- مردمان - http://www.mardoman.net -

راههای تسلط بر دیگران : قوانین تضمینی

[1]

در زندگی جذب، غلبه و تسلط بر دیگران اگر درست پیاده شود، عملی است مثبت نه منفی. در صورت کسب این مهارت می توانید به روابط دوستانه و شغلی خود استحکام بیشتری ببخشید. به منظور نیل به این هدف می توانید از راهکارهای زیر استفاده کنید:

گام اول:

در واقع کسب مهارت تسلط بر افراد کار دشواری نیست. البته در این راه باید یه مقدار زرنگ تر از دیگران باشید و از یک سری اصول آن پیروی کنید. تا به حال فکر کرده اید که چطور و چرا بعضی از مردم به راحتی تحت پیروی کسان دیگر قرار دارند؟ رکن اساسی موفقیت در این راه این است که نباید طوری رفتار کنید که نفر مقابل شما به هدف اصلی شما پی ببرد.

گام دوم:

راه رسیدن به این هدف فرمول پیچیده ای ندارد. اولین قانون آن این است که بدانید نمی توانید هیچگاه به زور کسی را مطیع خود سازید، چرا که به زور کاری را انجام دادن یک نوع زورگیری محض است نه تسلط. در ابتدا باید طوری رفتار کنید که ظاهرا” بر خلاف میل درونی و واقعی شما باشد، ولی چاره ی دیگری ندارید، در این جاست که نفر مقابل شما تصمیم می گیرد تا به شما برای رسیدن به نیتتان کمک کند.

گام سوم:

در اصل، شما باید با نحوه رفتار و برخوردتان اعتماد طرف مقابل را جلب کنید. ( طوری که او مطمئن شود قصد ضرر رساندن به او را ندارید و کاملا” فردی صادق هستید). جهت کسب اطمینان و اعتماد طرف مقابل، باید با احتیاط پیش بروید. رابطه ای صمیمی با او ایجاد کنید و از محاسن وی تعریف کنید. دقیقا” پس از چندی که معتمد بودن خود را در دید نفر مقابل احساس کردید می توانید هدف اصلی خود را اجرا کنید!

گام چهارم:

اگر نفر شما همکارتان باشد، با بازی با کلمات و در کمال احترام از او خواهش کنید که اگر می تواند یک فنجان چای یا قهوه برایتان بیاورد؛ برای مثال این طور بگویید: “آقای رضایی می دانم که خیلی مشغول هستی و رئیس کلی کار برای تو گذاشته ولی احساس می کنم کافئین خونم پایین آمده و دقیقا” وسط کارم است و نمی توانم آن را نیمه کاره رها کنم، می توانم از تو خواهش کنم یک فنجان قهوه برایم بیاوری؟” ۹۰ درصد او اینکار را می کند مگر اینکه خیلی آدم بد جنسی باشد!

[1]

گام پنجم:

در مرحله بعد از حس صمیمی بودن وی با خود مطمئن شوید. بطور مثال، از او بخواهید که بعد از اتمام کار روزانه با هم به یک باشگاه ورزشی تنیس بروید، حتی نظر او را در مورد یک باشگاه خوب جویا شوید و پیشنهاد دهید که به باشگاه پیشنهادی او بروید. در قدم بعدی اگر او در بازی خود مهارت زیادی داشت از او  البته اغراقانه! تعریف کنید، بطور مثال: “می دانستی تو در این بازی خیلی ماهری و این یک استعداد ذاتی و مادرزادی است که در تو از کودکی بوده”

گام ششم:

بعد از اتمام ورزش خود قدم بعدی این است؛ ابتدا مطمئن شوید یه مقدار پول همراهتان است، سپس به دوستتان بگویید: “چقدر برای ثبت نام در این باشگاه هزینه کرده ای، می آیی به دفتر بروم و من هم ثبت نام کنم” موقع پرداخت، پول خود را از جیب بیرون بیاورد، در اینجاست که رفیق شما به حساب آشناییت با باشگاه نمی گذارد شما پولی بدهید! البته این کار خیلی پستی است و من خودم هیچ وقت دوست ندارم کسی دائما” به من دستور بدهد یا چیزی بخواهد، در این حالت است که با تکرار این قضایا به رفاقت بینمان  شک می کنم.

گام هفتم:

در راه تسلط به دیگران همواره باید توجه کنید که هدف شما دشمن کردن دوستان و رفقای شما نباشد و این مهارت خود را در راه منفی و یا اثرگذاشتن منفی در زندگی و روحیه دیگران بکار نبرید. خود من سالها پیش حدود ۲۵ سال قبل ناآگاهانه با اجرای غلط و افراطی این هدف باعث اختلاف و بحث دو نفر از دوستان صمیمی ام  شدم که البته خود آنها بعد از این همه سال نمی دانند که جرقه ی این آتش اختلاف را من به راه انداختم! خیلی ناراحت کننده است. پس باز هم یادآوری می کنیم که استحکام در روابط را محور اصلی هدف جذب دیگران و تسلط بر آنها قرار دهید.

نکاتی مهم در این مورد:

[1]