چگونه از خود کشی اجتناب کنیم؟

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (3 امتیاز, میانگین: 2٫67 از 5)
Loading...

مطالب مرتبط

17 دیدگاه

  1. يك نفر says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    تا به حال سه بار به من تجاوز شده و عشقم رو هم در همين راستا از دست دادم نابودم اما تنها دليل زنده بودنم خونوادمن كه نميخوام داغ دارشون كنم كه يه روز اونا هم به حال و روز من بيفتن و آرزوى مرگ كنن مگه بدتر از وضع منم ميشه اى كاش فقير بودم پول نون نداشتم ولى اين وضعم نبود

  2. lalalalalalala says:
    text for dislike(1) text for like(2)

    اگر که زندگی سخته
    اگر که بدبختی
    اگر داری دق می کنی
    اگر عشقت رفته
    اگر به هر لجنی که گرفتار شدی
    بلند شو.
    همه بدونن !!! لحظه آخر پشیمون میشیم و میخواین برگردیم.
    زندگیم هر کثافتی که باشه ادامه خواهیم داد.هرچی باشه.
    من اون کوه استواری خواهم شد که باد به من تکیه خواهد کرد.

  3. ناشناس says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    من تو این دنیا کسی منو حتی درکم نمیکنه تو همه جا مسخرم میکنن و بعضی از دوستام از من جدا میشن و هیچکسی منو تو اینجا دوست نداره چند سالیه دنبال یکی میگشتم حرف های دلم رو بهش بگم ولی نشد ….. من به زندگی بعد از مرگ هم فکر کردم دیدم که نمیشه خودکشی کرد چون خدا وند مهربان مجازاتمون میکنه منو نمیدانید چه زجر هایی کشیدم خیلی زجر کشیدماگه میشد راهنماییم کنید تا اروم شم همیشه هم هر شب گریه زاری میکنم ولی گریه که چیزی رو حل نمیکنه باید کاری کرد…………

  4. بي اسم says:
    text for dislike(1) text for like(0)

    من چندساله تو فكر اين قضيه ام با اينكه ١٩ سالمه و بهترين دوران زندگيم بايد باشه ولي نيست
    مايه ي نا اميدي پدرمادرمم دائما ميگن كه كاش نبودم و به خاطر بي عرضه بازيم خيلي ازم خجالت ميشكن به خاطر افسردگي شديد كه دوساله دچارش شدم اضافه وزن پيدا كردم و حتي نميتونم اون رو هم كم كنم از قيافه و همه چيز افتادم تلاش هم كه ميكنم بي فايده تر ميشه و باز بيشتر خانواده ام تاكيد ميكنن كه از من خجالت ميكشن و چه گناهي كردن كه من بچه اشون نه معتادم نه چيزي ولي ديگه مايه ناراحتيشونم
    اون اوايل سر كنكور به اين وضع افتادم اولش شروع خيلي خوبي داشتم همه روي من زير هزار سرمايه گذاري كردن ولي شكست هام بيشتر شد بو دانشگاه سراسري به صورت پولي قبول شدم
    راستش بيشتر دوست داشتم برم شهرستان با اينكه رتبه ي اصفهان رو هم اوردم امكانش نبود چون دخترم و نميخواستن از خونه برم
    اون زنجيره ي شكست هام همچنان ادامه داشت مثلا توي دانشگاه توي درسام افتادم كه باعث شد علاوه بر شكست ضرر مالي هم دچار كنم خانواده رو
    بعضي اوقات به فكر انصراف ميافتم ولي ميگم با اينكه حل نميشه
    البته توي همه ي اين نااميدي ها كه باعث ميشه به خودم حس يه تيكه گوشتي كه نفس بكشه رو داشته باشم
    يه چيز اميد بخش هست كه باز فكرش نزاشت امروز خود كشي كنم
    يه پسري هست كه همو خيلي دوست داريم و اگه خدا بخواد تا اون موقع خودمو نكشم زنده بمونم ازدواج دوست داريم بكنيم
    اون نميتونه من از افسردگي شديد رنج ميبرم و همش دنبال روش خودكشي ام
    خانواده ام براي من همه كاري كردن و با وجود اينكه براي من همه كاري كردن من باز اينجوري فقط شكست ميخورم يا درواقع ديگه دست از زحمت كشيدن هم برداشتم چون به اين نتيجه رسيدم خودمو به هر اب اتيشي بزنم بازم شكسته بازم خانواده ام رو نا اميد ميكنم بازم پدرم جاي افتخار بايد بگه مايه ي نا اميدي مني
    شايد مشكلات احمقانه ايي باشه در مقابل دوستي كه ميگفت بهش تحاوز شده و همه چيزش رو از دست داده
    تخصيل و اضافه وزن ! و نا اميدي پدر مادر دليل كافي نباشه براي خود كشي ولي منو به اين وضع رسوند نميدونم چرا
    امروز هم حتي قرص ميخوردم فقط فكر عشقم جلمو گرفت كه بيشتر از ٤ تا ٥ تا بخورم

  5. hoodar says:
    text for dislike(1) text for like(2)

    من کسی و نرارم که حرف ب.نم باهاش

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *