هراس اجتماعی و نحوه درمان آن

ارسال به دوستان
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (7 امتیاز, میانگین: 3٫29 از 5)
Loading...

مطالب مرتبط

365 دیدگاه

  1. ملیحه می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(5)

    سلام اقا سید منظور شما نظر من .؟من هم شنیدم میخام از تجربیات دوستان استفاده کنم وگرنه بیکار نیستم نظر الکی بذارم

    • سیداز قم می‌گه:
      text for dislike(2) text for like(3)

      سلام نه خواهر عزیز اونی که انتقاد کرده بود من نبودم بلکه یکی از دوستان بود که به من انتقاد داشت! و به من گفته بود نظر نده! ولی اسم کاربریش (به سید از قم بود) یعنی من مخاطبش بودم یک کلمه (به) اضافی داشت ولی اسم کاربری من سید از قم است. و من هم جوابش را دادم که میتونی بخونی.

  2. دوست می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    ممنون محبوبه جان، خیلی لطف میکنی.

  3. ملیحه می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    سلام سید ببخشید فکر کردم شما با نظر من مخالف بودید .ببخشید اشتباه شد

  4. مهناز می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(1)

    سلام دوستان هدف ما تو این سایت کمک به همدیگر است نه انقاد کردن .برادرمون سید هم نه دارو تجویز کردن نه حرف بی ربط زدن و فقط کاری که میکنن برای بقیه انگیزه میدن . دوستی که انتقاد کردن اگه نظراتا بخونن متوجه میشن که زود قضاوت کردن به جای اینکه بقیه را از گروه طرد کنیم بهتر کمی بهتر رفتار کنیم که بتونیم همدیگرا راهنمایی کنیم .

  5. امید می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    من معتقدم اگر کسی این مسیر را نرفته باشد نمی تواند به بقیه کمک کند و حالا من این مسیر را رفتم و در وبلاگ http://www.socialphobia1.blogfa.com قصد کمک به کسانی را دارم که از زندگی لذت نمی برند. آرزو می کنم تمام کسانی که این مشکل را دارند بهبود یابند تا از تک تک لحظات زندگی لذت ببرند.

  6. مریم می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(2)

    محبوبه خانم کاش ادامه تمریناتتون را بازم برامون می نوشتین . ممنون

  7. مریم می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(3)

    اقای سید از قم لطفا اسم داروهایی که میگین با مصرفشون حالتون بهتر شده را میگین

  8. امید می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(0)

    من سالها مشکل اضطراب و افسردگی داشتم و بالاخره به لطف خداوند مسیر درست را پیدا کردم و بهبود یافتم به وب socialphobia1.blogfa.com سر بزنید.

  9. یونس می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(1)

    سلام امید میشه روش درمان و داروهایی که خوردی را بگی

  10. ز ی می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(1)

    سلام اقا امید لطفا نظرات وبتو بخون

  11. ز ی می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    در لیست انتظار…………..

  12. حسن می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(5)

    دوستان من از تجربه شخصیم به شما میگم . واقعا این بیماری غیر قابل درمان نیست ، اما اگه فکر می کنید با یه دوره درمان و دارو حل میشه ، اشتباه می کنید . من دیگه یقین دارم تا اخر عمر باید دوز پایینی از پروپرانول و سرترالین مصرف کنم ولی وقتی این مساله به من کمک می کنه که کنفرانس بدم و یا ایتکه تو جلسات تپش قلب نداشته باشم چه اشکالی داره . من حاضرم تاوان های سنگین تری واسه ارامشم بدم. اما زودرنجی و حساس بودن و یا اختلال حافظه ای که به علت اضطراب در آدم شکل میگیره خیلی خیلی به کندی درمان میشه .اما من راضیم از اینکه بیماریم شناختم و از مطرح کردنش با دوستان خیلی نزدیکم و همسرم ابایی ندارم و اینکه در مسیر درست قرار دارم. این خواست خدا هستش که ما اینطوری هستیم پس باید سعی کنیم بجای غمگین بودن و خودخوری و آزار خود و دیگران لااقل در مسیر درست حرکت کنیم ، هر چی می خواد بشه

  13. امید می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(6)

    دوستان عزیزم سلام
    من در وب http://www.socialphobia1.blogfa.com جهت بهبودی شما و بیان تجربیات خودم در این باره می نویسم. خوشحال میشوم اگر بتونم به شما کمک کنم چون من شما را می فهمم و میدانم که از زندگی لذت نمی برید.. امیدوارم که همه شما بهبود یابید و قدر وجود خود را بدانید.

  14. امین می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(4)

    سلام دوستان به جای این حرفا تجربتونو بگین تا بقیه استفاده کنن دارو هم نخورین فایده نداره دارو آدمو ضعیف میکنه و مشکلو قوی تر..

  15. فرناز می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(1)

    چرادیگه کسی اینجاکامنت نمیزاره؟لطفااگه کسی حالش بهترشده بیاد و به بقیه هم بگه حداقل اینطوری بقیه امیدوارمیشن ومیفهمن که راه درمانی هم هست،من چندماهه دارومصرف میکنم ولی هیچ تغییری نکردم فقط اشتهام کمترشده و وزن کم کردم خیلی تو راه رفتن مشکل دارم و اصلا نمیتونم تعادلمو حفظ کنم توخیابون همش تلوتلومیخورم دکترم میگه فوبیای اجتماعی میتونه باعث بروز همچین مشکلاتی بشه کسی هست که مثل من باشه؟

  16. Daria می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام دوستان من سالها ست ازاين بيماري رنج مي برم اين بيماري اگه إرثي باشه تقريبا علاجي نداره اما ميشه مديريتش كرد بهترين راهش يوگاوتنفس هاي عميق وزندگي بخشش هست واقعا ميشه بايوگا براين بيماري غلبه كرد حتما تنفس هاي عميق داشته باشيد روزي چندباروتنفس زنبوري وحركات هيزم شكن انشالله بعدازشش ماه استفاده ازكلاساي يوگا نتيجهً رو مي بينيد تا قبل ازحصول نتيجهً هم مي تؤنيد دركنفراس ها قطره علف ليمو واسطوخودوس رو بأهم قاطي كنيد وبخوريد اما چون روي حافظه اثر ميگذاره بهترين راهش ادامه دادن يوگاست تااخرعمر

  17. یونس می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(0)

    سلام دریا
    ببخشید قطره هایی که معرفی کردید چند درصد میتونه لرزش دست را کم کنه ؟

  18. عاطفه می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(4)

    سلام
    بزرگترین مشکل من اینه که وقتی در موقعیت قرار میگیرم که باید حرف بزنم کلا حافظه ام هنگ میکنه و برای چند لحظه اصلا نمیتونم حرف بزنم. به خاطر این مسئله چند بار از رفتن به مصاحبه شغلی اجتناب کردم ریلکسیشن انجام میدم ولی اون نتیجه که میخواستم کامل نگرفتم. باید چی کار کنم

    • فرناز می‌گه:
      text for dislike(0) text for like(7)

      من هم دقیقاهمین مشکلو دارم،مثلااگه یکی ازم ساعت بپرسه برای چندلحظه هنگم وحالت چهرم عوض میشه دستپاچه میشم،موقع خریدرفتن هم این مشکلو دارم

  19. مجید می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(4)

    من‏ ‏اضطراب‏ ‏اجتماعی‏ ‏دارم‏ ‏و‏ ‏جند‏ ‏سالی‏ ‏است‏ ‏که‏ ‏موقع‏ ‏تنهایی‏ ‏هایم‏ ‏‏ ‏به‏ ‏این‏ ‏جا‏ ‏سر‏ ‏میزنم‏ ‏خوشحالم‏ ‏که‏ ‏می‏ ‏توانیم‏ ‏کنارهم‏ ‏باشیم‏ ‏‏ ‏وبه‏ ‏همدیگر‏ ‏تجربه‏ ‏بدهیم‏ ‏‏ ‏تجربه‏ ‏من‏ ‏به‏ ‏غیر‏ ‏از‏ ‏دارو‏ ‏و‏ ‏روان‏ ‏درمانی‏ ‏اینه‏ ‏که‏ ‏من‏ ‏این‏ ‏بیماری‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏روپذیرفته‏ ‏ام‏ ‏و‏ ‏با‏ ‏هاش‏ ‏کنا‏ ر‏ ‏اومدم‏ ‏و‏ ‏بعضی‏ ‏جا‏ ‏به‏ ‏حرفش‏ ‏گوش‏ ‏میدم‏ ‏و‏ ‏بعضی‏ ‏جاها‏ ‏هم‏ ‏نه‏ ‏ولی‏ ‏من‏ ‏دریافته‏ ام‏ ‏که‏ ‏بایدباهاش‏ ‏سازگار‏ ‏بشم‏ ‏اولش‏ ‏خیلی‏ ‏سخته‏ ‏ولی‏ ‏به‏ ‏نظرم‏ ‏خیلی‏ ‏نمیشه‏ ‏سربه‏ ‏سرش‏ ‏گذاشت‏ ‏ونمیشه‏ ‏کامل‏ ‏حذفش‏ ‏کرد‏ ‏من‏ ‏یه‏ ‏کم‏ ‏انتظارات‏ ‏خودمو‏ ‏اوردم‏ ‏پایین‏ ‏‏ ‏به‏ ‏هرحال‏ ‏اینا‏ ‏از‏ ‏تجربه‏ ‏خودم‏ ‏بود‏ ‏امیدوارم‏ ‏هرجا‏ ‏هستین‏ ‏بتونین‏ ‏از‏ ‏لحظه‏ ‏های‏ ‏زندگی‏ ‏لذت‏ ‏ببرید‏ ‏

  20. ناهید می‌گه:
    text for dislike(2) text for like(7)

    سلام منم تا جایی ک یادمه از بچگی این مشکل داشتم و از صحبت کردن و ارتباط چشمی میترسیدم یعنی نمیتونم تو چشم کسی نگاه کنم و صحبت کنم بعضی وقتا فک میکنم این بخاطر اینه ک از قیافم خوشم نمیات اعتماد بنفسم پایین ولی از بچگی این مشکل داشتم درسته قیافم اعتماد بنفسمو اورده پایین ولی همش مال قیافه نیست مشکل هراس اجتماعی هستش . برادرم هم این مشکل داره ولی فقط تو جمع فامیل نمیات ولی تو محیط بیرون مشکلی نداره ولی من کلا خجالتیم و میترسم از حرف زدن و یا اینکه برم دنبال کاری فک میکنم همه قیافمو مسخره میکنن حتی تو دانشگاه هم کنفرانس نمیدادم و بخاطر این مشکلات از خودم بیزارم .

    • reza می‌گه:
      text for dislike(0) text for like(2)

      سلام ناهید خانم.من هم دقیقا مشکل شما رو دارم.توی جمع احساس میکنم همه به من توجه میکنن و دارن منو قضاوت میکنن.وقتی توی موقعیتی قرار میگیرم که باید حرف بزنم مخصوصا وقتی توجه فرد یا افراد بهم هست صدام میلرزه.دستام میلرزه.پرش افکار میگیرم و کلا افکارم دچار طریقه خاص میشه و طریقه خاصی را دنبال میکنه.این موضوع باعث شده شدیدا با ترس و دلهره زندگی کنم.اعتماد بنفسم پایین اومده از خودم بدم میاد.دچار خود کم بینی.خودزشت بینی شدم.اینها را گفتم بدونی تنها نیستی و من باهات احساس همدردی میکنم.البته باید بگم که این روزها خیلی بهتر شدم چون توی انجمن و با کارکرد قدمها وکمک راهنما متوجه شدم که اینها فقط افکار غیر واقعی هستند که بیماری من به من تحمیل میکنن.دوستهای بهبودی هم بمن میگن که تو اصلا اینطوری که میگی نیستی.هم خوب صحبت میکنی بین ما و هم چهرت خوبه.اینا را لازم دونستم بگم که شما هم صددرصد اینطوری نیستید و خیلی خوبید و فقط این افکاری هست که ما به خودمون تحمیل میکنیم.البته ما یک شبه خوب نمیشیم.باید تمرین کنی.سعی کن احساساتت رو بنویسی روی کاغذ و به یکی که درکت میکنه و تو هم کاملا به اون اعتماد داری حال و احساسات واقعیت رو بگی و اون فقط گوش بکنه.البته فقط به یک نفر اعتماد کن و به کسی که تورو باور داشته باشه و اینکه گمنامی تو و حرفهات رو حفظ کنه.خودتو یهو توی شرایط قرار نده سعی کن کمکم فقط واسه تمرین با زمان محدود خودتو توی شرایط قرار بدی و همیشه حرفی واسه گفتن داشته باش.مثلا درمورد اب و هوا یا موضوعات علمی.اگه اذیت میشی سعی نکن در مورد خودت توی جمع یا با دیگران صحبت کنی.در مورد خودت فقط بهمون کسی که اعتماد کردی صحبت کن.همیشه توی برخورد با این موضوع جدی و قاطع و رک باش.تو هیچ مشکلی نداری و خیلی خوب هستی.بهتر هم میشی فقط دراین مورد اصلا خودازاری نکن که چرا اینطوریم.مطمئنا با توکل به باوری که نسبت به خودت و خدای خودت داری بهبود پیدا میکنی.من به خودم گفتم و تونستم بهتر بشم شما هم همینطور.ممنون دوست خوبم

  21. یونس می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(6)

    سلام دوستان گروه تلگرام تشکیل دادین اینجا نظر نمیذارین؟

  22. محمد می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام میخواستم بدونم درمان دارویی بهتر هست یا درمان گفتاری

  23. علی می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(1)

    سلام من هم همین مشکل رو دارم و در طول زندگی ازش بسیار ضربه خوردم.واقعا راه حلی براش هست؟

  24. علی می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(2)

    دوستان اگر گروه تلگرامی تشکیل دادید اسمشو رو اینجا بذارید تا عضو بشیم

  25. sadaf می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    سلام عزیزان امید همه شما از صحتمندی کامل برخوردار باشید میخواستم به شما بگم که اگر از این مشکل رنج میبرید کلید ودرمان آن در وجود خود شماست . بیرون زتو نیست هر آنچه در عالم هست منم قبلا از این مشکل رنج میبردم تا که با سخنرانیها و نوار های دکتر علی رضا ازمندیان آشنا شدم و بعد به مرور زما اینقدر بهتر و بهتر شدم که الان اصلا بفکرش نیستم الان تو خونه تنها بودم یادم افتاد که برای دلخوشی چقد به این سایت سر میزدم از خداوند موفقیت برای شما عزیزان خواهانم پیروز و سربلند باشید

  26. مجید می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(1)

    انچه‏ ‏مسلم‏ ‏هست‏ ‏بیماریهای‏ ‏اضطرابی‏ ‏شدید‏ ‏و‏ ‏یا‏ ‏افسردگی‏ ‏های‏ ‏مرضی‏ ‏به‏ ‏دلیل‏ ‏اختلالات‏ ‏بیو‏ ‏شیمایی‏ ‏مغز‏ ‏در‏ ‏تولید‏ ‏انتقال‏ ‏دهنده‏ ‏های‏ ‏عصبی‏ ‏از‏ ‏جمله‏ ‏نوراپی‏ ‏نفرین‏ ‏و‏ ‏دو‏ ‏پامین‏ ‏و‏ ‏سروتونین‏ ‏و….‏ ‏که‏ ‏هر‏ ‏کدام‏ ‏مسعول‏ ‏تنظیمات‏ ‏خصوصیاتی‏ ‏در‏ ‏ما‏ ‏میباشد‏ ‏کمبود‏ ‏تولید‏ ‏دو‏ ‏پامین‏ ‏با‏ ‏روابط‏ ‏اجتماعی‏ ‏ارتباط‏ ‏مستقیمی‏ ‏دارد‏ ‏این‏ ‏را‏ ‏دانشمندان‏ ‏در‏ ‏رابطه‏ ‏با‏ ‏تجویز‏ ‏هالو‏ ‏پریدول‏ ‏که‏ ‏یک‏ ‏سرکوب‏ ‏کننده‏ ‏دوپامین‏ ‏در‏ ‏کنترل‏ ‏بیماران‏ ‏اسکیزوفرنی‏ ‏بود‏ ‏مشاهده‏ ‏کردند‏ ‏چراکه‏ ‏انها‏ ‏دچار‏ ‏اضطراب‏ ‏شدیدی‏ ‏با‏ ‏تجویز‏ ‏این‏ ‏دارومیشوند‏ ‏انچه‏ ‏مسلم‏ ‏هست‏ ‏هنوز‏ ‏به‏ ‏طور‏ ‏علمی‏ ‏نتوانسته‏ ‏اند‏ ‏غلظت‏ ‏دو‏ ‏پامین‏ ‏را‏ ‏در‏ ‏مغز‏ ‏اضافه‏ ‏کنند‏ ‏البته‏ ‏الکل‏ ‏و‏ ‏مواد‏ ‏افیونی‏ ‏این‏ ‏کار‏ ‏را‏ ‏انجام‏ ‏میدهند‏ ‏که‏ ‏مصرف‏ ‏کنندگان‏ ‏ان‏ ‏در‏ ‏دراز‏ ‏مدت‏ ‏عاقبت‏ ‏بدی‏ ‏را‏ ‏تجربه‏ ‏خواهند‏ ‏کرد‏ ‏کمبود‏ ‏دو‏ ‏پامین‏ ‏علاوه‏ ‏بر‏ ‏هراس‏ ‏اجتماعی‏ ‏باعث‏ ‏افسردگی‏ ‏خواهد‏ ‏شد‏ ‏پس‏ ‏جه‏ ‏باید‏ ‏کرد‏ ‏انچه‏ ‏مسلم‏ ‏هست‏ ‏اول‏ ‏باید‏ ‏جلو‏ ‏اثار‏ ‏تخریبی‏ ‏کمبوددو‏ ‏پامین‏ ‏هست‏ ‏مثل‏ ‏افسردگی‏ ‏گرفت‏ ‏داروهای‏ ‏ضد‏ ‏افسردگی‏ ‏اس‏ ‏اس‏ ‏ار‏ ‏ای‏ ‏با‏ ‏اثار‏ ‏تخریبی‏ ‏کم‏ ‏جلو‏ ‏این‏ ‏کار‏ ‏را‏ ‏دردراز‏ ‏مدت‏ ‏میگیرد‏ ‏که‏ ‏داروی‏ انتخابی‏ ‏سرترالین‏ ‏است‏ ‏که‏ ‏با‏ ‏افزایش‏ ‏غلظت‏ ‏سروتونین‏ ‏این‏ ‏کار‏ ‏را‏ ‏خواهد‏ ‏کرد‏ ‏و‏ ‏بزای‏ ‏تعدیل‏ ‏اثار‏ ‏جانبی‏ ‏حملات‏ ‏هراس‏ ‏از‏ ‏پرو‏ ‏پرانول‏ ‏استفاده‏ ‏میشود‏ ‏انچه‏ ‏مسلم‏ ‏است‏ ‏ترکیب‏ ‏این‏ ‏دو‏ ‏دارو‏ ‏تحت‏ ‏نظر‏ ‏پزشک‏ ‏بهترین‏ ‏ترکیب‏ ‏دراز‏ ‏مدت‏ ‏است‏ ‏اگر‏ ‏شما‏ ‏احساس‏ ‏بی‏ ‏قراری‏ ‏کردید‏ ‏میتوانید‏ ‏از‏ ‏دوز‏ ‏سر‏ ‏ترالین‏ ‏کم‏ ‏کنید‏ ‏وبه‏ ‏دوز‏ ‏پرانول‏ ‏اضافه‏ ‏کنید‏ ‏انچه‏ ‏مسلم‏ ‏هست‏ ‏باید‏ ‏به‏ ‏یک‏ ‏ترکیب‏ ‏مناسب‏ ‏این‏ ‏دو‏ ‏دارو‏ ‏تحت‏ ‏نظر‏ ‏پزشکان‏ ‏برسید‏ ‏و‏ ‏تا‏ ‏اخر‏ ‏عمر‏ ‏مصرف‏ ‏کنید‏ ‏هیج‏ ‏دارویی‏ ‏را‏ ‏بدون‏ ‏مشورت‏ ‏پزشک‏ ‏مصرف‏ ‏نکنید‏ ‏موقع‏ ‏بیرون‏ ‏رفتن‏ ‏عینک‏ ‏دودی‏ ‏بزنیدویک‏ ‏موسیقی‏ ‏ارام‏ ‏بخش‏ ‏گوش‏ ‏کنید‏ ‏و‏ ‏هر‏ ‏روز‏ ‏صبح‏ ‏موقع‏ ‏خروج‏ ‏از‏ ‏خانه‏ ‏دوش‏ ‏بگیرید‏ ‏واگر‏ ‏تابستان‏ ‏هست‏ ‏قبل‏ ‏از‏ ‏مواجهه‏ ‏یک‏ ‏عدد‏ ‏بستنی‏ ‏بخورید‏ ‏ودر‏ ‏زمستان‏ ‏فرنی‏ ‏مصرف‏ ‏کنید‏ ‏سعی‏ ‏کنید‏ ‏همیشه‏ ‏یک‏ ‏نفر‏ ‏همراهتان‏ ‏باشد‏ ‏حتی‏ ‏یک‏ ‏حیوان‏ ‏کوچک‏ ‏مثل‏ ‏سگ‏ ‏اگر‏ ‏همراه‏ ‏شما‏ ‏باشد‏ ‏به‏ ‏شدت‏ ‏از‏ ‏اضطرابتان‏ ‏کاسته‏ ‏میشود‏ ‏سعی‏ ‏کنید‏ ‏همیشه‏ ‏یک‏ ‏نفر‏ ‏همراهتان‏ ‏باشد‏ ‏بزرگترین‏ ‏نابغه‏ ‏های‏ ‏تا‏ ریخ‏ ‏از‏ ‏جمله‏ ‏چرچیل‏ ‏.ابراهام‏ ‏لینکن‏ ‏و…..دچار‏ ‏بیماریهای‏ ‏اضطرابی‏ ‏و‏ ‏افسردگی‏ ‏بوده‏ ‏اند‏ ‏….بهترینها‏ ‏رو‏ ‏براتون‏ ‏ارزو‏ ‏دارم‏ ‏به‏ ‏امید‏ ‏روزهای‏ ‏بهتر

  27. مجید می‌گه:
    text for dislike(3) text for like(4)

    من‏ ‏و‏ ‏شما‏ ‏از‏ ‏بیماری‏ ‏رنج‏ ‏میبریم‏ ‏نه‏ ‏از‏ ‏شکست‏ ‏روحیه‏ ‏پس‏ ‏هیچ‏ ‏وقت‏ ‏احساس‏ ‏گناه‏ ‏نکنید‏ من‏ ‏و‏ ‏شما‏ ‏در‏ ‏داشتن‏ ‏این‏ ‏بیماری‏ ‏هیچ‏ ‏نقشی‏ ‏نداریم‏ ‏…این‏ ‏بیماری‏ ‏مدتی‏ ‏سیر‏ ‏پیشرونده‏ ‏دارد‏ ‏و‏ ‏در‏ ‏نیمه‏ ‏عمر‏ ‏روبه‏ ‏بهبود‏ ‏میگذارد‏ ‏به‏ ‏صورت‏ ‏خود‏ ‏به‏ ‏خود‏ ‏از‏ ‏شدت‏ ‏ان‏ ‏از‏ ‏اواسط‏ ‏عمر‏ ‏کاسته‏ ‏میشود‏ ‏پس‏ ‏تا‏ ‏ان‏ ‏زمان‏ ‏خود‏ ‏را‏ ‏مدیریت‏ ‏کنید..به‏ ‏هیچ‏ ‏عنوان‏ ‏برای‏ ‏کنترل‏ ‏ان‏ ‏از‏ ‏بنزو‏ ‏دیازپینها‏ ‏و‏ ‏داروهای‏ ‏گروه‏ ‏ام‏ ‏ای‏ ‏او‏ ‏ویا‏ ‏سه‏ ‏حلقه‏ ‏ای‏ ‏به‏ ‏خاطر‏ ‏اثار‏ ‏تخریبی‏ ‏شدید‏ ‏استفاده‏ ‏نکنید‏ ‏

  28. علی می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(5)

    دوستان ما نیاز به هم فکری و هم دردی با همدیگه داریم.خیلی خوب میشه اگه گروهی باشه تا بتونیم راجع به این مشکل صحبت کنیم.کسی اطلاع داره که چنین گروهی در تلگرام تشکیل شده یا نه؟

  29. مجید می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(3)

    چگونه‏ ‏میتوانم‏ ‏تفکر‏ ‏همه‏ ‏دارند‏ ‏من‏ ‏را‏ ‏نگاه‏ ‏میکنند‏ ‏را‏ ‏متوقف‏ ‏کنم‏ ‏…راه‏ ‏کم‏ ‏کردن‏ ‏تمرکز‏ ‏بر‏ ‏خویش‏ ‏توجه‏ ‏به‏ ‏اتفاقاتی‏ ‏است‏ ‏که‏ ‏در‏ ‏اطراف‏ ‏شما‏ ‏میافتد‏ ‏به‏ ‏جای‏ ‏این‏ ‏که‏ ‏بر‏ ‏خود‏ ‏و‏ ‏علایم‏ ‏و‏ ‏نشانه‏ ‏های‏ ‏دلشوره‏ ‏و‏ ‏هراس‏ ‏اجتماعی‏ ‏تمرکز‏ ‏کنید‏ ‏به‏ ‏افرادی‏ ‏که‏ ‏اطرافتان‏ ‏هستند‏ ‏توجه‏ ‏کنید.بدانید‏ ‏مسئولیت‏ ‏گفت‏ ‏و‏ ‏گو‏ ‏با‏ ‏افرادی‏ ‏که‏ ‏اطرافتان‏ ‏هستند‏ ‏باشما‏ ‏نیست..برای‏ ‏مواجه‏ ‏از‏ ‏استرسهای‏ ‏کوچک‏ ‏شروع‏ ‏کنید‏ ‏پارکهای‏ ‏خلوت‏ ‏میتواند‏ ‏مراکز‏ ‏خوبی‏ ‏برای‏ ‏شروع‏ ‏باشد‏ ‏و‏ ‏بعد‏ ‏از‏ ‏تمرین‏ ‏ان‏ ‏رابه‏ ‏مرکز‏ ‏شهر‏ ‏گسترش‏ ‏بدهید‏ ‏روبرو‏ ‏شدن‏ ‏با‏ ‏بزرگترین‏ ‏ترس‏ ‏اشتباه‏ ‏است‏ ‏این‏ ‏کار‏ ‏باعث‏ ‏حاد‏ ‏شدن‏ ‏دلشوره‏ ‏تان‏ ‏میشود‏ ‏از‏ ‏تکالیف‏ ‏اسان‏ ‏شروع‏ ‏کنید‏ ‏……شبها‏ ‏موقع‏ ‏خواب‏ ‏میتوانید‏ ‏از‏ ‏روش‏ ‏تصویر‏ ‏سازی‏ ‏ذهنی‏ ‏و‏ ‏مواجهه‏ ‏سازی‏ ‏مجازی‏ ‏استفاده‏ ‏کنید‏ ‏وان‏ ‏را‏ ‏تمرین‏ ‏کنید…در‏ ‏زمان‏ ‏گفتگو‏ ‏با‏ ‏تلفن‏ ‏اگر‏ ‏کسی‏ ‏کنارتان‏ ‏نیست‏ ‏چشمتان‏ ‏را‏ ‏ببندید‏ ‏

  30. مجید می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    کمتر‏ ‏انسان‏ ‏هوشمندی‏ ‏هست‏ ‏که‏ ‏همواره‏ ‏با‏ ‏رنجهاو‏ ‏نا‏ ‏کامی‏ ‏بسازد‏ ‏ولی‏ ‏به‏ ‏هر‏ ‏حال‏ ‏انسانی‏موفق‏ ‏هست‏ ‏که‏ ‏در‏ ‏نهایت‏ ‏راه‏ ‏منطقی‏ ‏را‏ ‏در‏ ‏مواجهه‏ ‏با‏ ‏ناکامی‏ ‏در‏ ‏پیش‏ ‏رو‏ ‏بگیرد

  31. reza می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(4)

    سلام.دوستان.من هم این مشکل را سالها داشتم که باعث شد به مصرف مواد مخدر رو بیارم.تا جایی که کارم به تزریق مواد کشیده شد.الان ترک کردم ولی اوایل پاکی شدیدا از این موضوع رنج میبردم .من عضو انجمن معتادان گمنام هستم و تونستم راه درمانمو توی انجمن پیدا کنم.من بیماری اعتیاد دارم و اضطراب اجتماعی هم بخشی از عوارض بیماری من بود.منظور از بیماری اعتیاد نه مصرف مواد بلکه هر چیزی که باعث بشه افکار و احساساتم شدیدا تحت تاثیر قرار بگیره.مثلا خودارضایی یا افکار بحران زا یا توهمات غیر واقعی وخیالبافی و….من مشکلم را تونستم با مشارکت کردن و صحبت کردن در مورد موضوعات زندگیم توی جلسات و بین همدردهای خودم حل کنم و همچنین قطع مصرف چیزی که احساساتم را تحت تاثیر قرار میدهد البته با کارکرد قدمهای ۱۲گانه معتادان گمنام و ابزاری که انجمن در اختیارم گذاشت.در کل یه راهی پیدا کردم که بدون مصرف دارو یا مواد یا هر چیز خارجی مشکلم را حل کنم.لازم دونستم تجربه ام را بگم شاید بدرد کسی بخوره و باعث بشه راهی که من رفتم رو تجربه نکنه و ازتجربه من استفاده بکنه در ضمن اینا بگم که مشکل اصلی ما نداشتن تعادل در احساسات میباشد یا همون افراط و تفریط توی احساسات که تو جنبه های دیگه ای از زندگی هم تاثیر میذاره و فقط هم یه راه حل اجتماعی داره.دنبال این نباشید که این بیماری از کجا اومده فقط بگم که ما مسئول بیماری خود نیستیم ولی مسئول بهبودی خود هستیم و بهبودی هم چیزی درونی است.ممنون از شما دوستان

  32. فرناز می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(7)

    سلام خیلی وقت بودکه به اینجاسرنزده بودم درست ازآخرین پیامی که گذاشتم من تواین ۱۰سالی که دچاراین بیماری بودم وهستم به این نتیجه رسیدم که اصلابهش اعتنایی نکنم نسبت بهش بی تفاوت باشم درطول روز اصلاتوذهنم بهش فکرنکنم چطوربگم سعی کنیدباهاش قهرکنین یه مدت اصلا به روی خودتون نیارین مثل بقیه آدماوارداجتماع بشین به خودتون تلقین کنین حتی شده خودتونو گول بزنین که هیچ مشکلی نیس وشما حتی اسم این بیماری رو هم تاحالانشنیدین من مدتهاست دیگه بهش فکرنمیکردم وتاحدودی جواب داده برای من،نمیتونم بگم کاملا خوب شدم ولی این مورد خیلی بهم کمک کرده شماهم امتحان کنید فراموشش کنید
    مورد دوم سعی کنید باوجوداینکه ترس دارین توی اون موقعیت قراربگیرین حتی حتی اگه هول شدین لرزیدین ترسیدین وخیلی چیزای دیگه …مثلامن چندوقت پیش به یه وسیله ای نیازداشتم ولی برای اینکه تنهانرم بیرون همش امروز وفردامیکردم که خداکنه یکی مسیرش بیفته اونجاتابتونم باهاش برم ولی عزمموجزم کردم و تنهارفتم یادمه خیلی برام سخت بودتوخیابون خیلی حس بدی داشتم باخودم گفتم چرابایدنظرمردم برام مهم باشه بزارفکرکنن ترسیدم یاخجالتی ام اصلاهرچی میخوان بگن مهم خودمم که به خواستم برسم بالاخره رفتم واین حسموشکست دادم یادمه موقع برگشت به خونه ازعمدراهمودورکردم یه حس خوبی داشتم مثل حس پیروزی،درسته قدم کوچیکی بودولی برای من یه موفقیت به حساب میومد پس هرچقدرهم که براتون سخته تواون موقعیت قراربگیرین
    موردسوم درباره داروهاست مثل سرترالین فلوکسامین و….بببینین من فقط ازاین دو دارو استفاده کردم هیچ تاثیری نداشت فقط گاهی اوقات حس سرخوشی بهم دست میدادولی ترس ازبیرون رفتن هنوزم وجودداشت واعتیادی که به این داروهاپیداکرده بودم تصمیم گرفتم کم کم قطعشون کنم وکردم البته شایدبرای بعضی هاجواب بده ولی برای منکه اینطورنبودپس بیخودی دلتونوبه دارو خوش نکنید فقط وفقط خودتون میتونین به خودتون کمک کنین من مدتهاتحت نظر روانپزشک بودم ولی روان درمانی هم روی من جواب نداد فکرنکنم هیچکدومتون وضعیتتون ازمن وخیم ترباشه
    موردچهارم سعی کنیدحتماحتمابریدباشگاه نزدیکترین باشگاه به خونتون انتخاب کنید وهدچقدرهم براتون سخت بود ادامش بدین این موردبه روند درمان خیلی کمک میکنه
    موردپنجم اعتمادبه نفستون روتقویت کنیدروبروی آینه باخودتون حرف بزنین روزی چندبار،تامیتونین رنگای شادبپوشین صبح که ازخواب بیدارمیشین به خودتون حسابی برسین هیچوقت ژولیده وشلخته نباشین همیشه مرتب وتمیز چه بیرون چه توخونه ،کتابهای فن بیان بگیرین بخونین
    موردششم دوست پیداکنیدیااگه دوستای خوبی دارین باهاشون وقت بگذرونین توجمع های فامیلی بیشترشرکت کنیدمحکم حرف بزنین نه آروم،لازم نیس همیشه گوینده باشیدیابرای همه چی اظهارنظرکنیدبرای قدم اول همینکه تواین جمع هاشرکت کنین کافیه
    فعلاهمینابه ذهنم رسید ایناتجربیات من بودخوشحال میشم بدونم شماچیکارکردین وچه راه درمانی روانتخاب کردین لطفاهمه نظربدن تابتونیم به هم کمک کنیم

  33. محسن می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    سلام دوستان گلم من ازبچگی این مشکل روداشتم چهارسالم انواع داروهاروامتحان کردم نشدبهترین راه ورزش هست وبهترین ورزش هم ورزشهای رزمی هست هم توجمع هستیم هم بااحساس قدرت اعتمادبنفس ادم زیادمیشه وقتی انسان ورزیده باشه درست می ایسته قوزنمیکنه اعتمادبنفس زیادمیشه وتمرین جملات مثبت که ضمیرناخوداگاه مغزمان یادبگیره بجای جملات منفی جملات مثبت بیادبه ذهنمون کم کم مغزعادت میکنه که من انسان باارزشی هستم دوست داشتنی هستم وجلوی اینه وایستیدباصدای بلندبگیدمن خوش تیپ هستم فقط بایدطرزفکرمون عوض بشه دوستان بخداداروفایده نداره من حتی شوک برق هم دادم به مغزم فایده نداشت جزاین کارهای علمی که عالی بودند

  34. محسن می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    وچیزی که منوشفاداد دکترمحمدعلی محمدی توی ماهواره هایلست HPTVشبکه دکترهست وضوبگیریدایمان بیاوریدبنشینیدپای صوت اقای دکتر ازطریق سوت دکترهرمشکلی حتی سرطان هم باشه حل میشه من باصوت ایشون خوب شد از۱۰۰درصداسترس واضطرابم شده ۵درصد خداشاهده اگرایمان داشته باشیدشفامیده هرشب چندنفرزنگ میزنندمیگن شفاگرفتندفقط ۳نفرتواین دنیاهمچین نیرویی دارند

  35. محسن می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    دوستان گلم حتماشبکه روپیداکنیدبنشینیدپای صوت دکترتمرکزکنیدبخداشفامیده من خودم باورم نمیشد دیگه شوک دادم نشدناامیدبودم تااینکه نشستم پای صوت دکترمن ۴سال خونه نشین کامل بودم خداروشکرشفاپیداکردم اززندگی دارم لذت میبرم افسردگیم اضطرابم ترسم خیلی بهترشده امتحان کنیدفقط ایمان داشته باشیددیگه شک نکنیدجواب میده

  36. محسن می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(1)

    اگرم ماهواره نداریدبریدیوتیوب بنویسیددکترمحمدعلی محمدی روی یکی ازکلیپهاش کلیک کنیدپخش زنده داره فیلمهای شفادادن دکترتوایران هم هست توخارج هم هست خودتون ببینیدایمان پیدامیکنیدانرژی درمانی دکترچقدرعالی اونم رایگان فقط گوش بکنیدسوت دکترروبه خدامیسپارمتون دوستان گلم امیدوارم کمکی کرده باشم ممنون

  37. یونس می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    سلام برادر محسن شما لرزش دست هم داشتید؟

  38. یونس می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    میشه لطف کنید فیلماشا بفرستید

  39. فهیمه می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(8)

    خیلی خوشحالم این سایت رو پیدا کردم فکر میکردم تو کل دنیا فقط همین من یه نفرانقد مشکل دارم و حالم خراب میشه ازحضورتو جمع. تحصیلکردم زیبا و جذابم خوش بیانم و با اطلاعات بالا تو اکثرزمینه ها ولیییی قفل میکنم وقتی یکی میخواد بیاد خونم یا میخوام برم جایی ازفکرش حالت تهوع میگیرم ازقضاوت شدن از تو جمع بودن شده برای من یه عذاب بزرگ خانواده شوهرم البته ادمای بی ادب و بی فرهنگی بودن بارها دلمو شکستن با وجود این مشکلم هربار بخشیدمو رفتم ولی امسال دیگه نمیتونم ببخشم شاید بیماریم بدتر شده اصلا دوس ندارم ازخونه برم بیرون خانواده بی محبت و سردی داشتم خودم شوهرمم ادم ایرادگیریه و هرروز داره اوضاع من بدتر میشه نمیدونم چیکار کنم نمیذاره برم سرکار یا با دوستمم برم بیرون خودشم دیروقت میاد و حرفی هم رد و بدل نمیشه. ولی عذاب بزرگ زندگیم این ترس شدیده غیرقابل کنترله همه بدنم منقبض میشه میلرزم گردنم خشک میشه یا میلرزه نمیتونم غذا یا شربت و میوه بخورم نمیتونم تمرکز کنم و جواب بدم خانواده شوهرم بخاطر همین تحقیرامیز باهام رفتار میکنن خیلی دلم شکسته جزخدا هیشکیو ندارم برام دعا کنید

  40. علیرضا می‌گه:
    text for dislike(1) text for like(1)

    منم چند ساله این مشکلو دارم..دانشجو پرستاری هم هستم بدبختی.. متاسفانه داروهای افسردگی هم میخورم ریزش مو شدید میگیرم که تاثیر بدتری روی اعتماد به نفسم میذاره..به شما هم پیشنهاد میکنم اصلا سراغ دارو های SSRI و TCA نرید…کسی اینجا هست که بتونه یه درمان گیاهی رو معرفی کنه؟

  41. amin می‌گه:
    text for dislike(0) text for like(0)

    هوف منم همه این مشکلاتو دارم میخوامولی اراده من قویه اگه اراده کنم زود خوب میشم فقط کسی میخوام کمکم کنه همین فقط خدا از اونایی ک دل اونایی ک ب این بیماری مبتلا هستند نگذره

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *