- مردمان - http://www.mardoman.net -

عادات و رفتارهای ناپسند انسانی

[1]

در مقایسه با حیوانات، متأسفانه بعضی انسانها رفتارهایی دارند که انسان بودن آنها را زیر سوال می برد. ما دروغ می گوییم، سر هم کلاه می گذاریم، دزدی می کنیم، با استرس، اضطراب یا  اعمالی مثل، تاتو و … دست به خودآزاری می زنیم و به جسم و روحمان صدمه می زنیم، حتّی متأسفانه گاهی مردم دست به قتل و کشتن همنوع خود نیز می زنند! و این سوالیست که همواره محققین در آن متحیّرند که چطور اشرف مخلوقات در بعضی مواقع می تواند اینقدر وقیح، پست، دگرآزار و خودآزار باشد.

شایعه پرانی

این عادت ناپسند همیشه بین مردم رواج بوده که پشت سرهم غیبت کنند و با قضاوت های نابجا و اشتباه و در ادامه شایعه پرانی، شخصیت، آبرو و زندگی دیگران را زیر سوال ببرند. روانشناسان می گویند:

حتّی میمونها که از قدیم شباهت زیادی به انسانها داشتند بااینکه حیوان هستند، همیشه برای بیشتر و بهتر شدن اتّحاد بینشان به یکدیگر کمک می کنند تا به هم نزدیک تر باشند، امّا انسانها با شایعه پرانی و حرفهای بی اساس که از ریشه اشتباه است و صحّت ندارد، سعی می کنند ارتباط خود را با دیگران نزدیک تر کنند و این درحالیست که در نهایت این عمل موجب گسستگی روابط آنها با شخص سوّم و چه بسا افراد دیگر می شود و اصلاً به این موضوع اهمیّتی نمی دهند و به خیال خود با این حرفها با نفر روبروی خود که صحبت می کنند صمیمی تر می شود یا به گفته ی “جنیفر بوسسون” استاد دانشگاه: “وقتی دو نفر تنفّر خود را در مورد شخص سوّمی با هم در میان گذاشته و با هم شریک می شوند، به نوعی فکر می کنند به هم نزدیک تر شده اند”

شرط بندی

شرط بندی و قمار نیز جزء اعمال ناپسندیست که با وجود درگیری فکری زیاد در حین این عمل و در مقابل ضرر و زیان ویران کننده ی آن، باز هم در جهان عرف است!

جالب اینکه طی بررسی های مختلف، میمونها (که یک حیوان است!!) نیز علاقه به شرط بندی دارند (برای مثال در نوشیدن سریعتر آب میوه ها، با هم به نوعی شرط بندی می کنند)

این افراد، با نوعی افکار توّهم زا به مغز و روح خود تلقین می کنند که با یک پیروزی به پیروزی های بعدی نیز می رسی، امّا حقیقت این است که بالاخره روزی می بازند و با یک شکست در این راه، تمام پلهای قبلی و سرمایه ی آن فرد بر باد رفته است.

استرس

استرس و اضطراب موجب بالارفتن فشار خون، مشکلات قلبی و سرطان می شود که همگی آنها به نوعی کشنده است. اگر از نوع حادّ آن باشد منجر به افسردگی و در ادامه عواقبی چون، خودکشی و اعمال غیر انسانی می شود.

امّا حقیقت این است که امروزه بیشتر ما کم و بیش، از بزرگ تا کوچک گرفتار این معظل هستیم.

بیشتر از ۶۰۰ میلیون نفر از جمعیت جهان کارمند هستند. در این بین امروزه برخی از آنها (در آمریکا حدود نیمی از کارمندان) با پیشرفت علم و وسایل کاربردی آن مثل، خطوط اینترنتی، ماهواره ای و … ادامه ی ساعات کاری خود را در منزل نیز کار کنند! طبق مطالعات سال ۲۰۰۷، این موضوع سبب انتقال استرس به کودکان در منزل می شود و … البته در این بین هرچه سنّ والدین و بزرگترها بیشتر شود، در منزل کمتر کار کرده و این جنجال را در خانه برپا نمی کنند. در مقابل جوانترها که قرار است پدر و مادر شوند، آنقدر اضطراب و نگرانی دارند که ناخودآگاه بر جنین و کودک خود نیز تأثیر می گذارند. برای مبارزه با استرس، بهترین راه، افزایش ساعات استراحت، ورزش و تغذیه مناسب است.

عمل های زیبایی، پروتز، تاتو، سوارخ کردن گوش، بینی و…

طبق پیش بینی های علمی، تا سال ۲۰۱۵، ۱۷% ساکنین ایالت متحده دست به عمل های زیبایی،… دست می زنند، البته هرکدام برای این کار خود دلیلی دارند، مثل، مبارزه با پیری، زیبایی بیشتر و یا اینکه به چشم یک هنر به این اعمال نگاه می کنند! امّا حقیقت این است که با یک نگاه کلّی می توان دید که افراد زیادی در این بین دچار بیماری های ناشی از این عمل های زیبایی، تاتو، … و حتّی در آخر مرگ می شوند، واقعاً زیبایی یا برجسته بودن نسبت به دیگران، اینقدر ارزش دارد؟!

در این بین صرف داروهای گیاهی، طبیعی و تناسب اندام از راه ورزش، رو به فراموشی رفته و در ازای آن، عمل های جراحی لاغری، پروتز، تاتو و … جای آنها را گرفته است. تا کمی از سنّ مردم گذشت، به یاد کشیدن پوست گردن، رفع افتادگی پلک و … می افتند و یا دست به نقاشی های تاتو و سوراخ کردن اعضای مختلف بدن خود می زنند.

در واقع، زیبایی تنها وسیله و بهانه ایست که در معنای اصلی آن، هیچ ربطی به اعمال فوق ندارد. در این بین هم فروشندگان این ابزار و یا دست اندرکاران و متخصصین این هنرهای مصنوعی، برای جذب و تسخیر مغز آنها نهایت تلاش خود را می کنند تا براحتی مردم بیچاره را به دام بیاندازند.

به قول روانشناس، دایانا زاکرمن، شعار مضحکی که در بین آنها شکل گرفته است این است: “هرچه زیباتر شوی، کامیاب تر و خوشحال تری!”، با وجود این بحران اقتصادی جهانی، باز هم هرروز تعداد عمل های زیبایی که هزینه هایی سرسام آور دارد، بیشتر می شود.

گردن کلفتی و قلدربازی!

[1]

تحقیقات نشان داده است که منشاء این رفتار، از دوران راهنمایی کودکان شکل می گیرد، بیشتر آنها این فرهنگ را از برادر یا خواهر بزرگ خود در منزل یاد گرفته اند. همیشه دوست دارند رهبر یک گروه باشند. اگر منشاء این رفتار در منزل شناسایی و برطرف شود، می شود سریع جلوی این مشکل را گرفت، امّا در مقابل اگر همان طور بدون توجّه پیش رود، در دوران بزرگسالی گریبان گیر آنها می شود، بطوری که می بینیم که حدود ۳۰% مدیران و رئیسان کنونی شرکتها این رفتار را نسبت به زیردستان و کارمندان خود اعمال می کنند، از بهانه گیریهای بی مورد، سرزنش و توبیخ های کاری تا تهمت و دیگر رفتارهای ناپسندی که دیگر در آن سنّ قابل کنترل نیست، چرا که شخصیت آنها از کودکی به این ترتیب شکل گرفته، متخصصین می گویند، بهترین راه برخورد با این آدم ها، برخورد منطقی، صبوری و سازگاریست. این افراد از کودکی تا به این سنّ، با قلدربازی و رفتارهای این چنینی، همواره می خواهند قدرت بیشتری داشته باشند. متأسفانه باید گفت این صفت در میمونها که به نوعی با نظریه تکامل انسان در ارتباط هستند نیز موجود است!

دروغ

علّت دقیق دروغگویی هنوز معلوم نیست! شاید، خودکم بینی، یکی از آنها باشد. به نوعی که اگر کسی، موقعیت یا وضعیت روحی و جسمی خود را در خطر ببیند، دروغ می گوید. متأسفانه طبق آمار، ۶۰% مردم در هر ۱۰ دقیقه، یک دروغ می گویند! البته که خود دروغگویی نیز کاریست دشوار و هنر خاصّ خود را دارد! چرا که چیزی حدود ۳۰ تا ۴۰ % مردم اصلاً یا نمی خواهند یا بلد نیستند دروغ بگویند، در این بین درصد و چگونگی دروغ گفتن نیز بستگی به محیط و شرایط آن فرد دارد، ضمن اینکه اگر کسی در این کار ماهر باشد، سعی دارد ابتدا با دروغگویی و بعد توجیه طرف مقابل، کاری کند که ناخودآگاه وی حرف او را باور کند! جالب اینکه حتّی بعضی حیوانات نیز قادرند فریبکارانه طرف مقابل را گیر بیاندازند، امروزه رباطها را نیز طوری طراحی می کنند که بتوانند دروغ بگویند!

تقلّب و دورویی

درحالی که همیشه بین مردم شعار صداقت موج می زند، امّا متأسفانه از هر ۵ نفر، یک نفر حتّی شده با عدم پرداخت مالیات دست به تقلّب می زند و ۱۰% زن و شوهرها سر هم کلاه می گذارند و در مقابل هم دورو هستند! عدم صداقت بین مردم وجود دارد، در حالیکه همه می دانند این کار غیر اخلاقی و غیر انسانیست!

طبق تحقیقات، آمار عدم صداقت و دورویی در ازدواج هایی که بر پایه ی عاطفه بنا شده است بیشتر است تا ازدواج های منطقی. معمولاً کسی که عاطفی تر است در این بین ضربه بیشتری می خورد. معمولاً خیانت بین زن و شوهر هایی که به نوعی، مشهور و یا سیاستمدار هستند و از درجه بالای اجتماعی برخوردارند، شایع تر است. از نظر روانشناسان، جنس مذکّر همواره سکس و تنوع در آن را دوست دارد، این خود یکی از دلایل خیانت است. در این بین هم به دلایل ذاتی هر فرد، تقریباً موعظه و پند و … اثری ندارد.

دزدی

شاید در وهله ی اوّل فکر کنید که کسی که دزدی می کند تنها از سر نیاز است، امّا حقیقت این است که از بین هر ۴۰ هزار دزد، ۱۱% آنها دچار جنون و بیماری سرقت هستند و از انجام و هیجانات طیّ آن لذّت می برند!  امروزه متخصصین بر آنند تا بتوانند با استفاده از داروهای آرامش بخش و تأثیر آن بر ذهن این افراد، انگیزه ی دزدی و لذّت از آن را کاهش دهند.

بازهم این صفت نیز در میمونها نیز یافت شده است که دوست دارند غذا، میوه یا … از یکدیگر بدزدند!

خشونت

خشونت، صفت ناپسندیست که از دیرزمان در وجود بشرنهفته است. بنا به نظراتی، بخشی از این صفت، بطور ارثی و ذاتی، نسل به نسل منتقل می شود. هرچند در این میان باید به نیاکان تاریخ و قبایلی اشاره کنیم که سالهای سال، در کنار هم با صلح و صفا زندگی می کردند. یکی از علّتهای دیگر خشونت می تواند، اختلال در تغذیه، سکس و یا مصرف دارو و مواد مخدّر باشد. یک آدم پرخاشگر همواره در پی دستورات مغز خود برای جبران یکی از اختلالات فوق الذکر پیش می رود. به هر صورت وجود و درجه ی خشم در آنها، بستگی به نژاد، نسلهای قبل و عوامل خارجی چون، محیط، اجتماعی و تاریخی دارد.

تمایل به این صفات

موارد فوق، کم و بیش تبدیل به یک عادت شده که متأسفانه ترک آن بسیار سخت و زمان بر است. آنها بر این عقیده اند که با آگاهی از بد بودن و قبول ریسک عواقب آن برای آینده ی خود تلاش می کنند!!

در اینجا به برخی دلایل ثابت شده ی بروز این صفات اشاره می کنیم:

در این میان برخی نیز این شعار را می دهند: “هنوز که چیزی نشده، برای مثال، مادربزرگ من ۹۰ سال سیگار کشید و سالم بود!”

[1]