- مردمان - http://www.mardoman.net -

شرکتهای هرمی: سراب یا واقعیت؟

[1]

چند وقت پیش عده ای از دوستانم پیشنهاد دادند که عضو یک شرکت بازاریابی زنجیره ای شوم. این شرکت ها معمولاً روی اصل طرح هرمی کار می کنند. طرح هرمی یک مدل بیزنس ناپایدار می باشد که شامل تبادل پول برای وارد کردن افراد دیگر در طرح می باشد. طرح های هرمی در بسیاری از کشورها غیرقانونی هستند از جمله ایالات متحده، انگلستان، فرانسه، کانادا، مالزی، نروژ، اتریش، نیوزلند، نپال، سری لانکا، و ایران. به طور طبیعی، ۹۹/۹۹% از افراد در این بیزنس پول خود را از دست می دهند.

بد نیست اول نگاهی به معنی بازاریابی زنجیره ای در لغت نامه بیندازیم:

براساس تعریف لغت نامه، در بازاریابی زنجیره ای، مردم جهان به دو دسته تقسیم می شوند یکی مشتریان آتی و دیگری اعضای بازاریابی زنجیره ای.

 C.A.P.: نماد ارتباطات، قرارملاقات ها و معرفی (پرزنتیشن) می باشد. این افراد لیستی از تمام اسامی که باید با آنها تماس بگیرند، تمام برنامه های ملاقات های آن روز و پرزنت های برنامه ریزی شده را هر روز با خود دارند. برای روزهای تعطیل یکسری برنامه های خاص دارند که برنامه تعطیلات نامیده می شود.

دعوت کردن: اولین و یکی از مهمترین مهارت هایی است که برای موفق شدن در این بیزنس نیاز دارید. نکات زیر در این زمینه اهمیت زیادی دارد:

۱) کنجکاوی رمز دعوت کردن است، یک کنجکاوی در فرد مقابل ایجاد کنید و آن را قانع نکنید (باید).

۲) به هیچ وجه نباید پشت تلفن بیزنس را برای کسی پرزنت یا معرفی کنید. (نباید)

۳) اعضا همیشه اسامی افراد را در ذهنشان مرور می کنند (باید).

۴) وقتی با مشتری های آتی تماس می گیرند طوری رفتار می کنند که می خواهند یک ایده بیزنس را به او معرفی کنند که فرصت خوبی برای تغییر زندگی اوست (باید).

پرزنت کردن یا معرفی: منبع اطلاعاتی اعضای بازاریابی زنجیره ای معمولاً شامل این موارد است:

۱) پروفابل شرکت

۲) طرح بیزنس

۳) بروشورهای شرکت

۴) کار گروهی

۵) چک های تقلبی

پیگیری: خیلی افراد نمی توانند فوراً یا بعد از یک جلسه وارد شوند. درواقع جا انداختن این مسئله برای خیلی ها دشوار است. به همین خاطر پیگیری باید بعد از معرفی باشد. اینجا همه اعضای بازاریابی زنجیره ای با فرد صحبت می کنند و سوالات او را پاسخ می دهند. در این مرحله اعضا مثل هنرپیشه های هالیوود رفتار می کنند و خود را خیلی خوشحال از این نشان می دهند که پول زیادی به دست می آورند.

این اعضا برای گول زدن دوستانشان چه می کنند:

·         هیچوقت بیزنس را قبل از جلسات آموزشی و به دست آوردن تجربه کافی به کسی معرفی نمی کنند. معمولاً در ۲ تا ۳ ماه تجربه لازم برای گول زدن افراد را به دست می آورند.

·         آنها به محض نزدیک شدن به دوستشان درمورد بازاریابی زنجیره ای با او حرف نمی زنند. فقط می گویند که وارد یک بیزنس شده اند. سعی می کنند کنجکاوی دوستشان را درمورد آن بیزنس جلب کنند. طوری خودشان را به دوستانشان نشان می دهند که انگار پول زیادی به دست می آورند و وقتی که آن فرد مظلوم اصرار می کند که درمورد آن بیزنس بیشتر بداند به او می گویند که به شرکتشان برود تا آنجا به او توضیحات لازم را بدهند. یادتان باشد، به هیچ وجه به دوستشان نمی گویند که این بیزنس بازاریابی زنجیره ای یا شبکه ای است. فقط از واژه بیزنس استفاده می کنند. هدف این است که پرزنت انجام شود.

[1]

·         آنها اعتماد و اطمینان زیادی به سیستم و کار گروهی نشان می دهند. اما واقعیت این است که کاملاً دروغین است و همه این چیزها را بعد از عضو شدن می فهمید.

·         وقتی دوست فرد اصرار می کند که درمورد بیزنس بیشتر بداند، از او می خواهند که قرار ملاقاتی بگذارند و درمورد همکاران این بیزنس حرف بزنند. هیچوقت از واژه پرزنت کردن استفاده نمی کنند و بیشتر از واژه میتینگ استفاده می کنند.

·         اگر آن دوست بپرسد که درمورد بازاریابی شبکه ای است یا نه می گویند نه. و می گیوند که اگر دوست دارد بیشتر بداند یک میتینگ بگذارند. طوری رفتار می کنند که اگر دوستشان برای میتینگ نیامد هم انگار که مهم نباشد. آنها شب ها و روزهای زیادی را برای یک نفر وقت می گذارند و سعی می کنند طوری رفتار کنند که انگار اهمیتی نمی دهند.

·         وقتی بعد از همه فریب ها و دروغ ها آن دوست آماده پرزنت شدن شد، به او می گویند که با کسی در آن میتینگ روبه رو می شود که رئیس است و این مقدار و آن مقدار پول درآورده است (اطلاعات غلط، پر از دروغ، هیچوقت اطلاعات واقعی را نمی دهند).

·         بعد از پرزنت شدن، پیگیری شروع می شود که مهمترین بخش در گول زدن افراد در این بیزنس است. به محض اینکه پرزنت تمام شد اعضای این گروه نظر  فرد را  جویا می شوند و اگر بگوید که باید با دوستانش، خانواده یا افراد دیگر مشورت کند تمام سعی خود را می کنند تا آن چیزها را از ذهن او خارج کنند.

وقتی فرد از مشکلات مالی سوال می کند، این افراد چه می گویند:

·         مشکل مالی: ۶-۵ میلیون مهیا کن و ۳-۲ میلیون هم از دوستانتان بگیرید، یا وام بگیرید و بعد پس بگیرید. می گوید من هم همین کار را کردم.

·         مشکل A و B: همه بچه های گروه خیلی کمک می کنند و هوای تو را دارند. فکر می کنی اگر تو رشد نکنی، من رشد می کنم؟ پس من باید به تو کمک کنم. انتخاب دیگری ندارم. از این گذشته تو دوست من هستی، فکر می کنی اگر دوستم نبودی اصلاً تو را اینجا می آوردم؟

·         باید با والدین، دوستان و دیگران مشورت کنم: درمورد این بیزنس با هیچکس نباید حرف بزنی. چه می خواهی بگویی؟ ما یک ساعت و نیم این بیزنس را به تو معرفی کردیم و تو چطور می خواهی آن را به دیگران معرفی کنی؟ ممکن نیست. پس بهتر است که از آنها نپرسی چون هیچکس تصویر خوبی از بازاریابی شبکه ای ندارد.

·         به آنها می گویم که بازاریابی شبکه ای نیست و بیزنس بسیار خوبی است: چه می خواهی بگویی؟ هر چه بگویی خانواده ات می گویند که چک و این چیزها را نشان بده. من خودم تجربه دارم می دانم.

·         فکر می کنم و ظرف دو روز خبر می دهم: اگر بخواهی اینطوری فکر کنی در هیچ بیزنسی موفق نمی شوی. اگر بخواهی یک رستوران باز کنی اول باید آشپز و اینها را استخدام کنی. اول که دنبال مشتری نمی روی و بعد غذا بپزی. در هر حال تصمیم با خودت است اگر بخواهی با کسی مشورت کنی فقط کار خودت را خراب می کنی. توصیه من این است که همین الان بیزنس را شروع کنی و جلسه باید و نبایدها را برایت بگذاریم. اگر هنوز فکر می کنی که باید به این قضیه فکر کنی اشکال ندارد اما با هیچکس درمورد آن حرف نزن یا مشورت نگیر. این تجربه شخصی من است.

یکبار دیگر تکرار می کنیم:

بازاریابی زنجیره ای راه خوبی برای پول درآوردن نیست پس از آن دور بمانید. اینکار فقط شما، دوستانتان و کشورتان را تخریب می کند. شما قربانی نباشید. لطفاً خانواده و دوستانتان را از بین نبرید. حتی در سمینارها و جلسات پرزنت هم به هیچ وجه شرکت نکنید.

[1]