- مردمان - http://www.mardoman.net -

برای رضای خداوند نیکی کنیم نه برای امتیاز

[1]

روز قبل اتومبیلم را در محلی پارک کردم، بعد از مشخص نمودن زمان توقفم نزد نگهبان آن محل و پرداخت بهای پارک اتومبیل به وی محل را ترک کردم . ساعتی بعد متوجه شدم که سوئیچ اتومبیل را گم کرده ام بنابراین فورا خودم را به کنار اتومبیل رساندم و شروع به جستجوی داخل آن کردم اما از کلید خبری نبود. لحظه‌ای به نگهبان محل که مشغول تماشای من بود خیره شدم تا اگر کلید من را یافته است اشاره ای به من بکند اما او در کمال خونسردی به ادامه کارش پرداخت و من یقین بردم که از این موضوع بی اطلاع است. حدس زدم که شاید کلید را داخل صندوق عقب خودرو جا گذاشته باشم به همین دلیل تصمیم گرفتم با شکاندن یکی از شیشه های اتومبیل  به داخل آن دست یابم و درب صندوق عقب را باز نمایم. حتی چندین ضربه به قصد شکاندن به شیشه خودرو وارد نمودم که موفق به شکاندن آن نشدم و تصمیم گرفتم از راه دیگری استفاده نمایم. حدود ۱۵ دقیقه بود که مشغول باز نمودن درب خودرو بودم و افراد دیگری هم در این کار با من همراه شده بودند که یک مرتبه آقای نگهبان با لبخند قابل توجهی به ما نزدیک شد و پرسید:” کلید گم کرده اید؟” سپس خطاب به من گفت که از همان ابتدا متوجه شد که من کلید خودرو ام را روی درب آن جا گذاشتم،او آن را برداشت و تصمیم گرفت که با تعلل در پس دادن آن مژدگانی بیشتری از من دریافت کند. سپس اظهار داشت که می توانسته خودروی من را بدون هیچ مشکلی به سرقت ببرد اما به خاطر ثوابش و محض رضای خدا این کار را نکرده است.

       

بعد از این ماجرا مبلغی را که نگهبان به عنوان مژدگانی طلب کرد با کمال رضایت پرداخت کردم زیرا از جهتی وظیفه داشتم از کار نیک مرد نگهبان قدردانی و سپاسگذاری نمایم تا ضمن تشکر او را تشویق هم کرده باشم و از جهت دیگر، واقعا پرداخت آن مبلغ ناچیز خیلی بهتر از مفقود شدن اتومبیلم و مشکلات بعدی آن بود.

[1]

اما گفته نگهبان ذهن من را کاملا مشغول کرده بود، او گفت که برای رضای خدا و پاداش معنوی آن از سرقت خودروی من خودداری کرده و به دریافت پاداش جزیی از من قانع شده است. اما اگر او واقعا برای رضای خدا این کار را انجام داد پس چرا از من طلب پاداش کرد و حتی با معطل نمودن من سعی بر افزایش مبلغ پاداش داشت؟ از خود پرسیدم آیا این عمل او پاداش معنوی هم خواهد داشت؟ یعنی می شود هم طلب پاداش نقدی کرد و هم در انتظار پاداش معنوی بود، تنها به دلیل اینکه فرصت گناه و خطا برایش مقدور بوده و از آن استفاده نکرده است؟!

از خود پرسیدم که اگر به جای آن نگهبان بودم در این لحظه چه می کردم. بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم که من مسلمانم و اعتقادم بر این است که باید به اطرافیانم نیکی کنم و از هر کمکی دریغ ننمایم. از مشکلات دیگران کیسه ندوزم و از هر رایی برای کسب درآمد استفاده نکنم. شغل و کار من مشخص است و بابت آن پایان هر ماه حقوق می گیرم. پس به نظر من درست نیست بابت کار راحتی که از دستم برآمده و به دیگران کمک کرده ام انتظار پاداش و اجرت داشته باشم. حتی اگر هم درآمد مکفی نداشته باشم درست نیست که به هر بهانه ای از دیگران طلب اجرت کنم و از فرصت پیش آمده سوء استفاده کنم.علاوه بر این لازم است انسان برای رشد معنوی و روحانی خود برخی از خدماتش را که انجامش ضرری به وی نمی رساند واقعا برای رضای خدا(بدون انتظار پاداش حتی از سوی خداوند) و رضای او انجام دهد. زیرا داشتن انتظار پاداش یک نوع معامله است نه محبت و مردانگی. برخلاف تصور برخی از افراد انجام خدماتی که مشکلات دیگران را حل می کند اگر بدون انتظار اجرت و پاداش باشد از برکت بیشتری برخوردار است و رضایت بیشتر خداوند و کاینات در این لحظه موجب می شود تا خیر و برکت بیشتری وارد زندگی ما شود و ارزش آن به مراتب بیشتر از دریافت مبلغی جزیی می باشد. زیرا خداوند بخشنده تر و سخاوت مند تر از بنده هایش است و اگر بگذاریم پاداش کار خوبمان را خود او با نظر خودش به ما بدهد، قطعا بیش از آن‌چه خود انتظار داشته ایم نصیبمان می شود.

ما باید یادمان باشد که خداوند همانند پدری مهربان و دلسوز است که اگر به فرزاندش که همانا آفریده هایش می باشند نیکی شود از مسبب آن چندین برابر تقدیر و تشکر خواهد کرد و او را بی نیاز خواهد نمود.

امیر دشتکیان

[email protected]

[1]