آیا بی احترامی عصبانیتان می کند؟

ارسال به دوستان
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (بدون امتیاز)
Loading...

مطالب مرتبط

12 دیدگاه

  1. M@RY@M می‌گه:
    text for dislike(21) text for like(1)

    دفعه ی بعد که از دست کسی عصبانی شدم حتما رو این نکته ها فکر میکنم.ممنون

  2. لیلیا می‌گه:
    text for dislike(22) text for like(1)

    عکس جالبی داره این مقاله کلی خنده ام گرفت. (:
    یاد قیافه رئیسم افتادم وقتی عصبانیش میکنم.

  3. دوست شما می‌گه:
    text for dislike(16) text for like(14)

    در ارتباط با موضوع فوق که خیلی جالب و منطقی و در کوتاه ترین کلام بررسی شده بود اما اجازه دهید به موضوع از یه پله بالاتر نگاه کنیم . کلا در منازعات بین افراد، همیشه تا یک مشکل حل نشود بقیه مشکلات نیز حل نخواهد شد و آن همان نگاه یک سویه طرفین درگیریست . خوب شما در یک برخورد کوتاه مدت و فی البداهه نمیتوانید این پیشنهاد و یا آموزش را به طرف مقابل بدهید !! اما لااقل خودتان را همیشه در چنین وضعیت هایی قرار دهید سعی کنید تا با تمرینات همیشگی تان جهان را از نگاه طرف مقابلتان هم ببینید ! اگر چنین قدرتی را در خودتان ایجاد کردید متحیر خواهید شد که بسیاری از عصبیت های شما فروکش خواهد کرد . مطمئنا اکثر آدم ها در حال تعادل با جهان پیرامونشان بسر میبرند . این جمله فکر میکنم جمله عمیقی باشد پس به عمق آن پی ببرید . در توضیح اضافه میکنم کسی که خودش را در یک تعادل با جهان پیرامونش میبیند میتواند به این معنی باشد که احتمالا آنچه که شما را عصبی میکند برای او اصلا خیلی درست و عادی است و به ذهنش خطور هم نمیکند که ممکن است برای دیگران ناهنجار و غیر قابل تحمل باشد . یک مثال بد نیست . روزی داشتم در کتابخانه دانشگاه کتابی را مطالعه میکردم اما متوجه شدم که فرد تازه واردی مدام با دسته کلیدش سمفونی مینوازد ! اول کمی تعجب کردم و دیدم دیگر نمیتوانم ادامه دهم با اینکه تمرکز ذهنی خوبی دارم اما تعجبم این بود که دیگران اصلا توحهی نداشتند . پس فی الواقع این من بودم که غیر عادی بودم نه او چرا که عموم هم با این قضیه مشکل نداشتند . خوب پس من باید از دست خودم بیشتر از او عصبانی باشم نه ؟ ! بهر حال دست به یک ریسک زدم و به ایشان مدتی خیره شدم تا نگاهش بمن افتاد در همان حال لبخندی زدم و به آرامی و مهربانی گفتم شما بی آنکه متوجه باشید سکوت لازم در کتابخانه را با دسته کلیدتان برهم مزنید . که او هم با پوزش خواهی کلید ها را گذاشت در جیبش ولی با انگشتانش شروع به نواختن کرد ! پس او تا ننوازد نمیتواند تمرکز ذهنی داشته باشد این بار که توانستم او را درک کنم خودم از کتابخانه بیرون رفتم ! و قضیه تمام شد . این مثال کوچکی بود اما در بیشترین منازعات قضیه چیزی جز این نیست که اگر آدم بتواند از دریچه نگاه او به دنیای بیرون بنگرد اساسا درگیری منتفی خواهد بود … دوست شما

  4. sobhan می‌گه:
    text for dislike(17) text for like(259)

    سلام…وسط دعوا که شیرنی خیرات نمیکنن که ما هم بخوایم بشینیم و به اینا بفکریم….تازشم وسط دعوا مگه میشه گفت که آقا بایستید من میخوام چمد تا سوال از خودمو و شما بپرسمممممم؟

  5. kavir می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(27)

    سلام ممنون از مقالتون ولی همسر من همیشه وعمدا به من بی احترامی میکنه یکی بگه من باید چیکار کنم این راهها به کار من نمیاد .

  6. سولماز می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(28)

    سلام
    به نظر من ما خودمون زمینه رو برای بی احترامی دیگران فراهم میکنیم
    بعضی وقتا لازمه که یه مقداری محتاط تر باشیم و به دیگران اجازه ندیم از خط قرمزای ما فراتر بیان چون که آدما شخصیتاشون متفاوته
    بعضی وقتام دیگه از کنترل ما خارجه چون شرایطی پیش میاد که درگیری هایی هم به دنبال داره
    باید سعی کنیم از این شرایط و محیط ها دوری کنیم و اگر هم عصبانی شدیم از بی احترامی به هم خودداری کنیم
    ممنون

  7. fariba می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(2)

    سلام دقیقا امروز از اون روزهاست که من یه همچین فکری میکنم بی احترامی ! ولی باور بفرمائید تو اون لحظه خیلی سخته که ادم بتونه خودشو کنترل کنه من خودم به روابط اجتماعی فوق العاده اگاهم و همیشه سعی میکنم حق را تشخیص بدم چون رشته خودم هم یکی از همین گرایشها بوده و کلا تمام راه کارها رو که شما گفتیددیشب خودم انجام دادم تا این که الان مقاله تون رو دیدم

  8. نسترن می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(6)

    سلام
    همسر من هم به من بی احترامی میکنه و با حرفاش واقعا دلمو میشکنه .وقتی میبینه ناراحت شدم میگه شوخی کردم. درصورتی که من همیشه احترامشو نگه میدارم .اون جنس زن رو مسخره میکنه وبه من میگه من ولی نعمت توهستم .در صورتی که من حقوق بگیرم و درامدم از اون خیلی بیشتره وبیشتر هزینه ها رو هم من پرداخت میکنم. ولی همیشه دلسردم میکنه.

  9. زینب می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(3)

    سلام نسترن جان منم مثل تو دلم شکسته ولی خستم اینا شوخی نیست آزار دادن ما واسشون آرامش بخش . من خیلی وقته دلسرد شدم با این که عاشق همسرم بودم قبل ازدواج.ایراد نداشتن یک چیز در این مرداست بلد نیستن با زن چه طور رفتار کنن ولی ادعاشون میشه

  10. سعید می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    من سه ساله که از دواج کردم سعی کردم همیشه احترام همسرم را داشته باشم اما متاسفانه هر چی بیشتر احترام میذارم کمتر احترام میبینم چندین بار به شدت آبروی منو پیش فامیلم برده و منو خورد کرده ومن نمیدونم چطور میتونم این وضعیت را درست کنم اگر میتونید راهنمایی کنید.

  11. مریم می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(2)

    سلام همسر من مرتب به دنبال بهانه ای است برای غر زدن و منفی باف است و در جمع با همه شوخی می کنه ولی اگر کسی با اون شوخی کنه زود ناراحت میشه و قضیه رو جدی می کنه که این باعث خجالت من میشه وفتی هم می خوام باهاش صحبت کنم و اشتباهاتشو بگم با دادو بیداد اعتراض می کنه ، به من هیچ توجهی نداره و بیشتر وقتشو در منزل تلوزیون تماشا می کنه من هم یک خانم کارمند هستم و بیشتر هزینه های زندگی هم به دوش خودم است و در آخر هر بحث و جدالی بی حرمتی می کنه و تهمت های ناروا میزنه که خودش هم میدونه واقعیت نداره آیا با وجود این رفتارها باز هم میشه زندگی رو ادامه داد مگه آدم چند بار به دنیا میاد آیا ما باید بیشتر وقتمون رو برای تربیت شوهرمون بزاریم یا برای رفاه بچه هامون من به کسانی که قصد ازدوارج دارند توصیه می کنم که تنها چیزی که باعث دوام زندگی میشه حفظ احترام – اخلاق خوب ، خانواده با اصالت ، گذشت و محبت کردن و عبور نکردن از خط قرمز های زندگی ،چون اگر بین زن و شوهر عشق واقعی باشه همه مشکلات زندگی رو با عشق ورزیدن به یکدیگر از سر راه بر می دارند، بی احترامی و بی حرمتی و بددهنی سم است برای عشق….

  12. حامد می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(3)

    به نظر من بی احترامی افراد نشونه کم عقلیشونه ، اخه ادم فهمیده و با شعور حتی دلش نمیاد به حیوانات بی احترامی کنه چه به برسه به انسان .

دیدگاه خود را بنویسید:

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *