفانه من رانندشم و باز متاسفانه همیشه کنارشم طور خدا بگید اینو چکارش کنم این راه های که گفتید انجام دادم اما باز متاسفانه اینا خودشون با خودشونم مشکل دارن شما بگید چقد تحملش کنم

  47. خوب من می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    متاسفانه رفیق بیست سالم این خصوصیات رو کامل داره. در مورد دوست قدیمیم که مشکلش اعتماد بنفس نداشتش هست…همیشه سعی میکنه با تخریب غرورم و ایراد گرفتن(اکثرا خیلی چیزای پیش پا افتاده و چرت)از من، به اعتماد به نفس برسه. یه مدتی هست که دیگه باهاش نمیگردم با خوندن این متن دیگه مطمئن شدم کار اشتباهی نکردم… تازه تاثیرات مثبتش رو هم روی اعتماد به نفسم قابل لمسه
    :))
    خلاصه ممنونم از مطلب قشنگتون

  48. پگـــاه می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    توی دوران دبیرستان هم کلاسی ای داشتم که با حرفاش تمام ساعات کلاس رو میگرفت و دبیرا هم چیزی نمیگفتن چون اون دختر خیلی ازشون تعریف میکرد. از رابطه اش با دوست پسرش میگفت و تنها افتخارش این بود که یه روز بچه لواسون بوده و هی میگفت علی تو چشام نگاه میکنه میگه دوسم داره ! منم تحقیر میکرد و من سکوت میکردم و میخندیدم ولی توی خونه بغضم میترکید. یه روز وقتی رفتم مدرسه به همه سلام کردم ولی چون جمعیت زیاد بود به کسی دست ندادم. دختره گفت تو چقدر بی تربیت و پررویی ‌. بعد از این حرفش مجددا به همه سلام کردم و دست هم دادم اما فرداش خودش اومد، به همه سلام کرد و به من اهمیت نداد. تحقیر هایی که میکرد فقط شامل حال من می شد چون میدونست سکوت میکنم و خجالت میکشم از اینکه کسی رو مورد تمسخر قرار بدم. مدت زیادی احساس حقارت کردم اما الان تازه فارغ التحصیل کاردانی شدم و اون مثل سکویی شد برای قوی تر شدن. چون در نهایت فهمیدم بچه ی طلاق بوده و بسیاری از حرفاش نتیجه ی تخیلات شبانه ی خودش بوده. و حقیقت نداشته. اون از بچگی حس خودکم بینی شدیدی داشته.

دیدگاه خود را بنویسید:

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *