توجه: استفاده از کلیه مقالات و مطالب سایت مردمان در مجلات، روزنامه ها، سایتها و برنامه های تلویزیونی با ذکر منبع آزاد است.
تمرین صبر وقتی خداوند میخواهد منتظر بمانید
صبر کردن خیلی سخت است. وقتی مشکلات و نگرانیهایمان را بارها و بارها با خدا درمیان میگذاریم، از منتظر ماندن خسته میشویم. کمکم حس میکنیم که با کسی حرف میزنیم که حرفهایمان را نمیشنود. معمولاً دوست داریم که طاقت بیاوریم و کنترل خودمان را در دست گیریم؛ این بهترین واکنش به سکوت است. به همین دلیل از خداوند میخواهیم که به ما صبر دهد تا بتوانیم با آرامش بیشتری منتظر بمانیم.
دعا کردن به آن معنا نیست که محیطمان تغییر میکند. تنها فرزندمان بیمار است و در بیمارستان بستری است. پیوند ازدواجمان روز به روز شکنندهتر میشود و امیدی که سالها داشتیم با سرعتی باورنکردنی رنگ میبازد. وقتی بارها و بارها درمورد چیزی به درگاه خداوند دعا کرده باشید، ممکن است خیلی راحت صبرتان را از دست داده و دلسرد شوید. اما باید کاری کنید که این باقیماندههای صبر و تحملتان شما را برای ادامه راه ترغیب کند.
تنها شما نیستید که صبر میکنید.
صبر کردن تجربهای کاملاً متداول است. همه برادرها و خواهرهای باایمان ما میدانند که صبر کردن برای خدا چه معنی دارد. به آنهایی فکر کنید که خیلی از قبل از شما صبر پیشه کرده بودند: حضرت ایوب، حضرت داوود، و ... وقتی قرآن یا انجیل را باز کنید با آیات زیادی درمورد صبر کردن روبهرو میشوید و کسانی که در آن برتری یافتهاند را معرفی میکند.
لغتنامه جدید انجیل صبر را اینطور معنا میکند، "خویشتنداری خدادادی در مقابله با مخالفت یا سرکوب". صبر همیشه زمان موردنیاز است که دلیلی برای منتظر نماندن باشد. همیشه در مواجهه با مخالفت صبر لازم است. به همین دلیل است که صبر کردن در خیلی جهات مثل یک مبارزه است. چیزی که میتوانیم به آن تکیه کنیم این است که صبر، خویشتنداری خدادادی است. این خداوند است که آرامش روحانی را در ما ایجاد میکند تا بتوانیم وارد آن مبارزه شویم. خیلی وقتها فکر میکنیم که صبر فقط تحمل کردن است اما این منطق اشکال دارد. با قدرت و توانایی خودمان نیست که خویشتنداری میکنیم. درواقعیت، تنها مسئولیت ما این است که به خدا اعتماد کنیم و اوست که قدرت و توانایی لازم برای ادامه مسیر برطبق ایمانمان را برای ما فراهم میکند.
این قدرت چطور به ما داده میشود؟
این قدرت را وقتی سرشار از روحانیت شویم دریافت میکنیم. میدانیم که منبع بینهایتی از صبر درون ما وجود دارد. نقش ما این است که به خداوند اعتماد کنیم و از او بخواهیم که به ما قدرت دهد در هر موقعیتی که در آن هستیم، تاب ادامه دادن را پیدا کنیم.
تجربه صبر کردن در راه خدا به ما یادآور میشود که واقعیت ما در محیط ظاهری ما نیست، بلکه در عشق خداوند و زندگی درون ماست. این به ما امید بخشیده و مطمئنمان میسازد که خداوند همیشه خوب ما را میخواهد. این در حد توانایی ما نیست که بدانیم خداوند چه زمان و چگونه کارمان را درست میکند. نقش ما اینجا این است که به وعده او اعتماد کنیم.
نقش ما در این مبارزه چیست؟
دوباره به معنای صبر بعنوان خویشتنداری خدادادی فکر کنید. خداوند به ما این اجازه را میدهد که به خویشتنداری روحانی دست پیدا کنیم اما این انتخاب خودمان است که آن را بپذیریم و از آن دنبالهروی کنیم. به آدم و حوا آزادی و اراده کامل داده شده بود. اختیارات زیادی در بهشت به آنها داده شده بود تا نیاز به استفاده از میوه ممنوعه را پیدا نکنند. اما، تصمیم گرفتند که خویشتنداری پیشه نکنند و درعوض از فرمان خداوند سرپیچی کردند. وقتی از خویشتنداری خدادادی برای منتظر ماندن به اراده و زمانبندی او استفاده میکنیم، در راستای اطاعت از فرمانهای او قدم برمیداریم.
این روند هدفی دارد. صبر کردن در راه خدا باعث میشود به او نگاهی بیندازیم. مستقیماً نظر ما به پیامبرانی جلب میشود که منبع ایمان ما هستند. این آزمایشات باعث میشود که با عمق بخشیدن به علممان درمورد خدا و تکیه بر او، استقامت به خرج دهیم.
صبر کردن در راه خدا به این معنا نیست که ساکن بمانیم. اطاعت از فرمانهای خداوند در حالی که صبر پیشه کردهایم اصلاً حالت منفعلی نیست.
چه احساس کنیم که فاقد صبر لازم برای منتظر خداوند ماندن هستیم یا ادامه دوست داشتن آنهایی که دوست داشتنشان دشوار است، به همه صبری که موردنیازمان است دسترسی داریم. میتوانیم به خداوند اعتماد کنیم که قدرت لازم برای تحمل موقعیتی که در آن هستیم را به ما داده و درعوض از آن زمان انتظار برای تقویت صمیمیت بین خودمان و خداوند استفاده کنیم.
توجه: نظرات ارائه شده توسط کاربران صرفاً دیدگاه شخصی آنها بوده و سایت مردمان هیچگونه مسئولیتی در قبال این نظرات ندارد. لطفاً اگر نظری حاوی مطالب توهین آمیز و سایر موارد ناشایست است برای گزارش آن روی لینک مقابل کلیک کنید: گزارش
نظرات
صبر نکنیم چیکار کنیم؟
عالی بود. http://sajjadrahimimadiseh.blogfa.com دوستی با حضور همیشه نهان...
site shoma aleeye.merceeeeeeeeeeeeee
very good and useful
این مطلب رو دقیقا زمانی خوندم که نسبت به یه مسئله صبرم لبریز شده،برام مثل یه سروش غیبی بود
بعضی وقتا خدا واقعا به ما گوش نمیده چرا با ما این جوری می کنه؟ دیگه چقدر صبر کنم دعا کنم؟ خداااااااااااا کجایییییییی؟؟ مردم از بس اسمتو فریاد زدم اما هیچ جوابی نشنیدم
گاهی اوقات خدا سکوت میکنه تا بیشتر صدای خدا خدا گفتنای بنده هاشو بشنوه
مطلب بسیار به جایی بود . چند روزه دنباله پولم تا بتوانم خونه بخرم خیلی کلافه و نا امیدم. به خدا ایمان دارم و توکل کردم و میدونم هروقت صلاح بدونه کارم را درست میکنه ولی نمیدونم چرا نمیتوانم صبوری کنم . کلافه ام !!
vaghean ali bood. kheyli be in harfha niaz dashtam, oonam dorost hamin emrooz,ehsas mikonam in yek peygham bood
کاش به همین راحتی که شما میگید بود. صبر کردن خیلی سخته مخصوصاً وقتی که اطرافیان آدم رو بخاطر مشکلی که یه امتحان از طرف خداست سرزنش میکنند و به مسخره میگیرن
سلام به دوستان عزیز.به نظر شما کلمه خدا چه معنی داره؟به نظر من خدا یعنی به خود بیا،وقتی انسان واقعأ به خودش بیاد اونوقت همه چیزو خدا حل میکنه.
یادمان باشد که در کلام زیبایش فرمود:همانا بعد از هر سختی و دردی آسایش وراحتی به شما میدهم و یادمان باشد که خدا همیشه راستگوست.
کاش میتونستم صبور باشم دراین صورت تاحالاخیلی در زندگی جلو بودم اما نه صبر بلدم نه توکل و نه خیلی چیزهای دیگه از اونهایی که این مهارتها رو دارن خواهش می کنم برام دعا کنن چون در شرایط روحی بحرانی قرار دارم و از خودم و واکنشهام میترسم.
خدا تو قران فرمودن،همانا خداوند با صابران هست. اما ما در خیلی از امور عجول هستیم و به زور از خدا چیزی رو میخواهیم که به صلاحمون نیست. خدا میخواد با نارحتی های کوچیک جلوی ناراحتی های بزرگ رو بگیره که ما غافل ار حکمتیم.منم اغلب خسته میشم و نا امید.اما نمیتونم ناشکری کنم. یادمون باشه که مشکلا ت بزرگ آدم ها را متعالی میکنه و مشکلات کوچیک آدماها را متلاشی.....> باز توکل بر خدا....شاد باشین.....
سلام از جمله بالایی خیلی خوشم امد . خدا میخواد با نارحتی های کوچیک جلوی ناراحتی های بزرگ رو بگیره که ما غافل ار حکمتیم . من قبلا خیلی ادم ضعیفی بودم از هر لحاظی که فکرشو بکنید ولی تو این 1-2 ساله خیلی به مشکلات کوچک و بزرگ برخوردم که الان وقتی میبینیم از خدا بخاطر همه اینها تشکر میکنم چون طبق فرمایش خودش باعث رشد و تعالی ، بروز استعداد ها و بزرگ شدن در تمام جوانب من شده . خدایا خیلی ممنونم
الان نزدیک به 2 ساله که بدترین مصیببتها از نظر روحی به من وارد شده اما باورتون نمیشه توی این 2 سال به اندازه 10 سال بزرگ شدم طوری که آدم های 11 سال بزرگتر از خودمو نصیحت میکنم و براشون مفید واقع میشود
من که دیگه دارم افسردگی میگیرم چند ساله از خدا یه چیزی میخوام که بهم نداده ولی اون چیزی رو که من میخوام نصیب بقیه میکنه که باعث آزارم میشه من بشخصه هیچ کوتاهی در برابر مسائل دینی انجام ندادم ولی نمی دونم چرا خدا با من اینکارو میکنه بهمه چیز رسیدم بجز یه چیز دیگه از حرفا خسته شدم دیگه به مرض جنون رسیدم مشکلم برکه بود اما شده اقیانوس آخه چرا ..آیا خدااین لیاقت رو واسم نمی بینه همیشه بهترینها نصیب یکی دیگه ست بعضی اوقات کفر میگم ولی باز میگم چرا خدایــــــــــــا....! طاقـت ِ مـن را با طــاق ِ آسمانت اشتباه گرفته ای .... این پیمانـــه ، ســال هـاست کـه پــــُـر شــده ... خدایـــا ؛ ایـن روزهــا حرفهـــایم بوی ناشـــکری می دهنــد ... امـــا تـــو... بـه حســـاب تنهــایی و درد دل بگـــذار









چاپ
آرشیو مقالات مد و مسائل زندگی
ارسال برای دوستان