داستان خواندنی از یک واقعیت مهم زندگی

ارسال به دوستان
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (3 امتیاز, میانگین: 3٫00 از 5)
Loading...

مطالب مرتبط

46 دیدگاه

  1. ریحانه می‌گه:
    text for dislike(10) text for like(37)

    کاملا موافقم و خیلی هم آموزنده بود.
    ولی داستان خیلی غیر واقعی بود در حد یک افسانه!!

  2. ali می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(27)

    همیشه داشته هایمان آرزوی دیگران هست

  3. Alireza می‌گه:
    text for dislike(13) text for like(26)

    از اینجور داستان های کلیشه ای و افسانه وار بدم میاد
    همین چیزا ما ایرانی ها رو از زندگی واقعی اجتماعی دور کرده و همش در دنیاهای تخیلی زندگی می کنیم
    کل زندگیمون شده داستان ها و جملات کوتاه

    • امین به علی رضا می‌گه:
      text for dislike(2) text for like(0)

      داستان تا داستان داریم
      بعضی داستانا باوجودی که در ظاهر دروغه اما حاوی یه پیامه مثلا قضاوت عجولانه نکردن

  4. الی می‌گه:
    text for dislike(10) text for like(12)

    از داستانش خوشم نیومد اما واقعیت اینه که ما انسانها همیشه از چیزایی که داریم ناراضی هستیم.

  5. m.k می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(8)

    داستان زیباست ولی قدیمی است .جملات زیر داستان خوبند وانسانها را یاد خالق خود وداشته هایشان میاندازند و به نظر من اگه میخواهیم از زندگیمان لذت ببریم باید به چیزهایی که داریم قانع باشیم و برای بدست آوردن چیزهایی که نداریم باید تلاش مضاعف کنیم زندگی واقعا یک نعمت است که اوج این نعمت نیروی جوانی و احساس دوست داشتن است که امید وارم که این نعمت شامل حال همه قرار بگیره .

  6. صابر می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(21)

    داستانش هرچی که بود تأثیر گذار بود و چیزی رو که باید میرسوند رسوند . حالا چه واقعی چه افسانه ای فرقی میکنه مگه ؟!؟

  7. شراره می‌گه:
    text for dislike(19) text for like(4)

    علیرضا الی m.k صابر شماها احضار شدین! مگه نگفتم پیغام نزارین؟ رفتین تو لیست سیاه.دیگه کسی نظر نده لطفا.گوش کن بچه

  8. هلما می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(7)

    هرچندداستان قدیمی بودوهمه شنیده بودن.ولی دختره نمادآدمی بودکه چشم دلش کوربودحقیقتاکه مثل ادمهای بی چشم ورورفتارکردوپسراین قصه نمادانسانی باعشق ناب .بقیه مقاله هم تلنگرهای خوبی بودواسه چیزهایی که داریم وقدرشونونمیدونیم.

  9. بیتا می‌گه:
    text for dislike(6) text for like(4)

    ما ادمای این زمانه نون به نرخ روز میخوریم خیلی بی چشم ورو رفتار میکنیم مثل گربه ها

  10. یک پسر ایرانى می‌گه:
    text for dislike(13) text for like(14)

    این داستان درسته قدیمى بود و همه شنیده بودن اما یک منظور و مقصود داشت که فقط میخواست ذات اصلى دخترها رو نشون بده که با این داستان خوب بیان کرد. (البته بعضى از دخترها) اغلب خانمها اگه تو ناز و نعمت باشن و سطح رفاهشون بالا باشه به همون نسبت توقعشون بالاست و بازم دنبال زندگى یکى دیگه هستند که بقیه چى دارن که اون نداره و بدبخت مردى که تو این جامعه کثیف جون بکنه و زحمت بکشه به خاطر خانم و خانم تو فکر و ذهنش حسرت مرد و زندگى همسایه و فامیل رو بخوره که چرا شوهرم خوشتیپ نیست چرا شوهرم پیشم نیست چرا شوهرم پولدار نیست. خوشبحال فلانى که شوهرش خوشتیپ و پولدارو همیشه کنارشه و بجاى سگ دو زدن براى یه لقمه نون نازش میده. و اینها همه در فکر و خیال زن میگذره و مرد ساده و بى خبر از درون زن چشمها و جانش رو تقدیم میکنه که حداقل خانمش دلش به زندگى خوش باشه و به فکر شوهرش باشه اما زن به فکر یه مرد دیگس و در خاطر و ذهنش با اونه.

  11. خانمی می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(3)

    همیشه آدم وقتی براچیزی تلاش میکنه اون چیز با چند درجه کمتر نصیبش میشه برای این مهم باید ۱۱۰ درصد تلاش کرد

  12. سپیده می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(8)

    سلام، من با هلما کاملا موافقم، دید و نگاهمان باید درست باشد به زندگی و شرایط آن و …. اول و آخرش این است باید گذشت کرد، از جان و از روح مایه گذاشت برای زندگی.
    در مورد داستان: بهتر بود پسر یک چشمشو می بخشید. این ۱۰۰% عاقلانه تر بود نه؟!

  13. samane می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(2)

    like

  14. رایان می‌گه:
    text for dislike(10) text for like(4)

    تا کی این مزخرفات رو به اسم قصه های واقعی میخاین به خورد مردم بدین؟
    حتی اگر این خیالبافی درست بوده باشه از نظر من دختره کار درستی کرده. یه عمر کور بوده حالا باید یه عمر هم یه کور رو پرستاری کنه؟
    بابا بیخیال سر جدت یکم واقع بینانه برخورد کنین.

  15. leila می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(8)

    پسرا چه تخته گاز هم رفتن… البته مثل کامنتهای مقالات دیگه همین سایت. تو واقعیت کدوم پسری چشماشو اونم به دوست دخترش میبخشه؟؟؟ چه دوست دارین از این افسانه بشنویدو دور بردارید. اما با پیام اصلی مقاله موافقم.

  16. dido می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(2)

    واقعا همین طوره که میگید این داستانم فقط میخواست همین موضوع رو بگه که با تغییر شرایط انسانها بیشتر اونا گذشته ی خودشونو فراموش میکنن
    هر چند داستان خیلی مسخره بود

  17. mi می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(4)

    اگه دقت کنید داستان ثلث مقاله بود اما همه توجه ها به اون جلب شد!!!!!
    به جای ایراد گرفتن از هم ببینید اینجا چی نوشتههههه!!!!!

  18. مرتضی-فرزاد می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(2)

    اینکه انسان همیشه به چیز هایی که نداره فکر میکنه نه چیز هایی که داره.

  19. شیما می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(2)

    لطفاسطحی نگرنباشید درسته که داستانش علمی تخیلی بود اما نکاتی که یادمون می ده آموزنده وتاثیرگذاره .من این قضیه روتجربه کردم .درست از زمانی که ناکامی های زندگیمو پذیرفتم وسعی کردم حلشون کنم شروع کردم به زندگی کردن وگرنه قبلش با حسرت خوردن به موقعیت هایی که دراثر بی تجربگی وسن کم از دست داده بودم مدام به خودم وزندگیم لعنت می فرستادم اما از عید امسال سعی کردم قوی باشم وجای گریه وحسرت وحسادت فقط با مشکلاتم بجنگم.

  20. mamali می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(2)

    چه قدر این موضوع شبیه به اهنگ جدید دی جی الی گیتر بود !!!!
    Aligator FT Daniel Kandi The Perfect Match HD

  21. سمیرا می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(3)

    یکی داست به ماه اشاره میکرد به دوستش گفت اونجا رو نگاه کن.غافل از اینکهه دوستش داشت نوک انگشت دوستشو نگاه میکرد.
    بابا از نوشته ها استفاده کنید چرا سرسع جبهه دختر پسری میگیردی. همتون خوبید به خدا هم پسرا هم دخترا.
    خلایق را هرچه لایق

  22. ehne2000 می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(3)

    داستان جالبی بود .اگر دوستان اینقدر به فکر خانوم و اقا نبودند و به خود مطلب توجه میکردند بد نبود ؟! همه ادمها با تغییر شرایط رفتارشون عوض می شود مثلا هر کس خودش را با ۱۰ سال قبلش مقایسه کند می بیند عوض شده که بعضی از ان خصلتها خوب و بعضی ها بد شده است

  23. هانی می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(3)

    من اصلا به دختر پسره اهمییت نمیدم مهم اینه که کل مطلب جالبو تفکر برانگیزه.راستی پسر ایرانی چون تو توعشقت شکست خوردیدلیل نمیشه همه ی دخترا یا همه ی پسرا اونجوری که تو گفتی باشن آدم خوب زیاد هست فقط باید درست انتخاب کرد واولش بایداز روی ۶۰درصدعقل۴۰درصد علاقه انتخاب کنیم که دو روز بعد پشیمون نشیم نگیم ا این اونی نیس که میخواستیم

  24. پارمین می‌گه:
    text for dislike(4) text for like(1)

    گل گفتی سارا جون
    سروته یه کرباسن دیگه
    باید هوای همو داشته باشن!!!!!

  25. هانی می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(2)

    به نظر من نه همه ی مردا مث همن نه همه ی خانما تو دوتاشون آدم خوبم هس آدم بدم هس هیچکودومم بدترو بهتر نیستن وقتی که هر دوتاشون خوبن میشه گف مکمل هم میشنو به عالی میرسن پس بهتره دیدگاهمونو عوض کنیم به جای گیر دادن به اینکه مردا همه مث همنو بدن یا برعکس خانما همه عین همنو بدن بیایم خودمونو بسازیم که ما جزء دسته ی بدش قرار نگیریم

  26. ghazal می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    salam matne zibai bod .ama aghaye pesare irani chera enghadr yetarafe b ghazi miri? namardio cheshm cheronio ghal gozashtano havas bazi male zate aghauone albate bala nesbate aghauone ba shakhsiyat,khobe manam injori begam shoma delet az jaii pore in harfaro to khalvati bezan .man khodam zakhm khordeye in havas baziyam. enghadr zanaye pako mehrabono ghanei hastan k sareshon be zendegio none bokhor namire shohare ghanast ,az on var on marde bi ansaf soraghe khoshgozaronio dost dokhtar bazishe

  27. سمانه می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(1)

    احساس نمیکنید تو این داستان نقش پسررو دایناسور بازی میکرده؟ عمرا اکه تو این دوره زمونه عشق واقعی وجود داشته باشه.عشق یعنی عشقتو امروز بیشتر از دیروز دوست داشته باشی و هیچوقت کم نیاری.

  28. مریم می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(3)

    کاری به داستان ندارم اما تلنگرهای قشنگی داشت تا گاهی یادمان بیفتتد کجای این کره خاکی هستیم

  29. محمد می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(6)

    به نظرمن پسره احمق بوده! نه بخاطر دادن چشماش بخاطراینکه هردوتاچشماش رو داده! اگه فقط یکم عقل داشت یکی ازچشماشو میداد هم خودش میدید و هم چون دختره گفته بود اگه فقط میتونستم ….. پس یه چشم هم براش کافی بود!!

  30. امیر می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(2)

    داستان مسخره ای بود . چرا از داستانهای واقعی مثال نمیزنید ؟ از این قبیل داستانها کم نداریما !

  31. اناهیتا می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(1)

    دوستانی که میگن داستان غیر واقعی بود مگه روزنامه های چند سال پیش یادشون نیست که یک زن عرب چشمش رو به شوهر کورش داد و مرده بعد از بینا شدن طلاقش داد توی این دنیای عجیب همه چی میتونه واقعی باشه

  32. راحیل می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(3)

    محمد خیلییییی باحالی .کلی بهت خندیدم.به جای اینکه به چیزی که این مطلب میخواسته بگه توجه کنی به چی فکر کردی
    ولی این دوستانی هم که بحث دختر و پسر و کشیدن وسط فکر کنید که نویسنده به جای اینکه میگفت دختره نابینا بوده،میگفتش که پسره نابیناس! خب.اون وقت چی میخواستید بگید؟
    بابا ول کنید این جبهه گیریهارو.به اصل مطلب توجه کنید

  33. asieh می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(3)

    از جمله های قشنگتون ممنونم خیلی موثر بود

  34. parsiya می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(0)

    la aghal bijanbe bodane baziya ba eterafe khodeshon malom shood

  35. kamran می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(2)

    با سلام و خسته نباشید خیلی خیلی جالب و تکان دهنده بود امیدوارم خداوند در مسیر زندگی چشمان واقع بین مارا همواره باز نگه دارد تا حقایق زندگی و زیباییهایی که خداوند به ما ارزانی داشته است را درک کنیم و از ایزد منان بخاطر این همه نعمتها تشکر نمائیم. با تشکر فراوان از شما

  36. کامران می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(3)

    خیلی ممنون از مطلب عالیتون

    از کسانی که این مطلب رو می خونن خواهش دارم که ذخیرش کنن و هر چند وقت یکبار مرورش کنن
    اطمینان دارم تاثیر فوق العاده ای روی زندگیشون میذاره

  37. fereshtejon می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(0)

    داستان کلیشه ای بود وربطی ب پیامای اخلاقی بعدش نداشت….ولی در کل بهتره از چیزی ک داریم و زندگیمون لذت ببریم تا اینکه حسرت نداشته هامونو بخوربم ک اگه جمعشون کنیم تمومی نداره!

  38. مریم می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    داستان آموزنده بود ،اما از زمان خلقت آدمیزاد تا الان خدا هم چنین مرررررردی ندیده

  39. ابراهیم می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    هیچ پدر مادری بد فرزندش را نمیخواهد
    شما الان جوان هستید و سرد وگرم زندگی را کاملا احساس نکرده اید
    اگر پدر و مادرتان شما را کنترل میکنند ویا گوشی برای شما نمیگیرند بخاطر مراقبت از خود شماست
    چون آنها بیشر با مسائل و مشکلات و خطرات احتمالی جامعه درگیرند.
    شاید بعضی از پدر مادان روش مناسب برخورد و تعامل با جوانان امروزیرا بلد نباشند اما مطمعنا شما را دوست دارند.
    از خدامیخوام که در تمام مراحل زندگیتون موفق شوید. (اما برای موفقیت باید تلاش کرد)
    درضمن بعد از اینکه صاحب زندگی و فرزند شدید حتما دیدگاهتون نسبت به پدر مادراتون فرق خواهد کرد و شاید هم حق را به آنها خواهید داد.
    زندگی یک نعمت است.

    امروز هرگاه خواستید کلمه ای ناخوشایند به زبان آورید، به کسانی فکر کنید که قادر به تکلم نیستند.

    قبل از اینکه بخواهید از مزه غذایتان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که اصلاً چیزی برای خوردن ندارد.

    قبل از اینکه از همسرتان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که برای داشتن یک همدم به درگاه خدا زاری می کند.

    امروز پیش از آنکه از زندگیتان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که خیلی زود هنگام به بهشت رفته است.

    قبل از آنکه از فرزندانتان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که آرزوی بچه دار شدن دارد اما عقیم است.

    قبل از آنکه شکایت کنید که چرا کسی خانه تان را تمیز نکرده یا جارو نزده، به آدمهایی فکر کنید که مجبورند شب را در خیابانها بخوابند.

    پیش از نالیدن از مسافتی که مجبورید رانندگی کنید، به کسی فکر کنید که مجبور است همان مسیر را پیاده طی کند.

    و پیش از آنکه از شغلتان خسته شوید و از آن شکایت کنید، به افراد بیکار و ناتوان و کسانی که در آرزوی داشتن شغل شما هستند فکر کنید.

    اما قبل از اینکه به فکرِ گرفتن انگشت اتهام به سوی کسی یا محکوم کردن او بیفتید، بیاد بیاورید که هیچ کدام از ما بی گناه نیستیم و همه به یک خالق جواب پس می دهیم.

    و زمانی که افکار ناامید کننده در حال درهم کوبیدن شماست، لبخندی بزنید و خدا را بخاطر زنده بودنتان شکر کنید.

    زندگی یک نعمت است، از آن لذت ببرید، آنرا جشن بگیرید و ادامه اش دهید.

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *