خصوصیات افراد خیلی حساس

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (5 امتیاز, میانگین: 4٫40 از 5)
Loading...

مطالب مرتبط

66 دیدگاه

  1. عاطفه says:
    text for dislike(0) text for like(2)

    می دونید تنها دلیل حساس بودن چیه؟ اینه که ما نسبت به بقیه ادم ها مهربون تر و عاطفی تر هستیم و نمی تونیم به دیگران بد کنیم حالا از یه حرف و طعنه باشه یا داشتن فکر بد و حسادت و بدگویی و…و از دیگران هم همین انتظار رو داریم .وقتی یه شخص دیگه در حق ما این کارهارو انجام میده صد برابر یه ادم معمولی که به دیگران توجه نمی کنه و براش مهم نیست ناراحت میشیم و ضربه می خوریم چون توقع نداریم با ما این طور برخورد بشه.به نظرم تنها راه اینه که همرنگ جماعت بشیم و با هر شخصی به اندازه ظرفیتش رفتار کنیم تا ضربه نخوریم وبتونیم بدی رو تحمل کنیم

  2. مجید says:
    text for dislike(0) text for like(2)

    سلام
    من نامزدم متوجه شدم که یک فرد احساسی هست زیاد می خواستم من راهنمای کنید که چکونه برخورد کنم با ایشون که نامزدم باشه .
    ۲ راهی هست که این احساسی بودنش کاهش دهم
    با تشکر از شما

  3. امین says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    منم دقیقا همینطورم خیلی خیلی حساس البته شاید بخندین چون پسرای حساس کم پیدا میشن ولی خو من یکی از اونام و دیگه کم کم دارم با خانوادم مشکل پیدا میکنم به نظر شما باید چیکار کنم؟

  4. امین says:
    text for dislike(0) text for like(2)

    منم جزو همین افرادم و دیگه نمیخوام باعث رنجش دیگران بشم باید چیکار کنم؟
    اگه کسی میتونه لطفا کمکم کنه با تشکر

  5. سارا says:
    text for dislike(0) text for like(3)

    خیلی مفید بود من فکر می کردم حساس بودن فقط جنبه منفی داره چون من از حساس بودن و سخت گرفتن به خودم شایدم ایده الیست بودنم در ایران خیلی ضربه خوردم اما با خوندن این متن ها و مقاله فهمیدم ویزگی های جالبی هم هست که بهش فکر نکرده بودم مثلا دارای دید عمیق تری به همه مسائل هستند یا این که اگر در خیابان کسی به او تنه میزند یا پای او را لگد میکند تمامی انتظارش اینست که اگر طرف مقصر است از او عذر خواهی کند و چنانکه نکرد بسیار افسرده و غمگین میشود اما فرد عصبی صرف نظر از اینکه چه کسی مقصر است شروع به پرخاشگری میکند خوب این خودش می تونه بگه که ما متمدن تر رفتار می کنیم شایدم این جمله اگر با مسامحه بخواهیم توصیفشان کنیم نازک نارنجی بوده و انتظاراحترام و رعایت حقوقشان اصلی ترین مشکل آنها میباشد نمی دونم انتظار زیادیه واقعا؟ یا نه ؟؟؟ ولی حداقل ایران برای افرادی مثل من جهنمه ………..

  6. حنانه says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    به نظر من حساس بودن خیلی بده….اینکخ بعضی از افراد نسلت له لقیه حساسترند درواقع یکجور ضعفه . البته یکجور آمادگی برای رشد عاطفی و هیجانی …
    من خودم قبلا خیلی عاطفی و حساس بودم و همیشه افسرده و انزوا طلب بودم اما از وقتی که سعی کردم اعتماد بنفسم را بالا ببرم به شدت عصبی و پرخاشگر شده ام به طوری که تمام اطرافیانم آزرده خاطر و نگران هستن…حساس بودن بیش از حد طبیعی اصلا یک ویژگی مثبت نیست بلکه یک ضعف بزرگ هست ولی به نظر من مثل یک پله پرتاب هست تا انسان با گذر از این احساسات خیلی بد و مزاحم به مراتب بالایی برسه …امیدوارم که همه بتونن سریعتر مراحل رشد ذهنی رو طی کنند و هرچه زودتر به یک انسان کامل تبدیل بشن

    • سمیرا says:
      text for dislike(0) text for like(0)

      اگر حساسیت بخاطر بیماری مثل مشکل تیروئید باشه این یک نوع بیماری هستش عزیز اسمش رو ضعف نمیشه گذاشت ولی حساسیت عاطفی بله یک نوع ضعف محسوب میشه

  7. جواد says:
    text for dislike(0) text for like(2)

    سلام دوستان. من هم خیلی حساس هستم و مطالب شما را خواندم با من مطابقت دارد. تازگی دارم مطالب روانشناسی از اینترنت سرچ میکنم برای اینکه با روحیه خودم بهتر آشنا بشم. آشنایی با افراد منطقی تر به من کمک کرده تا الگوی رفتارمو یک مقداری تغییر بدهم و هرچه تجربه بیشتری کسب میکنم بهتر رفتار میکنم و حساسیتم کمتر میشه. مطلبی خواندم که میگفت تنها خود ذهن میتواند خود را کنترل کند، در جای دیگر خواندم که نوشته بود فقط خود انسان میتواند اعتماد به نفس خود را افزایش دهد. اینها درسته ولی به نظرم سطح رفاه بالاتر و درآمد و حمایت بیشتر خیلی در کنترل ذهن موثره، این نظر منه، یک مقوله داریم تحت عنوان خریددرمانی، یعنی با خرید کردن کالاهای نو مقداری از افسردگی رو کاهش میدهیم البته اگر کسی افسردگی داشته باشه. مطلبی خواندم با این مضمون که انگیزه ی پنهان پشت همه ی کارهایی که انجام میدهیم اینه که احساس بهتری پیدا کنیم. در مورد حساس بودن یک نقل قول از نیچه میکنم: فرد والا از فهمیده شدن توسط دیگران در هراس است نه از بد فهمیده شدن چون می داند که کسانی که او را بفهمند به سرنوشت او یعنی رنج کشیدن در دنیا دچار خواهند شد. از نظر من فهم یعنی چگونگی گشودگی (حساسیت) گیرنده های حسی در مقابل اطلاعات رسیده به چشم و گوش. زندگی خیلی مشکله و موقعی که با خودمون فکر میکنیم میبینیم توی یک دنیایی هستسم که عوامل بیشماری روی ما تاثیر میگذارند از ژنتیک و ساخنتمان بدنی بگیرید تا جنسیت و آب و هوای منطقه زندگی و نوع تغذیه و شانس و تا حدود زیادی اتفاق هم باعث میشه هم شخصیت منحصر بفردی داشته باشیم هم از محیط تاثیرات مختلفی بگیریم و بر آن تاثیر بگذاریم. در کل من به این نتیجه رسیدم که هیچ نعمتی بالاتر از سلامتی نیست، بعد از آن فراموشی بهترین نعمت انسان است، افکار همیشگی نیستند یعنی فکر مخربی که الان توی سر منه چند وقت آینده دیگه اثری از اون نمانده. باید کار و فعالیت کنیم که حساس بودن آینده ی زندگی ما رو به وابستگی سوق نده ضمن اینکه کار کردن مجال افکار مخرب را از بین میبره و در انسان حالت مفید بودن ایجاد میکند.

  8. علی says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    بسم الله الرحمن الرحیم

    اگر خواهی نرنجی در میان رنج و ناکامی

    مرنجان و مرنج و هـر که رنجاند مرنجانش

    حاج آقا دولابی فرمودند: لُبِّ اخلاق این دو چیز است: مرنج و مرنجان

    آیت الله امجد فرمودند: کلید حل بسیاری از مشکلات در زندگی این است که مرنج و مرنجان

    از مرحوم حاج آقا مجتهدی نقل شد که میفرمودند: آقای آخوند از آقای نخودکی

    خواست که او را موعظه کند. آقای نخودکی گفت:

    مــــــــرنــــــــــج و مـــــــــرنجـــــــان

    آقای آخوند گفت مرنجان را فهمیدم یعنی کسی را اذیت نکنم. ولی مرنج یعنی چی؟ چطور میتوانم ناراحت نشوم؟ مثلا وقتی بفهمم کسی مرا غیبت کرده یا فحش داده چطور میتوانم نرنجم؟!

    آقای نخودکی گفت: علاج ، آن است که خودت را کسی ندانی. اگر خودت را کسی ندانستی دیگر نمی رنجی. اگر ما خودمان را دارای عزت و مقام خاصی در این دنیا ندانیم و خودمان را در برابر خداوند هیچ بدانیم دیگر هیچگاه از سخن دیگران ناراحت نمی شویم.

    تأکیدا همچنین عارف کامل مرحوم آقای حاج اسماعیل دولابی نیز فرمود:

    «خلاصه و لبّ اخلاق در دو کلمه است : مرنج و مرنجان»

    آری عزیزان… تمامی رنجیدن ها برگرفته از منیّت انسان می باشد. البته رنجیدن هایی که به خاطر دین باشد و از دشمنان دین باشد ، اینگونه رنجیدن ها پاداش دارد.

    اما بحث ما بر سر این گونه رنجیدن های متعارف و روزانه ما هست که از نزدیکترین افراد به مانند همسر ، پدر و مادر ، فرزند ، محارم ، فامیل ها ، دوستان و… به سادگی می رنجیم و…

    خوب دقت کنید. اولین نقطه رنجیدن این است که در انسان حالتی پدید می آید که تمامی خوبی های طرف را فراموش می کنیم. یه خورده فکر کنید می بینید که تمامی این گفته ها را تجربه کردید.

    بله… اول اینکه تمامی خوبی های طرف مقابل را فراموش خواهید کرد.

    دوم اینکه احساس بُعد روحی نسبت به طرف مقابل در شما به وجود می آید. یعنی نمی توانید تحملش کنید و دوست دارید که از او دور شوید.

    سوم اینکه هر چه معنویت داشته باشید ، در یک لحظه پَر…

    امتحان کنید… از یکی که می رنجید ، بعدش برید و نماز بخونید… آیا حال درست دارید؟؟؟

    چهارم که بسیار خطرناک است اینکه عزیزان گفتند هر قدر که رنجیدن انسان از دیگران زیاد باشد ، منّیت او هم به همان اندازه زیاد است. یعنی درجه منیّت انسان ، میزان رنجیدن او از دیگران و یا وقایع است.

    حال بنگریم که با چه موضوعی بس عجیب و خطرناک روبرو هستیم!!!

    جناب شیخ رجبعلی رحمت الله علیه فرمودند که روزی با کسی که تازه در مسجد نماز خونده بود مواجه شدم و دیدم که نوری زیبا اطرافش را فرا گرفته. اما این شخص به محض رسیدن به در مسجد ، با یکی بگو مگو کرد و فورا آن نور از او زایل شد!!!

    باید دانست که رنجیدن به مانند یک لجن زار است برای سالک الی الله!!!

  9. جواد says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    حنانه تحلیل شما خیلی خردمندانه و فراگیر است، شاید به اندازه ی خود مقاله برای من مفید واقع شد. ممنونم از شما.

  10. AMIN says:
    text for dislike(1) text for like(0)

    سلام
    من خودم جزو ادم حساس حساب می شم
    اما خصوصیات بالا رو نداشتم من هر چی فکر می کنم روی مطلب بالا اصلا چرت و پرتی بیش در نمیاد.
    ولی من ادم اجتماعی نیستم
    بعدش هم من روی صداهای زیاد حساس نیستم
    ولی عصبی هستم
    درونگرا هم هستم
    اطرافیانم به من می گن ادم خلاقی هستم
    iq بالایی هم دارم تیز هوش (می گن ادم هر چقدر حساستر باشه باهوش تره توی یه تحقیات علمی درومد)خواهشا هم در مورد این قضیه از من انتقاد نکنید از دانشمندا انتقاد کنید
    بعدش هم عاشق موسیقی هستم به خصوص رپ و هیپ هاپ
    اون مطلب بالا چرتی بیش نبود اخه با چه منبعی مطلب درومده
    بعدش هم اصلا معلوم نیست که توی تحقیق درومده نه.
    بعدش هم من بعضی وقت ها فکر مردم رو میخونم مگه جن هستم که همیشه فکر مردم رو بخونم.
    من توی شب ها کار هام رو نمی تونم راحت انجام بدم اذیت میشم نمی دونم چرا.
    وقتی که صبح میشه انرژی مثبت و احساس مثبت به من دست می ده
    وقتی که هم از خدا دور هستم یا نماز نمی خونم از درون داغون میشم.
    بعدش هم من تو حرکات دست وکله و پا و انگشت پا و دست یه مدت داشتم هم شدید
    اما الان از اراده ی خودم استفاده کردم و حرکات خیلی کم شده.
    همه چیز دست خود انسان هست.
    چه حساس چه بی احساس البته ادم بی اساس می تونه دروغ بگه که حساس.
    ادم بی احساس رو از حساس نمی تونی تشخیص بدی مگه اینکه طرف رواانی باشه و بفهمی که حساس.
    نمی دونم چرا هرچی می نویسم دست های من تیغ می کشن.
    ول وقتی که زیاد موسیقی گوش می دم حس می کنم توی گوشام مذاب ریختن خدا.
    دیگه رو دستام کنترل واقعی رو ندارم من از
    روی احساسم این نوشته رو نوشتم ولی می دونم که حوصله ندارین بخوونین و بعضی ها هم فقط دو کلمه اول رو می خونن و tab رو میبندن.
    روی وسایل شخی خودم حساس هستم
    مثل همین PC من هر اشغالی روش نصب نمی کنم هر کسی رو هم نمذارم با هاش دستکاری کنه هنوز هم همینه که تازه از کارخانه درو مده(:
    خواهشا ببخشید زیاد نوشتم چی کار کنم دوست ندارم گول بخورید.
    خدا رو فراموش نکنید همیشه احساس مثبت داشته باشید(:

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *