- مردمان - http://www.mardoman.net -

اگر نمی دانید کجا می روید، به هیچ کجا نخواهید رسید

[1]

یک بخش از کتاب آلیس در سرزمین عجایب است که خیلی خوب نشان می دهد چرا اهمیت دارد که بدانید در زندگی رو به چه سمتی حرکت می کنید:

“با خجالت آن اسم را به زبان آورد انگار که اصلا نمی دانست از آن خوشش می آید یا نه. اما لبخند پهن تری روی صورت گربه نشاند. آلیس با خود فکر کرد، بیا تا الان خیلی خوش گذشته و حرکت کرد. میشه بهم بگی از اینجا باید کجا برم؟

گربه گفت، به این بستگی داره که به کجا بخوای برسی.

آلیس گفت، فرقی برام نمی کنه.

آنوقت گربه جواب داد، پس فرقی نمی کنه که از کدوم راه بری.

آلیس برای توضیح به حرف خود اضافه کرد: همین که به یه جایی برسم…

گربه گفت: مطمئناً می رسی البته اگه به اندازه کافی راه بری.”

چند نفر را می شناسید که انگار بی هدف در زندگی خود سرگردان هستند، گویی که هیچ مسیر و جهتی ندارند؟ پس وقتی نمی دانید که کجا می روید، هر راهی شما را به آنجا می رساند.

[1]

بنابراین هر هدفی باید یک نتیجه مشخص داشته باشد. حالا ببینید یک نتیجه و برآیند مشخص چیست. ساده است، معنی آن این است که درمورد نتیجه و برآیندی که می خواهید هدفتان به دنبال داشته باشد واضح و روشن باشید. شاید بپرسید که چرا از واژه برآیند و نتیجه به جای هدف استفاده کردیم. به این خاطر که برآیند همان نتیجه رسیدن و دست یافتن به یک هدف است نه فقط خود هدف. مثلاً فردی را درنظر بگیرید که برای خود هدفی تعیین می کند که در شغلش ترفیع بگیرد. یعنی هدف، گرفتن ترفیع است. به همین خاطر سخت کار می کند و حتی برای اضافه کار هم  می ماند. کارهایی را می کند که هیچکس دیگر حاضر به انجام آن نیست. و بعد از دو سال سخت و پرمشقت، به هدف خود می رسد و در کارش ترفیع می گیرد. اما متاسفانه زندگی زناشوییش در معرض فروپاشی است و دو فرزندش حتی او را به سختی می شناسند چون دو سال گدشته را خیلی کم در خانه گذرانده است.

اگر ترفیع را نتیجه و برآیند در نظر بگیریم، احتمالاً به شرایط رسیدن به آن فکر می کنید: مثلاً “آیا این ترفیع ارزش بر هم خوردن رابطه هایم را دارد؟” یا “اگر دنبال این بروم چه چیزهایی را ممکن است از دست بدهم؟”

یکی دیگر از ویژگی های یک نتیجه واضح و مشخص این است که به شکل مثبت گفته می شود. ذهن ناخودآگاه ما نمی تواند منفی ها را بدون اینکه اول به مثبت تبدیلشان نکنیم نشان دهد. پس مثلاً وقتی می گویید، “باید سیگار را ترک کنم” ذهنتان دقیقاً روی چیزی که می خواهید ترک کنید متمرکز می شود. اما وقتی بگویید “من سیگاری نیستم”  جایگزین دیگری به ذهن ناخودآگاهتان می دهید که در راستای نتیجه ای است که می خواهید ایجاد کنید.

یادتان باشد، چیزی که نمی خواهید را بر زبان نیاورید، چیزی را بر زبان بیاورید که انجام می دهید.

[1]