چگونه از خود کشی اجتناب کنیم؟

ارسال به دوستان
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (2 امتیاز, میانگین: 1٫50 از 5)
Loading...

مطالب مرتبط

16 دیدگاه

  1. مسعود says:
    text for dislike(4) text for like(2)

    سلام
    من مدت یکساله دنبال راهی میگردم که راحت خودمو از بین ببرم حالا راحت هم نشد فوقش بیست دقیقه زجر بکشم بهتر ازین زندگیه کوفتیه که همش بیخودی گریه و زاری میکنم مشکل من اینه که دختر دو ساله ای دارم نمیدونم بعد از رفتنم سرنوشتش چی میشه کی ازش مواظبت میکنه اگه زمستونا سرما بخوره کی میبردش دکتر کسی هست براش لباس گرم بگیره علاقه به بستنی زیاد داره منو میبینه میگه بسی یعنی بستنی میخوام منم با رفتنم هیچی براش نمیذارم دیگه هم نمیتونم بمونم بخدا ثانیه های این زندگی رو نمیتونم تحمل کنم تورو خدا راهنماییم کنید

  2. دوست says:
    text for dislike(2) text for like(1)

    دوست عزیززندگی شما متعلق به خودت هست ومیتوانی قید آنرا بزنی ولی بنظر شما آیا هیچ کس دیگری در زندگی شما حق ندارد ؟ازجمله همان دختر کوچولوی معصومتان؟آیا ایشان خودش بدنیاآمده یا شما او را بدنیا آورده اید؟وآیا شما این حق را داری که یک کودک بیگناه راکه باید در کنارپدر و مادر زندگی کند واز لذت وآرامش زندگی درکنارمادرو پدر که حق طبیعی اوست بهره مند شود را از این حق محروم سازی ؟این کودک خود یک دنیا دلیل وانگیزه برای زندگیست پس ارتباطت را با خدا بیشتر کن وبرای زیبا شدن زندگی خود وفرزندت با همه چیز مبارزه کن.

  3. مهسا says:
    text for dislike(1) text for like(1)

    سلام.من مدت دوساله که به خودکشی فکر میکنم و حتی چهارپنج دفعه به این موضوع فک کردم…….سن من برای خودکشی خیلیکمه ولی از این زندگی کذایی خسته شدم.اینده ای تاریک در انتظار منه و من میخوام هرچه زود تر به این تاریکی برسم.دختر تک خانواده ام و خیلی توی محدوده قرار گرفتم و این ازارم میده.خیلی توقعمبالاست و از رفتارای مامانمم خسته شدم

  4. dead light says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    من برای خودم این مقاله رو نخوندم برای دوستم بود به نظر من ادم هر چه قدر که تو مشکلات باشه بد ترین کار می تونه خودکشی باشه …. چون اینجوری به همه نشون میدی ادم سستی بودی و زود از بار مشکلات شونه خالی می کردی مسعودجان به فکر خانواده باش چون با قبول کردن خانواده کل مشکلاتشم قبول کردی و مهسا خانم خودکشی رسیدن به اون تاریکی نیست بلکه رسیدن به تاریکی های درون وودت پس بدون شاید بتونی در اینده از اون محدودیت فرار کنی اما هیچوقت نمی تونی از تاریکی وجودت فرار کنی ………….
    ببخشید پر حرفی کردم !

  5. هیوا says:
    text for dislike(2) text for like(3)

    سلام مطالب تون واقعا عالی بود ولی متاسفانه هیچ کمکی به من نکرد من الان ۴ ساله که به خودکشی فکر میکنم و ۱۰ و یا ۱۱ بار امتحان کردم و چندبارش واقعا به مرگ خیلی نزدیک شدم اما باز هم میخوام اینکار رو انجام بدم واقعا خودکشی به خاطره فرار کردن از مشکلاته ولی مشکلاتی که من دارم با هیچ چیزی حل نمیشه

  6. هیوا says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    ببخشید جناب دوست درسته اون بچه باید در کنار پدر و مادرش بزرگ بشه ولی واقعا زندگی در سن و ساله من در کناره پدر و مادر واقعا هیچ خوشی نداره من الان ۱۵ سالمه ولی هیچ آرامش و یا دلخوشی کنار پدر و مادرم ندارم و بخاطره همین موضوع و هزاران دلیله دیگه به این فکر افتادم

  7. پسر says:
    text for dislike(2) text for like(1)

    سلام من امروز به فکر خودکشی افتادم.این مقاله رو خوندم.من مشکلات زیادی رو تو زندگیم ندارم ولی مشکلی که دارم سخته.من عاشق همکلاسی کلاس زبانم شدم.ولی اصلا باهم حرف نمیزنیم.امروز که دقت کردم دیدم یکی از پسرا با تلفنش کار میکرد و نگاهش به همون دختر بود بعد اون دختر هم تلفنش رو از جیبش درآورد و تایپ کرد من خیلی اعصابم خورده لطفا کمکم کنید.اگه اون باهاش دوست باشه من میمیرم.

  8. زهرا says:
    text for dislike(1) text for like(2)

    سلام من پانزده سالم است و میخام خودکشی کنم اما نمیدونم چگونه؟مشکلم اینه که احساس بسیار شدید شک وتردید به معتاد بودن پدرم دارم اون با اینکه منو خیلی دوست داره از عایمی مثل ادکلن زیاد,ناخن سیاه,مردمک چشم منقبض شده و… اون مترسم از اینکه پدر آدم بدبختش کنه خیلی میترسم,من در مدرسه تیزهوشان اراک درس میخانم و فشار درسی زیاد و رقابت هاهم باعث شده از زندگی دست بکشم به نظر شم چکار کنم؟

  9. niloofar says:
    text for dislike(0) text for like(3)

    مقالتون هیچ کمکی بمن نکرد…ادم باید یکیو داشته باشه بهش بزنگه من تنهام هیچ امیدی ن به آینده دارم نه الان گذشته و مشکلاتم مدام آزارم میدن.من به معنای واقعی تنهام من خداروهم ندارم چ برسه بندشو…نباشم بهتره

  10. نا مشخص says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    من ٢١ سالمه و تو اين ٢١ سال هيچ خيري از زندگيم نديدم !! و از همه بدتر انقد افسردگيم شديده بايد بميرم تنها راهش همينه اونقد شديده كه حتي اونقد گريه ميكنم كه از شدته گريه زياد ميوفتم زمين !! زندگيم خيلي تلخه !! از همه بدتر هيچ كسو ندارم من تو خانواده اي هستم كه خيلي با هم اختلاف سني داريم مثلا اختلاف سنيم با دوتا برادرام ١٩ ساله حالا با پدر مادر كه ديگه بماند… كلا هيچ محبتي نديدم تو اين ٢١ سال همشم به خاطره اين تفاوت سنيه !! حالم داره از زندگي بهم ميخوره !! از صبح كه بلند ميشم تو اتاقمم تو خوده صبح فردا حتي نه رفيقي حتي دفترچه تلفن گوشيمم خاليه هيشكيو ندارم !! مدت هاست تو اتاق حبسم !! اونقد غريبم كه حتي تو جامعه هم نميتونم باشم تا نيم ساعت ميرم بيرون سريع ميام خونه !! از همه چي طرد شدم !! از همه بدتر خودمم نميشناسم !! تنها آرزوم شده مرگ !! به خدا هيچي نميخوام !! حتي اونقد منزوي هستم كه نميتونم برم برا خودم كار كنم يا مثلا ادامه تحصيل بدم !! نه اينكه نشه !! به خدا نميتونم يه چيزي زمين گيرم كرده !! من تا حالا هيچوقت با كسي حرف نزدم ولي نميدونم چرا دارم اينارو ميگم !! لطفا برام دعا كنيد زودتر بميرم !!

  11. يك نفر says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    تا به حال سه بار به من تجاوز شده و عشقم رو هم در همين راستا از دست دادم نابودم اما تنها دليل زنده بودنم خونوادمن كه نميخوام داغ دارشون كنم كه يه روز اونا هم به حال و روز من بيفتن و آرزوى مرگ كنن مگه بدتر از وضع منم ميشه اى كاش فقير بودم پول نون نداشتم ولى اين وضعم نبود

  12. lalalalalalala says:
    text for dislike(1) text for like(2)

    اگر که زندگی سخته
    اگر که بدبختی
    اگر داری دق می کنی
    اگر عشقت رفته
    اگر به هر لجنی که گرفتار شدی
    بلند شو.
    همه بدونن !!! لحظه آخر پشیمون میشیم و میخواین برگردیم.
    زندگیم هر کثافتی که باشه ادامه خواهیم داد.هرچی باشه.
    من اون کوه استواری خواهم شد که باد به من تکیه خواهد کرد.

  13. ناشناس says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    من تو این دنیا کسی منو حتی درکم نمیکنه تو همه جا مسخرم میکنن و بعضی از دوستام از من جدا میشن و هیچکسی منو تو اینجا دوست نداره چند سالیه دنبال یکی میگشتم حرف های دلم رو بهش بگم ولی نشد ….. من به زندگی بعد از مرگ هم فکر کردم دیدم که نمیشه خودکشی کرد چون خدا وند مهربان مجازاتمون میکنه منو نمیدانید چه زجر هایی کشیدم خیلی زجر کشیدماگه میشد راهنماییم کنید تا اروم شم همیشه هم هر شب گریه زاری میکنم ولی گریه که چیزی رو حل نمیکنه باید کاری کرد…………

  14. بي اسم says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    من چندساله تو فكر اين قضيه ام با اينكه ١٩ سالمه و بهترين دوران زندگيم بايد باشه ولي نيست
    مايه ي نا اميدي پدرمادرمم دائما ميگن كه كاش نبودم و به خاطر بي عرضه بازيم خيلي ازم خجالت ميشكن به خاطر افسردگي شديد كه دوساله دچارش شدم اضافه وزن پيدا كردم و حتي نميتونم اون رو هم كم كنم از قيافه و همه چيز افتادم تلاش هم كه ميكنم بي فايده تر ميشه و باز بيشتر خانواده ام تاكيد ميكنن كه از من خجالت ميكشن و چه گناهي كردن كه من بچه اشون نه معتادم نه چيزي ولي ديگه مايه ناراحتيشونم
    اون اوايل سر كنكور به اين وضع افتادم اولش شروع خيلي خوبي داشتم همه روي من زير هزار سرمايه گذاري كردن ولي شكست هام بيشتر شد بو دانشگاه سراسري به صورت پولي قبول شدم
    راستش بيشتر دوست داشتم برم شهرستان با اينكه رتبه ي اصفهان رو هم اوردم امكانش نبود چون دخترم و نميخواستن از خونه برم
    اون زنجيره ي شكست هام همچنان ادامه داشت مثلا توي دانشگاه توي درسام افتادم كه باعث شد علاوه بر شكست ضرر مالي هم دچار كنم خانواده رو
    بعضي اوقات به فكر انصراف ميافتم ولي ميگم با اينكه حل نميشه
    البته توي همه ي اين نااميدي ها كه باعث ميشه به خودم حس يه تيكه گوشتي كه نفس بكشه رو داشته باشم
    يه چيز اميد بخش هست كه باز فكرش نزاشت امروز خود كشي كنم
    يه پسري هست كه همو خيلي دوست داريم و اگه خدا بخواد تا اون موقع خودمو نكشم زنده بمونم ازدواج دوست داريم بكنيم
    اون نميتونه من از افسردگي شديد رنج ميبرم و همش دنبال روش خودكشي ام
    خانواده ام براي من همه كاري كردن و با وجود اينكه براي من همه كاري كردن من باز اينجوري فقط شكست ميخورم يا درواقع ديگه دست از زحمت كشيدن هم برداشتم چون به اين نتيجه رسيدم خودمو به هر اب اتيشي بزنم بازم شكسته بازم خانواده ام رو نا اميد ميكنم بازم پدرم جاي افتخار بايد بگه مايه ي نا اميدي مني
    شايد مشكلات احمقانه ايي باشه در مقابل دوستي كه ميگفت بهش تحاوز شده و همه چيزش رو از دست داده
    تخصيل و اضافه وزن ! و نا اميدي پدر مادر دليل كافي نباشه براي خود كشي ولي منو به اين وضع رسوند نميدونم چرا
    امروز هم حتي قرص ميخوردم فقط فكر عشقم جلمو گرفت كه بيشتر از ٤ تا ٥ تا بخورم

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *