چگونه از خود کشی اجتناب کنیم؟

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (3 امتیاز, میانگین: 2٫67 از 5)
Loading...

مطالب مرتبط

17 دیدگاه

  1. مسعود says:
    text for dislike(4) text for like(2)

    سلام
    من مدت یکساله دنبال راهی میگردم که راحت خودمو از بین ببرم حالا راحت هم نشد فوقش بیست دقیقه زجر بکشم بهتر ازین زندگیه کوفتیه که همش بیخودی گریه و زاری میکنم مشکل من اینه که دختر دو ساله ای دارم نمیدونم بعد از رفتنم سرنوشتش چی میشه کی ازش مواظبت میکنه اگه زمستونا سرما بخوره کی میبردش دکتر کسی هست براش لباس گرم بگیره علاقه به بستنی زیاد داره منو میبینه میگه بسی یعنی بستنی میخوام منم با رفتنم هیچی براش نمیذارم دیگه هم نمیتونم بمونم بخدا ثانیه های این زندگی رو نمیتونم تحمل کنم تورو خدا راهنماییم کنید

  2. دوست says:
    text for dislike(2) text for like(2)

    دوست عزیززندگی شما متعلق به خودت هست ومیتوانی قید آنرا بزنی ولی بنظر شما آیا هیچ کس دیگری در زندگی شما حق ندارد ؟ازجمله همان دختر کوچولوی معصومتان؟آیا ایشان خودش بدنیاآمده یا شما او را بدنیا آورده اید؟وآیا شما این حق را داری که یک کودک بیگناه راکه باید در کنارپدر و مادر زندگی کند واز لذت وآرامش زندگی درکنارمادرو پدر که حق طبیعی اوست بهره مند شود را از این حق محروم سازی ؟این کودک خود یک دنیا دلیل وانگیزه برای زندگیست پس ارتباطت را با خدا بیشتر کن وبرای زیبا شدن زندگی خود وفرزندت با همه چیز مبارزه کن.

  3. مهسا says:
    text for dislike(1) text for like(1)

    سلام.من مدت دوساله که به خودکشی فکر میکنم و حتی چهارپنج دفعه به این موضوع فک کردم…….سن من برای خودکشی خیلیکمه ولی از این زندگی کذایی خسته شدم.اینده ای تاریک در انتظار منه و من میخوام هرچه زود تر به این تاریکی برسم.دختر تک خانواده ام و خیلی توی محدوده قرار گرفتم و این ازارم میده.خیلی توقعمبالاست و از رفتارای مامانمم خسته شدم

  4. dead light says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    من برای خودم این مقاله رو نخوندم برای دوستم بود به نظر من ادم هر چه قدر که تو مشکلات باشه بد ترین کار می تونه خودکشی باشه …. چون اینجوری به همه نشون میدی ادم سستی بودی و زود از بار مشکلات شونه خالی می کردی مسعودجان به فکر خانواده باش چون با قبول کردن خانواده کل مشکلاتشم قبول کردی و مهسا خانم خودکشی رسیدن به اون تاریکی نیست بلکه رسیدن به تاریکی های درون وودت پس بدون شاید بتونی در اینده از اون محدودیت فرار کنی اما هیچوقت نمی تونی از تاریکی وجودت فرار کنی ………….
    ببخشید پر حرفی کردم !

  5. هیوا says:
    text for dislike(2) text for like(3)

    سلام مطالب تون واقعا عالی بود ولی متاسفانه هیچ کمکی به من نکرد من الان ۴ ساله که به خودکشی فکر میکنم و ۱۰ و یا ۱۱ بار امتحان کردم و چندبارش واقعا به مرگ خیلی نزدیک شدم اما باز هم میخوام اینکار رو انجام بدم واقعا خودکشی به خاطره فرار کردن از مشکلاته ولی مشکلاتی که من دارم با هیچ چیزی حل نمیشه

  6. هیوا says:
    text for dislike(0) text for like(1)

    ببخشید جناب دوست درسته اون بچه باید در کنار پدر و مادرش بزرگ بشه ولی واقعا زندگی در سن و ساله من در کناره پدر و مادر واقعا هیچ خوشی نداره من الان ۱۵ سالمه ولی هیچ آرامش و یا دلخوشی کنار پدر و مادرم ندارم و بخاطره همین موضوع و هزاران دلیله دیگه به این فکر افتادم

  7. پسر says:
    text for dislike(2) text for like(1)

    سلام من امروز به فکر خودکشی افتادم.این مقاله رو خوندم.من مشکلات زیادی رو تو زندگیم ندارم ولی مشکلی که دارم سخته.من عاشق همکلاسی کلاس زبانم شدم.ولی اصلا باهم حرف نمیزنیم.امروز که دقت کردم دیدم یکی از پسرا با تلفنش کار میکرد و نگاهش به همون دختر بود بعد اون دختر هم تلفنش رو از جیبش درآورد و تایپ کرد من خیلی اعصابم خورده لطفا کمکم کنید.اگه اون باهاش دوست باشه من میمیرم.

  8. زهرا says:
    text for dislike(1) text for like(2)

    سلام من پانزده سالم است و میخام خودکشی کنم اما نمیدونم چگونه؟مشکلم اینه که احساس بسیار شدید شک وتردید به معتاد بودن پدرم دارم اون با اینکه منو خیلی دوست داره از عایمی مثل ادکلن زیاد,ناخن سیاه,مردمک چشم منقبض شده و… اون مترسم از اینکه پدر آدم بدبختش کنه خیلی میترسم,من در مدرسه تیزهوشان اراک درس میخانم و فشار درسی زیاد و رقابت هاهم باعث شده از زندگی دست بکشم به نظر شم چکار کنم؟

  9. niloofar says:
    text for dislike(0) text for like(4)

    مقالتون هیچ کمکی بمن نکرد…ادم باید یکیو داشته باشه بهش بزنگه من تنهام هیچ امیدی ن به آینده دارم نه الان گذشته و مشکلاتم مدام آزارم میدن.من به معنای واقعی تنهام من خداروهم ندارم چ برسه بندشو…نباشم بهتره

  10. نا مشخص says:
    text for dislike(0) text for like(0)

    من ٢١ سالمه و تو اين ٢١ سال هيچ خيري از زندگيم نديدم !! و از همه بدتر انقد افسردگيم شديده بايد بميرم تنها راهش همينه اونقد شديده كه حتي اونقد گريه ميكنم كه از شدته گريه زياد ميوفتم زمين !! زندگيم خيلي تلخه !! از همه بدتر هيچ كسو ندارم من تو خانواده اي هستم كه خيلي با هم اختلاف سني داريم مثلا اختلاف سنيم با دوتا برادرام ١٩ ساله حالا با پدر مادر كه ديگه بماند… كلا هيچ محبتي نديدم تو اين ٢١ سال همشم به خاطره اين تفاوت سنيه !! حالم داره از زندگي بهم ميخوره !! از صبح كه بلند ميشم تو اتاقمم تو خوده صبح فردا حتي نه رفيقي حتي دفترچه تلفن گوشيمم خاليه هيشكيو ندارم !! مدت هاست تو اتاق حبسم !! اونقد غريبم كه حتي تو جامعه هم نميتونم باشم تا نيم ساعت ميرم بيرون سريع ميام خونه !! از همه چي طرد شدم !! از همه بدتر خودمم نميشناسم !! تنها آرزوم شده مرگ !! به خدا هيچي نميخوام !! حتي اونقد منزوي هستم كه نميتونم برم برا خودم كار كنم يا مثلا ادامه تحصيل بدم !! نه اينكه نشه !! به خدا نميتونم يه چيزي زمين گيرم كرده !! من تا حالا هيچوقت با كسي حرف نزدم ولي نميدونم چرا دارم اينارو ميگم !! لطفا برام دعا كنيد زودتر بميرم !!

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *