یکبار و برای همیشه از شر نگرانی هایتان خلاص شوید

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (2 امتیاز, میانگین: 3٫00 از 5)
Loading...

مطالب مرتبط

17 دیدگاه

  1. نانیا says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    مرسی مورد جعبه واقعا کمک کننده است.

  2. محبوب says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    من دیگه تحمل مشکلات زندگیمو ندارم از وقتی یادم میاد هر سال با مشکلات جدیدی روبه رو بودم واسه همینه که دیگه صبرم کم شده و تحمل کردن سخت

  3. خشایار says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    نانیا کارت درسه

  4. مینا.. says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    مطلب جالبی بود .نگرانیایه من بیشتر درمورده درسمه امیدوارم این مطالب کمکم کنه

  5. زهرا says:
    text for dislike(0) text for like(2)

    من مشکل اصلیم با مادر شوهرمه باما زندگی میکنه ازوقتی رفتم خونشون همش خونه میمونه یه لحظه م مارو تنها نمیذاره به همه چیزمونم گیر میده باهیچ کسم رابطه نداره نه خواهراش نه مادرش یعنی کسی تحمل تیکه هاشو نداره ۵۷ سال سنشه ولی بیشتر از یه دختر جوون به خودش میرسه همش دعا میکنم ازدواج کنه دست از سر من برداره باور کنید حرفاش انقدر اذیتم میکنه که بهش حساسیت گرفتم خونه از چشمم افتاده بهم بی احترامی میکنه خیلی زیاد کوچیکم میکنه منم بخاطر شوهرم هیچی نمیگم همش توخودم میریزم انقدر ناراحت میشم که تو خوابم راحتم نمیزاره و خوابشو میبینم که دارم تلافی کارایی که میکنه سرش درمیارم استرس و ترس عجیبی میگیرم وقتی می بینمش وقتی ناراحت میشم فقط سکوت میکنم اونم بیشتر به شوهرم محبت میکنه تا منو اذیت کنه شوهرم خودش میگه تا قبل اینکه توبیای هیچ وقت خونه نبود هفته ای یه بار میدیمش فکر نکنم هیچ وقتم ازمون جدا بشه تاجهنم و قبر باهامه بدبختی منم ۵ماهه ازدواج کردم و زود حامله شدم حالا اینم به بدبختیام اضافه شده استرس و اضطراب و یه بچه تو این شرایط واقعا هنگ کردم برام دعاکنید توروخدا همش آرزوی مرگ میکنم

  6. فائزه says:
    text for dislike(1) text for like(0)

    منم مثل شما زهرا خانم، مشکل مادر شوهر دارم.
    دائم اضطراب حضورشو دارم، خسته شدنشدم از زندگیم.حتا از شوهرم.
    دانشجو ارشد هسمو فقط دانشگاه بودنم بم ارامش میده.انگار تنها پناهگاهی که حضورشو حس نمیکنم همونجاس.ولی متاسفانه اونجا هم مدام به بد بختیام فکر میکنم و نمیتونم از این فکرا خلاص شم.
    گاهی وقتا با خدای خودمم قهر میکنم.ولی بعد که دوباره بی کس میشم میرم پیشش.
    چیزی که بیشتر از همه چیز ازارم میده اینه که من نه این دنیام قشنگه نه اون دنیام.
    این دنیام بخاطره حضوره مادرشوهرم و اون دنیا به خاطره مدام اه و اوه کردن و ناله ها و ناامیدی ها و سردی رفتارم با شوهرم و روزی صد تا دروغ گفتن به شوهرم که همش مربوط به مادر شوهرم میشه.

  7. ابولفضل واحد says:
    text for dislike(1) text for like(1)

    امام صادق عليه السلام :اگر مومن می دانست که پاداش مصائب و گرفتاری هایش چه اندازه است ، آرزو میکرد با قیچی تکه تکه شود.
    اصول کافی(ط-الاسلامیه) ، ج۲ ،ص۲۵۵(باب شدة ابلاء المومن حدیث۱۵)

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *