www.mardoman.net

توجه: استفاده از کلیه مقالات و مطالب سایت مردمان در مجلات، روزنامه ها، سایتها و برنامه های تلویزیونی با ذکر منبع آزاد است.

خصوصیات افراد خیلی حساس

خصوصیات افراد خیلی حساس شبیه به افراد درونگرا است. درست مثل افراد درونگرا، این افراد هم نیاز به تنهایی دارند.

ویژگی های خاص افراد خیلی حساس آنها را از افراد با حساسیت های عادی جدا میکند.

برای مثال، اگر به راحتی از کوره در می روید، یا نسبت به درد سریع واکنش می دهید، یا سعی می کنید از فیلم ها یا برنامه های تلویزیونی خشن دوری کنید، احتمالاً بیش از حد حساس هستید. اگر خلق و خو و حال و هوای افراد دیگر روی شما تاثیر می گذارد یا سریعاً تحت تاثیر موقعیت های ناراحت کننده قرار می گیرید هم باز جزء این دسته هستید.

نمی توان گفت بیش از حد حساس بودن بد، خوب، سالم یا ناسالم است. این هم یک نوع روحیه است. و هرچقدر بیشتر درمورد افراد حساس بدانید، بهتر می توانید با این افراد و موقعیت های دور و برتان کنار بیایید.

چه یکی از نزدیکانتان این روحیه را داشته باشد یا فکر می کنید که خودتان جزء ایندسته افراد هستید، آگاهی درمورد این خصوصیت رفتاری کمک خیلی زیادی در روابط و زندگیتان به شما می کند. به این روش می توانید بهتر با این دسته افراد ارتباط برقرار کنید چون احساسشان را بهتر می فهمید.

البته این افراد را نباید با افراد درونگرا یا حتی خجالتی اشتباه بگیرید، گرچه شباهت هایی بین آنها وجود دارد. این افراد سیستم عصبی بسیار حساس تری دارند که وضعیتی فیزیولوژیکی و در عین حال روانی است. اصولاً افراد بیش از حد حساس نسبت به محرک های خارجی (صدا، تصویر یا حتی لرزش ها) حساس تر هستند. افراد درونگرا به این اندازه حساس نیستند.

اگر افراد بیش از حد حساس این ویژگی ها را دارند:

·         میتوانند اطلاعات را عمیقاً پردازش کنند.

·         می توانند خیلی عمیق روی چیزی تمرکز کنند.

·         در کارهایی که نیازمند دقت، سرعت و جزئیات است مهارت دارند.

·         شدیداً وظیفه شناس هستند.

خصوصیات ظاهری افراد بیش از حد حساس:

·         در اعمال حرکاتی مهارت دارند.

·         بیشتر تحت تاثیر کافئین هستند.

·         در ثابت ماندن مهارت دارند.

·         نیمکره راست مغزشان قوی تر است: خلاق تر هستند.

·         کندتر از محرک های شدید ریکاور می شوند.

افراد بیش از حد حساس شدیداً تحت تاثیر نور، رایحه های عجیب، صداهای ناهنجار و بلند هستند. سریع از کوره در می روند، عصبانیت هایشان خیلی کند فروکش میکند، و خستگیشان هم از روزهای پرمشغله آرامتر در می رود. این افراد به اندازه افراد عادی تاب تحمل ندارند.

آنها حتی می توانند فکر دوستان و اعضای خانواده شان را هم بخوانند. حتی می توانند شخصیت و خصوصیات افراد غریبه را هم تشخیص دهند.

 توجه: نظرات ارائه شده توسط کاربران صرفاً دیدگاه شخصی آنها بوده و سایت مردمان هیچگونه مسئولیتی در قبال این نظرات ندارد. لطفاً اگر نظری حاوی مطالب توهین آمیز و سایر موارد ناشایست است برای گزارش آن روی لینک مقابل کلیک کنید: گزارش

  • ارسال مقاله
  • چاپ
  • آرشیو مقالات مد و مسائل زندگی
  • امتیاز
  • افزودن به علاقه‌مندی‌هاعلاقه مندی


Bookmark and Share

ارسال برای دوستان


آدرس ایمیل گیرنده:
نام شما :

نظرات

sani ir ۰۶:۰۳ - ۸۸/۰۶/۱۱
1
11

be nazare man man ke matne jalebi nabood.yani ba mantegh joor dar nemiumad.

سولماز ir ۰۹:۰۵ - ۸۸/۰۶/۱۱
2
2

سلام ممنون از مقاتله البته من نتونستم تشخیص بدم حساسم یا نه؟ چون بعضی از این خصوصیاتو دارم و بعضیشونو نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا از کجا بفهمم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ممنونم

دوست شما ir ۰۱:۴۹ - ۸۸/۰۶/۱۲
19
14

عمدتا افراد ییش از حد حساس را شاید بتوان از گروه تیروئیدی فعال قرار داد ترشح بیش از حد این هورمون باعث ایجاد رفتار و روحیه های اینچنینی میشود البته این افراد طبع شعر و شاعری دارند و بسیار عاطفی تر به مسائل برخورد میکنند و همانطور که در مقاله ذکر شد دارای دید عمیق تری به همه مسائل هستند اصولا با درد و رنج بیشتر مانوس ترند تا شادی و یا بی خیالی . موسیقی ها و اشعار شاد را دوست ندارند و بر عکس موسیقی ملایم و محزون مورد علاقه شان است به سختی دوست میشوند و بسادگی جدا میشوند در دوستی با آنها باید بشدت مراقب رفتار هایمان باشیم . بسادگی فرق صداقت با تظاهر را متوجه میشوند و از شما می رنجند بسختی میتوانید به آنها دروغ بگویید ! ! دریافت و برداشت آنها از مفاهیمی مثل عشق دوستی دشمنی ... بسیار متفاوت و دارای فرمول های کاملا پیچیده است . کلا زندگی را بخود سخت میگیرند . از میان راه ها سخت ترین را انتخاب میکنند !! با تنهایی مانوس ترند و در جمع نا آرامند و بسرعت غیبشان میزند . در باره مفاهیم میتوانید ساعت ها با او بحث عای شیرین و کیفی داشته باشید اما در هجویات هرگز ! خنده های او را فراموش نکنید چرا که بشدت نایاب هستند . از نظر ظاهری بسیار لاغرتر و عصبی تر بنظر میایند برآمدگی غده تیروئیدشان را میتوانید بخوبی ببینید .شما میتوانید چندین دوست غیر حساس داشته باشید اما مشکل بتوانید فقط یک دوست خیلی حساس را برای مئتی طولانی همراه خود داشته باشید ! واقعا حفظ و نگهداری چنین فردی مشکل است و ارتباط با او نیاز به صداقت فراوان دارد ...دوست شما

پاسخ ها

عاطفه ir ۰۷:۵۹ - ۹۳/۰۸/۰۲

توضیحات شما خیلی کاملتر و دقیق تر از مقاله بود و خیلی جالب خصوصیات یه ادم حساس رو گفتید و منم همینطورم و خیلی ادم ها رو خوب می شناسم و تجزیه تحلیل می کنم و صداقت واسم مهمه.متاسفانه زندگی واسه یه ادم حساس تو کشوری مثل ایران جهنمه

سمیرا ir ۰۲:۱۷ - ۹۴/۰۱/۱۰

سلام دوست عزیز دقیقا درست گفتید من خودم تیروئیدی هستم حدوده 17 ساله که تیروئید دارم اونم اولش از نوع سمی پرکار بود که با یددرمانی درمانش کردم و الان کم کاری شدید تیروئید دارم زمانیکه تیروئید پرکار داشتم از بس که حساس بودم اگر دو نفر توی کلاس با هم درگوشی صحبت میکردند و میخندیدن حالا شاید درباره خودشون بود و اصلا به من هم ربطی نداشت من احساس میکردم درباره من دارند حرف میزنند و به من دارند میخندند بی نهایت بی نهایت نسبت به این مسائل حساس بودم بطوریکه از طرف پزشک آموزش و پرورش با پرونده پزشکی که داشتم ممنوع کلاس شدم در کل نسبت به همه چیز حساس بودم حتی یکبار به عکس های دوران بچگی خودم و خواهر دوقلوم نگاه میکردم احساس کردم توی عکس های دوران کودکی خواهر دوقلوی من بیشتر مورد توجه اعضا خانواده بود در حالیکه اینطور نبود من پیش خودم خیال پردازی میکردم و حساسیت غیرمنطقی نشون میدادم درحالیکه خودمم متوجه نبودم و تحت تاثیر بیماری بودم الانم که کم کاری تیروئید دارم به صدا بی نهایت حساسم با کوچکترین صدا از جا میپرم و تپش قلب میگیرم یک سایه کوچیک یک صدای معمولی مثل صدای مادرم منو از جا میپرونه به صدای نفس کشیدن و بینی حساسم موقع خواب از همه فاصله میگیرم طوری که صدای نفس کشیدن هم به گوشم نرسه عصبیم میکنه خیلی سریع عصبانی میشم و مثل بمب از کوره در میرم انقدر جیغ و داد و هوار راه میندازم حتی گاهی اوقات انقدر عصبی میشم که فحاشی هم میکنم برای آروم کردنه خودم تا یواش یواش خاموش بشم تقریبا میتونم بگم که تیر من به تنه تمامی اهالی محل از کسبه گرفته تا همسایه و غیره خورده دست خودم نیست فوق الغاده پرخاشگر هستم بعضی اوقات با خودم فکر میکنم که چقدر ترسو هستم که با یک صدای معمولی یا یک سایه یهووویی میترسم و عصبی میشم و شروع میکنم به داد و فریاد کردم سر کسی که باعث ترس من شده حالا غیر عمدی ، باور کنید زندگی برام خیلی خیلی سخت شده قدرت تصمیم گیریم فوق العاده پایین هستش فوق العاده قدرت تشخیص ذهن و چهره افراد از خودی گرفته تا غریبه در بیشتر مواقع عذابم میده سریع تشخیص میدم که الان طرفم داره به چی فکر میکنه یکجور ذهن خوانی هستش روی مسائل خیلی دقیق هستم کوچکترین مورد و مشکل آرامش منو میگیره و تا اون مشکل کوچیک رو حلش نکنم آروم نمیگیرم مثل یک نوع وسواس ذهنی میمونه به نظم و ترتیب خیلی اهمیت میدم همه چی باید سرجاش باشه همه کارها باید همون آنی که پیش میاد انجام بگیره و به فرصتی بعد نمیذارم بکشه تا انجام نشه من آروم نمیگیرم و به آرامش نمیرسم در کل زندگی برام خیلی سخته از آدمها بخصوص آقایون دوری میکنم خیلی سخت اعتماد میکنم با احتیاط جلو میرم در روابطم ولی در عین حال خونگرم و صمیمی هستم ولی رابطه رو اجازه نمیدم که کش یا ادامه پیدا کنه در آن واحد با مردم دوستانه و خونگرم و صمیمی برخورد میکنم ولی همون لحظه هستش و ازین که این رابطه و آشنایی ادامه پیدا کنه دوری میکنم فقط از خدا بخواییم که افرادی مثل منو کمک کنه این حالت ها دست خودمون نیست منم مثل یکی از دوستانی که گفته بود کارها ورفتارهایی میکنه که بعدش پشیمون میشه همین حس رو بیشتر اوقات دارم همیشه دعا میکنم از خدا میخوام که بهم کمک کنه بتونم خودمو کنترل کنم دل کسی رو نشکونم رفتار زننده و بدی با کسی نداشته باشم ولی نمیدونم چرا نمیشه دوستان فقط برای افرادی که یکچنین مشکلی دارند دعا کنید که خدا کمکشون کنه به آرامش برسند

memol ir ۰۷:۴۴ - ۸۸/۰۶/۱۲
6
4

سلام من دقیقا بیشتر این خصوصیاتی که گفتینو دارم اما حالا باید چه کار کنم؟ من از اینکه زود از کوره در میرم ناراحتم...حتی با این رفتارم کساییو که از صمیم قلبم دوسشون دارم میرنجونم....وواقعا دلم میخواد دیگه اینجوری نباشم....ممنون از زحماتتون

سولماز ir ۰۸:۵۵ - ۸۸/۰۶/۱۲
10
0

ممنونم مقاله های خوبتون. دقیقا در مورد من درست بود؛ چون من خودم آدم حساسی هستم و همیشه از این حساس بودن رنج می برم؛ اما راستشو بخواید فکر نمی کنم که بدون حساس بودن هم بتوانم زندگی کنم چون همونطوری که مقاله می گه این افراد می تونن ذهن افراد را به راحتی بخوانند و این، خیلی مواقع برای من عذاب آوره چون می تونم گاهی کینه و تنفرشان را یا حتی عشق و محبتشان را نسبت به خودم، تا عمق استخوانم درک کنم و خودتون احتمالا بعدش می دونید که چه اتفاقی می افته منظورم اینه که بعد از اینکه اون حس را از دیگران دریافت کردم، حالا باید باهاش کنار بیام و گاهی اوضاع خیلی بد می شه و خر بیارو باقالی بار کن. اتفاقاٌ هالیوود فیلمی را هم در این رابطه درست کرده بود به نام minority report (گزارش اقلیت) (که افرادی بودن که می تونستن تمام چیزهای اطراف را خیلی عمیق درک کنن و حتی می توستن آینده راهم پیش بینی کنن) . من به این احساس هام خیلی اعتقاد دارم هر چند گاهی مردم برای اینکه پته شون روی آب نیفته منو می پیچونن ولی بارها شده که بعد از مدتی طولانی خیلی از اون احساس ها را ناخوودآگاه بروز دادن. اتفاقا من همیشه بین اینکه آیا آدم درونگرایی هستم، یا خجالتی و یا اینکه خیلی حساسم نمی توانستم افتراق قاثل بشم ولی خوب دوست هم ندارم که اَنگ خیلی حساس بودن را روی من بذارن ولی این حس ها را نمی تونم هم رها کنم چون در درک و حفظ کردن درسهام کمکم می کنه و دیگه اینکه، می تونم بی نهایت مردم را دوست داشته باشم. البته هیچ کدوم از رفتارهای افراد از مغزم راحت پاک نمی شه و می تونم در آینده در مورد رفتارهاشون بهتر قضاوت کنم ولی خب این دیر فراموش کردن همه چیز، هم همیشه خوب نیست و دراین حالت فکر می کنم شبیه آدم های برونگرا می شم؛ و البته همین حساس بودن اگه کنترل نشه، ممکنه اون فرد ر ادر نظر مردم بی ادب جلوه بده چونکه منظور مردم را می فهمه و سریع واکنش می ده. واسه همین من فکر می کنم آدم های خیلی حساس لزوما آدم های مودبی نیستند (البته اگه نقاط انفجاری احساساتشون را کنترل نکنن). در ضمن من فکر می کنم خیلی از مردم حساسند و شاید این دلیلِ اغلب دعواهای زن و شوهرها و سایر افراد با همدیگه باشه. و به نظر من شناختن این حساس بودن مردم و درک افراد، نخستین مرحله ی خردمندی است. ممنونم مقاله های خوبتون

مرجان ir ۱۲:۰۹ - ۸۸/۰۶/۱۲
4
3

به نظر من افراد حساس در زندگی بیشتر از دیگران آسیب پذیرند , همون طور که ذکر شدحساس بودن این افراد به سیستم عصبی , وضعیت فیزیولوژیکی و همین طور به تربیت خانوادگی آنها مربوط میشه . با این حساب آدمهای حساس چه جوری می تونن خودشو رو تغییر بدن تااز شرایط زندگی اجتماعی کمتر آسیب ببینن ؟؟؟ با تشکر

دوست شما ir ۰۵:۵۴ - ۸۸/۰۶/۱۳
14
14

در مقاله خوبمان از حساس بودن یک تعریف بسیار کلی ارایه داد و این باعث بوجود آمدن شبهه در بین دوستان شد ه . دو نوع حساس بودن را میتوان ذکر کرد یکی حساس بودن از نظر عصبی ( نرو لوژیک ) و دوم حساس بودن از نظر عاطفی که به اعتقاد بنده ریشه در میزان ترشحات هورمون تیروییدی دارد که چنانکه بیش از حد متعارف فعال شود فرد از نظر عاطفی حساسیت بیشتری از خود بروز میدهد . . عصب ها ( نرو ) در مقابل محرک ها از خود ولتاژی تولید کرده و توسط یک فرکانس آنرا به مغز انتقال میدهند حال اگر این ولتاژ کمی بیشتر باشد دارای حساسیت بیشتری نسبت به محرک ها میباشند و فرد واکنش سریعتری به آنها نشان میدهد و نیز برعکس . این می تواند جنبه کلی داشته باشد و یا جنبه موردی مثلا فقط بخشی از پوست ( موضعی ) یا مثلا عصب شنوایی و یا چشائی . که مربوط به ضعیف بودن یک حس و در نتیجه قوی تر شدن حس دیگریست . فرد عصبی دارای تحمل کمتری نسبت به درد است و درد او را بیشتر میازارد البته در ابتدا همه شاید از یک میزان تحمل برخوردار باشند اما به مرور فرد عصبی دچار حساسیت بیشتر نسبت به آن درد شده و میخواهد سریعا واکنش نشان دهد تا کمتر در معرض آسیب آن قرار بگیرد به همین جهت این افراد دارای توان تحمل کمتری شده واکنش های درد آلود بروز میدهند سر هر چیز ساده شلوغ میکنند و به اصطلاح دعوا راه میاندازند و یا مظلوم نمایی میکنند همه اینها برای گریز از محل درد است نسبت به توانی که دارند .اما حساس بودن عاطفی بحثی طولانی تر و جالب تر دارد و بسیاری از موارد آان هنوز کشف نشده است ولی بطور کلی این افراد دارای روحیه حساس بوده و دارای تعمق بیشتر بوده و کمی ماورایی هستند . برامدگی غده تیروئیدی آنها کاملا مشخص است عمدتا لاغر اندام هستند نود در صد اوقات آرام و بطور کلی درون گرا هستند تنها طلب و از برخورد های اجتماعی گریزان بوده بیش از حد متعارف متکی بخود و دارای اعتماد به نفس بالا هستند ( همه فقط بخاطر اینکه نمیخواهند با اجتماع برای رفع نیاز هایشان درگیر شوند ) اگر با مسامحه بخواهیم توصیفشان کنیم نازک نارنجی بوده و انتظاراحترام و رعایت حقوقشان اصلی ترین مشکل آنها میباشد . سریع واکنش نشان نمیدهند و سعی در تجزیه تحلیل ناهنجاری پیش آمده را دارند و در اینراه وسواس بخرج میدهند ( در حالیکه افراد عصبی مثل خروس جنگی سریعا واکنش غضب آلود و حق بجانب نشان میدهند . ) و اساسا آدم های عمیق و در نتیجه کند هستند ذکر یک مثال برای درک بیشتر و تفکیک این دو گروه بد نیست : یک فرد خیلی حساس وقتی در برابر یک حادثه قرار میگیرد سعی میکند تا آنرا از تمامی جوانب بررسی کند بعد واکنش نشان دهد مثلا اگر در خیابان کسی به او تنه میزند یا پای او را لگد میکند تمامی انتظارش اینست که اگر طرف مقصر است از او عذر خواهی کند و چنانکه نکرد بسیار افسرده و غمگین میشود اما فرد عصبی صرف نظر از اینکه چه کسی مقصر است شروع به پرخاشگری میکند . چرا که اولا بسیار از نظر نرولوژیکی دچار درد شده ثانیا روحیه او برحسب عادت سریع واکنش نشان میدهد و فرصت فکر کردن به او نمیدهد ، ای بسا در خلوت متوجه میشود که خود او مسبب این حادته بوده و اگر هم دچار غم و اندوه شود بخاطر دردش بوده نه رفتار طرف . ... دوست شما

پاسخ ها

سمیرا ir ۰۲:۲۴ - ۹۴/۰۱/۱۰

سلام خیلی ممنون دوست عزیز از اطلاعات مفید و کاملتون آیا راهی به غیر از درمان دارویی اونم بطور مادام العمر هست تا این حساسیت و ناراحتی هایی که بخاطر مسئله تیروئید پیش میاد رو تا حدی کنترل کنیم اطلاعات شما در این زمینه زیاده

feri ir ۰۹:۲۶ - ۸۸/۰۶/۱۳
3
2

khobe.hadaghal fahmidam manam ta hododi ziadi hasasam.

shahin ir ۰۱:۱۸ - ۸۸/۰۶/۱۴
0
5

با سلام به همه دوستان و دست اندرکاران سایت مردمان. نظر"دوست شما" رو خوندم .واقعآ اعجاب برانگیز بود برام. نمی دونم چطور ولی تو دوست عزیز تمام ویژگی های چنین افرادی رو بطور دقیق بیان کردی.من تا اونجا که خودم می دونم و دیگران بهم می گن جزو افراد بسیار حساس هستم.وقتی نظر تورو درمورد افرادی مثل خودم می خوندم واقعآ تعجب کردم که چه زیبا تفسیر شخصیت کردی .خیلی دوست دارم باهات آشنا بشم و در این رابطه باهات گپ بزنم .خوشحال می شم بهم ایمیل بزنی. قربانت شاهین

دوست شما ir ۰۶:۱۳ - ۸۸/۰۶/۱۵
8
12

با تشکر از دوست عزیزمان آقای شاهین ، البته همانطور که از نحوه نگارش متن مشخص است مطالبی که مطرح شد بی شباهت به متون تلگرافی نیست و جملات نیمه تمام بنظر میرسند ولی ظاهرا برای شما مفید واقع شده و به همین دلیل دیدم بد نیست برای درک بیشتر نوع تفاوت در واکنش بین این دو گروه در برابر ناهنجاری ها یک توضیح کوچولوی دیگر هم بدهم . همانطور که در یکی دیگر از پاورقی ها ذکر کردم به اعتقاد بنده روح افراد مختلف بنا به شرایط خاص آن فرد ( فرهنگی اجتماعی ملیتی تاریخی جغرافیایی ...) به نوعی خاص خودش به تعادل میرسد و در حال عادی در تعادل قرار دارد و این تعادل به هنگام خواب در حداکثر میزان خود قرار دارد . اما در بیداری در معرض پذیزش انرژی های متفاوت بیرونی قرار میگیرد ( حال بنا به فرض و نیز آنچه که اخیرا باب شده انرژی مثبت یا منفی ) و این انرژی ها روح را از حال تعادل خارج میکند و اما روح نمیتواند برای مدت زیادی در حالت عدم تعادل بسر ببرد و به همین جهت سعی در تخلیه این انرژی ها میکند نکته مهم اینکه هر کدام از این انرژی ها تخلیه مخصوص بخود را دارند مثلا انرژی شادی خنده است انرژی غم و اندوه ، گریستن است انرژی عصبانیت پرخاشگری و شدت عمل فیزیکی است . و انرژی وازدگی افسردگی و الی آخر به همین جهت ما میبینیم که افراد بسیار حساس عاطفی وقتی دارای انرژی میشوند برای رسیدن به تعادل دچار اندوه و در نهایت گریستن میشوند اما افراد حساس عصبی برای دفع انرژی وارده به پرخاش گری و در نهایت عکس العمل فیزیکی میشوند ...دوست شما

الهام ir ۰۱:۰۱ - ۸۸/۰۶/۱۶
2
1

مرسی از اطلاغات بسیار خوب و دقیقتون که باعث شناخت بهتر از خودمون میشود. تفاوتهای بیان شده در این متن بطور کامل و واضح این دو نوع شخصیت را توضیح میدهند.

آسمان ir ۰۹:۳۷ - ۸۸/۰۶/۱۶
0
3

با سلام.مقاله جالب بود ولی کامل نه... توضیحات عالی دوست عزیزمون "دوست شما"مقاله روکامل کرد.اگه میشه شمادوست عزیزدرمورد کم کردن این حساس بودن هم راهنمایی کنین چون من واقعا ازاین خصوصیتم رنج میبرم ممنون

محمد ir ۱۰:۲۸ - ۸۸/۰۶/۱۷
2
0

سلام. ببخشید متن شما رو اتفاقی خوندم. من خودم یه آدم حساس هستم به قدری که تقریبا همه اطرافیانم اینو می دونن. اما اینو بگم که راحت عصبانی نمیشم. اما خیلی زود تحت تاثیر چیزی قرار می گیرم. به نظرم متن افراد حساس رو با افراد عصبی توی یک گروه قرار داده که اشتباهه. موفق باشید.

مهندس ir ۱۲:۱۱ - ۸۸/۰۶/۱۷
1
0

جالب بود

رز ir ۱۰:۳۶ - ۸۸/۰۶/۱۸
0
6

با تشکر از این مقاله خوب مردمان و توضیحات دوست عزیز "دوست شما". ممنون میشم اگه راههای کاربردی برای جلوگیری از بروز مشکلات و اختلافات در روابط خانوادگی افراد حساس رو هم بیان کنید. من خودم فکر می کنم ادم حساسی هستم ولی از اینکه انرا برای دیگران ابراز کرده که انها انگ "حساس بودن" رو بهم بزنند، احساس ناراحتی می کنم. ممنون میشم بنده رو راهنمائی کنید.

tandis ir ۰۳:۵۲ - ۸۸/۰۶/۱۸
5
6

با سلام خدمت دوستان و با تشکر از مقاله مردمان و توضیحات جالب دوست عزیز "دوست شما" دوستان من از من همیشه به عنوان یک فرد حساس یاد میکنن چون همیشه به شدت تحت تاثیر زندگی دیگران قرار می گیرم و این خیلی من رو اذیت میکنه وقتی یک نفر داستان زندگیش رو برام تعریف میکنه و از سختی هاش میگه نا خود اگاه همراه باهاش اشک میریزم و تا مدت طولانی نمی تونم از فکرش بیرون بیام و مرتب خودم رو جاش و موقعیت هایی که درش قرار گرفته تصور میکنم و این خیلی ازارم میده هیچ وقت نمی تونم نسبت به دیگران حتی ادمایی که نمیشناسمشون بی تفاوت باشم و بعضی وقتها از روند زندگی خودم جا می مونم. ممنون میشم منو راهنمایی کنید.

شادی ir ۱۰:۵۵ - ۸۸/۰۶/۱۸
2
0

خیلی خوب بود ولی کاش مطلب را بیشتر باز میکردید.

دوست شما ir ۰۶:۱۷ - ۸۸/۰۶/۲۰
11
11

دوستان عزیزم سلام ! میبخشید از اینکه دیر سر زدم . الانم اتفاقی آمدم ! و از اینکه نوشته های دوست شما مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم ! چند نکته مطرح شده که در ابتدا همونطور که دوست عزیز محمد آقا اشاره کردند مقاله نگاهی مسامحه آمیز به افراد حساس کرده بود و همین ایجاد توهم در بین دوستان شد که ناچار شدم آنها را از هم بطور دقیق جدا کنم تا رفع ابهام شود . دوم اینکه حق با سایر دوستان است از اینکه مطرح میکنند از حساس بودن و تحت این عنوان معرفی شدن ناراحت هستند چرا که اساسا در حامعه این افراد را با همان عنوان "نازک نارنجی" قلمداد میکنند و این عنوان چندان خوشایندی نیست ! اما ذکر یک نکته خوب است و آن اینکه هر صفتی اگر تا حد کنترل شدگی در اختیار شما هرار داشته باشد خوب است و به النفسه میتواند شما را از جنبه های مثبت آن بهره مند کند . ذکر این نکته و توجه به آن بد نیست : فرد غیر حساس اساسا با درد و رنج مردم بیگانه است و با مسایل زندگی بشکلی ناقص برخورد میکند . اگر درون گرا باشد به معنای خود خواهی و خود محوری درون گراست و اگر برون گرا باشد باز هم به همان معنا برون گراست البته در اینجا مجال آن یست که بیش از این به آن بپردازیم اما اگر از این روحیه تان در رنج هستید میتوانید به دو گونه با آن مقابله کنید . یکی از طریق هورمونی و دوم از طریق خود کنترلی . من روش هورمونی آنرا توصیه نمیکنم مگر در موارد حاد و وخیم . توضیح اینکه همانطور که ذکر کردم ترشح بیش از اندازه غده تیروتید است که فرد را به سمت حساس بودن سوق میدهد و شما با قرص ها و دارو های ضد تیروئیدی میتوانید میزان این ترشح را کم کنید البته این کار پزشک شماست چرا که دوز این دارو ها باید دقیقا رعایت شود و بی احتیاطی باعث بروز مشکلات جدی تری میشود . راه عاقلانه آن ه از کم شروع کردن است نه از متوسط آن میزان . اما راه دوم : راه دوم در واقع برمیگردد به خود پردازی شما ، نه تنها در این مورد بلکه در همه موارد ِخلق و خویتان ! همه چیز در حد اعتدال است که میتواند از شما یک فرد ایدال بسازد نه یک مورد یا دو مورد آن ! حال در این مورد خاص شما باید به موارد رهبردی که عرض میکنم دقت بیشتر داشته باشید. 1 = در هر موردی که احساس کردید حساسیت شما را بر انگیخت بیشتر فکر کنید و آنرا به عواطفتان واگذار نکنید همیشه میگویند عقل و احساس با هم بیگانه هستند ! و تقریبا هم شاید درست میگویند سعی کنید هرگاه در مورد مسئله ای خاس دچار حساسیت شدید و این موضوع برایتان نامطلوب بود بنابراین از ابزار عقلتان کمک بگیرید . بطور شگفت انگیزی متوجه خواهید شد که عقلتان حرف های تازه تر و جالب تری برای حل و فصل آن دارد و متعجب خواهید شد که چرا تا کنون به این فکر نیفتاده بودید . 2 = سعی کنید از بالا به مسائل نگاه کنید . همانطور که شما سوار یک چرخ وفلک میشوید و یا از کوه بالا میروید و میبینید آئمها و اشیاء از بالا چقدر کوچک میشوند و بطور ناخود آگاه در ذهنتان مسائل مربوط به آنها نیز کوچک میشوند بنابراین در ارتباط با درگیر شدن با مسائل رو در رویتان هم همین طور است هر چه سعی کنید از آنها از دور تر و بالاتر برخور و نگاه داشته باشید میتوانید از میزان حساسیتان هم نسبت به آنها کمتر ایجاد حساسیت کنید . این هم مثل نکته قبلی کمی تمرین لازم دارد و درک بهتر آن تمرین عملی آن است. 3 = سعی کنید آرام آرام هم که شده از موارد تحریک کننده تان را که در شما ایجاد حساسیت میکند دور شوید . در بسیاری موارد این امکان وجود دارد البته مورد به مورد ممکن است وضعیت خاص خودش را داشته باشد اما دور شدن از سوژه ها گاهی اوقات امکان ناپذیر است ولی شاید بتوانید راهی مناسب پیدا کنید که فاصله تان بیشتر شود . توجه داشته باشید هر چه بیشتر در بطن آن سوژه قرار داشته باشید حساسیت شما کمتر نمیشود که بیشتر هم خواهد شد. 4 = اما اگر فرضا این امکان وجود ندارد که از او دور شوید سعی کنید با ابزار های موجود خود آن مورد را تغییراتی بدهید مثلا اگر با کسی زندگی میکنید که رفتارش در شما ایجاد حساسیت میکند با گفتگو و ارتباطی منطقی او را آرام آرام ملزم به تعدیل در رفتارش کنید من به این عمل میگویم استحاله کردن سوژه حساسیت زا ! البته در موارد حاد هزینه هایی هم داشته بعنوان مثال باعث شده کسی را که شدیدا بمن علاقه مند بوده به کسی تبدیل کردم که شدیدا از من متنفر شده ! اما در این حالت است که دیگر ناراحتم نمیکند ! راه های دیگر را حتما پیدا خواهید کرد اما فقط از انگ های دیگرا ناراحت نباشید آنها که اهل حرف هستند حتی اگر شما بهترین موجود عالم باشید انگ و برچسب خودشان را بر شما خواهند زد . مگر حضرت علی نبود که شبها سر در چاه میکرد و فریاد درد آلود میکشید او دردهای همه عالم را بدوش میکشید و صداو ناله های او را فقط چاه بود که میشنید...دوست شما

سوگلی ir ۰۵:۵۹ - ۸۸/۰۶/۲۲
14
1

با سلام خدمت همه ی دوستان مواردی هستش که فکر کردم بگم بد نیست؛ یکی اینه که، همه ی حساس بودن را فقط گردن هورمونهای تیروءیدی نندازید.روزانه در بدن ما آدمها میلیونها عامل شیمیایی ، بر حسب مود ها و شرایط مختلف رفتاری و جسمی، ترشح می شوند و بسته به موقعیت و زمان کاملا با هم فرق می کنند. مثل بدن خانمها سیکل پریود 28-30 روزه دارد و در اواخر سیکل به دلیل کاهش هومرمون استروژن و پروژسترون ممکن است آنها نسبت به بسیاری از شرایط اطراف حساس تر بشن و در اصل زود رنج تر بشوند و کمی احساس افسردگی موقت بهشان دست بدهد. یا میزان بالای هورمون تستسترون در پسران جوان، که باعث افزایش ریسک پذیری و تهور در آنها می شود و باعث می شود که توی خیابانها با موتورها شون حتی تک چرخ هم بزنند و یا اینقدر عاشق سرعت باشند. به نظرم در ارتباط با هورمونها و نقش آن در مود و رفتار، فقط یک دانشمند باسواد متخصص در زمینه ی هورمون شناسی ممکنه نظرات درستی بده و من که 4 سال در رشته ی پیراپزشکی درس خوندم و اتفاقا واحدهای زیادی هم در ارتباط با بیوشیمی بدن و هورمون شناسی داشتم، الان گیج تر از وقتی هستم که هیچی نمی دونستم. ولی در کل من خودم بر اساس تجربه هام دریافتم که هر چقدر تجربه ی جدید برایم آشنا تر بوده باشد، ناشیانه تر و حساس تر با آن موقعیت برخورد کردم و به نظر من اگه کسی بتونه مطالعه شو خیلی بالا ببره و شناختشو نسبت به شخصیت های مختلف و جورواجور و نحوه ی برخورد با هر کدام از این شرایط بالا ببره، میزان حساسیتش ممکنه کمتر بشه واحتمالا منطقی تر با اون موقیعتها برخورد خواهد کرد. و به نظرم کتاب می تونه این پروسه ی پخته تر شدن و بلوغ عاطفی و فکری ما را کوتاه تر، سریع تر و آسان تر کند. جدای از همه ی این حرفها، من فکر می کنم ما آدما شرایط خارجی و رفتار اطرافیان را همیشه نمی تونیم در کنترل خود داشته باشیم و باید سعی کنیم با مردم بیشتر مدارا کنیم و در ضمن برخود ذهنی مثبتی با امور داشته باشیم؛ چون می گن که " برای متعالی شدن در روابط با دیگران، باید سخنی دلپذیر و دلی سختی پذیر داشت"

مانیا ir ۰۸:۵۳ - ۸۸/۰۶/۲۲
2
1

سلام . ممنون از مقالتون . اما یه سوال برام پیش اومد ، یه فرد حساس که سیستم عصبی فوق العاده حساسی داره و به کوچکترین محرکی پاسخ میده چطور می تونه تمرکز عمیقی داشته باشه ؟

صبا ir ۱۰:۱۸ - ۸۸/۱۱/۱۲
2
3

سلام- من خیلی حساسم و تمام این علائم رو دارم- تو رو خدا کمکم کنید کلافه ام وعصبی - از این همه حساسیت در مورد داروهای هومئویاتی توضیح بدید و بهم ایمیل بزنید تو اینترنت خوندم برای این مریضی خوبه خواهش میکنم کمک کنید.

رضا ir ۰۱:۲۸ - ۸۹/۰۶/۲۰
1
3

ممنون از مقالتون خیلی مفید و جالب بود همه ویژگی ها و خصوصیاتی که ذکر شد در من وجود داره و این حساسیت بیش از حد بعضی وقت ها خیلی آزارم میده و باعث شده که من خودمو منزوی کنم و از اجتماع و رابطه با دیگران دوری کنم

م خ ir ۰۲:۵۸ - ۸۹/۰۸/۰۳
1
0

سلام من آدم فوق العاده حساسی هستم و دقیقاً مشخصات گفته شده را دارم علاوه بر اینکه حس ششم خیلی قوی دارم و فکر اکثر آدمها را هم می خوانم ولی به شدت ناراحتم چون فشار زیادی را تحمل میکنم و هر چه تلاش می کنم کمی بی خیال باشم نمی تونم و اکثر مواقع دپرس هستم لطفا اگر راه چاره ای دارید راهنمایی کنید و به من ایمیل بزنید ممنون

حسین ir ۰۷:۴۰ - ۸۹/۰۸/۰۹
3
10

نظر سوم "عمدتا افراد ییش از حد حساس را شاید بتوان از گروه تیروئیدی فعال قرار داد ........" رو وقتی خوندم خشکم زد این دوستمون احتمالا روانشناس یا چیزیه دقیقا درست گفت.البته مال دوستان دیگرو هنوز نخوندم.... من مدتیه فهمیدم خیلی حساسم آزمایش خون دادم دیدم تیروئیدم بالاست اما نه خیلی و به شدت به آهنگ های احساسی علاقه دارم همینطور شکلات کافئین . حس ششم قوی دارم همینطور خلاق هستم به دنبال شادی.اصلا از کارها و تفریحات بی ثمر خوشم نمیاد و متاسفانه دوستان کمی داشتم که به دلیل عدم صداقت باهاشون قطع کردم از نوع طبرزین. خلاصه جونم براتون بگه که تازه فهمیدم این حساس بودن اصلا برای یه پسری مثل من با 25 سال سن خوب نیست همینطور رمانتیک بودن چون که یه مرد باید محکم هم باشه میدونین.برای همین تصمیم گرفتم برم دکتر.... زود رنجی هم معظلی برای خودش نه :)) بعضی وقت ها از خودم خندم میگیره طبع شعر قوی دارم شاید تا حالا 50 تا بشه شعرهام البته تازه شروع کردم 3 ماهه شعر میگم. مامانم بهم میگه تو زن میخوای حالیت نیست . به نظر شما راست میگه ؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ ها

seyyed ir ۰۸:۲۶ - ۹۲/۰۲/۱۹

سلام دوست عزیز..من دقیقاً مثل توام...اخیرا یک مشکل عشقی پیدا کردم که به شدت به من ضربه زد...23 سالمه. تونستی راه حل دارویی برای مشکلت پیدا کنی؟ من میگم انگار نیمکره سمت راست مغز ما بیش از اندازه فعاله!

گل ir ۱۲:۴۸ - ۸۹/۰۹/۰۹
0
0

متاسفانه من فقط نسبت به شوهرم حساسم قلبامیدونم راجع بهش اشتباه میکنم و لی از عشق زیاده هرچند که بعضی اوقات رویدادهای روزمره هم باعث تشدید قضیه می شن

سالی ir ۰۶:۱۹ - ۹۰/۰۱/۳۱
2
0

عالییییییییییییییی بسیار عالی و قشنگ

shabnamgharebaghi ir ۰۳:۴۶ - ۹۰/۰۹/۱۲
1
3

خیلی جالب بود.ممنون از دوست عزیز...من یه دوست شدیدا" حساس داشتم که متاسفانه به خاطر این موضوع،ازش فاصله گرفتم...راستش وقتی در کنارش بودم احساس آرامش نداشتمو میترسیدم که هر حرفی که میزنم منجر به بحث بشه.

مینا ir ۱۱:۳۱ - ۹۰/۱۱/۱۲
0
0

خوب بود ولی خیلی خیلی کلی گفته شده بود!

سعید ir ۰۲:۰۸ - ۹۰/۱۲/۰۴
2
0

خیلی عالی بود ممنون من تو سایت wikihow مطلبی در مورد افراد حساس خوندم که چطور میشه با این وضعیت کنار اومد و بهبود پیدا کرد، عنوانش بود : "How to deal with beign highly sensitive" ولی مطلب شما خیلی بنظر جالبتر اومد. لطفا اگر کتابی در این مورد میشناسین معرفی کنید. کتابی که در ادامه اسمش رو میارم wikihow پیشنهاد داده بود ولی مربوط به سایت amazon هستش و نمیتونم تهیش کنم The Highly Sensitive Person: How to Thrive When the World Overwhelms You" by Elaine N. Aron

Persian Friends ir ۰۱:۲۷ - ۹۰/۱۲/۱۶
1
0

حساس بودن روی رفتار خود و دیگران! در جهت شناخت خود و دیگران! برای خوبی و خود و دیگران بنظرم خوب است! حساس بودن از روی نادانی! مثل زنده به گور کردن دختران در زمان جاهلیت است! این ابرهای تیره را کنار بزنیم! افق های تازه ای پیدا می شود!

saeeded ir ۱۱:۲۵ - ۹۱/۰۷/۱۱
1
2

ممنون از دوست خوبمون "دوست شما" که اطلاعات دقیق و مفیدی در اختیار بنده و دوستان قرار دادن ... فقط خواستم تشکر کرده باشم.

ه ir ۱۱:۵۷ - ۹۱/۱۱/۲۱
10
4

آقای دوست شما ، تو جزو اون دسه از افرادی هستی که خیال می کنی یا مناسبتره بگم توهم خود عاقل بینی داری . من به طور قطع ایمان دارم تو سواد درست و حسابی هم نداری. فکر کردی جماعت از پشت کوه اومدن شروع کردی به هوچی گری، بهتره چرندیاتو برای اون احمقی توضیح بدی که تو رو باور کنه.

پاسخ ها

فرزانه ir ۱۱:۵۲ - ۹۲/۰۴/۱۰

تو واقعا مشکلت چیه؟ اگه چیز جدید تر و بهتری داری بگو لطفا.

ه ir ۱۲:۰۶ - ۹۱/۱۱/۲۱
10
1

کم چرت و چرت سر هم کنید ، من جزو حساسترین انسانها هستم ولی هیچ کدوم یک از هورمونهام بالاتر از سطح نرمال نیست بارها تست هورمون دادم ، تمام هورمونهای بدنم خیلی نرمال بود ، بیش از حد تصور تا حدی که پزشکم تعجب کرد و تنها توضیحش برای هر مشکلی که برام پیش میاد به خاطر حساس بودن ذاتیم هست. خیالتونه وقتی جواب چیزی رو که علتش مشخص نیست نمی دونید ساکت باشید خیلی سنگینترید تا اینکه جواب غلط بدید و احمق جلوه کنید

زهرا ir ۱۱:۰۵ - ۹۲/۰۱/۲۶
1
0

ممنون از مطالب جالبتون ,با تشکر ازدوست شما

سید ir ۰۸:۱۲ - ۹۲/۰۲/۱۹
1
0

کاملا صحیح است...ولی قسمت لاغر بودن با من سنخیت ندارد...این گونه افراد معمولا افراد تک بعدی هستند و معمولا تفریح خاصی ندارند.

فرزانه ir ۱۱:۳۸ - ۹۲/۰۴/۱۰
0
0

واقعا همین طوره که نوشتید. من تقریبا تمام ویژگی هایی که در مقاله گفته شده دارم.چیزهایی هم که شما نوشتید درسته واقعا. بعضی وقتا واقعا عذتب می کشم. نمی خوام اینجوری باشم.

مینا ir ۱۲:۲۸ - ۹۲/۰۴/۲۶
1
0

rahe halesh chie? man kheili daram aziat misham

ازی ir ۰۶:۳۵ - ۹۲/۱۰/۰۳
0
0

دوست شمای عزیز نمیدونید چقدر مقالتون زهنمو باز کرد من ادم حساسیم که دارم باهاش مبارزه می کنم اما متاسفانه شخصی جدیدا همکارم شده که خودش حساسه و عین یه عقده ای هی به من صفاتمو بروم میاره و داره ازیتم میکنه منم می خوام از روش استحاله سوژه حساسیت زا باهاش رفتار کنم بازم متشکرم

مهسا ir ۰۴:۲۶ - ۹۲/۱۲/۱۶
0
0

مرسی از مطالب جالبتون حداقل مدتی تو فکر رفتم وشخصیتمو برسی کردم تک تک خصوصیاتی که گفتینو دارم وقتی فکر میکنم که اینقدر ضعیفم خیلی دلم میگیره...:-(

سعید ir ۰۸:۵۵ - ۹۳/۰۲/۰۶
0
0

سلام ممنون از راهنماییتون.. من بسیار استرسی هم هستم/...متاسفانه طی این سالها عزت نفس به شدت پایینی هم دارم..به شکل عجیبی متاثر از تصویر و ظاهر و ویدیو هستم..تو تفکیک صدا هم مستعدم..به شدت از کار فنی و یدی بدم میاد..به اشتباه مهندسی مکانیک خوندم ! ..متاسفانه همه چیزم رو همه میفهمن و میدونن..در واقع مشهوده.. کاش بگید برای چه کارهایی مناسب هستیم...چه شغل هایی...l امیدوارم این عذاب به زودی تموم شه..من خیلی رو روابط عمومی و درک خودم کار میکنم..مطالعه..کلاس...اما تغییر ها خیلی کوچیکند وواسه سن وسال من خیلی کند هست..ولی باز جایه شکرش باقیه که تغییری بوده.. به خدا که از دوم راهنمایی تا حالا که 27 سالمه دارم عذاب میکشم..محیط هم عوض شه من همون آدم قبلیم...الان هم که سربازیم تموم شده میترسم برم سر کار..چون اونجا هم دیر یا زود طرد میشم... کاش یه شغلی باشه که امثال من بتونن ازش لذت ببرن و توش موفق بشن.. و آدمها ازمون دور نشن

عاطفه ir ۰۹:۱۹ - ۹۳/۰۸/۰۲
1
0

می دونید تنها دلیل حساس بودن چیه؟ اینه که ما نسبت به بقیه ادم ها مهربون تر و عاطفی تر هستیم و نمی تونیم به دیگران بد کنیم حالا از یه حرف و طعنه باشه یا داشتن فکر بد و حسادت و بدگویی و...و از دیگران هم همین انتظار رو داریم .وقتی یه شخص دیگه در حق ما این کارهارو انجام میده صد برابر یه ادم معمولی که به دیگران توجه نمی کنه و براش مهم نیست ناراحت میشیم و ضربه می خوریم چون توقع نداریم با ما این طور برخورد بشه.به نظرم تنها راه اینه که همرنگ جماعت بشیم و با هر شخصی به اندازه ظرفیتش رفتار کنیم تا ضربه نخوریم وبتونیم بدی رو تحمل کنیم

مجید ir ۱۱:۳۷ - ۹۳/۰۹/۱۱
1
0

سلام من نامزدم متوجه شدم که یک فرد احساسی هست زیاد می خواستم من راهنمای کنید که چکونه برخورد کنم با ایشون که نامزدم باشه . 2 راهی هست که این احساسی بودنش کاهش دهم با تشکر از شما

امین ir ۱۱:۰۹ - ۹۳/۰۹/۱۱
1
0

منم دقیقا همینطورم خیلی خیلی حساس البته شاید بخندین چون پسرای حساس کم پیدا میشن ولی خو من یکی از اونام و دیگه کم کم دارم با خانوادم مشکل پیدا میکنم به نظر شما باید چیکار کنم؟

امین ir ۱۱:۱۳ - ۹۳/۰۹/۱۱
2
0

منم جزو همین افرادم و دیگه نمیخوام باعث رنجش دیگران بشم باید چیکار کنم؟ اگه کسی میتونه لطفا کمکم کنه با تشکر

سارا ru ۰۷:۳۵ - ۹۳/۰۹/۱۳
2
0

خیلی مفید بود من فکر می کردم حساس بودن فقط جنبه منفی داره چون من از حساس بودن و سخت گرفتن به خودم شایدم ایده الیست بودنم در ایران خیلی ضربه خوردم اما با خوندن این متن ها و مقاله فهمیدم ویزگی های جالبی هم هست که بهش فکر نکرده بودم مثلا دارای دید عمیق تری به همه مسائل هستند یا این که اگر در خیابان کسی به او تنه میزند یا پای او را لگد میکند تمامی انتظارش اینست که اگر طرف مقصر است از او عذر خواهی کند و چنانکه نکرد بسیار افسرده و غمگین میشود اما فرد عصبی صرف نظر از اینکه چه کسی مقصر است شروع به پرخاشگری میکند خوب این خودش می تونه بگه که ما متمدن تر رفتار می کنیم شایدم این جمله اگر با مسامحه بخواهیم توصیفشان کنیم نازک نارنجی بوده و انتظاراحترام و رعایت حقوقشان اصلی ترین مشکل آنها میباشد نمی دونم انتظار زیادیه واقعا؟ یا نه ؟؟؟ ولی حداقل ایران برای افرادی مثل من جهنمه ...........

حنانه ir ۱۱:۲۱ - ۹۴/۰۱/۰۸
0
0

به نظر من حساس بودن خیلی بده....اینکخ بعضی از افراد نسلت له لقیه حساسترند درواقع یکجور ضعفه . البته یکجور آمادگی برای رشد عاطفی و هیجانی ... من خودم قبلا خیلی عاطفی و حساس بودم و همیشه افسرده و انزوا طلب بودم اما از وقتی که سعی کردم اعتماد بنفسم را بالا ببرم به شدت عصبی و پرخاشگر شده ام به طوری که تمام اطرافیانم آزرده خاطر و نگران هستن...حساس بودن بیش از حد طبیعی اصلا یک ویژگی مثبت نیست بلکه یک ضعف بزرگ هست ولی به نظر من مثل یک پله پرتاب هست تا انسان با گذر از این احساسات خیلی بد و مزاحم به مراتب بالایی برسه ...امیدوارم که همه بتونن سریعتر مراحل رشد ذهنی رو طی کنند و هرچه زودتر به یک انسان کامل تبدیل بشن

پاسخ ها

سمیرا ir ۰۲:۲۵ - ۹۴/۰۱/۱۰

اگر حساسیت بخاطر بیماری مثل مشکل تیروئید باشه این یک نوع بیماری هستش عزیز اسمش رو ضعف نمیشه گذاشت ولی حساسیت عاطفی بله یک نوع ضعف محسوب میشه

جواد us ۰۹:۱۷ - ۹۴/۰۱/۱۳
2
0

سلام دوستان. من هم خیلی حساس هستم و مطالب شما را خواندم با من مطابقت دارد. تازگی دارم مطالب روانشناسی از اینترنت سرچ میکنم برای اینکه با روحیه خودم بهتر آشنا بشم. آشنایی با افراد منطقی تر به من کمک کرده تا الگوی رفتارمو یک مقداری تغییر بدهم و هرچه تجربه بیشتری کسب میکنم بهتر رفتار میکنم و حساسیتم کمتر میشه. مطلبی خواندم که میگفت تنها خود ذهن میتواند خود را کنترل کند، در جای دیگر خواندم که نوشته بود فقط خود انسان میتواند اعتماد به نفس خود را افزایش دهد. اینها درسته ولی به نظرم سطح رفاه بالاتر و درآمد و حمایت بیشتر خیلی در کنترل ذهن موثره، این نظر منه، یک مقوله داریم تحت عنوان خریددرمانی، یعنی با خرید کردن کالاهای نو مقداری از افسردگی رو کاهش میدهیم البته اگر کسی افسردگی داشته باشه. مطلبی خواندم با این مضمون که انگیزه ی پنهان پشت همه ی کارهایی که انجام میدهیم اینه که احساس بهتری پیدا کنیم. در مورد حساس بودن یک نقل قول از نیچه میکنم: فرد والا از فهمیده شدن توسط دیگران در هراس است نه از بد فهمیده شدن چون می داند که کسانی که او را بفهمند به سرنوشت او یعنی رنج کشیدن در دنیا دچار خواهند شد. از نظر من فهم یعنی چگونگی گشودگی (حساسیت) گیرنده های حسی در مقابل اطلاعات رسیده به چشم و گوش. زندگی خیلی مشکله و موقعی که با خودمون فکر میکنیم میبینیم توی یک دنیایی هستسم که عوامل بیشماری روی ما تاثیر میگذارند از ژنتیک و ساخنتمان بدنی بگیرید تا جنسیت و آب و هوای منطقه زندگی و نوع تغذیه و شانس و تا حدود زیادی اتفاق هم باعث میشه هم شخصیت منحصر بفردی داشته باشیم هم از محیط تاثیرات مختلفی بگیریم و بر آن تاثیر بگذاریم. در کل من به این نتیجه رسیدم که هیچ نعمتی بالاتر از سلامتی نیست، بعد از آن فراموشی بهترین نعمت انسان است، افکار همیشگی نیستند یعنی فکر مخربی که الان توی سر منه چند وقت آینده دیگه اثری از اون نمانده. باید کار و فعالیت کنیم که حساس بودن آینده ی زندگی ما رو به وابستگی سوق نده ضمن اینکه کار کردن مجال افکار مخرب را از بین میبره و در انسان حالت مفید بودن ایجاد میکند.

علی ir ۰۱:۰۰ - ۹۴/۰۱/۱۵
0
0

بسم الله الرحمن الرحیم اگر خواهی نرنجی در میان رنج و ناکامی مرنجان و مرنج و هـر که رنجاند مرنجانش حاج آقا دولابی فرمودند: لُبِّ اخلاق این دو چیز است: مرنج و مرنجان آیت الله امجد فرمودند: کلید حل بسیاری از مشکلات در زندگی این است که مرنج و مرنجان از مرحوم حاج آقا مجتهدی نقل شد که میفرمودند: آقای آخوند از آقای نخودکی خواست که او را موعظه کند. آقای نخودکی گفت: مــــــــرنــــــــــج و مـــــــــرنجـــــــان آقای آخوند گفت مرنجان را فهمیدم یعنی کسی را اذیت نکنم. ولی مرنج یعنی چی؟ چطور میتوانم ناراحت نشوم؟ مثلا وقتی بفهمم کسی مرا غیبت کرده یا فحش داده چطور میتوانم نرنجم؟! آقای نخودکی گفت: علاج ، آن است که خودت را کسی ندانی. اگر خودت را کسی ندانستی دیگر نمی رنجی. اگر ما خودمان را دارای عزت و مقام خاصی در این دنیا ندانیم و خودمان را در برابر خداوند هیچ بدانیم دیگر هیچگاه از سخن دیگران ناراحت نمی شویم. تأکیدا همچنین عارف کامل مرحوم آقای حاج اسماعیل دولابی نیز فرمود: «خلاصه و لبّ اخلاق در دو کلمه است : مرنج و مرنجان» آری عزیزان... تمامی رنجیدن ها برگرفته از منیّت انسان می باشد. البته رنجیدن هایی که به خاطر دین باشد و از دشمنان دین باشد ، اینگونه رنجیدن ها پاداش دارد. اما بحث ما بر سر این گونه رنجیدن های متعارف و روزانه ما هست که از نزدیکترین افراد به مانند همسر ، پدر و مادر ، فرزند ، محارم ، فامیل ها ، دوستان و... به سادگی می رنجیم و... خوب دقت کنید. اولین نقطه رنجیدن این است که در انسان حالتی پدید می آید که تمامی خوبی های طرف را فراموش می کنیم. یه خورده فکر کنید می بینید که تمامی این گفته ها را تجربه کردید. بله... اول اینکه تمامی خوبی های طرف مقابل را فراموش خواهید کرد. دوم اینکه احساس بُعد روحی نسبت به طرف مقابل در شما به وجود می آید. یعنی نمی توانید تحملش کنید و دوست دارید که از او دور شوید. سوم اینکه هر چه معنویت داشته باشید ، در یک لحظه پَر... امتحان کنید... از یکی که می رنجید ، بعدش برید و نماز بخونید... آیا حال درست دارید؟؟؟ چهارم که بسیار خطرناک است اینکه عزیزان گفتند هر قدر که رنجیدن انسان از دیگران زیاد باشد ، منّیت او هم به همان اندازه زیاد است. یعنی درجه منیّت انسان ، میزان رنجیدن او از دیگران و یا وقایع است. حال بنگریم که با چه موضوعی بس عجیب و خطرناک روبرو هستیم!!! جناب شیخ رجبعلی رحمت الله علیه فرمودند که روزی با کسی که تازه در مسجد نماز خونده بود مواجه شدم و دیدم که نوری زیبا اطرافش را فرا گرفته. اما این شخص به محض رسیدن به در مسجد ، با یکی بگو مگو کرد و فورا آن نور از او زایل شد!!! باید دانست که رنجیدن به مانند یک لجن زار است برای سالک الی الله!!!

جواد ir ۰۷:۰۰ - ۹۴/۰۱/۱۵
1
0

حنانه تحلیل شما خیلی خردمندانه و فراگیر است، شاید به اندازه ی خود مقاله برای من مفید واقع شد. ممنونم از شما.

AMIN ir ۱۲:۰۴ - ۹۴/۰۱/۲۷
0
0

سلام من خودم جزو ادم حساس حساب می شم اما خصوصیات بالا رو نداشتم من هر چی فکر می کنم روی مطلب بالا اصلا چرت و پرتی بیش در نمیاد. ولی من ادم اجتماعی نیستم بعدش هم من روی صداهای زیاد حساس نیستم ولی عصبی هستم درونگرا هم هستم اطرافیانم به من می گن ادم خلاقی هستم iq بالایی هم دارم تیز هوش (می گن ادم هر چقدر حساستر باشه باهوش تره توی یه تحقیات علمی درومد)خواهشا هم در مورد این قضیه از من انتقاد نکنید از دانشمندا انتقاد کنید بعدش هم عاشق موسیقی هستم به خصوص رپ و هیپ هاپ اون مطلب بالا چرتی بیش نبود اخه با چه منبعی مطلب درومده بعدش هم اصلا معلوم نیست که توی تحقیق درومده نه. بعدش هم من بعضی وقت ها فکر مردم رو میخونم مگه جن هستم که همیشه فکر مردم رو بخونم. من توی شب ها کار هام رو نمی تونم راحت انجام بدم اذیت میشم نمی دونم چرا. وقتی که صبح میشه انرژی مثبت و احساس مثبت به من دست می ده وقتی که هم از خدا دور هستم یا نماز نمی خونم از درون داغون میشم. بعدش هم من تو حرکات دست وکله و پا و انگشت پا و دست یه مدت داشتم هم شدید اما الان از اراده ی خودم استفاده کردم و حرکات خیلی کم شده. همه چیز دست خود انسان هست. چه حساس چه بی احساس البته ادم بی اساس می تونه دروغ بگه که حساس. ادم بی احساس رو از حساس نمی تونی تشخیص بدی مگه اینکه طرف رواانی باشه و بفهمی که حساس. نمی دونم چرا هرچی می نویسم دست های من تیغ می کشن. ول وقتی که زیاد موسیقی گوش می دم حس می کنم توی گوشام مذاب ریختن خدا. دیگه رو دستام کنترل واقعی رو ندارم من از روی احساسم این نوشته رو نوشتم ولی می دونم که حوصله ندارین بخوونین و بعضی ها هم فقط دو کلمه اول رو می خونن و tab رو میبندن. روی وسایل شخی خودم حساس هستم مثل همین PC من هر اشغالی روش نصب نمی کنم هر کسی رو هم نمذارم با هاش دستکاری کنه هنوز هم همینه که تازه از کارخانه درو مده(: خواهشا ببخشید زیاد نوشتم چی کار کنم دوست ندارم گول بخورید. خدا رو فراموش نکنید همیشه احساس مثبت داشته باشید(:

AMIN ir ۱۲:۱۴ - ۹۴/۰۱/۲۷
0
0

سلام انرژی اومد سراغم این رو یادم رفت که بگم تا یک اتفاق بدی میوفته من سر یع با همه قهر می کنم و از شون خجالت می کشم این خصوصیات منه معلوم شد که حساس هستم یا نه؟

مریم ir ۱۱:۲۸ - ۹۴/۰۲/۲۲
0
0

من هم یک زن حساس و زودرنجی هستم و تمام خصوصیات بالا را دارم وحتی تروئید هم دارم . من نزدیک 22 سال با شوهرم زندگی می کنم و روی ان خیلی حساس هستم البته از اول زندگی کم بود ولی الان بیشتر شده . خوب یکسری کارها و محرکهایی که باعث رنجش من و حساسیتم روی اون می شد به خاطر رفتار خودش و چیزهایی که از اون دیدم و یا شنیدم و یا با اون برخورد کردم بوده و بیشترین علتش به خاطر لجبازی شوهرم با من و انگشت گذاشتن روی نقاط ضعف من بوده . من یا خیلی از افراد صحبت کردم و یا مشاور اینترنتی داشتم ولی باز هم فایده ای برام نداشته . ان قدر حساسیتم نسبت به شوهرم زیاد شده که هر کاری می کنه به اون شک می کنم . واقعا همانطور که در مقاله هاتون نوشته بودید من هم همین احساس را دارم و فکر اون را خوب می خونم می فهمم که کی دروغ می گه . کی به ظاهر بامن خوبه و این عوامل خودش باعث اذیت و آزار من می شه. و همش به اون بدبینم و بعضی وقتها ازش متنفرم . حتی شبها که پیش هم می خوابیم احساس آرامش نمی کنم . همش فکر و ذکرم شوهرم شده. خیلی نذر و نیاز کردم و همش متوسل به امامان می شم و از آنها کمک می گیرم. واقعا از دست خودم خسته شدم و می دونم اگه بخوام زیاد روی شوهرم حساس بشم اون از من متنفر می شه. چه کارکنم/ کمکم کنید.

نوشتن يک نظر

    پیغام شما :
نام :
آدرس ايميل :
لينک :
کلمه امنیتی :