از شغلم متنفرم : وقتی شغلتان را دوست نداشته باشید، چه باید بکنید

مطالب مرتبط

38 دیدگاه

  1. سولماز says:

    دوکار خیلی مهمه
    من که لطمه خوردم
    چون محیط کارم و خود کارم خیلی سخت بود و آزار دهنده
    و نتونستم
    ادامه بدم
    به نظر من در ابتدا باید به علایق اهمیت بدیم
    بعد دنبال یه رشته ی خوب بریم
    بعدم
    تو همون رشته کاری پیدا کنیم
    این بهتره البته تو این بیکاری و گرونی موندن و تحمل کردن هم مفیدتره هاااااااااا
    ممنون از مقاله

  2. بهار says:

    میدونید مقاله تون به درد چه زمانی میخوره اون دورانی که همچین که مدرکتو میگرفتی با اماج استخدام و انواع شغل ها رو به رو میشدی نه حالا که لیسانس میگیری میگن کمه…فوق میگیری میگن کمه…دکترا میگیری بازم کمه…الان تازه با لیسانس شغل خدماتی بهت پیشنهاد میکنن اصلا دیگه انگار نه انگار ۴ سال زحمت کشیدی….بله …..با این وضع کار الان هیچ کس دیگه به ذهنشم خطور نمیکنه که چون کارشو دوس نداره بذاره بره…نخیر هم اصلا…شما برید یه گشت تو جامعه بزنین بعد بیاین واسه خودتون مقاله بنویسین …والا…اخه ادم عصبانی میشه این چیزا رو میخونه……

    • آرش says:

      من ۲۹سالمه ارشد مدیریت ئارم حدمت سربازیم که تموم شد به هر دری زدم تو لابلاش سپاه هم شرکت کردم قبولم شدم ۵ ماهه رفتم سرکار ولی تو این ۵ ماه نه شب دارم نه روز روحیمو از دست دادم حوراکم نصف شده شغلمو دوست ندارم هر روز صبح که میرم سرکار انگار پای دار اعدام میرم بخدا نه راه پیش دارم نه پس اگه از این ورم انصراف بدم آبروی خودمو خانوادم میره نمیدونم چیکار کنم تضمینیم نیست شغل جدیدی پیدا کنم…..خدایا خودت به دادم برس

    • لیلا says:

      همین الانی که کار پیدا نمیشه من با چشم خودم دیدم که شخصی با مدرک دیپلم سر بهترین کار میدره با بند پ

  3. دوست شما says:

    پاسخ شما دو نفر ( خانم سولماز و بهار ) بنظر می آید که از دو فضای متفاوت بلند شده یکی در فضای داخل کشور و یکی هم خارج کشور !!
    بدون شک مسئله کار از مسئله ازدواج مهمتر است چون اگر کار نباشد ازدواجی هم نخواهد بود ! پس اگر بدنبال ازدواج هستید اگر بدنبال یک زندگی یکدست و بی مسئله هستید و اگر کله مبتارکتان بوی قرمه سبزی نمیدهد پس به هر کاری که پیش آمد بچسیبید و بلا نسبت مثل کنه هم بچسبید و ترکش نکنید حتی اگه شده کارفرما را اخراج کنید اما نگذارید که شما را اخراج کنند ! ولی من هم که خصوصیاتم به پدر مرحومم رفته جور دیگری به مسئله کار نگاه میکنم . من همیشه متحیرم از کسانیکه بیش از سه سال در یک شغل ثابت میمانند و خندم میگیره کسی رو که میبینم بازنشستگیش رو جشن میگیره . واقعا برام قابل درک نیست که چطور میشه یه آدم ۳۰ سال مثل یک ماشین کوکی هر روز صبح بره سر یک کار مشخص و شب برگرده تو رختخواب تا صبح بتونه سر ساعت همین داستان رو شروع کنه ؟ این آدمها رو وقتی ازشون میخواهید که زندگیشون رو تعریف کنند زیاد سر شما رو درد نمیارن در سه کلام : فلان سال فارغ التحصیل شدم و خدا رو شکر فلان سالش هم رفتم تو این شرکت یا اداره بعد ازدواج کردم و بچه دار شدم و حالا هم خدمت شما هستم ! همین . … دوست شما

  4. سولماز says:

    سلام
    دوست شما فکر میکنم شما زیادی خوش شانس هستید
    چون که همیشه خیلی راحت درباره ی هر چیزی حرف میزنید
    فکر کنم دلیلش اینه که زندگی آرومی دارید
    منیدونید زندگی چجوریه؟
    اینجوری که کار اگه نباشه در واقع بی انگیزه میشه آدم مگه نه؟
    ازدواجم باشه یا نباشه زیاد مهم نیستش
    چون با این طرز فکراای که من میبینم
    همون بهتر که ازدواج نکرد
    البته تا خدا چی بخواد ولی در باره ی کار باید بگم که روحیات آدما متفاوته
    ممنونم

  5. دوست شما says:

    با سلام مجدد به شما . ممنون از توجه شما . کاملا صحیحه که اگه کار نباشه آدم بی انگیزه میشه .و اصلا بقول مارکس این کاره که انسان رو میسازه و در کوران اونه که آدم آبدیده میشه خداوند از هیچ کس به اندازه یه آدم بیکار بدش نمیاد و تفاوت انبیا و اولیاء خدا با این تن لش هایی که خودشونو متولی مردم و دین میدونن هم همین تن بکار دادن و کسب روزی از طریق کار و تلاش فیزیکی و نه زبانی ! در کنار رهبری کردن و هدایت کردن مردم بوده و صرف رهبری کردن و یا پیشوایی کردن رو به عنوان کار و محل رزق و روزی تلقی نمیکردند و تا جاییکه زیباترین کلام در این باره و بطور فشرده از خداونده که در قرآن میفرماید که لیس النسان الا ما سعی یعنی هیچ حقی برای انسان مشروعیت نداره مگر اون چیزی که از طریق کار و تلاش عملی ِفردی بدست اومده باشه ! اما منم نگفتم که بیکارم و دوست ندارم کار کنم جالبه بدونین که من اکثر اوقات روزی ۱۳ الی ۱۶ ساعت کار مداوم و بی وقفه انجام میدم و اکثر اوقات حداکثر ۵ ساعت رو میتونم برای خوابم کنار بگذارم . اما کاری که انجام میدم کاریست که بشدت به آن علاقه مند هستم و مشتری اونم فعلا و در حال حاضر خودم هستم ! برام مقدور نیست که فی الحال بگویم چه میکنم ولی شاید عنوان کلی یک کار پژوهشی عنوان بی ربطی نباشه . بهر حال من همیشه اینو بدوستان گفته ام که اگه قرار بود آدم دوبار به دنیا بیاد میشه که گفت حالا این بارش فدای سر فلانی یا فلان اشتباه اما وقتی فقط یک بار فرصت زندگی کردن داریم پس سعی و تلاشمون این باشه که درست و مطابق اونچه که دوست داریم و علاقه داریم زندگی کنیم تحت این شرایط هست که اگه عمر کوتاهی هم داشته باشیم اما مغبوم نشده ایم و تونستیم با آرامش چشمان رو بر هم گذاشته و از این دنیا دل بکنیم … دوست شما

  6. سلام تا حدودی با شما موافقم اما انسان اگر خود را بپذیرد دیگران را هم میتواند بپذیرد من اگر با صاحب کار امروزم مشگل داشته باشم و او را بعنوان یک انسان بداخلاق نپذیرم چه بسا در مکان دیگری هم که مشغول به کار شوم همین مشگل برایم پیش بیاید پس از نظر من مشگل خود ما هستیم نه دیگران

  7. مهدی says:

    سلام
    با تشکر از دیدگاههای دوستان ، من قکر میکنم سبک نگرش هر فرد و برخورد باشغلی که داره به همون افکار درونیش و برداشتش از فضای بیرونه ، یکی که مثل سولماز خانم همیشه فکر میکنه که بیکاریه وکار نیست یا جامعه داره به فنا میره و از این حرفا … باید هم همیشه همیجور فکر کنه .
    حتی اگه یه دکتر یا مهندس هم که باشه با یه شغل خوب فکر میکنه جایگاه بدی داره .
    همیشه آدم اگه شغلشو دوست نداره مختاره که ولش کنه نه اینکه بخواد سی سال تحمل کنه

  8. علی says:

    سلام خدمت دوستان عزیز و با تشکر از مسئولین سایت مردمان
    باید خدمت شما عرض کنم علاقه به کار یکی از مهمترین گزینه ها برای انتخاب شغله چون بیشترین زمان عمر و زندگیتان در محل کار میگذرد و بزرگترین سرمایه انسان تا هنگام مرگش زمان است و این مهمه که شما زمان زندگیتان را چگونه صرف می کنید؟
    من خودم از لحاظ مالی فقیر بودم و پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه و خدمت سربازی به دنبال کار می گشتم تا اینکه موفق شدم به استخدام یکی از بانکها در بیایم با اینکه نمیدونستم که به این کار علاقه دارم یا نه چون مجبور بودم. بعد از مدتی متوجه شدم که اصلا به این کار علاقه ندارم ولی مجبور بودم ان را تحمل کنم که یک روز آن به اندازه یک سال برام تموم میشد که البته هنوزم ادامه داره ولی در عوض دوستی داشتم که او نیز شرایط مالی من رو داشت ولی هر چی بهش گفتم حاضر نشد در بانک استخدام بشه او میگفت برایان تریسی میگه ارزش یک ساعت شما چقدره؟ و آغاز موفقیت بزرگان از همین سوال شروع شده و دوستم بالاخره موفق شد. ما هر دو مهندس کامپیوتر هستیم او توانست با روزی ۵ ساعت انجام کار مورد علاقه اش بعد از دو سال زندگی سخت به ثروت برسه و به کانادا مهاجرت کرد و بر خلاف زندگی فقیرانه قبلی به توانگری و ثروت برسد او الان با هفته ای ۷ ساعت مشاوره در آمدی حدود ۱۵ برابر من داره و من الان از ساعت ۷ صبح تا ۸ شب(باجه عصر) با مدرک مهندسی در پشت باجه مشغول پول شمردنم و فکرم فسیل شده من مدرک تافل زبان انگلیسی را هم دارم در امسال فقط ۸۰۰ لغت انگلیسی از ذهنم به دلیل فشار کاری پریده و همچنین برخی از معلومات کامپیوتریم! دوست من حاضر نبود حتی یک ثانیه از وقتشو به کاری که دوست نداره اختصاص بده با اینکه از لحاظ مالی فقیر بود و نتیجه این تفکرش را هم دید.چون وقتی شما به کاری علاقه داشته باشید انگیزه و قدرت تفکر و خلاقیتتان چندین برابر می شود و به شما جهت پول سازی کمک میکند. شما قبل ازانتخاب شغل حتما با یک مشاور و متخصص و همچنین روانشناس مشورت کنید تا تصمیم درستی بگیرید چون انصراف از کار انجام شده خیلی سخته به دلیل اینکه جو پر فشاری از افکار منفی و استرس ها در محل کار،خانواده و نزدیکانتان برای منصرف کرن شما از استعفا دادن ایجاد میشود.
    اگر خداوند روزی رسان است و ما قلباً نه زبانی به آن اعتقاد داریم پس نباید نگران رزق خود باشیم و باید تلاش کنیم در راستای علاقه خودمان.
    امیدوارم در تمام عرصه های زندگی در پناه خدای مهربان موفق و پیروز باشید
    با تشکر

  9. .......... says:

    جالب بود البته من هم مثل سایر دوستان پس از لیسانس مهندسی نتونستم توی رشته تحصیلیم کار پیدا کنم اما وقتم را تلف نکردم و زبان انگلیسی را تا سطح فوق متوسط خوندم بعد وارد کار بازرگانی شدم البته این هم به شما بگم با کلاسهای مثبت اندیشی ظرف یکماه کار پیدا کردم هر چند الان هم خیلی راضی نیستم اما عدم رضایت باعث رشد میشه و من هر روز در حال آموزشم واسه همین اینجام موفق باشید و دست از منفی بافی بردارید

    • مجتبی says:

      منم مثل شما بودم، اما تو این جامعه آنچنان خوردت میکنن که سر ۱ ماه نشده کلاس مثبت اندیشی رو میریزی دور و با واقعیت روبه رو میشی که روز به روز اعصاب خوردی و افسرده تر شدن رو برات میاره. لعنت به دانشگاهایی که ما داریم. همچین که پات رو گذاشتی بیرون تازه می فهمی چه خبره تو جامعه اونوقته که میگی لعنت به من، کاش لیسانسم نمیگرفتم و دنبال یه تجربه می گشتم که به درد آیندم بخوره. از من میشنوید یا دنبال کار بگردید و در کنارش درس رو بخونید و یا اگه میخواید درس بخونید و در کنارش یه کار مرتبط انجام بدید و تجربه کسب کنید .

  10. سهبا says:

    من از کارم متنفرم چون هیچ ربطی به رشته نحصیلی و حتی به روحیه من نداره خیلی سخته به خاطر شرایط و حرج روزانه ات مجبور به انجام کاری باشی که رزو به روز افسردگی ات رو بیشنر میکنه

دیدگاه خود را بنویسید: (توجه: برای درج بک لینک و تبلیغات با آی دی kamranzxc در تلگرام تماس بگیرید)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *