حسادت به درآمد دیگران خوشبختی را از بین می برد

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (بدون امتیاز)
Loading...

مطالب مرتبط

3 دیدگاه

  1. الهه says:
    text for dislike(0) text for like(2)

    ممنون از مقاله تون.به نظر من بیشترین فساد از طریق چشم صورت میگیره.اگر آدمها یاد میگرفتن که وقتی خونه کسی میرن چشماشونو ببندن و انقدر تیز به زندگی مردم نگاه نکنن شاید چشم و هم چشمی ها کمتر میشد و اینطوری مردم به جای زندگی دیگران بیشتر حواسشون به زندگی خودشون و رفع معایب خودشون بود.

  2. دوست شما says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    آیا حس برتری جویی بد است یا خوب ؟
    در روانکاوی افراد نکته در اینست که ریشه و انگیزه های اصلی رفتار ها جستتجو شود نه نمود های ظاهری آن . در مقاله فوق اما به یکی از نمود های رفتاری انسان به عنوان یک رفتار شخصیتی نگاه شده . اینکه ما به ثروت دیگران نگاه میکنیم و اگر بیشتر از ثروت ما بود احساس حقارت و ناآرامی میکنیم این اساسا ریشه ای نگاه کردن به قضیه نیست بلکه اساسا مشکل در احساس برتری داشتن نسبت به همنوع و بخصوص اطرافیان خود هست . شما در یک کلاس درس هم خواهید دید که افراذ مایل نیستند از دیگران کمتر نمره و امتیاز بیاورند . و در مدارج هنری و … هم همیشه همین است . یک نکته جالب در مقابله با مقاله فوق اینست که بعضی ها هستند که حاضرند کلی پول خرج کنند و سرمایه گذاری کنند تا فقط مشهور شوند و نه ثروت مند ! پس قضیه بر سر برتری طلبی است و نوع آن بستگی به دغدغه فکری فرد بیمار دارد . البته احساس برتری و برتری طلبی چنانکه به بیماری کشیده نشود، خوب است و انگیزاننده است چراکه ایجاد انگیزه برای پیشرفت میکند و این در کلیت میتواند باعث پیشرفت جامعه شود مثل کشور هایی چون ژاپن و چین و غیره اما زمانی کار خراب میشود که این حس در کنترل یک واژه بنام حسادت قرار بگیرد این حس است که شخصیت ها و روح و روان افراد را ضایع میکند . حسادت اساسا مانع آرامش میشود . و حسادت میتواند شامل هر چیز بشود . ( گویی که جهان شمول است ! ) حسادت تا بدانجا پیش میرود که میتواند فرد را وادار کند چنانکه نتواند خود را همتراز با فرد دیگر مورد نظرش ببیند حتی او را بطور فیزیکی از میان بردارد و این نهایت زشتی این حس را میرساند و در واقع ریشه جنگ های بشری نیز در همین بوده است .

    یکی دیگر از ویژگی های حسادت حس برتری نسبت به نردیکان است و هر چه دور تر میشویم این حس کم رنگ تر میشود . یک فرد حسود از اینکه همسایه اش یا همکارش از او برتر است بشدت ناآرام میشود اما نسبت به برتری فردی در فلان شهر و کشور حساسیتی از خود نشان نمیدهد در واقع او همواره بدیگرانی که او را میشناسند حساسیت دارد و میخواهد آنها را در مقابل خود تحقیر شده ببیند .
    اما اینکه چرا چنین حالت هایی در افراد بشکل بیمار گونه بوجود میاید این بیش از همه به محیط رشد و تعاملات روزمره فرد با دیگران برمیگردد . هر چه فرد در طی زندگی خود بیشتر محرومیت کشیده و بابت آن تحقیر شده باشد بیشتر حس حسادت ( که نوعی ناتوانی و نیازمندی روحی اوست در برابر سرکوب های روزمره که از توانایی و بی نیازی دیگران بر او اعمال میشود . ) در او ریشه میگیرد .
    ما اوج این نمود را در صاحبان قدرت بوضوح میبینیم کسانی که بر مسند قدرت مینشینند هر چه از طبقه محروم و فقیر تر جامعه بیرون آمده باشند این حس ریاده طلبی در آن ها قوی تر است .یک مثال دور میزنیم : وقتی رضا خان را میخواستند تبعید کنند جمله ای بیاد ماندنی گفت . گفت زمانی که به مسند پادشاهی نبودم هیچ نداشتم ولی اکنون یک ملیادر تومان مجموع اموال و دارایی من است ( یک ملیارد ۶۰ سال گذشته ! ) و بعد اضافه کرد قصدم اینست که بگویم انسان قادر است که با تلاش ( ! ) خود را از هیچ به همه چیز برساند !! ( البته با مصادره امول ناب و زمین های درجه یک دیگران و بزور سرنیزه ) . و این داستان صاحب منصبان همیشه ادامه داشته است .
    اما در مقابل وازه شیطانی حسادت یک واژه دوست داشتنی دیگری هم هست و آن غبطه خوردن است غبطه خوردن انگیزاننده است شما در عین اینکه میتوانید در کمال سلامتی روح و روان به پیشرفت و امکانات دیگران نگاه کنید و در عین حال خود را سعی کنید به او برسانید و نیز از او پیشی بگیرید . اما تفاوت این دو حس را چطور میتوانید در خود حس کنید ؟ یک راهکار خوب به شما میدهم و آن اینکه اگر وقتی میبینید که کسی میخواهد خودش را به شما برساند چنانکه آگاه و ناخوداگاه موانعی بر سر راهش ایجاد کردید و سنگ اندازی کردید پس بدانید حسی که درون شما و بر شما غالب است حسادت است و برتری طلبی شیطانی و اگر دست او را گرفتید و حتی از خودتان نیز مایه گذاشتید تا به شما رسیده و حتی پیشتر هم برود پس حس غالب در وجود شما غبطه خوردن بوده که تا کنون شما را تشویق به مقایسه پیشروی میکرده .
    دوست شما
    ۸۸٫۴٫۲۹

  3. ساوالان says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    با سلام به نظر من دو مورد حسادت در جامعه ما ریشه دوانده که عبارت است از:
    ۱-حسد بر ثروت
    کسى که در محیط مالى و زراعتى و تجارتى باشد و به طور کلى کسى که فکرش پست باشد و پیوسته در امور مالى دور بزند، بر ثروت حسد مى‏برد و بدخواه کسى مى‏شود که ثروتى دارد و آرزومند است که ثروت از دستش برود. براى رسیدن بدین آرزو، از هیچ اقدامى فروگذار نمى‏کند بلکه مى‏کوشد که مال او را از میان ببرد.
    در معاملات او را مغبون مى‏کند و به اصطلاح کلاه سرش مى‏گذارد، وى را به قماربازى ترغیب مى‏کند، یا وسایلى برمى‏انگیزد که اموال او ضبط شود، یا اگر خودش قلدر باشد، ثروت او را غصب مى‏کند، ویا به مجالس عیش و نوش و باغ وبستانش مى‏خواند، یا او را در فکر انتخاب و نمایندگى مجلس شورا مى‏اندازد. یا چنان‏چه روش مالکین زورگو و ستم‏کار است، دستور مى‏دهد آب اندازند و قنات آن بى‏گناه را خراب کنند و یا محصول او را غارت کرده، به یغما ببرند، یا نقشه دیگرى مى‏کشد و او را به نام آن که دنیاى دیگرى را ببیند، در فکر سفر به دنیاى غرب مى‏اندازد ویا به اقسام دیگر از بین بردن ثروت، متشبث مى‏شود که در این جهت همگى با هم شریک ومانند پول به دریا ریختن مى‏باشد.
    دیگر از کارهایى که این گونه حسود انجام مى‏دهد، این است که مى‏گوید: ثروت ثروتمندان نامشروع است و همه از دزدى وکلاه‏بردارى به دست آمده‏است؛ من نمى‏گویم که ثروت آنان همگى از راه حلال به دست آمده است؛ بلکه شاید بسیارى از ثروتمندان از طریق نامشروع ثروت پیدا کرده‏اند؛ ولى باید گفت حمله عمومى به ثروتمندان از حسد سرچشمه مى‏گیرد
    ۲- حسد بر قدرت
    کسانى که داراى نفوذ وقدرتى هستند، نمى‏گذارند که در منطقه قدرت و نفوذشان، دیگرى صاحب قدرت باشد و نفوذى مانند نفوذ آن‏ها یا کم‏تر از آن در آن منطقه پیدا شود. به هر وسیله‏اى که بتوانند، سعى مى‏کنند که رقیب را نابود کرده، قدرتش را از بین ببرند؛ یا اگر تشخیص دادند که کسى کم‏کم دارد قدرتى به دست مى‏آورد وشاید در آینده قدرتمندى متنفذ گردد، او را مى‏کوبند، و نوزاد را در حالتى که هنوز جنین است، خفه مى‏کنند.
    اینان براى حفظ قدرت خویش به هر دست‏آویزى متشبّث مى‏شوند: در میان مردم ایجاد اختلاف و دو دستگى مى‏کنند؛ سران را به جان یک دیگر مى‏اندازند؛ مانع از رشد عقلى وعلمى جامعه مى‏شوند؛ از عمران و آبادى جلوگیرى مى‏کنند؛ از ارتباط مردم با قدرت‏هاى دیگر جلوگیرى مى‏کنند؛ حتى به جنایات دست مى‏زنند، تا قدرت خود را نگاه دارند.
    اینان از هیچ‏گونه عمل ناپسندى براى حفظ قدرت رو گردان نیستند؛ سخن‏چینى را بزرگ‏ترین حربه خود مى‏دانند و آن را از فعالیت‏هاى پشت پرده مى‏شمارند و از شاهکارهاى سیاسى خود مى‏پندارند، غافل از آن که چنین روشى به پست‏ترین و نالایق‏ترین مردم اختصاص دارد.
    پست‏ترین این دسته از حسودان، کسانى هستند که خود قدرتى ندارند و داراى نفوذى نیستند؛ ولى بر دارندگان قدرت و صاحبان نفوذ، رشک مى‏برند و بعضى از آنان چنین مى‏پندارند که اگر آن دارنده قدرت نباشد، نفوذ از آنِ آن‏ها خواهد بود؛ لذا با او ستیز ودشمنى مى‏کنند، وآن را به صورت‏هاى مختلف -گاه زیر پرده، گاه آشکارا- انجام مى‏دهند.
    موفق باشید. ساوالان

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *